حجاب و محدودیت ۱۳۹۰/۱۰/۲۹ - ۶۸۳ بازدید

آیا فکر نمی کنید حجاب یه اختراع مردانه برای محدود کردن فعالیت خانم‌هاست؟

جواب اجمالی:
۱. حجاب در دین اسلام یک دستور الهی و عبادت فردی است که آیات و روایات متعددی بر لزوم و وجوب آن تاکید و تصریح نموده اند.
۲. مسئله لزوم پوشش برای مرد و زن قبل از اینکه دستوری الهی و اسلامی باشد ، امری فطری نیز هست که در همه ادیان و جوامع بشری نیز به آن پایبند بوده اند.
۳. مسئله لزوم حجاب فقط مخصوص زنان نیست بلکه مردان نیز موظف به حفظ پوشش هستند، لکن به لحاظ آسیب پذیری و آسیب زایی ویژه بانوان ، حدود و ثغور حجاب در زن ومرد متفاوت است.جواب تفصیلی:[۱]پوشش زن و مرد از آغاز تاریخ و با تولد آدم و حوا(علیه السلام) همراه بوده است. در قرآن آیاتی اشاره به این حقیقت دارد.[۲]از سکه ها، تندیس ها، نقاشی ها و آثار به جا مانده دیگر از دوره های قبل، معلوم می شود که همه اقوام و ملل گذشته پوشش نسبتاً کاملی داشته اند.[۳]
از کتاب مقدس فهمیده می شود که در عهد سلیمان نبی(علیه السلام) زنان علاوه بر پوشش بدن، صورت را نیز با روبند می پوشانیدند.[۴]
در زمان ابراهیم پیامبر(علیه السلام) هم این سنت رایج بوده است.[۵] در ایران باستان، در دوره مادها، هخامنشیان، اشکانیان و ساسانیان، همواره زنان لباسی به صورت شنل، قبا یا چادری داشته اند که قامت آنها را می پوشانده است.[۶] از منابع دیگر کهن مثل شاهنامه فردوسی نیز به دست می آید که در عهد ساسانی ها، پوشش سر و رو علاوه بر بدن شایع بوده است.[۷]
از مجموع آثار بر می آید که علاوه بر محافظت در برابر سرما و گرما، عامل حیا هم در مسئله پوشش مؤثر بوده است والا در هنگام اعتدال هوا و در بین بسیاری از اقوام، پوشش یا حذف می شد و یا به حداقل می رسید.
نکته دیگر اینکه حد لباس زن همیشه بیشتر از مرد بوده است و این خود دلیلی است بر اینکه لباس تنها سپر سرما و گرما نبوده و نیست والا در مرد و زن به یک میزان بود بلکه در زنان کمتر، چرا که چربی زیر پوست آنها بیشتر و تأثیر پذیری از سرما و گرما کمتر است.
یکی از احکام متفاوت بین زن و مرد در اسلام، مسئله ستر بدن در حالات مختلف است; و با توجه به اختلاف در پوشش، در حکم نگاه کردن هم با یکدیگر متفاوت هستند.
بحث پوشش برای زن و مرد در دو حالت طرح می شود:
الف) در حال عبادت مثل نماز و طواف صرف نظر از وجود یا عدم ناظر.
ب) در برابر دیگران اعم از همسر، پدر و مادر، فرزند، سایر محارم و افراد بیگانه.
الف) در مورد پوشش در حال نماز، فقها گفته اند آنچه عورت مرد شمرده می شود و بر او لازم است که آن را بپوشاند حتی در خلوت، همان است که در مقابل ناظر محترم باید بپوشاند که عبارت است از مخرج پشت و آلت تناسلی.
اما پوشش زن در حال نماز بسی بیشتر است و باید تمام بدن و سر و موها را بپوشاند، تنها گردی صورت که در هنگام وضو باید شسته شود و دست ها تا مچ و پاها تا ابتدای ساق استثناء می شوند.[۸]
صاحب جواهر می گوید: مستفاد از اصل و نص روایات و فتاوا فقط لزوم پوشاندن عورت مرد در نماز است.[۹]و زن در حال نماز باید کل بدن را غیر از صورت و دست ها و روی پاها ـ که در مورد روی پاها اختلاف وجود دارد ـ را بپوشاند.[۱۰]
ب) اما نسبت به پوشش در برابر نامحرم، نظر مشهور فقها این است که همان گونه که بر مرد جایز نیست به غیر صورت و دست های زن تا مچ، نگاه کند، بر زن لازم است در مقابل چشمان نامحرم، این اعضاء را بپوشاند. اما زنان علی رغم اینکه نباید به غیر از صورت و دست های مرد نامحرم نگاه کنند، اما بر مردان ستر بدن غیر از عورت لازم نیست.[۱۱] این احکام در مورد حجاب عمدتا مستند به آیات و روایات معصومین علیهم السلام است.
برای روشن شدن حکمت حکم حجاب، مقدمتاً به معنا و دلیل آن اشاره ای می کنیم.
۱. معنای حجاب
حجاب در لغت به معنای مانع، پرده و پوشش آمده است.[۱۲] این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش دارد که پرده، وسیله پوشش است، ولی هر پوششی حجاب نیست، بلکه آن است که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت گیرد.
وقتی در اصطلاح متشرعه گفته می شود مرد یا مخصوصاً زن باید حجاب را رعایت کنند، مراد این است که حدی از بدن را که دین دستور داده است بپوشانند به گونه ای که مانع از دید ناظر باشد و زیبایی های جنسی خود را ارائه نکند.
این حجاب هم باید در پوشاندن بدن مراعات شود، [۱۳] هم در حفظ و کنترل چشم، [۱۴] هم در گفتار و لحن صدا[۱۵]، هم در راه رفتن و سایر رفتارها[۱۶] و هم در آرایش نکردن در میان مردم.[۱۷]
۲. دلایل لزوم حجاب
ادله متعددی بر لزوم حجاب دلالت می کنند:
۲.۱. ادله قرآنی حجاب: آیات متعددی در قرآن راجع به مسئله حجاب و نگاه و کیفیت رابطه زن و مرد وارد شده است که مهم ترین آنها عبارت است از:
الف) در آیه ۵۹ از سوره احزاب آمده است: (یا ایها النبی قل لازواجک و بناتک و نساء المؤمنین یدنین علیهن من جلابیبهن ذلک أدنی أن یعرفن فلا یؤذَینَ و کان الله غفوراً رحیماً). «ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: جلبابها (» روسری های بلند) خود را بر خویش فرو افکنند، این کار برای اینکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است; و اگر تاکنون خطا و کوتاهی از آنها سرزده توبه کنند) خداوند همواره آمرزنده رحیم است».
ب) آیه ۳۰ و ۳۱ از سوره نور خطاب به پیامبر(صلی الله علیه وآله) می فرماید: (قل للمؤمنین یغضوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم ذلک ازکی لهم ان الله خبیر بما یصنعون ـ و قل للمؤمنات یغضضن من ابصارهنّ و یحفظن فروجهن ولا یبدین زینتهن الا ما ظهر منها و لیضر بن بخمرهن علی حیوبهنّ ولا یبدین زینتهن الا لبعولتهن... ولا یضربن بارجلهن لیعلم ما یخفین من زینتهن و توبوا الی الله جمیعاً أیّه المؤمنون لعلکم تفلحون). «به مؤمنان بگو چشم های خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گیرند، و عفاف خود را حفظ کنند; این برای آنان پاکیزه تر است; خداوند از آنچه انجام می دهند آگاه است. و به زنان با ایمان بگو چشم های خود را (از نگاه هوس آلود) فرو گیرند، و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را جز آن مقدار که نمایان است آشکار ننمایند، و (اطراف) روسری های خود را بر سینه خود افکنند (تا گردن و سینه با آن پوشانده شود)، و زینت خود را آشکار نسازند مگر برای شوهرانشان، یا پدرانشان، یا پدر شوهرانشان، یا پسرانشان، یا پسران همسرانشان، یا برادرانشان، یا پسران برادرانشان، یا پسران خواهرانشان، یا زنان هم کیششان، یا بردگانشان (کنیزانشان)، یا افراد سفیه که تمایلی به زن ندارند، یا کودکانی که از امور جنسی مربوط به زنان آگاه نیستند; و هنگام راه رفتن پاهای خود را به زمین نزنند تا زینت پنهانیشان دانسته شود. (و صدای خلخال که بر پا دارند به گوش رسد) و همگی به سوی خدا باز گردیدای مؤمنان، تا رستگار شوید».
با مراجعه به کتب لغت و تفاسیر و تواریخ و روایات، در مجموع استفاده می شود که «خُمُر» جمع «خِمار» و به معنای مقنعه و روسری بلندی است که دامن آن روی گردن و سینه ها را می پوشاند.
و «جلابیب» جمع «جلباب» به معنای ملحفه، چادر یا شنل بلندی است که روی سایر لباس ها پوشیده می شود و سراسر بدن را در بر می گیرد.[۱۸]
با توجه به این که سایر اعضای بدن معمولاً پوشیده بوده و هست، با پوشاندن موی سر و گردن و بالای سینه بر اساس مفاد آیات، تقریباً حدّ حجاب شرعی را قرآن به صراحت بیان کرده است. تفصیل مطالب و تحقیق در مفردات آیات و اقوال مفسرین و فقها از موضوع بحث ما خارج است.
۲.۲. ادله روایی حجاب: در روایات متعددی از پیشوایان معصوم(علیهم السلام) آمده که آنچه بر زنان پوشاندن آن لازم نیست و برای مردان نگاه به آن مواضع، بدون شهوت حلال است، صورت و دست ها است. در بعضی احادیث به جای موضع، زینت های موجود در اعضاء به عنوان اشاره به اعضاء ذکر شده. از جمله در روایتی معتبر زراره از امام صادق(علیه السلام)نقل می کند که مراد از «الا ما ظهر منها» در آیه شریفه عبارت است از سرمه و انگشتر.[۱۹] که منظور موضع سرمه یعنی چشم و صورت و موضع انگشتر یعنی دست است.
در حدیثی دیگر ابوبصیر می گوید: از امام صادق(علیه السلام) پرسیدم راجع به قول خداوند «ولا یبدین زینتهن الا ما ظهر منها» که مراد چیست؟ حضرت در پاسخ فرمودند: «انگشتر و مشک.»[۲۰] که اشاره به موضع آنهاست.
۲.۳. اجماع: اجماع و ضرورت بین همه مسلمانان، اعم از شیعه و سنی بر لزوم پوشش عورت مرد و کل بدن زن غیر از موارد استثناء است. جمیع فقها به این مطلب با اندک تفاوتی فتوا داده اند. البته این اجماع مستند به آیات و روایات است. مثلا مرحوم سید محسن حکیم (ره) می فرماید: واجب است زن تمام بدن خود را بپوشاند به دلیل اجماع بلکه بالاتر ضرورت دین.[۲۱]
۲.۴. سیره متشرعه: مردان و زنان مسلمانان از زمان حضور معصومان(علیهم السلام) تاکنون، نسل به نسل معتقد و ملتزم به مراعات حجاب با کیفیت مذکور بوده اند و در هیچ برهه ای از تاریخ اسلام این سیره منقطع نشده است و در زمان ائمه(علیهم السلام) نیز مورد تأیید و تأکید بوده است.
۲.۵. عقل و عرف عقلاء: عرف انسان ها نیز از گذشته بر پوشش بوده است. البته عقل و عرف حد دقیق حجاب را مشخص نمی کند ولی اصل پوشش را تأیید می کند. می توان گفت عقل میزانی از پوشش را که موجب تحریک شهوت جنس مخالف و مانع فعالیّت های سالم روزمره و سلامت نسل بشر و امنیت افراد و فضایل انسانی نباشد، لازم می شمارد. بنابراین حتی فارغ از دین و آیین، در جمیع جوامع انسانی در حد خوب و بالایی افراد موظف به پوشاندن خود هستند.
۳. حکمت حکم حجاب
برای حد پوشش و نگاه به صورتی که در متون دینی برای مرد و به خصوص برای زن تعریف شده است ، حکمت ها یا به تعبیری اغراض و به اعتباری دیگر فواید متعددی را می توان با استفاده از قرآن، سنت و عقل ذکر کرد:
۳.۱. پاکیزگی معنوی و تقویت عفاف و حیا: با استفاده از آیات قرآن، اولین حکمت یا فایده ای که برای حکم حجاب و به همراه آن حفظ نگاه، می توان شمرد، طهارت روح است. در سوره نور بعد از دستور به حفظ نگاه و پوشاندن عورت می فرماید: «ذلک أزکی لهم»[۲۲] این برای آنان پاکیزه تر است. و در مورد پیرزنان و توصیه به مراعات پوشش و ترک زینت حتی برای آنان می گوید: «و أن یستعففن خیر لهنّ والله سمیع علیم»[۲۳] و اگر خود را بپوشانند برای آنان بهتر است; و خداوند شنوا و داناست.
عفاف که از ریشه عفت و به معنای منع و حفظ از غیر حلال و غیر زیبا است، [۲۴] در حقیقت ریشه درونی برای حجاب بیرونی است و پوشش ظاهر کمک به تقویت روحیه عفاف و خویشتنداری می کند.در جای دیگر می فرماید: «و هرگاه از زنان رسول متاعی می طلبید از پس پرده بطلبید، که حجاب برای آن که دل های شما و آنها پاک و پاکیزه بماند بهتر است.» «ذلکم أطهر لقلوبکم و قلوبهنّ»[۲۵] این کار برای پاکی دل های شما و آنها بهتر است. حضرت علی(علیه السلام) می فرماید: «صیانة المرأة أنعم لحالها و أدوم لجمالها».[۲۶] حجاب و محفوظ بودن زن برای حال و وضعیت او بهتر و مفیدتر و موجب پایدارتر بودن زیبایی است.
۳.۲. شناخته شدن انسان به ایمان و عفاف و سالم ماندن از طمع دیگران: از آیه ۵۹ سوره احزاب استفاده می شود که چادر به سر کردن و پوشاندن زن موجب می شود تا بینندگان بفهمند که این زن، مسلمان و مؤمن و پاک است و ملعبه دست هوسرانان نمی باشد. «ذلک أدنی أن یعرفن فلا یؤذین و کان الله غفوراً رحیما» این کار برای اینکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است ; ) و اگر تاکنون خطا و کوتاهی از آنها سر زده توبه کنند) خداوند همواره آمرزنده رحیم است.
در نهج البلاغه آمده: «فانّ شدّة الحجاب ابقی علیهنّ»[۲۷] حجاب و پوشش بیشتر زنان موجب بقاء و پایداری بیشتر آنها خواهد بود.
۳.۳. جلوگیری از فحشا و ایجاد آرامش روحی زنان و مردان: در کلامی از امام رضا(علیه السلام) آمده: «نگاه به موهای زنان با حجاب، زنان ازدواج کرده و غیر آنها، از آن رو حرام شده است که نگاه، مردان را بر می انگیزد و آنان را به فساد دعوت می کند، و انجام آنچه که نه حلال است و نه شایسته.»[۲۸]
پوشش لازم و مناسب بانوان به همراه کنترل نگاه از سوی آقایان، موجب سلامتی محیط خانواده و کاهش تحریکات جنسی و به دنبال آن فحشا، تجاوز، جرم و جنایت می شود.
نبودن حریم میان زن و مرد و آزادی معاشرت های بی بندوبار، هیجان ها و التهاب های جنسی را فزونی می بخشد و تقاضای جنسی را به صورت یک عطش روحی و یک خواست اشباع ناشدنی در می آورد. غریزه جنسی مانند برخی صفات دیگر روحی غریزه ای نیرومند، عمیق و دریاصفت است، هر چه بیشتر اطاعت شود، سرکش تر می شود. وجود صاحبان حرمسراها مانند خسروپرویز وهارون الرشید در کنار قارون ها و فرعون ها در طول تاریخ و بالا رفتن میزان فحشا و تجاوزات جنسی در جوامع متمدن و آزاد امروزی، شاهد این گفتار است.
اسلام به قدرت شگرف این غریزه سرکش توجه کامل کرده است. روایات زیادی درباره خطرناک بودن «نگاه به نامحرم» و «خلوت با نامحرم» و «غریزه جنسی» وارد شده است.[۲۹]
به همین دلیل اسلام تدابیر متعددی برای تعدیل این غریزه اندیشیده است مانند احکام نگاه، پوشش، محرم و نامحرم و روابط زن و مرد.
شهوت جنسی همانند شهوت مال و مقام سیری ناپذیر است. خیال خام و دروغ بزرگی است اگر کسی فکر کند که مردی از نگاه و تصاحب زیبارویان سیر می شود یا با روابط آزاد و فراوانی اسباب تحریک شهوت، کم کم مرد و زن از هم سیر خواهند شد; وقتی میل و تقاضا نامحدود شد، قهراً دست نیافتنی می شود و این محرومیت، موجب اختلالات روانی و عصیان می گردد.
از سوی دیگر قانون حجاب برای زنان نیز آرامش خاطر فراهم می آورد چرا که نه دغدغه پوشیدن لباس رنگارنگ و متنوع و تهیه مداوم آن را دارند و نه نگران اندام غیر موزون و نارسایی های دیگر هستند. چادر و لباس های بلند و آزاد کمک بسیار خوبی برای برقراری شرایط نسبتاً مشابهی برای خانم ها است. هم مانع غرور زیبارویان می شود و هم حافظ شرم و خودکم بینی دیگران.
در جبهه مقابل، عدم مراعات حجاب قهراً زمینه های بی قراری و فساد را فراهم می کند. بی حجابی، مردان را در جوامع مختلف خصوصاً جامعه اسلامیو مقید به قوانین ازدواج شرعی و قانونی دچار آثار سوء روانی مانند عقده دار شدن می کند. چرا که وقتی انسان چیز مورد علاقه خود را نبیند به آن میل پیدا نمی کند یا میل اندکی دارد و در نتیجه تعادل روانی دارد; و اگر ببیند و به آن دست پیدا کند باز هم تعادل روحی دارد، اما اگر ببیند و میل او تحریک شود و به آن دست نیابد، دچار ناآرامی می شود و در صورت تکرار و استمرار به عقده روانی تبدیل می شود. این عقده های روانی به صورت ناهنجاری های مختلف مانند تجاوز، بروز پیدا می کند.
۳.۴. کم کردن هزینه اقتصادی: یکی از فواید حجاب بانوان در هنگام حضور در برابر نامحرم و از جمله پیامدهای فرعی وضع حکم پوشش، کاهش هزینه مالی پوشاک زنان است. استفاده از چادر یا پوشش های ساده و یکدست در اشکال و مدل های محدود، به طور طبیعی دامنه تنوع طلبی و استفاده از رنگ ها و مدل های نو به نو کوتاه می شود. زنان که به طور غریزی دنبال تنوع بیشتر، خودآرایی و خودنمایی هستند، این گونه در میان جمع و جامعه محدود و به تعبیری آزاد از قید شده و نیاز کمتری به خرید لباس های رنگارنگ و لوازم زینتی و آرایشی دارند.
۳.۵. استحکام پیوند خانوادگی:[۳۰] بدون تردید هر چیزی که موجب تحکیم پیوند خانوادگی و صمیمیت رابطه زوجین گردد برای کانون خانواده مفید است و در ایجاد یا حفظ آن باید حداکثر تلاش انجام شود. و برعکس هر چه موجب سستی این کانون شود باید با آن مبارزه کرد. و این امر مسلم است که اختصاص یافتن استمتاعات و التذاذهای جنسی به محیط خانوادگی و در چارچوب ازدواج، پیوند زناشویی را محکم می کند. معاشرت های آزاد و بی بندوبار پسران و دختران، ازدواج را به صورت یک تکلیف و محدودیت در می آورد که با نصیحت یا زور باید بر جوانان تحمیل کرد. در سیستم روابط آزاد جنسی پیمان ازدواج به دوران آزادی دختر و پسر خاتمه می دهد و آنها را وادار می کند که به یکدیگر وفادار باشند و در سیستم اسلامی به محرومیت و انتظار پایان می بخشد. از این رو در قدیم ازدواج شور و هیجان بیشتری داشت و به دنبال یک دوران انتظار و آرزو بود و با پادشاهی و سلطنت مقایسه می شد. خلاصه اینکه فراهم بودن شرایط برای بهره گیری و لذت از طریق نگاه، سخن گفتن، خندیدن، لمس کردن و مانند اینها نسبت به جنس مخالف، انسان را نسبت به همسر قانونی دلسرد می کند و عطشی در روح ایجاد می کند که با یک جرعه و دو جرعه سیراب نخواهد شد. مردانی که همه روزه زنان بسیاری را با آرایش های مختلف و لباس های رنگارنگ و جلوه های مختلف که قطعاً برخی از آنها زیباتر و جوان تر از همسر او هستند، به طور طبیعی تمایل کمتری به زن خود نشان می دهد بنابراین یکی از ثمرات حجاب، تحکیم بنیان زناشویی و خانواده و جلوگیری از طلاق و تنش های بین زوجین است.
۳.۶. استواری اجتماع و حفظ نیروی فعال:[۳۱] کشاندن تمتعات جنسی از محیط خانه به اجتماع، نیروی کار و فعالیت در جامعه را ضعیف می کند. شما می بینید که بر عکس آنچه مخالفین حجاب زن می گویند که «حجاب موجب استفاده نکردن از نیروی نیمی از افراد اجتماع است.» بی حجابی و روابط آزاد جنسی، در طولانی مدت موجب فرسایش و کاهش نیروی کل اجتماع است. حجاب اسلامی نیروی مرد و زن را هدایت و بیمه می کند و از هر کدام در امور مربوط به خود نهایت استفاده خواهد شد بدون اینکه این همه هزینه و نیرو و وقت از دو طرف ضایع شود.
اسلام با اصل بیرون رفتن زن از خانه و تحصیل و فعالیت اجتماعی و سیاسی و اقتصادی زن مخالف نیست بلکه بر مواردی همچون علم آموزی سفارش می کند، اما همه این امور باید در چارچوب دستورات و معیارهای اسلامی باشد.
اینجاست که در صورت تعارض بین برخی فعالیت ها در بیرون منزل با اغراض و تکالیف دینی مثل همسرداری، تربیت کودکان و آلوده نکردن محیط و ترک گناه در هر شکلی، باید بر رعایت احکام و اهداف الهی پای فشاری کرد. متأسفانه در بسیاری از اوقات و موارد حضور افراطی و حساب نشده زنان در دانشگاه، اداره و کارخانه و جامعه، این تبعات سوء را بدنبال داشته و دارد.[۳۲]
آنچه مانع تحرک جامعه و فعالیتهای سازنده در ابعاد مختلف اجتماعی می شود، ستر زنان نیست، بلکه مانع حقیقی، پوشش نامناسب و اندام نیمه عریان و آرایش کردن و جلب جنس مخالف و گفتگو و خندیدن و اختلاط محیط کار و درس و بازار است.
۳.۷. ارزش و احترام زن:[۳۳] حریم نگه داشتن زن میان خود و مرد یکی از وسایل مرموزی بوده است که زن از ابتدا برای حفظ مقام و موقعیت خود در برابر مرد و احتمالا برای جبران ضعف در بُعد جسمی و سایر زمینه ها، از آن استفاده کرده است.
اسلام مخصوصاً تأکید کرده است که زن هر اندازه متین تر و باوقارتر حرکت کند و خود را در معرض نمایش و تماس و شناسایی برای مرد نگذارد، بر احترامش افزوده تر می شود.
۴. حکمت تفاوت حد پوشش
در مسئله پوشش دو مطلب وجود دارد: ۱. اصل پوشش. ۲. تفاوت حد پوشش در زن و مرد.
درباره اصل پوشش، همان گونه که اشاره شد، علاوه بر انگیزه محافظت در برابر سرما و گرما، شرم از برهنگی عورت، که یک صفت انسانی و فطری است، و میل به زیبایی را می توان از عوامل اصل پوشش دانست. حکمت های حد پوشش شرعی نیز در بحث قبل گذشت.
و اما درباره حد پوشش آنچه مورد بحث ماست، توجیه حد مشخص شده در شریعت اسلام است. در مورد پوشش بیشتر زنان در ادیان توحیدی گذشته، همین حکمت ها و فواید را می توان نشان داد. و در مورد ملل گذشته و مناطق و آیین های غیر آسمانی، شاید تأثیر تعالیم شرایع گذشته، وجود حیای بیشتر در زنان، غیرت و انحصارطلبی مردان و... موجب ستر بیشتر بانوان بوده است.
در هر صورت شرایع حکیمانه آسمانی به جهت تفاوت های متعدد جسمی و روحی زن و مرد که در علوم مختلف مانند فیزیولوژی، تشریح و روان شناسی بخشی از آنها به اثبات رسیده است و در بخش دوم رساله، فصل مربوط، با تفصیل بیشتری بیان شد، حکم و وظیفه متفاوتی برای پوشش و نگاه دو گروه مقرر شده است. وقتی شرایط زن و مرد تفاوت اساسی با یکدیگر دارد، عدالت و حکمت در مقام قانون گذاری اقتضا می کند که تکلیف متفاوت و انتظارات جداگانه ای از زن و مرد داشته باشیم. یکسان نگاه کردن به مرد و زن در این مسئله عین ظلم و تبعیض است، مکاتب مادی و الحادی و فمینیست ها که در مقام ادعا طرفدار برابری زن و مرد در همه عرصه ها هستند، و البته در عمل خواهان پوشش هر چه کمتر زنان برای لذت گرایی هستند، هم به زنان ظلم می کنند و هم به مردان.
احکام دینی، از جمله حکم حجاب، تابع مصالح و مفاسد واقعی هستند و در اینجا به اختصار برخی از آنچه که شرایط متفاوت برای مرد و زن ایجاد می کند، برای تکمیل شدن بحث ذکر می کنیم.
میل جنسی مرد، شدیدتر از زن است یعنی مرد، جنبه شهوانی زیادتری دارد.[۳۴]
واکنش های شهوی در نتیجه مشاهده جنس مخالف، تخیّل درباره آن و مطالعه متن های جنسی، در مردان به مراتب بیشتر از زنان است.[۳۵] حس بینایی مردان از زنان معمولا بیشتر است و حس شنوایی زنان قوی تر است، آستانه حس درد و لمس در زنان پایین تر است.[۳۶] مردها بدنی عضلانی تر و دارای استخوان های بزرگ تر و محکم تر هستند، پوست بدن مرد ضخیم تر و خشن تر است. اما زن دارای عضلات کم تر و هیکل کوچک تر و پوستی نرم ولطیف هستند.
زن دوست دارد شنونده داشته باشد[۳۷] و کسی او را نوازش کند.[۳۸]
دختران برای جلب دیگران، با آرایش ظاهر و پوشیدن لباس زیبا به لذتی وصف ناپذیر دست می یابند و خودنمایی در جنس زن بیشتر به چشم می خورد.[۳۹]
بنابراین وقتی زن لطیف تر و دوست داشتنی تر و خودآراتر شد، و از سویی دیگر مرد میل زیادی به سوی او دارد و با کوچکترین نگاه و نشانی از جنس مخالف، تحریک می شود و آسیب پذیر می گردد، برای کنترل و استفاده صحیح و سازنده از نیروی شهوت جنسی، قانون پوشش و نگاه تا جای ممکن راه تحریکات اضافی را می بندد و روابط شهوی محدود به زن و شوهر و ازدواج شرعی می گردد، در سایر موارد با ستر و کنترل نگاه، هر دو گروه موظفند شرایط جامعه را برای حرکت سالم و رابطه انسانی و نه جنسی (انسان با انسان نه زن با مرد) فراهم کنند. در غیر این صورت غریزه آرام و گاه خفته چنان بیدار و سرکش می شود که زن و مرد و تر و خشک را با هم می سوزاند و از انسانیت ساقط می کند.
به علاوه عرصه کار، فعالیت اجتماعی، اقتصادی و نظامی را اسلام در وهله اول به دلیل ویژگی های جسمی و روحی مرد به او سپرده است و این وظایف آزادی عمل بیشتری می طلبد.
مردها به خاطر ویژگیهای ذکر شده از جهت پوشش تکلیف کمتری دارند ولی از نظر نگاه محدودیت بیشتری دارند اما زنان برعکس وظیفه بیشتری در پوشاندن خود دارند و در بحث نگاه آزادی بیشتری دارند.
احکام جواز آرایش زن، بلکه تشویق به آن برای همسر، جواز استفاده از طلا، حریر و ابریشم خالص از مواردی است که مکمل توجیهات گذشته و تفاوت زن و مرد است، همان طور که می توان آنها را جزو امتیازات و حقوق بیشتر زنان در برابر تکلیف بیشتر و دشوارتر حجاب دانست.
۵. شبهات بحث حجاب
بر حکم حجاب اشکالاتی وارد شده است. بعضی از اشکالات از سوی افراد مسلمان طرح شده و بعضی هم از سوی مخالفان دین. در اینجا به هشت شبهه از شبهات مهم تر که اعتبار شرعی و عقلی حجاب را هدف گرفته اند، طرح و بحث می کنیم.
۵.۱. برخی می گویند حجاب دلیل معقول و منطقی ندارد، بلکه ناشی از نظام پدرسالار یا ترویج رهبانیت و ترک دنیا، یا حسادت مردان یا عادت زنانه و از این قبیل امور است.
نقد و بررسی: اولاً; اصل پوشش، عمری به اندازه عمر بشریت دارد و هم نیازی طبیعی است و هم احساسی انسانی و اخلاقی و برآمده از حیا.
ثانیاً; در میان ملل مختلف، با مرام های گوناگون، پوشش فراگیر است و این نشانگر آن است که ریشه در اندیشه خاصی ندارد. اگر چه عوامل ذکر شده هر یک سهمی ولو اندک می توانند در رواج پوشش زن داشته باشند.
ثالثاً; ادله متعددی که برای حجاب ذکر شد، پشتوانه منطقی این امر است و با وجود آن اسباب، نیازی به توجیهات روانی و اقتصادی و سیاسی و غیر اینها نمی باشد.
۵.۲. حجاب مانع آزادی زن است، شاید مهم ترین و بیشترین اشکالی که بر حجاب زن وارد می شود، ناسازگاری آن با آزادی عمل و انتخاب زنان است. حجاب شرعی تا حدود زیادی مانع انتخاب و رهایی زن در میزان پوشش، نوع پوشش، مدل، رنگ و حتی جنس لباس می شود، علاوه بر اینکه لباس بلند و چادر یا مواظبت بر حد حجاب و صورت و دست، جلوی برخی فعالیت ها را می گیرد.
نقد و بررسی: در پاسخ به این اشکال به چند نکته می توان اشاره کرد:
اولاً، حجاب به معنای اسارت و حبس زن در خانه و منع از خروج نیست وگرچه بر خروج کمتر از منزل سفارش شده اما هیچگاه در فقه و دین ما اصل حضور در جامعه ممنوع نشده است. زن می تواند در بیرون از خانه با رعایت حجاب و شأن زن مسلمان به کار فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی بپردازد. بنابراین از این جهت، آزادی زن محفوظ است. آنچه زمینه است برای رسیدن به رشد و کمال، مثل تحصیل علم، برای مرد و زن فراهم است.
ثانیاً، برای اینکه معلوم شود حجاب مانع آزادی است یا برعکس وسیله رهایی است باید معنا و حقیقت آزادی بازشناسی شود.
آزادی را از یک جهت می توان به دو قسم، تقسیم کرد:
الف) آزادی واقعی و مثبت و مطلوب، این نوع آزادی آن است که واقعاً قیود غیر لازم و اضافی را از دست و پا و زبان و چشم و گوش و عقل انسان بر می دارد. به آنچه نباید دل بست، انسان وابسته نمی شود. آنچه عرف، عقل و وحی مزاحم رشد می بیند، از پیش رو برداشته می شود. طبق این تعریف «شجاع ترین مردم کسی است که بر میل و خواهش نفس خود پیروز گردد.»[۴۰] و «دشمن ترین دشمنان انسان، نفس و خواسته های درونی انسان است.»[۴۱]آزادی حقیقی باید موافق با عقل و فطرت و وحی و عفاف و انسانیت باشد.
بر این اساس، حجاب نه تنها مخالف آزادی نیست، بلکه کمک بزرگی برای پیدا کردن آزادی مثبت است. وقتی زن فهمیده و متعهد، با پوشش کامل دل را مهار می کند و جلوی وسوسه تزین و جلوه گری و دلربایی را می گیرد، این موفقیت بزرگی است، رهایی از بند هوای دیگران و اسیر خواهش شهوانی دیگران نبودن نیز، پیروزی مهم دیگری است. و این آزادی مثبت و خواستنی است.
ب) آزادی منفی یا ضد آزادی که اراده و انتخاب همان چیزی است که دل می خواهد و دیگران از ما می خواهند. دیگرانی که به شهوت خود فکر می کنند نه انسانیت ما.
طبق این تعریف، البته پوشش اسلامی، جلوی هوس ها و شهوت های فرد را می گیرد و آزادی حیوانی را سلب می کند. شکی نیست حجاب مطلوب دین بزرگترین سد و خار راه دنیاپرستان است و به همین جهت می بینیم که اربابان استعمار و سردمداران کفر و هرزگی تلاش بسیاری برای حذف این ارزش می کنند.[۴۲] اما این برداشت از آزادی، خود تجاوز به آزادی و سلب حقوق کسانی است که می خواهند جسم وروح پاک داشته باشند. غذای رنگین و خوش طعم و بویی که آلوده به سم است، در واقع غذا و تأمین کننده حیات نیست، بلکه کشنده و گیرنده زندگی است. نتیجه آنکه حجاب فراهم کننده بستر آزادی است نه مزاحم و موجب سلب آزادی.
ثالثاً، اصل لزوم پوشیدگی برای مرد و زن، اصلی عرفی و عقلی و شرعی است. بدون شک برهنگی کامل مورد پذیرش هیچ جامعه، خرد و دینی نیست. یعنی به هر حال آزادی به معنایی که مستشکل اراده می کند محدود شده است، بله نسبت به حدود پوشش خصوصاًبرای زنان تفاوت سلیقه و فکر، تا حدودی وجود دارد; و چون نظر و میل هیچ کس برای دیگران و حتی خودش ترجیحی ندارد، بهترین شیوه توافق همگان و مورد تأیید عقل، برگزیدن راه و حدود خداوند و خالق انسان و عالم به راه نجات و سعادت بشر است.
رابعاً، اگر برای حفظ یک ارزش یا رسیدن به یک کمال، انسان، دچار برخی محدودیت ها بشود، این نه بد است و نه چیز تازه ای، شخصی که به دنبال علم می رود، شکی نیست که بخشی از تفریحات و استراحت ها و لذت های خود را فدا می کند و باید چنین باشد. اما عرف و عقل و دین هیچکدام این محدودیت را مذمت نمی کنند.
۵.۳. عفاف غیر از حجاب است. آنچه برای زنان ارزش است و باید دارا باشند حیا و عفاف است. بسا زنانی که حجاب کامل ندارند اما عفیف هستند. ظاهر مهم نیست و بر اساس ظاهر نمی توان به باطن افراد پی برد، بلکه باید باطن آراسته باشد. اصل انسان سیرت و باطن اوست. به قول ویل دورانت، عفت با لباس پوشیدن هیچ رابطه ای ندارد. و به قول مردم، دلت پاک باشد.
نقد و بررسی: این سخن یکی از مغالطه های رایج میان مردم است که به چند جهت باطل است:
اولاً; حیا و عفاف اگر چه از خصلت های درونی انسان است و حجاب به ظاهر و شکل پوشش مربوط است، اما مسلماً به هم مربوط هستند. فارغ از اینکه نوع رابطه عفت و حجاب چگونه است، اما یقیناً هر ظاهری، با هر باطن و فکر و اخلاقی سازگار نیست. کما اینکه انسان از هر فردی، رفتار و گفتار و ظاهر مناسب با آن را انتظار دارد. هم «هر پوشیده و چادر به سری، عفیف است» غلط است و هم «هر غیر پوشیده و بی چادری، غیر عفیف است» نادرست می باشد. از نظر مصداقی و خارجی، برخی چادر به سرها و پوشیده ها عفیفه هستند و برخی نیستند. کما اینکه بی چادرها و کم پوشش ها، برخی عفیفه هستند و برخی غیر عفیفه. اما نکته اساسی که باید توجه کرد اینکه حجابی که در شرع تعریف شده منحصر به پوشاندن سر و بدن نیست، بلکه در نگاه و گفتار و رفتار و همه ابعاد مصداق دارد، چنانکه گذشت، و این گونه حجاب قهراً زاییده عفاف و حیای درونی است. محال است فردی عفیف کامل باشد و به ظاهر و رفتار او سرایت نکند. چنان که بدون عفت و حیا، کسی نمی تواند حجاب کامل را در رفتار خود به نمایش گذارد، مگر موقتی و منافقانه. به هر حال آنچه فعلا ادعا می شود اینکه به نحو سالبه کلیه نمی توان گفت «هیچ ربطی بین عفاف و حجاب باطن و ظاهر وجود ندارد.»
ثانیاً; تجربه و علم روان شناسی و فیزیولوژی نشان داده است که ظاهر در باطن و روح مؤثر است کما اینکه روح و اوصاف آن در ظاهر مؤثر است. اصل تأثیر و تأثر متقابل بین ظاهر و باطن انسان حاکم است. انسان های فهیم و سنجیده هم به هر دو بعد بها می دهند. دین عالی اسلام و پیامبر(صلی الله علیه وآله) در عین حال که می گوید: «من برای به کمال رساندن اخلاقیات خوب، برانگیخته شده ام»[۴۳] و البته سهم اساسی و بیشتر در شخصیت و هویت انسان را روح و درون تشکیل می دهد، اما به ظاهر، نوع، رنگ و مدل لباس، آرایش مو و صورت، ریش و سبیل، و بدن هم توجه می کند، درباره این امور در قرآن و روایات، تعالیم بسیاری وجود دارد.[۴۴]
ثالثاً: این اشکال در اصل از سوی کسانی است که پاکدامنی و حیایی که مورد اهمیت ما در دین است، اصلا قبول ندارند ـ لاحیاء لمن لادین له ـ چنین افرادی هرزگی، زنا، چشم چرانی و هم جنس بازی را اصلا بد و عیب نمی دانند تا پوشش را وسیله ای برای جلوگیری از آن بدانند. اما کسانی که ایمان به خدا و معاد دارند و اصالت روح و آخرت انسان را پذیرفته اند، نمی توانند چنین داوری کنند. نسبت به گروه دوم اگر احیاناً از روی بی توجهی، چنین اشتباهی کنند، می گوییم، بر فرضی که سخن ایراد کننده صحیح باشد و فقط درون پاک مهم باشد و بس، زنان جامعه اگر چه عفیف هستند، ظاهر نیمه عریان یا عریان آنها، قطعاً موجب تحریک مردان و بعد هرزگی آنها می شود. نتیجه چنین فضایی ارتکاب خودارضایی، زنا، هم جنس بازی و تجاوز به یکدیگر است که هرگز پسندیده نیستند.
۵.۴. حجاب امری شخصی است، نوع و اندازه و چگونگی پوشش هر کس، امری است شخصی و مربوط به خود او. بنابراین کسی نباید برای دیگران مرزکشی و تعیین وظیفه کند که این لباس و این رنگ و این مدل را بپوش و آن را نپوش. از این رو حکومت ها و دولت ها هم حق قانون گذاری و دخالت عملی در این امور را ندارند.
نقد و بررسی: اولاً; این اعتراض هم بر مسئله حجاب وارد نیست و ناشی از یک جانبه نگری است. برای اینکه بطلان این استدلال روشن شود باید دید ملاک فردی بودن یا اجتماعی بودن یک عمل چیست. اگر عمل و رفتاری از انسان دامنه تأثیراتش، سود و زیانش محدود به خود فرد و متعلقات او بود، این امری شخصی است و اگر سود و زیان و تأثیر عملی به افراد دیگر و مرتبط با ما گسترش پیدا کرد، آن عمل، امری اجتماعی است. البته می توان گفت یک رفتار می تواند از جهتی فردی و از جهتی دیگر اجتماعی باشد.
درباره پوشش و ظاهر انسان ها هم واقعیت این است که از جهاتی، پوشش امری فردی است مثل اینکه بدن را سرد یا گرم نگه می دارد; و از جهاتی یک امر اجتماعی است. وقتی کثیفی و تمیزی ها، زشتی و زیبایی ها، اصل و حد پوشش ما، رنگ و مدل لباس ما، تأثیر مستقیم و گاهی زیاد و عمیق در بیننده و اشخاص مرتبط با ما دارد و این امری است مثل روز روشن و مورد تأیید عرف، عقل، تجربه و وحی نمی توان گفت پوشش امری است کاملا شخصی.
شخصی که در کشتی جامعه نشسته است، نمی تواند به محل نشستن خود اشاره کند و بگوید جای خودم است و دوست دارم آن را خراب کنم، چرا که صندلی فرد، هم متعلق به اوست و هم بخشی از یک مجموعه مرتبط با هم است. از این رو همه اهل کشتی مانع فرد خرابکار می شوند و در صورت اصرار او بر عمل خطا و خطرناک خود، با زور جلوی او را می گیرند. شکی نیست که تخریب جسم و روح و ایمان افراد جامعه توسط افرادی که با بی حجابی و کم حجابی خود موجب آن می شوند، کمتر از سوراخ کردن کشتی و غرق شدن بدن مسافرین نمی باشد.
ثانیاً، اگر واقعاً پوشش امری فقط شخصی و سلیقه ای است و اثر مثبت و منفی، شادی و غم، تحریک و عدم تحریک در بینندگان ندارد، پس سالن های آرایش، لوازم آرایش، آینه ها، انواع مدل لباس، طرح لباس، رنگ لباس و مانند اینها برای چیست؟! یقیناً بخش زیادی از توجه به این امور برای تأثیر در ناظران است.
ثالثاً، مهم تر از همه اینکه حجاب در کنار بعد فردی و بعد اجتماعی، بُعدی الهی و دینی هم دارد.[۴۵] حجاب زن حق الله است شاهد بر آن اینکه حجاب در نماز و طواف خانه خدا لازم است حتی اگر هیچ ناظری وجود نداشته باشد. دستورات دینی در مورد حجاب این حیثیت را به آن بخشیده است. بنابراین وقتی دین برای زن در مواجهه با نامحرم و برای حضور در جامعه، حدودی قرار داده است و در صورت تخلف مثل سایر امور واجب و حرام برای دیگران حق امر به معروف و نهی از منکر قائل شده است، علی رغم فرمان الهی نمی توان گفت، نباید در مورد پوشش دیگران دخالت کرد یا در مورد حدود آن، قانون وضع کرد.
۵.۵. حجاب مانع پیشرفت زنان است، یکی از ایرادهایی که از گذشته نسبت به پوشش زن وجود داشته این بوده که حجاب، مانع پیشرفت علمی و عملی زنان و عامل رکود جامعه است. حجاب باعث می شود که عملا نیمی از نیروی جامعه به هدر رود و در خانه دفن شود.
نقد و بررسی: اولاً; حجاب کامل زنان مانع فعالیت اجتماعی، اقتصادی و سیاسی آنان نیست. حضور زنان در طول تاریخ در همه این عرصه ها و نیز تجربه کنونی زنان فعال مسلمان و خصوصاً تاریخ انقلاب اسلامی بهترین گواه بر این مطلب است.
ثانیاً; بر عکس آنچه مانع پیشرفت علمی و عملی و اخلاقی هم مرد و هم زن می شود، بی حجابی و کم حجابی است. زنی که بی حجاب به عرصه اجتماعی می آید هم بخشی از وقت و نیرو و درآمد مالی خود را صرف آرایش و لباس و هزینه های دیگر می کند و هم بخشی از وقت و نیروی مردان را به خود جلب می کند و از بهره وری بیشتر جلوگیری می کند. روشنی این مطلب به حدی است که انسان را از ارائه دلیلی بیشتر و آمار و ارقام بی نیاز می سازد.
ثالثاً; معمولا این عده بر این باور هستند که ماندن زن در خانه و خانه داری را اتلاف وقت و نیرو می پندارند، در حالی که مقدس ترین مکان ها و مشاغل و مولدترین کارها، شغل مادری و خانه داری و همسرداری است. چه منطق و استدلال علمی وجود دارد نسبت به اینکه کارهمسران و مادران ما، در خانه، کار به حساب نمی آید و ارزش صرف عمر و توان ندارد؟ آیا ساختن در، پنجره، میز، صندلی و ماشین کار است اما ساختن و پرورش انسان اتلاف وقت و هرز رفتن انرژی است؟ کدام عاقلی چنین سخن می راند؟!
رابعاً; بنا به مصالح متعدد که مواردی از آن در طول تحقیق بیان شد، و برای تناسب کار با ساختمان جسمی و روحی افراد و اموری دیگر، وظیفه گرداندن چرخ اقتصاد و تأمین معاش را خداوند حکیم بر دوش مخلوقات مرد قرار داده است نه زن و بر همین اساس تکلیف اداره همسر و زن را هم بر دوش او قرار داده است، پس اساساً فعالیت اقتصادی به معنای خاص و مصطلح رایج از زنان خواسته نشده است تا کار نکردن بیرون از خانه آنان، هرز رفتن انرژی شمرده شود. به هر میزان زنان متعهد و مسئول ما، با رعایت همه موازین شرعی، کار اجتماعی و اقتصادی کردند و به رشد اقتصادی جامعه کمک کردند، البته خوب و مفیداست و کسی مانع اصل این فعالیت نیست، اما معنای این حرف این نیست که همه زنان و مردان را موظف به کار بیرون از خانه و مشارکت اقتصادی بدانیم و کانون خانواده و محفل گرم انس و رشد صفات انسانی را، از هم بپاشیم، و بعد اگر زنی در اداره و کارخانه حاضر نشد، او را نیروی تلف شده حساب کنیم.
۵.۶. حجاب باعث افزایش شهوت می شود، پوشیدگی زن، از او موجودی پنهان و ناشناخته می سازد که تحریک و حرص مردان را به دنبال می آورد تا این راز را آشکار کنند. انسان ها بر اساس اصل «الانسان حریص علی ما مُنع» هر چه از امری بازداشته شوند و چیزی را از او مخفی نگه دارند، حریص تر می گردند. بنابر این باید نقاب برداشت و چشم را سیراب کرد مانند کشورهای آزاد و غربی تا دیدن زنان برای مردان عادی گردد، نه اینکه با پوشش بر التهاب و تحریک افزود.[۴۶]
نقد و بررسی: اولا; تعداد مردان بیننده یک زن بی حجاب، یک نفر و صد نفر نیست و تعداد زنانی هم که مردها بنابراین فرض خواهند دید یک نفر و ده نفر نیست تا از یکدیگر سیراب شوند.
ثانیاً; میل دو جنس به یکدیگر در حد نگاه، خلاصه نمی شود بلکه به ارضائات دیگر منتهی می شود.
ثالثاً; پیدا شدن حرص در زمانی است که انسان غذا، مال، یا زیبارویی را ببیند و بخواهد و سپس از او بر حذر داشته شود، سیاست اسلام به گونه ای است که از ابتدا اصلا دیدن شکل نگیرد با دستور حجاب به زن و مرد و فرمان به چشم پوشی تا میل برانگیخته نشود و قهراً حرص هم پدید نیاید که اگر آتش شعله ور شد، به راحتی خاموش نمی گردد و مسئولیت عواقب آن بر عهده کسانی است که آتش را برافروخته اند.
رابعاً; برخلاف تصور مستشکل میل جنسی انسان مانند میل به مال و مقام، خواستی روحی است که نهایت ندارد. اگر کسی از خوردن آب شور، سیراب شد یا از دست پیدا کردن به مقداری مال قانع شد، یا با رسیدن به قدرت و مقامی، از مقام بالاتر چشم پوشید، که هرگز چنین نخواهد شد والا در آن صورت انسان، از حقیقت انسانی جدا شده است، آنگاه انسان ها از نگاه و ارضاء میل جنسی هم سیر می شدند.
خامساً; بر فرض که سخن ایراد کننده، صحیح باشد، هزینه این عادی سازی روابط، بی حیایی و بی عفتی زنان و بی غیرتی و هرزگی مردان و آثار سوء دیگر است، و عقل و انسانیت و دین الهی هیچگاه چنین نخواهند پسندید.
۵.۷. بی حجابی موجب عذاب نمی شود، خداوند ارحم الراحمین است و بزرگتر از آن است که زنی را به خاطر اینکه چادر به سر نکرده یا موی خود را نپوشانده است، عذاب کند و دچار آتش سوزان جهنم کند.
نقد و بررسی: مستشکل می خواهد بگوید این مطلب که حجاب ضروری است و جزء دین است، سخت گیری برخی افراد خشک و تند است و خداوند چنین اصراری ندارد.
اولاً; پاسخ نقضی این است که همین سخن را نسبت به کسی که هفده رکعت نماز واجب را نمی خواند یا در ماه رمضان صبح تا غروب روزه نمی گیرد و آب و نان می خورد یا آنکه یک جمله دروغ می گوید و غیبت می کند یا مقداری مال حرام می خورد و مانند اینها هم می توان تکرار کرد. آیا خداوند کسی را برای خوردن یک لیوان آب یا یک لقمه نان، با آتش داغ می سوزاند؟! اگر مستشکل این سخن را در همه موارد جاری کند، در نتیجه چیزی از دین و تکلیف شرعی نمی ماند. و اگر هیچ جا جاری نمی کند که تسلیم سخن ما شده است و اگر فقط در برخی موارد مثل حجاب جاری می کند، اختصاص بدون دلیل و فرق قائل شده است.
ثانیاً; لازمه این اشکال آن است که سخنان الهی و مفاد آیات و روایات دینی، جدی نباشد و وقتی می گوید اگر فلان گناه را مرتکب شوید، کیفر و عذاب دردناک در انتظار شماست، سخنی کذب باشد و قطعاً این سخن باطل است و در این صورت مفاد متون دینی بی فایده خواهد بود.
ثالثاً; از طریق معارضه می توان گفت انسان ضعیف و مخلوق به این کوچکی و حقارت، آیا می تواند فرمان خالق و خداوند عظیم و قادر را نادیده انگارد؟ آیا چنین جسارت و جنایتی روا است؟ آیا بخاطر جهل یا هوس خود، حق داریم امر مولای خود را زیر پا بگذاریم؟
۵.۸. حجاب زن توهین به بینندگان و نشانه بی اعتمادی است. زن وقتی همه بدن و سر خود را می پوشاند، اعلام می کند که به مردان اعتماد ندارد و آنها را چشم و دل پاک نمی بیند تا بتوانند به زنان به جای نگاه شهوانی و جنسیتی به چشم انسانی نگاه کنند. پس حجاب دلیل بی اعتمادی به دیگران و بی حجابی نشانه اعتماد و حسن ظن به دیگران است.
نقد و بررسی: گوینده این سخنان از دو حال خارج نیست: یا آگاهی و توجه لازم را ندارد و یا دارای غرض و به دنبال لذت جویی بیشتر، که فرهنگ رایج دنیای امروز است، می باشد. دسته دوم باید اصلاح و درمان شوند و به مسیر انسانیت و دیانت برگردند. اما دسته اول باید به نکاتی چند توجه کنند:
اولاً; در این مبحث، سخن از اعتماد و بی اعتمادی اشتباه است. بحث بر سر تأثیر ظاهر افراد و بعد اجتماعی پوشش است. اندام زن و تأثیرپذیری مرد به گونه ای است که برای جلوگیری از تحریک مردان بیننده ـ که تاحدود زیادی غیر ارادی است ـ و سلامت اخلاقی و دینی آنان و نیز خود زنان، باید پوشش به گونه ای باشد که روابط افراد از حد انسانی به حد حیوانی متنزل نشود. به تعبیر بهتر پوشش کافی نشانه احترام به دیگران و انسانیت، سلامت و پاکی روح آنهاست، تا کنترل و آرامش مرد ناظر با دیدن بدن نیمه عریان زن، از بین نرود و در واقع وجود زن سدی برای کمال و سعادت دیگران واقع نشود.
ثانیاً; از باب جدل و أخذ به قضیه مقبوله می توان گفت، برعکس سخن مستشکل آنچه بسیاری مواقع در عرف نشانه بی ادبی و بی احترامی به دیگران است، حاضر شدن در برابر دیگران با پوشش کم و بدن برهنه یا نیمه عریان است. شما هیچگاه در مقابل یک شخص محترم و مهم به این صورت ظاهر نمی شوید.
ثالثاً; باز هم از باب جدل می توان گفت کارهای زشت در میان مردم شناخته شده است. اما تاکنون شنیده نشده که پوشاندن دست و پا و سر توسط افراد یا زنان، از قبیل کارهای قبیح شمرده شده باشد.
رابعاً; حجاب زنان و پوشاندن جمیع سر و بدن، غیر از صورت و دست ها تا مچ، حکم روشن و ضروری اسلام و مستفاد از آیات و روایات متعدد است و با وجود دستور خداوند علیم و حکیم، نوبت به این اشکال نمی رسد و وظیفه زنان و مردان پذیرش این تعلیم الهی است.
خامساً; اگر گذاشتن در و قفل برای خانه، مغازه، ماشین و گنجینه نشانه عدم اعتماد و بی احترامی به سایر افراد است، پوشاندن بدن و حفظ عفت و حیا هم بی احترامی به دیگران خواهد بود. چرا که ارزش انسان و کرامت های اخلاقی به مراتب برتر از اشیاء و اموال است.
سادساً; افراد سالم و بی غرض هیچگاه از بسته بودن درب منازل و مغازه ها و صندوق ها ناراحت نمی شوند و هیچگاه اعتراض نمی کنند که چرا به وسایل و اموال خود قفل می زنید؟ مگر ما دزد و خائن و غیرقابل اعتماد هستیم که اشیاء خود را مخفی و محفوظ می کنید؟ اما افراد ناسالم برای پنهان کردن نیت سوء خود، چنین سخنانی را در قالب بحث علمی مطرح می کنند.
نتیجه:
یکی از احکام متفاوت بین زن و مرد، مسأله پوشش بدن در حالات مختلف است. به دنبال آن حکم نگاه کردن هم متفاوت می شود. بحث ستر دو جا مطرح می شود. در حال نماز و طواف بر مردان لازم است تا عورتین خود را بپوشانند. اما زن باید تمام سر و بدن منهای صورت و دست ها تا مچ و پاها تا ابتدای ساق را در حال نماز بپوشانند. و در برابر نامحرم مرد باید عورتین را بپوشاند ولی زن باید غیر از صورت و دست ها تا مچ، کل بدن را بپوشانند. کما اینکه مرد به غیر این اعضاء به سایر بدن زن نمی تواند نگاه کند.
حجاب در پوشش بدن، نگاه کردن، سخن گفتن، راه رفتن و همه رفتارهای انسان باید جاری باشد.
دلیل بر لزوم مراعات پوشش عبارت است از آیه ۵۹ از سوره احزاب، ۳۰ و ۳۱ از سوره نور، روایات، اجماع و سیره متشرعه، اصل پوشش و رعایت حریم انسانی را عقل و عرف عقلا هم تأیید می کنند.
حکمت هایی که برای حکم حجاب و نگاه می توان یاد کرد عبارتند از:
الف) پاکیزگی معنوی و تقویت عفاف و حیا;
ب) شناخته شدن انسان به ایمان و عفاف و سالم ماندن از طمع دیگران;
ج) جلوگیری از فحشا و ایجاد آرامش روحی زنان و مردان;
د) کم کردن هزینه ی اقتصادی و تجملات;
هـ) استحکام پیوند خانوادگی;
و) استواری اجتماعی و حفظ نیروی فعّال;
ز) ارزش و احترام زن.
اما حکمت و سرّ تفاوت حد پوشش برای زن و مرد مربوط می شود به میل جنسی شدیدتر مرد و تحریک زودتر حتی با نگاه و صدا و طلب مرد از یک سو و آرامش جنسی زن، لطافت، زیبایی و میل به آرایش و خود نمایی، از سوی دیگر. ضمنا صحنه کار و حضور اجتماعی، اقتصادی و نظامی در درجه اول به مردان سپرده شده چرا که این وظایف آزادی عمل بیشتری نیاز دارد.
اشکال منطقی نبودن و نداشتن دلیل عقلی بر حجاب وارد نیست چون اولا اصل پوشش همواره در طول عمر بشریت وجود داشته، ثانیا ملل مختلف با مرام های گوناگون ملزم به رعایت آن بوده اند، ثالثا ادله ذکر شده برای حجاب بهترین جواب بر این اشکال است.
اشکال مانعیت حجاب برای آزادی عمل زن مردود است چون اوّلاً، اصل حضور زن در جامعه، تحصیل و اشتغال زنان مجاز است، ثانیاً، حجاب بهترین وسیله برای حفظ آزادی انسانی و مثبت است چرا که وی را از بند هوای خود و دیگران رها می کند، بله حجاب آزادی حیوانی و منفی را سلب می کند، ثالثاً، اصل پوشیدگی، مورد پذیرش عرف، عقل و شرع است و در مورد حدّ آن باید بر طبق رأی الهی عمل کرد نه سلایق مختلف، رابعاً، پذیرش محدودیت برای رسیدن به یک کمال و ارزش بالاتر، امری معمول و معقول است.
ـ ایراد جدا بودن حجاب از عفاف نیز صحیح نیست زیرا اوّلاً، باطن و ظاهر به هم مربوط هستند. هر باطنی با هر صورت ظاهری قابل جمع نیستند و گرچه ربط کلی و صد در صد ندارند، امّا بی ربط محض هم نیستند; ثانیاً، ظاهر و باطن در یکدیگر تأثیر متقابل دارند; ثالثاً، بر فرضی که این نظر درست باشد، ظاهر نیمه عریان زنان موجب تحریک مردان، تجاوز، خود ارضایی، زنا و امور زشتی می شود که باید از آن ها جلوگیری کرد.
ـ شبهه شخصی بودن مسأله لباس و وضع ظاهر افراد باطل است چون اولاً، پوشش علاوه بر بعد فردی، چون تأثیر در بیننده دارد، بعد اجتماعی هم دارد، پس باید سلامت جسمی و روحی ناظران را هم در نظر گرفت; ثانیاً، اگر پوشش امری شخصی است پس سالن ها و لوازم آرایش، آینه، انواع مدل ها، رنگ ها و این همه هزینه و توجه به این امور و سلیقه دیگران برای چیست؟ ثالثاً، حجاب بعد سومی هم دارد که حق الهی است و قابل چشم پوشی نیست.
ـ حجاب مانع پیشرفت زنان هم نیست چون اوّلاً، حجاب کامل مانع فعالیت اجتماعی، سیاسی و اقتصادی زنان در طول تاریخ نبوده است; ثانیاً، بر عکس بی حجابی معمولا باعث می شود بخشی از نیروها و ثروت ها صرف جلب توجه دیگران هنگام حضور در جامعه شود; ثالثاً، خانه داری، همسر داری و تربیت کودک مولدترین و مهم ترین مسئولیت ها است نه اینکه مزاحم پیشرفت باشد; رابعاً، خداوند متعال و حکیم با رعایت تناسب کارها و وظایف با جسم و روح افراد، کار اقتصادی و فعالیت خارج از منزل را بر دوش زنان نگذاشته تا شما کار نکردن آنان را هرز رفتن نیروها بدانید.
ـ شبهه موجب شدن حجاب برای شهوت بیشتر صحیح نیست چون اولاً، تعداد مردان بیننده و زنان دیده شده، یکی دو تا نیست تا با رؤیت یکدیگر از هم سیر شوند، بلکه در سطح جامعه فراوان هستند; ثانیاً، میل دو جنس، در حد نگاه خلاصه نمی شود و با نگاه سیر نمی شوند; ثالثاً، اسلام می گوید نباید زمینه ای فراهم کرد تا آتش شهوت روشن شود و الاّ به راحتی خاموش نمی شود; رابعاً، میل جنسی انسان مانند سایر امیال روحی، پایان ناپذیر است و محال است با نگاه یا حتی تماس، از یکدیگر سیر شوند; خامساً، بر فرض قبول شبهه، هزینه عادی سازی ظاهر و روابط، بی حیایی و بی عفتی زنان و بی غیرتی و هرزگی مردان و آثار سوء دیگر است.
ـ اشکال مهم نبودن حجاب و موجب نشدن برای عذاب خداوند بخشنده هم قابل پذیرش نیست چون اولاً، این سخن را راجع به ترک نماز و روزه یا انجام دروغ و غیبت هم می توان گفت; ثانیاً، لازمه این اشکال، جدی نبودن وعیدهای خداوند در قرآن است; ثالثاً، در معارضه با اشکال می توان گفت انسان ضعیف و کوچک، روا نیست که فرمان خالق عظیم و قادر را نادیده یا سبک بشمارد.
ـ اشکال اخیر که حجاب زن را توهین به بینندگان و نشانه بی اعتمادی می داند، غلط است چون اولاً، بحث بر سر اعتماد نیست بلکه بر سر تأثیر ظاهر افراد بر دیگران است که به وسیله حجاب از اثرات سوء جلوگیری می شود; ثانیاً، از جهت عرفی عدم رعایت پوشش کافی در مقابل افراد محترم، حرکتی خلاف ادب و احترام است و این خلاف نظر مستشکل است; ثالثاً، تاکنون شنیده نشده که پوشاندن سر و دست و پا، جزو کارهای زشت شمرده شده باشد; رابعاً، با وجود امر الهی در مورد حجاب، این اشکال بی معنا است; خامساً، لازمه اشکال این است که بستن درب خانه و مغازه و ماشین و قفل کردن آن ها دالّ بر بی احترامی به عابران باشد و حال آن که چنین نیست، سادساً افراد سالم و بی غرض هیچگاه به بستن درب منازل و مغازه ها اعتراض نمی کنند، اعتراض هر شخصی، نشانه سوء نیّت اوست.
پی نوشت ها:
[۱] . بر گرفته از سایت اندیشه. محقق حجه الاسلام دکتر کریمی؛ معاونت پژوهش مرکز مطالعات حوزه علمیه قم.
[۲]. اعراف، ۲۰، ۲۲، ۲۶ و ۲۷; طه، ۱۲۱.
[۳]. کاکس روت تریزویل، تاریخ لباس، ص ۱۱.
[۴]. عهد قدیم، سفر غزل غزل های سلیمان، باب ۵.
[۵]. عهد قدیم، سفر تکوین، باب ۱۴.
[۶]. بنفشه حجازی، زن به ظن تاریخ، ص ۷۱، ۱۱۵، ۱۴۱ و ۱۹۸.
[۷]. شاهنامه فردوسی.
[۸]. امام خمینی، تحریرالوسیله، ج ۱، ص ۱۳۸.
[۹]. همان، ج ۲، ص ۳۸۱ و ۳۸۲.
[۱۰]. محمد حسن نجفی، همان، ج ۸، ص ۱۵۹.
[۱۱]. همان، ج ۸، ص ۱۶۹.
[۱۲]. ر. ک: کتب لغت مانند جوهری، صحاح اللغة، فیومی، المصباح المنیر، و...
[۱۳]. نور، ۳۱; احزاب، ۵۹.
[۱۴]. نور، ۳۰ و ۳۱.
[۱۵]. احزاب، ۳۲. (یا نساء النبی لستن کأحد من النساء ان اتقیتن فلا تخضعن بالقول فیطمع الذی فی قلبه مرض و قلن قولاً معروفاً).
[۱۶]. نور، ۳۱.
[۱۷]. احزاب، ۳۳. (و قرن فی بیوتکن ولا تبرجن تبرج الجاهلیة الاولی).
[۱۸]. ر. ک: فیومی، المصباح المنیر; طریحی، مجمع البحرین; و شیخ طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، محمد حسین طباطبایی، همان; و محمد جواد مغنیه، تفسیر الکاشف، ذیل آیات مذکور.
[۱۹]. وسائل الشیعة، ج ۱۴، ص ۱۴۶، ح ۳، محمد بن یعقوب، عن احمد بن محمد بن عیسی، عن محمد بن خالد و الحسین بن سعید، عن القاسم بن عروة، عن عبدالله بن بکیر، عن زراره، عن ابی عبدالله(علیه السلام) فی قول الله عزوجل: «الا ما ظهر منها» قال:الزینة الظاهرة، الکحل والخاتم.
[۲۰]. همان، ح ۴، عن الحسین بن محمد، عن احمد بن اسحاق، عن سعد بن مسلم، عن ابی بصیر، عن ابی عبدالله(علیه السلام) قال:سألته عن قول الله عزوجل «و لا یبدین زینتهن الا ما ظهر منها» قال: الخاتم والمسکة و هی القلب.
[۲۱]. سید محسن طباطبایی حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ج ۵، ص ۲۳۴.
[۲۲]. نور ۳۰.
[۲۳]. نور، ۶۰.
[۲۴]. ر. ک: به فیومی، همان، ابن منظور، همان; راغب اصفهانی، معجم مفردات الفاظ القرآن.
[۲۵]. احزاب، ۵۳.
[۲۶]. آمدی، غررالحکم و دررالکلم، ح۵۸۲۰; محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج۷۴، ص۲۱۴.
[۲۷]. نهج البلاغه، نامه ۳۱.
[۲۸]. بحارالانوار، ج ۱۰۴، ص ۳۴.
[۲۹]. وسائل الشیعة، ج ۱۴، باب ۱۰۴، ۱۰۶ و ۱۳۲ از ابواب مقدمات نکاح.
[۳۰]. مرتضی مطهری، مسأله حجاب، ص ۸۶ و نیز روح الله حسینیان، حریم عفاف، فصل اول، سید محمد باقر موسوی همدانی، پاسخ به پرسش های دینی، ج ۲، سؤالات حجاب.
[۳۱]. مرتضی مطهری، همان، ص ۹۰; روح الله حسینیان، همان، فصل اول; و محمد باقر موسوی همدانی، همان.
[۳۲]. ر. ک به لطف الله صافی گلپایگانی، معارف دین، ج ۱، فصل ۹، فلسفه احکام، ص ۲۷۴ـ۲۸۱.
[۳۳]. مرتضی مطهری، همان، ص ۹۴; روح الله حسینیان، همان; و محمد باقر موسوی همدانی، همان.
[۳۴]. نرمان ل. مان، اصول روان شناسی، ج ۱، ص ۳۴۸ ۳۵۱.
[۳۵]. جمعی از نویسندگان، کتاب زن، ص ۶۱، حمزه گنجی، روان شناسی تفاوتهای فردی، ص ۲۰۳.
[۳۶]. اتوکلاین برگ، روان شناسی تفاوت های فردی، ص ۲۰۳ـ ۲۰۶; خدا رحیمی و دیگران، روان شناسی زنان، ص ۱۳۱ ۱۳۶.
[۳۷]. اتوکلاین برگ، روان شناسی اجتماعی، ج ۱، ص ۳۱۴; حسین لطف آبادی، روان شناسی رشد، ص ۶۴; آرتور گایتون و جان هال، فیزیولوژی پزشکی، ج ۲، ص ۱۵۷۸، حمزه گنجی، همان، ص ۲۰۴ و ۲۰۵.
[۳۸]. دیوید روبن و دیگران، دانستنیهای زناشویی، ص ۲۸۳; جان گری، مردان مریخی و زنان ونوسی، ص ۵۱ و ۴۵.
[۳۹]. جمعی از نویسندگان، کتاب زن، ص ۴۳۳ و ۴۳۴; اتوکلاین برگ، همان، ج ۱، ص ۳۱۷.
[۴۰]. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج ۴، ص ۳۹۴.
[۴۱]. ر. ک: به عنوان نمونه: ابن فهد حلی، عدة الداعی، ص ۳۱۴; بحارالانوار، ج ۶۷،ص ۳۶ و ۶۴.
[۴۲]. مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، تغییر لباس و کشف حجاب به روایت اسناد; خاطرات مستر همفر در ایران; حسام الدین شریعت پناهی، اروپایی ها و لباس ایرانیان.
[۴۳]. قال النبی(صلی الله علیه وآله) : «انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق»، مستدرک الوسائل، ج۱۱، ص۱۸۷، باب ۶ از ابواب جهاد نفس، ح۱.
[۴۴]. علاوه بر آیات حجاب که گذشت می توان به آیاتی دیگر نیز اشاره کرد، (خذوا زینتکم عند کل مسجد); اعراف، ۳۱.
[۴۵]. عبدالله جوادی آملی، زن در آینه جلال و جمال، ص ۴۲۴ ۴۲۶.
[۴۶]. ایران نامه، سال ۹، ص ۴۱۸، این اشکال بر اساس دیدگاه امثال فروید و راسل است که پوشش را فاصله ای میان زن و مرد می داند که موجب تحریک کننده شدن سوژه بیننده می شود. به نقل از مهدی مهریزی، آسیب شناسی حجاب، ص ۸۱ و ۸۲.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.