حقیقت توکل ۱۳۹۹/۱۰/۱۵ - ۴۰۴ بازدید

من در رابطه با توکل سوالاتی دارم. اولین مشکلم اینجاست که میگن باید در توکل نهایت سعی و تلاش کرد یعنی چه ؟ باید خودمونو بکشیم؟
دوما خب من که سعی و تلاشمو میکنم . کار های خدا هم که قانون داره ( یعنی یک عالم ماده دارای قوانینی هست که اگه به اون قوانین عمل کنی ۱۰۰ درصد به نتیجه میرسی )
یعنی من اگر تلاشمو بکنم ۱۰۰ درصد به نتیجم میرسم ‌
من درس بخونم نمره ی ۲۰ میگیرم .
اگه گندم بکارم گندم درو میکنم
و امثال اینها
خب توکل اینجا چه کاره است؟
من توکل هم نمیکردم و صرفا تلاشم رو میکردم وقایع بالا رخ میداد .
من برداشتم از توکل اینه که انسان با توکل ۵۰ درصد از تلاششو میکنه و به اندازه ی اون کسی که بدون توکل ۱۰۰ درصد تلاششو میکنه نتیجه میگیره

مفهوم توکل
توکل از ماده وکالت به معنای سپردن کارها به خداوند و اعتماد بر لطف او است. مرحوم راغب اصفهانی در مفردات می گوید: «توکل» اگر با حرف «علی» بیاید به معنای اعتماد کردن می باشد. (راغب اصفهانی، مفردات، ماده وکل).
مرحوم سید عبدالله شبر، از علمای بزرگ اخلاق در تفسیر توکل می گوید:
«توکل منزلی از منزلگاه های دین و مقامی از مقامات اهل یقین بلکه از درجات مقربین است. حقیقت توکل همان اعتماد قلبی در همه کارها بر خداوند و صرف نظر کردن از غیر او است و این منافاتی با تحصیل اسباب ندارد مشروط بر این که اسباب را در سرنوشت خود، اصل اساسی نشمرد. پس توکل به معنای ترک فعالیت و کوشش جسمانی و تدبیر عقلانی نیست، چون این کار در شریعت مقدس حرام و قبیح است و در شرع مقدس اسلام، تلاش در اموری مانند صنعت و زراعت و سایر راه های به دست آوردن رزق و روزی و تأمین معاش، امری محبوب و مورد تأکید است. (اخلاق شبر، ص ۲۷۵، با تلخیص و تصرف).
پس توکل مفهوم ظریف و دقیقی دارد که در عین توجه داشتن به عالم اسباب، انسان را از غرق شدن در آن و دل بستن به غیر خدا و آلودگی به شرک باز می دارد. انسان باید با کمال قدرت و قوت از هر گونه وسیله شروع برای پیروز شدن بر مشکلات بهره گیرد و موانع را از سر راه خود بردارد و با این حال متکی به لطف پروردگار و قدرت بی پایان او باشد و پیروزی را از او بداند نه از غیر او.
[...در حدیثی پیامبر گرامی ( صلی الله علیه و آله ) معنای توکل را از جبرئیل سؤال کرد , جبرئیل در پاسخ گفت : انسان یقین کند , سود و زیان و بخشش و حرمان به دست مردم نیست و باید از آنها ناامید بود و اگر بنده ای به این مرتبه از معرفت و شناخت برسد که جز برای خدا کاری انجام ندهد و به کسی جز او امیدوار نباشد و از غیر او نترسد و غیر از خدا چشم طمع به کسی نداشته باشد , این همان توکل بر خداست .در قرآن مجید آمده است که : « رب المشرق و المغرب لا اله الا هو فاتخذه وکیلا » (مزمل / ۹) پروردگار شرق و غرب را که معبودی جز او نیست , نگهبان و وکیل خود برگزین .
مقصود آیه , این است که خداوندی که مجموعه ی جهان هستی , زیر سلطه و قدرت اوست و تنها او شایسته ی پرستش است , چگونه انسان به او توکل نکند و او را در همه ی امور زندگی برای تکیه گاه انتخاب نکند ؟
همانطور که انسان معمولاً در کارهای دنیوی برای خود وکیل بر می گزیند و بسیاری از کارهای خود را به او واگذار می کند تا آثار و نتایج درخشان و سودمند تری را در پی داشته باشد , شایسته است بنده ی خدا , نیز در همه ی امور زندگی به خداوند تکیه کند و او را وکیل خود قرار دهد , تا خواسته هایش بدون هیچ اضطراب و تشویش خاطر , تأمین گردد .
به دیگر سخن , کسی که درصدد است تا نیازمندیهای خویش را برطرف سازد سه راه در پیش دارد :
۱ . به نیروی خویش اعتماد کند .
۲ . به دیگران اعتماد کند و به کمک آنان چشم بدوزد .
۳ . نقطه ی اتکاء خویش را خداوند قرار دهد و از غیر , چشم بپوشد .
بدیهی است هر گونه نیرو و انرژی که انسان در اختیار دارد از خداست و از ناحیه ذات اقدس حق به وی واگذار شده است , با این وجود چگونه انسان به نیروی متزلزل و نا پایدار خویش یا دیگران تکیه زند , در حالی که به یقین می داند که هستی او و آنچه در اختیارش هست به خدا تعلق دارد و او هیچ گاه مالک حقیقی نبوده و نخواهد بود .
توکل و اعتماد انسان به خدا , ناشی از معرفت به ربوبیت الهی است . اگر انسان خدا را به عنوان مالک و صاحب اختیار و کسی که هستی اش در دست اوست بشناسد ؛ دیگر نیازی نمی بیند سراغ دیگری برود و دست نیاز به سوی او دراز کند .] ( راهیان کوی دوست , شرح حدیث معراج ، آیت الله مصباح یزدی/ ص ۱۴ تا ۱۷)

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.