حقانیت شیعه ۱۳۹۱/۱/۱۱

حل این مسال در گرودرکماهیت پلورالیم دینی و آموزه نجات و جایگاه تشیع در اسلام است. قرآن و پلورالیسم دینى دیدگاه اسلام و قرآن درباره حقانیت ادیان و پلورالیسم دینى چیست؟قرآن حقانیت طولى شرایع انبیاى الهى را مى پذیرد و همه آنها را در عصر خود اسلام مى داند؛ اما حقانیت عرضى ادیان معارض با اسلام را نمى پذیرد.آیات قرآنى علاوه بر دلالت بر انحصار دین حق در اسلام و نفى پلورالیسم و تکثّرگرایى دینى، به صراحت با بعضى از اصول و مبانى پلورالیسم، مخالف است و آن را ابطال مى کند . آیاتى که در این زمینه وجود دارد، به چند بخش تقسیم مى شود :یک .
حل این مسال در گرودرکماهیت پلورالیم دینی و آموزه نجات و جایگاه تشیع در اسلام است.
قرآن و پلورالیسم دینى
دیدگاه اسلام و قرآن درباره حقانیت ادیان و پلورالیسم دینى چیست؟
قرآن حقانیت طولى شرایع انبیاى الهى را مى پذیرد و همه آنها را در عصر خود اسلام مى داند؛ اما حقانیت عرضى ادیان معارض با اسلام را نمى پذیرد.
آیات قرآنى علاوه بر دلالت بر انحصار دین حق در اسلام و نفى پلورالیسم و تکثّرگرایى دینى، به صراحت با بعضى از اصول و مبانى پلورالیسم، مخالف است و آن را ابطال مى کند . آیاتى که در این زمینه وجود دارد، به چند بخش تقسیم مى شود :
یک . امکان رسیدن به حقیقت
آیاتى از قرآن با مبناى شکاکیت و نسبیت گرایى و عدم امکان دستیابى به حقیقت - که از مبانى و پیش فرض هاى پلورالیسم دینى است - در تضاد و تقابل است و نشان مى دهد که از دیدگاه قرآن، به هیچ وجه شکاکیت و نسبیّت در دین، مورد پذیرش نیست و رسیدن به «حقیقت» امکان پذیر است . این آیات عبارت است از :
۱-۱ . آیاتى که شک ورزان را مورد سرزنش قرار مى دهد .(۱)
۱-۲ . آیاتى که ادله پیامبران را روشن و آشکار و تردید شکاکان را بى وجه معرفى مى کند .(۲) براى مثال در رابطه با آشکار بودن حقیقت اسلام مى فرماید : «لا إِکْراهَ فِى الدِّینِ قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ »(۳) ؛ «هیچ اکراهى در دین نیست ؛ به درستى که راه هدایت از گمراهى، روشن گردید» .(۴)
۱-۳ . آیاتى که امر به تبعیت از علم و یقین و نهى از پیروى ظن و گمان دارد .(۵)

دو . عدم قبول غیر اسلام
این آیات با صراحت، اسلام را تنها دین حق و صراط مستقیم معرفى مى کند و عقاید پیروان سایر ادیان را باطل دانسته و آنان را به پیروى از اسلام دعوت مى کند :
۲-۱ . «وَ مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْإِسْلامِ دِیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِى الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِینَ »(۶) ؛ «و هر کس جز اسلام، دینى [ دیگر] جوید، هرگز از وى پذیرفته نشود و وى در آخرت از زیانکاران است» . البته اسلام همه پیامبران الهى را راهبر به سوى «حقیقت» دانسته و دین همه را اسلام مى داند . بنابراین پیروى از پیامبران خدا، در عصر رسالتشان، همان اسلام است و مصداق آن در زمان رسالت حضرت ختمى مرتبت، پیروى از آیین حضرت محمدصلى الله علیه وآله است(۷) .
۲-۲ . «وَ لَنْ تَرْضى عَنْکَ الْیَهُودُ وَ لاَ النَّصارى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدى وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْواءَهُمْ بَعْدَ الَّذِى جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ ما لَکَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِیٍّ وَ لا نَصِیرٍ »(۸) ؛ «هرگز یهودیان و ترسایان از تو راضى نمى شوند، مگر آنکه از کیش آنان پیروى کنى . بگو : در حقیقت، تنها هدایت خدا است که هدایت [ واقعى ]است و چنانچه پس از آن علمى که تو را حاصل شد، از هوس هاى آنان پیروى کنى، در برابر خدا سرور و یاورى نخواهى داشت» .
۲-۳ . «وَ قالَتِ الْیَهُودُ عُزَیْرٌ ابْنُ اللَّهِ وَ قالَتِ النَّصارى الْمَسِیحُ ابْنُ اللَّهِ ذلِکَ قَوْلُهُمْ بِأَفْواهِهِمْ یُضاهِؤُنَ قَوْلَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ قَبْلُ قاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى یُؤْفَکُونَ »(۹) ؛ «و یهود گفتند : عُزَیر، پسر خدا است و نصارا گفتند : مسیح، پسر خدا است! این سخنى است [ باطل ]که به زبان مى آورند، و به گفتار کسانى که پیش از این کافر شده اند، شباهت دارد . خدا آنان را بکشد ؛ چگونه [ از حق ] بازگردانده مى شوند؟!»
آیات فراوان دیگرى از این سنخ وجود دارد که شما را به تأمّل و تدبّر بیشتر در آنها ارجاع مى دهیم .(۱۰)
سه . دین همه انسان ها
بسیارى از آیات قرآن، همه انسان ها را مخاطب قرار داده و به دین اسلام دعوت نموده و قرآن و پیامبر اسلام را هادى همه انسان ها معرفى کرده است .
از جمله اینکه مى فرماید : «وَ ما أَرْسَلْناکَ إِلاَّ کَافَّةً لِلنَّاسِ بَشِیراً وَ نَذِیراً »(۱۱) ؛ «و ما تو را نفرستادیم، مگر براى همه مردم تا [ آنها را به پاداش الهى ] بشارت دهى و [ از عذاب او ]بترسانى ...» .
در جاى دیگر مى فرماید : «قُلْ یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنِّى رَسُولُ اللَّهِ إِلَیْکُمْ جَمِیعاً »(۱۲) ؛ «بگو : اى مردم! من فرستاده خدا به سوى همه شما هستم» .
در رابطه با همگانى بودن قرآن در موارد مختلفى مى فرماید : «إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِکْرٌ لِلْعالَمِینَ »(۱۳) ؛ «آن کتاب (قرآن ) نیست، مگر تذکرى براى همه جهانیان» .

چهار . فراخوانى اهل کتاب به اسلام
قرآن مجید، اهل کتاب را به اسلام فرا خوانده و روى گردانى از آن را کفر و حق پوشى تلقى نموده و به شدت از آن توبیخ مى کند :
«اى اهل کتاب! پیامبر ما به سوى شما آمد ؛ در حالى که بسیارى از حقایق کتاب [ آسمانى ] را که شما مخفى داشتید، روشن مى سازد و از بسیارى از آنها صرف نظر مى کند . آرى از جانب خدا به سوى شما نور و کتاب آشکارى آورد . خداوند به برکت آن، کسانى که خشنودى او را پیروى کنند، به راه هاى سلامت هدایت مى کند و به فرمان خود، از تاریکى ها به سوى روشنایى مى برد و آنها را به راه راست هدایت مى کند»(۱۴) .
قرآن در جاى دیگر مى فرماید : «یا اهل الْکِتابِ لِمَ تَکْفُرُونَ بِآیاتِ اللَّهِ وَ أَنْتُمْ تَشْهَدُونَ »(۱۵) ؛ «اى اهل کتاب! چرا به آیات خدا کافر مى شوید، در حالى که [ بر درستى آن ] گواهید» .
در این زمینه آیات فراوان دیگرى وجود دارد که بر بطلان پلورالیسم دینى، به گونه هاى مختلف دلالت دارد و همگان را به بررسى و شناخت اسلام و پیروى از آن فرا مى خواند(۱۶) .
تفکیک حقیقت و معذور بودن
دین حق و صراط مستقیم، واحد است و باید معذور بودن را از مسئله حقانیت، جدا کرد . پیروان سایر ادیان، خارج از شریعت حق و مطلوب الهى اند ؛ اما چه بسا در صورت وجود شرایطى، از جمله : جهل غیرمقصّرانه نسبت به اسلام، طالب حقیقت بودن در سویداى دل، جست و جوى آن در حد مقدور و پاى بندى به احکام عقل و فطرت، اهل نجات به شمار آیند .
بر این اساس هر چند راهشان «صراط مستقیم» و دین حق نیست ؛ اما در روز قیامت، نزد خداوند معذوراند . قرآن از این گروه به «مستضعف» و «مرجون لامراللَّه» یاد کرده است . این گروه ضمن معذور بودن، به تناسب صدق باطنى و نوع عقاید و رفتار و به عبارت دیگر متناسب با میزان «حسن فاعلى» و «حسن فعلى»، بهره اى از سعادت برده و به درجه اى از سعادت نائل خواهند شد .
چکیده دیدگاه اسلام عبارت است از :
۱ . دین حق، تنها اسلام است . اسلام همان آیین توحیدى به معناى کامل کلمه و در همه ابعاد آن است که دین همه پیامبران الهى بوده و آنان، همگان را به سوى آن دعوت کرده اند . بنابراین آموزه هایى چون تثلیث، ثنویت و ... هرگز بنیاد و اساس درستى ندارد .
۲ . از نظر اسلام، شریعت داراى کثرت طولى است ؛ یعنى، آنچه در طول تاریخ تغییر کرده، شریعت الهى بوده است و هر پیامبر صاحب شریعتى، شریعت پیشین را نسخ نموده و شریعت کامل تر و متناسب با رشد بشر و مقتضیات زمان، عرضه کرده است . بنابراین تکثّر طولى - نه عرضى - شریعت وجود داشته است و با شریعت خاتم همه شرایع پیشین نقض شده و تنها دین مقبول، شریعت محمدى صلى الله علیه وآله است .
۳ . نجات و رستگارى انسان، تابع حجت هایى است که خداوند بر انسان تمام کرده و پاسخ انسان به آنها است . هر کس در حد حجت هاى درونى (عقل، فطرت و...) و بیرونى (تعالیم پیامبران ) - که به آنها دسترسى داشته و یا مى توانسته دست یابد - مسئول و وراى آن معذور است(۱۷) .

...................) Anotates (.................
۱) نحل (۱۶ )، آیه ۶۶ ؛ جاثیه (۴۵ )، آیه ۳۲ .
۲) ابراهیم (۱۴ )، آیه ۹ و ۱۰ .
۳) همان، آیه ۲۵۶ .
۴) جهت آگاهى بیشتر نگا :
الف . محمد حسن، قدردان قراملکى، قرآن و پلورالیزم دینى، (تهران :مؤسسه فرهنگى دانش و اندیشه معاصر ؛
ب . مرکز مطالعات و پژوهش هاى فرهنگى حوزه علمیه، پلورالیسم دینى، (قم : چاپ اول، ۱۳۸۰ ) ؛
پ . على، ربانى گلپایگانى، تحلیل و نقد پلورالیسم دینى، (تهران : مؤسسه فرهنگى دانش و اندیشه معاصر، چاپ اول ۱۳۷۸ ) ؛
ت . کتاب نقد، ش ۴، (تهران : مؤسسه فرهنگى دانش و اندیشه معاصر، چاپ اول، ۱۳۷۸ ) .
۵) اسراء (۱۷ )، آیه ۳۶ ؛ یونس (۱۰ )، آیه ۳۶ ؛ نجم (۵۳ )، آیه ۲۸ .
۶) آل عمران(۳ )، آیه ۸۵ .
۷) جهت آگاهى بیشتر نگا : محمد حسن، قدردان قراملکى، قرآن و پلورالیزم، صص ۱۱۷ - ۱۳۶ .
۸) بقره(۲ )، آیه ۱۲۰ .
۹) توبه(۹ )، آیه ۳۰ .
۱۰) ر .ک : آل عمران(۳ )، آیه ۶۱ (مباهله با مسیحیان ) ؛ توبه(۹ )، آیه ۳۱ و ۳۲ ؛ نساء(۴ )، آیه ۱۵۷و۱۷۱ ؛ مائده(۵ )، آیه ۵۱و۷۳ ؛ فتح(۴۸ )، آیه ۲۸ ؛ صف(۶۱ )، آیه ۹ ؛ مریم(۱۹ )، آیات ۸۸و۹۱ ؛ بقره(۲ )، آیه ۷۹ .
۱۱) سبأ(۳۴ )، آیه ۲۸ .
۱۲) اعراف(۷ )،آیه ۱۵۸ . نیز نگا : نساء(۴ )، آیه ۷۹ ؛ حج(۲۲ )،آیه ۴۹ ؛ فرقان(۲۵ )،آیه ۱ ؛ انبیاء(۲۱ )،آیه ۱۰۷ .
۱۳) تکویر (۸۱ )، آیه ۲۷ ؛ یوسف (۱۲ )، آیه ۱۰۴ ؛ ص (۳۸ )، آیه ۸۷ ؛ انعام(۶ )، آیه ۹۰ . نیز نگا : ابراهیم (۱۴ )، آیه ۱ و ۵۲ ؛ آل عمران(۳ )، آیه ۱۳۸ ؛ انعام(۶ )، آیه ۱۸ ؛ نساء(۴ )، آیه ۱۷۴ ؛ فرقان (۲۵ ) آیه ۱ .
۱۴) مائده(۵ ) آیه ۱۵ - ۱۶ و نیز نگا : همان، آیه ۱۹ .
۱۵) آل عمران(۳ ) آیه ۷ . نیز نگا : بقره(۲ ) آیه ۴۱ ؛ آل عمران(۳ ) آیه ۷۱ .
۱۶) جهت آگاهى بیشتر نگا : محمد حسن قدردان قراملکى، قرآن و پلورالیزم .
۱۷) براى آشنایى بیشتر ر .ک :
الف . مرتضى مطهرى، عدل الهى، بخش نهم (عمل خیر از غیر مسلمانان )، (قم : صدرا ) ؛
ب . محمد حسن قدردان قراملکى، سویه هاى پلورالیزم، (تهران : مؤسسه فرهنگى دانش و اندیشه معاصر، چاپ اول ۱۳۷۸ )، صص ۱۱۰ - ۱۱۶ .
------
شیعه
. آیا در اسلام حتماً باید پیرو فرقه خاصى بود یا این که انسان تابع کدام فرقه باشد تفاوتى ندارد؟ و اگر تنها یک گروه بر حق است به چه دلیل آن گروه شیعه است؟
یک. ملاک اصلى مسلمان بودن ایمان به حقیقت ناب اسلام و پیروى از آموزه ها و تعالیم اسلام خالص و پیراسته از پیرایه ها است. این مسأله در زمان پیامبر اسلام صلى الله علیه وآله در تبعیت و پیروى یکپارچه از آن حضرت تبلور مى یابد. پس از رحلت پیامبر اعظم صلى الله علیه وآله نیز تبعیت از اسلام ناب در گرو پیروى کامل از مسیرى است که حضرتش براى امت ترسیم فرموده و بدان راهنمایى کرده است.
دو. براساس آنچه در روایات متعدد و متواترى شیعه و سنى نقل کرده اند، پیامبر اکرم در موارد مختلفى مسیر آینده امت را ترسیم کرده و راه راست و ضلالت ناپذیر را پیروى کامل از «ثقلین» یعنى قرآن و عترت دانسته اند. از جمله در صحیح مسلم و مسند احمد بن حنبل و سنن دارمى و سنن بیهقى و دیگر منابع معتبر روایى اهل سنت آمده است که پیامبرصلى الله علیه وآله در خطبه غدیر فرمودند : «هان اى مردم! همانا من یک بشر هستم و انتظار مى رود که فرستاده پروردگارم (ملک الموت) نزد من آید پس او را اجابت گویم. به درستى که من دو چیز گرانبها نزد شما مى گذارم : یکى از آن دو کتاب خداست که در آن هدایت و نور است. پس کتاب خدا را دریابید و به آن چنگ زنید... و دیگرى اهل بیت من است...».(۱) نیز آن حضرت اضافه فرمودند : «آن دو (قرآن و عترت) جدایى ناپذیرند تا بر حوض کوثر به من بازگردند. پس بنگرید پس از من چسان آن دو را پى مى گیرید».(۲) و نیز بر این نکته تأکید کردند که : «اگر آن دو را پیروى کنید هرگز گمراه نخواهید شد».(۳)
بنابراین گوهر هدایت اسلام ناب پس از پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله جز از طریق پیروى قرآن و عترت به چنگ آمدنى نیست. از این احادیث نکاتى چند به شرح زیر به دست مى آید :
۲-۱. قرآن و اهلبیت علیهم السلام همیشه همراه یکدیگرند و جدایى ناپذیرند و طالبان حقایق قرآن باید به اهلبیت علیهم السلام چنگ بزنند.
۲-۲. چنان که پیروى از قرآن بدون هیچ قید و شرطى بر همه واجب است پیروى از اهلبیت علیهم السلام نیز چنین است.
۲-۳. اهلبیت علیهم السلام معصومند، زیرا جدایى ناپذیر بودن آنها از قرآن، و لزوم پیروى بى قید و شرط از آنان از دلایل روشنى بر معصوم بودن آنها است، چرا که اگر گناه و خطایى داشتند از قرآن جدا مى شدند، و پیروى از آنان، مسلمانان را از ظلالت و گمراهى بیمه نمى کرد، و اینکه فرمودند با پیروى از آنان در برابر گمراهى ها مصونیت دارید، دلیل روشنى بر عصمت آنها است.
۲-۴. پیامبرصلى الله علیه وآله این برنامه را براى تمام ادوار تاریخ مسلمین تا روز قیامت تنظیم کرده، مى فرماید : «این دو همیشه با هم اند تا در کنار حوض کوثر نزد من آیند». این به خوبى نشان مى دهد که در تمام طول تاریخ اسلام فردى از اهلبیت علیهم السلام به عنوان پیشواى معصوم علیه السلام وجود دارد، و همان گونه که قرآن همیشه چراغ هدایت است، آنها نیز همیشه چراغ هدایتند.
۲-۵. جدا شدن یا پیشى گرفتن از اهلبیت علیهم السلام مایه گمراهى است و هیچ انتخابى را نباید بر آنها مقدم داشت زیرا آنها از همه افضل و اعلم و برترند.(۴)
سه. پیامبر اعظم صلى الله علیه وآله در موارد مکرر مصادیق اهل بیت را با نام و عدد معرفى نموده اند. دراین دسته از روایات که در منابع مختلف شیعه و سنى نقل گریده است حضرت على علیه السلام به عنوان امام اول و جانشین بلافصل آن حضرت معرفى شده و آخرین امام که دوازدهمین آنان است حضرت مهدى خواهد بود.(۵)
چهار. بر اثر عللى که پیش از این گفته آمد امت اسلامى پس از آن حضرت به گروهاى مختلفى تقسیم شدند. عمده ترین تقسیم به دو گروه شیعه و سنى است. شیعه کسانى را گویند که به لزوم پیروى از اهل بیت و امامت آنان به دلیل اشارت قرآنى و نصوص قطعى رسیده از پیامبر ایمان دارند. در مقابل اهل سنت و جماعت کسانى را گویند که منکر وابستگى امر امامت و رهبرى دینى و سیاسى امت به نص بوده و لزوم پیروى از اهل بیت علیهم السلام را انکار مى کنند. گروه نخست به عنوان شیعه على علیه السلام شناخته شده و از زبان پیامبرصلى الله علیه وآله به این نام خوانده شده اند.
از جمله پیامبر به حضرت على علیه السلام فرمود : «یا على انت و اصحابک فى الجنه، انت و شیعتک فى الجنه»؛ اى على تو و یارانت در بهشتید، تو و شیعیانت در بهشتید».(۶)
مشابه این روایت در منابع اهل سنت به تکرار یافت مى شود.(۷)
پنج. همان طور که حقانیت همه ادیان در عرض یکدیگر مردود است، حقانیت همه فرقه ها در درون یک دین نیز ممکن نیست و به تناقض مى انجامد.
در روایات متعددى که شیعه و سنى از پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله نقل کرده اند امت پس از آن حضرت به فرقه هاى متعددى تقسیم شده و در این میان تنها یک گروه اهل نجات و رستگارى اند.
نتیجه :
براساس آنچه گذشت آیا مى توان غیر از تشیع راستین، یعنى پیروى حقیقى از قرآن و عترت را، راه حق و صراط مستقیم و نجات آفرین به حساب آورد؟

...................) Anotates (.................
۱) صحیح مسلم، باب فضائل على ابن ابى طالب؛ مسند احمد، ۴/۳۶۴؛ سنن دارمى، ۲/۴۳۱؛ سنن بیهقى، ۲/۱۴۸ و ۷/۳۰؛ الطحاوى، ۴/۳۶۸.
۲) الترمذى، ۱۳/۲۰۱؛ اسدالغابه، ۲/۱۲؛ الدر المنثور، تفسیر سوره شورى، آیه مودت.
۳) مستدرک الصحیحین و تلخیصه، ۳/۱۰۹؛ فضائل الطائى، ص ۳۰؛ مسند احمد، ۳/۱۷ و... .
۴) جهت آگاهى بیشتر بنگرید :
الف. آیه الله مکارم شیرازى، پیام قرآن، ج ۹، ص ۷۵ و ۷۶، تهران : دارالکتب الاسلامیه، چهارم، ۱۳۷۷.
ب. على اصغر رضوانى، شیعه شناسى و پاسخ به شبهات، ج ۲.
ج. حمیدرضا شاکرین، چرا تشیع (مق) معارف (ماهنامه)، ش ۵۳ و ۵۴.
۵) جهت آگاهى بیشتر به پاسخ پرسش هاى بعدى رجوع کنید.
۶) جهت آگاهى بیشتر بنگرید : على ربانى گلپایگانى، درآمدى به شیعه شناسى، ص ۳۱-۲۸، قم : مرکز جهانى علوم اسلامى.
۷) ابن حجر عسقلانى، الصواعق المحرقه، ص ۱۶۱، ط. مکتبه القاهره.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.