حجاب اهل کتاب ۱۳۹۲/۰۸/۰۴ - ۴۵۴ بازدید

از منظر فقه شیعی اهل کتاب چه کسانی هستند؟ آیا همان اهل ذمه اند؟ رعایت حجاب آنها در جامعه اسلامی چگونه باید باشد؟

۱. اهل کتاب، عبارتی است در قرآن، و منظور از آن کسانی است که به یکی از ادیان یهود، مسیحیت، زرتشتی و صابئین باور دارند (سوره حج آیه ۱۷). اصل این واژه برگرفته از واژه (به عبری: עם הספר) به معنی «امت کتاب» که یهودیان به خود اطلاق می کرده‌اند.
فقها با استناد به آیات قرآن و روایات، عنوان اهل کتاب را در رتبه اول شامل: یهودیان، نصرانیان (مسیحیان) و مجوسی (زرتشتیان) نموده‌اند و سپس پیروان بعضی از مذاهب مانند صائبین را نیز به عنوان اهل کتاب ملحق نموده‌اند. از این رو، کافران کتابی را به اهل کتاب یعنی یهود و نصاری و به کسانی که شبهه داشتن کتاب نسبت به آنان می‌رود یعنی مجوسیان، تقسیم کرده‌اند؛ هر چند گروه دوم در حکم - یعنی پذیرش جزیه - ملحق به اهل کتاب هستند. در این که سامریّه و صابئین از اهل کتابند یا نه، اختلاف است.
۲. حجاب اهل کتاب:
در پاسخ به نکات ذیل دقت بفرمایید:
الف. از تاریخ استفاده می شود که در میان اهل کتاب یعنی قوم یهود و نصاری (و مجوسیان در ایران باستان و حتی بوداییان در هند) حجاب وجود داشته و حتی از آنچه در قانون اسلام آمده سخت تر بوده است، فقط در جاهلیت عرب و در میان مشرکین حجاب وجود نداشته است. (مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ۱۹،صفحه ۳۸۵) اما دلیل ما بر وجود حجاب در میان این اقوام گواه تاریخ و کتب مقدس آنان به این موضوع است که به چند نمونه اشاره می شود: ویل دورانت در صفحه ۳۰ جلد ۱۲ تاریخ تمدن (ترجمه فارسى) راجع به قوم یهود و قانون تلمود مى نویسد: «اگر زنى به نقض قانون یهود مى پرداخت چنانکه مثلا بى آنکه چیزى بر سر داشت به میان مردم مى رفت و ... در آن صورت مرد حق داشت بدون پرداخت مهریه او را طلاق دهد». تورات و انجیل فعلی که به دست بعضی از شاگردان حضرت موسی و عیسی ـ علیهما السّلام ـ نوشته شده نیز بر موضوع پاکدامنی و حجاب زن تأکید نموده است.
تورات دربارة رِفْقه (دختر بتوئیل) که با نامحرم برخورد می کند چنین می گوید: رِفْقه چشمان خود را بلند کرده، اسحاق را دید و از شتر خود فرود آمد. و از خادم پرسید: این مرد کیست که در صحرا به استقبال ما می آید؟ خادم گفت: آقای من است. پس بُرْقعْ (نقاب) خود را گرفته، خود را پوشاند.( تورات، ناشر انجمن کتاب مقدس ایران، سفر پیدایش، باب ۲۴، فقره ۶۴ و ۶۵، چاپ دوم در ایران، ۱۹۸۷).
مسیحیت هم نه تنها احکام شریعت یهود را درباره حجاب زنان تغییر نداد بلکه قوانین شدید آن را استمرار بخشید ودر برخی موارد با تاکید بیشتری حجاب را مطرح کرد. در مسیحیت به دلیل تجرد و قداست آن، رعایت پوشش کامل و دوری از آرایش به شکل شدیدتری وارد شده است در کتاب مقدس مسیحیان نیز در آیاتی به طور صریح وجوب پوشاندن موی سر وارد بیان شده است( حجاب در ادیان، علی محمدی، ص ۱۲۰ به بعد).
ویل دورانت در جلد اول تاریخ تمدن صفحه ۵۵۲ به بعد راجع به ایرانیان قدیم مى ‌نویسد: زنان طبقات بالاى اجتماع جرات آن را نداشتند که جز در تخت روان روپوش دار از خانه بیرون بیایند...(پوشش آنقدر مهم بوده که حتی) زنان شوهردار حق نداشتند هیچ مردى را ولو پدر یا برادرشان باشد ببینند. در نقشهایى که از ایران باستان بر جاى مانده هیچ صورت زن دیده نمى شود و نامى از ایشان به نظر نمى رسد... چنانکه ملاحظه مى فرمایید حجاب سخت و شدیدى در ایران باستان حکمفرما بوده، که حتى پدران و برادران نسبت به زن شوهردار نامحرم شمرده مى شده اند.
از این نمونه ها بسیار است که به جهت اختصار از ذکر آنها خود داری می کنیم. با توجه به مطالبی که عرض شد به این نتیجه رسیدیم که قانون حجاب در میان دیگر ادیان حتی قبل از ظهور اسلام هم وجود داشته، لذا می توان گفت با ظهور اسلام و واجب شدن حجاب به وسیله آیات حجاب، این موضوع چندان از نظر آنان امر عجیبی نبوده است زیرا آنان از قبل تا حدودی با این مسئله البته با شرائط دینی خود و به شکلی دیگر آگاه بوده اند.
ب: اما در مورد اینکه حجاب آنان در حکومت اسلامی چگونه بوده است، باید گفت به یقین حکومت اسلامی، فشار زیادی روی اهل کتاب و اهل ذمه نداشته و به نحوه حجاب آنان کاری نداشته است؛ ولی گاهی می شود اگر تبعیضی میان زنان مسلمان و غیر مسلمان در یک جامعه واقع شود، به عنوان ثانوی، منشأ مشکلات می شود؛ لذا احتمالا آنان نیز مانند مسلمانان حجاب کامل را رعایت می کردند مثل زنان غیر مسلمانی که در عصر ما در ایران زندگی می کنند، حکومت اسلامی می تواند از آن ها هم بخواهد برای رعایت احترام جامعه اسلامی و همرنگ شدن با مسلمین و برای این که در محیط تبعیضی نباشد، احتراماً ارزش های کشوری را که در آن زندگی می کنند، رعایت کنند که یکی از آن ارزش ها حجاب است. (برگرفته از:  فرهنگ حجاب؛ بیم ها و امیدها، قم: دفتر مطالعات دینی زنان، ۱۳۸)
ج: مطلب دیگر این است که آنچه مسلم است اینست که: آیه حجاب خطابش به مردان و زنان مؤمن و مؤمنه می باشد و نه اهل کتاب، همچنین برخوردی هم از پیامبر یا امیرالمومنین با اینگونه افراد در تاریخ گزارش نشده است.
اما در مورد مشرکین که اعتقادی به حجاب نداشته اند باید گفت چون آیات حجاب در سال ششم هجرت در مدینه و در زمان استقرار حکومت اسلامی در آنجا نازل شده و مشرکی در مدینه زندگی نمی کرده لذا طبیعتا برخوردی هم نمی‌تواند رخ داده باشد.
۳. آزادی مذهبی:
آزادی مذهبی در ایران از دیرباز یکی از نقاط مثبت تمدن ایرانی به شمار می‌رفته است در کتیبه هایی که از کورش کبیر به یادگار مانده است آزادی مذهبی را به عنوان حقوق ملت به رسمیت می‌شمارد و از آن زمان تا کنون نیز همواره اقوام و مذاهب مختلف در گستره جغرافیایی این کشور زندگی کرده اند پس از انقلاب اسلامی این کشور بر اساس آموزه های دین مبین اسلام اداره می‌شود. متدینان به ادیان الهی دیگر حتی در زمان پیامبر اسلام نیز با تعهد به عدم توطئه بر علیه حکومت اسلامی و رعایت قوانین اجتماعی اسلام می‌توانستند با پرداخت مالیات در کشور اسلامی زندگی کنند و حکومت اسلامی نیز وظیفه داشت امنیت آنان را برقرار کرده و از آنها محافظت کند. طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مذهب رسمی کشور ایران اسلام شیعی است اما دیگر ادیان و مذاهب آسمانی که معتقد به خداوند هستند نیز می‌توانند آزادانه شرکت کنند و نه تنها از پرداخت مالیات اضافه معاف هستند بلکه همانند مسلمانان از یارانه های حکومت برای کالاها که برای دیگر افراد در نظر گرفته می‌شود نیز بهره مند می‌شوند. بنابراین مسیحیان در ایران کلیسا داشته و حتی در مجلس شورای اسلامی که محل تصمیم گیری چگونگی اداره کشور است نماینده دارند و می‌توان گفت بزرگترین اقلیت پس از مسلمانان غیر شیعی مسیحیان هستند که غالبا ارامنه هستند که نژاد خاصی از مسیحیان می‌باشند. مسیحیان در برخی شهرها مانند ارومیه و اصفهان و تهران کلیسا دارند و می‌توانند آزادانه مناسک و تعلیمات خاص خود را به همکشیان خود داشته باشند.
۴. جهاد با اهل کتاب:
فقها در کتاب‌هایشان‌ جهاد را به دو قسم ابتدایی و دفاعی تقسیم کرده‌اند: جهاد ابتدایی‌ به‌ معنای‌ جنگ‌ با مشرکان‌ و کفار برای‌ دعوت‌ آنان‌ به‌ اسلام‌ و توحید و برقراری‌ عدالت‌ است‌.در این‌ نوع‌ از جهاد، که‌ مسلمانان‌ آغازگر نبردند، هدف‌، از بین‌ بردن‌ سیطره‌ کفر و فراهم‌ آوردن‌ امکان‌ گسترش‌ دین‌ الاهی‌ است. جهاد ابتدایی در برابر سه گروه واجب است: کافران غیر ذمّی اعم از اهل کتاب و غیر اهل کتاب؛ کفار ذمّی‌ای که شرایط ذمه را نادیده گرفته‌اند و باغیان. جهاد با کفار غیر کتابی با هدف دعوت به اسلام انجام می‌گیرد.آنان تنها دو راه در پیش دارند: پذیرش آیین اسلام یا تن دادن به جنگ. جهاد با کفّار کتابی غیر ذمّی یا ذمّی‌ای که پیمان ذمّه را نقض کرده باشند برای پذیرش اسلام و یا تن دادن به پیمان ذمّه و پرداخت جزیه است.در نتیجه آنان یکی از سه راه را باید برگزینند: گرویدن به اسلام، باقی ماندن بر آیین خود و پرداخت جزیه و یا تن دادن به جنگ.جهاد با باغیان به جهت نقض پیمان و خروج آنان از بیعت با امام علیه السّلام و وادار کردن ایشان به بیعت مجدد است. جهاد دفاعی جهاد دفاعی عبارت است از پیکار با هدف دفاع از اسلام وسرزمین‌های اسلامی در برابر دشمن مهاجمی که اساس اسلام را تهدید می‌کند یا قصد استیلا بر سرزمین‌های اسلامی و ناموس و اموال مسلمانان و یا کشتن گروهی از مسلمانان را دارد.
۵. میزان آزادی اهل کتاب میزان آزادی اهل کتاب در حدّی است که موجب سلطه ی فرهنگی و سیاسی و اقتصادی و اجتماعی غیر مسلمان بر مسلمان نشود. لذا هر جا عملکردی از سوی مسلمان یا مسلمانان یا حکومت اسلامی، منجر به نوعی سلطه ی غیر مسلمان بر مسلمان شود، بدین معناست که عامل آن، از خطّ شرع اسلام خارج شده است.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.