حق انتقاد-دیدگاه آیت الله مصباح یزدی ۱۳۸۹/۰۵/۲۱ - ۲۳۳ بازدید

بین نظر امام و رهبری در خصوص مردم و نظارت آنها در حکومت اسلامی با نظر آیت الله مصباح چه تفاوتهایی دارد و آیا این تفاوتها سلیقه ای است یا بنیانی؟

در خصوص نقش و جایگاه مردم درحکومت اسلامى به نظر مى رسد اختلاف چندانى میان دیدگاه امام و رهبرى با دیدگاه آیت الله مصباح یزدى وجود نداشته باشد در این زمینه دیدگاه امام و رهبرى در باره مردمسالارى دینى کاملا مشخص است و به نظر نمى رسد نیازى به تکرار آن باشد به ویژه که از ظاهر سوال چنین بر مى آید این مطلب براى شما نسبت به دیدگاه امام و رهبرى آشکار باشد و تنها براى یادآورى متذکر مى شویم که امام خمینى ره مشروعیت حکومت را الهى دانسته و مقبولیت و تحقق عینى حکومت را منوط به نظر وخواست مردم مى دانستند . به عنوان مثال ایشان در حکم تنفیذ ریاست جمهورى شهید رجایى چنین نگاشته بودند : « چون مشروعیت آن باید با نصب فقیه ولى امر باشد ، اینجانب راى ملت شریف را تنفیذ و ایشان را به سمت ریاست جمهورى اسلامى ایران منصوب نمودم » از طرفى دیدگاه ایشان در باره لزوم کسب راى و نظر مردم براى سرنوشت خویش از جمله حق تعیین نوع حکومت در اولین روزهاى انقلاب اسلامى مهمترین دلیل بر اعتقاد ایشان به نقش مردم در عینیت بخشى حکومت داشت . اما در باره دیدگاه آیت الله مصباح یزدى در این زمینه با مراجعه اى به برخى آثار و نوشته هاى ایشان اهتمام ایشان به نقش مردم در حکومت به ویژه در زمینه اعطاى مقبولیت و ایجاد زمینه براى تحقق عینى حکومت و تداوم آن ( دیدگاهى که مطابق با دیدگاه کلیه معتقدین به ولایت مطلقه فقیه و به ویژه امام و رهبرى مى باشد ) مورد اثبات قرار گیرد :
ایشان در کتاب پرسش ها و پاسخ ها جلد اول چنین مى گویند : « نقش مردم در دو جنبه قابل بررسى است : یکى در مشروعیت بخشیدن به حکومت اسلامى و دیگرى در عینیت بخشیدن به آن .
به اتفاق نظر مسلمانان مشروعیت حکومت رسول الله ( صلى الله علیه وآله وسلم ) از سوى خداى متعال بوده است یعنى خدا حق حکومت را به ایشان عطا فرمود و رأى و نظر مردم هیچ نقشى در مشروعیت حکومت آن حضرت نداشت . ولى در تحقق حکومت پیامبر ( صلى الله علیه وآله وسلم ) نقش اساسى از آنِ مردم بوده یعنى آن حضرت با یک نیروى قهرى حکومت خویش را بر مردم تحمیل نکرد ، بلکه خود مسلمانان از جان و دل با پیامبر بیعت کرده ، با رغبت حکومت نبوى را پذیرا شدند . کمکهاى بى دریغ مردم بود که باعث تحکیم پایه هاى حکومت پیامبر گشت . . . . » ( رک : پرسش ها و پاسخ ها جلد اول ص ۲۰ ) ایشان در ادامه ضمن بر شمردن مشروعیت و مقبولیت و ذکر این نکته که مشروعیت و حق حکومت امرى است که از جانب خداوند متعال اعطا مى شود و مقبولیت و تحقق عینى حکومت امرى است که از جانب مردم اعطا مى شود چنین مى گویند : « گفته شد مردم هیچ مشروعیتى به حکومت فقیه نمى دهند رأى و رضایت آنان باعث بوجود آمدن آن [ تحقق عینى حکومت ] مى شود . خدا به پیامبر مى فرماید : « هُوَ الَّذى اَیَّدَکَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤمنینَ « خداست که تو را با یارى خویش و مؤمنان تقویت کرد . » کمک و همدلى مردم مؤثر در عینیت بخشیدن به حکومت حتّى حکومت پیامبر است . حضرت امیر ( علیه السلام ) مى فرماید : « لَوْ لا حُضُورُ الْحاضِرِ وَقیامُ الْحُجَّهِ بِوُجُودِ النّاصِرِ . . . لاٰلْقَیْتُ حَبْلَها عَلى غارِبِها مى فرماید : « اگر حضور بیعت کنندگان نبود و با وجود یاوران حجّت بر من تمام نمى شد . . . رشته کار [ حکومت ] را از دست مى گذاشتم . » همچنین از آن حضرت نقل کرده اند : « لارَأْىَ لِمَنْ لایُطاعٌ « کسى که فرمانش پیروى نمى شود ، رأیى ندارد . » » ( همان ص ۲۵ ) این سخنان همگى بیانگر نقش مردم در پیدایش و تثبیت حکومت الهى ، خواه حکومت رسول اللّه و امامان معصوم و خواه حکومت فقیه در زمان غیبت ، دارد .
همچنین آیت الله مصباح یزدى در کتاب نگاهى گذرا به نظریه ولایت فقیه نیز سخنانى مشابه آنچه که در مطالب قبلى در تایید نقش مردم در تحقق حکومت اسلامى ذکر شد دارند : « تا این جا معلوم شد که در زمان غیبت امام معصوم نیز به مانند زمان حضور پیامبر و امامان معصوم ( علیهم السلام ) ، مردم هیچ نقشى در مشروعیت بخشى به حکومت فقیه ( نه در اصل مشروعیت ونه در تعیین فرد و مصداق ) ندارند .
و امّا نسبت به تحقّق و استقرار حکومت و حاکمیت فقیه در زمان غیبت امام معصوم ( علیه السلام ) باید بگوییم که این مسأله تماماً به پذیرش جامعه و مقبولیت مردمى بستگى دارد . یعنى این مردم و مسلمانان هستند که باید زمینه تحقّق و استقرار این حاکمیت را فراهم کنند و تا مردم نخواهند نظام اسلامى محقّق نخواهد شد و فقیه در اصل تأسیس حکومت خود هیچ گاه متوسّل به زور و جبر نمى‌شود بلکه نظیر همه پیامبران و امامان ، تنها در صورتى که خود مردم به حکومت وى تمایل نشان دهند دست به تشکیل حکومت خواهد زد . در این مورد هم نظیر همه احکام و دستورات الهى ، مردم مى‌توانند به اختیار خودشان آن را بپذیرند واطاعت کنند و مى‌توانند هم نافرمانى کرده سرپیچى نمایند . البتّه مردم در طول تاریخ ملزم و مکلّف بوده‌اند که به حاکمیت الهى و حکومت پیامبران و امامان تن دهند و حق حاکمیت آنان را به رسمیت شناخته بپذیرند و اگر نپذیرفته‌اند در پیشگاه خداوند گناه کار و معاقب خواهند بود . » ( نگاهى گذرا به نظریه ولایت فقیه ص ۷۳ )
ایشان در کتابهاى دیگر و نیز سخنانى که داشته اند نیز همین دیدگاه را داشته و بر آن تاکید کرده اند که به دلیل اطاله کلام به نظر مى رسد دیگر نیازى به ذکر نباشد و ذکر حتى یک مورد از دیدگاه ایشان به منظور اثبات این مطلب که دیدگاه ایشان در زمینه نقش مردم در حکومت اسلامى با دیدگاه امام و رهبرى یکسان مى باشد کفایت مى کرد .
در زمینه بحث نظارت بر حکومت نیز آیت الله مصباح یزدى در موارد مختلفى بر لزوم نظارت عمومى بر عملکرد حکومت تاکید داشته اند از جمله در کتاب پرسش ها و پاسخ ها حق انتقاد از ولى فقیه را نیز براى مردم ثابت دانسته و حتى با توجه به لزوم نظارت عمومى بر عملکرد حاکمان در جامعه اسلامى که گاه با عنوان « النصیحه لائمه المسلمین » از آن یاد مى شود آن را واجب شرعى مسلمانان مى داند ( رک : پرسش ها و پاسخ ها ج ۱ ص ۶۹ ) ایشان در ادامه همین مطالب شرایط و اخلاق انتقاد را هم متذکر مى شود . در نتیجه وقتى شخصى انتقاد از ولى فقیه را نه تنها جایز بلکه واجب شرعى مى داند نظارت بر سایر بخشهاى حکومت اسلامى و انتقاد از آن که جاى خود دارد .

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.