حقانیت مقام معظم رهبری با وجود مشکلات کشور ۱۳۹۰/۸/۱۲ - ۴۷ بازدید

با سلام و تشکر از انعکاس پرسش های خود به این مرکز .
با سلام و تشکر از انعکاس پرسش های خود به این مرکز . دانشجوی گرامی بررسی همه جانبه موضوع فوق از گنجایش یک نامه خارج است ولی به صورت خلاصه در پاسخ گفتنی است نگاهی منصفانه و گذرا به دوران پربرکت رهبری مقام معظم رهبری پس از ارتحال امام ره و مواضع هوشمندانه و تدابیرحکیمانه ایشان در برهه های مختلف و شرایط حساس کشور ، بخوبی گویای صلاحیت ، شایستگی و ایشان در رهبری نظام است ( ر.ک به کتاب زندگینامه مقام معظم رهبری تهران: موسسه فرهنگی قدر ولایت و آب ، آینه ، آفتاب ، جلوه هایی از زندگی مقام معظم رهبری ، قم : موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی ره ) براستی ایشان به عنوان ستون اصلی نظام اسلامی ، نقش بی بدیلی را در هدایت نظام ایفا نموده اند و دشمنان نظام نیز اهمیت این جایگاه رفیع و نقش او را در صلابت و استواری نظام و ادامه حرکت نورانی خود بخوبی تشخیص داده از این رو همواره شاهد بیشترین حجم حملات به رهبری نظام در جهت تضعیف این رکن رکین نظام اسلامی بوده و هستیم و بسیاری از تشکیک ها وشبهات در این راستا مطرح می گردد .به عنوان نمونه در حوادث اخیر مواضع و بیانات هوشمندانه و حکیمانه مقام معظم رهبری در راستای مدیریت بحران ، براستی تاثیری مثال زدنی در فروکش نمودن بحران و ترمیم شکافهای شکل گرفته در میان مردم داشت و اگر تدابیر حکیمانه ایشان و هوشیاری مردم نمی بود ، معلوم نبود که با این حجم گسترده تبلیغات منفی و حمایت برخی از کشورهای غربی چه سرنوشتی در انتظار کشور می بود. و ناخودآگاه این جمله مرحوم امام در باره ایشان برای انسان تداعی می شود که فرمودند : الحق ایشان شایستگی رهبری را دارند ( آب ،آینه ، آفتاب ، ص ۶۱ ) وفرمودند : اینجانب که از سالها قبل از انقلاب با جنابعالی ارتباط نزدیک داشته ام و همان ارتباط ... بحمد الله تاکنون باقی است ، جنابعالی را یکی از بازوهای توانای جمهوری اسلامی می دانم و ... و در بین دوستان و متعهدان به اسلام و مبانی اسلام از جمله افراد نادری هستید که چون خورشید روشنی می دهید .( صحیفه نور ، ج ۲۰، ص ۱۷۳) لازم به ذکر است علاوه بر حمایت های متعدد مراجع عظام تقلید ، مجلس خبرگان رهبری نیز دربیانیه پایان ششمین اجلاسیه رسمى خود در دوره چهارم -باتوجه به حوادث اخیر و القا برخی تشکیکها و شبهات در خصوص توانایی های مقام معظم رهبری در رهبری نظام که عمدتا تحت تاثیر تبلیغات بدخواهان نظام و همسو با آنها خواسته یا ناخواسته در جهت تضعیف این رکن اساسی نظام صورت گرفت - باتاکید بر اینکه ولایت فقیه، رکن رکین نظام اسلامى، محور وحدت و مشروعیت بخش همه ى ارکان و قوانین آن است که همواره حافظ اسلامیت و سلامت جمهورى اسلامى بوده و کشتى انقلاب را در برابر امواج طوفانى و پر تلاطم حوادث و دشمنى ها، به خوبى سکان دارى کرده است،نظر خود را در مورد صلاحیت آیت الله خامنه ای اینگونه بیان نمود که ؛ « ما ضمن بیعت مجدد با رهبر معظم انقلاب حضرت آیه الله خامنه اى ـ مدّظلّه العالى ـ بار دیگر پشتیبانى قاطع خود را از معظم له ـ که ادامه دهنده ى راه بنیان گذار انقلاب مقدس اسلامى حضرت امام خمینى ـ رضوان الله تعالى علیه است ـ اعلام مى داریم و همچنان معظم له را تنها گزینه اى مى دانیم که لباس رهبرى امت بر قامتش زیبنده است.بدون شک تدابیر حکیمانه ى مقام معظم رهبرى در خاموش کردن آتش فتنه و حوادث پس از انتخابات دهم ریاست جمهورى و مقاومت معظم له در برابر تشکیک بى اساس نسبت به صحت و سلامت انتخابات، ستودنى است و دلیلى قاطع بر هوشمندى و تدبیر ایشان مى باشد. در این راستا هدایت هاى هوشمندانه، راهگشا، تاریخى و سرنوشت ساز معظم له در خطبه هاى ۲۹ خرداد و ۲۱ ماه مبارک رمضان تأثیرى شگرف در افشاى لایه هاى پنهان و آشکار توطئه داشت و روشن تر از همیشه، نقش بى بدیل ولایت فقیه را در سکان دارى کشتى انقلاب اسلامى، به نمایش گذاشت. »( پایگاه اطلاع رسانی مجلس خبرگان ، ۱/۷/۱۳۸۸) و آیت الله هاشمی رفسنجانی نیز به عنوان رئیس مجلس خبرگان نیز به صراحت تاکید می نمایند : «مصداق اتم و اکمل ولی فقیه در حال حاضر حضرت آیت الله خامنه ای است و ما کسی را بهتر و توانمندتر از ایشان برای اداره کشور نداریم.» (خبرگزاری فارس به نقل از الف ) هنر مدیریتی مقام معظم رهبری ارزیابی هنر مدیریتی رهبر معظم انقلاب در طول سال‌های گذشته که انقلاب اسلامی را به سلامت از دل طوفان‌ها عبور داد اگر چه در ده‌ها کتاب هم نمی‌گنجد اما در عین حال موضوع مهمی است که نمی‌توان از کنار آن به سادگی گذشت. آنهایی که از نزدیک دستی بر تاریخ دارند، از یک بیماری شایع به نام حجاب معاصرت در میان راویان وتحلیل‌گران تاریخ سخن می‌گویند. چه بسیار تاریخ دانان وتاریخ نویسانی که درپرده و حجاب معاصرت، از ضبط و تحلیل مهمترین وقایع تاریخی هم عصر خود غفلت ورزیده اند اما رنج‌ها و مشقت‌های طاقت فرسایی را برای ضبط و روایت برهه‌هایی دور از یک دوره تاریخی متحمل شده‌اند که از ارزش و اعتبار چندانی برخوردار نبوده‌است. این بیماری، در عصر حاضر به تجربه در آمده و نه تنها گریبان اهل تاریخ، که اهل سیاست، فرهنگ، هنر، دانشگاهها، حوزه های علمیه، عالمان دینی، رجال مذهبی واصحاب رسانه را نیز در برگرفته‌‌‌‌‌‌است. این روزها درحالی بیستمین سال انتخاب حضرت آیت‌الله خامنه‌ای را به عنوان رهبر و سکاندار نظام اسلامی فرا روی داریم که در کمتر برگه تقویم و یا رسانه ومطبوعه‌ای، از این انتخاب هوشمندانه وسرنوشت ساز نام و یادی به میان می‌آید. شاید از آن روست که اهل شعر و ادب و غزل می گویند هر چه ذوق هنری است در توصیف و استعاره و کنایه وتشبیهی است که از هلال و بدر و محاق و مهتاب و گیسوی شب و کمان ابروست و کمتر سخن از خورشید و آفتابی به میان رفته که جهان در پرتو نور آن تجلی یافته‌است. به جهت تقریب به ذهن و نه مشابهت، علمای فلسفه وعرفان، تعبیری در توصیف واجب الوجود دارند که می گویند هو مستور لشده ظهوره و هو مخفی لشده وجوده یعنی ظهور و وجود باری تعالی آن قدر آشکار و محسوس است که از شدت ظهور، از دیدگان مخفی مانده‌است. به راستی چرا در این سال‌ها که از ریز و درشت حوادث گفته‌ایم، از تهدیدات بنیان برافکن سخن رانده‌ایم و فراز و نشیب های انقلاب را به روایت و تحلیل نشسته‌ایم و بر عبور از این طوفان‌ها و تلاطم‌ها بالیده و افتخار کرده‌ایم، کمتر از تدبیر و هوشیاری و رهبری داهیانه سکاندار نظام اسلامی در دهه دوم و سوم انقلاب سخن به میان آورده‌ایم، تهدیداتی که اگر تنوع و حجم آن بیشتر از دهه اول انقلاب نباشد، لااقل همسان و همسنگ آن است، اگر چه معتقدیم از رهبری امام راحل و معمار این انقلاب الهی نیز به مشتی از خروار بسنده کرده‌ایم. چه کسی می‌تواند مدعی شود که در میان رهبران و روسای جمهور امروز دنیا، فردی خداترس‌تر و باتقواتر از رهبر ایران اسلامی می‌شناسد؟ کدام ناظر منصفی تاکنون ادعا کرده که درمیان حاکمان امروز، حاکمی را می شناسد که شجاع‌تر، با تدبیرتر، خلاق‌تر و هوشمندتر از رهبر ایران بر ملتی حکومت می‌کند؟ آیا می‌توان رهبری به جامعیت علمی، دینی و فقهی ایشان در دنیای اسلام پیدا کرد؟ کدام سیاست ورزی است که توانایی او همسنگ و همسان مدیریت ایشان در بحبوحه بحران‌ها و فشارها و تهدیدهاست؟ و کدام اهل سیاستی با درک صحیح از بحران های ۱۹ ساله نظام اسلامی که از این حیث در میان حدود ۲۰۰ کشور دنیا بی‌نظیر است، می‌تواند ادعا کند رهبری را می‌شناسد که او در عبور کشتی انقلاب از دل طوفان‌ها و امواج سهمگین، مدبرانه‌تر از او هدایت کشتی را می‌توانسته بر عهده بگیرد و به ساحل مقصود رهنمون سازد؟ کدام ملتی می‌تواند چونان ملت لایق ایران، رهبری را به دنیای بشریت عرضه نماید که از حیث ساده زیستی و پرهیز از زخارف دنیوی، در دنیای امروز به انگشت اشاره در آید؟ *خورشید در آینه خورشید امام بخشی از این بار مسئولیت را در زمان حیات خویش بر دوش کشید و با تعابیری بلند و رسا در توصیف فرزند رعنا و برنایش فرمود: یکی از بازوهای پرتوان جمهوری اسلامی ... برادری آشنا به مسایل فقهی و متعهد به آن ... ازجمله افراد نادری که چون خورشید روشنی می‌بخشد.... متعهد و مبارز در خط مستقیم اسلام... عالم به دین و سیاست ... کسی که آوای دعوت او به صلاح و سداد در گوش مسلمین طنین انداز است... سربازی فداکار در جبهه جنگ و معلمی در محراب، خطیبی توانا درجمعه و جماعات و راهنمای دلسوز در صحنه انقلاب... در حکم آیه شریفه اشداء علی الکفار و رحماء بینهم ... من آقای خامنه‌ای را بزرگ کردم... ایشان سرمایه انقلاب هستند... ایشان از اجتهادی که لازمه ولایت فقیه می‌باشد، برخوردارند... ایشان الحق شایسته رهبری‌اند، با بودن آقای خامنه‌ای شما خلا ء رهبری ندارید و ... و چنین بود که سکاندار هدایت انقلاب، در اولین سخنرانی خود در میان مردمی که دست بیعت به سوی ایشان دراز کرده بودند، فرمود: ما با خدا پیمان بسته‌ایم راه امام خمینی را که راه اسلام و قرآن و راه عزت مسلمین است دنبال کنیم و از هیچ یک از آرمان‌هایی که به وسیله امام ترسیم شده، چشم پوشی نخواهیم کرد. آرمان‌هایی چون پیگیری سیاست نه شرقی و نه غربی، حمایت از مستضعفان و محرومان، وحدت و همبستگی دنیای اسلام، وفاداری به اصل ولایت فقیه، استقلال و خود کفایی کشور، حرکت به سمت استعدادهای جوشان داخلی و ساختن جوانان و اصلی شمردن مسئله فلسطین. *چالش های پس از رهبری جابه جایی ها در حوزه قدرت، همواره با مشکلات عدیده‌ای درنظام‌های سیاسی رایج همراه بوده است، اما با ژرف نگری‌های امام امت(ره) و درایت و اقتدار رهبر معظم انقلاب و حضور میلیونی مردم در مراسم تشییع بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، این انتقال قدرت در نظام اسلامی با کم‌ترین هزینه انجام شد. به اعتقاد بسیاری از تحلیل‌گران سیاسی، معدل عملکرد و هنر مدیریتی و رهبری امام (ره) در برهه زمانی ۶۷ تا ۶۸، که آخرین سال حیات مادی ایشان بر این کره خاکی بود را می‌توان با تمام دوران مبارزه و رهبری امام(ره) مقایسه کرد و در واقع سال ۱۳۶۷، سال شکوفایی و اوج هنرنمایی آن قائد عظیم الشأن بود. در این سال، امام ضمن ترسیم خطوط کلی سیاست‌ها و خط مشی جمهوری اسلامی ایران در عرصه‌های سیاسی، فرهنگی و بین المللی، بن بست‌های موجود در اداره کشور را که جز با ید بیضایی و انگشت اشارت ایشان قابل گشودن نبود، گشود تا روند تکاملی انقلاب را تضمین نماید. پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و پایان جنگ تحمیلی، عزل منتظری از قائم مقامی رهبری و انهدام باند مهدی هاشمی، تشکیل شورای بازنگری قانون اساسی و حذف مرجعیت از شرایط رهبری، از جمله بن بست‌هایی بودکه می توانست هر انقلابی را به زانو درآورد، علاوه بر آنکه با صدور حکم قتل سلمان رشدی و گشایش جبهه فرهنگی اسلام در برابر دنیای غرب، دعوت گورباچف و بلوک شرق به اسلام و تاکید مجدد برصلاحیت‌های آیت الله خامنه‌ای، سیاست های کلی نهال نوپای انقلاب را ترسیم فرمودند. رهبر معظم انقلاب در شرایطی سکان هدایت انقلاب را به دست گرفتند که فضای پیش روی ایشان با دوران زعامت امام (ره) بسیار متفاوت بود. امام با مرجعیت علی‌الاطلاق و پشتوانه حوزه علمیه قم، مشهد و نجف و با پشتوانه پنج دهه کار علمی، فقهی، آموزشی و پرورشی و با تشکیلاتی قوی و منسجم از روحانیون و دانشگاهیان قدم در راه مبارزه گذاشت و در طول مبارزه علاوه بر سود جستن از پشتوانه مرجعیت، از تلاش‌ها و جانفشانی‌های مریدانی چون طالقانی‌ها، بهشتی‌ها، مطهری‌ها، خامنه‌ای‌ها، هاشمی رفسنجانی‌ها، مفتح‌ها، باهنرها، رجایی‌ها، سعیدی‌ها، غفاری‌ها، اندرزگوها، مدنی‌ها، اشرفی اصفهانی‌ها، دستغیب‌ها و ... بهره برد که این امتیاز در سال‌های نخستین رهبری آیت الله خامنه‌ای، به رغم تمامی شایستگی های ایشان، مهیا نبود و سال‌ها به درازا کشید تا بن‌مایه‌های عمیق علمی و قابلیت‌های شگرف فقهی ایشان به رخ مدعیان کشیده ‌شود. *مدیریت بحران حضرت آیت الله خامنه‌ای در حالی توسط خبرگان این ملت برای رهبری نظام اسلامی برگزیده شد، که کشور آبستن حوادث و مشکلات بسیار بود. رحلت امام یک شوک سهمگین به دولت و ملت ایران وارد ساخته بود و دشمنان و بدخواهان نظام، چنگ و دندان‌ها سائیده و نشان می‌دادند. تأسیسات زیربنایی کشور همچون آب، برق، گاز، مخابرات، راهها، فرودگاهها، خطوط راه آهن، پالایشگاهها و صنایع مادر، در دوران جنگ تحمیلی خسارات فراوان دیده بودند، ذخایر ارزی کشور به پائین‌ترین میزان خود رسیده بود و تأمین نیازهای اساسی و اولیه مردم، تبدیل به یک دغدغه جدی شده بود. تنظیم سیاست‌ها و اولویت‌های باز سازی کشور با عنوان برنامه اول توسعه اقتصادی کشور از چالش‌های نفس‌گیری بود که در اولین سال رهبری ایشان اتفاق افتاد. برنامه‌ای که به دلیل ماهیت ابزاری و سرمایه‌ای خود، موجبات بروز برخی ناعدالتی‌ها و تبعیض‌ها را فراهم می‌ساخت اما این امر دلیلی بر سکوت و یا شانه خالی کردن ایشان از زیر بار مسئولیت نبود و بارها ضمن هشدار نسبت به اتخاذ برخی سیاست‌های اقتصادی، در مواردی از سرعت گرفتن برنامه های موسوم به توسعه اقتصادی به دلیل فشاری که برگرده اقشار آسیب پذیر و محروم جامعه وارد می‌آمد، جلوگیری به عمل آوردند. یکی از مهمترین ویژگی های مقام معظم رهبری به اعتراف دوست و دشمن، مدیریت عالی و خلاقانه ایشان در شرایط حساس و بحرانی است. اداره یک جامعه در شرایط عادی، شاید کار دشواری نباشد خصوصاً برای مدیران و رهبرانی که از تجربه لازم برای اداره جامعه برخوردار باشند، اما توانمندی یک مدیر و یک سکاندار کشتی در شرایطی ظاهر می‌شود که در لحظات بحرانی و در میان توفان حوادث، کیان نظام را به سلامت به ساحل مقصود برساند. جنگ اول خلیج فارس و حمله صدام به کویت، یکی از این عقبه‌های سخت و سرنوشت ساز بود که با تدبیر وهوشمندی رهبر معظم انقلاب، از آن به سلامت عبور کردیم. در جریان تجاوز صدام به کویت و ورود نیروهای غربی به خلیج فارس و آغاز درگیری ها، گروههایی که خود را اهل تحلیل و صاحب فهم و درک عمیق می‌دانستند، بامشاهده شلیک چند موشک اسکاد به اسرائیل، از صدام به عنوان خالدبن ولید دوران یاد کردند و خواستار گشایش جبهه‌ای نظامی به نفع صدام در منطقه شدند تا ناخواسته کشور را درگیر دامی از قبل پهن شده نمایند، اما با هوشیاری و تدبیر رهبری که جنگ صدام و آمریکا را جنگ باطل با باطل نامیدند، انقلاب از دام درگیری با دنیای غرب آن هم در جبهه حمایت از صدام(!) به سلامت عبور کرد تا هوشمندی و درایت ایشان به رخ مدعیان کشیده شود. *عبور از دوران فتنه دوران به قدرت رسیدن طیفی از تجدیدنظرطلبان در دوره موسوم به توسعه سیاسی را باید جزو تلخ‌ترین و سخت‌ترین دوران حیات انقلاب اسلامی به شمار آورد. دورانی که شاهد بروز و ظهور فتنه‌هایی چون قتل‌های زنجیره‌ای، شبه کودتای ۱۸ تیر، یکه تازی مطبوعات زنجیره‌ای و فضای به شدت ملتهب سیاسی کشور بودیم. قصه تلخ قتل‌های زنجیره‌ای با هدف فرمان آتش به سوی نظام طراحی شده بود و تبلیغات گسترده‌ای که هیچ تناسبی با وزن واقعی آن نداشت و انسان را به یاد ماشین تبلیغاتی گوبلز و هیاهوی دروغین و غلوآمیز تاریخ معاصر چون سوزاندن یهودیان در کوره‌های آدم سوزی و قتل عام ارامنه توسط دولت عثمانی می‌انداخت. واقعه‌ای که به جای ریشه‌یابی، توسط برخی گروههای فرصت طلب و وابسته، به ریشه سازی کشیده شده بود و محوری‌ترین شخصیت‌ها و بنیادی‌ترین نهادهای نظام را با آتشباری فریب و خدعه و نیرنگ به مسلخ کشانده بودند. توطئه‌ای که با هدف دامن زدن به تنازعات داخلی و فراگیر نمودن آتش جنگ داخلی، ارکان نظام اسلامی را نشانه رفته بود که این تهدید بنیان افکن، با سرپنجه تدابیر رهبری، به فرصتی برای پالایش نظام از نیروهای نفوذی و موجب شکل گیری صف بندی جدیدی به نام نیروهای خودی و غیرخودی درجریان های سیاسی کشور گردید. شکل‌گیری مطبوعات زنجیره‌ای که درجهت اجرای پروژه‌هایی چون نافرمانی مدنی، استحاله از درون، دیپلماسی مسیر ۲، براندازی خاموش، پروژه خندق، تعادل ویرانگر، مقاومت مدنی، مشروعیت دوگانه، فشار از پائین و چانه‌زنی در بالا، عبور از خاتمی و... تدارک دیده شده بود، با شجاعت و میدان داری رهبری به تسخیر نیروهای نظام درآمدند تا یکی از مستحکم‌ترین و موثرترین پایگاههای دشمن که عبدالله بن ابی‌ها در آن موضع گرفته و فروپاشی نظام اسلامی را نشانه گرفته بودند، دچار اضمحلال و فروپاشی گردد. برخورد هوشمندانه رهبر معظم انقلاب با پروژه هایی چون فشار از پایین و چانه‌زنی در بالا و یا پروژه فروپاشی از درون، گواهی دیگر بر برخورد امام‌گونه ایشان بامخاطرات پیش روی انقلاب است. معظم له در پاسخ به مدعیان پروژه فشار با صراحت اعلام کردند: اگر فشار بیاورید حادثه کربلا تکرار خواهد شد نه صلح امام حسن (ع) و در پاسخ به سردمداران پروژه فشار و استحاله از درون فرمودند: اصلاحات در ذات و هویت انقلاب است درحالی که برخی به دنبال نقش آفرینی همزمان یلتسینی و گورباچفی هستند. اینها اشتباه اولشان این است که آقای خاتمی، گورباچف نیست. اشتباه دومشان این است که اسلام، کمونسیم نیست. اشتباه سومشان این است که نظام مردمی جمهوری اسلامی، نظام دیکتاتوری پرولتاریا نیست. اشتباه چهارمشان این است که ایران یک پارچه، شوروی متشکل از سرزمین‌های به هم سنجاق شده، نیست و اشتباه پنجم شان هم این است که نقش بی بدیل رهبری در ایران شوخی نیست. تدبیر امام‌گونه رهبر معظم انقلاب در برخورد با شبه کودتای ۱۸ تیر ۷۸، تلولو دیگری از هنر رهبری و هدایت ایشان است. حادثه‌ای که با طراحی نیروهای خارجی و صحنه گردانی اپوزیسیون داخلی و بازیگری گروهی از اراذل و اوباش و تعدادی دانشجونما که بازیچه سیاست بازان حرفه‌ای شده بودند، اتفاق افتاد اما با اقتدار و تدبیر رهبری، بساط آن برچیده شد تا آرامش و امنیت به جامعه اسلامی‌مان لبخند زند. حادثه ۱۱ سپتامبر و متعاقب آن حمله آمریکا به افغانستان و عراق هم از دیگر بحران هایی بود که نظام ما به سلامت از آن عبور کرد. پس از حادثه ۱۱ سپتامبر و تشکیل ائتلافی موسوم به ائتلاف ضد تروریست و تعیین محورهای شرارت و شعار هر که با ما نیست برماست که با هدف ایجاد رعب و وحشت در ملل مسلمان و تغییر مرزهای دنیای اسلام طراحی شده بود و در برهه‌ای که قدرت‌های بزرگی چون روسیه و چین نیز از ترس برخورد، راه مماشات و همراهی را با سواره نظامان صلیبی در پیش گرفته بودند، غرش رعد آسای رهبری در شکستن صفوف جبهه متحد غرب و نشان دادن ریشه تروریسم در زائده چرکینی به نام رژیم صهیونیستی و دولت استکباری آمریکا، بیداری و خیزش دنیای اسلام را در برابر این توطئه شوم به ارمغان آورده است. در آن روزها، چه بسیار افراد و جریان های سیاسی بودند که در مسیر امواج اغواگرانه رسانه‌های غربی، برای رفع اتهام از خود و پرهیز از درگیری با آمریکا، پیشنهاد مذاکره وهمراهی با لشکرکشی‌های آمریکا را می دادند و امروز پس از شکست‌ها و ناکامی‌های مستمر آمریکا در منطقه، سرافکنده از آن همه ترس و وحشت و تحلیل‌های ناروا، سر در گریبان فرو برده‌اند. *نمی از یم صیانت از آرای مردم و حفاظت از حقوق و آزادی‌های مشروع آنان در برابر خود محوری‌ها و خودکامی‌های گروههای سیاسی و دفاع از اقلیت در برابر سلطه گری اکثریت، از دیگر هنرهای بی بدیل رهبری است که مانع تمرکز قدرت در یک شخص یا نهاد یا جریان خاص سیاسی شده است، حادثه‌ای که بنیان آن دربرهه هایی از تاریخ انقلاب توسط حزب کارگزاران و سپس حزب مشارکت پیچیده شد، اما با انگشت اشاره رهبری در هم پیچید. ارائه تعاریف جدیدی از دمکراسی، مردمسالاری، حقوق بشر، جامعه مدنی و ...، که در سایه هوشمندی رهبر معظم انقلاب به دست آمده است، هجمه نظری و ایدئولوژیک شیفتگان نظام لیبرال دمکراسی را به یک فرصت تازه برای نظام اسلامی تبدیل کرد تا از بطن آن مفاهیم بلندی چون مردمسالاری دینی، جامعه مدنی نبوی و اصولگرایی اصلاح طلبانه، در خدمت تحکیم مبانی انقلاب اسلامی خلق شود. مروری گذرا برفراز و نشیب‌ها و تهدید و توطئه‌های صورت گرفته در هجده سال گذشته، گواهی براین مدعاست که حجاب معاصرت باعث گردیده تا تنها نمی از یم ویژگی‌ها و ظرفیت‌های شگرف حضرت آیت الله خامنه‌ای را با پوست و گوشت خود احساس کرده باشیم. تسلط و احاطه بی نظیر معظم له براموری همچون مسایل نظامی، تهدیدات دشمنان، تهاجم فرهنگی، ناتوی فرهنگی، نیازهای نسل جوان، مطالبات و نیازهای دانشگاهها، بایسته‌های حوزه‌های علمیه، شناخت دغدغه‌های نیروهای انقلاب و درک شایسته از بایسته‌های نظام اسلامی و... باعث گردیده تا حتی بدخواهان نظام نیز از این همه وسعت و جامعیت و احاطه ایشان بر امور، گاه ناخواسته لب به تمجید و تجلیل بگشایند. هیچ فرد منصفی نمی تواند منکر این مهم شود که دستاوردهای نظام درعرصه‌هایی چون پیشرفت‌های هسته‌ای، موشکی، سلول‌های بنیادی، تولید داروها و واکسن‌های مهارکننده بیماری‌هایی چون ایدز و برخی سرطان‌ها، ترمیم ضایعات نخاعی، دستیابی به فناوری شبیه سازی، به راه افتادن نهضت تولید علم و جنبش نرم افزاری در حوزه و دانشگاه، دمیده شدن روحیه اعتماد به نفس درجوانان و جوان گرایی و... در گرو دغدغه‌ها و پیگیری‌های مستمر ایشان صورت گرفته است. معظم له در جمع دانشجویان کشور به صراحت فرمودند: اگر بودجه‌بندی کشور در دست من بود، مهمترین چیزی که من به عنوان اولویت اول به آن نگاه می‌کردم، همین مسئله پژوهش بود. امروز دنیا به پژوهش به عنوان زیربنای پیشرفت وتعالی یک جامعه نگاه می کند. از زمان فروپاشی ساختار نظام بین الملل بواسطه سقوط و اضمحلال اتحاد جماهیر شوروی، منطقه خاورمیانه و رخدادهای جهانی تحولات پرآشوبی را پشت سر گذاشت. در اکثر این تحولات، ایران، یکی از حلقه‌های کلیدی آن محسوب می‌شد. عبور از گردونه‌های بسیار سخت تحولات مرهون تدابیر بسیار هوشمندانه نظام جمهوری اسلامی ایران بود. در واقع بحران‌ها و رخدادهای متوالی که در طی این سالها برای جمهوری اسلامی ایران رخ داد فوق العاده قابل توجه و بسیار حساس بود. اگر فضای تصمیم گیری را در سه دسته الف) سازمان یافته و برنامه ریزی شده، ب) استراتژیک، ج) بحرانی تقسیم بندی کنیم، جمهوری اسلامی همواره در فضای بحرانی بسر می‌برد. بنابراین تصمیم گیری در چنین شرایطی بسیار حساس و نیازمند تصمیم گیران آگاه، هوشمند، مدبر و جامع نگر و شجاع می‌باشد. عبور موفقیت آمیز از این بحرانها و تبدیل کردن آنها به فرصت های مغتنم از شاخص‌های بارز دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران بوده است. کنکاش در خصوص این مدیریت موفقیت آمیز نشان می‌دهد که رهبر معظم انقلاب مهمترین و بیشترین نقش را داشته است. امروز کسی تردیدی ندارد که مواضع و رویکردهای رهبر معظم انقلاب در خصوص رویدادهای مهمی مانند ۱۱ سپتامبر، حمله آمریکا به افغانستان و عراق، مقدمه سازی برای حمله و سرنگونی جمهوری اسلامی ایران، تحریم‌ها و فشارهای ارعاب آمیز و دهها رخداد دیگر، نه تنها جمهوری اسلامی ایران را از تهدیدات بالقوه و بالفعل دور ساختند بلکه موقعیت و جایگاه ایران را در مراتب قدرت و ثبات چه در بعد داخلی و خارجی به شدت افزایش داده‌اند. * سبک هدایت و مدیریت تحولات با نگاهی به ویژگی‌ها و مختصات واکنش‌های رهبر معظم انقلاب نسبت به رویدادها و تحولات منطقه‌ای و بین المللی می‌توان رمز موفقیت‌های جمهوری اسلامی ایران در حوزه خارجی و بویژه عبور پیروزمندانه از بحرانها را دریافت. در اینجا به برخی از آنها اشاره می شود: ۱- واکنش واقع گرایانه: یکی از ویژگی های رهبر معظم انقلاب در واکنش به تحولات منطقه ای و جهانی واقع گرایی معظم له است. نمونه ها و مصادیق مختلفی از تحولات در طی این دوران رخ داد که در واکنش به آن دیدگاه و مواضع مختلفی از سوی گروهها و شخصیت های سیاسی مطرح گردید. اکنون که فارغ از فضای پیچیده زمانی آن تحولات شده ایم، آشکار شده است که در صورت عدم تدبیر هوشمندانه رهبر فرزانه و اتکا به مواضع برخی از شخصیت ها و گروههای سیاسی، معلوم نبود که چه پیامدهای منفی متوجه جمهوری اسلامی ایران می‌گردید. یکی از این نمونه‌ها حمله آمریکا به عراق برای آزادسازی کویت بود که در آن هنگام برخی از سیاسیون چپ سیاسی کشور پیشنهاد همراهی با صدام علیه آمریکا می‌دادند. در چنین شرایطی رهبر معظم انقلاب با درک صحیح تحولات منطقه و با معیار اصول گرایی موضع بی طرفی ایران را رسما اعلام کرد. البته این بی طرفی به معنای سکوت در برابر جنایات ناشی از جنگ نبود بلکه در عین حال بی طرفی انتقادی را برگزید. بعدها اسنادی که منتشر شد نشان داد که این جنگ سناریوی تعریف شده آمریکا برای اهداف چند منظوره بود. نمونه دیگر حادثه ۱۱ سپتامبر بود. اکنون که مواضع اتخاذ شده از سوی گروهها و شخصیت های مختلف در آن زمان مورد بررسی قرار می گیرد کاملا نشان می دهد که رویکرد رهبر معظم انقلاب چقدر مدبرانه بوده است. جریانات سیاسی به اصطلاح اصلاح طلب اصرار داشتند که ایران از این فرصت استفاده کند و وارد گفتگو با آمریکا شده و در ائتلاف بزرگ ضد تروریستی شرکت نماید. در حالی که رهبر معظم انقلاب از ظاهر این تحول گذشته و درونی ترین انگیزه این تحولات و روندهای آن را هدف قرار داده بودند و بر این اساس سکان سیاست خارجی کشور را به سمت عدم ائتلاف و مخالفت با سیاست های تهاجمی پس از ۱۱ سپتامبر هدایت کردند. اکنون همه افکار عمومی جهان و حتی در داخل آمریکا نیز به رویکردی که ایران انتخاب کرده بود رسیدند و این نشان دهنده تدبیر و آینده نگری در حوزه دیپلماسی است. در همین راستا اقدام آمریکا علیه افغانستان و سپس علیه صدام نیز جالب توجه است بسیاری در داخل به این اقدامات مثبت می‌نگریستند و برخی از اصلاح طلبان افراطی نیز پا را فراتر گذاشته و جنگ جدید آمریکا را جنگ تمییز یاد می‌کردند. با این حال در جریان جنگ آمریکا در خاورمیانه سه پیشنهاد مورد توجه بود: ۱- تعقیب استراتژی انزواطلبی ۲- مدل الحاق و پیوستن به ائتلاف بزرگ ۳- رویکرد بی طرفی مثبت وفعال. در شرایط چنین گفتمانهایی رهبر معظم انقلاب راهبرد دو لایه ای را اتخاذ کردند که از یک سو به لحاظ دیپلماتیک بی طرف مثبت و فعال اتخاذ شد و از سوی دیگر راهبرد فرصت سازی برای ارتقای منافع ملی مورد توجه قرار گرفت که اکنون آثار و برکات آن را بوضوح مشاهده می‌کنیم. آنچه در نمونه‌های بالا ملاحظه شد دقیقا بیانگر واکنش‌ها و رویکردهای واقع گرایانه نسبت به تحولات منطقه ای و جهانی بوده است. ۲- تشخیص به موقع رویدادها و روندهای سیاسی دومین ویژگی مهم در مدیریت رهبری معظم انقلاب در حوزه سیاست خارجی است. گفته می شود درک تهدید نقش محوری در نوع واکنش و تصمیم دارد و در واقع درک تهدید متغیری میانجی بین حادثه یا رویداد و واکنش نسبت به آن به شمار می‌آید. هر قدر درک و تشخیص رویدادها و روندها واقعی تر و هوشمندانه‌تر باشد واکنش‌های اتخاذ شده درست تر و مثبت خواهد بود. رهنمودها و هشدارهای به موقع رهبر معظم انقلاب نسبت به تهدیدات و روندهای سیاسی نقش حیاتی در عبور موفقیت آمیز از بحرانها داشته است. این موضوع در داخل و هم در خارج مصداق دارد. هشدار رهبری در خصوص شبیخون فرهنگی در اوایل دهه ۱۳۷۰، افشای سناریوی یلتسینی کردن ایران (فروپاشی از درون)، افشای سیاست های پنهان آمریکا در خاورمیانه، هشدار نسبت به سناریوی اختلاف افکنی بین اقوام و مذاهب ایرانی از یک سو و راه انداختن جنگ شیعی و سنی از سوی دیگر. بر حذر داشتن مسلمانان از طرح اسلام هراسی و اسلام ستیزی غرب و ... نمونه هایی از درک سریع و به موقع تهدیدات و واکنش مناسب نسبت به آن بوده است. ۳- هدایت دیپلماسی هوشمندانه شاخص دیگری از مدیریت رهبر معظم انقلاب، هدایت دیپلماسی هوشمندانه در عرصه سیاست خارجی است. در دیپلماسی هوشمندانه، درک صحیحی از تهدیدات و فرصت ها و قوت ها و ضعف ها وجود دارد. در مواجهه با بحرانها و تهدیدات همواره دیدگاههای مختلفی از سوی جریانات سیاسی وجود داشته و اصرار بر اجرایی شدن آن دیدگاهها بوده است لکن پس از گذشت سالها اکنون به خوبی می توان ملاحظه کرد آن دیدگاهها تا چه میزان ضعیف و غیر عالمانه و عاقلانه بوده است در حالی که اگر هدایت های هوشمندانه مقام رهبری نبود خساراتی جدی بر منافع و مصالح کشور وارد می‌شد. یکی از مهمترین عرصه‌های تجلی این دیپلماسی در موضوع هسته‌ای ایران است. همه متفق القولند که سکان دار اصلی تحولات هسته‌ای ایران چه در بعد فنی و چه در ابعاد سیاسی و دیپلماتیک آن رهبر معظم انقلاب بوده است. در ابتدای بحران هسته‌ای که جامعه دو قطبی شده و یک طرف بحث واگذاری و تسلیم را مطرح و دیگری مقابله و جنگ را پیشنهاد می‌داد، رهبر معظم انقلاب مسیر عقلانی و هوشمندانه‌ای را اتخاذ کردند که ایران را از آن فضای سنگین بین المللی خارج ساخت. معظم له با پرهیز از افراط گری و تفریط گرایی، متناسب با شرایط که شامل چهار عنصر تهدید، فرصت، قوت و ضعف بوده است، رویکردهای معقولانه و هوشمندانه‌ای را تجویز می‌کردند. اکنون تردیدی نیست که چنانچه مشی و رویکرد و هدایت های معظم له نبود، پرونده هسته‌ای ایران از دو حال خارج نبود یا کاملا تسلیم محض می شد و یا منهدم می‌گردید. اما در حال حاضر، نه تنها تسلیم نشدیم بلکه مقاومت بی‌نظیری را برجای گذاشتیم و به میزان زیادی خصم را از بعد سیاسی و حقوقی و فنی خلع سلاح کردیم و همه اینها مرهون هدایت صحیح و شجاعانه رهبر معظم انقلاب بود. ۴- ترکیب آرمانگرایی و واقع گرایی مقام معظم رهبری همچون امام راحل آرمانگرایی و واقع بینی را با هم مد نظر قرار می دهد، توانست در عرصه عمل این دو را با هم تلفیق نماید. در سالهای گذشته متاسفانه عده‌ای عرصه اجرایی کشور را برعهده گرفته بودند که بواسطه ضعف باورها و شدت فشارهای بیرونی آرمانها را فدای واقعیات آن هم واقع گرایی از نوع رئالیستی محض کردند. در همین حال برخی افراد نیز بودند که توجهی به واقعیات نداشتند و به هر قیمتی و علی رغم شرایط و بسترها، تاکید بر آرمانها می‌کردند اما رهبر معظم انقلاب فارغ از چنین گفتمانهایی که هر یک به نوبه خود فشارهای سنگینی را وارد می‌کردند، موضع اعتدال و نگاه توامان آرمانگرایانه - واقع گرایانه داشتند. تاکید معظم له بر سه اصل عزت و حکمت و مصلحت در واقع ترکیب آرمان گرایی و واقع گرایی است. عزت این است که جامعه و نظام اسلامی در هیچ یک از برخوردهای بین المللی خود نباید طوری حرکت کند که منتهی به ذلیل شدن اسلام و مسلمین شود (۹/۱۱/۶۸) حکمت یعنی حکیمانه و سنجیده کار کردن، هیچ گونه نسنجیدگی را نباید در اظهارات دیپلماتیک و هر آنچه مربوط به سیاست خارجی و ارتباطات جهانی است راه داد. و اما مصلحت یعنی مصلحت انقلاب و این مصلحت همه جانبه است یعنی از رفتار شخصی ما : بخصوص شما : شروع می‌شود. (۱۸/۴/۷۰) ۵- اصول گرایی در سیاست خارجی نگاهی به مواضع و رویکردهای مقام معظم رهبری از ۱۳۶۸ تاکنون نشان می‌دهد که اصول‌گراترین شخصیت در این عرصه بوده ودر همین حال تنها مانع انفعال و تحجر در جهت گیری خارجی می‌باشد. در واقع رهبر معظم انقلاب همانطور که خود را وفادار آرمانهای امام راحل (ره) می‌دانستند در عمل نیز مشی اصولی آن عزیز سفر کرده را حفظ کرده و توسعه دادند. موضع قاطعانه رهبر معظم انقلاب نسبت به آمریکا و استکبار جهانی و حمایت قاطع و صریح از ملل مستضعف و بویژه فلسطین و ضدیت پایدار نسبت به رژیم صهیونیستی و اعتقاد به صدور و انتقال ارزشهای اسلامی همچنان یاد آور مواضع حکیمانه امام راحل (ره) است. در واقع همانطور که معظم له به همه آحاد مردم و گروههای سیاسی توصیه کردند که مرزهای عقیدتی و ایدئولوژیک باید حفظ شود، خود در عرصه داخلی و خارجی به تمام و کمال رعایت کردند. یادمان نمی‌رود که بسیاری از جریانات دوم خرداد که خود را حافظ میراث حضرت امام (رحمت الله علیه) می دانستند چگونه ارزشها و آرمانهای امام (ره) را حداقل در حوزه خارجی نادیده گرفته بودند. سناریو های تحت عنوان تابوشکنی رابطه با آمریکا، ایدئولوژی زدایی از سیاست خارجی و طرحهای مبنی بر اینکه فلسطین را به خود فلسطینی‌ها واگذاریم و کاری به اسرائیل غاصب نداشته باشیم عناوینی بود که در طی این سالها مطرح و پیگیری می شد. اما حضور فعال و تعیین کننده رهبر معظم انقلاب در مسند ولایت، باعث شد که این آرمانهای امام (ره) ذبح نگردد. در همین راستا معظم له تاکید داشتند: مقبولیت جهانی بسیار خوب است، اما نه به بهای دست برداشتن از اصول جمهوری اسلامی که هویت ملی و جمعی ماست. (۲۹/۵/۸۲) اکنون کسی نمی تواند شک نماید که نفوذ و قدرت ایران بواسطه مشی اصول گرایانه که ریشه در منش و رفتار امام راحل (ره) داشت، در سراسر منطقه بشدت تعمیق یافته است. نفوذی که رعب در دل دشمنان ما انداخته است. *دستاوردهای بی نظیر سیاست خارجی ایران محصول ویژگی و مختصات گفته شد و یکسری ویژگی های دیگر که مجال بررسی آن در این مقاله نیست، چه تاثیری بر سیاست خارجی ایران و یا اساسا جایگاه، جمهوری اسلامی ایران گذاشته است؟ واقعیت امر این است که موقعیت ایران در طی این دوران بشدت تحکیم یافته و در کلاس بندی قدرت به رتبه های بالایی دست یافته است. در این جا به برخی از آنها اشاره می‌شود: ۱- افزایش اقتدار و نفوذ ایران یکی از دستاوردهای مهم هدایت ها و رهنمودهای خارجی رهبر معظم انقلاب، افزایش اقتدار و نفوذ ایران است. اکنون اکثر مقامات سیاسی و نظامی غرب بر این باورند که جمهوری اسلامی ایران قدرت بلامنازع در خاورمیانه پیدا کرده‌است. رومانو پرودی نخست وزیر ایتالیا در مصاحبه با روزنامه مصری اخبارالیوم گفت که ایران کشور کلیدی در صحنه سیاسی خاورمیانه است. همین موضع را خاویر سولانا معاون هماهنگ کننده سیاست خارجه اتحادیه اروپا مطرح کرد مبنی بر اینکه ایران در جریان بازی قدرت این قدر برگ برنده در دست دارد که به یک قدرت درجه اول در جهان تبدیل شود. مسلما این نفوذ و قدرت جنبه سخت افزاری ندارد. بلکه این نفوذ و اقتدار ناشی از منابع معنوی و دیپلماتیک هوشمندانه ایران و مواضع شجاعانه و عدالت خواهانه و اسلام خواهانه در منطقه است که افکار عمومی منطقه را در سطوح توده‌ای و نخبگی به خودش جذب و جلب کرده است. موسسه سلطنتی امور بین الملل انگلیس در گزارشی با عنوان ایران، همسایگان و بحرانهای منطقه‌ای نوشت که: آمریکا برای جلوگیری از افزایش قدرت منطقه‌ای ایران به همسایگان آن متوسل شده است. اما ایران با موفقیت در روابط خود با کشورهای همسایه حتی آن دسته از کشورهای عربی و سنی مذهب که از نفوذ آن بیم دارنده سود جسته و به موقعیت قابل توجهی در منطقه رسیده است. با این حال اکنون هیچ مقامی و تحلیل گری وجود ندارد که به قدرت و نفوذ ایران اذعان نکرده و معتقد به این نباشد که کلاس بندی قدرت در خاورمیانه بطور بنیادی بهم خورده است و ایران در راس هرم قدرت منطقه‌ای قرار گرفته است. در واقع بر اثر وجود چنین واقعیتی است که آمریکا تن به مذاکره با ایران را برای برون رفت از چالش عمیق در عراق داد و اساسا جنبش مذاکره با ایران در داخل آمریکا که اوج تجلی آن را در مناظره‌های کاندیداهای ریاست جمهوری آمریکا مشاهده می‌کنیم، ناشی از افزایش اقتدار و نفوذ ایران است و شکی نیست که این نفوذ بر اثر درایت و خردورزی رهبر فرزانه انقلاب بوده است و گرنه در صورت تداوم سیاست تساهل و تسامح و یا در صورت اعمال دیدگاههای برخی از جریانات سیاسی میانه رو یا اصلاح طلب هرگز چنین موقعیتی نصیب ایران نمی‌شد. ۲- تبدیل شدن ایران به یک کشور شکست ناپذیر و مقاوم هدایت و مدیریت رهبر معظم انقلاب در عرصه سیاست خارجی که خود تداوم دهنده مشی اصولی و شجاعانه امام راحل (ره) بوده است کشور ایران را به یک دژ مستحکمی تبدیل کرد که هر قدر ضربه به آن زده می‌شود قوی‌تر می‌گردد. اکنون اعتراف صریح مقامات ارشد و استراتژیست‌های کشورهای جهان از جمله غرب است که استحکام ایران نسبت به گذشته و ابتدای انقلاب فوق العاده افزایش یافته است. هفته‌نامه آمریکایی تایمز طی گزارشی با توجه به یافته‌های کمیته مطالعات بیکر همیلتون نوشته بود که ایران به محکمی در سنگر خود قرار گرفته و به هیچ عنوان در معرض تغییرات بنیادین انقلاب قرار ندارد. (روزنامه جمهوری اسلامی ۱۳/۱/۸۵) بواسطه چنین شرایطی پروژه حمله نظامی (چه تمام عیار و چه نقطه ای) آمریکا یا رژیم صهیونیستی برای همه امری نشدنی و اساسا غیر خردمندانه تلقی شده است. هرگاه طرح اقدامات نظامی در رسانه‌ها اوج گرفت همه شاهد بودیم که رهبر معظم انقلاب با تمام صلابت پاسخ قاطعی را می‌دادند. معظم له همانطور که در گذشته از جمله در سال ۱۳۷۰ اعلام کرد که به حول و قوه الهی اعتقادم از بن دندان این است که آمریکا اگر تمام نیروهایش را برای ضربه زدن به این انقلاب بسیج کند، هیچ غلطی نمی‌تواند بکند. (۲۸/۶/۷۰) در سالهای اخیر نیز با همان صلابت اعلام کردند که اگر دشمنان تعرضی به خاک ایران بکنند تمام منافع آنها در سراسر جهان هدف قرار خواهد گرفت. این نوع موضعگیری در واقع ناشی از قدرت و توانایی‌های جمهوری اسلامی ایران از یک سو و ضعف و پوشالی بودن ابهت قدرت هایی مثل آمریکا است. چنانکه ریچاردهاوس رئیس شورای روابط خارجی آمریکا تصریح کرد گزینه تغییر رژیم ایران (چه سخت و چه نرم) تحقق یافتنی نیست. به همین ترتیب نتیجه صلابت و استحکام جمهوری اسلامی است که شاهد تغییرات پی درپی سیاست های غرب علیه ایران هستیم. ۳- شکسته شدن مجدد ابهت آمریکا و متحدینش دیپلماسی هدایت شده توسط رهبر معظم انقلاب راهبردها و سیاست های آمریکا در منطقه را با شکست سختی مواجه ساخت. این سخن ریچاردهاوس شنیدنی است که در مجله فارین افرز نوشته شد: با جنگ اول خلیج فارس عصر آمریکایی در خاورمیانه آغاز شد اما با جنگ دوم شاهد پایان عصر آمریکایی هستیم. در واقع مدیریت منطقه‌ای ایران که با رهنمودهای مقام معظم رهبری صورت گرفته تمام طرحهای این کشور را در خاورمیانه با شکست مواجه ساخت به گونه ای که مادلین آلبرایت وزیر خارجه اسبق آمریکا به کاخ سفید اعلام کرد: ایران قدرت اول منطقه است و آمریکا باید بداند که کلید حل معمای خاورمیانه بویژه عراق در دست ایران است. درخواست آمریکا برای مذاکره با ایران در شرایطی رخ داد که همه به ضعف و ذلالت آمریکا پی برده و رادیکالهای جامعه آمریکا این اقدام را سرافکنی بزرگ نام نهادند. در همین حال ایران با تدبیر مقام معظم رهبری درخواست مذاکره با آمریکا را بخاطر وضعیت شیعیان عراق و پیشنهاد آنها در اوج اقتدار پذیرفت. ۴- تعمیق منطقه ژئواستراتژیک ایران سیاست حمایت از نهضت‌های رهایی بخش و کمک به مسلمانان از تاکیدات جدی رهبر معظم انقلاب بوده‌است، به عنوان نمونه معظم له در سال ۸۰ فرمودند: دفاع از مظلوم، همیشه یک نقطه درخشان است. کنار نیامدن با ظالم، رشوه نپذیرفتن از زورمند و زرمند، پافشردن بر حقیقت، اینها چیزهایی است که هیچ وقت در دنیا کهنه نمی‌شود، اینها را باید دنبال کنیم، اصول اینهاست. (۱۶/۸/۸۰) این سیاست که با امام راحل (ره) شروع شده و جزء اصول و ارکان قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران (اصول ۲ و ۳ و ۱۱ و ۱۵۲ و ۱۵۳ قانون اساسی) می‌باشد توسط رهبر معظم انقلاب با تمام قوت پیگیری شد و اکنون ثمره آن را ملاحظه می‌کنیم. اتفاقی که در لبنان و فلسطین، عراق و افغانستان و ... رخ داده است نتیجه استقامت در پیگیری این اصول از سوی رهبری انقلاب بوده است تاکید اخیر از این بابت است که در سالهای گذشته کسانی بودند که با چنین رویکردی مخالفت می‌ورزیدند. با این حال این سیاست با وجودی که ریشه در اصول و باورهای اسلامی و انقلابی دارد، نتایج ژئواستراتژیکی نیز برای ایران داشته است. این سیاست مناطق ژئواستراتژیک ایران را توسعه داد. منطقه ژئواستراتژیک منطقه ای است که یک بازیگر در خارج از محیط ملی خود تعریف نموده و با ایفای نقش موثر در آنجا و ایجاد مشکل برای رقبای خود توجه ایشان را از عطف به مسایل داخل خویش منحرف ساخته و یا حداقل شدت آن را تخفیف می دهد. (افتخاری، ۱۳۸۰) *فرهنگ سازی ها از دیگر ابتکارات تاثیرگذار ایشان، نامگذاری سال‌ها به عناوینی همچون سال پیامبر اعظم (ص)، رفتار علوی، حماسه حسینی، سال امام خمینی، پاسخگویی مسئولان، انضباط اجتماعی، خدمتگزاری به مردم، عدالتخواهی، اتحاد ملی و انسجام اسلامی است، نامگذاری‌هایی که در واقع یک نوع فرهنگ سازی در جامعه اسلامی بوده است. بازگشت اصولگرایان به صحنه قدرت که با تدابیر ویژه و فرهنگ‌سازی های مستمر ایشان در قالب گفتمان عدالتخواهی و اصلاحات یعنی مبارزه با فقر، فساد و تبعیض صورت پذیرفت، از دیگر تدابیر سرنوشت ساز ایشان است که پرداختن به آن مجال واسع تری را طلب می‌نماید. آینده نگری و پیگیری های مستمر و مستدام ایشان باعث گردید مسئولان نظام، سندی به عنوان سند ۲۰ ساله را تدوین نمایند که براساس آن، نظام اسلامی در سال ۱۴۰۴ هجری خورشیدی باید در زمینه علمی، فناوری و اقتصادی به قدرت اول آسیای جنوب غربی (خاورمیانه، آسیای میانه و قفقاز) تبدیل گردد. از دیگر ابتکارات ایشان، احیای اصل ۴۴ قانون اساسی است که کارشناسان از آن به عنوان یک انقلاب و جهش اقتصادی نام می‌برند. با اجرای اصل ۴۴، از تصدی گری دولت در مناصب اقتصادی کاسته شده و بخش خصوصی و تعاونی‌ها، چرخه تولید و تجارت کشور را به حرکت در خواهند آورد. تدابیر دیگر ایشان در طول هجده سال گذشته با مشکلات و معضلاتی همچون فتنه طالبان و القاعده در افغانستان، کاهش قیمت نفت به زیر ۱۰ دلار، پرونده انفجار آمیا، تحریک قومیت‌ها و اقلیت‌های دینی، گشایش سفره بحران و ناامنی در کشور، تحریم‌های شدید اقتصادی، قطعنامه‌های شورای امنیت، دادگاه میکونوس، کنفرانس برلین، اصلاح قانون مطبوعات، تحصن نمایندگان مجلس ششم، جنگ ۳۳ روزه حزب الله لبنان با رژیم صهیونیستی، صدور حکم حکومتی در تایید صلاحیت مصطفی معین و... نشان می دهد، که انقلاب چه نگین ارزشمندی را بررکاب خود نشانده است. تزریق امید به ارکان دولت و مردم در سخت‌ترین و بحرانی‌ترین شرایط، از دیگر هنرهای ناب رهبری ایشان در طول ۱۹ سال گذشته بوده است، به گونه‌ای که در بحرانی‌ترین شرایط فرموده‌اند: من خود را غرق در عنایات و نعمات خداوند متعال می‌دانم. اگر هر مدیر و مسئولی صرفا کار خود را خوب انجام دهد، دیگر هیچ نگرانی ودلهره‌ای ندارم. این مهم را باید بدانیم که اگر در دهه اول انقلاب و در دوران غربت و تنهایی دفاع مقدس، برای حفظ موجودیت و بقای خود می‌جنگیدیم، امروزه سرنوشت منطقه به سرانگشتان ما سپرده شده است و آمریکا و متحدانش که در گذشته ای نه چندان دور با تفرعن از تغییر جغرافیای سیاسی در جهان اسلام وتشکیل خاورمیانه جدید می‌گفتند، اینک از ظهور و تولد خاورمیانه جدید با محوریت ایران اسلامی سخن می‌گویند و ایرانی که زمانی بانک مرکزی تروریسم و محور شرارت نام گرفته بود، اینک به محور امید و رهایی آنان از گرداب عراق، لبنان، افغانستان، فلسطین و منطقه خاورمیانه تبدیل شده است. دوستداران، شیفتگان و یاران وفادار حضرت امام خمینی (ره) و حضرت آیت الله خامنه‌ای (حفظه الله تعالی) می‌باید بدانند و نیک هم می‌دانند که این دو گوهر ناب، یک حقیقت با دو تجلی هستند که وظیفه همه ما، درک و معرفی شایسته و بایسته این حقیقت ماندگار و الهی به جامعه اسلامی و بشریت تشنه امروز و فردا است. ( منبع : www.farsnews.net ، یکشنبه ۱۷ آذر ۱۳۸۷) نظر حضرت امام خمینی ( ره ) درباره مقام معظم رهبری حجت الاسلام و المسلمین، مرحوم حاج سید احمد آقا خمینی (ره) نقل می کنند: وقتی که آیت الله خامنه ای در سفر کره (شمالی) بودند، امام گزارشهای آن سفر را از تلویزیون می دیدند.از آن منظره ی دیدار از «کره » استقبال مردم و با سخنرانیها و مذاکرات خود در آن سفر خیلی جالب بود و امام گفته بودند، الحق ایشان شایستگی رهبری را دارند. آقای هاشمی رفسنجانی نیز یک نمونه دیگر از اشارات حضرت امام را بیان می کنند:« در جلسه ای با حضور سران سه قوه، آقای نخست وزیر (موسوی) و حاج احمد آقا در محضر امام بحث شد.حرف ما با حضرت امام این بود که اگر این قضیه اتفاق بیافتد، ما بعدا با قانون اساسی مشکل داریمزیراممکن است خلاء رهبری پیش بیاید.ایشان گفتند: «خلا رهبری پیش نمیآیدوشما آدم دارید.» گفتم: «چه کسی؟» ایشان در حضور آقای خامنه ای گفتند: «این آقای خامنه ای » . حضرت امام خمینی ( ره ) خطاب به مقام معظم رهبری : « این جانب که از سالها قبل از انقلاب با جناب عالی ارتباط نزدیک داشته ام و همان ارتباط...بحمد الله تا کنون باقی است، جناب عالی را یکی از بازوهای توانای جمهوری اسلامی می دانم و شما را چون برادری که آشنای به مسائل فقهی و متعهد به آن هستید و از مبانی فقهی مربوط به ولایت مطلقه فقیه جدا جانبداری می کنید، می دانم، و در بین دوستان و متعهدان به اسلام و مبانی اسلامی از جمله افراد نادری هستید که چون خورشید روشنی می دهید. من به شما، خامنه ای عزیز، تبریک می گویم که در جبهه های نبرد، با لباس سربازی و در پشت جبهه، با لباس روحانی، به ملت مظلوم خدمت نموده و از خداوند تعالی، سلامت شما را برای ادامه خدمت به اسلام و مسلمین خواستارم سربازی فداکار در جبهه جنگ و معلمی در محراب و خطیبی توانا در جمعه و جماعات و راهنمایی دلسوز در صحنه انقلاب هستید. یک نفر را مثل آقاى خامنه‌ای پیدا بکنید که متعهد به اسلام باشد و خدمتگزار، و بناى قلبى اش بر این باشد که به این ملت خدمت کند، پیدا نمى کنـید، ایشان را من سالهاى طولانى مى شناسم،.» امام خمینى «قدس سره» افزون بر مطالب فوق به صورت مختصر در پاسخ به اینکه «چگونه می توان به شایستگی مقام معظم رهبری به عنوان ولی فقیه و رهبر مسلمین پی برد؟» گفتنی است : برای دستیابی به یقین کامل در مورد شایستگی آیت الله خامنه ای برای رهبری لازم است تا ابتدا شرایط و ویژگیهای لازم برای رهبری در نظام اسلامی به طور دقیق مورد شناسایی قرار گیرد. بر این اساس شرایطی که در متون و منابع اسلامی و قانون اساسی جمهوری اسلامیایران اصل ۱۰۹ مورد تأکید قرار گرفته اند عبارتند از: ۱- صلاحیت علمی لازم برای افتاء در ابواب مختلف فقه (اجتهاد مطلق). ۲- عدالت و تقوای لازم برای رهبری امت اسلامی. ۳- بینش صحیح سیاسی و اجتماعی، تدبیر، شجاعت و مدیریت و قدرت کافی برای رهبری. مرحله بعد شما باید بررسی نمایید که نسبت به تطبیق کدام یک از این شرایط بر رهبر معظم انقلاب، اطلاعات کافی ندارید یا دچار شبهه و تردید میباشید که مانع از حصول یقین در این موضوع میشود. در مرحله بعد نوبت به اقدام عملی و تحقیق و مطالعه برای زدودن ابهامات و دستاوری اطلاعات کافی از منابع معتبر فرا میرسد. در اینجا ما به صورت خلاصه به پاره ای از ویژگیها و صلاحیت های مقام معظم رهبری برای احراز منصب رهبری نظام، اشارهمینماییم. الف) صلاحیت علمی: اجتهاد در ابواب مختلف فقه که این ویژگی براساس دلایل ذیل برای مقام معظم رهبری ثابت میباشد: اولاً، اجتهاد آیت اللّه خامنه ای توسط بسیاری از مراجع و بزرگان از جمله حضرت امام از قبل تصدیق شده بوده است. ثانیا، همه رساله های عملیه نوشته اند که اگر دو نفر عادل خبره به اجتهاد کسی شهادت دهند، اجتهاد او قابل قبول است و این در حالی است که جامعه مدرسین حوزه علمیه قم که مرکب از ده ها مجتهد مطلق و چندین مرجع تقلید میباشد ایشان را به مرجعیت پذیرفتند. هم چنیندر اساسنامه جامعه مدرسین آمده است که چیزی به عنوان نظر آن جامعه معتبر است که حداقل شانزده نفر از اعضا آن را امضا کرده باشند. بنابراین اعلامیه جامعه مدرسین به این معناست که حداقل شانزده نفر از مجتهدان و خبرگان ایشان را مرجع میدانند. ثالثا، درس خارج مقام معظم رهبری که در آن بسیاری از فضلا شرکت میکردند و همگی به وزانت علمی آن شهادت میدهند دلیل بر بنیه علمی نیرومند و ملکه اجتهاد ایشان است و این توان علمی مسلما زمینه سابق بر رهبری و حتی سابق بر ریاست جمهوری ایشان دارد، نهاین که ایشان پس از رهبری درس خوانده و به این رتبه از دانش رسیده باشند. ب ) صلاحیت اخلاقی (عدالت و تقوای لازم): صلاحیت اخلاقی مقام معظم رهبری نیز از اموری است که در رفتار و عملکردهای فردی و اجتماعی ایشان از زمان کودکی، جوانی و مبارزات سیاسی و همچنینمسؤولیت های متعددی که در بعد از انقلاب در شرایط حساس داشته اند به روشنی قابل اثبات بوده و تمام اشخاصی که از نزدیک با معظم له در ارتباط میباشند. گواه بر این مدعا هستند. ج ) تواناییهای شخصی: بند سوم اصل یکصد و نهم «بینش صحیح سیاسی و اجتماعی، تدبیر، شجاعت، مدیریت و قدرت کافی برای رهبری» را از جمله شرایط و صفات رهبر مقرر داشته است: ۱- مقصود از «بینش صحیح سیاسی و اجتماعی» آن است که رهبر آن چنان به مسایل و موضوعات و قضایای سیاسی عالم و واقف باشد که بر آن اساس، هم قادر به اداره امور جامعه باشد و هم این که در جهت گیریهای ظریف بین المللی تصمیمات به جا، شایسته و مفید بهحال جامع اتخاذ نماید. ۲- «مدیریت و تدبیر» عبارت از مجموعه استعدادهایی است که عند الامتحان، در رهبری بارز و ظاهر میشود و او را در اجرای وظایف سنگین خود یاری مینماید. کشف این استعدادها از جمله مواردی است که در تعیین رهبر، یقینا باید مورد توجه خاص قرارگیرد. ۳- «قدرت و شجاعت» نیز از جمله شرایطی است که یا از برجستگیهای علمی و اخلاقی ناشی میشود و یا آن که در زمره استعدادهای درونی رهبر به شمار میرود که به هر حال مقام شامخ رهبری این چنین مراتبی را میطلبد، به هنگام تعیین و انتخاب رهبری باید به اینموضوع توجه جدی مبذول داشت. مقام معظم رهبری علاوه بر واجدیت صلاحیت های علمی و صلاحیت اخلاقی دارای تواناییهای شخصی بسیار فوق العاده ای در راستای رهبری و مدیریت جامعه خصوصا در مواقع بحرانی و سرنوشت ساز بوده و از بینش صحیح سیاسی و اجتماعی و قدرت و شجاعت بسیاربالایی برخوردار میباشند، که این مهم با مروری بر گذشته مدیریتی ایشان، چه در شورای انقلاب و چه در دوران ریاست جمهوری در سخت ترین شرایط ناشی از جنگ و محاصره های بین المللی، بیش از یک دهه رهبری نظام و با موفقیت بیرون آمدن از فراز و نشیب ها و مشکلاتمتعدد داخلی و بین المللی به خوبی قابل اثبات میباشد که یکی از بهترین نمونه های آن به رهبری مدبرانه نظام در جریان جنگ خلیج فارس میباشد. آخرین مرحله ای که شایسته است مورد توجه قرار گیرد، انتخاب قانونی ایشان از سوی خبرگان رهبری میباشد که خود متأثر از دو عامل است که این عامل هر کدام به تنهایی مهمترین دلیل بر شایستگی معظم له برای رهبری نظام اسلامی میباشند: ۱- واجدیت شرایط لازم برای رهبری در معظم له و احراز این شرایط از سوی خبرگان به عنوان بهترین و شایسته ترین فردی که قدرت و توانایی رهبری نظام را دارد که این مهم از سوی اکثریت قاطع اعضاء مجلس خبرگان تأیید شد. ۲- تأکید حضرت امام بر شایستگی آیت الله خامنه ای برای رهبری نظام. حضرت امام در موارد متعددی به شایستگی معظم له تصریح کرده اند از جمله این که حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی نقل میکند که در مورد قضایای مهدی هاشمی همراه با آقایان: خامنه ای، موسوی اردبیلی، میرحسین موسوی خدمت امام راحل رسیدیم و سیداحمد خمینی نیزحضور داشت و در آنجا به امام گفتیم که شما با احترامات خود ما را درباره رهبری آینده در بن بست قرار میدهید. امام با اشاره به آقای خامنه ای فرمودند که در میان شما کسی است که شایسته رهبری است و شما در بن بست قرار نخواهید گرفت. و هیچگاه از طرف هیچ یک ازمخالفان شخص آقای خامنه ای و یا غیر آنان این ادعا و بیان آقای هاشمی رفسنجانی انکار نشده است. بلکه در مجلس خبرگان که در سال ۶۸ برای انتخاب رهبر جمهوری اسلامی پس از امام راحل تشکیل شد علاوه بر این اظهارات (که در حضور شاهدان قضیه انجام گرفت) از آقایسیداحمد خمینی نیز نقل شد که ایشان از امام راحل نقل نمودند که امام فرمودند آقای خامنه ای شایسته رهبری است. برای آگاهی بیشتر ر.ک: زندگینامه مقام معظم رهبری، مؤسسه فرهنگی قدر ولایت پرسش : آیا اقتدار مقام معظم رهبری نسبت به اقتدار امام (ره) تضعیف شده است؟ پاسخ : در پاسخ به این سوال باید چند نکته را مورد توجه قرار دهیم: ۱- معنای اقتدار ۲- عوامل اقتدار امام خمینی(ره)۳- بررسی عوامل اقتدار در مقام معظم رهبری «معنای اقتدار» «مفهوم اقتدار با مفهوم قدرت و نفوذ پیوندی تنگاتنگ دارد، اقتدار به معنی قدرت مشروع است، اقتدار را قدرت مبتنی بر رضایت تلقی کرده‎اند»[۱] اقتدار انواع مختلفی دارد: «۱- اقتدار زورمندانه، اقتدار مبتنی به زور اقتداری نامشروع است ۲- اقتدار ناشی از قانون اساسی مانند اقتدار رئیس جمهوری یا فرماندار ۳- اقتدار فرّهی (کاریزماتیک)‌ اگر حق فرمانروایی از صفات ویژة رهبر بر آمده باشد، اقتدار فرّهی پدید می‎آید ۴- اقتدار دینی، اقتدار دینی به کسانی که در سلسله مراتب دینی موقعیت برتری دارند مربوط است ۵- اقتدار نخبگان ۶- اقتدار سنتی که بر سنتها و قرارهای اجتماعی مبنتی است».[۲] «عوامل اقتدار مرحوم امام» عواملی که سبب اقتدار مرحوم امام بودند عبارتند از: ۱- شخصیت بلند و ویژگیهای والای ایشان ۲- حمایت مردم و خصلت مردمی بودن ایشان ۳- ایدئولوژی اسلام و مکتب پویای آن. «بی‎شک صداقت، صراحت، شجاعت، سازش ناپذیری، از جان گذشتگی، صلابت و قاطعیت عشق به اسلام، مقام عرفانی، وارستگی، شخصیت والای علمی و فقاهتی و سادگی معنی‎دار زندگی امام (ره)‌در ارائه الگوی رهبری مؤثر بوده است.»[۳] در کنار شخصیت برجستة امام و نقش رهبری ایشان حمایت مردم به عنوان سرمایه‎های انقلاب اسلامی از ایشان یکی از عوامل اقتدار حضرت امام (ره) محسوب می‎شد، اگر نبود این اقبال عمومی مردم و حمایت از ایشان به تنهائی کاری را از پیش نمی‎بردند. لذا بدون تردید یکی از عوامل اقتدار مرحوم امام و پیروزی انقلاب اسلامی مشارکت و حضور گستردة‌ مردم در صحنه بود لذا مرحوم امام نیز به مردم بسیار توجه می‎فرمودند. «امام خمینی (ره) به این علت رهبر بلامنازع و بلامعارض این نهضت شد که علاوه بر اینکه واقعاً شرایط و مزایای یک رهبر در فرد ایشان جمع بود، ایشان در مسیر فکری و روحی و نیازهای مردم قرار داشتند».[۴] علاوه بر این دو ویژگی عامل مهم دیگری که در اقتدار مرحوم امام مؤثر بود مکتب اسلام بود که نظام ولایت فقیه را در عصر غیبت مطرح نموده است. بی‎شک از جان گذشتگی و مبارزه خستگی ناپذیر با ظلم و ظالم و دفاع سرسختانه از مظلوم و صداقت و صراحت و شجاعت و سازش ناپذیری این رهبر در انتخاب او نقش داشته است اما مطلب اساسی چیز دیگری است و آن اینکه ندای امام خمینی (ره) از قلب فرهنگ و از اعماق تاریخ و از ژرفای روح این ملت برمی‎خواست»[۵] «رمز موفقیت ایشان این بود که مبارزه را در قالب مفاهیم اسلامی به پیش برد. ایشان با ظلم مبارزه کرد ولی مبارزه با ظلم را با معیارهای اسلامی مطرح کرد»[۶] این سه ویژگی سبب اقتدار مرحوم امام و رمز موفقیت انقلاب اسلامی بوده است لذا حفظ ویژگیهای این سه رکن موجب اقتدار نظام و تداوم و توسعة‌ آن می‎گردد و هر نوع آسیبی که به این سه رکن وارد آید موجبات زمان تدریجی و انحطاط انقلاب را فراهم خواهد کرد. «بررسی عوامل اقتدار درمقام معظم رهبری» برای بررسی اقتدار در مقام معظم رهبری و کاهش یا عدم کاهش اقتدار ایشان نسبت به مرحوم امام باید عوامل اقتدار در ایشان را مورد توجه قرار دهیم اما از نظر شخصیت و ویژگیهای فردی و صلاحیت رهبری با گذشت بیش از یک دهه از رهبری و زعامت جامعه اسلامی، کفایت و لیاقت خود را نشان داده‎اند و از آزمایشها و امتحانات بزرگ، سرافراز بیرون آمده‎اند و خصوصیات وویژگیهای مرحوم امام در وجود ایشان متبلور است و هر شخص واقع‎بینی این حقیقت را درک خواهد نمود از نظر حمایت مردمی نیز مردم نشان داده‎اند همانگونه که در ابتدای انقلاب اسلامی در تمامی صحنه‎ها حضور و مشارکت داشته‎اند اکنون نیز این مشارکت را حفظ کرده‎اند ولی عواملی سبب شده است که مشارکت مردم در برخی موارد کم رنگ شود و این ناشی از چند عامل است: ۱- عملکرد برخی مسئولان کشور و رفتارهای جناحی و توجه نکردن به خواست مردم ۲- عدم توجه به نیازهای مردم و حل مشکلات اقتصادی آنها، حل مشکلات اساسی - اقتصادی مردم از اهم مسایل انقلاب است، رفع بی‎عدالتی‎های اقتصادی، اجتماعی و برقراری نظام اقتصادی عادلانه اسلامی برای حفظ نشاط و تداوم انقلاب ضروری است و عدم توجه به این مشکلات سبب دلسردی مردم خواهد شد ۳- وجود شکافهای طبقاتی و تبعیضات عامل دیگر کاهش مشارکت مردم است ۴- تبلیغات رسانه‎های غربی و نفوذ فرهنگ غرب در جامعه اسلامی و ظهور روشنفکران غرب زده که با حجمه تبلیغاتی خود زمینة تضعیف اعتقاد دینی و هدایت اسلامی مردم را سبب شده‎اند و بعضاً‌ سبب دلسردی آنها گشته‎اند لذا «با توجه به هویت اصیل انقلاب تداوم و بقای آن در صورتی تضمین خواهد شد که این هویت محفوظ بماند و حفظ و نگهداری این هویت در صورتی ممکن است که دولت اسلامی چه در حال و چه در آینده از مسیر عدالتخواهی اسلامی و روشن و بینش اسلامی خارج نشود و شکافهای طبقاتی و تبعیضها را براندازد و برای اسلامی کردن تمام امور تلاش نماید».[۷] «بنابراین با توجه به عوامل پیروزی انقلاب اسلامی آفات مهم و خطرناک انقلاب را می‎توان کناره‎گیری مردم از صحنه، عدم تلاش پیگیر در پیاده کردن اهداف ایدئولوژیک انقلاب اسلامی به ویژه با تکیه بر اصول و همچنین ایجاد تفرقه و تشتت در میان مسئولین انقلاب، دانست».[۸] پس آنچه این تصور را ایجاد می‌کند که اقتدار مقام معظم زهبری نسبت به مرحوم امام کاهش پیدا نموده است در واقع بروز مشکلات اقتصادی، بی‎عدالتی‎ها، تبعیض، فساد و عدم انسجام میان مسئولین کشور است که همواره مقام معظم رهبری به رفع این مشکلات تأکید فرموده‎اند و محور اصلاحات را مبارزه با فساد و فقه و تبعیض قرار داده‎اند. بدون شک آنچه رهبری را وصول به اهداف فوق مساعدت خواهد نمود علاوه بر خصوصیات شخصی رهبر حضور در صحنه و آگاهی و پشتیبانی مردمی است که بدون آن حتی حضرت امیر (ع) نیز کاری از پیش نخواهد برد و در تاریخ شاهد و گواه ما در این مدعا است. معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر: ۱. منوچهر محمدی، انقلاب اسلامی زمینه‎ها و پیامدها، نشر معارف ۸۰، از ص۹۹ تا ۱۳۰. ۲. استاد مطهری (ره)، پیرامون انقلاب اسلامی، انتشارات صدرا، از ص۵۰ تا ۶۱. -------------------------------------------------------------------------------- [۱] . عبدالرحمن عالم، بنیادهای علم سیاست، تهران، نشر تی، ۱۳۷۵، ص۱۰۰. [۲] . همان، ص۱۰۳ [۳] . عمید زنجانی، عباسعلی، انقلاب اسلامی و ریشه‎های آن، تهران، کتاب طوبی، ۱۳۷۶، ص۱۷. [۴] . مطهری، مرتضی، پیرامون انقلاب اسلامی، انتشارات صدرا، ۱۳۶۸، ص۵۰. [۵] . همان، ص۱۱۹. [۶] . همان، ص۵۱. [۷] . جمعی از نویسندگان، امروز و فردای انقلاب اسلامی ایران، نشر نوید اسلام، ۱۳۵۹، ص۱۸۷ و ۱۸۸. [۸] . محمدی، منوجهر، انقلاب اسلامی زمینه‎ها و پیامدها، نشر معارف، ۱۳۸۰، ص۲۸۵. پرسش : عملکرد رهبری آیت الله خامنه ای را چگونه ارزیابی می کنید؟ پاسخ : «رهبری» در تمام نظامهای سیاسی از جایگاه و نقش محوری و ویژه ای برخوردار است. و در واقع ستون اصلی هر نظام سیاسی محسوب می شود و در نظام سیاسی اسلام که اداره‌ امور جامعه بر اساس قوانین دین است و تامین نیازهای معنوی مردم در کنار توجه و تامین نیازهای مادی از اهداف و وظایف حکومت اسلامی به شمار می رود اهمیت جایگاه و نقش رهبری بیشتر آشکار می گردد. از این رو ولایت و رهبری در اسلام به عنوان یکی از پایه های اساسی اسلام بلکه مهمترین رکن اسلام معرفی شده است[۱] و برای رهبر و حاکم اسلامی شرایط ویژه ای در نظر گرفته شده است. در قانون اساسی که برگرفته از مبانی اسلام است «صلاحیت علمی لازم برای افتاء در ابواب مختلف فقه و عدالت و تقوای لازم برای رهبری امت اسلام و بینش صحیح سیاسی و اجتماعی، تدبیر، شجاعت، مدیریت و قدرت کافی برای رهبری»[۲] به عنوان شرایط و صفات رهبر مطرح شده است. تاریخ انقلاب اسلامی صحنه نمایش قدرت رهبری شکوهمند امام خمینی (ره) بود که در نوع خود بی نظیر است، بی شک صداقت، صراحت، شجاعت، سازش ناپذیری، از جان گذشتگی، صلابت، قاطعیت، عشق به اسلام، مقام عرفانی، وارستگی، شخصیت والای علمی و فقاهتی و سادگی معنی دار زندگی امام (ره) در ارائه این الگوی رهبری موثر بوده است. آنچه که مهم تر از این شاخص های برجسته، امام را به عنوان اسوة‌ رهبری قرار داده و به وی نقشی برتر از یک رهبر انقلاب بخشیده این است که به تعبیر «شهید مطهری» ندای امام از قلب فرهنگ و از اعماق تاریخ و از ژرفای روح این ملت برخاست،‌ مردی که در طول چهارده قرن حماسه محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ ، علی ـ علیه السلام ـ ، زهرا ـ سلام الله علیها ـ ، حسن ـ علیه السلام ـ ، حسین ـ علیه السلام ـ ، زینب ـ سلام الله علیها ـ ، سلمان، ابوذر و... صدها هزار شخصیت اسلامی دیگر را شنیده بودند و این حماسه ها با روحشان عجین شده بود، بار دیگر همان ندای آشنا را از حلقوم این مرد شنیدند علی ـ علیه السلام ـ و حسین ـ علیه السلام ـ را در چهرة او مشاهده کردند او را آئینة تمام نمای فرهنگ و هویت اسلامی خود که تحقیر شده بود دیدند. مردم در امام ذوب شدند و امام (ره) در برابر این لبیک بزرگ تاریخ چه کرد؟ او به این ملت گمنام شخصیت داد و هویت اسلامی از دست رفته شان را به آنها بازگرداند و ایران را وارد بر صحنة سیاست جهان نمود.[۳] پس از رحلت امام (ره) ،‌ رهبری انقلاب اسلامی در دست با کفایت مقام معظم رهبری قرار گرفت که به تعبیر مرحوم امام «بازوی توانای جمهوری اسلامی»[۴] «و از جمله افراد نادری هستند که چون خورشید روشنی می دهند.»[۵] و مقام معظم رهبری در شرایطی رهبری انقلاب اسلامی را عهده دار شدند که از یک سو جنگ تحمیلی به پایان رسیده و شرایط ویژه دوران بازسازی و مسائل خاص آن نمایان گشته بود که از یک طرف نیاز به برنامه ریزی، تلاش، تخصص و سرمایه را ضروری می ساخت و از طرف دیگر باید ارزش های انقلاب و اصول آن در این میدان به فراموشی سپرده نمی شد و از سوی دیگر تهاجم نظامی دشمن به تهاجم فرهنگی تبدیل شد که به مراتب خطرناک تر و حساس تر از تهاجم نظامی دشمن بود چرا که این بار دشمن عقاید،‌ افکار و فرهنگ جامعه اسلامی به ویژه جوانان را هدف قرار گرفت تا نظام اسلامی را از درون با مشکل مواجه سازد. و از سوی سوم شرایط خاص جهانی نیز به حساسیت این دوران می افزود فروپاشی شوروی سابق زمینه یکه تازی آمریکا برای ایجاد نظام تک قطبی در جهان را فراهم نمود که این امر موجب افزایش فشارهای آمریکا علیه ایران گردید، پشت کردن برخی از عناصر خودی نسبت به اصول و ارزشهای انقلاب اسلامی و کسانی که در داخل، آب به آسیاب دشمن می ریختند را نیز باید به شرایط فوق افزود. در چنین شرایط حساسی مقام معظم رهبری شجاعانه و هوشمندانه انقلاب اسلامی را تا به امروز رهبری کردند و در سایة‌ رهبری ایشان و حمایت مردم، امروز ایران اسلامی به عنوان کشوری مستقل و تاثیر گذار در سطح منطقه و جهان مطرح شده در برابر یکه تازیهای آمریکا و قدرتهای بزرگ ایستاده است به گونه ای که الکساندر هیک (وزیر دفاع سابق آمریکا) چنین می گوید: که به نظر من خطرناکتر و مهم تر از این مشکلات بین المللی،‌ عواقب گسترش بنیاد گرایی اسلامی است که در ایران پاگرفته و اکنون عنوان و ثبات رژیم های عرب میانه رو را در منطقه تهدید می کند، می باشد اگر این از کنترل خارج شود منافع ابرقدرت ها را به خطرناکترین وجه به مخاطره خواهد انداخت.»[۶] از این رو آمریکا آشکارا به دشمنی با انقلاب اسلامی پرداخته و از هیچ اقدامی در این جهت دریغ ننموده است. در این نوشتار برآنیم تا جلوه هایی از رهبری حکیمانه و هوشمندانه مقام معظم رهبری را تبیین کنیم. در بعد سیاست داخلی همان گونه که طبق قانون اساسی «تعیین سیاست های کلی نظام جمهوری اسلامی ایران و نظارت بر حسن اجرای آن»[۷] از وظایف و اختیارات رهبر شمرده شده است. مقام معظم رهبری نیز در دوران رهبری خویش سیاست های کلی نظام را به نحو شایسته ای تعیین نموده و بر اجرای آن نظارت لازم را اعمال نمودند و در این راستا طرح چشم انداز ۲۰ ساله را مطرح نمودند: طرحی که آینده روشنی را برای توسعه و پیشرفت ایران اسلامی در تمام ابعاد به همراه خواهد داشت. ایشان چشم انداز ۲۰ ساله ایران و سیاست های اعلام شده را مبنای قانونگذاری مجلس برشمردند و خاطر نشان کردند. اگر همة ارکان کشور و دستگاه ها به وظایف مشخص شده در این چشم انداز عمل کنند ایران ظرف ۲۰ سال به نقطه اوج خواهد رسید.[۸] ایشان با شناخت ویژگی های انقلاب اسلامی و اهداف آن و تبیین صحیح اصول و ارزش های اسلامی و انقلابی برای مردم راه توسعه و پیشرفت همه جانبه کشور را به خوبی ترسیم نمودند. رهبر معظم انقلاب در تبیین الگوی صحیح توسعه ایران از طرح برخی مسائل از جمله مدل های چینی،‌ ژاپنی و دیگر الگوهای خارجی انتقاد کردند و افزودند: «مدل توسعه ایران باید بر اساس شرایط فرهنگی، تاریخی و ایمان و اعتقادات مردم مدلی کاملاً بومی بوده و ضمن برخورداری از تجربیات مفید دیگران از مدل های توصیه شده بانک های جهانی، صندوق بین المللی پول و کشورهای دیگر الگو برداری نشده باشد.[۹] همچنین فرمودند: «هر اقدامی در راه توسعه اقتصادی و آباد سازی کشور، در صورتی با توفیق همراه خواهد بود که از تفکر و اصول اسلامی مایه بگیرد و در جهت تحکیم آرمانها و ارزش ها و شعارهای انقلاب اسلامی باشد در این صورت است که حرکت سازندگی حرکتی حقیقی و تضمین شده خواهد بود و کشور به توهم سازندگی در ورطة وابستگی و فساد مالی، سیاسی و اخلاقی نخواهد غلطید»[۱۰] طرحهایی مانند نهضت تولید علم و جنبش نرم افزاری از سوی ایشان در راستای توسعه و پیشرفت کشور مطرح گردید توجه به نیازهای واقعی مردم و عدالت اجتماعی و ترسیم آینده ای روشن برای کشور و ایجاد امید به آینده و جهت دهی مسئولان نظام در انجام وظایف و مسئولیت های خویش و توجه و نظارت بر عملکرد مسئولان نظام از جمله ویژگی های شاخص ایشان به شمار می رود که به چند نمونه از آن اشاره می کنیم. «تلاش هائی می شود که مسائل غیر اصلی، مسایل اصلی وانمود شود و خواسته های غیر حقیقی، به عنوان گفتمان ملی وانمود بشود، لکن گفتمان اصلی این ملت اینها نیست؛ گفتمان اصلی این ملت این است که همه در پی این باشند که راههایی برای تقویت نظام و اصلاح کارها و روشها پیدا کنند.»[۱۱] «اگر یک حرکت تاریخی همچون انقلاب اسلامی شعارهایش بر نیازهای ذاتی انسان نظیر عدالت خواهی، استقلال، آزادی واقعی، مبارزه با فقر و فساد و تبعیض و دفاع از مظلوم مبتنی باشد به شرط آن که مسئولان و مردم به وظایف خود عمل کنند هیچگاه پیر نخواهد شد و همواره جوان و پویا و پرنشاط خواهد بود.»[۱۲] همچنین فرمودند در بین اعضای دولت کسانی هستند که من روش ها و سیاست هایشان را نمی پسندم خود آنها و مسئولان دولت هم می دانند ممکن است مردم ندانند لزومی هم نداشته که مردم بدانند، لکن آنها که باید بدانند می دانستند انتقادهایی داشته ام انتقادها را هر وقت لازم بوده به آنها گفته ام اگر در جائی ایجاب می کرده و لازم بوده سختگیری هم کرده ام و شدت عمل هم به خرج داده ام که اصلاح بشود.»[۱۳] در بخش سیاست خارجی ایشان سه اصل عزت، حکمت و مصلحت را محور سیاست خارجی بر شمردند و فرمودند: «ممکن است در مقاطعی اهداف تاکتیکی و استفاده از ابزارهای تاکتیکی در عرصه سیاست خارجی مورد توجه قرار بگیرد اما روح و جوهرة سیاست خارجی نظام اسلامی به هیج وجه تغییر نکرده و نخواهد کرد.»[۱۴] به عنوان نمونه پس از آنکه سفیران اروپایی به خاطر دادگاه میکونوس به همراه سفیر آلمان خاک ایران را به عنوان اعتراض ترک کرده بودند، مقام معظم رهبری قاطعانه فرمود سفیر آلمان حق ندارد برگردد تا ما بگوییم، اروپایی ها هم با هدف تحت فشار قرار دادن ایران و شکستن موضع مقتدرانة رهبری، بازگشت خود را منوط به بازگشت سفیر آلمان اعلام کردند، مدتی گذشت آنها دیدند ایران نسبت به سفیران کشورهای اروپایی اعتنایی نمی کند و فشارهای آنها تاثیری ندارد. بالاخره مجبور شدند به تدریج و بی سر و صدا و مخفی از چشم خبرنگاران و رسانه ها منفعلانه وارد ایران اسلامی شدند.»[۱۵] نظیر این جریان نیز در مورد تلاش کشورهای غربی برای لغو حکم اعدام سلمان رشدی اتفاق افتاد.[۱۶] در مورد فناوری هسته ای ایران که با جنجال آفرینی برخی کشورهای اروپایی خصوصاً آمریکا به عامل فشاری بر کشور تبدیل شد، هدایت و رهبری ایشان به گونه ای بود که ضمن جلب اعتماد کشورهای عضو آژانس، چهره صلح طلبانه ایران آشکار گشته و در نهایت به تامین منافع ملی در این خصوص انجامید. مقام معظم رهبری با اشاره به موضع گیری صحیح رئیس جمهور و وزارت امور خارجه و دیگر مسئولان کشور در برابر زیاده طلبی های برخی از کشورها فرمودند: «اگر اروپایی ها واقعاً نگران دستیابی ما به سلاح هسته ای هستند ما به همان دلایلی که گفته شد به آنها اطمینان می دهیم که به دنبال تولید این گونه سلاح ها نیستیم، اما اگر از دستیابی ایران به فناوری برجسته هسته ای و بومی شدن این دانش در این سرزمین ناراحتند و می خواهند این روند را متوقف کنند، به آنها تاکید می کنیم که ملت ایران زیر بار این حرف زور نخواهد رفت.»[۱۷] از ویژگی های بارز رهبری ایشان مدیریت صحیح بحران و قاطعیت در مدیریت و رهبری است. در جریان غائلة کوی دانشگاه مدیریت و رهبری ایشان به گونه ای بود که نه تنها کشور را از این بحران به خوبی خارج ساخت و زبان دشمنان انقلاب اسلامی را که در صدد جدا نمودن دانشجویان و مردم و در مقابل نظام قرار دادن آنها از انقلاب بودند را کوتاه ساخت، که منجر به حماسة پرشکوه ۲۳ تیر و صحنة نمایش حمایت مردم از انقلاب اسلامی و ولایت و پیوند عمیق تر مردم و دانشجویان با نظام گردید و توطئة دشمنان خنثی گردید. همچنین در مورد تهاجم برخی روزنامه ها با سوء استفاده از آزادی مطبوعات به مقدسات اسلام و ارزش ها ایشان با قاطعیت به مقابله با آنان برخواسته فرمودند: «بنده منتظر می مانم ببینم دستگاه های مسئول چه می کنند و الا جلوگیری از این حرکت موذیانه کار دشواری نیست. بنده منتظر اجازه سازمان های بین المللی برای نحوه اداره این کشور نمی مانم، منتظرم دستگاه های مسئول وزارت ارشاد، دستگاه قضائی و دستگاه امنیتی کار خودشان را بکنند ببینم این کسانی که در بعضی از این مطبوعات، ایمان مردم را هدف گرفته اند از جان مردم چه می خواهند من با مسئولان اتمام حجت می کنم، مسئولان باید در این مورد اقدام بکنند ببینند کدام روزنامه است که از حدود آزادی پا را فراتر می گذارد.»[۱۸] از این رو در مورد اصلاح قانون مطبوعات که با جنجال آفرینی و در همان ‌‌آغاز فعالیت مجلس ششم با چند فوریت در دستور کار مجلس قرار گفت در حالی که مطالبات حقیقی مردم چیزهای دیگری بود، ایشان با حکم حکومتی به این غائله پایان بخشیدند. و در نامه ای به مجلس شورای اسلامی فرمودند: «مطبوعات کشور سازندة افکار عمومی و جهت دهندة همت و اراده مردمند اگر دشمنان اسلام و انقلاب و نظام اسلامی مطبوعات را در دست گیرند یا در آن نفوذ کنند خطر بزرگی امنیت، وحدت و ایمان مردم را تهدید خواهد کرد و اینجاست که سکوت خود و دیگر دست اندرکاران را در این امر حیاتی جایز نمی دانم. قانون کنونی تا حدودی توانسته است مانع بروز این آفت بزرگ شود، تغییر آن و امثال آنچه در کمیسیون مجلس پیش بینی شده مشروع و به مصلحت کشور و نظام نیست.»[۱۹] از شاخصه های دیگر رهبری ایشان هدایت و جهت دهی مسائل و مباحثی است که در سطح جامعه مطرح شده و موجبات تشویش اذهان عمومی و سوء‌ استفاده دشمنان داخلی و خارجی را فراهم می سازد. مسائلی همچون اصلاحات، مردم سالاری، مذاکره با آمریکا و... زمانی که منادیان و مدعیان اصلاحات عَلَم اصلاح طلبی را به دوش گرفتند و در زیر عنوان پرجاذبة آن اهداف خویش را پنهان می نمودند تا جائی که مخالفان نظام نیز از حامیان آنها محسوب می شدند، رهبری نظام ضمن تاکید بر ضرورت اصلاحات در جامعه، مرز میان اصلاحات حقیقی و دروغین را تبیین نمودند و فرمودند: «اصلاحات، یا اصلاحات انقلابی و اسلامی و ایمانی است که همه مسئولان کشور، مردم مومن و صاحب نظران با این اصلاحات موافقند و یا اصلاحات آمریکایی است که همه مسئولان کشور، مردم مومن و همه آحاد هوشیار ملت با آن مخالفند.»[۲۰] از این رو بر تعریف مشخص از اصلاحات تاکید نمودند، زیرا «اگر تعریف مشخصی از اصلاحات نشود الگوهای تحمیلی غلبه خواهد کرد همان اتفاقاتی که در شوروی افتاد، چون نمی دانستند چه کار می خواهند بکنند، لذا به سراغ تقلید ناشیانة اصلاحات در الگوها و مدل های غربی رفتند و به آنها پناه بردند.»[۲۱] ایشان بدین وسیله ابتکار عمل را در اختیار خویش قرار دادند و آن را در مسیر صحیح خویش هدایت نمودند به طوری که دشمنان انقلاب نتوانستند در جهت منحرف ساختن مسیر انقلاب اسلامی توفیقی دست یابند. همچنین زمانی که واژه مردم سالاری تبدیل به حربه ای در دست مخالفان نظام شد تا انقلاب اسلامی را به مخالفت با دموکراسی متهم سازند، مقام معظم رهبری «مردم سالاری دینی» را به عنوان بدیلی مناسب برای دموکراسی غربی در حکومت اسلامی مطرح ساختند و این توهم که تحقق دموکراسی بدون تکیه بر اصول و مبانی فکری خاص آن که برگرفته از فرهنگ غربی است امکان پذیر نیست را باطل نمودند. و آنگاه که سخن از مذاکره با آمریکا به میان آمد، ایشان اهداف آمریکا از تعقیب طرح مذاکره را به خوبی ترسیم فرمودند، ایجاد یأس عمومی در تمام ملت ها و شکستن قبح رابطه و مذاکره با آمریکا و کامل شدن ابرقدرتی آمریکا و نظام تک قطبی در جهان و جلوه دادن شکست اسلام در برابر استکبار جهانی از جمله اهدافی است که ایشان در طرح مذاکره با آمریکا بیان فرمودند، از این رو فرمودند: «تا هنگامی که سیاست آمریکا بر دروغ و فریب و خیانت استوار است و از رژیم پلیدی چون اسرائیل حمایت می کند و به ظلم و ستم علیه ملت های مستضعف ادامه می دهد و نیز تا هنگامی که خاطرة جنایات و تعرضات سردمداران آمریکا نظیر سرنگون کردن هواپیمای مسافربری و مسدود کردن اموال ایران در اذهان ملت ما باقی است امکان ندارد که ما با دولت آمریکا مذاکره و یا ارتباط برقرار کنیم و ما آن را شدیداً رد می کنیم.»[۲۲] دشمن شناسی و تبیین راههای دشمنی آنان و راههای مقابله با آن از ویژگی های دیگر رهبری ایشان است. ایشان ضمن تأکید بر این که «یک ملت زنده اهل پیشرفت از جمله کارهایی که در کنار سازندگی، در کنار پیشرفت علمی و در کنار کارهای بزرگ حتما باید از آن غفلت نکند، شناخت هدفهای دشمن است.»[۲۳] سپس هدفهای دشمن را تخریب سه عنصر حیاتی بیان فرمودند: «تخریب وحدت ملی، تخریب باورهای کارساز و مقاومت بخش و تخریب روح امید.»[۲۴] مقام معظم رهبری تهاجم فرهنگی دشمن را یکی از راه های اصلی دشمنی با انقلاب اسلامی مطرح نموده و فرمودند: «امروز دشمن جبهة وسیعی را با استفاده از ابزارهای موثر و خطرناک و کارآمد و نیز با بهره گرفتن از علم و تکنولوژی تشکیل داده است تا جمهوری اسلامی را هدف یک یورش همه جانبه قرار دهد، مقابله با این تهاجم بسیار خطرناک و ویرانگر نیازمند هوشیاری است... و اگر عناصر فرهنگی خدای نخواسته بیدار نباشند صدای فروریختن ارزشهای معنوی که ناشی از تهاجم فرهنگی و زیرکانة دشمن است هنگامی در می آید که دیگر قابل علاج نمی باشد.»[۲۵] آنچه در این نوشتار بیان شد تنها گوشه ای از جلوه های رهبری حکیمانة مقام معظم رهبری است که در یک جمع بندی درباره ایشان می توان گفت: «ایشان فقاهت را توأم با تقوا، تیزهوشی و فراست را توام با بردباری و سعه صدر، مدیریت را همراه با تعبد و پای بندی به اصول و مبانی اسلامی، فکر روشن، ثابت و دُرنشان را با دور اندیشی و تشخیص مصالح دراز مدت اسلامی حزم و احتیاط را توام با شجاعت و شهامت، بهره مندی از علوم مختلف اسلامی را همراه با ذوق و گرایش های هنری اصیل، اعتماد به نفس را همراه با توکل به خدای متعال، تلاش و جدیت و نظم و برنامه ریزی را توام با توسل به حضرت ولی عصر (عج) و ائمه اطهار ـ علیهم السلام ـ و در یک کلمه همه شرایط و مزایای مدیریت را با روح عبادت و بندگی و اخلاص جمع کرده است.»[۲۶] -------------------------------------------------------------------------------- [۱] . حر عاملی، محمد بن حسن، وسایل الشیعه، بیروت، ج ۱، ص ۷. [۲] . قانون اساسی، اصل ۱۰۹. [۳] . مطهری، مرتضی، پیرامون انقلاب اسلامی، انتشارات صدرا، ۱۳۷۸، ص ۱۱۹. [۴] . صحیفه نور، ج ۲۰، ص ۱۷۳. [۵] . همان. [۶] . روزنامه اطلاعات، ۱/۱۲/۶۱. [۷] . قانون اساسی، اصل ۱۱۰. [۸] . روزنامه جمهوری اسلامی، ۲۸/۳/۸۳. [۹] . همان. [۱۰] . همان، ۱۳/۳/۷۵. [۱۱] . منشور اصلاحات، مرکز آموزش و پژوهش سازمان تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۹، ص ۵، سخنرانی ۱۹/۴/۷۹. [۱۲] . روزنامه جمهوری اسلامی، ۱۹/۵/۸۱. [۱۳] . پرسش و پاسخ از محضر رهبر معظم انقلاب، موسسه قدر ولایت، ۱۳۸۰، ص ۳۹۷ و ۳۹۸. [۱۴] . روزنامه جمهوری اسلامی، ۲۷/۵/۸۳. [۱۵] . آب، آیینه، آفتاب، ابعاد شخصیتی مقام معظم رهبری در آیینه خاطرات، مرکز انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، ۱۳۸۳، ص ۹۱. [۱۶] . همان، ص ۸۲. [۱۷] . روزنامه جمهوری اسلامی، ۲/۴/۸۳. [۱۸] . روزنامه کیهان، ۲۵/۶/۷۷. [۱۹] . همان، ۱۶/۵/۷۹. [۲۰] . منشور اصلاحات، پیشین. [۲۱] . همان، ص ۳۱. [۲۲] . روزنامة جمهوری اسلامی، ۲۴/۵/۶۸. [۲۳] . چشمه همیشه جاری، تهیه و تنظیم دفتر سیاسی سازمان عقیدتی سیاسی ناجا، ۱۳۷۸، ص ۲۱، سخنرانی ۲۶/۹/۷۸. [۲۴] . منشور اصلاحات، پیشین، ص ۵۹. [۲۵] . فرهنگ و تهاجم فرهنگی، ناشر سازمان مدارک فرهنگ انقلاب اسلامی، ۱۳۷۵، ص ۱۵. [۲۶] . آب،‌آیینه، آفتاب، پیشین، ص ۴۱ پرسش : بیشترین دغدغه و نگرانی رهبر معظم انقلاب در چه زمینه هایی وجود داشته و دارد؟ (منظور اوضاع جامعه) پاسخ :می توان نگرانی های رهبر انقلاب را در چار چوب اصول و مسائلی ذکر کرد که این اصول موجب دوام و ثبات انقلاب خواهد شد و عدم توجه به آن باعث تضعیف حکومت اسلامی و مبانی دینی خواهد گشت: ۱. حفظ و حراست اسلام ناب محمدی ـ صلّی الله علیه و آله ـ : ایشان حراست از اسلام ناب محمدی ـ صلّی الله علیه و آله ـ را مهمترین دغدغة فکری خویش می دانند چرا که در اندیشة ایشان،‌ اسلام ناب، تنها سنگر مطمئن و مستحکم در برابر استکبار جهانی است و می فرمایند «اسلام ناب محمدی ـ صلّی الله علیه و آله ـ تنها سنگر مستحکم و یگانه نقطة اتکا انسانهای حق طلب است و امروز در برابر قدرت نمایی مستکبرین بپا ایستاده و ملّتها را به سوی خود جذب می کند.»[۱] لذا همیشه بر این نکته تأکید دارند که:«دولت و ملّت ایران، زندگی در سایة اسلام ناب محمدی ـ صلّی الله علیه و آله ـ را در هیچ شرایطی از دست نخواهند داد.»[۲] ۲. حفظ نظام اسلامی: بی شک دومین دغدغه و نگرانی رهبری، در مورد حفظ نظام اسلامی و انقلاب شکوهمند ملّت ایران است به طوری که پیرامون آن بیان می دارند «ملت ایران باید بدانند که انقلاب و برپا نگه داشتن پرچم عزت و شرف و ادامة راه پر افتخاری که مجاهدت این ملّت شریف در برابر ملّتهای جهان مخصوصاً مسلمانان گشود و به عنوان تنها راه غلبه بر فشار و ظلم قلندران شناخته شد و تنها باطل السحر توطئه های دشمنان بر علیه انقلاب و جمهوری اسلامی همانا حراست از اصول بنیانی انقلاب و پاسداری از ارزشهای انقلاب است، این آن نقطه روشنی است که شعار ضدّیت با سلطة جهانی استکبار را عالمگیر ساخته و ارکان نظام سلطة جهانی را متزلزل کرده است و همین است که از این پس نیز ملّت ایران را بر همة توطئه های دشمنان فائق خواهد ساخت.»[۳] ۳. پایبندی به اصول و ارزشهای انقلاب: مورد بعدی که می توان از آن به عنوان یکی از مهمترین دغدغه های رهبری، ذکر کرد، پایبندی و تعهد همة ملّت ایران و مسئولین آن نسبت به آرمانها و ارزشهایی است که انقلاب اسلامی در پی داشته است اما باید پرسید اصول و ارزشهای اساسی انقلاب کدامند؟ از نگاه رهبری، اصول و ارزشهای اساسی انقلاب عبارتند از: «۱. سیاست نه شرقی و نه غربی. ۲. حمایت از مستضعفان و مظلومان. ۳. دفاع از وحدت و حرکت امت بزرگ اسلامی و فایق آمدن بر عوامل اختلاف و دوگانگی مسلمین در سطح جهان. ۴. مجاهدت برای ایجاد مدینة فاضلة اسلامی. ۵. تکیه بر جانبداری از قشرهای محروم و کوخ نشین»[۴] ۴. بسط عدالت اجتماعی: بسط و ترویج عدالت اجتماعی در سطح جامعه از مهمترین دغدغه های فکری رهبری است. ایشان معتقدند که«بدون تأمین عدالت اجتماعی، جامعة ما اسلامی نخواهد بود. اگر کسی تصوّر کند که ممکن است دین الهی و واقعی ـ نه فقط دین اسلام ـ تحقق پیدا کند،‌ ولی در آن عدل اجتماعی به معنای صحیح و وسیع آن تحقق پیدا نکرده باشد، باید بداند که اشتباه می کند.»[۵] بر همین اساس همواره بر این نکته تأکید دارند که:«فوری ترین هدف تشکیل نظام اسلامی استقرار عدالت اجتماعی و قسط اسلامی است.»[۶] از نظر ایشان«عدالت اجتماعی بدین معنی است که فاصلة ژرف میان طبقات و برخورداریهای نابحق و محرومیت ها از میان برود و مستضعفان و پا برهنگان که همواره مطمئن ترین و وفادارترین مدافعان انقلابند، احساس و مشاهده کنند که به سمت رفع محرومیت، حرکتی جدی و صادقانه انجام می گیرد.»[۷] و دغدغه و نگرانی ایشان همواره این بوده و هست؛ که نکند حقی از کسی ضایع شود و زورگویی حق مظلومی را بخورد به طوری که در این مورد می فرمایند: «در نظام اسلامی باید همة افراد جامعه در برابر قانون و در استفاده از امکانات خدا داد میهن اسلامی یکسان و در بهره مندی از مواهب حیات متعادل باشند، هیچ قدرتی قادر به زورگویی نباشد و هیچ کس نتواند برخلاف قانون میل و ارادة خود را به دیگران تحمیل کند.»[۸] ۵. حفظ استقلال: استقلال به مفهوم واقعی آن و در تمامی ابعاد، همواره مورد عنایت رهبری قرار داشته است. این مهم از آنجا جلوة خاصی پیدا می کند که بدانیم به عنوان گوهری گرانبها، ‌پس از قرنها تلاش و کوشش به ملت ایران هدیه شده است. پس بی راه نیست حفظ استقلال مملکت را از مهمترین دغدغه های کسی بدانیم که مسئولیت هدایت انقلاب را بر عهده دارد. همان انقلابی که این گوهر بی بدیل را به مملکت ایران ارزانی داشته است. از همین روی بود که ایشان همواره تأکید بر این داشتند «ما باید کوشش کنیم که بزرگترین معروف ها و نیکی ها یعنی استقلال کامل اسلامی که شامل استقلال سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و نظامی است، این استقلال را برای خودمان تأمین کنیم.»[۹] ۶. حفظ وحدت کلمه: از منظر ایشان «وحدت عمومی مردم، مظهر فضل الله و پر برکت ترین سرمایة ملّت ماست.»[۱۰] لذا تأکید می نماید که:«وحدت ملّی» همان چیزی است که می تواند پشتوانة همة تلاش های دولتمردان و مسئولان و مبارزان و دلسوزان این کشور و این انقلاب باشد. بدون وحدت ملّی، این کشور بزرگترین نیروی خود و مایة عظمت خودش را نخواهد داشت؛ وحدت ملّی، شعار اساسی و حیاتی برای کشور ماست ....» ۷. دشمن شناسی: ایشان «دشمن شناسی» را از حساسترین و فوری ترین مسایل جامعه بر می شمارند و غفلت از این موضوع را نیز هرگز جایز نمی دانند:«امروزه مسئله شناسایی دشمنان انقلاب و نظام جمهوری اسلامی و تحقیق دربارة آنها یکی از حساسترین مسائل جامعة ماست. ما در شناسایی دشمنها نباید غافل باشیم. دشمن را باید درست شناخت و در همة زمان ها هم باید شناخت. ما باید آرایش جدید دشمن را بشناسیم و اگر نشناختیم، ..... قطعاً از بین خواهیم رفت.» ۸. مبارزه با اشاعة فساد و فحشاء: از کار آمدترین ترفندهای دشمن، هویت زدایی فرهنگی، ارائه فرهنگ غربی و بالاخره رواج فساد و بی بند و باری بخصوص بین جوانان، در جامعة اسلامی است و بدینوسیله می خواهد جوانان را که در واقع بدنه و استوانة جامعه هستند، نسبت به انقلاب و اصول آن بیگانه سازد. رهبری در این مورد چنین می فرمایند: «طی قرون گذشته، استعمارگران برای ضایع کردن نسل جوان، برنامة همه جانبه ای را در کلّ جهان سوّم ـ از جمله در کشورهای اسلامی ـ به اجرا در آورده اند. زیرا به این حقیقت دست یافته اند که جوانان با فرهنگ، با اراده و با رشد، سلب کنندة آرامش بیگانگان و چپاولگران هستند، غرق کردن نسل جوان در فسادهای گوناگون ... یک سیاست پیاده شدة استعمار و استکبار است. دشمنان تلاش می کنند، جوانانی که امام، آنها را همانند گل تربیت کرده از انقلاب بگیرند. آنها برای شایع کردن فساد در میان جوانان این کشور، برنامه ریزی می کنند.»[۱۱] ۹. مقابله با تهاجم فرهنگی: مسئله تهاجم فرهنگی، یکی از مهمترین دغدغه های فکری رهبر انقلاب تلقی می شود که حداقل پس از رسیدن به مقام رهبری جمهوری اسلامی، بارها این خطر بزرگ را به مسئولین و مردم گوشزد نموده اند. ایشان که از این قضیه به«شبیخون فرهنگی» تعبیر کرده اند،‌ همگان را برای مقابله با این پدیدة نادرست، به میدان فراخوانده اند:«مسأله تهاجم فرهنگی که ما بارها روی آن تأکید کرده ایم، یک واقعیت روشنی است. ما با انکار آن نمی توانیم اصل تهاجم را از بین ببریم. نباید تهاجم فرهنگی را انکار کرد، تهاجم فرهنگی وجود دارد. اگر ما آن را انکار کردیم، مصداق این فرمودة امیرالمؤمنین ـ علیه السّلام ـ می شویم که«و من نامَ، لَمْ یُنَمْ عنه» شما اگر در سنگر، خوابت بُرد، به این معنا نیست که دشمن هم در سنگر مقابل خوابش برده است. تو خوابت برده و سعی کن خودت را بیدار کنی. ما باید توجّه داشته باشیم که انقلاب فرهنگی در تهدید است؛ کما اینکه اصل فرهنگ ملّی و اسلامی ما در تهدید دشمنان است.»[۱۲] ۱۰. جلوگیری از نوکیسه ها و ثروتهای باد آورده: ایشان از بوجود آمدن طبقة جدید سرمایه دار و یا به تعبیر زیبایشان«نوکیسه ها» ابراز نارضایتی نموده و می گویند:«کسانی هستند که تلاش می کنند و حقیقتاً در صدد این هستند که طبقة ممتازة جدیدی در نظام جمهوری اسلامی به وجود بیاورند و به خاطر انتخاب ها و انتصاب ها و زرنگیها و دست و پاداریها و مشرف بودن به مراکز ثروت، و از طریق نامشروعی که با زرنگی آن را یاد گرفته اند، به اموال عمومی دست بیندازند و یک طبقة جدید ـ طبقة ممتازان و مرفّهان بی درد ـ درست کنند.»[۱۳] ۱۱. حل مشکلات اقتصادی مردم: یکی دیگر از دغدغه های فکری ایشان، حل مشکلات اقتصادی مردم است به طوریکه در این مورد تأکید می نمایند که:«مسألة معیشت قطعاً در اولویت اوّل است. معیشت که نبود، دین هم نیست؛ اخلاق هم نیست؛ حفظ عصمت و عفّت هم نیست؛ امید هم نیست. کسی را که به موقعیتی دست پیدا کرده، به خاطر این که برای رفع نابسامانی و فقر تلاش و مجاهدت کند و شب و روز خودش را صرف نماید، ملامت نخواهند کرد. اولویتها را پیدا کنید؛ مسائل اساسی جامعه اینهاست.»[۱۴] امیدواریم همة مسئولین و مردم با عنایت به این دلمشغولی های رهبری، کشور عزیزمان ایران را از گزند هر گونه حوادث دور نگه دارند تا این مملکت به دست صاحبش یعنی حضرت ولیعصر ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ برسد. معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر: ۱. رهبری فرزانه از نسل کوثر ـ مرکز تحقیقات اسلامی سپاه ـ چاپ اول ـ ۱۳۸۱ ـ قم. ۲. ویژگی های انقلاب اسلامی در آئینة نگاه رهبری ـ مؤسسه فرهنگی قدر ولایت چاپ اول ـ ۱۳۸۰ ـ‌ تهران. ۳. جرعه نوش کوثر ـ مؤسسه فرهنگی قدر ولایت ـ چاپ اول‌ ـ ۱۳۷۸ ـ تهران. ۴. زندگینامة مقام معظم رهبری ـ مؤسسه فرهنگی قدر ولایت ـ چاپ اول‌ ـ ۱۳۷۸ ـ تهران. -------------------------------------------------------------------------------- [۱]. روزنامة جمهوری اسلامی، ۲۶/۶/۱۳۷۰. [۲]. روزنامة کیهان، ۸/۳/۷۲. [۳]. رهبری فرزانه از نسل کوثر، مرکز تحقیقات سپاه، ص ۱۴۹. [۴]. پیشین، ص ۱۴۸. [۵]. حدیث ولایت، ‌ج ۳، ص ۲۰۹. [۶]. رهبری فرزانه از نسل کوثر،‌ ص ۱۵۱. [۷]. حدیث ولایت، ج ۱، صص ۳۰۳ و ۳۰۴. [۸]. رهبری فرزانه ....، ص ۱۵۶. [۹]. همان، ص ۱۶۶. [۱۰]. همان، ص ۱۷۴. [۱۱]. همان، صص ۱۸۰ ـ ۱۷۹. [۱۲]. روزنامة اطلاعات، ۲۳/۹/۱۳۷۰. [۱۳]. دیدار با فرماندهان نیروی انتظامی ـ ۲۵ تیر ۱۳۷۶. [۱۴]. در دیدار با نمایندگان مجلس، ۲۹/۳/

- حقانیت رهبری - رهبری و مشکلات –
پاسخ سوالهای شما را باتوضیح نکاتی مورد بررسی قرار می دهیم؛ نکته اول اینکه برای ارزیابی حقانیت و صلاحیت رهبری نظام باید دو عامل عمده را مورد توجه قرار داد:
۱ - احراز وجود و تداوم شرایط , ویژگیها و صلاحیت های لازم برای رهبری ۲- بررسی عملکرد رهبر در انجام وظایف و مسئولیت ها , قانون اساسی برای نظارت بر این دو عامل و برخورداری رهبری نظام از شرایط و صلاحیت های لازم برای رهبری و پیگیری عملکرد ایشان , خبرگان رهبری که توسط مردم انتخاب می شوند را به عنوان ناظران بر رهبری نظام در نظر گرفته است تا بر وجود و بقاء شرایط وصلاحیت های رهبر و عملکرد ایشان نظارت داشته و در صورت فقدان شرایط و ناتوانی در انجام وظایف و مسئولیت ها به وظیفه خود عمل می کنند .در واقع مجلس خبرگان به عنوان نمایندگان مردم و متخصصین در احراز شرایط وصلاحیت های لازم برای رهبری , به صورت مداوم رهبری و عملکرد ایشان را زیر نظر داشته و بر آن نظارت خواهند داشت و ملاک ومعیار صلاحیت رهبری می باشند .
نکته دوم اینکه ,اگر نگاهی منصفانه به شرایط و ویژگیهای رهبری و عملکرد مقام معظم رهبری در طول مدت رهبری ایشان داشته باشیم , به صلاحیت وشایستگی ایشان برای رهبری نظام اذعان خواهیم کرد.زیرا قانون اساسی چند وظیفه و مسئولیت مهم را بر عهده رهبر گذاشته است که عبارتند از: ۱. تعیین سیاست های کلی نظام جمهوری اسلامی ایران پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام؛ ۲. نظارت بر حسن اجرای سیاست های کلی نظام؛ ۳. حل اختلاف و تنظیم روابط قوای سه گانه؛ ۴. حل معضلات نظام که از طریق عادی قابل حل نیست از طریق مجمع تشخیص مصلحت نظام و... (قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اصل ۱۱۰ ) بر این اساس وظایف واختیارات مقام معظم رهبری در ارتباط با مسائل کلی کشور و سیاست گذاری های کلان آن است و ایشان در این راستا همواره دستورالعمل و رهنمودهای لازم را ارائه و بر حسن اجرای سیاست های کلی نظارت دقیق و مستمر دارند و در مقابل مشکلات و نارسایی های موجود در جامعه به مسئولان مربوطه تذکرات و هشدارهای لازم را داده و می دهند و از طریق آنان مسائل را پیگیری می کنندکه از جمله می توان به تاکیدات فراوان ایشان بر تحقق عدالت اجتماعی و پیگیری مطالبات حقیقی مردم در مسائل اقتصادی , اشتغال ومسکن و حل معضلات معیشتی و بیکاری و ازدواج و رسیدگی به وضعیت محرومان و مستضعفان جامعه , فرمان هشت ماده ای ایشان در مبارزه با مفاسد اقتصادی و تشکیل ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی وتاکید بر برخورد با مفاسد اقتصادی به عنوان یک ضرورت واولویت کشور و هدایت جریان اصلاحات و تبیین اصلاحات حقیقی و بازشناسی آن و تکیه و تاکید بر نهضت نرم افزاری و تولید علم به عنوان ضرورت امروز کشور , دفاع و پایداری در مساله هسته ای به عنوان حق طبیعی و مسلم کشور و... اشاره نمود. نقش ایشان در مدیریت بحران در برهه های مختلف از جمله دادگاه میکونوس و قتل های زنجیره ای و حوادث کوی دانشگاه و حوادث اخیر بسیار ارزنده وراهگشا بوده است. رهبری نظام بر اساس قانون اساسی ـ به جز فرماندهی نیروهای مسلح ـ هیچ گونه مسئولیت اجرایی در کشور ندارد و نقش اساسی ایشان هدایت و رهبری جهت گیری های کلی نظام و جلوگیری از انحراف آن است . مقام معظم رهبری در این باره فرمودند:« این که رهبر باید پاسخگوی مشکلات کشور باشد ، البته همین طور است وشکی در این نیست ، قانون هم موازین پاسخگویی را مشخص کرده است هر کس به هر اندازه که حوزه اختیارات اوست ، باید پاسخگو باشد البته مسئولیت مدیریت انقلاب با مدیریت اجرایی کشور فرق دار رهبری طبق قانون اساسی در کشور مسئولیت اجرایی ندارد ، جز در زمینه نیروهای مسلح مسئولیت اجرایی به عهده قوای سه گانه است ، منتها مدیریت انقلاب که همان رهبری باشد مسئولیت حفظ جهت گیری انقلاب و نظام را دارد ، باید مواظب باشد انقلاب و نظام ازآرمان ها منحرف و منصرف نشود .( نکته های ناب ، گزیده بیانات رهبر فرزانه انقلاب در جمع دانشجویان و دانشگاهیان ، ج ۳ ، قم: نشر معارف ، ۱۳۸۸، ص ۳۹و۴۰،بیانات مقام معظم رهبری در جلسه پرسش وپاسخ دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی ، ۲۲/۲/۱۳۸۲). البته نباید انتظار داشت با صرف مدیریت و نظارت ایشان ، آشفتگی ها و نا بسامانی های جامعه ـ که ناشی از عوامل مختلفی است ـ سازماندهی و حل شود. بلکه این امر نیازمند تلاش پیگیر دستگاههای اجرایی و نظارتی و برطرف نمودن زمینه ها و عوامل آن است .
نکته سوم , به صرف وجود پاره ای مشکلات و نارسائیها در جامعه و وجود برخی مسئولان نالایق نمی توان اصل نظام و یا رهبری نظام را زیر سوال برد و تمامی اشکلات را متوجه ایشان نمود . زیرا اولاً, هر چندوجود برخی مفاسد و معضلات نظیر تبعیض، بی عدالتی، مفاسد اداری، رانت خواری و ...، در جامعه و یا سازمان مدیریتی کشور، امری غیر قابل انکار است. اما نباید این موضوع را به کل جامعه و نظام تسری داد و در کنار این مشکلات و نارسائیها باید به اقدامات و کارهای مثبت انجام شده نیز توجه نمود و تنها بر نقاط ضعف متمرکز نشد به عنوان نمونه اگر برخی از مناطق کشور یا روستاها در محرومیت به سر می برند باید در کنار آن اقدامات شایسته دولت در گسترش رفاه عمومی و خدمات رسانی به مردم در سراسر کشور را در نظر گرفت و در مجموع نسبت به مجموعه نظام اظهار نظر نمود . تمرکز بر نارسائیها و معضلات نظام و نادیده گرفتن اقدامات مثبت وارزنده نظام ,نمی تواند به ارزیابی و تحلیل صحیح و منطقی بیانجامد . نگاهی به اقدامات انجام گرفته در طول حیات پربرکت نظام جمهوری اسلامی و مقایسه وضعیت کشور با وجود تمامی مشکلات و دشمنیها و تحمیل جنگ و خسارتهای ناشی از آن و... بخوبی بیانگر حرکت روبه رشد نظام اسلامی در عرصه های مختلف می باشد هر چند نارسائیها و کمبودهایی هم وجود دارد که باید با همت مسئولان و پشتکار آنها برطرف گردد .ثانیاً , قانون اساسی اختیارات مشخصی را بر عهده رهبری گذاشته و اختیار عزل و نصب افراد و شخصیت‌های خاص را به او داده است. ایشان نیز با در نظر گرفتن توانمند‌ی‌ها و امکانات در کنار نیازها و اولویت‌های کشور, نسبت به انتصاب و یا عزل افراد در سمت‌های مدیریتی کشور اقدام می کند؛ اما به طور اصولی در عزل و نصب سایر مدیریت‌های کشور (در بدنه قوای سه‌گانه) دخالتی نمی‌کنند و قانون راه را مشخص نموده است و باید از مسیر وروش قانونی اقدام شود البته اگر حضور فرد یا افرادی را بر خلاف مصالح اسلام و انقلاب و کلیت نظام احساس کنندبرخورد لازم را انجام خواهندداد. مقام معظم رهبری فرمودند: اگر من کسی را منصوب کرده باشم و بعد در او عیبی از قبیل همین مفاسد اقتصادی ببینم , بدون تردید با او مماشات نمی کنم و او را کنار می گذارم – مثل نمایندگیهایی که هستند و بعضی سمتهای معروف – منتها معلوم نیست آنچه درباره آن شخص گفته شده , حقیقت داشته باشد . نسبت به برخی افراد حرفهایی می زنند که من هم آن حرفها را شنیده ام و از نزدیک می دانم که خلاف است و درست نیست . به هر حال بنده فساد را در کسی که با حکم من منصوب شده و می توانم او را از آن کار برکنار کنم , تحمل نمی کنم . آن جایی که جای تذکر است , تذکر می دهم , اما تذکر به شخص چیزی نیست که از تلویزیون پخش شود . آن مقدار که شما می بینید بنده در سخنرانیها , نماز جمعه و در دیدار با هیات دولت تذکر می دهم و نصیحت می کنم چند برابرش را گاهی با زبانهای بسیار تلخ , در جلسات خصوصی به مسئولان می گویم لیکن بنا نیست که هر چه به مسئولان تذکر می دهیم و می گوییم یا تلخی نشان می دهیم , حتماً پخش شود تا مردم مطلع شوند , هدف این است که آن شخص راهنمایی شود , که خیلی از اوقات اثر می کند و گاهی هم اثر نمی کند و بعد می بینید آن شخص می رود .»( پرسمان , مجموعه پرسش و پاسخ های دانشگاهیان با مقام معظم رهبری , قم: نشر معارف, ۱۳۸۳, ص ۱۹۳-۱۹۴)علاوه اینکه بگوییم عملکرد قوی یا ضعیف جامعه و یا وجود برخی ضعف ها در سیستم اداری کشور به مدیر ارشد برمی‌گردد, استنتاج کلی و قاعده قابل اثباتی نیست؛ هرچند در حیطه عملکردها و وظایف و با در نظر گرفتن امکانات و اختیارات آن مدیر ارشد, چنین امری می‌تواند مصداق داشته باشد. چه اینکه هدایت نشدن قوم نوح را نمی‌توان به عملکرد حضرت نوح(ع) نسبت داد و یا عدالت گریزی و انحطاط فکری مسلمین صدر اسلام در زمان حضرت علی(ع) و یا وجود برخی کارگزاران فاسد در دستگاه اداری ایشان را نمی‌توان به آن حضرت تسری داده و مسئولیت آن را بر دوش ایشان گذاشت. از این رو نمی توان تمامی مشکلات معضلات جامعه را متوجه رهبری نظام دانست وبا استناد به وجود برخی نارسائیها رهبری نظام را زیر سوال برد بلکه باید به روندهای قانونی و عملکرد افراد و رهبری نظام و تلاش او برای برطرف نمودن مشکلات و معضلات توجه داشت .
نکته چهارم اینکه مقام معظم رهبری در جریان مناظرات تلویزیونی در مراسم سالگرد ارتحال مرحوم امام به مناظرات تلویزیونی اشاره نمودند و فرمودند: « صحیح و مورد پسند نیست که یک نامزد در سخنرانی در جمع مردم و یا نطق های تلویزیونی، برای اثبات خود، به نفی نامزد دیگر متوسل شود. بنده با مناظره و گفت وگو و انتقاد مخالفتی ندارم ولی همه سعی کنند که در چارچوب های درست شرعی و دینی انجام شود، مردم بیدارند، می فهمند و می دانند.
اختلاف نظر در مسائل گوناگون طبیعی است اما نامزدها و هوادارانشان در سخنرانی ها و اجتماعات به گونه ای عمل کنند که کارها با برادری و مهربانی و بدون اشکال پیش برود. »
( پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری , بیانات مقام معظم رهبری در مراسم سالگرد امام ره , ۱۴/۳/۸۸)و پرداختن بیش از این به این موضوع در فضای انتخاباتی مناسب به نظر نمی رسید در مورد حمایت ازآقای هاشمی رفسنجانی نیز شرایط و فضا برای طرح این مساله فراهم نبود . مقام معظم رهبری در نماز جمعه تهران برای روشن شدن قضایا و گرفتن هر گونه بهانه از دست دیگران به بحث مناظرات اشاره نمودند و نکات مثبت و منفی آن را برشمردند .
______
نقش رهبری ، هدایتگری و تبیین خطوط کلی حرکت نظام و نظارت بر اجرای آنهاست و تحقق آنها وظیفه هر بخشی در حوزه مربوطه است . در مورد حدود اختیارات رهبرى نسبت به کل نظام، قانون اساسى چهار وظیفه مهم را بر عهده رهبر گذاشته که عبارت است از:
۱. تعیین سیاست هاى کلى نظام جمهورى اسلامى ایران پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام؛
۲. نظارت بر حسن اجراى سیاست هاى کلى نظام؛
۳. حل اختلاف و تنظیم روابط قواى سه گانه؛
۴. حل معضلات نظام که از طریق عادى قابل حل نیست از طریق مجمع تشخیص مصلحت نظام.قانون اساسى جمهورى اسلامى ایران، اصل ۱۱۰. بر این اساس، وظایف وا ختیارات مقام معظم رهبرى در ارتباط با مسائل کلى کشور و سیاست گذارى هاى کلان آن است و ایشان دستورالعمل ها و رهنمودهاى لازم را ارائه و بر حسن اجراى سیاست هاى کلى نظارت دقیق و مستمر دارند. درباره مشکلات و نارسایى هاى موجود در جامعه، به مسؤولان تذکرات و هشدارهاى لازم را مى دهند و از طریق آنان مسائل را پیگیرى مى کنند. بیانات مقام معظم رهبرى به خوبى بیانگر این موضوع است: «عده اى سعى مى کنند ولایت فقیه را به معناى حکومت مطلقه فردى معرفى کنند! این دروغ است. ولایت فقیه -طبق قانون اساسى ما نافى مسؤولیت هاى ارکان مسؤول کشور نیست. مسؤولیت دستگاه هاى مختلف و ارکان کشور، غیرقابل سلب است. ولایت فقیه، جایگاه مهندسى نظام و حفظ خط و جهت نظام و جلوگیرى از انحراف به چپ و راست است. این اساسى ترین و محورى ترین مفهوم و معناى «ولایت فقیه» است. بنابراین ولایت فقیه نه یک امر نمادین و تشریفاتى محض و احیاناً نصیحت کننده است -آن طور که بعضى از اول انقلاب این را مى خواستند و ترویج مى کردند [و] نه نقش حاکمیت اجرایى در ارکان حکومت [را] دارد؛ چون کشور مسؤولیت اجرایى، قضایى و تقنینى دارد و همه باید بر اساس مسؤولیت خود کارهایشان را انجام دهند و پاسخگویى مسؤولیت هاى خود باشند.... در این مجموعه پیچیده و درهم تنیده تلاشهاى گوناگون، نباید حرکت نظام انحراف از ارزش ها و هدف ها باشد! نباید به چپ و راست انحراف پیدا شود! پاسدارى و دیده بانى حرکت کلى نظام به سمت هدف هاى آرمانى و عالى اش، مهمترین و اساسى ترین نقش ولایت فقیه است».(سخنرانى در مراسم سالگرد ارتحال حضرت امام(ره) ۱۴/۳/۱۳۸۳.)
بر این اساس هر کدام از مسئولین و بخشهای مختلف نظام با توجه به حوزه وظایف و اختیارات قانونی که بر عهده دارند ، نسبت به مشکلات یا کاستی های مربوطه پاسخگو می باشند . از این رو در پاسخ به این قسمت از پرسش که «در کشور ما به کسی در جایی ظلم می شود، رهبر هم مقصر است درست است یا مقصر رییس جمهور است؟ » باید علاوه بر اثبات و تبیین ماهیت ظلم ، مشخص شود این ظلم مورد سوال در حیطه وظایف و اختیارات کدام یک از مسئولین است ؟ تا بتوان نسبت به مقصر بودن هر کدام از مسئولین اظهار نظر نمود . اما به صورت کلی لازم است به این واقعیت توجه داشت که مقام معظم رهبری نهایت اهتمام خویش را نسبت به اجرای عدالت و جلوگیری از وقوع هر گونه ظلمی در کشور دارند که نمونه اخیر آن را می توان قاطعیت ایشان در صیانت از آراء مردم در انتخابات اخیر ریاست جمهوری ، یا پیگیری جنایات کهریزک ، کوی دانشگاه و... ، مشاهده نمود .

در ادامه جهت آگاهی بیشتر پیرامون معضلات جامعه ومسئو لیت رهبری ، مناسب دیدیم به صورت کلی مطالبی در این زمینه بیان نمائیم :
اگر بخواهیم جانب انصاف را رعایت کنیم و واقعیت های جامعه را در نظر بگیرم, باید بگوییم انقلاب اسلامی ایران, با هدف اجرای احکام و ارزش های الهی, دفاع از حقوق مظلومان, رعایت عدالت اجتماعی, نفی تبعیض ومبارزه با مفاسد و... شکل گرفت و به پیروزی رسید. از آغاز انقلاب اسلامی تا کنون, مسئولان عالی رتبه نظام ـ چه در گفتار و ارائه خط مشی و اصول کلی نظام و تدوین برنامه های دولت و چه در عمل ـ همیشه بر این اصول تأکید و پافشاری داشته و برای بهبود سطح معیشتی و رفاه این اقشارآسیب پذیر، اقدامات بسیار مناسب واساسی انجام داده اند. بسیاری از مردم ـ که قبل از انقلاب از وضعیت مناسب اقتصادی برخوردار نبودند ـ به برکت انقلاب اسلامی و برنامه های دولت، ضعیت مناسب تری دارند. تأکید بر ایجاد عدات اجتماعی, همواره یک سیاست محوری در برنامه های اقتصادی بعد از انقلاب اسلامی بوده است؛ طی دوره ۷۹-۸۱ اجرای سیاست های حمایتی از اقشار آسیب پذ یر، ایجاد اشتغال و افزایش مناسب نرخ خرید تضمینی محصولات کشاورزی، موجبات کاهش نابرابری در مناطق شهری و روستایی گردیده، به طوری که نابرابری در مناطق مذکور به ترتیب از ۱/۱۵و۶/۲۰به ۲/۱۴و۷/۱۸ کاهش یافته است. این خود حاکی از موفقیت نسبی سیاستهای اقتصادی دولت با محوریت بهبود توزیع درآمد و کاهش نابرابری هاست. ربع قرن نشیب و فراز، گروه کارشناسان معاونت اموراقتصادی، وزارت امور اقتصادی ودارائی، تهران: پایگان، ۱۳۸۳، ص۸۵ براین اساس روند نظام وجامعه در حال حرکت به سوی کاهش نابرابری ها وتحقق عدالت اجتماعی است.
بر این اساس چند نکته قابل طرح است: یکم. اصل وجود برخی مفاسد و معضلات نظیر تبعیض، بی عدالتی، مفاسد اداری، رانت خواری و ...، در گوشه هایی از جامعه و یا سازمان مدیریتی کشور، امری غیر قابل انکار است. اما نباید این موضوع را به کل جامعه و نظام تسری داد؛ زیرا به رغم وجود برخی مفاسد، بیشتر جامعه اسلامی و نظام دینی ما از الودگی به این معضلات و مفاسد بری می باشند. نظام اسلامی نیز بیشترین سعی خود را در اصلاح معضلات و مشکلات جامعه و برخورد با مفاسد گذاشته است و اقدامات اساسی نظیر حل مشکل اشتغال مولد، مسکن و ...، جهت بسط عدالت اجتماعی و زدودن فقرو مفاسد اجتماعی از یکسو و برخورد با افراد سودجو و رانت خوار، در هر پست و موقعیت به عمل آورده و یا در دست اجرا دارد. دوم. اینکه بگوییم عملکرد قوی یا ضعیف جامعه و یا وجود برخی ضعف ها در سیستم اداری کشور به مدیر ارشد برمی‌گردد, استنتاج کلی و قاعده قابل اثباتی نیست؛ هرچند در حیطه عملکردها و وظایف و با در نظر گرفتن امکانات و اختیارات آن مدیر ارشد, چنین امری می‌تواند مصداق داشته باشد. چه اینکه هدایت نشدن قوم نوح را نمی‌توان به عملکرد حضرت نوح(ع) نسبت داد و یا عدالت گریزی و انحطاط فکری مسلمین صدر اسلام در زمان حضرت علی(ع) و یا وجود برخی کارگزاران فاسد در دستگاه اداری ایشان را نمی‌توان به آن حضرت تسری داده و مسئولیت آن را بر دوش ایشان گذاشت. اساساً خداوند رهبران الهی و دینی را موظف به تذکر و انذار و اجرای احکام الهی می‌کند و آنان نیز به تناسب توانمندی و وسع خویش, نسبت به اجرای فرامان های خداوند مسئول اند, حال اینکه چه مقدار در تحقّق جامعه دینی و هدایت مردم توفیق حاصل کنند، بستگی زیادی به خواست عمومی و درک افراد و نخبگان جوامع از مقوله فوق و تمکین در برابر آن دارد. دربارة وجود فساد هم در نظام اداری ما نیز چنین است؛ آنچه که از مدیران الهی شایسته و سزاوار است، سعی و اهتمام به انتخاب مدیران و کارگزاران صالح و در نظر گرفتن ساز و کارهای نظارتی برای جلوگیری از خطاهای آنان است. حال اگر مدیری صالح، به ایجاد تشکیلاتی سالم اهتمام داشت و تمام سعی و تلاش خود را برای مقابله با آفت ها و مفاسد کرد؛ دیگر با وجود نمونه هایی از فساد، نمی توان آن رهبر یا مدیر ارشد را به کوتاهی و قصور متهم کرد و یا گفت فساد از او نشات می گیرد!

ریشه یابی مشکلات جامعه:

در ریشه یابی مشکلات جامعه, می توان از رهیافت های متعددی استفاده کرد؛ از قبیل رهیافت تک عاملی که ریشه همه مشکلات را ناشی از یک عامل (مثلاً اقتصاد یا مدیریت کشور) می داند و یا رهیافت چند عامل که به صورت واقع بینانه و با ارائه آمار، شواهد و شاخص های مورد نیاز و به دور از هیاهوهای سیاسی و... به بررسی میزان دخالت و تأثیر عوامل مختلف در ایجاد یک پدیده, پرداخته, نقش هر کدام را مشخص می کند (کدامین رهیافت درست تر و طبیعی تر می نماید). جامعه ای مانند جامعة ما از صحنه های مختلف دارای مشکل است؛ از جمله: از نظر سوابق تاریخی و مشکلات عظیمی که از نظر ساختار اقتصادی [تک محصولی بودن آن وضعیت وخیم صنعت، کشاورزی و...] و ساختار سیاسی، فرهنگی و اداری از قبل از انقلاب به ما منتقل شده و چه از نظر مشکلات مربوط به انقلاب و ناشی از جنگ و خسارات عظیم آن (بالغ بر ۱۰۰۰ میلیارد دلار، معادل هزینة ۷۰ سال کشور) و محاصره های بین المللی، مشکلات ناشی از دوران سازندگی, معضلات ناشی از ساختار ناسالم اداری، تهاجم فرهنگی و تغییر ارزش ها و رواج فرهنگ مصرف گرایی، تجمل پرستی و... البته هر چند مدیریت قوی و کارآمد و عاری از سوء استفاده و فساد در بخش های مختلف آن می تواند در کاهش مشکلات و تأمین نیازمندی های اساسی جامعه نقش مؤثری داشته باشد؛ ولی با توجّه به دخالت متغیرهای دیگر، به هیچ وجه نباید انتظار معجزه داشت. بنابراین مشکل اساسی، مدیریت رهبری و یا استفاده نکردن از اختیاراتشان نیست؛ بلکه فراتر از آن است. مشکلات و نا بسامانی‌های موجود در کشور علت ها و ریشه‌های مختلف و متفاوتی دارد و حل کردن و رویارویی با آنها نیز به عوامل متنوعی بستگی دارد. از سوی دیگر مفاسد و تخلّفات اقتصادی، رانت خواری و فعالیت های اقتصادی پنهان نیزمعلول زمینه ها و شرایط متعددی است؛ از جمله: ۱. ساختار اقتصادی: اتکا به نفت ـ به عنوان اصلی ترین منبع درآمدهای دولت و تأمین هزینه های جاری آن از طریق فروش منابع طبیعی ـ زمینة گسترش فعالیت های اقتصادی غیرقانونی و زیرزمینی را تسهیل می کند. در نتیجه حاکمان را از مشارکت شهروندان، در تأمین هزینه های جاری بی نیاز می سازد، نظام مالیاتی را تضعیف می کند, رانت های گسترده ای فراهم می آورد؛ موجب عدم پاسخ گویی می شود, نابرابری های عظیم در توزیع ثروت را پدید می آورد و وابستگی را تعمیق می بخشد. ۲. وجود بعضی از ضعف ها و سوء مدیریت ها در ساختار سیاسی و حقوقی (از قبیل دولتی بودن امور جامعه، فقدان سیاست مشخص اقتصادی) و یا بعضی از پیامدهای منفی سیاست خصوصی سازی, در فرآیند انتقال دارایی ها به مالکان خصوصی از عوامل مهم در شکل گیری این پدیدة مخرب اقتصادی است. ۳. تغییر جو ارزشی جامعه به سوی پول و ثروت و مصرف گرایی, بی اعتقادی و ضعف مبانی دینی و مذهبی افراد، بی اعتنایی برخی از مسئولان و افراد نسبت به ارزش ها و آرمان های انقلاب اسلامی، از دیگر عوامل این کاستی است. علاوه بر مسائل یاد شده، عواملی از قبیل حمایت های جناحی و عدم برخورد با هم طیف ها، اعمال نفوذ برای ممانعت از نظارت یا کیفردهی، سوء مدیریت ها و... بر عمق و پیچیدگی موضوع افزوده است. بنابراین تا زمانی که بسترهای فراوان و مستعدی برای مفاسد ورانت خواری در جامعه وجود دارد، نمی توان انتظار سریع و قاطع رفع این مشکل را داشت.

اختیارات ومسئولیت رهبری :

همانگونه که گذشت وظایف وا ختیارات مقام معظم رهبری در ارتباط با مسائل کلی کشور و سیاست گذاری های کلان آن است و ایشان همواره دستورالعمل و رهنمودهای لازم را ارائه و بر حسن اجرای سیاست های کلی نظارت دقیق و مستمر دارند و در مقابل مشکلات و نارسایی های موجود در جامعه به مسئولان مربوطه تذکرات و هشدارهای لازم را می دهند و از طریق آنان مسائل را پیگیری می کنند. مقام رهبری ـ به جز فرماندهی نیروهای مسلح ـ هیچ گونه مسئولیت اجرایی در کشور ندارد و نقش اساسی ایشان هدایت و رهبری جهت گیری های انقلاب و نظام و جلوگیری از انحراف آن است. البته نباید انتظار داشت با صرف مدیریت قوی و نظارت دقیق ایشان، آشفتگی ها و نا به سامانی های جامعه ـ که ناشی از عوامل مختلفی است ـ سازماندهی و حل شود. به عنوان نمونه، مقام معظم رهبری در پاسخ سؤالی, در مورد چرایی عدم تحقق «عدالت اجتماعی» در جامعه و بررسی دارایی های دولتمردان ـ به رغم تأکیدات و پیگیری های ایشان ـ فرمود: «... به مجرد اینکه به سمت بعضی از مسئولان دست دراز بشود, طبعاً اول گله و شکوه و فریاد آنها است؛ یک وقت می بینید که در اصل کار هم مانع تراشی می شود و انجام نمی گیرد! من یک عقیدة جدی دارم که بحث «عدالت اجتماعی» باید تعقیب شود ـ شکی در این نیست و بارها هم این را گفته ام ـ منتها آن کسی که باید تعقیب بکند، بنده نیستم؛ دستگاه های قضایی و دستگاه های دولتی هستند که بایستی دنبال بکنند. یک مقدار از این قضیه باید به برکت قوانین خوب حل بشود؛ یک مقدار باید به برکت اجرا حل بشود. یک مقدار هم باید به برکت بازرسی دستگاه های برتر و بالاتر حل بشود؛ یعنی, دستگاه های دولتی نسبت به بخش های زیر مجموعه خودشان». دیدار از دانشگاه صنعتی شریف، ۱ آذر ۱۳۷۸

برخورد رهبری با مفاسد

از سوی دیگربرخورد رهبری با مفاسد, بر یک سری چهارچوب‌ها و اصول عقلائی و قابل اثبات استوار است که در صورت اثبات فاسد بودن بخش هایی از مدیریت کشور, در برابر آن موضع گیری می کند. مسلماً ایشان نمی‌تواند بر اساس یافته‌های مطبوعاتی و حدس و گمان و داده‌های غیر قابل اثبات, در رابطه با عملکرد مدیریت‌های زیر نظرشان قضاوت کند. رهبر معظم انقلاب در پاسخ به سؤالی در این زمینه می فرماید: «نسبت به مسئولان اغماض نمی شود, اما باید جرم و میزان آن را به طور دقیق شناخت. ضمن آنکه اگر یقین کنیم فسادی در مسئولین وجود دارد و مسائل مطرح شده شایعه نیست، قطعا برخورد می کنیم». دیدار با دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی، روزنامه کیهان،۲۳/۲/۸۲ متأسفانه به رغم تأکیدات و اهتمام زیاد ایشان برای مقابله با مفاسد اقتصادی و برخی اقدامات عملی قوای سه گانه و سایر نهادها و دستگاه های حکومتی، برای مقابله با این پدیده، هنوز دستاوردهای مثبت آن، آشکار نشده و همچنان اقشار محروم و مستضعف جامعه از اثرات زیان بار مفاسد اقتصادی رنج می برند. مقام معظم رهبری در مورد اقدامات قوای سه گانه در این خصوص، می فرماید: «نه! واقعاً من از آنچه که اتفاق افتاده راضی باشم؟ نه؛ یعنی کمتر از آن حدی است که بنده را خشنود و راضی کند؛ اما انصافاً تلاش کردند. در همین جلسه ای که اخیراً با مسئولان قوای سه گانه داشتیم، به آنها گفتم دو سال گذشت. قوة قضائیه و مجریه گزارش فعالیت هایی را که کرده اند، آوردند که حکم فعالیت ها خوب است؛ در این تردیدی نمی شود داشت. ستادی هم تشکیل داده اند که نسبتاً فعال است، و لیکن نه، آن مقداری که بنده را راضی کند، نیست». دیدار یار، بیانات مقام معظم رهبری در پاسخ به پرسشهای دانشجویی دانشگاه شهید بهشتی، چاپ اول، بهار ۱۳۸۲، ص ۵۵

راه کارمبارزه صحیح با فساد

مبارزه صحیح واصولی با فساد, از مهم ترین راهبرد های نظام اسلامی در جهت اصلاح جامعه و تحقّق کارآمدی نظام اسلامی, در زمینه های مختلف است و مقام معظم رهبری به آن توجه ویژه ای دارند. ایشان در دیدار با نمایندگان مجلس هفتم، می فرماید: «از جملة مهم ترین کارها، مبارزه با فساد است. مبارزه با فساد، یک جنبة اخلاقی محض نیست؛ ادارة کشور متوقف به مبارزة با فساد است. بنده دو ـ سه سال پیش که آن نامه را دربارة مبارزة با فساد به مسئولان کشور نوشتم، به دنبال یک کار طولانی و یک بررسی و مطالعة وسیع و همه جانبه بود. از هر طرف می رویم، می بینیم اگر با فساد مبارزه نشود، همة کارها لنگ خواهد ماند. این همه کار خوب دارد در کشور انجام می گیرد ـ کارهایی که انجام گرفته، کم نیست ـ اما وجود فساد، بعضی از آنها را خنثی می کند. استخری را در نظر بگیرید که از چند چاه عمیق با لوله های چند اینچی مرتب در آن آب ریخته می شود، اما استخر پُر نمی شود. وقتی نگاه می کنید، می بینید بدنة استخر ترک خورده و ته آن سوراخ است؛ هرچه از این طرف آب می ریزید، از آن طرف بیرون می رود! به کانال هایی که شما در نظر گرفته اید آبیاری کنید، اصلاً آب نمی رسد. فساد در جامعه، این طوری است. فساد مالی، مثل خوره، ایدز و سرطان است؛ باید با آن مبارزه کرد. البته نباید بزرگ نمایی کرد. بعضی ها جنجال و بزرگ نمایی می کنند و طوری حرف می زنند که کانّه این سرطان همه جا را گرفته؛ نخیر، این طوری نیست. این همه ما دست های پاکیزه، چهره های پاکیزه و انسان های پاکیزه در دستگاه های گوناگون از بالا تا پایین داریم؛ اکثریت هم با اینهاست؛ منتها یک نقطة فساد، همة بدن را آلوده می کند. وقتی یک جای بدن بیمار می شود و درد می گیرد ـ مثلاً وقتی دندان فاسد می شود ـ انسان شب خوابش نمی برد. قلب، سالم؛ معده، سالم؛ ریه، سالم؛ جریان خون، سالم؛ اما یک دندانِ ناسالم خواب را از انسان می گیرد. فساد، این طوری است؛ باید با فساد مبارزة جدی کرد. یک پایة مبارزه، شمایید. آن روزی که بنده مسئلة مبارزة با فساد را گفتم، توقعم این بود که مجلس شورای اسلامی سینه سپر کند و جلو بیاید و در این میدان حرکت کند تا ما دیگر احتیاج نداشته باشیم دنبال کنیم؛ اما متأسفانه این طور نشد. آنها نکردند، شما بکنید. البته به قول برادر ظریف و نکته سنج مان، با دستمال کثیف نمی شود شیشه را تمیز کرد. اگر انسان بخواهد با فساد مبارزه کند، باید در درجة اول مراقب باشد که فساد دامن خودش را نگیرد. داخل خودتان و درون مجلس مراقب باشید. دست پاک، دامن پاک، زبان پاک و چشم پاک خواهد توانست در حوزة اقتدار وسیعی که شما دارید، همه چیز را پاک کند. به دنبال این توصیه، این را هم عرض کنم که از لغزش گاه ها بترسید. امام سجاد (ع) در دعای صحیفة سجادیه، وقتی برای سربازان اسلام دعا می کنند، از جملة چیزهایی که روی آن تکیه می کنند، این است که: خدایا! یاد و محبت و علاقة به «المال الفتون» ـ مال فتنه انگیز ـ را از دل اینها بگیر. مال و پول، خیلی خطرناک و فتنه انگیز است و خیلی ها را می لغزاند. ما آدم های درشتی را در تاریخ دیدیم که وقتی پایشان به این جا رسید، لغزید؛ بنابراین خیلی باید مراقب باشید. در شرع مقدس، اسم این مراقبت چیست؟ «تقوا». اینکه در قرآن از اول تا آخر, این همه به تقوا توصیه شده، معنایش همین مراقبت و مواظبت از خود است. نفس انسان، زیاده خواه است. من وقتی در مطبوعات خواندم که شماها تصمیم گرفته اید در بعضی از مسائل مجلس و برخی از برخورداری های بیخودی، تجدیدنظر کنید، حقیقتاً خوشحال شدم و به بانیان این کار دعا کردم. مثلاً فرض بفرمایید آدمی خانه دارد، باز خانه می خواهد؛ امتیاز دارد، باز امتیاز می خواهد. واقعاً من تشکر می کنم از اینکه شما در این راه وارد شدید و همت گماشتید. این راه را ادامه دهید و بر سر این کارها پای بفشرید. هرچه می توانید، منطقی و صحیح رفتار کنید. البته ما توصیه نمی کنیم و توقع هم نداریم که مثلاً در مجلس، نمایندگان گشنگی و تشنگی بکشند و زهد به خرج دهند ـ نه ما این طوریم، نه شما این گونه اید ـ ما می گوییم زیاده روی و اسراف نشود و کارهای بی قاعده و خرج های بی خودی انجام نگیرد. ممکن است سرجمع همة این خرج ها, مبلغ خیلی کلانی هم در مجلس نشود؛ اما وقتی شما این راه را قطع کردید، دست مردم و دستگاه ها الگو می دهید و راه و جهت را مشخص می کنید. کار شما خیلی ارزش دارد و بسیار خوب است؛ این را دنبال کنید». بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار نمایندگان مجلس شورای اسلامی۲۷/۰۳/۱۳۸۳

نتیجه گیری:

مفاسد و تخلّفات اقتصادی، محصول ساختار معیوب اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و حقوقی و شکل گیری تدریجی آن است. از بین بردن آن نیز جز با تغییر و اصلاح این ساختارها ـ آن هم با اقداماتی اساسی و در دراز مدت ـ ممکن نیست. رشد نظام ارزشی مردم، اطلاع رسانی دقیق دربارة پیامدهای وجود این پدیدة مخرب و آگاه کردن مردم از حقوقشان، با گسترش دستگاه های نظارتی و قضایی و بازگذاشتن دست این نهادها در برخورد عادلانه و بی طرفانه، رفع بعضی از دخالت های بی جای دولت در امر اقتصادی، ممنوعیت قانونی تجارت برای سیاست مداران و حتی اطرافیان نزدیک آنان، دخالت جدی تر نهادهای آموزشی، تربیتی و رسانه ای در امر جامعه پذیری و تشریح ابعاد گوناگون این مسئله برای مردم، رفع بسیاری ممنوعیت های بی دلیل بازرگانی خارجی و... در کوتاه مدت در کاهش این مفسده مؤثر خواهد بود. اگر نگاهی به آموزه های اسلامی داشته باشیم، عامل انسانی و وجود انسان هایی پرورش یافته، کاردان، معتقد و متعهّد به اصلاح و پیشرفت جامعه، از اهمیت ویژه ای برخوردار است و به هر میزان جامعه ای از چنین افرادی برخوردار باشد، به همان اندازه بر مشکلات فائق آمده و گام در مسیر تکامل مادی و معنوی خویش می نهد. اهتمام ویژه انبیا و امامان(ع) به این موضوع ـ به عنوان اولین اقدام در جهت اصلاح جامعه ـ بهترین دلیل بر اهمیت آن است. اصلاح معضلات و مبارزه با مفاسد، نیازمند مجموعة مدیریتی سالم، متعهّد ومتخصص است و مسلماً تنها مردم اند که می توانند با انتخاب صحیح مسئولان اجرایی و قانون گذاری کشور بسترهای اساسی این امر را فراهم آورند. برای آگاهی بیشتر ر.ک: سارا فقیری، آسیب شناسی فساد مالی در ایران، پگاه حوزه، خرداد ۱۳۸۱، ش ۵۲، ص ۲؛ ریشه و سرآغاز مفاسد اقتصادی در یک جامعة اسلامی، گفتگو با صاحب نظران و اساتید دانشگاه، پگاه حوزه، اردیبهشت ۱۳۸۰، شماره ۱۲، ص ۲۲

جهت مطالعه بیشتر ر.ک : ۱. تجربه کارآمدی حکومت ولایی ، علی ذو علم ، تهران :پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه ، ۱۳۸۵ . ۲. کارنامه بیست ساله ولایت فقیه ، علی ذو علم ، کانون اندیشه جوان ، متن اینترنتی : http://www.tebyan.net/index.aspx?PID=۱۹۶۶۷&PageSize=۱&PARENTID=۰&BOOKID=۱۰۶۲۲۷&PageIndex=۱ ۳ . زندگینامه مقام معظم رهبرى، مؤسسه فرهنگى قدر ولایت . ۴ . پرتوی از خورشید: داستان‌هایی از زندگی مقام معظم رهبری مدظله‌العالی, علی شیرازی, بوستان کتاب قم . ۵ . شناخت رهبری آیت الله خامنه ای : http://www.leader-khamenei.com/ (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبری، کد: ۱/۱۰۰۱۲۹۰۸۹)

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.