حضرت خضر و موسی(ع) ۱۳۸۷/۷/۲۲ - ۲۱۷ بازدید

چرا حضرت موسی سه بار عهد خود را با حضرت خضر شکست؟

صبر نکردن حضرت موسی علیه السلام صبر نکردن در مصیبت نبوده است بلکه از انجا که حضرت موسی مامور به شریعت ظاهر بود ونه باطن برمبنای شریعت خودش باید بر حضرت خضر اعتراض میکرد چون اعمال جناب خضر منافی با شریعت ظاهری بود به همین جهت نکوهشی متوجه حضرت موسی نیست چون بر اساس شریعت خودش این گونه اعمال را خلاف دید وتذکر داد , وصبر در برابر خلاف هر چند فی الواقع خلاف نباشد صبر پسندیده نیست تا حضرت موسی بر ان نکوهش شود .
اینکه مى بینیم موسى تاب تحمل کارهاى خضر را نداشت بخاطر این بود که خط ماموریت او از خط ماموریت خضر جدا بود، لذا هر بار مشاهده مى کرد گامش بر خلاف ظواهر قانون شرع است فریاد اعتراضش بلند مى شد، ولى خضر با خونسردى به راه خود ادامه مى داد، و چون این دو رهبر بزرگ الهى به خاطر ماموریت هاى متفاوت نمى توانستند براى همیشه با هم زندگى کنند هذا فِراقُ بَیْنِی وَ بَیْنِکَ را گفت مهمترین مساله اى که دانشمندان بزرگ را در این داستان به خود مشغول ساخته ماجراهاى سه گانه اى است که این مرد عالم در برابر موسى انجام داد، موسى چون از باطن امر آگاه نبود زبان به اعتراض گشود، ولى بعدا که توضیحات استاد را شنید قانع شد.
شد ما دو نظام داریم و خداوند حاکم بر هر دو نظام است، هیچ مانعى ندارد که خداوند گروهى را مامور پیاده کردن نظام تشریع کند، و گروهى از فرشتگان یا بعضى از انسانها (همچون خضر) را مامور پیاده کردن نظام تکوین نماند (دقت کنید).
از نظر نظام تکوین الهى هیچ مانعى ندارد که خداوند حتى کودک نابالغى را گرفتار حادثه اى کند و در آن حادثه جان بسپارد چرا که وجودش در آینده ممکن است خطرات بزرگى به بار آورد، همانگونه که گاهى ماندن این اشخاص داراى مصالحى مانند آزمایش و امتحان و امثال اینها است.
و نیز هیچ مانعى ندارد خداوند مرا امروز به بیمارى سختى گرفتار کند به طورى که نتوانم از خانه بیرون بروم چرا که مى داند اگر از خانه بیرون روم حادثه خطرناکى پیش خواهد آمد و مرا لایق این مى داند که ازآن خطر برهاند ..
و به تعبیر دیگر گروهى از ماموران خدا در این عالم مامور به باطنند و گروهى مامور به ظاهر، آنها که مامور به باطنند ضوابط و اصول برنامه اى مخصوص بخود دارد همانگونه که ماموران بظاهر براى خود اصول و ضوابط خاصى دارند.
درست است که خط کلى این دو برنامه هر دو انسان را به سمت کمال مى برد، و از این نظر هماهنگند، ولى گاهى در جزئیات مانند مثالهاى بالا از هم جدا مى شوند.
البته بدون شک در هیچ یک از دو خط هیچکس نمى تواند خودسرانه اقدامى کند، بلکه باید از مالک و حاکم حقیقى مجاز باشد، لذا خضر با صراحت حقیقت را بیان کرد و گفت ما فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْرِی، من هرگز پیش خود این کار را انجام ندادم بلکه درست طبق یک برنامه الهى و ضابطه و خطى که به من داده شده است گام برمى دارم و به این ترتیب تضاد بر طرف خواهد شد.
تفسیر نمونه، ج ۱۲، ص:۵۰۹

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.