حکومت امامان(ع) ۱۳۹۱/۱/۲۴

یک .امکان این که امام عملا در خارج موفق به تشکیل حکومت نشود و یا در مواردی حکومت را به دیگری واگذار نماید وجود دارد اما این به منزله تفکیک امامت از سیاست و حکومت نیست .دو.

یک .امکان این که امام عملا در خارج موفق به تشکیل حکومت نشود و یا در مواردی حکومت را به دیگری واگذار نماید وجود دارد اما این به منزله تفکیک امامت از سیاست و حکومت نیست .
دو. در سؤال آمده :« چنانکه پیامبران بنی اسرائیل به درخواست حضرت ابراهیم دارای مقام امامت بودند».
جواب:
اوّلا: کلام فوق صحیح نیست، این کلام نتیجة استدلالات ناصحیحی مبتنی بر دو پیش فرض نادرست است:
استدلال اول:
۱- حضرت ابراهیم از خداوند درخواست کرده که ذرّیّة او را« امام» قرار دهد.(صغری)
۲- دعای حضرت ابراهیم یقینا مستجاب است( کبری)
۳- پیامبران بنی اسرائیل( که از ذرّیّة او هستند) همه «امام » شدند(نتیجه)
منع کبری : چه دلیلی داریم که همة دعاهای ابراهیم مستجاب است؟ اثبات این مدّعا دلیل می خوا هد ، دلیل عقلی یا نقلی. ودر اینجا هیچکدام موجود نیست ؛ چون اوّلا: امکا ن عدم استجابت همة دعاهای او عقلا وجود دارد ، وثانیا : دلیل نقلی براثبات این مدّعا موجود نیست.وچنین نیست که هردعایی از پیامبری مستجاب باشد ؛ شاهد آن رد دعا در مورد ظالمان است و نمونة دیگر آن را می توان در دعا و در خواستی که حضرت نوح برای فرزندش از خدا نمود و رد شدن این درخواست از جانب خدا مثال زد.(هود آیه۴۶)
استدلال دوم:
۱-حضرت ابراهیم از خداوند درخواست کرده که ذرّیّة او را« امام» قرار دهد.(صغری)
۲- این« درخواست» همة فرزندان او حتّی پیامبران بنی اسرائیل را نیز شامل می شود(کبری)
۳-پیامبران بنی اسرائیل( که از ذرّیّة او هستند) همه مشمول دعای مستجاب ابراهیم و «امام » شدند(نتیجه)
آنچه در قرآن آمده دعای ابراهیم بدون تعیین گستره شمول آن و با اصطلاح منطقی به نحو قضیه مهمله است که در قوه جزئیت می باشد.
سه. در سؤال آمده است :
.« بنابر این پیامبر مزبور هر چند عهده دار مقام امامت بود ولی پادشاهی و حکومت را به دیگری سپرده بود.»
جواب :
۱. باتوجه به آنچه گذشت روشن می شود که ادعای امام بودن پیامبر فوق ثابت نیست و دلیلی ندارد.
۲.پیرامون نتیجه ای که گرفته شده، دو مطلب بیان می شود:
۱- معنای امامت خوب تبیین نشده است ؛ امامت دارای ابعادی است ؛ ( ولایت در سیاست ویاامارت، ولایت در تبیین وتفسیر معصومانه دین، ولایت در قضاء و ولایت باطنی یا بُعد عِرفانی امامت) امارت‌یکی از ابعاد امامت است ، واشکالی ندارد که امام علیه السلام امارت را ویا امارت منطقه ای را به فردی واگذار کند ، چنانکه حضرت علی علیه السلام مالک اشتر را به امارت مصرمنصوب می کند ،شخص والی، از طرف امام، این مسؤولیت را پذیرفته است،وباید ولایت امام را پذیرفته باشد.
۲- امامت و ولایت حضرت علی علیه السلام از جانب خدا وتوسط رسول الله صلی الله علیه وآله به او داده شد ،و در نصوص مربوطه فقط لفظ امامت نیامده بلکه تعبیر ولایت ، خلافت ، امارت ، هادی بودن و...آمده است به گونه ای که جای تردیدی بر بعد سیاسی امامت باقی نمی گذارد.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.