حجاب در اسلام -حجاب و آزادی -حجاب و محدودیت -جایگاه زن ۱۳۹۰/۱۲/۰۲ - ۳۱۰۵ بازدید

@ ـ آیا حجاب در اسلام به معناى محدودیت نیست و اصلا جایگاه و ارزش زن در اسلام کجاست؟

جواب اجمالی:
۱. حجاب محدودیت است اما محدودیت تعالی بخش، محدودیتی که زمینه ساز لذت بردن بیشتر از زندگی و آزادی است. چرا فرزند خردسال خود را از بستنی خوردن در زمستان منع می کنیم؟ چرا این محدودیت را بر کودکمان تحمیل می کنیم؟ چون می خواهیم بیمار نشود، عفونت جسمش را فرانگیرد تا مجبور شویم داروی تلخ به او بخورانیم . چون می خواهیم بیشتر از زندگی لذت ببرد. چرا در مورد خوردنی ها رژیم می گیریم و خود را محدود می کنیم. چون این محدودیت زمینه ساز لذت بیشتر و مداوم تری می شود. محدودیت حجاب هم افق های بسیار وسیعی از لذت ها را در زندگی فردی ، خانوادگی ، اجتماعی، دنیوی و اخروی باز می کند.
۲. حجاب وسیله ای برای احیای کرامت و ارزش واقعی زن است. با حجاب زن مسلمان اعلام می کند که ارزش من به توانایی ها و استعداد های خدادادی و استعداد هایی است که با زحمت کسب کرده ام. ارزش من را در چشم و خال و خط و ابروی من خلاصه نکن، ارزش های واقعی و متعالی من را ببین. نگاه ابزاری و شهوانی به من ممنوع.
جواب تفصیلی:
این که حجاب یک محدودیت است هیچ شکی در آن نیست. اما آیا محدودیتی سود مند است یا نه؟
انسان موجودی حساب گر است. اگر برخی محدودیت ها را امری معقول و پذیرفتنی می داند به خاطر نتایج سودمند و باصرفه آن است. اگر بیست سال زحمت درس خواندن و شهریه دانشگاه دادن و اضطراب امتحان و کم خوابی و کم خوری و دوری از وطن و ...(که همه محدودیت کردن آزادی هاست) را به جان می خرد به خاطر این است که می خواهد از نتایج آن استفاده کند. نتایجی که به صرفه و به سود خود می داند. بررسی حکمت ها و فوائد حجاب ، ما را در این حسابگری کمک خواهد کرد.
حکمت حجاب
برای حد پوشش و نگاه به صورتی که در متون دینی برای مرد و به خصوص برای زن تعریف شده است ، حکمت ها یا به تعبیری اغراض و به اعتباری دیگر فواید متعددی را می توان با استفاده از قرآن، سنت و عقل ذکر کرد:
۱. پاکیزگی معنوی و تقویت عفاف و حیا: با استفاده از آیات قرآن، اولین حکمت یا فایده ای که برای حکم حجاب و به همراه آن حفظ نگاه، می توان شمرد، طهارت روح است. در سوره نور بعد از دستور به حفظ نگاه و پوشاندن عورت می فرماید: ذلک أزکی لهم[۱] این برای آنان پاکیزه تر است. و در مورد پیرزنان و توصیه به مراعات پوشش و ترک زینت حتی برای آنان می گوید: و أن یستعففن خیر لهنّ والله سمیع علیم[۲] و اگر خود را بپوشانند برای آنان بهتر است; و خداوند شنوا و داناست.
عفاف که از ریشه عفت و به معنای منع و حفظ از غیر حلال و غیر زیبا است، [۳] در حقیقت ریشه درونی برای حجاب بیرونی است و پوشش ظاهر کمک به تقویت روحیه عفاف و خویشتنداری می کند.در جای دیگر می فرماید: و هرگاه از زنان رسول متاعی می طلبید از پس پرده بطلبید، که حجاب برای آن که دل های شما و آنها پاک و پاکیزه بماند بهتر است. ذلکم أطهر لقلوبکم و قلوبهنّ[۴] این کار برای پاکی دل های شما و آنها بهتر است. حضرت علی(علیه السلام) می فرماید: صیانة المرأة أنعم لحالها و أدوم لجمالها.[۵] حجاب و محفوظ بودن زن برای حال و وضعیت او بهتر و مفیدتر و موجب پایدارتر بودن زیبایی است.
۲. شناخته شدن انسان به ایمان و عفاف و سالم ماندن از طمع دیگران: از آیه ۵۹ سوره احزاب استفاده می شود که چادر به سر کردن و پوشاندن زن موجب می شود تا بینندگان بفهمند که این زن، مسلمان و مؤمن و پاک است و ملعبه دست هوسرانان نمی باشد. ذلک أدنی أن یعرفن فلا یؤذین و کان الله غفوراً رحیما این کار برای اینکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است ; ) و اگر تاکنون خطا و کوتاهی از آنها سر زده توبه کنند) خداوند همواره آمرزنده رحیم است.
در نهج البلاغه آمده: فانّ شدّة الحجاب ابقی علیهنّ[۶] حجاب و پوشش بیشتر زنان موجب بقاء و پایداری بیشتر آنها خواهد بود.
۳. جلوگیری از فحشا و ایجاد آرامش روحی زنان و مردان: در کلامی از امام رضا(علیه السلام) آمده: نگاه به موهای زنان با حجاب، زنان ازدواج کرده و غیر آنها، از آن رو حرام شده است که نگاه، مردان را بر می انگیزد و آنان را به فساد دعوت می کند، و انجام آنچه که نه حلال است و نه شایسته.[۷]
پوشش لازم و مناسب بانوان به همراه کنترل نگاه از سوی آقایان، موجب سلامتی محیط خانواده و کاهش تحریکات جنسی و به دنبال آن فحشا، تجاوز، جرم و جنایت می شود.
نبودن حریم میان زن و مرد و آزادی معاشرت های بی بندوبار، هیجان ها و التهاب های جنسی را فزونی می بخشد و تقاضای جنسی را به صورت یک عطش روحی و یک خواست اشباع ناشدنی در می آورد. غریزه جنسی مانند برخی صفات دیگر روحی غریزه ای نیرومند، عمیق و دریاصفت است، هر چه بیشتر اطاعت شود، سرکش تر می شود. وجود صاحبان حرمسراها مانند خسروپرویز وهارون الرشید در کنار قارون ها و فرعون ها در طول تاریخ و بالا رفتن میزان فحشا و تجاوزات جنسی در جوامع متمدن و آزاد امروزی، شاهد این گفتار است.
اسلام به قدرت شگرف این غریزه سرکش توجه کامل کرده است. روایات زیادی درباره خطرناک بودن نگاه به نامحرم و خلوت با نامحرم و غریزه جنسی وارد شده است.[۸]
به همین دلیل اسلام تدابیر متعددی برای تعدیل این غریزه اندیشیده است مانند احکام نگاه، پوشش، محرم و نامحرم و روابط زن و مرد.
شهوت جنسی همانند شهوت مال و مقام سیری ناپذیر است. خیال خام و دروغ بزرگی است اگر کسی فکر کند که مردی از نگاه و تصاحب زیبارویان سیر می شود یا با روابط آزاد و فراوانی اسباب تحریک شهوت، کم کم مرد و زن از هم سیر خواهند شد; وقتی میل و تقاضا نامحدود شد، قهراً دست نیافتنی می شود و این محرومیت، موجب اختلالات روانی و عصیان می گردد.
از سوی دیگر قانون حجاب برای زنان نیز آرامش خاطر فراهم می آورد چرا که نه دغدغه پوشیدن لباس رنگارنگ و متنوع و تهیه مداوم آن را دارند و نه نگران اندام غیر موزون و نارسایی های دیگر هستند. چادر و لباس های بلند و آزاد کمک بسیار خوبی برای برقراری شرایط نسبتاً مشابهی برای خانم ها است. هم مانع غرور زیبارویان می شود و هم حافظ شرم و خودکم بینی دیگران.
در جبهه مقابل، عدم مراعات حجاب قهراً زمینه های بی قراری و فساد را فراهم می کند. بی حجابی، مردان را در جوامع مختلف خصوصاً جامعه اسلامیو مقید به قوانین ازدواج شرعی و قانونی دچار آثار سوء روانی مانند عقده دار شدن می کند. چرا که وقتی انسان چیز مورد علاقه خود را نبیند به آن میل پیدا نمی کند یا میل اندکی دارد و در نتیجه تعادل روانی دارد; و اگر ببیند و به آن دست پیدا کند باز هم تعادل روحی دارد، اما اگر ببیند و میل او تحریک شود و به آن دست نیابد، دچار ناآرامی می شود و در صورت تکرار و استمرار به عقده روانی تبدیل می شود. این عقده های روانی به صورت ناهنجاری های مختلف مانند تجاوز، بروز پیدا می کند.
۴. کم کردن هزینه اقتصادی: یکی از فواید حجاب بانوان در هنگام حضور در برابر نامحرم و از جمله پیامدهای فرعی وضع حکم پوشش، کاهش هزینه مالی پوشاک زنان است. استفاده از چادر یا پوشش های ساده و یکدست در اشکال و مدل های محدود، به طور طبیعی دامنه تنوع طلبی و استفاده از رنگ ها و مدل های نو به نو کوتاه می شود. زنان که به طور غریزی دنبال تنوع بیشتر، خودآرایی و خودنمایی هستند، این گونه در میان جمع و جامعه محدود و به تعبیری آزاد از قید شده و نیاز کمتری به خرید لباس های رنگارنگ و لوازم زینتی و آرایشی دارند.
۵. استحکام پیوند خانوادگی:[۹] بدون تردید هر چیزی که موجب تحکیم پیوند خانوادگی و صمیمیت رابطه زوجین گردد برای کانون خانواده مفید است و در ایجاد یا حفظ آن باید حداکثر تلاش انجام شود. و برعکس هر چه موجب سستی این کانون شود باید با آن مبارزه کرد. و این امر مسلم است که اختصاص یافتن استمتاعات و التذاذهای جنسی به محیط خانوادگی و در چارچوب ازدواج، پیوند زناشویی را محکم می کند. معاشرت های آزاد و بی بندوبار پسران و دختران، ازدواج را به صورت یک تکلیف و محدودیت در می آورد که با نصیحت یا زور باید بر جوانان تحمیل کرد. در سیستم روابط آزاد جنسی پیمان ازدواج به دوران آزادی دختر و پسر خاتمه می دهد و آنها را وادار می کند که به یکدیگر وفادار باشند و در سیستم اسلامی به محرومیت و انتظار پایان می بخشد. از این رو در قدیم ازدواج شور و هیجان بیشتری داشت و به دنبال یک دوران انتظار و آرزو بود و با پادشاهی و سلطنت مقایسه می شد. خلاصه اینکه فراهم بودن شرایط برای بهره گیری و لذت از طریق نگاه، سخن گفتن، خندیدن، لمس کردن و مانند اینها نسبت به جنس مخالف، انسان را نسبت به همسر قانونی دلسرد می کند و عطشی در روح ایجاد می کند که با یک جرعه و دو جرعه سیراب نخواهد شد. مردانی که همه روزه زنان بسیاری را با آرایش های مختلف و لباس های رنگارنگ و جلوه های مختلف که قطعاً برخی از آنها زیباتر و جوان تر از همسر او هستند، به طور طبیعی تمایل کمتری به زن خود نشان می دهد بنابراین یکی از ثمرات حجاب، تحکیم بنیان زناشویی و خانواده و جلوگیری از طلاق و تنش های بین زوجین است.
۶. استواری اجتماع و حفظ نیروی فعال:[۱۰] کشاندن تمتعات جنسی از محیط خانه به اجتماع، نیروی کار و فعالیت در جامعه را ضعیف می کند. شما می بینید که بر عکس آنچه مخالفین حجاب زن می گویند که حجاب موجب استفاده نکردن از نیروی نیمی از افراد اجتماع است. بی حجابی و روابط آزاد جنسی، در طولانی مدت موجب فرسایش و کاهش نیروی کل اجتماع است. حجاب اسلامی نیروی مرد و زن را هدایت و بیمه می کند و از هر کدام در امور مربوط به خود نهایت استفاده خواهد شد بدون اینکه این همه هزینه و نیرو و وقت از دو طرف ضایع شود.
اسلام با اصل بیرون رفتن زن از خانه و تحصیل و فعالیت اجتماعی و سیاسی و اقتصادی زن مخالف نیست بلکه بر مواردی همچون علم آموزی سفارش می کند، اما همه این امور باید در چارچوب دستورات و معیارهای اسلامی باشد.
اینجاست که در صورت تعارض بین برخی فعالیت ها در بیرون منزل با اغراض و تکالیف دینی مثل همسرداری، تربیت کودکان و آلوده نکردن محیط و ترک گناه در هر شکلی، باید بر رعایت احکام و اهداف الهی پای فشاری کرد. متأسفانه در بسیاری از اوقات و موارد حضور افراطی و حساب نشده زنان در دانشگاه، اداره و کارخانه و جامعه، این تبعات سوء را بدنبال داشته و دارد.[۱۱]
آنچه مانع تحرک جامعه و فعالیتهای سازنده در ابعاد مختلف اجتماعی می شود، ستر زنان نیست، بلکه مانع حقیقی، پوشش نامناسب و اندام نیمه عریان و آرایش کردن و جلب جنس مخالف و گفتگو و خندیدن و اختلاط محیط کار و درس و بازار است.
۷. ارزش و احترام زن:[۱۲] حریم نگه داشتن زن میان خود و مرد یکی از وسایل مرموزی بوده است که زن از ابتدا برای حفظ مقام و موقعیت خود در برابر مرد و احتمالا برای جبران ضعف در بُعد جسمی و سایر زمینه ها، از آن استفاده کرده است.
اسلام مخصوصاً تأکید کرده است که زن هر اندازه متین تر و باوقارتر حرکت کند و خود را در معرض نمایش و تماس و شناسایی برای مرد نگذارد، بر احترامش افزوده تر می شود.
شبهه آزادی و حجاب:
برخی تصور می کنند ؛ حجاب مانع آزادی زن است، شاید مهم ترین و بیشترین اشکالی که بر حجاب زن وارد می شود، ناسازگاری آن با آزادی عمل و انتخاب زنان است. حجاب شرعی تا حدود زیادی مانع انتخاب و رهایی زن در میزان پوشش، نوع پوشش، مدل، رنگ و حتی جنس لباس می شود، علاوه بر اینکه لباس بلند و چادر یا مواظبت بر حد حجاب و صورت و دست، جلوی برخی فعالیت ها را می گیرد.
نقد و بررسی: در پاسخ به این اشکال به چند نکته می توان اشاره کرد:
اولاً، حجاب به معنای اسارت و حبس زن در خانه و منع از خروج نیست وگرچه بر خروج کمتر از منزل سفارش شده اما هیچگاه در فقه و دین ما اصل حضور در جامعه ممنوع نشده است. زن می تواند در بیرون از خانه با رعایت حجاب و شأن زن مسلمان به کار فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی بپردازد. بنابراین از این جهت، آزادی زن محفوظ است. آنچه زمینه است برای رسیدن به رشد و کمال، مثل تحصیل علم، برای مرد و زن فراهم است.
ثانیاً، برای اینکه معلوم شود حجاب مانع آزادی است یا برعکس وسیله رهایی است باید معنا و حقیقت آزادی بازشناسی شود.
آزادی را از یک جهت می توان به دو قسم، تقسیم کرد:
الف) آزادی واقعی و مثبت و مطلوب، این نوع آزادی آن است که واقعاً قیود غیر لازم و اضافی را از دست و پا و زبان و چشم و گوش و عقل انسان بر می دارد. به آنچه نباید دل بست، انسان وابسته نمی شود. آنچه عرف، عقل و وحی مزاحم رشد می بیند، از پیش رو برداشته می شود. طبق این تعریف شجاع ترین مردم کسی است که بر میل و خواهش نفس خود پیروز گردد.[۱۳] و دشمن ترین دشمنان انسان، نفس و خواسته های درونی انسان است.[۱۴]آزادی حقیقی باید موافق با عقل و فطرت و وحی و عفاف و انسانیت باشد.
بر این اساس، حجاب نه تنها مخالف آزادی نیست، بلکه کمک بزرگی برای پیدا کردن آزادی مثبت است. وقتی زن فهمیده و متعهد، با پوشش کامل دل را مهار می کند و جلوی وسوسه تزین و جلوه گری و دلربایی را می گیرد، این موفقیت بزرگی است، رهایی از بند هوای دیگران و اسیر خواهش شهوانی دیگران نبودن نیز، پیروزی مهم دیگری است. و این آزادی مثبت و خواستنی است.
ب) آزادی منفی یا ضد آزادی که اراده و انتخاب همان چیزی است که دل می خواهد و دیگران از ما می خواهند. دیگرانی که به شهوت خود فکر می کنند نه انسانیت ما.
طبق این تعریف، البته پوشش اسلامی، جلوی هوس ها و شهوت های فرد را می گیرد و آزادی حیوانی را سلب می کند. شکی نیست حجاب مطلوب دین بزرگترین سد و خار راه دنیاپرستان است و به همین جهت می بینیم که اربابان استعمار و سردمداران کفر و هرزگی تلاش بسیاری برای حذف این ارزش می کنند.[۱۵] اما این برداشت از آزادی، خود تجاوز به آزادی و سلب حقوق کسانی است که می خواهند جسم وروح پاک داشته باشند. غذای رنگین و خوش طعم و بویی که آلوده به سم است، در واقع غذا و تأمین کننده حیات نیست، بلکه کشنده و گیرنده زندگی است. نتیجه آنکه حجاب فراهم کننده بستر آزادی است نه مزاحم و موجب سلب آزادی.
ثالثاً، اصل لزوم پوشیدگی برای مرد و زن، اصلی عرفی و عقلی و شرعی است. بدون شک برهنگی کامل مورد پذیرش هیچ جامعه، خرد و دینی نیست. یعنی به هر حال آزادی به معنایی که مستشکل اراده می کند محدود شده است، بله نسبت به حدود پوشش خصوصاًبرای زنان تفاوت سلیقه و فکر، تا حدودی وجود دارد; و چون نظر و میل هیچ کس برای دیگران و حتی خودش ترجیحی ندارد، بهترین شیوه توافق همگان و مورد تأیید عقل، برگزیدن راه و حدود خداوند و خالق انسان و عالم به راه نجات و سعادت بشر است.
رابعاً، اگر برای حفظ یک ارزش یا رسیدن به یک کمال، انسان، دچار برخی محدودیت ها بشود، این نه بد است و نه چیز تازه ای، شخصی که به دنبال علم می رود، شکی نیست که بخشی از تفریحات و استراحت ها و لذت های خود را فدا می کند و باید چنین باشد. اما عرف و عقل و دین هیچکدام این محدودیت را مذمت نمی کنند.
شبهه حجاب و پیشرفت زن
برخی ادعا می کنند که ؛ حجاب مانع پیشرفت زنان است، یکی از ایرادهایی که از گذشته نسبت به پوشش زن وجود داشته این بوده که حجاب، مانع پیشرفت علمی و عملی زنان و عامل رکود جامعه است. حجاب باعث می شود که عملا نیمی از نیروی جامعه به هدر رود و در خانه دفن شود.
نقد و بررسی: اولاً; حجاب کامل زنان مانع فعالیت اجتماعی، اقتصادی و سیاسی آنان نیست. حضور زنان در طول تاریخ در همه این عرصه ها و نیز تجربه کنونی زنان فعال مسلمان و خصوصاً تاریخ انقلاب اسلامی بهترین گواه بر این مطلب است.
ثانیاً; بر عکس آنچه مانع پیشرفت علمی و عملی و اخلاقی هم مرد و هم زن می شود، بی حجابی و کم حجابی است. زنی که بی حجاب به عرصه اجتماعی می آید هم بخشی از وقت و نیرو و درآمد مالی خود را صرف آرایش و لباس و هزینه های دیگر می کند و هم بخشی از وقت و نیروی مردان را به خود جلب می کند و از بهره وری بیشتر جلوگیری می کند. روشنی این مطلب به حدی است که انسان را از ارائه دلیلی بیشتر و آمار و ارقام بی نیاز می سازد.
ثالثاً; معمولا این عده بر این باور هستند که ماندن زن در خانه و خانه داری را اتلاف وقت و نیرو می پندارند، در حالی که مقدس ترین مکان ها و مشاغل و مولدترین کارها، شغل مادری و خانه داری و همسرداری است. چه منطق و استدلال علمی وجود دارد نسبت به اینکه کارهمسران و مادران ما، در خانه، کار به حساب نمی آید و ارزش صرف عمر و توان ندارد؟ آیا ساختن در، پنجره، میز، صندلی و ماشین کار است اما ساختن و پرورش انسان اتلاف وقت و هرز رفتن انرژی است؟ کدام عاقلی چنین سخن می راند؟!
رابعاً; بنا به مصالح متعدد که مواردی از آن در طول تحقیق بیان شد، و برای تناسب کار با ساختمان جسمی و روحی افراد و اموری دیگر، وظیفه گرداندن چرخ اقتصاد و تأمین معاش را خداوند حکیم بر دوش مخلوقات مرد قرار داده است نه زن و بر همین اساس تکلیف اداره همسر و زن را هم بر دوش او قرار داده است، پس اساساً فعالیت اقتصادی به معنای خاص و مصطلح رایج از زنان خواسته نشده است تا کار نکردن بیرون از خانه آنان، هرز رفتن انرژی شمرده شود. به هر میزان زنان متعهد و مسئول ما، با رعایت همه موازین شرعی، کار اجتماعی و اقتصادی کردند و به رشد اقتصادی جامعه کمک کردند، البته خوب و مفیداست و کسی مانع اصل این فعالیت نیست، اما معنای این حرف این نیست که همه زنان و مردان را موظف به کار بیرون از خانه و مشارکت اقتصادی بدانیم و کانون خانواده و محفل گرم انس و رشد صفات انسانی را، از هم بپاشیم، و بعد اگر زنی در اداره و کارخانه حاضر نشد، او را نیروی تلف شده حساب کنیم.
[۱]. نور ۳۰.
[۲]. نور، ۶۰.
[۳]. ر. ک: به فیومی، همان، ابن منظور، همان; راغب اصفهانی، معجم مفردات الفاظ القرآن.
[۴]. احزاب، ۵۳.
[۵]. آمدی، غررالحکم و دررالکلم، ح۵۸۲۰; محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج۷۴، ص۲۱۴.
[۶]. نهج البلاغه، نامه ۳۱.
[۷]. بحارالانوار، ج ۱۰۴، ص ۳۴.
[۸]. وسائل الشیعة، ج ۱۴، باب ۱۰۴، ۱۰۶ و ۱۳۲ از ابواب مقدمات نکاح.
[۹]. مرتضی مطهری، مسأله حجاب، ص ۸۶ و نیز روح الله حسینیان، حریم عفاف، فصل اول، سید محمد باقر موسوی همدانی، پاسخ به پرسش های دینی، ج ۲، سؤالات حجاب.
[۱۰]. مرتضی مطهری، همان، ص ۹۰; روح الله حسینیان، همان، فصل اول; و محمد باقر موسوی همدانی، همان.
[۱۱]. ر. ک به لطف الله صافی گلپایگانی، معارف دین، ج ۱، فصل ۹، فلسفه احکام، ص ۲۷۴ـ۲۸۱.
[۱۲]. مرتضی مطهری، همان، ص ۹۴; روح الله حسینیان، همان; و محمد باقر موسوی همدانی، همان.
[۱۳]. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج ۴، ص ۳۹۴.
[۱۴]. ر. ک: به عنوان نمونه: ابن فهد حلی، عدة الداعی، ص ۳۱۴; بحارالانوار، ج ۶۷،ص ۳۶ و ۶۴.
[۱۵]. مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، تغییر لباس و کشف حجاب به روایت اسناد; خاطرات مستر همفر در ایران; حسام الدین شریعت پناهی، اروپایی ها و لباس ایرانیان.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.