حرمت آوازخوانی زن ۱۳۹۴/۳/۱۶ - ۲۴ بازدید

آواز مطرب و مناسب مجالس لهو لعب که اصطلاحا به آن غنا گفته می شود حرام است و در حرمت آن فرقی بین زن و مرد ، محرم و نامحرم، تهییج شهوت و عدم تهییج شهوت و امثال آن نیست.

1000_0.jpgپاسخ اجمالی:
۱. آواز مطرب و مناسب مجالس لهو لعب که اصطلاحا به آن غنا گفته می شود حرام است و در حرمت آن فرقی بین زن و مرد ، محرم و نامحرم، تهییج شهوت و عدم تهییج شهوت و امثال آن نیست.
۲. آواز غیر غنایی زن در صورتی که باعث تهییج شهوت نشود به نظر بسیاری از فقها بلااشکال است.
۳.قاطع ترین دلیل برای حرمت گوش کردن به آواز طرب انگیز و لهوی زن یا مرد روایات و دستورات ائمه معصومین علیهم السلام است که خداوند متعال ما را به فرمانبرداری از آنها که همواره طالب سعادت و کمال ما هستند امر فرموده است.
بی شک علم الهی و دانش ائمه معصومین علیهم السلام به صلاح و فساد اعمال و رفتارهای و خصوصیات احکام کامل و جامع است و همه آنها برای سعادت و رستگاری و کمال ما امر به رعایت احکام شرعی و از جمله حرمت گوش دادن به غنا و آوازهای طرب انگیز و لهوی نموده اند.
دین اسلام، به مجموعه آموزه هاى قرآن، حدیث و عقل گفته مى شود و براى دستیابى به تفسیر و شرح یک موضوع از نگاه دین، بایستى همه آن مجموعه را مورد بررسى قرارداد و تنها اکتفا به قرآن کافى نیست.
پاسخ تفصیلی:
قبل از اینکه به جواب پرسش فوق بپردازیم شایسته است از احکام شرعی دراین رابطه تصور درستی داشته باشیم.
به نظر مشهور فقها آواز طرب انگیز که مناسب مجالس لهو و لعب باشد غنا محسوب شده و حرام است چه خواننده مرد باشد یا زن.
از نظر برخی فقها آوازه خوانی زن چه مشمول شرایط فوق باشد یا نه به دلیل اینکه باعث تهییج شهوت یا زمینه ساز شبهه است اشکال دارد. ولی از نظر بسیاری از مراجع، گوش دادن به آواز زن اگر غناء نباشد و باعث التذاذ جنسی و تهییج شهوت نشود و مفسده ای بر آن مترتب نگردد، اشکال ندارد.[۱]
پس در حرمت موسیقی، ترانه های غنایی و طرب انگیز و لهوی، میان زن و مرد تفاوتی نیست. چنان که به عکس اگر آواز طرب انگیز و غنایی نباشد و زمینه ساز مفسده و تهییج شهوت نگردد گوش دادن به آن حرمت شرعی ندارد. برخی فقها تک خوانی را نیز برای زنان جایز دانسته اند.
نکته دیگر آن که ملاک در حرمت فقط موسیقی لفظی (متن خوانده شده) نیست بلکه آهنگ بیان کلمات نیز مهم است لذا اگر قرآن را نیز به شکل غنا و طرب انگیز بخوانند حرام است.
از آنجا که بالطبع صدای مردان با زنان تفاوت دارد، صدای مردان به طور مشخص از صدای زنان بم تر است و صدای زنان مهیج تر است.
مردان از سه سطح تقابلی، زیر و بمی آهنگی برخوردارند، در حالی که زنان دارای چهار سطح اند و این خود سبب می شود که به راحتی احساسات و عواطف گوناگون را ابراز و دیگران را تحت تأثیر قرار دهند (حسینی، سید هادی، فصلنامه کتاب نقد، ش ۱۷، ص ۱۶۸).
از آن جا که آستانه دید و شنوایی مردان به جنس مخالف حساس است؛ از این رو محدودیت های شدیدتری در خواندن و حتی صحبت کردن برای زنان قرار داده شده است.
قرآن کریم، برای همسران پیامبر توصیه می کند که جدی و خشک و معمولی سخن گویند و با تعابیر تحریک آمیز که گاه کشش خاصی دارد صحبت نکنند، مبادا که افراد، منحصر به فکر شهوت بیفتند:
یا نساء النبی لتسن کأحد من النساء ان اتقیتن فلا تخضعن بالقول فیطمع الذی فی قلبه مرض و قلن قوله معروفا؛ ای همسران پیامبر، شما مانند هیچ یک از زنان [دیگر] نیستند، اگر سر پروا دارید، پس به ناز سخن مگویید تا آن که در دلش بیماری است طمع ورزد، و گفتاری شایسته گویید.
از این آیه پیداست، موقعی که اسلام به این اندازه در مسایل مربوط به عفت عمومی سخت گیر و موشکاف است که حتی اجازه چنین کاری را نمی دهد پس تک خوانی زنان برای مردان جای خود دارد.
محدودیت هایی که در این باب هست برای حفظ سلامتی روحی و معنوی زن است که مستلزم سلامت مرد و در نتیجه سلامت همه جامعه می باشد و مراعات نکردن این حدود، نه تنها سلامت معنوی زن؛ بلکه، سلامت معنوی همه جامعه را تهدید می کند.
از نکات یاد شده، معلوم می شود که صرف غنایی نخواندن زن نیز، محملی برای تشویق و ترغیب آواز خوانی او نمی شود؛ زیرا موسیقی برعکس چیزهای دیگر، با حقیقتی سر و کار دارد که همه موجودیت آدمی، سعادت و شقاوت دنیوی گذرا و اخروی جاودان خود را از آن او می داند و آن نفس یا روح یا در شخصیت جاودانی است.
به همین جهت، هیچ صاحب نظر و متفکری که خود را در این زندگانی مسؤول می داند نباید بدون تأمل و دقت از کنار این مسأله به سادگی بگذارد و با برخی توجیهات غیر شرعی و نه چندان علمی، تکلیف نفس یا روح انسانی را با پدیده موسیقی یک سره نماید؛ حتی بر فرض، معلومات و تحقیقات ما درباره موسیقی به حدی رسید که اثبات کردیم موسیقی بر دو نوع مشروع و غیرمشروع (لهوی) تقسیم می گردد، باز هم باید در حرکت انسان در مرز این دو نوع احتیاط کنیم، زیرا جاذبیت موسیقی - به ویژه همراه با صدای زن - مقتضی تعدی و تجاوز، از مرز به داخل منطقه ممنوعه می باشد.
حکمت حرمت موسیقی و آواز خوانی مطرب
با پژوهشى اندک در قرآن و روایات و دیدگاه برخى از روان شناسان و پزشکان، مى توان موارد ذیل را از حکمت هاى حرمت موسیقى و غنا دانست:
۱زیان بخشى غنا بر اعصاب: به گواهى برخى از پزشکان، غنا و موسیقى آثار زیان بارى بر روى اعصاب دارد. در حقیقت یکى از عوامل مهم تخدیر اعصاب به شمار مى رود. مواد مخدرگاهى از راه دهان و نوشیدن وارد بدن مى شوند (مانند شراب)؛ زمانى از راه بوییدن (مانند هروئین)؛ گاه از راه تزریق (مانند مرفین) و از راه حس شنوایى به جان و روان آدمى منتقل مى شود مانندغنا و موسیقى . از این رو بعضى از آهنگ ها چنان افراد را در نشئه فرو مى برد که حالتى شبیه به مستى به آنها دست مى دهد. البته گاهى به این حد و مرحله نمى رسد؛ ولى تخدیر خفیف ایجاد مى کند و در پى آن آثار زیان بارى روى اعصاب بر جاى مى گذارد و شخص را دچار افسردگى و مبتلا به فشار خون مى کند.
۲تاثیر غنا بر سیستم غدد درون ریز وخود مختار حیات انسان
بخش عمده وقابل ملاحظه ای از تنظیم حیاتی بدن آدمی تحت تاثیر سیسیم غدد درون ریز بدن انجام میپذیرد.
بسیاری از حالات ،رفتار وگرایشات جسمی وروانی تحت تاثیر هورمونهایی است که توسط غدد درون ریز در بدن ترشح میشود.
هورمونها مواد تنظیم کننده ای هستند که غدد داخلی آن را تولید واز طریق دستگاه گردش خون به یک یا چند عضو هدف اثر میکند.
احساس گرسنگی،شهوت،درد،خواب،عصبانیت،غم،اضطراب و... همه وهمه حالاتی است که تحت تاثیر این هورمونها ایجاد میشود.
بعنوان مثال:ترشح هورمون آندروفین که از نظر خواص و ساختار مولکولی مانند مورفین و۳۰۰ برابر قوی تر از آن است در مواقع درد وآسیب دیدگی های عضلانی وموارد شبیه به آن ترشح میشود وباعث کاهش درد وتسکین میگردد.
یا بر انگیختگی یا رخوت جنسی تحت تاثیر ونحوه ترشح هورمونهای جنسی در جنس نر یا ماده حاصل میگردد.
عوامل متعددی در میزان وچگونگی ترشح هورمونهای مختلف واختلال در آن نقش دارند حتی طرز تفکر ،تخیل واندیشیدن نیز در کیفیت تنظیم وترشح این هورمونها موثرند.
موسیقی و آوازه خوانی مطرب به عنوان یک محرک محیطی از ابعاد مختلف جسمی ،تخیلی ،روانی و...در تحریک وترشحات غدد درون ریز نقش موثری ایفا میکند.
بدیهی است که قرار گرفتن در برابر این گونه محرکها سبب ایجاد اختلال در تنظیم خودمختار وهنجاری سیستم حیاتی انسان میشود که نمود آن در بسیاری از اختلالات روحی وروانی وحتی جسمانی ظاهر میگردد.
قرار گرفتن در معرض موسیقی و یا آوازه خوانی مطرب از بین رفتن تعادل روانی و عاطفی و عقلانی شخص و نتیجتا گرایش به فساد است.
غنا و آواز مطرب و لهوى، انسان را به سوى شهوت و فساد اخلاقى مى کشاند و از راه پرهیزکارى باز مى دارد.
الغناء رقیة الزنا؛ غنا زمینه ساز فحشا(زنا) است.
امام صادق علیه السلام فرمود: خانه اى که در آن غنا باشد، از فساد و فحشا مصون نخواهد بود.
و نیز: غنا باعث پیدایش روح نفاق است.
روح نفاق همان آلودگى به فساد و کناره گیرى از تقوااست.
در تفسیر روح المعانى سخن یکى از سران قبایل را نقل مى کند که به آنها مى گفت: از غنا بپرهیزید که حیا را کم مى کند؛ شهوت را مى افزاید؛ شخصیت را درهم مى شکند؛ جانشین شراب مى شود و همان کارى را مى کند که مستى انجام مى دهد.
۳غفلت از یاد خدا
قرآن یکى از عوامل گمراهى را »لهو الحدیث» دانسته است. لهو چیزى است که انسان را چنان مشغول کند که باعث غفلت و بازماندن از کارهاى مهم تر شود.
امام صادق علیه السلام در این رابطه می فرماید: »ان الملاهى تورث قساوة القلب؛ گوش دادن به غنا قساوت قلب مى آورد. و در نتیجه باعث فراموشى خدا و معنویت مى شود. از این رو در روایات اسلامى از لهو الحدیث به غنا تفسیر شده است.
چه اینکه شنیدن غنا و موسیقى آن چنان اراده را سست و غریزه جنسى شخص را تحریک مى کند که از یاد خدا و قیامت باز مى ماند. در روایتى نبى اکرم صلى الله علیه وآله وسلم فرمود: هر کس به غنا و موسیقى (لهوى) گوش فرا دهد قطعه اى ازسرب در روز قیامت در گوش او آب مى شود.
شاید این تعبیر کنایه از آن است که گوش او از شنیدن سخن حق کر مى شود.
با این توصیف ادعای اینکه موسیقی حرام و غنا تاثیری در شخص نگذارد مانند این است که کسی بگوید خوردن سم تاثیری در بدن او نمی گذارد .
با این بیان مشخص می شود حکمت حرمت غنا و موسیقی مطرب چندان ربطی به شخصیت و شخص خواننده ندارد بلکه نفس غنا و آوازه خوانی مطرب منشا فساد جسمی و روانی و معنوی است اگر چه خوانندگی زن به خاطر ساختار فیزیکی و تاثیر تن صدا و ... زمینه سازی بیشتری برای تحریک و تهییج شهوت بر جا می گذارد.
[۱] . آیت الله تبریزی، استفتاءات، س ۱۰۵۸ و ۱۰۴۹ و ۱۰۷۵؛ آیت الله سیستانی، sistani.org، (غناء)، ش ۶؛ آیت الله خامنه ای، اجوبة الاستفتاءات ، س ۱۱۴۵؛ آیت الله نوری، استفتاءات، ج ۱، س ۴۴۴ و ج ۲، س ۵۴۲ و ۵۴۴ و ۵۴۹.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.