حجاب در ادیان الهی ۱۳۹۱/۰۹/۲۷ - ۳۱۹۴ بازدید

حجاب در ادیان الهی چگونه جایگاهی دارد؟

مساله حجاب در ادیان دیگرحجاب در آیین های ایران باستان:متخصّصین تاریخ ایران باستان بر این مطلب اتّفاق نظر دارند که در ایران قبل از اسلام حجاب رواج داشته و زنان متشخّص ، خود را از مردان پوشیده می داشتند ، لذا در کنده کاریها و دیوار نگاشته های باستانی ایران باستان ، اثری از تصاویر زنان دیده نمی شود. در ایران باستان هرچه موقعیّت اجتماعی زنان بالاتر بوده پوشش آنها نیز غلیظتر بوده است ، تا آنجا که زنان اشرافی صورت خود را هم می پوشانده اند.حجاب در دین یهود:در دین یهود نیز حجاب رواج داشته و وجود آن در میان زنان یهود مورد اتّفاق تاریخدانان است. در تورات و تلمود (دو کتاب مقدّس یهودیان) نیز به صراحت بر وجوب حجاب اشاره شده است. رعایت عفت و حجاب توسط زنان انبیاء و بزرگان بنی اسرائیل در تورات کنونی و تلمود کاملاً مشهود است، در جریان ازدواج حضرت اسحاق (فرزند حضرت ابراهیم) با رفقه ،در تورات آمده‌ است: « رفقه چشمان خود را بلند کرد اسحاق را دید و از اشتر فرود آمد ، زیرا که از خادم پرسید : این مرد کیست که در صحرا به استقبال ما می‌آید؟! و خادم گفت : آقای من است. پس بُرقَع (روبند) خود را گرفته خود را پوشانید.» (تورات، سفر پیدایش، باب ۲۴/۶۵، ۶۴) طبق قوانین یهود عدم رعایت عفّت عمومی دارای مجازات بوده و حجاب از ضروریات زندگی زنان ، خصوصا زنان متاهّل است ؛ به طوری که عدم رعایت عفّت را یکی از علل نزول عذاب الهی بر بنی اسرائیل دانسته‌اند. امّا پس از رنسانس ، تحولات اجتماعی اروپا و ایجاد فضای دین گریزی در غرب، شعائر دینی ، از جمله سنت رعایت پوشش عفیفانه رو به ضعف نهاد و بعضی از زنان یهودی تحت تأثیر فضای اجتماعی دوران تجدّد ، بعضاً حجاب خود را کنار گذاشته و یا مانند فرقه حسیدیم از کلاه گیس به عنوان شکلی از پوشش سر ، استفاده کردند.حجاب در مسیحیّت: مسیحیان ، تورات یهودیان را به عنوان بخشی از کتاب آسمانی خود قبول کرده و آن را عهد عتیق می نامند ، امّا احکام و دستورات عملی این کتاب را لازم الاجرا نمی دانند. در قسمت انجیلی کتاب مقدّس (عهد جدید) نیز احکام شریعت چند مورد توجّه نبوده است. مسیحیان بر این اعتقادند که با تجسم خدا به صورت عیسی مسیح و فدا شدن او در مقابل گناهان بشر ، عهد شریعت پایان یافته و عهد محبّت آغاز شده است. لذا احکام عملی چندانکه در یهودیّت حائز اهمّیّت است در مسیحیّت مورد اهمیّت نیست. بر این اساس ، با اینکه در قسمت عهد عتیق کتاب مقدّس مسیحیان به حجاب توصیه شده است ولی با استناد به آن ، نمی توان واجب بودن حجاب را در مسیحیّت اثبات نمود مگر اینکه در دیدگاه علمای مسیحیّت نسبت به احکام شریعت تغییر دیدگاهی حاصل شود ؛ امّا تعابیری در عهد جدید نیز وجود دارد که از آنها می توان رجحان حجاب را استنباط نمود.امّا از نظر مسلمین شکی نیست که در دین حقیقی حضرت عیسی (ع) حجاب جزء واجبات بوده است. در روایات اسلامی نیز سخنانی از حضرت عیسی (ع) نقل شده که از آنها می توان وجوب حجاب در دین آن بزرگوار را استفاده نمود.
« عیسى بن مریم علیهما السّلام به یارانش فرمودند: « ... زنهار! از نگاه [به نامحرم حتى یک بار] پرهیز کنید! زیرا در دل تخم شهوت مى کارد، و همان [یک نگاه ] براى فساد و تباهى نگاه کننده کافى است. خوشا بحال کسى که دیده اش در دل است؛ نه در چشم. ...»( تحف العقول ، ترجمه جعفری ، ۲۸۷)
« قال عیسى بن مریم علیه السّلام للحواریّین: ایّاکم و النّظر إلى المخدورات فانّها بذر الشّهوة و نبات القسوة. ـــــــ حضرت عیسى علیه السّلام به حواریّین فرمودند: بپرهیزید از نظر کردن به زنان پوشیده ، که همانا آن ، تخم شهوت و گیاه قساوت است.»( مصباح الشریعة ، ترجمه عبد الرزاق گیلانى ، ص۲۷۶)
به نقل بعضی نویسندگان ، برخی از علمای فعلی مسیحیّت نیز گویا حجاب را واجب دانسته اند. دکتر «حکیم الهی» استاد دانشگاه لندن در کتاب «زن و آزادی» پس از تشریح وضعیت زنان در نزد اروپائیان ، در مورد حکم پوشش و حجاب زنان در مسیحیت، عقاید «کلمنت» و « ترتولیان » (دو مرجع مسیحیت و دو اسقف بزرگ) را درباره حجاب چنین بازگو می کند:« زن باید کاملاً در حجاب و پوشیده باشد، مگر آن که در خانه خود باشد زیرا فقط لباسی که او را می پوشاند، می تواند از خیره شدن چشم ها به سوی او مانع گردد. زن نباید صورت خود را عریان ارائه دهد تا دیگری را با نگاه کردن به صورتش وادار به گناه نماید. برای زن مؤمن عیسوی، در نظر خداوند، پسندیده نیست که نزد بیگانگان به زیور آراسته گردد و حتّی زیبایی طبیعی آن نیز باید مخفی گردد؛ زیرا برای بینندگان خطرناک است». (الهی، حکیم، زن و آزادی، ص۵۳)
در تصاویر مذهبی مسیحیان نیز زنان قدّیسه همواره دارای حجاب هستند. از نظر تاریخی نیز تردیدی در این نیست که مسیحیان قرون اوّلیّه حجاب داشته اند. محجبه بودن راهبه های مسیحی نیز یک سنّت دیرینه است که از قرون اوّلیّه مسیحیّت باقی مانده است. در دین مسیحیّت ( مذهب کاتولیک) بین تجرّد و معنویّت رابطه مستقیم وجود دارد و رابطه زناشویی به نوعی مزاحم معنویت شمرده می شود ، لذا خادمان خدا ( اصحاب کلیسا) حقّ ازدواج ندارند. بر این اساس راهبان و راهبه ها سعی می کنند برای رسیدن به معنویت ، گرایشات خود به جنس مخالف و گرایش جنس مخالف به خود را سرکوب کنند. لذا کشیشها و راهبه ها سعی می کنند با اقامت در دیرها از مردم عادی دور باشند. راهبه ها نیز به وسیله حجاب ، حسّ خودنمایی زنانه در مقابل مردها را کنترل می کنند. در انجیل نیز به زنان توصیه شده که از آرایش و خودنمایی بپرهیزند. بر همین اساس و به سنّت دیرین ، افراد عادی هم که به کلیسا می روند معمولاً پارچه ای به سرشان می بندند و آرایش خود را پاک می کنند. بنا بر این ، شکی در این نیست که در مسیحیّت نیز پوشیده بودن زن یک عمل پسندیده است ، اگرچه وجوب آن در مسیحیّت فعلی قابل اثبات نباشد. امّا اینکه چرا همه آنها به این عمل پسندیده اقدام نمی کنند جوابش روشن است. به همان دلیلی که برخی از مسلمانان در عین واجب بودن حجاب آن را رعایت نمی کنند یا ناقص رعایت می کنند. به همان دلیل که بسیاری از افراد متدیّن ، بسیاری از مستحبّات را ترک می کنند. همچنین بین خود مذاهب مسیحیّت و کلیساها و دیرها ، سنّتها گوناگون است . در برخی مذاهب و دیرها سنّت حجاب بسیار جدّی گرفته می شود ولی در برخی دیگر ، این عمل در حدّ یک عمل مستحبّ مؤکّد تلقی می شود.
حجاب یک واجب فطری:
حجاب ــ چه برای زن و چه برای مرد ــ از اموری است که تقریباً در تمام ملل و اقوام واجب شمرده شده است. شاید هیچ قومی نباشد که برهنه گشتن انسان در کوچه و بازار را بپذیرد. در برخی از آیین های شرقی که عضو جنسی مرد را پرستش می کنند برهنگی مجاز دانسته شده است. برخی آیین های هندی نیز این امر را جایز شمرده اند ولی در مقام عمل هیچ قومی نیست که برهنگی مطلق را بپذیرد. حتّی برخی افراد مخالف حجاب نیز حاضر نیستند لخت مادر زاد در حضور مردم حاضر شوند. بنا بر این ، اصل حجاب (پوشیدگی بدن) در همه اقوام دنیا ، بدون اینکه به آن تصریح شود واجب دانسته شده است و اختلاف آنها تنها در مقدار پوشیدگی بدن است. در این میان کسانی مثا اقوام بدوی ، تنها پوشیده بودن عورتین را کافی دانسته اند و برخی دیگر پوشیده بودن تمام بدن را تجویز نموده اند ، و مابقی انسانها ، بین این دو حدّ را به درجات مختلف اتخاذ نموده اند. در مسیحیّت نیز میزان پوشیدگی افراد لاابالی با افراد خداباور یکسان نیست. همینطور میزان پوشیدگی کشیشان و راهبه ها با افراد متدیّن معمولی در یک سطح نیست. کشیشها معمولاً لباسی پوشیده تر و درازتر می پوشند ؛ راهبه ها نیز معمولاً از لباس دراز و مقنعه استفاده می کنند. بین خود راهبها و راهبه ها هم درجات متفاوتی از پوشیدگی مشاهده می شود. به عبارت دیگر معمولاً بین غلظت حجاب افراد با میزان گرایش آنها به معنویّت مبتنی بر خداباوری ــ حتّی اگر معنویت مقبولی نباشد ــ رابطه مستقیم وجود دارد ؛ چه در مردها و چه در زنها ، و بخصوص در زنها. و سرّ این امر در آن است که حجاب و گرایش به پوشیدگی در فطرت انسان نهاده شده است لذا هر اندازه که افراد به فطرت خداجویی و خداپرستی خود نزدیکتر می شوند به همان اندازه نیز به پوشیدگی گرایش پیدا می کنند. در راهبه ها نیز گرایش به معنویت از مسیحیان عادی قویتر است لذا گرایش آنها به حجاب نیز بیشتر است.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.