حکم ریاضت-ریاضت نفس-ریاضت دینی ۱۳۸۸/۰۳/۱۱ - ۱۷۵۷ بازدید

آیا ریاضت نفس شرعی خوب است و شامل چه مواردی می شود؟

الف) «ریاضت» در لغت به معنای: تمرین و ممارست؛ کوشش و سعى است و در اصطلاح عرفانی؛ به معنی تحمل رنج و سختی خودسازی و تهذیب نفس و تربیت جسم و جان سالک است. سالک از نظر جسمانى برخی مشقت ها و محدودیت ها و از جمله گوشه نشینى توأم با عبادت و کفّ نفس را بر خود تحمل و هموار می کند تا در قبال آن به اهداف و توانمندى هاى روحى و معنوی برسد. در مجموع ریاضت که مشخصه مهم عرفان و حیات معنوی انسان است، براى جلوگیرى از حرکات افراطى در قواى شهویه، غضبیه و ناطقه انسان است و این قوا را جهت کمال انسانى تعدیل و بلکه مدیریت مى کند.
ب) آنگونه که شما نیز اشاره فرمودید، از یک چشم انداز مى توان ریاضت را به دو نوع کلی تقسیم کرد:
۱. ریاضت به صورت مطلق و قطع نظر از آموزه هاى دینى؛ و آن عبارت است از اینکه انسان از هر راه ممکن، جسم خود را به مشقّت بیندازد تا مهارت ها و توانمندى هایى را در بعد روحى به دست آورد؛ چه چنین عملى از نظر احکام شرعى و مبانى دینى صحیح باشد یا نباشد. و نیز فرقى نمى کند این کار با کرامت انسانى سازگار باشد یا نباشد؛ مانند بسیاری از ریاضت های غیر شرعی مرتاضان هندی و یا اعمال بسیاری از گروه های صوفیه.
۲. ریاضت در قالب آموزه هاى دینى و براساس معیارهاى شرعى؛ در ریاضت هاى دینى مانند صوم یا روزه، هرگز فرد از چارچوب شریعت خارج نمى شود و هر قدرت و نیرویى براى او مطلوب نیست. او براساس احکام الهى روزه مى گیرد؛ زیرا اعمال احکام دینى، براى این است که انسان را در حوزه عبودیت خدا قرار دهد و او را به مقام قرب الهى برساند. پس نتیجه واثر ریاضت هاى شرعى و غیرشرعى کاملاً با هم متفاوت است.
ج) همانگونه که اشاره شد، آموزه ها و منابع اسلامى بر ریاضت شرعی مهر تأیید زده و انسان ها را به مجاهدت با هوا و هوس و تعدیل قوای جسمی تشویق کرده اند که عبارتند از:
۱. قرآن کریم: به منظور بیرون آوردن انسان ها از حجاب هاى ظلمانى، جهاد با نفس که جهاد اکبر است را به آنان توصیه مى کند و براى آنکه در میدان موفق باشند، به صبر و استقامت و استعانت از حضرت حق دعوت مى فرماید: «وَ الَّذِینَ جاهَدُوا فِینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا و آنان که در راه ما مجاهده و کوشش کردند، به راه خویش هدایت مى کنیم» (عنکبوت:۶۹) «وَ مَنْ جاهَدَ فَإِنَّما یُجاهِدُ لِنَفْسِهِ إِنَّ اللَّهَ لَغَنِیٌّ عَنِ الْعالَمِینَ؛ و هر که بکوشد، تنها براى خود مى کوشد؛ زیرا خدا از جهانیان سخت بى نیاز است»(عنکبوت:۶۹).
۲. روایات موجود ما از معصومین (ع) نیز آکنده از تأکید بر مجاهده و مبارزه با نفس است. در کلمات حضرت علی (ع) ریاضت به عنوان یک امر مهم تلقی شده است؛ مانند: «من استدام ریاضة نفسه انتفع؛ کسی که مداومت بر ریاضت نفس داشته باشد، بهرهمند خواهد شد» (غرر الحکم، ص .۲۳۸). برای مطالعه بیشتر در این مورد نگا: میزان الحکمة، ج ۲، صص ۱۳۹ - ۱۴۱
البته در منابع اخلاقی، عرفانی و ادبی ما که برگرفته از منابع اصیل و جامع «کتاب الله و عترت» است، به این امر مهم نیز توجه ویژه شده است؛ مانند کتاب مثنوی معنوی مولوی، که می گوید:
مردن تن در ریاضت زندگى است رنج این تن روح را پایندگى است
پس ریاضت را به جان شو مشتری چون سپردی تن به خدمت جان بری
د) ریاضت شرعی ـ دینى با ریاضت غیرشرعی ـ غیردینى، تفاوت های بسیار دارد از جمله:
۱. بر اساس قاعده کلى «لاضرر و لا ضرار فى الاسلام؛ ضرر رساندن و ضرر دیدن در اسلام و احکام آن، قرار داده نشده است» و همچنین بر اساس قاعده «لا یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها؛ خداوند براى هیچ کس بیشتر ازتوانایى اش تکلیف نمى کند» (بقره: ۲۸۶)؛ دین، به انسان اجازه ضرر زدن به خود یا به دیگرى را نمى دهد و اعمال او همواره باید فایده عقلایى داشته باشد. براى مثال روزه عمل واجبى است که افراد مکلّف، باید آن را بگیرند. اما همین روزه اگر در جایى موجب آسیب شدید جسمانى،یا بیمارى و یا تشدید آن گردد، حکم آن لغو مى شود و چنین فردى نباید روزه بگیرد. در حالى که مرتاض در ریاضت غیرشرعی خود، ممکن است عملى را به این جهت انجام دهد که موجب تقویت اراده شود و کارى ندارد به اینکه این عمل ممکن است براى او ضرر داشته باشد یا نه.
اساساً اسلام با برنامه «سختی دادن به تن» مخالف است و می گوید بدنت بر تو حقی دارد و لذاست که پیامبر (ص) از عمل عده ای که خواستند ریاضت های شاقه را بر خود وارد کنند نهی فرمود.
حتی اسلام می گوید که برنامه «بر خلاف میل نفس رفتار کردن» اگر چه کار خوبی است اما متاسفانه عده ای مبارزه با نفس را مبارزه با این خود (خود واقعی) هم انگاشتند مثلا نفسی که خواهان آبرو را کاری کردند تا بی‌آبرو شود! عده ای از صوفیه به نام ملامتیه به همین بهانه، حاضر شدند که دیگران شخصیت و کرامت آنها را لگدمال کنند! آنها برای مبارزه با غرور، تظاهر به فسق و فجور می کردند! در صورتی که اسلام با همه اینها مخالف است و امیرالمومنین علی (ع) می‌فرماید: «عز المومن غناه عن الناس» (جلوه های حکمت موضوع ۱۴۶ ح .۸).
۲. در ریاضت هاى الهى، قصد و انگیزه الهى است؛ ولى معلوم نیست در ریاضت های غیرشرعی چنین هدفى دنبال شود. پس فرق دیگر مربوط به انگیزه و هدفى است که در ریاضت دنبال مى شود. اگر از مرتاض سؤال شود انگیزه و هدف تو از این عمل چیست، ممکن است بگوید: براى تقویت روح، یا به جهت تقویت اراده، یا به دلیل اینکه بتوانم توانایى به دست آورم. اما نخستین شرط روزه این است که روزه دار، باید نیّت و قصد «قربت» کند: «انما الاعمال بالنّیات» ( مستدرک الوسایل، ج ۱، ص ۹۰).
۳. تفاوت دیگر در بکارگیرى محصولات و نتایج ریاضت است. یک انسان مؤمن - که در قالب عمل به احکام الهى به کمالاتى دست مى یابد هرگز حاضر نیست از این کمالى که به دست آورده، سوء استفاده کند و در راه حرام، آن را به کار گیرد. اما مرتاض ممکن است در اثر ریاضت، توانمندى هایى به دست آورد و در راه غیرصحیح و غیرمشروع از آن استفاده کند.
هـ) برخی از بزرگان وادی معرفت، ریاضت را دارای چهار رکن اساسی دانسته اند:
۱.سکوت: یعنی بسته شدن هم زبان، لب و دهان انسان از یاد هر کس و هرچیزی که غیر از خدا باشد و نیز سکوت دل که به آن جز یاد خدا امری راه نیابد. سکوت زبان از مدارج اهل دل است و سکوت دل از صفات مقربین واهل کشف وشهود. علامه حسن زاده آملی به زیبایی می فرماید: «از خاموشی گفتار زاید»(نامه ها، برنامه ها).
۲.عزلت یا گوشه گیری از هیاهوی دنیا: عزلت مایه سکوت سالک است. در این مرتبه است که سالک از خلط و آمیزش و موانست و معاشرت با مردم بی‌خبر خودداری می کند و در حال خلوت به دنیا و مافیها وقعی نمی گذارد.
۳.گرسنگی (صوم؛ روزه): برای تسلط بر نفس شهوانی و قوای حیوانی، گرسنگی بهترین توشه هر رهروی است. پرخوری دلیل بر دوری و محروم شدن از انوار الهی و بی نصیب ماندن از خیر و برکت است.
گرسنگی، خشوع و خضوع، مسکنت و احساس فقر و سکون و آرامش را به همراه می آورد و رقت وصفا را در سالک برمی انگیزاند و موجب می گردد که به اخلاق الهی متخلق گردد. گرسنگی باید با همت مردانه سالک توام باشد چه در غیر این صورت ثمری ندارد.
۴.بیداری (یقظه): بیداری مایه خودشناسی است که مقدمه خداشناسی است و هر گاه سالک از هیاهوی مردم دنیازده دوری گزید و به خدا مشغول شد و هنگامیکه غفلت زدگان به خواب فرو می روند، بیداری کشید و ارکان ریاضت را به جا آورد، از دایره محدود بشریت خارج می شود و به عالم ملکوت راه می یابد. بیداری بر دو نوع است یکی بیداری دل و دیگری بیداری چشم. (حق الحقیقه، کاشف دزفولی صدرالدین، از صفحات آخر کتاب)
ی) در این باره مطالعه کتب ذیل راهگشا خواهد بود:
جهاد با نفس؛ امام خمینی.
جهاد با نفس؛ شیخ حرّ عاملی.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
مراحل ریاضت چگونه.است.خواب غذا...
پرسمان
دوست گرامی. برای شما ترک گناه و انجام واجبات بهترین ریاضت است. این مرحله را ریاضت واجب می گویند. اگر کسی در خودسازی اخلاقی و تحصیل ملکه تقوا موفق شود و سلوک اخلاقی خود را به نهایت برساند وارد مرحله عشق و سلوک عرفانی می شود و در این مرحله برای این که رشد کند به ریاضت های مستحب روی می آورد. اما برای شما که احتمالا در حال شروع خودسازی هستید ریاضت واجب اهمیت و اولویت دارد. توضیحاتی درباره ریاضت در اسلام:«رياضت» - كه به گفته عارفان «مفتاح همه سعادت ها و كيمياى همه دولت ها است»ابوسعيد نامه، ص 12.. همان مجاهدت و جهاد با نفس است كه موجب مى شود آدمى، از حجاب هاى ظلمانى رهايى يابدشرح بر مقامات اربعين، صص 74 - 76 و نيز نگا: فلسفه عرفان، ص 267.. برخى آن را نوعى آمادگى براى سلوك معنوى دانسته اند.اشارات، ج 3، نمط نهم. «رياضت» براى جلوگيرى از حركات افراطى در قواى شهويه، غضبيه و ناطقه است و اين قوا را جهت كمال انسانى تعديل مى كند. نفس انسانى داراى سه نيرو است كه آنها را «نفوس سه گانه» ناميده اند: نفس شهوانيه، نفس غضبيه و نفس ناطقه و مجموع اخلاق پسنديده و ناپسند آدمى، از اين سه نيرو نشأت مى گيرد. اگر «نفس شهوانيه» به سمت افراط پيش رود و وجود آدمى را مسخّر خويش سازد، به چارپايان بيشتر شباهت خواهد داشت، تا آدميان. امّا اگر اين نيرو تعديل شود، انسان داراى عفت و ادب نفسانى مى گردد و به مقام اصلى خود بار مى يابد. اگر «نفس غضبيه» حاكم مطلق انسان شود و به صورت عادتى مستمّر با وى عجين گردد، او به درندگان بيشتر از انسان شبيه خواهد بود. امّا اگر اين نيرو تعديل گردد، آدمى متين، بردبار، نيك روش و دادگر خواهد شد؛ همان خصايص حسنه اى كه زيبنده او است. «نفس ناطقه» نيز اگر تعديل نشود، پست فطرتى، ترفند، خدعه گرى، چاپلوسى، مكر، ريا و تظاهر بر وجود آدمى چيره خواهد شد و اگر از جنبه افراط بازداشته شود، وى مى تواند در پرتو آن، دو نيروى ديگر (خشم و شهوت) را، رام خويش سازد و خود را به كسب دانش و ادب و خويشتن دارى از پستى ها رهنمون سازد.در اين خصوص نگا: تهذيب الاخلاق، صص 50 - 56. رياضت عبارت است از وارد كردن نفس، به سختى ها و مشقّات بدنى و روحى و مخالفت با هوا و هوس و تعديل سه قوه پيش گفته تا «سالك» بتواند به مقام معنوى خويش نايل شود و راه حق را بيابد. آموزه هاى اسلامى بر اين امر مهر تأييد گذاشته و انسان ها را به مجاهدت با هوا و هوس و تعديل قوا تشويق كرده است. قرآن كريم به منظور بيرون آوردن انسان ها از حجاب هاى ظلمانى تعلقات، جهاد با نفس و مخالفت با هواهاى نفسانى را به آنان توصيه و بر آن تأكيد مى كند و براى آنكه در ميدان جهاد با نفس (جهاد اكبر) موفق باشند، به صبر و استقامت و استعانت از حضرت حق دعوت مى فرمايد:مقالات، ج 1، ص 70. A}«وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا»{A؛ عنكبوت (29)، آيه 69.؛ «و آنان كه در راه ما مجاهده و كوشش كردند، به راه خويش هدايت مى كنيم». A}«وَ مَنْ جاهَدَ فَإِنَّما يُجاهِدُ لِنَفْسِهِ إِنَّ اللَّهَ لَغَنِيٌّ عَنِ الْعالَمِينَ»{A؛ همان، آيه 9.؛ «و هر كه بكوشد، تنها براى خود مى كوشد؛ زيرا خدا از جهانيان سخت بى نياز است». روايات نيز آكنده از تأكيد بر مجاهده با نفس و مبارزه با آن است و از هر كارى مهم تر تلقى شده است.نگا: ميزان الحكمة، ج 2، صص 139 - 141. مردن تن در رياضت زندگى است - رنج اين روح را پايندگى است مثنوى معنوى، دفتر 3، بيت 3365. از ديدگاه اسلام راه و روش اين رياضت ها، راه ها و روش هاى تعيين شده است؛ يعنى، از آنجا كه هر حجابى، اثر واقعى خاص خويش را دارد، از بين بردن آن نيز راه مخصوص به خود را در عالم تكوين دارد و نمى توان بر خلاف آن قدم نهاد و اگر كسى هم بر خطا رود، مطلوب خويش و اصلى را در رياضت به دست نخواهد آورد. بر اساس فرهنگ اسلامى، فقط با «ايمان» و «عمل صالح» و آنچه كه خداوند متعال و رسول و ائمه اطهار«عليهم السلام» دستور داده اند، رهايى از حجاب ها ميسّر است: A}«قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدى وَ أُمِرْنا لِنُسْلِمَ لِرَبِّ الْعالَمِينَ»{A؛ انعام (6)، آيه 71.؛ «بگو: حقيقت اين است كه هدايت، همان هدايت الهى است و بس و ما مأموريم در مقابل پروردگار همه عوالم، تسليم بوده و تابع هدايت او باشيم». A}«وَ أَنَّ هذا صِراطِى مُسْتَقِيماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ ذلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ»{A؛ همان، آيه 153.؛ «و اينكه، اين است صراط مستقيم من، پس تبعيت از آن بكنيد و از تبعيت كردن از راه هاى ديگر بپرهيزيد كه شما را از صراط مستقيم بازداشته و پراكنده مى كند بدانيد اين توصيه خداى متعال است به شما، باشد كه راه تقوا را در پيش گيريد». به هر حال اصل رياضت و مجاهدت در نظر اسلام، با انطباق آن بر واجبات و محرمات، مستحبات و مكروهات، امرى مقبول و تأييد شده است.مفاتيح الغيب، ص 1077. اهداف رياضت - بنابر آنچه كه ابوعلى سينا نوشته است - سه چيز است: T}يك.{T غير خداوند را از سر راه دور كند. T}دو.{T انسان از آن جهت كه تركيبى از عقل و شهوت است و پهنه وجودش صحنه كشمكش قواى سفلى و علوى است؛ براى سفر بدون مزاحم به سوى بالا، بايد كارى كند كه جنبه سِفْلىّ نفس (نفس اماره) مطيع و تسليم جنبه عِلْوِىّ و عقلى (نفس مطمئنه) گردد؛ وگرنه به طور دائم در حال كشمكش و رفتن و بازگشتن و ترقى و سقوط خواهد بود. T}سوم.{T لطيف كردن و رقيق كردن روح است تا آماده قبول انوار و تجلياتى شود.نگا: اشارات، ج 3، نمط نهم؛ مقالات، ج 2، صص 168 و 169. پس رياضت براى خالص و پالايش كردن وجود آدمى است. بهر آن است اين رياضت وين جفاتا برآرد كوره از نقره جفا مثنوى معنوى، دفتر 1، بيت 232. نتايج رياضت نيز به حسب نوع و مرتبه و كميت و كيفيت آن، متفاوت است؛ برخى كه رياضت هاى مشروعشان در حد پايين ترى است، مشاعر بالاتر حسى شان تقويت مى گردد و با چشم، گوش، لامسه، چشايى و بويايى، حقايق برتر را مى بينند، مى شنوند، لمس مى كنند، مى چشند و مى بويند. هر چه رياضت دقيق تر، ژرف تر، گسترده تر و مداوم تر شود، مكاشفات و مشاهدات برترى حاصل مى گردد و هر چه باريك تر و لطيف تر گردد، تجليات و انوار الهى بر قلب سالك مى تابد و خود را با وجه او مواجه مى بيند. به هر حال برآمد رياضت مشروع، «تسليم جان» شدن در مقابل جانان و فانى گشتن در وجه او و باقى ماندن به بقاى او است. اين رياضت هاى درويشان چرا است كآن بلابر تن بقاى جان ماست تا بقاى خود نيابد سالكى چون كند تن را سقيم و هالكى دست كى جنبد به ايثار و عمل تا نبيند داده را جانش بدل همان، دفتر3، ابيات 3349 - 3351.

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.