حکم عاشقی در اسلام ۱۳۹۳/۰۲/۰۴ - ۷۷۶۳۹ بازدید

من عاشق هستم. عاشق یک خانم. عشقی که نه به خاطر ظاهر، نه چشمی و نه یکهویی بر من عارض شده! دلیل عشق من (که روش سال ها فکر کردم و به جواب رسیدم) نه زیباییست، نه اموال و مقام، نه مشترکات و نه اینجور موارد کم ارزش تنها دلیل عشق من خود وجودی اون خانم هست. این عشق تا حالا سبب نشده من تقوا و عفافم رو تحت تاثیر قرار بدم. همواره با غقلم به دلم افسار زدم. این عشق تا حالا مقابل عشق خدا قرار نگرفته. سال هاست این عشق در من ریشه کرده و هر روز قوی تر میشه. سال ها شکل گیریش طول کشیده و سال ها با این احساس زندگی کردم که البته تا بهم نگفتن این عشقه اسمشو نمیدونستم! الان ۵ ساله که متوجه هستم درونم چه خبره!سوالم با توجه به توضیحات اینه: آیا اسلام با چنین مفهومی مخالفه؟! آیا اون رو امری شیطانی، زینت دنیا یا سدی در برابر رسیدن به خدا میدونه؟! آیا این عشق با توجه به توضیحات از جمله عشق های پست یا کور حساب میشه؟!از طریق ایمیل در خدمتتون هستم/باتشکر

اگر کسی به کسی علاقه دارد ، مادامی که آن را اظهار نکرده ، این عشق فی نفسه مشکلی ندارد ، گرچه اگر ازما سؤال می کردید که آیا به چنین عشقی ادامه بدهیم ؟ پاسخ می دادیم که: گذشته از این که ما نمی دانیم این خانم چند سال دارد وکیست وبا شما چه نسبتی دارد ومجرد است یاخیر وشما کیستید وچندسال دارید وآیا مجردید ویا متاهل؟ عرض می کنیم که خیر ادامه ندهید ، به این دلیل که چنین عشقی را که صرفا یک مردی یک خانمی دوست بدارد ؛ اسلام ودین امضا نمی کند، بله اگر همه شرایط برای ازدواج فراهم بود واین دوستی به این دلیل ادامه پیدا کرده که منجر به ازدواج شود، ممکن بود بگوییم که اشکالی ندارد! چون تنها امری که مجوز دوستی بین دختر وپسر نامحرم است ، ازدواج است والا دوستی ورفاقت بین دو نامحرم مورد امضای خداوند نیست.   راجع به ارتباط با نامحرم، به تحقیق زیر توجه کنید: بر اساس بینش دینی و اسلامی هرگونه دوستی با جنس مخالف ممنوع و حرام است و عذاب اخروی در پی دارد، اما ارتباط عادی برای مصالح ویژه از قبیل مباحثات علمی، داد و ستد، رفت وآمدهای خانوادگی، استاد و شاگردی و مانند آن، که لازمه زندگی اجتماعی هستند و منافع مادی و معنوی بر آن ها مرتب هستند، اشکال ندارد، ولی این ارتباطات هم شرایط و قوانینی دارند که به بعضی از آن ها اشاره می شود:
1)رعایت حیای فردی و عفّت جمعی:
ارتباط با جنس مخالف، اگر در شرایط خاصی اتفاق  بیافتد، نه تنها مجوّز پرده دری و از بین بردن عفت نیست، بلکه از ابتدا برای حفظ حریم عفت و حیا تأسیس شده و به خاطر مصالح مهم اجتماعی وضع شده است; یعنی فلسفه وجودی این ارتباط، حفظ عفّت عمومی و تحکیم حیای فردی و کسب کمالات از طریق مقابل است. از این رو، ممکن نیست فلسفه وجودی آن را زیر پا نهاد. حتی برای زن و شوهر هم، که از ارتباط دوستی بی حد و مرز برخوردارند، این آزادی در رفتار دوستانه وجود ندارد و همه باید حیای عمومی و حریم اخلاقی جامعه را حفظ کنند و زمینه تحریک و انحراف همنوعان را فراهم ننمایند و روابط همسری در چارچوب ارزش های دینی و انسانی انجام گیرند. خداوند متعال در سوره مبارکه قصص، در داستان ارتباط دختران حضرت شعیب(علیه السلام) با حضرت موسی(علیه السلام) به این شرط تصریح دارد و می فرماید: وقتی حضرت موسی(علیه السلام) در آب دادنِ به گوسفندان، به دختران شعیب(علیه السلام) کمک نمود، آنان نزد پدر رفتند و از جوانمردی حضرت موسی(علیه السلام) تعریف و تمجید کردند و حضرت شعیب(علیه السلام)تصمیم گرفت از حضرت موسی(علیه السلام)سپاس گزاری کند. به همین دلیل، دختران خود را به دنبال او فرستاد و دختران در اوج حیا و عفّت حرکت کردند تا به کنار جاده رسیده و در آنجا منتظر ماندند تا حضرت موسی(علیه السلام) متوجه حضور آنان شود و حضرت موسی هم متوجه آمدن آنان شد. دختران از او تقاضا کردند تا پیش پدرشان بیاید و حضرت موسی هم قبول کرد، وقتی خواستند به طرف منزل بروند، حضرت موسی(علیه السلام)به خاطر حفظ حریم حیا و عفّت، دوشادوش دختران حرکت نکرد، بلکه جلوتر از دختران راه می رفت و دختران شعیب به دنبال او با انداختن سنگ ریزه، مسیر را نشان می دادند.
بنابراین، ارتباط با جنس مخالف باید با حفظ حریم فردی، رعایت حیا و عفّت اجتماعی باشد و اگر برخاسته از تمایلات جنسی و شهوانی باشد، ممنوع است و گناه بزرگی در پی دارد.
2)رعایت دستورات دینی در ارتباطات:
  به طور مثال :خواستگار در مراحل خواستگاری می تواند در قالب دستورات شرع با فرد موردنظر خود ارتباط داشته باشد، اما حتماً باید با رعایت دستورات دینی انجام گیرد تا ـ خدای ناکرده ـ به گناه منجر نشود. یعنی، پسر باید سعی کند با دختر، شوخی جنسی و تحریک آمیز، صحبت های عاشقانه، نگاه های شهوت انگیز، تماس بدنی و تمام کارهایی که از نظر دین اسلام ممنوع هستند، انجام ندهد و ارتباط آنان در فضایی برادرانه و جوانمردانه انجام شود; زیرا اگر مراعات مسائل دینی و اعتقادی در ارتباط وجود نداشته باشد، آرام آرام این ارتباط به طرف ناهنجاری اخلاقی کشیده شده، رابطه ناسالم می گردد و در این صورت، به ضرر هر دو تمام می شود و جامعه دینی هم این ارتباط را قبول نمی کند و در مقابل آن واکنش نشان می دهد.
. 3)هدفدار بودن:
بسیاری از ارتباطات دختران و پسران نوجوان هدف جدّی و ارزشمند نداشته، صرفاً لذت جویی لحظه ای می باشد که این لذت جویی ها اگر در چارچوب دستورات دینی ـ یعنی، پس از جاری شدن عقد ازدواج ـ نباشند، جایز نیستند. از این رو، این ارتباطات، که صرفاً جنبه تفریحی دارند و منفعتی مشروع از آن ها به هیچ کدام از دختر و پسر نمی رسد مذموم است. بنابراین، برای جلوگیری از هدر رفتن سن نوجوانی و سنین نشاط و بالندگی لازم است تا در ارتباطات اهدافی دنبال شود و از این فرصت برای بهره برداری علمی، اخلاقی، آموزشی و هنری استفاده گردد.
نتیجه اینکه در دستورات دینی و تربیتی اسلام، توجه ویژه ای به دوستی و ارتباط شده و معیارهایی که برای انتخاب دوست بیان شده، همه در جهت تربیت و تکامل انسان ها بوده و سعی شده است ترقّی و بالندگی اخلاقی، علمی و معنوی در آن ها مورد توجه باشد و حتی در ارتباط با جنس مخالف هم دستورات و رهنمودهایی ارائه شده که با کمال طلبی انسان ها سازگاری دارد و خط مشی طوری ترسیم شده است که انسان ها را از انحراف و کج اندیشی بازداشته، به خالق یکتا نزدیک سازد و سعادت دنیوی و اخروی آنان را در پی داشته باشد.
وضع مطلوب در روابط دختر و پسر
پس از بحث در مورد انواع برخوردها در روابط دختر و پسر می توانیم حدود ارتباطی مناسب بین دو جنس را مورد بحث و بررسی قرار دهیم برای نشان دادن وضع مطلوب در روابط بین دو جنس می توان به ویژگیها و خصوصیات زیر اشاره کرد.
1 – شناخت واقعیتهای جنس مخالف: در این زمینه بهتر است به گونه ای عمل کنیم که واقعیت جنس مخالف را تا حد ممکن بشناسیم و بر اساس این شناخت، اعمالمان را تنظیم کنیم شاید بهترین راه شناخت جنس مخالف در نظر گرفتن و شناخت دقیقتر واقعیت وجودی افرادی از جنس مخالف است که با ما سالها زندگی کرده و ما آنها را در نشیب و فرازهای گوناگون زندگی از نزدیک آزموده ایم. برای جنس مونث شناخت پدر، برادر، عمو، دایی و امثال این افراد می تواند تا حد زیادی واقعیت جنس مخالف را نشان دهد.
و برای جنس مذکر نیز واقعیات مشاهده شده از مادر، خواهر، خاله، عمه و امثال اینها نیز می تواند نشانگر واقعیات وجودی جنس مخالف باشد در صورتی که بدانیم و یقین داشته باشیم که افراد جنس مخالف تا حد بسیار زیادی بخصوص از آن جهت که در زندگی ما عملاً موثر است با یکدیگر مشابهت دارند، دیگر دچار خیالپردازی و تصور رویایی در مورد جنس مخالف نخواهیم شد با بیان این مطالب به دومین ویژگی از خصوصیات وضع مطلوب در روابط دختر و پسر می پردازیم
2 – اجتناب از خیالپردازی و تصور رویایی در مورد جنس مخالف:
یکی از مشکلات موجود در روابط بین پسر ودختر ، داشتن تصورات خیالی از یکدگیر است گاه دختر و پسر از یک فرد بخصوص تصویری خیالی و کاملاً غیر واقعی می سازند و با آن تصویر زندگی می کنند برای دخترگاه یک پسر با تمام ضعفها و محدودیتها و همچنین ناپختگیها و رشد نایافتگیها به شکل شاهزاده ای که سوار بر اسب سپیدی از راه رسیده ، او را به سرزمین رویاها می برد، تجلی پیدا می کند که گویی فرشته ای مهربان از آسمانها برای نجات او و برای ایجاد پناهگاه برای او به زمین آمده است این تصورات رویایی بسیار زود از بین خواهد رفت و واقعاً مانند یک رویا در زندگی زایل خواهد شد بنابراین در یک ارتباط مطلوب بهتر است است از رویا پردازی در مورد جنس مخالف به شدت اجتناب کنیم این مطلب با عشق و دوست داشتن مغایرتی ندارد انسان می تواند فردی را بسیار عمیق دوست بدارد ولکن این دوست داشتن نباید موجب کوری و کری انسان شود.
3 – از بین بردن ترسها، دلهره ها هیجانها، احساس خصومت و خشونت نسبت به جنس مخالف : سومین ویژگی در یک برخورد مطلوب خالی کردن ذهن از عواطف منفی است هر گونه احساسی که می تواند جنس مخالف را در ذهن ما به شکل منفی جلوه دهد و یا موجب رفتار مخرب ما نسبت به او باشد، می باید از ذهن حذف شده ، یا اصلاح گردد.
4 – حفظ خونسردی و صلابت شخصیت، به هنگام برخورد با جنس مخالف: خونسردی خود را حفظ کرده، هیجانات مختلف را از خود دور کنیم و چنین امری حداقل از دو طریق امکان پذیر است اول اینکه تلاش کنیم جنبه های ارادی اعمالمان راافزایش دهیم و به عبارت دیگر با داشتن برنامه هایی در جهت تقویت اراده خویش گام برداریم انسانهایی که خود را به دست امیال و راحتیها می سپارند معمولاً تسلط خوب و کافی بر اعمال خویش ندارند دوم اینکه از طریق تمرین و حفظ خونسردی به هنگام مواجه شدن با جنس مخالف تلاش کنیم به سطحی از کنترل رفتاردست بیابیم که در آن خونسردی و صلابت کافی در برخورد با جنس مخالف را داشته باشیم.
5 – برخورد مبتنی بر احترام با مراعات حدود شرعی در مورد محرم، نامحرم، حلال و حرام: در فرهنگ ما برخورد مناسب بین دو جنس به شکل دقیق در چگونگی ارتباط بر اساس ملاکهای چهارگانه محرم و نامحرم و حلال و حرام مشخص شده است رعایت این حدود نشانگر آشنایی ما با فرهنگ منسجم اسلامی است برای شناخت این حدود لازم است به کتب فقهی مناسب مراجعه شود.
6 – فقدان روابط پنهانی با جنس مخالف و مشورت با والدین در این گونه موارد: برقراری روابط پنهانی پیش از ازدواج ممکن است تا بدانجا پیش رود که به نوعی به هر یک از طرفین آسیب رسیده و آنها را در مقابل یک عمل انجام شده قرار دهد بهتر است دختران و پسرانی که تجربه و شناخت کافی از جنس مخالف ندارند و نیز تسلط کافی از جنس مخالف ندارند و نیز تسلط کافی بر اعمال و امیال خویش نیافته اند از طریق مشورت کردن با والدین و احتمالاً در میان گذاشتن تمایل خود نسبت به کسی ، از آنان راهنمایی بخواهند و از این راه احتمال آسیب دیدگی روانی و تربیتی خویش را کاهش دهند
7 – اجتناب از برقراری روابط صمیمانه با جنس مخالف قبل از عقد شرعی: با این حال که روابط ما با جنس مخالف می باید خالی از پرخاشگری و ناپختگی و به دور از بی احترامی باشد، لکن نباید ارتباط صمیمانه ای بین ما برقرار شود و این مطلب را حتی به رغم وجود علاقه بین دو جنس نیز می باید رعایت کرد ما برای توضیح بیشتر در این زمینه، به موضوع عشق و نقش آن در ازدواج ، در پایان همین مباحث خواهیم پرداخت.
8 – نداشتن رفتار سبک، خودنمایی و جلب توجه جنس مخالف در مجامع مختلف: توصیه می شود که دختران و پسران از داشتن رفتار سبک مبتنی بر جلب توجه جنس مخالف دوری گزینند این مطلب به رغم اینکه به صورت یک راهنمایی برای دختران و پسران ارائه می شود، ولی گاهی اوقات از طرف برخی از دوستان نوجوان و جوان مورد اعتراض قرار می گیرد بعضی از دختران در مقایسه خود با دیگران به این نکته اشاره می کنند که آنهایی که رفتار آنچنانی در پیش می گیرند و خود را به اشکال مختلف به جنس مخالف عرضه می کنند در زندگی موفق ترند ، بسیار زودتر ازدواج می کنند و تشکیل زندگی می دهند در حالی که ما به دلیلی داشتن رفتار موقر، پیوسته دچار تنهایی و دور افتادن از ازدواج می شویم چنین عباراتی به نوعی برای این دختران راهنمای عمل قرار می گیرد و آنها را دچار تعارض بین حفظ حرمت، عفت و رفتار و موقر از یک سو و داشتن یک رفتار خودنمایانه مبتنی بر جلب مشتری از سوی دیگر می سازد.
خوب است که به این نکته اشاره کنیم: انسانی که دارای اهداف و آرمانهای شناخته شده و منسجم در جهت حفظ کرامت انسانی خویش است، هرگز از این وضع دچار تعارض نمی شود او به دنبال یافتن همسری پاک و عفیف است، ولی کسی که از طریق نمایش دادن اندامها و ظاهر خود، پسری به سوی خویش جلب می کند، قطعاً باید بداند کسی را شکار کرده است که چیزی جز امیال حیوانی انسان نمی شناسد این آیه کریمه الهی که می فرماید: الْخَبِیثَاتُ لِلْخَبِیثِینَ وَالْخَبِیثُونَ لِلْخَبِیثَاتِ وَالطَّیِّبَاتُ لِلطَّیِّبِینَ وَالطَّیِّبُونَ لِلطَّیِّبَاتِ ... سوره : النور آیه : 26
یعنی زنان ناپاک از آن مردان ناپاکند و مردن ناپاک از آن زنان ناپاک و زنان پاک از مردان پاک و مردان پاک از آن زنان پاکند، درست به همین نکته اشاره دارد و اگر ارزشهای عالی انسانی مانند عفت، ایمان، پاکدامنی خوش قلبی و سلامت نفس برای کسی معنا پیدا نکرده باشد، او می تواند زندگی خود را از طریق تمایلات سطح پایینتر مانند تمایلات جنسی، ارضای آنها و رسیدن به لذات بدنی سامان دهد، ولی کسی که به سطوح بالاتر دسترسی پیدا کرده است هر چند که مدتی ارضای تمایلات و نیازهای جسمانی او به تاخیر بیفتد، لکن حفظ ارزشهای عالی انسانی او را کفایت می نماید.
ج) تصمیم به توبه، خود مهمترین عامل توبه است .
البته توبه مشکل است ولی محال نیست، آن هم توبه از گناهان این چنینی که اراده انسان آلوده تحت سلطه هوای نفس است ؛ فرزند عزیز، بدان که خدای مهربان دری به نام توبه برای همه بندگانش گشوده و با آغوشی باز بندگان گنهکارش را که رو به سوی توبه آورده اند، می پذیرد. لذا باید آستین همت را بالا زده و با عزمی راسخ توبه ای کنیم متناسب به گناه خویش.
گناه، یعنی پشت به خدا کردن و در راهی رفتن که انسان را از خدا دور می کند. اثر معنوی این دور شدن از خدا، تاریک شدن دل است، زیرا خداوند نور آسمان و زمین است -الله نور السموات و الارض- و دور شدن از خدا، یعنی دور شدن از نور و تاریک شدن باطن انسان. توبه در مقابل آن است. یعنی بازگشت از راه تاریک گذشته و حرکت به سوی نور خداوند که خوب طبعا اثرش نورانی شدن انسان است و تاریکی های گذشته با نور الهی که بر دل می تابد از بین خواهد رفت.
توبه راستین از گناهان آن است که قصد بازگشت به آن گناه را نداشته باشد. خداوند متعال بارها در قرآن مجید وعده غفران به تائبان داده است و حتى گناهکاران را فرمان به مأیوس نشدن از رحمت خویش داده است. چنان چه در آیه 53 سوره زمر مى فرماید: به آن بندگانم که در گناه کردن بر نفس خویش اسراف کرده اند بگو هرگز از رحمت بى منتهاى خدا ناامید مباشید البته خداوند همه گناهان شما را خواهد بخشید که او خدایى بسیار آمرزنده و مهربان است. همچنین مى توان آیات (135)آل عمران و (48)نسا را به دقت ملاحظه نمایید.
دوست عزیز، هر گناهی با توبه پاک می شود و خداوند بخشنده و مهربان است. ان الله یغفر الذنوب جمیعا ; خداوند همه گناهان را می آمرزد.
در برخى موارد مانند غیبت و تهمت ، طلب رضایت از غیبت شونده نیز در صورت امکان لازم است، و مورد گناهانى همچون زنا و لواط ؛ دربعضی از مواقع، اموری مانند پشیمانى واقعی، تصمیم بر عدم تکرار و طلب مغفرت از خداوند ، براى توبه کافى است و در این صورت نباید در بخشش خداوند شک کرد.
در آیه 70 سوره فرقان بیان شده است: «إِلاَّ مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَأُوْلئِکَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِیماً؛ مگر کسانى که توبه کنند و ایمان آوردند و عمل صالح انجام دهند که خداوند گناهان آنان را به حسنات تبدیل مى کند؛ و خداوند همواره آمرزنده و مهربان است».
د) قصد نداشتیم به گناه خاصی اشاره کنبم اما برای نمونه ومثال راجع به یک گناه کبیره، سخن می گوییم :
اما راجع به «زنا» به مطالب زیر توجه کنید :
  ابن مسعود گفت از پیغمبر اکرم صلى اللّه علیه و آله و سلّم سؤال نمودم بزرگترین گناه کدام است؟
فرمود : « براى خداوند شریک قرار دادن، عرض کردم بعد از شرک بخدا چه گناهى بزرگتر است؟ فرمود از ترس فقر و بینوائى ؛فرزند را کشتن ،پرسیدم و بعد از آن ،فرمود: مرتکب عمل فحشا و زنا شدن است . »
چه ، زنا کردن اولش مخالف و آخرش ندامت و پشیمانى است، و روز قیامت این طایفه عذابشان دو چندان شده و در نهایت خوارى و پستى در دوزخ جاوید خواهند ماند مگر آنکه از گناهان خود توبه نموده و بجبران گناهان خود اعمال شایسته و نیکو بجا آورند تا خداوند بدیهاى آنها را با نیکى جبران و ثواب عطا فرماید.
در بعضى از روایات نیز وارد شده که شخص زناکار در آن لحظه اى که مرتکب این عمل مى شود از ایمان بازداشته مى شود.
- قال رسول اللّه (ص) ...: لا یزنی الزانی حین یزنى و هو مؤمن. و لا یسرق السارق حین یسرق، و هو مؤمن. فانه اذا فعل ذلک خلع عنه الایمان کخلع القمیص.
یعنى شخص زناکار به هنگامى که مرتکب این عمل مى شود مؤمن نیست. و همچنین شخص سارق به هنگامى که مشغول دزدى است ایمان ندارد چرا که به هنگام ارتکاب این عمل، ایمان را از او بیرون مى آورند، همانگونه که پیراهن را از تن
- محمد بن یعقوب ... از ابى حمزه شمالى نقل کرده که گفت خدمت حضرت سجاد بودم مردى شرفیاب خدمت حضرت شد و گفت من گرفتار زنان و از گناه زنا کردن چشم نمیپوشم ولى براى جبران این عمل هر وقت مرتکب زنا میشوم یک روز روزه میگیرم آیا این روزه کفاره آن گناه مى شود؟ حضرت فرمود: هیچ چیز نزد خدا محبوبتر از این نیست که اطاعتش شود و معصیت او نشود تو نه زنا کن و نه روزه بگیر. پدر بزرگوارش - حضرت باقر علیه السّلام او را در آغوش گرفت و ضمنا دست آن مرد را گرفت و فرمود: تو عمل دوزخیان را انجام میدهى و انتظار و توقع دارى که ببهشت بروى؟! و از پیغمبر اکرم صلّى اللَّه علیه و آله روایت شده که فرمود: روز قیامت گروه هائى مى آیند که مانند این کوه بزرگ اعمال نیک دارند، ولى در عین حال فرمان ورود بدوزخ در باره آنان صادر مى شود. سؤال شد آیا این گونه افراد نماز میخواندند؟ فرمود اینان نماز میخواندند روزه میگرفتند و پاسى از شب را عبادت میکردند ولى اگر از دنیا چیزى در دستشان قرار میگرفت با ولع و حرص او را میگرفتند
- امیر المؤمنین على (ع) فرموده است: آن کس که زنا کردن را دوست داشته باشد، اگر تصور کند حلال زاده است، دروغ پنداشته است.
مجازات زناکار (ارشاد القلوب-ترجمه رضایى، ج 1، ص: 175)
- نبى اکرم صلّى اللَّه علیه و اله فرمود: که همانا براى اهل دوزخ فریادیست از بوى (فرج) شرمگاه زناکاران پس بپرهیزید شما از زنا کردن که در آن شش خصلت بد است سه تاى آن در دنیا و سه تا در آخرت پس آن سه تا که در دنیاست یکى اینست که آبروى انسان را مى برد دومى باعث فقر و تهى دستى مى شود سومى عمر زناکار را کوتاه میکند و اما آن سه که مربوط بآخرت است یکى سبب خشم و غضب پروردگار مى شود دومى سبب بدى حساب گردد سوم مجازات و عذاب زناکار را در قیامت بزرگ میکند زناکاران روز قیامت مى آیند ولى از شرمگاه (فرج) آنان آتش زبانه میکشد آنان از بوى گند شرمگاه شان (فرج) شناخته میشوند که زناکارند. « عقاب الاعمال، صدوق، صفحات 300، 311 و 332. م»
- پیامبر فرموده اند: هر کس با زنى مسلمان یا یهودى و مسیحى و زرتشتى، چه آزاد و چه کنیز، زنا کند و از گناه خویش توبه نکند و در حالى که بر آن اصرار بورزد بمیرد، خداوند در گورش سیصد دریچه مى گشاید که از آنها مارها و کژدم ها و اژدهاهاى آتشین تا روز رستاخیز به سوى او مى آیند و چون از گور خود برانگیخته شود، مردم از بوى بد بدنش سخت ناراحت مى شوند و بدین گونه خود و عملش شناخته مى شوند تا آنگاه که او را به آتش مى برند. « عقاب الاعمال، صدوق، صفحات 300، 311 و 332. م»
-همان حضرت فرموده اند: چون زنا بسیار شود، مرگ ناگهانى بسیار خواهد شد.
-امام صادق (ع) فرموده است: چون خداوند جهان را بر پا داشت، به موسى (ع) چنین وحى فرمود: که من در اثر کارهاى پدران، پسران را پاداش مى دهم، اگر نیک باشد، پاداش نیک و اگر بد باشد جزاى بد. زنا مکنید که در نتیجه، با زنان شما زنا شود و هر کس پاى در بستر مسلمانى نهد، پاى در بسترش نهاده مى شود. هر گونه که رفتار کنى، همان گونه با تو رفتار مى شود.
- امیر المؤمنین على (ع) فرموده است: چون روز رستاخیز فرا مى رسد، خداوند بوى بسیار بدى را در صحراى قیامت منتشر مى سازد که همه حاضران چنان آزار مى بینند که نفسهاى ایشان بند مى آید. در این هنگام به آنان ندا داده مى شود که آیا مى دانید این بوى آزار دهنده چیست؟ مى گویند: نه، ولى ما را به سختى آزار داد. گفته مى شود: این بوى بد آلت جنسى زناکاران است و کسانى که با بار گناه زنا، با خداى خود ملاقات کرده اند و در دنیا توبه نکرده اند. آنان را لعنت کنید که خدایشان لعنت کناد! و هیچ کس باقى نمى ماند، مگر اینکه مى گوید: پروردگارا زناکاران را لعنت فرماى! « عقاب الاعمال، صدوق، ص 312. »
- پرسشگر عزیز بدان که :
انسانى که گاهى دچار گناه و خطا مى گردد و بعد پشیمان مى گردد و خود را ملامت و سرزنش مى کند، به مرحله اى رسیده که داراى نفس لوّامه و سرزنشگر شده است و یک پله از مرحله نفس اماره یعنى نفسى که به زشتى و بدى امر مى کند و از انجام آن ملول نمى گردد و بیمى ندارد، بالاتر آمده است و این فرد یک قدم به هدف نزدیک شده است و باید خدا را شاکر بود و از او خواست که توفیق رسیدن به مراحل بالاتر و هر چه بیشتر نزدیکتر شدن به خود را ، به ما عنایت کند.
باید توجه داشت که فاصله گرفتن از بدى و گناه و نزدیک شدن به معنویات و قرب خداوند، امرى تدریجى است و محتاج صبر و حوصله فراوان است. انسان باید مانند کوهنوردى باشد که گاهى به قله کوه بلندى که قصد صعود به آن را دارد نگاه مى کند و احساس مى کند هنوز تا قله کوه, راه زیادى مانده و از طرفى به دامنه کوه نگاه مى کندو مى بیند از آن فاصله گرفته و این حالت بین ترس و امید را چنان چه در قرآن کریم و روایات معصومین(علیهم السلام) آمده، همواره در زندگى خود حفظ کند. یعنى هم از این که گاهى توفیق بندگى و دورى از گناه را پیدا کرده امیدوار و خوشحال باشد و هم از این که گاهى دچار لغزش و گناه مى گردد ترسان و بیمناک.
- آثار توبه:
1- محبوبیت نزد خداوند  سوره بقره / 222 : ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین خداوند توبه کنندگان و پاکان را دوست دارد.
2 – تبدیل سیئات به حسنات سوره فرقان / 70 : الا من تاب و آمن و عمل عملاً صالحاً فأولئک یبدل الله سیئاتهم حسنات و کان الله غفوراً رحیماً  ؛ مگر آن کسان که توبه کنند و ایمان آورند و کارهای شایسته کنند خدا بدیهایشان را به نیکی ها بدل می کند و خدا آمرزنده و مهربان است.
3 – فلاح و رستگاری سوره نور / 31 : و توبوا الی الله جمیعاً ایها المؤمنون لعلکم تفلحون ای مؤمنان ! همگی به درگاه خدا توبه کنید باشد که رستگار شوید.
4 – آمرزش گناهان  سوره شوری / 25 : و هو الذی یقبل التوبه عن عباده و یعفو عن السیئات و یعلم ما تفعلون اوست که توبه ی بندگانش را می پذیرد و از بدیها و گناهان در می گذرد و آنچه می کنید می داند.
5 – حفظ از عذاب الهی سوره غافر / 7 : وقهم عذاب الجحیم ما آنان ( تائبین ) را از عذاب جهنم رهایی خواهیم داد (به وسیله ی طلب غفران).
6 – پوشاندن سیئات سوره ی تحریم / آیه ی 8 : یا ایها الذین آمنوا توبوا الی الله توبة نصوحا عسی ان یکفر عنکم سیئاتکم ای کسانی که ایمان آوردید از گناهان خود به سوی خدا, توبه خالصانه کنید چرا که امید است به اینکه پروردگار شما, سیئات شما را از خود شما بپوشاند.

امام علی ( علیه السلام ) می فرمایند : هر کس توبه کند خداوند او را بیامرزد و به جوارح او و جای جای زمین دستور داده شود که آبروی او را حفظ کند و عیبهایش را بپوشانند و گناهانی که فرشتگان حافظ اعمال برایش نوشته اند از یاد آنان برده شود. (میزان الحکمة / ج2 / ح 2183)
7 – برخورداری از برکات و نعمتهای الهی  سوره نوح / آیات 11 و 12 : فقلت استغفروا ربکم انه کان غفارا ً , یرسل السماء علیکم مدرارا ً و یمددکم باموال و بنین ... پس به آن قوم گفتم : طلب مغفرت و آمرزش و توبه کنید از پروردگار خویش که بخشنده و آمرزنده است و اگر توبه کنید ما بر شما باران می فرستیم و همچنین شما را یاری می کنیم به واسطه ی اموال کثیره و فرزندان زیاد.
امام علی ( علیه السلام ) می فرمایند : زیاد طلب آمرزش از خدا کنید تا از خدا طلب روزی کنید .
8 – ورود به بهشت  سوره ی تحریم / 8 : یا ایها الذین امنوا توبوا الی الله توبةً نصوحا ... و یدخلکم جنات تجری من تحتها الانهار .
موفق و پایدار باشید.
برای مطالعه بیشتر ر.ک به منابع اخلاقی:
-گناه شناسی/ محسن قرائتی.
-گناهان کبیره/ شهید دستغیب.
- شهید دستغیب، قیامت و قرآن (تفسیر سوره طور).
- مقالات, استاد محمد شجاعی.
- ترجمه جامع السعادات، مرحوم نراقی.َ
- ترجمه الاخلاق، مرحوم شبر.
- نقطه های آغاز در اخلاق، مهدوی کنی.
بازگشت به خویشتن یا توبه نصوح / رضوانعلی مصیبی

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
ببخشید من چندین سوال داشتم اگر میشه شماره ای یا ایمیلی به من بدید که بتونم کامل جواب سوالاتم رو بگیرم چون درباره یک موضوع کلی سوال دارم ممنون میشم پاسخ بدین
پرسمان
سلام علیکم، این مرکز پاسخگوی سوالهای دانشگاهیان در قالب گروه های زیر است:
قرآن و حدیث، کلام و دین پژوهی، اخلاق و عرفان، احکام، فلسفه احکام، مشاوره ای، تاریخ و سیره، سیاسی و اندیشه سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، مهدویت و ...
شما می توانید از همین طریق و یا سامانه پرسمان Porseman.com و یا پیامک ۳۰۰۰۱۶۱۹ و یا ربات @porsemanbot در بله و گپ، سوال خود را مطرح کنید.
لطفا در سوالات شرعی مرجع تقلید خود را مشخص کنید.
میهمان
سلام وقتتون بخیر .راستش من چند سالی هست که عاشق یه پسری هستم و اولش که عاشق شدم به گسی نگفتم حتی خودش اما بعدش نتونستم خودمو کنترل کنم روز به روز علاقم یهش بیشتر شد که یکباره رفتم بهش گفتم و چند سال باهم در ارتباط بودیم این پسر همسایمون بود و اوضاع برامون سخت تر میشد .کل همسایه ها و خانواده هامون فهمیدن که باهم در ارتباط هستیم و من وقتی خانوادم فهمیدن هم کتکم زدن هم حرفایی بهم زدن که زندگی برام هیچ معنایی نداشت هر بار خانواده ها مون از هم حدا مون کردن گوشی مون رو گرفتن اما بار که میدادن با هم در ارتباط بودیم و اصن نیمشد از هم دور باسیم و وقتی یه مدت دور می‌شدیم افسرده بودیم و این پسر کنکور داره و سه سال نتونسته قبول بشه سر علاقه و خانوادش باش مارو جدا کردن و یه روز هم مارو در یه خانه ای دیدن و مچ گرفتن و باز از هم جدا شدیم خیای هم دیگرو دوست داریم خیای حتی جلوی خانواده هامون هم بار ها وایسادیم اما من۱۶ سالمه و عشقم ۲۰ زمان ازدواج ام برامون زوده و طاقت دوری هم دیگرو نداریم و در شرایط فعلی گوشیشو گرفتن بخاطر این مسئله باید چیکار بکنم هم من هم اون ؟?؟؟
پرسمان
سلام علیکم، پرسشگر محترم! ارتباط و علاقه به نامحرم اگرچه به قصد ازدواج باشد، شرعا جایز نیست. وقتی رابطه رسمی نباشد و مخفیانه باشد، رابطه دوستی بدون ازدواج بوجود آید، علاوه بر گناهو عدم جواز شرعی عواقب فردی و اجتماعی منفی زیادی دارد که عبارتند از:
• اولا ازدواج شرایط و مقدماتی دارد که باید ابتدا آنها مهیا باشد و گرنه عملا ازدواج غیر ممکن می شود. یکی از این شرایط معیارهای ازدواج است که معلوم نیست این فرد مناسب باشد یا نه؟!
• شما هنوز تا حدودزیادی با ازدواج فاصله دارید و این علاقه عملا به جایی نمی رسد. شما به درستی می دانید که این علاقه ها بی سرانجام است و می تواند آسیب های زیادی داشته باشد. بسیاری از این رابطه ها به ازدواج منجر نمی شود.
• وابستگی های زیادی بین دختر و پسر در این رابطه ها اتفاق می افتد که در صورت منجر نشدن به ازدواج مشکلات جدی برایشان بوجود می آورد که عذاب روحی زیادی به دنبال خواهد داشت.
• بزرگی می گفت زن و مرد همچون پنبه و آتش می باشند و اگر در مجاورت هم قرار گیرند شعله های آتش زبانه خواهد کشید. معمولا دختر و پسر اگر چه مذهبی باشند بخاطر کشش ذاتی که بین دختر و پسر وجود دارد به تدریج در گناه فرو رفته و پاکی و نجابت خود را از دست می دهند.
• فردی که چند مورد از این دوستی ها را تجربه کند سرمایه محبت روانی اش کم شده و بعد از ازدواج نمی تواند رابطه گرم و عاشقانه با همسرش برقرار کند و چه بسا بعد از ازدواج مرتب همسرش را با دیگران مقایسه کرده و دچار احساس زیان شود.
• بسیاری از این رابطه ها به درگیری، آبروریزی، منجر می شود تصور کنید که شما می خواهید مثلا چند سال با او در ارتباط باشید بالاخره احتمال اینکه خانواده اش متوجه شوند زیاد است و آن وقت دیگر با ازدواج شما مخالفت می کنند و حتی ادامه رابطه نیز مقدور نخواهد بود.
• یکی دیگر از مشکلات در رابطه دختر و پسر تحریک جنسی است. شما در سنی قرار دارید که تحریک جنسی و غریزه جنسی در اوج خود قرار دارد و رابطه داشتن با جنس مخالف تحریک را بیشتر می کند و اضطراب مداوم خواهید داشت و این سلامتی را به خطر می اندازد.
• همچنین مشکل بزرگی که در این رابطه ها وجود دارد عدم شناخت فرد مقابل است. زیرا هر فردی دوست دارد در زندگی مشترک خوشبخت شود و خوشبختی زمانی تحقق می یابد که فرد مقابل فرد مناسبی برای شما باشد. حال چه کسی برای شما مناسب است؟
پس پیشنهاد ما این است که تا به عوارض وخیم تری گرفتار نشده اید این رابطه را خاتمه دهید و خودتان را نجات دهید.
میهمان
عشق و عاشقی گناهه ؟در چه سنینی مناسبه که به دنبال یکی بگردی؟!
پرسمان
سلام علیکم، از ارتباط و حُسن اعتماد شما با «مجموعه پرسمان» صمیمانه تشکر می‌کنیم. اساساً باید توجه داشت که احساسات عاشقانه که انسان ها نسبت به جنس مخالف پیدا می کنند معمولاً در دوران نوجوانی و به هنگام بلوغ بروز و ظهور می یابد و در دوران جوانی به اوج خود می‌رسد، برخاسته از غریزة جنسی و تمایلات ناهشیار جنسی و از آثار روانی آن به شمار می‌رود به همین خاطر، می‌توان گفت عشق و علاقه به جنس مخالف ریشه در میل و کشش غریزی دارد. البته خداوندِ متعال این میل و کشش را برای برآوردن هدف خاصی در وجود انسان نهاده و او را برای برآوردن این غریزه از راه درست (ازدواج) راهنمایی کرد، تا نسل انسان گسترش یافته و نوع بشر حفظ شود، نیز در سایه‌ی ازدواج به آرامش دست یابد. خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: «وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فی ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُون» (۱)؛ «و از نشانه هاى او این که همسرانى از جنس خودتان براى شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید و در میان‌تان مودّت و رحمت قرار داد، در این نشانه هایى است براى گروهى که تفکّر مى کنند.».
اگر این گونه احساسات عاشقانه نسبت به جنس مخالف وجود نداشت، جوانان انگیزة لازم برای ازدواج و متحمل شدن رنج و سختی‌های آن و پرداخت هزینه‌های بعضاً سرسام آور آن را نداشتند.
از طرف دیگر، طبیعت زیبا دوستی انسان باعث تمایل و جذب انسان‌ها به افراد زیبا می‌گردد. ضمن این که جذابیت‌های ظاهری، زیبایی چهره و اندام، صدای دلنشین و رفتار مؤدبانه جنس مخالف همانند نوعی محرِّک جنسی عمل می‌کند و باعث پیدایش احساس خوشایندی و لذت می‌گردد. این مطلب توجیه علمی هم دارد چرا که به تجربه ثابت شده است که احساسات عاشقانه منجر به بالا رفتن میزان هورمون دوپامین (Dopamin) و نورآدرنالین (Noradrenalin) و پایین آمدن میزان هورمون سروتونین (Serotonin) در مغز می‌شود. انرژی جوشان، تحریکات خوشحال کننده که از این رخداد پدید می‌آید باعث تند تر شدن ضربان قلب و پیدایش تپش قلب و گاهی تعریق زیاد و لرزش زانوها می‌گردد.
بعد از پیدایش این حالت، احتمال این که افراد بخواهند مجدداً این حالت خوشایند و لذت بخش را در خود ایجاد کنند و آن را در خویش پایدار گردانند به شدت افزایش می‌یابد به همین خاطر، احساسات عاشقانه و عشق و علاقه به جنس مخالف در انسان شکل می‌گیرد و باعث می‌شود که افراد عاشق جنس مخالف گردند. البته همان طور که در ابتدا عرض شد، بر اساس تعالیم اسلامی و آموزه‌های دینی این گونه عشق و علاقه‌ها نسبت به جنس مخالف برای هدف مقدسی در وجود انسان نهاده شده است بنابراین، زمانی ارزشمند است که انسان را به سوی ازدواج و تشکیل زندگی مشترک، آن هم از راه اصولی و درست آن سوق دهد که معمولاً از طریق خانواده‌ها و انجام خواستگاری رسمی و رعایت بیشترین تناسب در معیارهای ازدواج صورت می‌پذیرد. اما اگر به راه‌های انحرافی کشیده شود در آن صورت، نمی‌توان نام عشق را بر آن نهاد چرا که در این صورت، این گونه حالات در واقع، نوعی هوس است و هرگز نمی‌توان آن را عشق حقیقی و یا حتی عشق مجازی نامید چرا که از ویژگی‌های هوس، نفسانی بودن، غیر اصیل بودن، گذرا و ناپایدار بودن آن است. از سوی دیگر، به جهت عدم اصالت هوس، فرد پیوسته از این شاخه به آن شاخه می‌پرد و عمر گران‌قدر خود را در امور خیالی، واهی و پوچ به هدر می‌دهد بنابراین، نکته مهم شناختی که باید به آن توجه نمود، این است که این حالت اصلاً عشق نیست بلکه، هوس و دامی است که شیطان بر سر راه انسان نهاده تا او را از رسیدن به محبوب واقعی و عشق حقیقی باز دارد.
شما نیز اگر عاشق شده اید در صورتی که این عشق فزاینده خویش را در راه درستش قرار دهید و به ازدواج صحیح ختم شود، گناهی متوجه شما نیست، اما اگر به روابط آزاد بین دختر و پسر و سایر ارتباطات نامشروع کشیده شود، مطمئناً گناه خواهد بود.
همواره موفق و کامروا باشید. پی‌نوشت:
۱. روم(۳۰)، آیه‌۲۱.
میهمان
عرض سلام و ادب، ممنونم از پاسخ جامعی که دادید و وقت زیادی که برای تایپ مطالب گذاشتید ( در مورد اولین سوال مطرح شده در این صفحه) خدمتتون بگم که من یک دختر ۴۲ ساله که تا به حال با تقریبا هیچ پسری صحبت ازدواج نکردم ( منظورم اینه که احساسی نیستم ) و هیچ مورد نامزدی یا عقد نافرجام هم نداشتم و این آقای مذهبی مورد علاقه بنده هم ۳۲ ساله هستند، از اونجا که من ریزنقش هستم کاملا ده سال و بیشتر کوچکتر نشون میدم و همین باعث شد که این علاقه خصوصا از طرف اون آقا شکل بگیره... در حالیکه من میدونستم که از ایشون بزرگتر هستم
شما علیرغم پاسخ گسترده و کاملی که فرمودید جواب این سوال من رو واضح نگفتید؟!
من کاملا از سمت ایشون انرژی دوست داشتن رو دریافت و منتقل می کنم ناخودآگاه چون دوستش دارم ( ما ازهمه لحاظ با هم هماهنگیم غیر از سن)
دستش رو میتونم بگیرم و ایشون حس کنه چون همین حس رو دریافت می کنم، بوسه و حتی رسیدن به حالت بیخود شدن و شاید ارگاسم و ...
جالبه بدونید من در ماه رمضون اجازه اینکار رو ندادم و تا الان که دو هفته از ماه رمضون گذشته موفق بودم در این تلاش خیلی سخت ( چون همونطور که خودتون گفتید من هم فکر کردم حکم استمنا باید داشته باشه )
سوال اینجاست آیا این حسهایی که من دارم حلال یا حرام واقعی است؟ آیا شیطان هست که به جای این آقا بر من وارد میشه و این حس رو به من میده ؟ ( براساس این سریال احضار در تلویزیون) یا اینکه من وقتی به روانشناس گفتم میگه دچار توهم شدی از علاقه زیاد و باید دارو مصرف کنی ( اسکیزوفرنی و ...) در حالیکه من میدونم حسم کاملا واقعی است؛ بطوریکه وقتی انرژیم رو به این آقا منتقل نمی کنم، به طور غیر مستقیم و با پیامهایی که برای همه ( نه فقط من) در فضای مجازی میگذارن متوجه حال بدشون میشم
ما هر دو تحصیل کرده، مذهبی و هر دو در سن بالا هستیم ( خصوصا من که دختر هستم و متهم به احساسی شدن) و تخیل رو از حس واقعی میشه تشخیص داد کاملا
من اگر مطمئن باشم که شیطان به جای او بر من وارد نشده از حسم کاملا مطمینم و ایمان دارم
ممنونم از اینکه باز با سعه صدر و دقیق پاسخم رو خواهید داد
پرسمان
سلام علیکم، با عرض سلام حضور پرسشگر گرامی، شیطان در اغلب مواقع با وسوسه ی انسان به گناه از کانال نیازهای انسان همانند گرایش روانی انسان به جنس مخالف و...اقدام می کند، انسان عاقل و مومن با گذراندن این کششها از کانال عقل و دین به صحیحی به این گرایشان پاسخ می دهد، منظور من سرگوب نیست بلکه پاسخ دادن به این کششها از فیلتر عقل و دین است. با این این توضیح اگر ایشان صادقانه برای خواستگاری و ازدواج پا پیش گذاشت، مشخص می شود که شیطان و وسوسه ی او در کار نیست بلکه ایشان و شما می خواهید از کانال شرع به کششهای خودتان که موهبتی الهی است پاسخ دهید اما اگر ایشان اصرار بر رابطه ی حرام داشتند باید سریعا بدون توجه به کششهای تان رابطه را کات نمایید تا دچار خسران نشوید.
میهمان
من دختری مذهبی هستم که عاشق پسری مذهبی شده ام و هر دو به هم علاقه داریم ولی هیچ حرفی بین ما در ارتباط با این موضوع رد و بدل نشده و اصلا همدیگرو نمی بینیم ولی از حس همدیگه مطمینیممشکل من اینجاست که من حس ارتباط با ایشون رو دارم ( باور کنید که خیال نیست) بوسه، آغوش و ... بدون اینکه کنار هم باشیم
آیا این حس من از سمت شیطان هست یا اینکه میتونه کاملا واقعی باشه؟ خواهش می کنم راهنمایی کنید
پرسمان
سلام علیکم، خواهر گرامی، علاقمند شدن به جنس مخالف از طبیعی ترین احساساتی است که هر انسانی می تواند داشته باشد. اما شناخت این احساس باعث می شود تا شما بتوانید مسیر درستی را طی کنید. اگر اعتقاد داریم که جهان دارای نظم و هدف است و خدا هیچ احساسی را بیهوده در ما قرار نمی دهد، باید بدانیم چرا عاشق می شویم و قرار است چه چیزی را در این احساس پیدا کنیم.
هدف از این احساس پاک و مقدس که خداوند در انسان قرار داده، تشکیل زندگی سالم و تربیت فرزندان صالح و بقای نسل بشر و رسیدن به آرامش و تکمیل انسان است. بسیاری از جوانان، خصوصاً دختران، به دلیل نداشتن اطلاع کافی از این احساس انسانی، هنگامی که به این مرحله از زندگی می رسند، دچار سردرگمی می شوند و نمی توانند احساساتشان را کنترل کنند. البته شرایط نامناسب جامعه هم این مشکل را تشدید می کند.
همان طور که خودتان هم خوب می دانید در ازدواج همیشه پسران طالبند و دختران مطلوب، این عادت بر اساس فطرت انسانی آنهاست. به همین جهت پسران به خواستگاری می روند نه دختران، حتی در روایتی که مربوط به ازدواج آدم و حواست، آدم با این که خلیفه خدا و مسجود ملائکه شد ولی مأمور شد که از حوا خواستگاری کند و خداوند اجازه نداد حوا از آدم خواستگاری کند. حال اگر عکس این عادت فطری اتفاق افتد، نتیجه مطلوبی نخواهد داد و بلکه گاهی سبب تحقیر و شکست روحی دختر می شود. حال اگر دختری به پسری علاقمند شد و او را از هر جهت مناسب خود و شرایطش دید چه باید کرد؟ باید دست روی دست گذاشت و روزها و ماهها و حتی سالها در بلاتکلیفی ماند؟ مسلماً نه!
اما در چنین شرایطی چه باید کرد؟
دوست گرامی قبل از هر اقدامی باید سعی کنید ابتدا با ملاکهای یک همسر مناسب آشنایی کامل پیدا کنید، آنگاه با بررسی و تحقیق از وجود این ملاکها در فرد مورد نظر مطمئن شوید. اگر با تحقیق و مشورت های لازم ایشان را فردى صالح و مناسب و متناسب با شرایط اجتماعی و خانوادگی خود تشخیص دادید، برای آنکه از بلاتکلیفی در بیایید بهترین راه آن است که بیکار ننشینید و از طریق واسطه اى مورد اعتماد نظر طرف مقابل را درباره خویش جویا شوید.
فرد واسطه باید دارای صفاتی چون دلسوزی، مورد اعتماد و سرّنگهدار، عاقل و دارای تجربه باشد و سعی کند از نظر و دیدگاه وی درباره شما مطلع شود، او باید به گونه ای اقدام کند که گویی می خواهد دختری را برای ازدواج به وی معرفی کند و از اظهار تمایل و علاقه شما به وی (حداقل در مرحله اول) او را مطلع نسازد. وی می تواند با بیان محاسن شما او را تشویق به ازدواج با شما کرده و از ایشان بخواهد تا به طور رسمى و از طریق خانواده محترمشان از شما خواستگارى کند تا انشاءاللّه هر چه زودتر با توافق شما و وى و خانواده هاى محترمتان مقدمات ازدواج فراهم شود. پیدا کردن فردی امین و قابل اعتماد به عنوان واسطه مهمترین قسمت کار برای فهمیدن احساسات واقعی او نسبت به شما می باشد.
از نظر ما کمک گرفتن از یک واسطه که هم با شما و هم با ایشان آشنایی دارد بهترین و البته عاقلانه ترین راه است چرا که با کمک واسطه نه با صحبت با ایشان به گناه می افتید و نه با پیشنهاد ازدواج دادن به ایشان تحقیر می شوید و از همه مهمتر از علاقه واقعی ایشان نسبت به خود آگاه می شوید و از بلاتکلیفی در می آیید.
این را بدانید هرگونه تخیل جنس مخالف، تا زمانی که منجر به تحریک جنسی و تهییج شهوت نگردد، گناه نیست، اما اگر باعث تحریک جنسی و تهییج شهوت شد به گونه ای که فرد به ارگاسم و اوج لذت جنسی برسد، کار وی مصداق خودارضایی شرعی است و از این جهت گناهکار می باشد.
میهمان
سلام خوبین من یک سوال داشتم کن بایک دختر دوستم دوساله می‌شناسمش و اینکه الان من چهارده سال هستم دوماه خوردی دیگه به سن تکلیف میرسم میخواستم بدونم آیا میتونم باهاش ارتباط داشته باشم یانه لطفاً هرچه زود تر پاسخ من را بدهید باتشکر
پرسمان
سلام علیکم، اگرچه ارتباط با جنس مخالف می تواند هیجان انگیز باشد اما چنین روابطی ضمن اینکه تخطی آشکار از آموزه های دینی است بسیار آسیب زا و خطرآفرین است؛ بنابراین اگر می خواهید آسیبی به شما و طرف مقابل تان نرسد هرگز با جنس مخالف و دختران از فامیل و غیرفامیل ارتباط دوستانه برقرار نکنید و در برابر وسوسه های شیطانی که شما را به چنین روابطی می کشاند مقاومت نمایید.
میهمان
سلام و عرض ادب
من عاشق یه پسر هستم که غریبه هس خوب من بااو حرف نزنم اصلا نمیتونم روزی با او حرف نزنم طاقت نمیارم بعدم این رابطه پنهانی هست و مجازی باهم در ارتباط هستیم علاقه او به من بار ها اثبات شده هر دو مون به هم اعتماد داریم از یه طرف یه حسم میگه داری کناه میکنی از یه طرف نمیتونم فراموشش کنم ما قصد ازدواجم داریم پدرو مادر اون در جریانه و منو میسناسن ولی والدین من نمیدونن حالا تکلیف من چیه؟این گناهه؟آیا من عاشق شدم این گناهه.؟من وقتی دلم اروم نباشه او حرف نزنم تمرکز رو زندگیم ندارم؟ایا این گناهه؟😕
پرسمان
سلام علیکم، اگر شما به یکدیگر علاقه مند هستید، چرا این عشق و علاقه خود را در مسیر درست قرار نمی دهید و با برگزاری خواستگاری رسمی زمینه ازدواج سالم خویش را فراهم نمی آورید.
اگر هم زمینه ازدواج ندارید و یا ازدواج شما به دلایلی منتفی است؛ طبیعتاً مجاز به برقراری رابطه و ادامه آن نیستید. ادامه رابطه ضمن اینکه تخطی آشکار از آموزه های دینی است؛ آسیب های فراوانی دارد و ممکن است شما بیشتر به هم وابسته شوید و در صورت جدایی در آینده بیشتر ضربه بخورید و آسیب ببینید.
میهمان
خیلی مسخره این چرا آدم نباید به کسی که دوستش داره حقیقت و بگه ؟
اینجور لااقل تلاشش و کرده و بعدا حسرت نمیخوره و ممکنه طرف مقابل بپذیره و بهم برسن .
اگرم نه اون شخص دیگه حسرت اینو نمیخوره که ای کاش شجاعت گفتن حقیقت و داشتم و...
اگر اینجور باشه تا چند سال دیگه نفس کشیدن به قصد لذت از هوای بهاری م حرامه و هر کی نفس بکشه میره جهنم.
لطفا از اسلام یه غول بی شاخ و دم نسازین
پرسمان
سلام علیکم، با سلام، لطفا مصادره به مطلوب از نوع ناشیانه نکنید، ما هرگز عرض نکردیم که عاشق نشوید بلکه گفته ایم که عشق برای داشتن یک ازدواج پایدار کافی نیست، البته این فقط ادعای ما نیست و افردی مثل بک که از زوج درمانگران مشهور است نیز این حرف را با پشتوانه ی تحقیقات علمی بیان می کند.
فرموده اید:« اگر اینجور باشه تا چند سال دیگه نفس کشیدن به قصد لذت از هوای بهاری هم حرامه و هر کی نفس بکشه میره جهنم.» این کلام تان به قدری سخیف است که نیاز به پاسخ ندارد، و بطلانش را درون خود به یدک می کشد.
میهمان
اگر فقط علاقه یک طرفه باشد و طرف مقابل از حس ما خبر نداشته باشه فکر کردن به اون گناهه؟
پرسمان
سلام علیکم، اگر دوست داشتن نامحرمان تنها در دل باشد و به مرحله عمل نرسد، ایرادی ندارد و گناه نیست؛ منتها اگر به ابراز علاقه و ارتباط دوستانه پنهانی، بیرون رفتن ها، لمس و نوازش و... ختم گردد؛ مطمئناً کار حرام بوده و باید ترک شود. شما نیز اگر قصد جدی ازدواج با طرف مقابل تان دارید، می توانید زمینه ازدواج تان را فراهم کنید و اگر ازدواج شما منتفی است؛ طبیعتاً اندیشیدن و فکر و خیال در مورد طرف مقابل تان وجهی ندارد.
میهمان
سلام من عاشق ختری شده ام.او و خانواده اش را به خوبی میشناسم.ولی اکنون شرایط برای ازدواج فراهم نیست.این سوال در ذهن من است که آیا درسته که من این موضوع رو با اون دختر در میان بگذارم؟
پرسمان
سلام علیکم، بسیاری از روانشناسان بر این باورند که عشق و علاقه به طرف مقابل به خودی خود و به تنهایی برای ازدواج کافی نیست و دلیل بر موفقیت و شادکامی ازدواج نخواهد بود.
به هر حال، قبل از هر گونه اقدامی و سعی در ارتباط گیری با دختر مورد نظر و پرسیدن نظر وی باید ببینید آیا در حال حاضر شرایط ازدواج را دارید و آمادگی لازم را در این زمینه کسب کرده اید؟ بعد از این مرحله باید ببینید چقدر با طرف مقابل تان در معیارها و ملاک های ازدواج تناسب و همخوانی دارید و سپس موضوع را با خانواده خودتان در میان بگذارید و نظر آنان را جویا شوید.
در صورت موافقت خانواده می توانید توسط مادرتان موضوع را غیررسمی به اطلاع دختر مورد نظر و خانواده اش برسانید تا از آنها نظرخواهی شود، اگر آنها نظرشان مساعد بود شما می توانید یکدیگر را نشان کنید و بعد از فراهم شدن شرایط نسبی ازدواج برای خواستگاری اقدام کنید.
میهمان
ببخشید سوالی داشتم، پسری هستم مجرد که عاشق دختری هستم و قصد ازدواج دارم، تحقیق هم کردم دختر خوبی هست، دختر هم به بنده علاقه دارد ولی به خاطر وضعیت مالی فعلا نمیتوانم ازدواج کنم،حالا سوالم اینه:
من گاهی دختررو میبینم و گهگاهی به همدیگر نگاه عاشقانه داریم، آیا این نگاه عاشقانه و زل زدن ها و چشم تو چشم شدنها گناه دارد یا نه؟ کار دیگه ای انجام نمیدیم و فقط گاهی چشم در چشم میشویم، باتشکر
پرسمان
سلام علیکم، اگر به قصد لذت نگاه کنید حرام است سعی کنید تا عقد شرعی صورت نگرفته است رعایت کنید
میهمان
سلام من عاشق یک پسر مذهبی شدم و شنیده ام امام باقر فرموده که اگر عاشق شدی معشوقت را باخبر کن ایا اشکالی دارد ایا نگاه کردن به او اشکالی دارد
پرسمان
سلام علیکم، اگر شما پسری هستید که به پسری علاقه مند شده اید و وی را شایستگی دوستی می دانید، در آموزه های دینی و تعالیم اسلامی توصیه و سفارش شده که اگر فردی را دوست می دارید و او را شایسته دوستی می دانید در این صورت، تعلل نکنید و مستقیماً به او مراجعه کنید و احساس قلبی خود را با او در میان بگذارید.
امام صادق (علیه السلام) می فرماید: إِذَا أَحْبَبْتَ رَجُلًا فَأَخْبِرْهُ بِذَلِکَ فَإِنَّهُ أَثْبَتُ لِلْمَوَدَّةِ بَیْنَکُمَا» (۱)؛ «هرگاه کسی را دوست داشتى او را بدان آگاهش ساز، زیرا که آن دوستى میان شما را پابرجاتر می کند.»
کسانی که در این کار پیشقدم می شوند و اظهار محبتشان بیشتر است از اجر و قرب بیشتری برخوردارند و محبوب خدا خواهند شد.
اگر شما دختری هستید که به پسری علاقه مند هستید و دوست دارید روزی با او ازدواج کنید، طبیعتاً مستقیماً نمی توانید علاقه خویش را به او ابراز کنید و بدین ترتیب عزت و کرامت خویش را زیر پا بگذارید. ما هرگز چنین توصیه ای به شما نخواهیم کرد، اما در خصوص معرِّف و واسطه به نظر می رسد در این شرایط راهی غیر از این وجود ندارد؛ تا زمانی که کسی شما را به طرف مقابل معرفی نکند، او شما را نخواهد شناخت و از احساس شما باخبر نخواهد شد و احیاناً از شما خواستگاری نخواهد کرد، پس سعی کنید واسطه ای امین پیدا کنید تا مشکل را حل کند. البته همة این حرفا زمانی اعتبار دارید که صحت و سلامت ازدواج تان اجمالاً مورد تأیید باشد والا چاره ای جز انصراف از ازدواج و فراموش کردن طرف مقابل نیست. شما نیز باید با اتخاذ تدابیری هوشمندانه از عشق و علاقه خود به طرف مقابل تان پیشگیری کنید تا شدت عشق و علاقه به سوی خیالات واهی و احیاناً گناه نکشاند و روح و روان تان را آزرده نسازد و فرصت های ازدواج را بی خودی و بی جهت از دست ندهید. پی نوشت:
۱. حر عاملى، محمد بن حسن ، وسائل الشیعة، قم : مؤسسة آل البیت علیهم السلام، ۱۴۰۹ق، ج۱۲، ص۵۴.

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.