حفظ ارزش ها-حفظ نظام اسلامی-حفظ نظام ۱۳۸۶/۹/۱۷ - ۴۴۰ بازدید

حفظ نظام جمهوری اسلامی درست تر است یا حفظ ارزش های نظام؟ و اگر قرار بر انتخاب شد کدام ارجحیت دارد؟

حفظ حکومت اسلامی، از اهم وظایف دینی و ‌یکی از اساسی ترین موضوعات فقه سیاسی است . در بررسی نسبت نظام اسلامی با ارزشهای اسلامی شاهد تعامل و تاثیر گذاری هریک از این دو موضوع بر دیگری می باشیم ؛ از یکسو یکی از مهمترین کارکردها و ویژگی های یک نظام اسلامی ، تلاش برای ترویج و تحقق ارزشهای اسلامی در جامعه بوده و در حقیقت تشکیل و حفظ حکومت اسلامی مقدمه ای است برای تحقق آموزه ها و ارزشهای اسلامی در ابعاد مختلف جامعه و از سوی دیگر به هر میزان یک نظام اسلامی خود را نسبت به تحقق و ترویج ارزشهای اسلامی مقید بداند به همان میزان از مشروعیت برخوردار است و در نزد مردم مقبولیت داشته و موجبات بقا و تداوم خویش را فراهم می سازد .
بر این اساس این گزینه که « حفظ نظام جمهوری اسلامی درست تر است یا حفظ ارزش های نظام؟ » فی نفسه دارای نوعی ابهام می باشد ؛ زیرا یکی از مهمترین اهداف تشکیل نظام جمهوری اسلامی تحقق ارزشها در جامعه می باشد . و ارزشهای مطلوب از دیدگاه نظام جمهوری اسلامی همان ارزشهای اسلامی است . اما اگر زمانی به خاطر موضوعی میان حفظ نظام جمهوری اسلامی اسلامی با حفظ ارزشهای اسلامی نیازمند به انتخاب یکی باشیم مسلماً حفظ نظام اسلامی بر حفظ ارزشها ارجحیت دارد . تبیین چرایی این موضوع و حدود و ضوابط آن، نیازمند ارائه صورتهای مختلف و مباحث مفصلی است که اندیشمندان اسلامی در منابع مربوط بدان پرداخته اند. در ادامه به صورت مختصری مطالبی در این زمینه ارائه می شود:
یکم: اگر بخواهیم این موضوع را به صورت نظری بررسی نماییم ، حفظ حکومت اسلامی و لزوم دفاع از آن به دو گونه قابل تصور است:
۱. حفظ حکومت اسلامی در صورتی که دارای تمامی ویژگی های اساسی یک نظام اسلامی از نظر شرایط حاکمان، ساختارهای حقوقی سیاسی، اجرایی، عمکردها و ... بوده باشد. به عنوان نمونه، اگر در زمان حضور معصومین(ع) است، امام معصوم (ع) در رأس آن نظام بوده باشد یا این که امام معصوم (ع) آن حکومت را مورد تأیید قرار داده می باشد یا این که تضعیف آن را بنابر مصالحی مهم تر جایز نداند. و هم چنین در زمان غیبت معصومین (ع) ، نایبان خاص یا عام آنان، اداره حکومت را در دست داشته باشد یا این که نائبان خاص یا عام معصومین (ع) حکومت حاکمی را مورد تایید قرار داده یا بنابر مصالحی تضعیف آن را جایز ندانند. و هم چنین از نظر ساختارهای حقوقی، سیاسی، اجرایی و ... آن نظام و حکومت، مطابق با قوانین و آموزه های اسلامی بو ده و هدف اصلی حکومت برپایی آموزه ها و ارزش های اسلامی در جامعه باشد و در این راه نیزتلاش نموده و تمامی توان خود را به کار گیرد ، مسلما در چنین صوری ، حفظ چنین حکومتی در تمامی شرایط از اهم واجبات می باشد. تمامی دلایلی که وجوب تشکیل حکومت اسلامی و ضرورت آن را اثبات می نمایند، بر لزوم حفظ و استمرار آن دلالت دارند. برخی از این دلایل عقلی بوده و برخی دلایل نقلی و با استناد به آیات و روایات و سیره معصومین (ع) ثابت می شود.
۲- در صورتی که حکومت اسلامی، تنها در ظاهر اسلامی بود، و در حقیقت دارای ویژگی های اساسی یک حکومت اسلامی از نظر ساختار و کارکرد نباشد. در چنین صورتی حفظ حکومت اسلامی، نیازمند بررسی شرایط زمانی و مکانی و سایر موضوعات مرتبط است. به عبارت دیگر باید بررسی نمود چنین نظامی تا چه اندازه خود را مقید به رعایت احکام و ارزشها ی اسلامی می داند و در مقابل تا چه اندارزه از این ارزشها عدول یا اینکه ضد این ارزشها را در جامعه ترویج می دهد . مسلماً در صورتی که کارکرد درخشانی در زمینه ترویج و تحقق ارزشهای اسلامی نداشته باشد و نسبت ضد ارزشها به ارزشها بیشتر باشد - نظیر آنچه که در اغلب کشورهای اسلامی مشاهده می نماییم و همچنین حکومت های قبل از انقلاب اسلامی در ایران - حفظ چنین حکومت هایی نه تنها واجب نیست بلکه باید شرایط را برای تشکیل حکومتی اسلامی و تروج ارزشهای اصیل دینی به وجود آورد و پس از تحقق چنین حکومتی در حفظ ، بالندگی و تکامل کارکردهای آن کوشید .
دوم- از جهت عملی و تطابق مباحث فوق بر جمهوری اسلامی نیز گفتنی است ؛
نظام جمهورى اسلامى که بر اساس آموزه هاى دین مبین اسلام تشکیل شد، از ابتدا تاکنون تمامى سعى و تلاش خود را در جهت تحقق و اجراى کامل تعالیم و ارزش هاى اسلامى در سطح جامعه به کار بسته است. و در این راه تا آن جا که امکانات مادى و معنوى اجازه داده از هیچ تلاشى دریغ نکرده است.
اما باید به این نکته نیز توجه داشت که وجود نظام سیاسى و حقوقى منطبق با دین در صورتى در اجراى کامل تعالیم و ارزش هاى اسلامى در سطح جامعه موفق خواهد بود که سایر شرایط و زمینه هاى لازم (از قبیل وجود منابع انسانى مورد نیاز، کارگزاران و مدیرانى صالح، مردم وفادار و همیشه در صحنه، کفایت منابع مادى و اقتصادى و..). مهیا بوده و به علاوه موانع و مشکلات (از قبیل تهدیدات خارجى و تهاجمات نظامى و فرهنگى، محاصره هاى اقتصادى و سیاسى و نظامى، بدعت ها و سنت هاى غلط، دنیاگرایى تجمل پرستى و..). وجود نداشته باشد؛ وگرنه هرگز آن حکومت دینى در اصلاح کامل جامعه و تحقق همه ارزشها موفق نخواهد بود. این موضوع نیز درباره حکومت معصومین (ع) نیز مطرح است ؛ حضرت على(ع) از سوى خداوند متعال به عنوان ولى جامعه اسلامى بعد از پیامبر اکرم(ص) معرفى شده و هیچ تردیدى در حقانیت و مشروعیت حکومت ایشان وجود ندارد. (سوره مائده، آیه ۳) اما با نگاهى به تاریخ پنج ساله حکومت مولاى متقیان و اوضاع اجتماعى حاکم بر آن دوران، روشن مى شود که موانع زیاد فراروى آن حضرت بوده است. وقوع جنگ های مختلف ، کم بود اصحاب وفادار و نیروهای متعهد ، توطئه های مختلف دشمنان و کارشکنی های منافقین و ...، باعث شد تا جامعه اسلامی به صورت تمام عیار شاهد تحقق آموزه ها و ارزشهای اسلامی نباشد ولی در عین حال ایشان و اصحاب وفادارشان نهایت تلاش را برای حفظ حکومت اسلامی مبذول داشت، به نحوی که در ۵ سال حکومت ایشان، ۳ جنگ بزرگ در حوزه حکومتی ایشان به وقوع پیوست .
نتیجه این که:
حفظ نظام جمهوری اسلامی در شرایط کنونی نه تنها درست است بلکه به دلیل ویژگی های و کارکردهایی که در زمینه تحقق آموزه ها و ارشهای اسلامی دارد، از اهم واجبات دینی است . چنانکه حضرت امام «ره» حفظ نظام اسلامی را از اهم واجبات برشمرده و می فرماید: «مساله حفظ نظام جمهوری اسلامی در این عصر و با وضعی که در دنیا مشاهده می شود و با این نشانه گیریهایی که از چپ و راست و دور و نزدیک نسبت به این مولود شریف می شود، از اهم واجبات عقلی و شرعی است که هیچ چیز به آن مزاحمت نمی کند».(صحیفه نور، ج ۱۹، ص ۱۰۶) هم چنین ایشان حفظ نظام را یکی از فلسفه های تشکیل حکومت دانسته، می نویسد:«احکام الهی، خواه احکام مالی یا سیاسی یا حقوقی، نسخ نشده اند، بلکه تا روز قیامت باقی خواهند ماند و نفس بقای این احکام، مقتضی وجود حکومتی و ولایتی است که ضامن نگه داری سروری و سیادت قانون الهی و متکفل اجرای آن باشد. و اجرای احکام خداوند امکان ندارد مگر با تأسیس حکومت تا این که هرج و مرج لازم نیاید، علاوه بر این که، حفظ نظام از واجبات مؤکد بوده و اختلال و نابسامانی امور مسلمانان از امور ناخوشایند است و نظام حفظ نمی شود و از هرج و مرج جلوگیری نمی شود، مگر به واسطه والی و برقراری حکومت». (کتاب البیع، قم: اسماعیلیان، ج ۲، ص ۴۶۱)
و حتی در مواردی که حفظ نظام با حفظ ارزشها در تعارض باشد ، باز هم حفظ نظام مقدم است ، زیرا می توان با حفظ نظام ؛ اولاً ، سایر ارزشها و اصول ممکن را حفظ نمود و ثانیاً ، با فراهم نمودن زمینه های لازم نسبت به تحقق آن دسته از ارزشهای معطل اقدام نمود . و حال آنکه در صورتی که حفظ ارزشها را بر حفظ نظام ترجیح دهیم ؛ نه تنها نظام اسلامی را از دست داده ایم بلکه پس از گذشت مدتی توانایی حفظ آن ارزشها را نیز نخواهیم داشت . البته زمانی که یک حکومت به ظاهر اسلامی باشد ولی کارکردها و ویژگی های حکومت اسلامی را نداشته باشد و حفظ آن در تعارض با اساس اسلام و ارزش های اسلامی باشد، در چنین وضعیتی، تعیین تکلیف مسلمانان نیازمند توجه به شرایط و مقتضیات زمانی و مکانی است .
در مجموع نظام را باید حفظ کرد وسعی نمود تا هر چه بیشتر ارزشها رواج پیدا کند ودر صحنه اجتماع عملی شود ,زیرا حفظ نظام با قید اسلامیت آن مورد بحث است نه مطلق نظام,حفظ نظام جمهوری اسلامی با تمام ویژگیهای مورد انتظار از این حکومت لازم است.
جهت مطالعه بیشتر ر.ک:
۱- امام خمینی و حکومت اسلامی، نشر موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۷۸، ج ۷، ص ۹۰
۲- امام خمینی و حکومت اسلامی، نشر موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۷۸، ج ۵، ص ۵۰۶
۳- اندیشه های فقهی - سیاسی، امام خمینی، کاظم قاضی زاده، مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری، ص ۲۳۰
۴- فصلنامه حکومت اسلامی، حفظ نظام، محمدحسین مهوری، ش ۲۰ و ۲۱.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.