حقوق به رسمیت شناخته شده مخالفان جمهوری اسلامی ایران ۱۳۹۰/۸/۱۵ - ۲۰ بازدید

جهت ارائه پاسخى مناسب ابتدا لازم است تا مطالبى را درباره ى شیوه ى برخورد رهبران الهى با دشمنان و مخالفان حکومت اسلامى، بیان نماییم: بررسى آموزه هاى دینى و سیره ى حکومتى بزرگان اسلام در برخورد با مخالفان بیانگر این حقیقت است که در نظام اسلامى براى تک تک افراد جامعه (صرف نظر از گرایش سیاسى، نژاد و..). جایگاه ارزشى و حقوقى خاص در نظر گرفته شده است؛ مهیا نمودن زمینه هاى هدایت و فرصت هاى بازگشت، حفظ آبروى افراد، از جایگاهى بالا برخوردار است.
جهت ارائه پاسخى مناسب ابتدا لازم است تا مطالبى را درباره ى شیوه ى برخورد رهبران الهى با دشمنان و مخالفان حکومت اسلامى، بیان نماییم: بررسى آموزه هاى دینى و سیره ى حکومتى بزرگان اسلام در برخورد با مخالفان بیانگر این حقیقت است که در نظام اسلامى براى تک تک افراد جامعه (صرف نظر از گرایش سیاسى، نژاد و..). جایگاه ارزشى و حقوقى خاص در نظر گرفته شده است؛ مهیا نمودن زمینه هاى هدایت و فرصت هاى بازگشت، حفظ آبروى افراد، از جایگاهى بالا برخوردار است. یکى دیگر از اصول مهم نظام مدیریتى اسلامى؛ سعه ى صدر و مدارا و تسامح با دشمنان و مخالفان است: قرآن کریم به صورت متعدد، نه تنها پیروان خود را به مدارا و تسامح نسبت به مخالفان مى خواند، گاه نیکوکارى در حق مشرکان را نیز توصیه مى کند. چنان که مى فرماید: لاینهاکم عن الذین لم یقاتلوکم فى الدین و لم یخرجوکم من دیارکم ان تبروهم و تقسطوا الیهم ان الله یحب المقسطین؛(ممتحنه، آیه ى ۸). سیره ى پیامبر گرامى اسلام و امام على(ع) نشان دهنده ى موارد متعددى است که با این که آن بزرگواران به خوبى افراد منافق و مخالفِ حکومت خود را مى شناختند، تا آن جا که این افراد به امنیت و وحدت جامعه اسلامى آسیب نمى رساندند و دست به قیام مسلحانه نمى زدند، با کمال مدارا و سعه ى صدر با آنان برخورد و از معرفى آنان خوددارى مى کردند: به عنوان نمونه در جریان توطئه اى که منافقان براى قتل و ترور پیامبر گرامى اسلام در غزوة تبوک طراحى نمودند، سرانجام با درایت آن حضرت(ص) ناکام ماندند؛ حذیفه یکى از اصحاب پیامبر(ص) مى گوید: «من آن ها را از نشانه هاى شترانشان شناخته و به پیامبر(ص) گفتم: من آن ها را به شما معرفى مى کنم تا آنان را به سزاى خویش برسانى. پیامبر با لحن عطوفت آمیزى به من دستور داد که از افشارى راز آن ها خوددارى کنم. شاید آن ها راه توبه را در پیش گیرند و نیز افزود: اگر من آن ها را مجازات نمایم، بیگانگان مى گویند محمد پس از آن که به اوج قدرت رسید، شمشیر بر گردن یاران خود نهاد»(فروغ ابدیت، جعفر سبحانى، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامى حوزه علمیه قم، چاپ شانزدهم، ۱۳۷۸، ج ۲، ص ۴۰۵) امام على(ع) نیز در برخورد با مخالفان خویش سه راهبرد اساسى داشت : گفت و گو؛ مدارا؛ برخوردِ قاطع (دانشنامه ى امام على(ع)، ج ۶، امام على و مخالفان، ص ۲۳۸) تلاش اولیه ى امیرالمؤمنین(ع) پاسخ گویى به شبهات مخالفان بود و مى کوشید راهى براى پایان بخشیدن مسالمت آمیز؛ نزاع و دشمنى بیابد. اگر از این راه نتیجه ى دل خواه به دست نمى آمد، با مخالفان خود، تا جایى که به امنیت و وحدت جامعه ى اسلامى آسیبى نمى رسید، مدارا، و از شدت و خشونت پرهیز مى کرد. سرانجام اگر مخالفان دست به قیام مسلحانه مى زدند و امنیت شهرها و راه ها را به خطر مى انداختند، نوبت به برخورد قاطعانه مى رسید. البته امام در این مرحله نیز هیچ گاه از ارشاد و راهنمایى دشمنان غفلت نمى کردند و در عمل نیز نشان مى داد که همواره این سخن پیامبر اکرم(ص) را پیش خود دارد که در غزوه ى خیبر، خطاب به ایشان فرمود: «اگر خداوند یک تن را به دست تو هدایت کند، بهتر از هر چیزى است که خورشید بر آن مى تابد»(شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحدید، ج ۴، ص ۱۴ / بحارالانوار، محمدباقر مجلسى، ج ۳۲، ص ۴۴۸) امام على(ع) با آن که از انگیزه ى طلحه و زبیر براى رفتن به مکه آگاه بود و مى دانست جز جنگ افروزى مقصود دیگرى ندارند، با آنان مدارا کرد و در پاسخ به پیشنهاد ابن عباس که از وى مى خواست تا آن دو را زندانى کند و از رفتن به مکه بازدارد، فرمود: «آیا از من مى خواهى که آغازگر ستم باشم... و بر اساس ظن و گمان به مجازات افراد بپردازم و پیش از انجام کار مؤاخذه نمایم؟ هرگز! به خدا قسم از رفتار عادلانه... که خدا مرا بدان امر فرموده، روى نمى گردانم»(مصنفات شیخ المفید، ج ۱، الجمل، ص ۱۶۶) نتیجه آن که بر اساس آموزه هاى دین و سیره ى بزرگواران اسلام، اصل، مدارا و تسامح با مخالفان و دشمنان است تا جایى که به وحدت و امنیت جامعه اسلامى خدشه اى وارد نشود. قانون اساسى جمهورى اسلامى ایران نیز که نشأت گرفته از آموزه هاى حیات بخش دین مبین اسلام و سیره ى معصومین(ع) مى باشد؛ تمامى حقوق شهروندى را براى مخالفین نظام به رسمیت شناخته و حدود آن را به: عدم اخلال به مبانى نظام، حفظ امنیت، منافع و وحدت ملى و مصالح نظام اسلامى مشخص کرده است(اصول ۲۰ و ۲۶ و ۲۷ و ۳۷ و ۴۰ قانون اساسى) اما در مواردى که مخالف حدود قانونى را رعایت نکند، حکومت اسلامى جهت حفظ مبانى نظام اسلامى و امنیت و وحدت جامعه، موظف به برخورد با مخالفین اخلال گر است. شیوه ى برخورد نیز باید بر اساس راهکارهاى دینى و قانونى باشد که طبق قانون اساسى این وظیفه بر عهده ى قوه قضائیه گذاشته شده است.
(لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبری، کد: ۵/۱۰۰۱۲۷۴۲۴)

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.