حجاب و دیگر احکام کنیز ۱۳۹۰/۰۳/۳۱ - ۲۷۳۹ بازدید

۱-آیا درست است که حجاب برای برده گان در اسلام اجباری نیست؟ چرا؟۲-آیا غلامان یک زن به مانند شوهران دیگر اوست؟۳-آیا کنیزمتعلق به زن یک خانواده اسلامی به شوهر و مرد خانواده نیز حلال است؟

1- البته فعلا که در جامعه مسلمین بخصوص شیعه موضوع بردگی و سوال شما منتفی است و لکن به طور اجمال می گوئیم ان محدودیت هایی که برای زن حره یعنی ازاد از نظر حجاب در اسلام مطرح است برای کنیزان و بردگان منظور نمی شده اما نه ان که به طور کلی رعایت کردن حجاب برای انها جلوی افراد اجنبی غیر از موالیان خودشان بر انها واجب نباشد. مخاطب قوانین وآموزه های الهی، همه انسان ها اعم ازجاهل، عالم ، زن ،مرد ،فقیر، غنی، آزاد وبرده است. اما این تکالیف واحکام بر یکسری شرایط ، توانایهاوموقعیت ها یاستوار است، به گونه ای که اگران شرایط وتوانمندی ها محقق نگردد احکام الهی درحق آنان تنجز وفعلیت پیدا نمی کند . مساله حجاب کنیزان نیز ازاین قاعده مستثنی نمی باشد این که اسلام پوشش را برای کنیزان اختیاری قرار داده است باتوجه به شرایط وموقعیت آن ها در جامعه آن روز بوده و درواقع یک نوع تسهیل وتخفیف برای انان به حساب می آید، زیرا باتوجه به وضعیت اسف بار که انان داشتند حتی ابتدائی ترین حق ان ها رعایت نمی شد ازآزادی چندان برای رعایت حجاب وسایر دستورات اسلام بهره نداشتند ازهمن رو، می بینیم که اسلام درسایرموارد ازجمله حدود وتعزیرات نیز تخفیف وسهولت برای برده وکنیزدر نظر گرفته است2- غلامانی که برای زنان بوده گرچه در رفت و امدها نسبت به زنی که در واقع مولای او محسوب می شده محرم بوده اند لکن محرمیت انها مانند محرمیت شوهر نبوده و نیست که حتی بتواند لذائذ جنسی ببرند البته در عکس مسئله یعنی مردی که مالک کنیزی می شد هر گونه لذت جنسی نیز از کنیزان خود می توانست ببرد.3- چنانکه گفته شد کنیزی که مرد برای خدمت در خانه خریداری می کرد و مالک می شد، محرم بود و علاوه بر وظیفه خدمت در خانه مرد می توانست بهره جنسی هم از او ببرد لکن اگر مالک آن کنیز فقط خانم خانه بود گرچه به مرد خانه نیز محرم بود لکن حق تصرف جنسی به او نداشت مگر ان که زن ان کنیز را به آقا ببخشد.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
سلام علیکماین پاسخی که در جواب سوال فرمودید خودش شبهات جدیدی ایجاد می کند!
هر سایت یک چیزی نوشته
لطفا این مطلب را ملاحظه فرمایید :
http://ijtihadnet.ir/%d۹%be%d۸%a۷%d۸%b۳%d۸%ae%db%۸c-%d۸%a۸%d۹%۸۷-%d۸%b۳%d۹%۸۸%d۸%a۱-%d۸%a۷%d۸%b۳%d۸%aa%d۹%۸۱%d۸%a۷%d۸%af%d۹%۸۷-%da%a۹%d۹%۸۶%d۹%۸۶%d۸%af%da%af%d۸%a۷%d۹%۸۶-%d۸%b۱%d۹%۸۸%d۸%a۷%db%۸c%d۸%a۷%d۸%aa-%d۹%be/?unapproved=۴۱۸۶&moderation-hash=۹۵۲d۰۶۵۳۲۲۳۹f۷۷d۱b۵۰e۹۶۸af۴f۴be۸#comment-۴۱۸۶
اگر بشود مطلب کاملتری منتشر شود بهتر است
پرسمان
سلام علیکم، با توجه به واقعیت برده‌داری در زمان ظهور اسلام، این دین با وجود مبارزه تدریجی با آن،[۱] احکامی نیز برای بردگان در نظر گرفت که یکی از آنها موضوع حجاب کنیزان بود. با توجه به آیات و روایات مرتبط؛ حجاب زنان و کنیزان را می‌توان به چند دوره تقسیم کرد:
۱. دوره هم‌گونی حجاب زنان آزاد با حجاب کنیزان
با توجه به برخی آیات قرآن، گویا حجاب همه زنان (اعم از کنیز و غیر کنیز) تا زمان نزول این آیات همانند و شبیه بوده است و پس از آن، تفاوتی بین حجاب آنان ایجاد شده است. آیه ۳۱ سوره نور به طور خاص؛ دستور حجاب کامل‌تر به زنان مؤمنه می‌دهد و جزئیاتی از حجاب را مطرح می‌کند که قبلاً رعایت نمی‌شده، مثلاً می‌فرماید: «...روسری‌هاى خود را بر سینه خود افکنند [تا گردن و سینه با آن پوشانده شود]...».[۲]
از آیه ۵۹ احزاب برمی آید که رعایت حجاب کامل اسلامی از طرف زنان قبل از نزول این آیه لازم نبوده و فرقی بین زنان آزاد و کنیزان نبوده است.
۲. دوره تفاوت حجاب زنان آزاده و کنیزان
در بررسی‌های قرآنی - تاریخی، نقطه جدایی و تفاوت حجاب کنیزان با زنان آزاده را می‌توان نزول آیه ۵۹ سوره احزاب دانست. در شأن نزول این آیه[۳] چنین آمده است: عده‌ای از افراد لا ابالی؛ به خصوص شب‌هنگام؛ مزاحم دختران و زنان پاکدامن می‌شدند و بهانه آنان؛ شباهت ظاهری‌شان با زنان فاسده و کنیزان بود؛ خداوند در این‌باره دستور جدیدی ابلاغ کرد و فرمود: «اى پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: جلباب‌ها(روسری‌هاى بلند) خود را بر خویش فروافکنند، این کار براى این‌که شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است؛ [و اگر تا کنون خطا و کوتاهى از آنها سر زده توبه کنند] خداوند همواره آمرزنده رحیم است».[۴]
یعنی؛ اگر این حجاب کامل را رعایت کنند از دیگر افراد متمایز شده و به صورت معمول مورد آزار و اذیت قرار نمی‌گیرند.
تکمیل حجاب در این آیه با توجه به معنای آن؛ مربوط به حجاب سر و گردن است[۵] و بر طبق روایات؛[۶] مخصوص زنان آزاد بود و می‌توان فهمید که در جامعه آن روز به این قسمت از حجاب اهمیتی داده نمی‌شد و دست کم بودند دختران و زنانی که چنین حجابی نداشتند.
باید دقت شود که معنای این آیه شریفه؛ لزوم بی‌حجاب بودن کنیزان نیست، همان‌طور که نمی‌توان اجازه اذیت و آزار کنیزان و نظر شهوانی و گفت‌وگوهای هوس انگیز با آنان را از آیه برداشت کرد.
اولین گزارش اجبار کنیزان به نپوشاندن سر در دوران خلیفه دوم نقل شده است. «بغوی» در تفسیر خود روایتی نقل می‌کند: «روزی کنیزکی که روی خود را پوشیده بود از جلوی دیدگان عمر؛ خلیفه دوم، گذشت. عمر به او دشنام داد و با شلاق به او ضربه زد و گفت: آیا خودت را شبیه زنان آزاد کرده‌ای؟!».[۷]
ظاهراً همین روش دست کم تا زمان عمر بن عبدالعزیز؛ یعنی سال‌های پایانی قرن اول در بین لایه حکومتی و عموم مردم ادامه داشت. از دستورات عمر بن عبدالعزیز نیز آن بود که مانع شوند کنیزان، حجاب خود را مانند زنان آزاد قرار دهند.[۸]
اولین روایات شیعی موجود در این باب نیز مربوط به اواخر همین قرن است.
راوی می‌گوید از امام باقر(ع) پرسیدم: آیا کنیز هم باید سر خود را بپوشاند و نماز بخواند؟ آن‌حضرت فرمود: «بر کنیز واجب نیست که مقنعه بر سر کند».[۹]
از امام صادق(ع) پرسیده شد: آیا کنیزى که نماز می‌گذارد [باید] سر خود را بپوشاند؟ آن‌حضرت فرمود: «خیر، پدرم هر گاه می‌دیدند کنیز خادمه نماز می‌خواند و مقنعه بر سر کرده او را می‌زد تا مقنعه‌اش را بردارد و بدین ترتیب زن حرّه(آزاده) از مملوکه مشخص گردد».[۱۰]
اما روایت دیگری نیز از امام صادق(ع) نقل شده است که در آن؛ زدن کنیزان را به دیگران نسبت داده‌اند: ابی خالد قماط نقل می‌کند از امام صادق(ع) پرسید: آیا کنیز باید سر خودش را بپوشاند؟ آن‌حضرت فرمود: «اگر خواست می‌تواند بپوشاند و می‌تواند نپوشاند (مخیر است) شنیدم که پدرم می‌فرمود: این کنیزان زده می‌شدند و به آنان گفته می‌شد که خود را شبیه زنان آزاد نکنید».[۱۱]
این‌که امام باقر(ع) در این روایت، سنت تنبیه کنیزان در صورت حجاب را به دیگران نسبت داده، شاید نشانگر آن باشد که اصرار بر نپوشیدن مقنعه و روسری برای کنیزان پیش از آن‌که سنت اسلام باشد، سنت خلیفه دوم بوده است.
بیهقی از انس بن مالک چنین نقل کرده است: «کنیزکان عمر بن خطاب در حالی به ما خدمت می‌کردند که موهای ایشان پیدا بود و بر سینه‌هایشان ریخته بود».[۱۲] البانی این روایت و رجال آن‌را ستوده است.[۱۳]
همین سنت خلیفه دوم بعد از او پیگیری شد و در این مدت یعنی تا سال‌های پایانی قرن اول که عمر بن عبدالعزیز مجدداً بر این سنت تأکید کرد، ما گزارشی در این زمینه نداریم.
روایات شیعی نیز در سال‌های پایانی قرن اول و اوائل قرن دوم - یعنی درست مصادف با احیاء مجدد روش تنبیه توسط خلیفه وقت- صادر شده است. بنابراین، احادیثی که در آن سخن از تنبیه و زدن کنیزان است و حتی در عبارات آن؛ عباراتی شبیه عبارت خلیفه دوم وجود دارد، می‌تواند نشانگر نوعی تقیه در آن ‌باشد.[۱۴]
برخی از اندیشمندان اهل سنت نیز چنین تنبیهی را در دوره‌های بعدی روا ندانسته و در صدد توجیه رویکرد خلیفه دوم برآمدند: «جلوگیری از حجاب کنیزان در زمان عمر، یک سیاست شرعی (حکم دولتی و نه حکم شرعی) بوده است».[۱۵] برخی نیز این سیاست را سیاستی موقّت خوانده‌اند که در زمان خلیفه دوم و احیاناً در زمانی محدود اجرا و سپس انکار شده است.[۱۶]
هر چه از زمان عمر بن عبدالعزیز و اوائل قرن دوم به بعد می‌رویم حقیقت این مطلب رخ‌نمایی می‌کند، همان‌طور که ذکر شد، در برخی روایات امام صادق(ع) دیگر صحبتی از اجبار به بی حجابی کنیزان نیامده، بلکه آنان را در اختیار حجاب آزاد قرار داده است.[۱۷]
با بررسی روایات شیعی که بیشتر آنها مربوط به حجاب در نماز برای کنیزان است، می‌توان نتیجه گرفت که کنیزان در پوشش سر و یا نپوشاندن آن آزادند، اگرچه عفاف و پوشش در هر حال برتری و استحباب دارد. همچنین نمی‌توان به روایات تنبیه کنیزان در صورت پوشاندن سر، اعتماد چندانی کرد. و اگر هم گزارش های تاریخی وجود دارد که برخی کنیزان در مدینه حجاب نداشته ‌اند شاید آن کنیزان، کافر یا مسیحی بوده ‌اند وگرنه کنیزان مسلمان به ویژه کنیزان منتسب به اهل بیت پوشش کامل اسلامی را رعایت می‌ کردند.
مشهور فقها نیز قائل به عدم وجوب پوشش سر برای کنیزان - در نماز و غیر نماز – شده‌اند، اگرچه حکم به استحباب حجاب برای آنان داده‌اند.[۱۸]
در مورد این پرسش که آیا غلامان یک زن به مانند شوهران دیگر اوست طبق این آیه؛«وَ الَّذِینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ إِلَّا عَلىَ أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانهُمْ فَإِنهُّمْ غَیرُ مَلُومِین »؛ و آنها (مؤمنان) که دامان خود را (از آلوده شدن به بى عفتى) حفظ مى کنند. تنها آمیزش جنسى با همسران و کنیزانشان دارند، که در بهره گیرى از آنان ملامت نمى شوند. [۱۹]
باید عرض شود رابطه با کنیز حلال است و نیاز به عقد ازدواج ندارد؛ ولی در باره غلام و عبد، چنین چیزی در آیات قرآن نداریم.
در این آیه شریفه هم منظور از «ملک یمین» کنیز است. زیرا اختلافى بین فقهاء و عالمان دینی نیست که زن در برابر عبد و غلامش، باید از هر گونه آمیزشى فرج را حفظ کرد.
لذا عبد و غلام نمی تواند با زنی که مولای اوست، بدون عقد ازدواج، رابطه زناشویی داشته باشد؛ و زن هم در یک زمان نمی تواند بیش از یک شوهر داشته باشد. این موضوع، مورد اتفاق نظر فقهاء است.
و در پرسش سوم که کاملا مشخص است چرا که مالکیت کنیز از آن زن خانواده است و اگر مرد برای خدمت در خانه خریداری می کرد و مالک می شد، محرم بود و علاوه بر وظیفه خدمت در خانه مرد می توانست بهره جنسی هم از او ببرد لکن اگر مالک آن کنیز فقط خانم خانه بود گرچه به مرد خانه نیز محرم بود لکن حق تصرف جنسی به او نداشت مگر ان که زن ان کنیز را به آقا ببخشد. پی نوشت ها: [۱]. ر.ک: «اسلام و برده داری»، سؤال ۵۱۳.
[۲]. نور، ۳۱. نیز ر.ک: «حجاب در اسلام»، سؤال ۴۳۱؛ «کیفیت تشریع حجاب»، سؤال ۱۱۲۰۲.
[۳]. عروسی حویزی، عبد علی بن جمعه، تفسیر نور الثقلین، تحقیق: رسولی محلاتی، سید هاشم، ج ۴، ص ۳۰۷، قم، انتشارات اسماعیلیان، چاپ چهارم، ۱۴۱۵ق.
[۴]. احزاب، ۵۹.
[۵]. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۱۷، ص ۴۲۷، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ اول، ۱۳۷۴ش.
[۶]. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۸، ص ۵۸۱، انتشارات ناصر خسرو، تهران، ۱۳۷۲ ش.
[۷]. بغوی، حسین بن مسعود، معالم التنزیل فی تفسیر القرآن، ج ۳، ص ۶۶۴، بیروت، داراحیاء التراث العربی، ۱۴۲۰ق.
[۸]. «عمر بن عبد العزیز کتب: أن لا تلبس أمه خمارا و لا یتشبهن بالحرائر»؛ ابن سعد کاتب واقدی، محمد بن سعد ، الطبقات الکبری ، تحقیق: عطا، محمد عبد القادر، ج ۵، ص ۲۹۶، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ اول، ۱۴۱۰ق.
[۹]. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج ۳، ص ۳۹۴، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.
[۱۰]. شیخ حرّ عاملی، وسائل الشیعة، ج ۴، ص ۴۱۱، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، چاپ اول، ۱۴۰۹ق.
[۱۱]. «عَنْ أَبِی خَالِدٍ الْقَمَّاطِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(ع) عَنِ الْأَمَةِ أَ تُقَنِّعُ رَأْسَهَا قَالَ إِنْ شَاءَتْ فَعَلَتْ وَ إِنْ شَاءَتْ لَمْ تَفْعَلْ سَمِعْتُ أَبِی یَقُولُ کُنَّ یُضْرَبْنَ فَیُقَالُ لَهُنَّ لَا تَشَبَّهْنَ بِالْحَرَائِرِ»؛ همان، ص ۴۱۲.
[۱۲]. بیهقی، احمد بن حسین، السنن الکبری، محقق: عطا، محمد عبد القادر، ج ۲، ص ۳۲۰، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ سوم، ۱۴۲۴ق.
[۱۳]. «قلت: و إسناده جید رجاله کلهم ثقات»؛ البانی، محمد ناصر الدین، إرواء الغلیل فی تخریج أحادیث منار السبیل، ج ۶، ص ۲۰۴، بیروت، المکتب الإسلامی، چاپ دوم، ۱۴۰۵ق.
[۱۴]. علامه عاملی در این باره می گوید: « برترین روایات این مجموعه از نظر سند روایت ابی خالد قماط است، ولی در مقام تقیه است، چرا که عمر (خلیفه دوم) در این باره؛کنیزان را می زد و می گفت: خودتان را به زنان آزاده تشبیه نکنید؛ با این که زدن -اگر بخواهد مشروع باشد-باید برای ترک واجب یا انجام حرام باشد، و حال آن که می دانیم پوشیدن سر برای «امه» قطعاً حرام نیست.....و شناخت کنیز از آزاد آن هم در نماز چه فایده ای دارد و چه انگیزه ای برای آن وجود دارد؟ پس همه این امور دلالت بر تقیه بودن این روایات است.» نک: عاملی، سید جواد بن محمد، مفتاح الکرامه فی شرح قواعد العلامه، ج۲، ص ۱۷۲، دار إحیاء التراث العربی‌، بیروت، طبع قدیم، بی تا.
[۱۵]. سایس، محمد علی، تفسیر آیات الاحکام، ص ۶۶۸، بیروت، المکتبة العصریة، چاپ اول ، بی‌تا.
[۱۶]. ر.ک: ابن عاشور، محمد بن طاهر، التحریر و التنویر، ج ۲۱، ص ۳۲۹، بیروت، مؤسسه التاریخ ، چاپ اول ، بی‌تا.
[۱۷]. وسائل الشیعه، ج ۴، ص ۴۰۹.
[۱۸]. نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام فی ثوبه الجدید، ج ۴، ص ۴۸۷، قم، مؤسسه دائرة المعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل بیت(ع)، چاپ اول، ۱۴۲۱ق.
[۱۹]. مؤمنون،۵،۶.
میهمان
سلام وقتتون بخیر، در سایت حوزه نوشتهبی حجابی کنیز در نمازه که مجازه فقط و جلوی صاحبش که بهش محرمه دیگه
سند برخی روایات رو هم درباره بی حجابی کنیز ضعیف یا در تضاد با روایات دیگه گفته
و البته چند مورد دیگه که خودتون میتونید مراجعه کنید و ببینید
پرسمان
سلام علیکم، متن بالا پاسخ درستی به سوال یاد شده است.

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.