حبط عمل ۱۳۹۳/۰۴/۱۵ - ۱۱۱۲ بازدید

،اگر در گذشته صواب کرده باشیم مثلا اعتکاف رفته باشیم ولی بعد از اون یه گناه خیلی بزرگ انجام داده باشیم ولی الان از اون گناه پشیمون باشیم و توبه کرده باشیم آیا صواب های گذشتمون هنوز هست؟یا بخاطر اون گناه از بین رفته؟

گناهانی چون کفر، شرک، الحاد و ارتداد و به طور کل ایستادن و سرکشی در مقابل خدا باعث از بین رفتن کل اعمال می شود. کسی که در این حالات بدون توبه بمیرد حتی اگر سابقا مسلمان بوده و اعمال خیر هم داشته، هیچ عملی برای او نمی ماند و بدون حساب وارد جهنم می شود.ولی اگر توبه کند ، ممکن است به لطف ورحمت خدا، اعمال خیر سابقش برگردد!
اولا:به بررسی لغوی و قرآنی «حبط» می پردازیم :
- «حبط»به معنى بطلان و نابود شدن است ، چنانکه صاحب صحاح مینویسد: «حبط عمله حبطا اى بطل ثوابه.»- حتى در بعضى از آیات بجاى کلمه حبط ، بطلان بکار برده شده است، چنانکه در آیه 264 سوره بقره میفرماید:لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذى . خلاصه حبط عمل، بطلان و بى اثر شدن آن است زیرا شرط صحّت عمل ، ایمان است و کسیکه بى ایمان ،عمل خیر کند داعى او در عمل ، فرمان خدا نبوده .
- حبط در اصل به گفته راغب در مفردات به معنى این است چهار پایى آن قدر بخورد که شکمش باد کند و چون این حالت سبب فساد غذا و بى اثر بودن آن مى گردد این واژه به معنى باطل و بى خاصیت شدن به کار مى رود لذا در معجم مقاییس اللغة معنى آن را بطلان( وهم ردیف نابودی) ذکر کرده است
ثانیا : اینکه گفته شود هر گناهی اعمال نیک را از بین می برد یا بی اثر می کند، سخن درستی نیست؛ بلکه به دلالت آیات و روایات، تنها گناهان خاصّی این ویژگی را دارند؛ گناهانی مثل کفر و شرک و نفاق یا گناهانی که معادل کفر و شرک و نفاق هستند. البته از آن سو، برخی اعمال صالح نیز گناهان را از بین می برند یا بی اثر می کنند؛ که آن اعمال صالح نیز اعمال ویژه ای هستند، که همگی ریشه در ولایت پذیری شخص دارند. در یک کلام، هر که از تحت ولایت خدا و اولیای الهی خارج شود، حتّی اگر بی نهایت عمل صالح هم داشته باشد، فایده ای برایش ندارد؛ کما اینکه اگر کسی از تحت ولایت غیر خدا خارج شود و تحت ولایت خدا قرار گیرد، تمام گناهانش پاک می شوند.
البته حساب حقّ الناس جداست. بلکه طبق برخی روایات، حتّی حقّ الناس او هم در آخرت بخشیده می شود؛ یعنی خداوند متعال از فضل خویش، صاحب حقّ را راضی می کند و بنده اش را نجات می دهد. البته دقّت فرمایید! گفتم در آخرت نه برزخ. چون شفاعت در برزخ، تضمین نشده است. لذا در روایات اهل بیت علیهم السلام آمده که: « ما برای شما از برزخ می ترسیم.»
امّا چرا خروج از تحت ولایت خدا و اولیای الهی موجب حبط اعمال است؟
روشن است. چون اساساً آدمی دو عمل بیشتر قادر نیست انجام دهد. ما یا تحت ولایت خدا قرار می گیریم یا تحت ولایت غیر خدا. اوّلی ریشه ی تمام حسنات است و دومی ریشه ی تمام سیئات. لذا اگر کسی تحت ولایت غیر خدا باشد و ظاهر اعمال حسنه را هم انجام دهد، نه تنها آن اعمال ظاهراً حسنه از او پذیرفته نمی شود، بلکه چه بسا همانها را هم سیئه محسوب می کند. لذا آن عرب چه خوش گفته است که: « مَن لم یُوالی فی البریّة حیدرا ــ سِیّان عند الله صلّی ام زَنا» یعنی آنکه در زمین تحت ولایت علی علیه السلام نباشد، نزد خدا فرقی نمی کند که نماز بگزارد یا زنا کند.
چون عمل حسنه، با سه شرط حسنه است. نخست باید حسن فعلی داشته باشد؛یعنی ظاهر فعل باید همانی باشد که خدا فرموده است. دوم باید حسن فاعلی داشته باشد؛ یعنی انجام دهنده خودش باید تحت ولایت خدا باشد نه تحت ولایت غیر خدا؛ به عبارت دیگر، باید در بندگی خدا فعل را انجام دهد نه در بندگی غیر خدا. سوم باید حسن غایی داشته باشد؛ یعنی فعل باید برای خدا باشد نه برای غیر خدا. لذا حتّی اگر شیعه ی خاص باشی ولی کار خوب را برای خدا انجام ندهی، ریالی ارزش ندارد. کار وقتی خوب است که این سه شرط را داشته باشد، و الّا ظاهراً خوب است نه حقیقتاً.
شواهد قرآنی:
1ـ « یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا أَصْواتَکُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِیِّ وَ لا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ کَجَهْرِ بَعْضِکُمْ لِبَعْضٍ أَنْ تَحْبَطَ أَعْمالُکُمْ وَ أَنْتُمْ لا تَشْعُرُونَ ـــــ اى کسانى که ایمان آورده اید! صداى خود را فراتر از صداى پیامبر نکنید، و در برابر او بلند سخن مگویید آن گونه که بعضى از شما در برابر بعضى بلند صدا مى کنند، مبادا اعمال شما نابود گردد در حالى که نمى دانید.» (الحجرات:2)
بی ادبی در محضر ولیّ الله از مصادیق خروج از تحت ولایت خداست؛ لذا موجب حبط عمل است. پس اگر امروز کسی مثلاً با استناد به فلان کشف علوم تجربی ـ که از علوم ظنّی است ـ حدیث قطعی ـ نه ظنّی ـ معصوم را زیر سوال ببرد، تمام اعمالش حبط می شوند. چون از تحت ولایت معصوم خارج شده و در تحت ولایت علم سکولار قرار گرفته است. مثلاً اگر کسی فرضیّه ی داروین را در مورد انسان بپذیرد، تمام اعمالش حبط می شود. چون اینکه آدم علیه السلام از خاک خلق شده، از قطعیّات آیات و روایات است. امّا در مورد سایر موجودات، چنین قطعی وجود ندارد.
2ـ « وَ مَنْ یَکْفُرْ بِالْإیمانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَ هُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرینَ ـــــ و کسى که انکار کند آنچه را باید به آن ایمان بیاورد، اعمال او تباه مى گردد؛ و در سراى دیگر، از زیانکاران خواهد بود.» (المائدة:5)
پس منکر اصلی از اصول اسلام یا فرعی از فروع اسلام، برابر با کفر بوده، به معنی خروج از تحت ولایت خدا و موجب حبط عمل است. لذا اگر مثلاً کسی اعتراض کند به جواز تعدّد زوجات در اسلام یا مثلاً قانون قصاص را زیر سوال ببرد، در حکم کافر بوده اعمالش حبط می شود.
3ـ « وَ مَنْ یَرْتَدِدْ مِنْکُمْ عَنْ دینِهِ فَیَمُتْ وَ هُوَ کافِرٌ فَأُولئِکَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ وَ أُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فیها خالِدُون ـــــــ ولى کسى که از دینش برگردد، و در حال کفر بمیرد، تمام اعمال نیک او، در دنیا و آخرت، بر باد مى رود؛ و آنان اهل دوزخند؛ و همیشه در آن خواهند بود.» (البقرة:217)
4ـ « وَ یَقُولُ الَّذینَ آمَنُوا أَ هؤُلاءِ الَّذینَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَیْمانِهِمْ إِنَّهُمْ لَمَعَکُمْ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فَأَصْبَحُوا خاسِرین «آنها که ایمان آورده اند مى گویند: آیا این(منافقان) همانها هستند که با نهایت تأکید سوگند یاد کردند که با شما هستند؟! (چرا کارشان به اینجا رسید؟!)» (آرى،) اعمالشان نابود گشت، و زیانکار شدند.» (المائدة:53)
یعنی نفاق معادل کفر بوده موجب حبط عمل است.
5ـ « وَ الَّذینَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا وَ لِقاءِ الْآخِرَةِ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ هَلْ یُجْزَوْنَ إِلاَّ ما کانُوا یَعْمَلُون ــــ و کسانى که آیات، و دیدار رستاخیز را تکذیب(و انکار) کنند، اعمالشان نابود مى گردد؛ آیا جز آنچه را عمل مى کردند پاداش داده مى شوند؟!» (الأعراف:147)
آخر آیه نکته دارد. یعنی اینها وقتی فعل ظاهراً خوب انجام می دهند، سه شرط لازم را ندارند. وقتی کسی اعتقاد به آخرت ندارد، روشن است که فعلش نمی تواند حُسن غایی داشته باشد. پس وای به حال آن مسلمانهایی که می گویند: « بهشت و جهنّم در همین دنیاست.» با چنین تفکّری معلوم است که شخص با چه نیّتی کار خوب می کند.
6ـ « ما کانَ لِلْمُشْرِکینَ أَنْ یَعْمُرُوا مَساجِدَ اللَّهِ شاهِدینَ عَلى أَنْفُسِهِمْ بِالْکُفْرِ أُولئِکَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ وَ فِی النَّارِ هُمْ خالِدُونَ ــــ مشرکان حق ندارند مساجد خدا را آباد کنند در حالى که به کفر خویش گواهى مى دهند! آنها اعمالشان نابود شده؛ و در آتش، جاودانه خواهند ماند.» (التوبة:17)
7ـ « کَالَّذینَ مِنْ قَبْلِکُمْ کانُوا أَشَدَّ مِنْکُمْ قُوَّةً وَ أَکْثَرَ أَمْوالاً وَ أَوْلاداً فَاسْتَمْتَعُوا بِخَلاقِهِمْ فَاسْتَمْتَعْتُمْ بِخَلاقِکُمْ کَمَا اسْتَمْتَعَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِکُمْ بِخَلاقِهِمْ وَ خُضْتُمْ کَالَّذی خاضُوا أُولئِکَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْخاسِرُون ــــــــ (شما منافقان،) همانند کسانى هستید که قبل از شما بودند(و راه نفاق پیمودند؛ بلکه) آنها از شما نیرومندتر، و اموال و فرزندانشان بیشتر بود. آنها از بهره ی خود استفاده کردند؛ شما نیز از بهره ی خود، استفاده کردید، همان گونه که آنها استفاده کردند؛ شما(در کفر و نفاق و استهزاى مؤمنان) فرو رفتید، همان گونه که آنها فرو رفتند؛ (ولى سرانجام) اعمالشان در دنیا و آخرت نابود شد؛ و آنها همان زیانکارانند.» (التوبة:69)
8ـ « إِنَّ الَّذینَ کَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبیلِ اللَّهِ وَ شَاقُّوا الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ ما تَبَیَّنَ لَهُمُ الْهُدى لَنْ یَضُرُّوا اللَّهَ شَیْئاً وَ سَیُحْبِطُ أَعْمالَهُمْ ـــــ آنان که کافر شدند و(مردم را) از راه خدا بازداشتند و بعد از روشن شدن هدایت براى آنان(باز) به مخالفت با رسول(خدا) برخاستند، هرگز زیانى به خدا نمى رسانند و(خداوند) بزودى اعمالشان را نابود مى کند.» (محمد:32)
9ـ « ذلِکَ بِأَنَّهُمْ کَرِهُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأَحْبَطَ أَعْمالَهُم ــــــــ این بخاطر آن است که از آنچه خداوند نازل کرده کراهت داشتند؛ از این رو خدا اعمالشان را حبط و نابود کرد.» (محمد:9)
حتّی نارضایتی به احکام خدا، از مصادیق خروج از تحت ولایت خداست.
10ـ « ذلِکَ بِأَنَّهُمُ اتَّبَعُوا ما أَسْخَطَ اللَّهَ وَ کَرِهُوا رِضْوانَهُ فَأَحْبَطَ أَعْمالَهُمْ ـــــ این بخاطر آن است که آنها از آنچه خداوند را به خشم مى آورد پیروى کردند، و آنچه را موجب خشنودى اوست کراهت داشتند؛ از این رو(خداوند) اعمالشان را نابود کرد.» (محمد:28)
11ـ « أُولئِکَ الَّذینَ کَفَرُوا بِآیاتِ رَبِّهِمْ وَ لِقائِهِ فَحَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فَلا نُقیمُ لَهُمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَزْناً ـــــ آنها کسانى هستند که به آیات پروردگارشان و لقاى او کافر شدند؛ به همین جهت، اعمالشان حبط و نابود شد! از این رو روز قیامت، میزانى براى آنها برپا نخواهیم کرد.» (الکهف:105)
12ـ « ذلِکَ هُدَى اللَّهِ یَهْدی بِهِ مَنْ یَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ لَوْ أَشْرَکُوا لَحَبِطَ عَنْهُمْ ما کانُوا یَعْمَلُونَ ــــــ این، هدایت خداست؛ که هر کس از بندگان خود را بخواهد با آن راهنمایى مى کند؛ و اگر آنها مشرک شوند، اعمالی که انجام داده اند، نابود مى گردد.» (الأنعام:88)
13ـ « وَ لَقَدْ أُوحِیَ إِلَیْکَ وَ إِلَى الَّذینَ مِنْ قَبْلِکَ لَئِنْ أَشْرَکْتَ لَیَحْبَطَنَّ عَمَلُکَ وَ لَتَکُونَنَّ مِنَ الْخاسِرین ــــــ به تو و همه ی پیامبران پیشین وحى شده که اگر مشرک شوى، تمام اعمالت تباه مى شود و از زیانکاران خواهى بود.» (الزمر:65)
14ـ « مَنْ کانَ یُریدُ الْحَیاةَ الدُّنْیا وَ زینَتَها نُوَفِّ إِلَیْهِمْ أَعْمالَهُمْ فیها وَ هُمْ فیها لا یُبْخَسُونَ (15) أُولئِکَ الَّذینَ لَیْسَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ إِلاَّ النَّارُ وَ حَبِطَ ما صَنَعُوا فیها وَ باطِلٌ ما کانُوا یَعْمَلُون ــــــــ کسانى که زندگى دنیا و زینت آن را بخواهند، اعمالشان را در همین دنیا بطور کامل به آنها مى دهیم؛ و چیزى کم و کاست از آنها نخواهد شد؛(15) آنها در آخرت، جز آتش، نخواهند داشت؛ و آنچه را در دنیا انجام دادند، بر باد مى رود؛ و آنچه را عمل مى کردند، باطل و بى اثر مى شود.» (هود)
یعنی اگر فعل ظاهراً خوب، حُسن غایی نداشت و برای رضای خدا نبود، پاداشش همان فوایدی است در دنیا گرفته است. لذا در آخرت نصیبی نخواهد داشت. چون کار را برای خدا و آخرت نکرده است. مثلاً به فرض اگر ادیسون خدماتش برای خدا نبوده باشد، اندازه ی دانه ی ارزنی سود اخروی نخواهد برد. پاداش او همان حُسن شهرت و ثروت زیادی خواهد بود که در دنیا نصیبش شده است. البته گفتم فرضاً، ما از دل ادیسون خبر نداریم.
ملاحظه می کنید که تمام آیات ناظر به حبط اعمال، حول یک محور می چرخند؛ یعنی خروج از تحت ولایت خدا. لذا تا زمانی که شخص تحت ولایت خداست، هیچ گناهی نمی تواند عملی از اعمال او را حبط کند. امام صادق علیه السلام فرمودند: « الْإِیمَانُ لَا یَضُرُّ مَعَهُ عَمَلٌ وَ کَذَلِکَ الْکُفْرُ لَا یَنْفَعُ مَعَهُ عَمَل ـــــ با وجود ایمان، هیچ عملی ضرر نمی زند؛ و همچنین با وجود کفر، هیچ عملی نفعی ندارد.» (الکافی، ج 2 ، ص464)
البته توجّه شود! مقصود آن نیست که گناه مجازات ندارد؛ بلکه مقصود آن است که با وجود ایمان، گناه نمی تواند به اعمال صالح شخص زیان برساند. مؤمن گناهکار، در عالم برزخ، ابتدا مجازات گناهش را می بیند، بعد به پاداش ثوابهایش می رسد، بی آنکه اندک ثوابی از او بی فایده شود. امّا اگر کسی مثل ابلیس شش هزار سال عبادت کند، و یک لحظه کفر بورزد، تمام آن شش هزار سال باطل می شود. چون عمل بند به ایمان است. لذا وقتی ایمان رفت، اعمال مرتبط به خود را هم می برد. آنگاه اگر دوباره ایمان آورد، باز باید از صفر شروع کند به کسب اعمال با ایمان جدید.
نتیجه بررسی وپاسخ به سؤال :
چنین نیست که همه اعمال صالحه دراثر گناه نابود شود و چنین نیست که هر گناهی موجب حبط اعمال ونابودی آن گردد، بله بعضی از گناهان که درقرآن وروایات ، از آنها ذکری شده چنین وزری را برای عاملین به آن گناهان به ارمغان می آورند ، پس در جواب سؤال ، باید چنین گفت که :اولا: گناه ، همه اعمال صالح را نمی سوزاند اعمال صالحه ای مانند برالوالدین ، سخاوت ، راستگویی وصداقت ، صله رحم و...اینها از بین نمی روند وباقی می مانند . و اگر گناهی مانند شرک ویا ارتداد باشد ثواب اعمال صالحه رابرای آخرت از بین می برد وشخص در سرای آخرت از زحمات خود بی بهره می ماند. ، ونتیجه اعمال نیکش را در همین دنیا خواهد دید ، چنان که به همین موضوع در آیه 15/هود ، اشاره کردیم : «....(نتیجه) اعمالشان را در همین دنیا بطور کامل به آنها مى دهیم و چیزى کم و کاست از آنها نخواهد شد!»

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.