حسابرسی قیامت-بهشتی شدن-پاداش و کیفر اعمال ۱۳۸۸/۰۲/۳۱ - ۱۱۴۷ بازدید

اگر الان زمان عمل است و قیامت زمان حساب چرا جوانی را در دقیقه ۹۰ وارد بهشت می کنند و دلیلش این است که من در دنیا به خدا امید داشته ام و فکر نمی کردم مرا در جهنم ببرند پس اعمالی که انجام نداده چه و توبه اینجا سودی ندارد؟(منافات دارد)

در پاسخ به نکات ذیل توجه نمایید : 
1- مطلبی که بیان کرده اید مضمون روایت ذیل است : 
قلت لأبی عبد الله (ع) حدیث یرویه الناس فیمن یؤمر به آخر الناس إلى النار فقال أما أنه لیس کما یقولون قال رسول الله ص إن آخر عبد یؤمر به إلى النار فإذا أمر به التفت فیقول الجبار ردوه فیردونه فیقول له لم التفت إلی فیقول یا رب لم یکن ظنی بک هذا فیقول و ما کان ظنک بی فیقول یا رب کان ظنی بک أن تغفر لی خطیئتی و تسکننی جنتک قال فیقول الجبار یا ملائکتی لا و عزتی و جلالی و آلائی و علوی و ارتفاع مکانی ما ظن بی عبدی ساعة من خیر قط و لو ظن بی ساعة من خیر ما روعته بالنار أجیزوا له کذبه فأدخلوه الجنة ، ثم قال رسول الله ص لیس من عبد یظن بالله خیرا إلا کان عند ظنه به و ذلک قوله « وَ ذلِکُمْ ظَنُّکُمُ الَّذِی ظَنَنْتُمْ بِرَبِّکُمْ أَرْداکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ مِنَ الْخاسِرِینَ 
از امام صادق از پیامبر اسلام ص آمده است: آخرین کسى را که دستور داده مى شود به سوى دوزخ ببرند ناگهان به اطراف خود نگاه مى کند، خداوند بزرگ دستور مى دهد او را برگردانید، او را بر مى گردانند، خطاب مى کند:
چرا به اطراف خود نگاه کردى؟ و در انتظار چه فرمانى بودى؟ عرض مى کند:
پروردگارا! من در باره تو این چنین گمان نمى کردم، مى فرماید: چه گمان مى کردى؟
عرض مى کند: گمانم این بود که گناهان مرا مى بخشى و مرا در بهشت خود جاى مى دهى! خداوند مى فرماید:
یا ملائکتى! لا، و عزتى و جلالى و آلایى و علوى و ارتفاع مکانى، ما ظن بى عبدى هذا ساعة من خیر قط، و لو ظن بى ساعة من خیر ما ودعته بالنار، اجیزوا له کذبه و ادخلوه الجنة!:
اى فرشتگان من! به عزت و جلال و نعمتها و مقام والایم سوگند، این بنده ام هرگز گمان خیر در باره من نبرده، و اگر ساعتى گمان خیر برده بود من او را به جهنم نمى فرستادم، گرچه او دروغ مى گوید ولى با اینحال اظهار حسن ظن او را بپذیرید، و او را به بهشت برید، سپس پیامبر ص فرمود: هیچ بنده اى نیست که نسبت به خداوند متعال گمان خیر ببرد مگر اینکه خدا نزد گمان وى خواهد بود، و این همان است که مى فرماید: (وَ ذلِکُمْ ظَنُّکُمُ الَّذِی ظَنَنْتُمْ ...) . (تفسیرالقمی ج 2 ص 264)
2- روایت فوق در مورد حسن ظن و خوش گمانی به خداوند و امیدواری به لطف و کرم او نسبت به بنده خود و بیان آثار سوء بد گمانی به خداوند است . گمان بد در باره خداوند به قدرى خطرناک است که گاه موجب هلاکت و عذاب ابدى انسان مى گردد، و بر عکس حسن ظن در باره خداوند موجب نجات در دنیا و آخرت است، چنانچه در حدیث فوق نمونه ای از آن بیان شده است .
3- از نگاه دیگر این روایت بیانگر لطف بی کران خداوند نسبت به بندگان خود است و دلالت دارد که خداوند آخرین شفیع در قیامت است چنانچه در روایت آمده است : آخر من یشفع ارحم الراحمین ؛ آخرین شفاعت کننده خداوندی است که از همه مهربانان مهربانتر است . 
4- از اینجا معلوم می گردد که میان این روایت با مطلبی که بیان کرده اید که دنیا محل عمل و آخرت وقت محاسبه است منافاتی ندارد زیرا :
اولا : این روایت از یک طرف لطف و رحمت بی منتهای خداوند را می رساند که به اندک مناسبت و بهانه ای شام حال بندگان می گردد .
و ثانیا : اختصاص داشتن عمل به دنیا و محاسبه اعمال به قیامت قانونی کلی است و این منافاتی با این مطلب ندارد که بنده ای که در دنیا عملی ارزشمند و قابل اجر و پاداش در آخرت نداشته و سزاوار جهنم و عذاب است به صرف امید داشتن به رحمت و عفو الهی حتی در حد ادعای خالی از حقیقت مشمول بخشش و لطف الهی قرار گیرد و اهل بهشت گردد و در حقیقت چنین اعتقادی از طرف بنده و امیدواری او به لطف بیکران الهی خود نوعی عمل محسوب می شود که چنین نتیجه ای در پی دارد . 
تفسیر نمونه، ج 20، ص: 254

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.