حقیقت شب قدر ۱۳۸۷/۰۶/۳۱ - ۵۵۳۴ بازدید

حقیقت شب قدر فراتر از آیین های آن چیست؟

یکی از پر رمز و راز
ترین واژگان قرآنی واژه « لیلة القدر » است که خداوند سبحان از درک آن بشر را
ناتوان توصیف کرده است « و ما ادریک ما لیلة القدر ».(قدر – 2) اگر چه در قرآن
مجید آیات دیگری به چشم می خورند که خداوند سبحان در آگاهی از ماهیت آن آدمی را
ناتوان برشمرده است. « و ما ادریک ما القارعه » (قارعه – 3) و « و ما ادریک
ما یوم الدین » (انفطار – 17) اما لیه القدر ویژگی خاصی دارد که برجستگی ویژه ای
در میان مفاهیم گفته شده را یافته است. بر اساس گزارش خداوند سبحان، در این شب از
شب های زمینی برکتی آسمانی نهفته شده است و نخستین وصف آن نزول زیباترین تجلی
خداوندگار بر بشر خاکی در آن شب است تا راه رسیدن به ملکوت را بیاموزد. اگر نزول
قرآن را نزول برنامه جاودانه سعادت برای انسان حیرت زده انگاریم و اگر این نزول را
مکانی نپنداریم بلکه دست یافتن به مفاهیمی ملکوتی به زبانی آشنا بخوانیم و... به
اندکی از بیکران کرانه فهم نزول قرآن در این شب بلند آسمانی راه یافته ایم.

  نکته دیگر در راز
آلود بودن « لیلة القدر » برابری آن با هزار ماه است این نکته خود موجب شگفتی
است که خداوند سبحان آن را در مقیاسی دیگر وصف نموده و به نوعی ارزش غیر قابل فهم
آن را بیان داشته اند « لیلة القدر خیر من الف شهر » (قدر – 3)
 
  دوش وقت سحر از
غصه نجاتم دادند          و اندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند
 بیخود از شعشعه
پرتو ذاتم کردند             باده از جام تجلی صفاتم دادند
چه مبارک سحری بود و
چه فرخنده شبی      آن شب قدر که این تازه براتم دادند
بعد از این روی من و
آینه وصف جمال           که در آنجا خبر از جلوه ذاتم دادند (حافظ)
 
این که ضرورت بیان
عددی قدر لیلة القدر چیست خود بحثی مفصل می طلبد و از حوصله این نگارش بیرون است
ولی در بیان اندازه این شب شگرف برای اندیشه های ظاهر بین می تواند قابل توجه باشد
تا در آن یک شب به اندازه یک عمر طولانی به کاوش خویشتن خویش پردازند و به حیات
مجدد خویش بیندیشند و در آن، آن کنند که شایسته است و آن چنان کنند که بایسته است،
پس در قدر قدر، این نکته را می توان از نو دریافت، آنانی که در جستجوی خویشند و
خویشتن خویش را به اندازه طولانی در درازنای زمان گم کرده اند در آن شب نورانی و
ملکوتی می توانند به وجدان وجود و عرفان شهود، بدان دست یابند.
 دیگر نکته راز آلود
«لیلة القدر» نزول فرشتگان رحمت و «روح»، در آن است. « تنزل الملائکه و الروح
فیها باذن ربهم من کل امر » (قدر – 4) این سخن که نزول فرشتگان در این شب بزرگ
چگونه است میان پژوهشیان قرآنی جای تامل و درنگی دوباره دارد اما در رمز و راز
گسترده لیلة القدر می توان به نزول آنان با امر الهی اشارت داشت که داستانی شگفت
دارد که مقام معصوم _علیه السلام – تنها مقام درک آن و دریافت حقیقت آن خواهد بود و
سینه فراخنای طهارت و عصمت رازگشای آن خواهد بود و فرود گاه حقیقی سفیران الهی،
خانه های پر نور امامان راستین و جانشینان به حق پیامبر اکرم – صلی الله علیه و آله
– اند.
« السلام علی محال
معرفة الله و مساکن برکة الله و معادن حکمة الله و حفظة سر الله و حمله کتاب الله و
اوصیاء نبی الله و ذریة رسول الله... ». (زیارت جامعه کبیره)
 این که آیا قلب
انسان کامل می تواند فرودگاه فرشتگان بوده باشد از اسرار و رموزی است که دلهای غافل
و غبار گرفته از درک آن ناتوانند. و با بهره مندی از محضر نورانی اهل بیت می توان
بدان دست یافت. « ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل علیهم الملائکة الا
تخافوا و لا تحزنوا و ابشروا بالجنة التی کنتم توعدون » (فصلت – 30)
نکته رمز آلود دیگر
« لیلة القدر » در آن است که تا سپیده دمان لبریز از سلام خواهد بود. « سلام
هی حتی مطلع الفجر » (قدر – 5) اندیشه بشر بدان راه ندارد که در آن شب نورانی چه
می گذرد و چه می توان کرد و چرا حضرت پروردگار تا سپیده دمان را « سلام »
خوانده است باز از رازهای سر به مهر « لیلة القدر » است.
نکته دیگر در راز و
رمز « لیلة القدر » مستتر بودن آن و نا آگاهی بشر از زمان آن است. آیات قرآن
بر بزرگی این زمان خجسته تاکید دارد اما بر بیان زمان خاصی اشارت ننموده است. اگر
چه بشر با تکیه بر آیات قرآن بر قرار داشتن آن در ماه مبارک رمضان دانش دارد اما در
کدام یک از شب های آن، این عظمت نهفته است خود راز سر به مهر دیگری است تا جان های
عاشق و روان های بی تاب را در فراخنای زمانی بیشتری در تب وتاب محبوب به سراپرده
دوست بنشانند و در انتظار رحمتی و برکتی بی حد، چشم انتظار حضوری بیکران نماید.

  نکته دیگر در راز
آفرینی شب قدر به شهادتی نشانه رفته است که بی نظیر ترین انسان و بعد از پیامبر
اکرم برگزیده ترین آدمیان بوده است دهه سوم ماه مبارک، آغشته به خونی است که از افق
نگاه انسانی برتر بدست اندیشه ای کور و نابخرد بر زمین ریخته است و در سحر گاهی « سلام »،
ره به سوی افق اعلی گشوده است. شاید، مرگی سرخ و پر افتخار، بر دردناکی انسان ستم
کشیده و ظلمت زده در زمین دلالت نماید اما علی خود از رمز و راز های جهان هستی است
و در درک مقام او نیز اندیشه بشر ناتوان است و راه به جایی نخواهد برد و آنان که در
وصف علی در درازنای تاریخ کوشیده اند اندکی از اقیانوس بیکران کرانه وی را نگشوده
اند..
  دیگر راز و رمز
این شب، این است که در آن چه باید کرد و چگونه باید بود تا بهره ای فراوان از آن
اندوخت و دستی تا آسمان از آن لبریز ساخت. چه باید کرد تا اندکی قدر قدر را دریافت
و در پهنای آسمانها بار یافت؟
به اختصار باید عرضه
داشت که نخست شرط راهیابی، «عرضه خویش بر خویش» است و خود آگاهی و خود شناسی راهی
است بر قدر دیدن و بر صدر نشستن.
گام دوم؛ نوسازی
خویش است، «توبه» از هر آنچه که پلیدی و زشتی و تباهی و سیاهی است. به حقیقت تا
انسان وجود خود را از کینه ها و حسادت ها و آلودگی ها و وسوسه ها و.. پیراسته نسازد
چگونه می تواند در لیلة القدر سخنی باری حضور داشته باشد.
رازگویی و
نیازخواهی، بیدار سازی و راه نمایی انسان سرگشته و غفلت زده در ظلمتکده نفس؛ فرصتی
می خواهد که در این شب، به نقطه اوج خود می رسد که قرآن کریم و ادعیه روح نواز و
کلام نورانی اهل بیت چنین می کند و در دامان آن می توان راهی به دیار نور گشود

 گام دیگر ایجاد
رابطه ای عاشقانه و عارفانه با اولیاء الهی بالاخص خاتم الاوصیاء حضرت بقیه الله
الاعظم – روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء – و برخورداری از دعاهای آن
بزرگوار است... هرچند مراقبت از خانه دل در طول سال و آمادگی برای ورود به آن
مهمانی بزرگ شرط بزرگ قدر شناسی و قدریابی است ... .

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
بنام خدا
مطالب بسیار عالی و آموزنده است.

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.