نسخه آزمایشی

حضرت موسی(ع) و رؤیت خدا -جلوه خدا در کوه طور ۱۳۹۰/۹/۲۳ - ۶۶ بازدید

(سوال سوم ۱۰۰۱۵۳۸۳۲) آیا در شرح زندگی حضرت موسی(ع) تاریخی وجود ندارد که خود آن حضرت(ع) بیان کرده باشد که در کوه طور منظورشان از (رب ارنی انظر الیک) چه بوده است و این اختلاف نظری که در تفسیر این آیه است برطرف شود.
در پاسخ به توضیحات ذیل توجه کنید :
وَ لَمَّا جاءَ مُوسى لِمِیقاتِنا وَ کَلَّمَهُ رَبُّهُ قالَ رَبِّ أَرِنِی أَنْظُرْ إِلَیْکَ قالَ لَنْ تَرانِی وَ لکِنِ انْظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَکانَهُ فَسَوْفَ تَرانِی فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَکًّا وَ خَرَّ مُوسى صَعِقاً فَلَمَّا أَفاقَ قالَ سُبْحانَکَ تُبْتُ إِلَیْکَ وَ أَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِینَ (اعراف- ۱۴۳)
۱- مطلبی در این مورد از زبان حضرت موسی –ع- در منابع تاریخی و روایی سراغ نداریم .
۲- درآیه فوق مى خوانیم که خداوند به موسى ع مى گوید به کوه بنگر اگر در جاى خود باقى ماند مرا خواهى دید آیا مفهوم این سخن این است که براستى خداوند قابل مشاهده است؟
پاسخ این است که این تعبیر در حقیقت کنایه از محال بودن چنین موضوعى است، همانند جمله حَتَّى یَلِجَ الْجَمَلُ فِی سَمِّ الْخِیاطِ (کافران در بهشت نمى روند مگر آنکه شتر از سوراخ سوزن بگذرد) و از آنجا که معلوم بوده کوه در برابر جلوه خداوند محال است پایدار بماند، چنین تعبیرى ذکر شده است.
۳- منظور از جلوه خدا چیست؟
مفسران در اینجا گفتگوى بسیار کرده اند، ولى آنچه از مجموع آیات به نظر مى رسد این است که خداوند، پرتوى از یکى از مخلوقات خود را بر کوه ظاهر ساخت (و آشکار شدن آثار او به منزله آشکار شدن خود او است) آیا این مخلوق یکى از آیات عظیم الهى بوده که براى ما ناشناخته مانده؟ و یا نمونه اى از نیروى عظیم اتم و یا امواج مرموز و تکان دهنده یا صاعقه اى عظیم و وحشتناک که که بر کوه زد و برقى خیره کننده و صدایى مهیب و وحشتناک و نیرویى عظیم از آن برخاست، آن چنان که کوه به کلى از هم پاشید . گویا خداوند با این کار مى خواست دو چیز را به موسى ع و بنى اسرائیل نشان دهد:
نخست اینکه آنها قادر نیستند، پدیده کوچکى از پدیده هاى عظیم جهان خلقت را مشاهده کنند، با این حال چگونه تقاضاى مشاهده پروردگار و خالق را مى کنند.
دیگر اینکه همانطور که این آیت عظیم الهى با اینکه مخلوقى بیش نبود خودش قابل مشاهده نبود بلکه آثارش یعنى لرزه عظیم، و صداى مهیب او شنیده مى شد، اما اصل آن یعنى آن امواج مرموز یا نیروى عظیم، نه با چشم دیده مى شد و نه با حواس دیگر قابل درک بود، با این حال آیا هیچکس در وجود چنین آیتى مى توانست تردید کند و بگوید چون خودش را نمى بینم و تنها آثارش را مى بینم نمى توانم به آن ایمان بیاورم؟ جایى که درباره یک مخلوق چنین قضاوت کنیم درباره خداوند بزرگ چگونه مى توانیم بگوئیم چون قابل مشاهده نیست به او ایمان نمى آوریم با اینکه آثارش همه جا را پر کرده است.
احتمال دیگرى در زمینه تفسیر آیه داده شده است و آن اینکه موسى ع براستى براى خودش تقاضاى مشاهده کرد ولى منظور او مشاهده با چشم نبود که لازمه آن جسمیت بوده باشد و با مقام موسى ع سازگار نباشد، بلکه منظور یک نوع ادراک و مشاهده باطنى بوده است، یک شهود کامل روحى و فکرى، زیرا بسیار مى شود که کلمه رؤیت در این معنى به کار مى رود، مثلا مى گوئیم: من در خودمان این قدرت را مى بینم که این کار را انجام دهیم در حالى که قدرت، چیز قابل مشاهده اى نیست، بلکه منظور این است ما به وضوح این حالت را در خودمان مى یابیم.
موسى ع مى خواست به چنین مقامى از شهود و معرفت برسد، در حالى که رسیدن به چنین مقامى در دنیا ممکن نیست، اگر چه در آخرت که عالم شهود و عالم بروز است، امکان دارد.
ولى خداوند در پاسخ موسى ع گفت: چنین رؤیتى هرگز براى تو ممکن نیست و براى اثبات مطلب، جلوه اى بر کوه کرد و کوه از هم متلاشى شد، و بالآخره موسى ع از این درخواست توبه نمود .
ولى این تفسیر از جهاتى بر خلاف ظاهر آیه مورد بحث است، و لازمه آن ارتکاب مجاز از چند جهت مى باشد به علاوه با بعضى از روایات که در تفسیر آیه نیز وارد شده، سازگار نیست، و حق همان تفسیر اول است .
تفسیر نمونه، ج ۶، ص: ۳۵۸

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.