حلقه مفقوده؛ معرفی کتاب علل ناکارآمدی احزاب سیاسی در ایران ۱۳۹۱/۱۰/۲

احزاب سیاسی یکی از ارکان مهم «توسعه سیاسی» در دنیای امروز می باشند. تجربه احزاب در ایران به دوران انقلاب مشروطیت باز می گردد، البته متأسفانه بررسی تاریخ تحزب در ایران خبر از نوعی ناکارآمدی در پیش و پس از انقلاب اسلامی می دهد. معمولا این پدیده در ایران به خوبی نتوانسته اهداف مورد نظر را تأمین کند و در اغلب موارد نحوه شکل گیری، تداوم حیات احزاب، تعیین خط مشی آن ها و ... با نقصان هایی همراه بوده است.



شناسه کتاب
احزاب سیاسی یکی از ارکان مهم «توسعه سیاسی» در دنیای امروز می باشند. تجربه احزاب در ایران به دوران انقلاب مشروطیت باز می گردد، البته متأسفانه بررسی تاریخ تحزب در ایران خبر از نوعی ناکارآمدی در پیش و پس از انقلاب اسلامی می دهد. معمولا این پدیده در ایران به خوبی نتوانسته اهداف مورد نظر را تأمین کند و در اغلب موارد نحوه شکل گیری، تداوم حیات احزاب، تعیین خط مشی آن ها و ... با نقصان هایی همراه بوده است.



شناسه کتاب

کتاب علل ناکارآمدی احزاب سیاسی در ایران نوشته جناب آقای «بهرام اخوان کاظمی» از محصولات متنوع فرهنگی منتشر شده از سوی مرکز اسناد انقلاب اسلامی می باشد که ۳۶۴ صفحه دارد. «احزاب سیاسی» یکی از ارکان مهم «توسعه سیاسی» در دنیای امروز می باشند. تجربه احزاب در ایران به دوران انقلاب مشروطیت باز می گردد، البته متأسفانه بررسی تاریخ تحزب در ایران خبر از نوعی ناکارآمدی در پیش و پس از انقلاب اسلامی می دهد. معمولا این پدیده در ایران به خوبی نتوانسته اهداف مورد نظر را تأمین کند و در اغلب موارد نحوه شکل گیری، تداوم حیات احزاب، تعیین خط مشی آن ها و ... با نقصان هایی همراه بوده است. اثر مورد بحث که مشتمل بر مقدمه، پیش گفتار و شش بخش است و هر بخش آن نیز خود دربرگیرنده چند فصل بوده و هر فصل هم شامل چندین گفتار می باشد به بررسی وضع احزاب مختلف در ایران می پردازد. پس از فصل ها و بخش های مختلف در انتهای کتاب بخش های نتیجه گیری، کتاب نامه و نمایه هم گنجانده شده است. نگارنده کتاب با تحلیلی واقع بینانه در پی بررسی علل ناکارآمدی احزاب سیاسی در ایران برآمده است و آن را ناشی از علل تاریخی- ساختاری ویژه حاکم بر دوران پیش از انقلاب، فرهنگ سیاسی مردم ایران، وجود و فعالیت گروه ها و نهادهای بدیل و جایگزین احزاب در جامعه، ضعف رهبری این تشکل ها و عملکرد دولت مردان و دولت در قبال احزاب دانسته است.



بخش اول

در بخش اول کتاب که «مباحث نظری پیرامون حزب و تحزب» نام دارد، در ۴ فصل، مفهوم حزب، علل پیدایش و خاستگاه های احزاب، گونه شناسی احزاب و کارکردهای احزاب مورد مطالعه قرار گرفته است. مفهوم حزب به معنای گروه و دسته سیاسی مفهومی اساسا مدرن است که درغرب پیدا شد و از عمده ترین دستاوردهای مترقی عرصه حیات سیاسی قرن نوزدهم و بیستم به شمار می رود.



پس از فصل اول بخش اول که به بررسی مفهوم حزب در فرهنگ ها و کشورهای مختلف پرداخته شده است؛ در ادامه در فصل دوم به پاره ای از مبادی مؤثر در شکل گیری احزاب در دو قسمت رویکردهای عام و خاص اشاره شده است که به قرار زیر می باشند:

رویکردهای عام: طبیعت انسان، منافع متضاد اقتصادی، محیط زندگی، حس نژادی و قومی و زمینه دینی و مذهبی.

رویکردهای خاص: رویکرد نهادگرا، رویکرد تاریخی مبتنی بر بحران ها، شکاف ها و ستیز و رویکرد نوسازی و توسعه سیاسی.



فصل سوم از بخش اول ابتدا گونه شناسی احزاب را برحسب ایدئولوژی مورد مطالعه قرار داده و احزاب سیاسی را به ۴ دسته یقسیم کرده که عبارتند از: احزاب سیاسی راست دموکراتیک، احزاب سیاسی چپ دموکراتیک، احزاب راست اقتدار طلب و احزاب چپ اقتدار طلب.در دنباله بحث نویسنده محترم به طبقه بندی احزاب از حیث طبقاتی، ایدئولوژی و سازمانی پرداخته و آنان را بر اساس تقسیم بندی (دوورژه) به توده ای، کادری، فداییتقسیم کرده و سپس تقسیم بندی های «یاندا» و «ریگز» را موضوع بحث خویش قرار داده است. آخرین فصل این بخش که کارکردهای احزاب عنوان گرفته در دو گفتار، کارویژه های عام و خاص را مطرح کرده است.



بخش دوم

بخش دوم با عنوان حزب و تحزب در اندیشه اسلامی، در فصل نخست خود حزب و تحزب را در قرآن مورد مطالعه قرار داده، سپس در فصل دوم به بررسی حزب الله در قرآن کریم پرداخته است. فصل سوم بخش دوم، مشروعیت دینی تحزب را بررسی کرده و در دو گفتار دیدگاه مخالفین و موافقین این موضوع را مورد بحث قرار داده است. نویسنده، موافقین موضوع مشروعیت دینی تحزب را به دو دسته تقسیم می کند:

۱ – موافقین تام

۲ – موافقین معتدل



موافقین معتدل استدلال های صحیح و متنابهی دارند که به همین خاطر بسیاری از اهل فن و صاحب نظران در مشروعیت دینی کاربرد احزاب در حوزه عمل سیاسی از این رویه پیروی نموده اند، برخی از این استدلال ها که مورد قبول نویسنده کتاب هم می باشد، بدین شرح اند:

الف) کارآمدی و کارکردهای مثبت احزاب، عامل صحت تحزب

ب) عدم تردید در فلسفه وجودی احزاب به عنوان یک روش عقلایی سیاسی و مدنی

ج) وجود احزاب و تحزب یک حسن عقلی است و به دلیل الزام عقلی و مصلحت، دارای الزام شرعی است

د) تجویز احزاب و تحزب به عنوان «امری مستحدثه» و موضوعی در حوزه «مالانص فیه»

ه) تجویز تحزب به عنوان «وجوب مقدمه واجب»



بخش سوم

سومین بخش کتاب «علل ناکارآمدی احزاب سیاسی در ایران» به بررسی موضوع تحزب در اندیشه رهبران جمهوری اسلامی پرداخته است. در فصل اول این بخش تحزب در اندیشه امام خمینی(ره) مورد مطالعه قرار گرفته است. در گفتار اول این فصل رابطه میان مردم و دموکراسی در اندیشه امام راحل(ره) بررسی شده و در گفتار دوم اندیشه و مواضع بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران در مورد احزاب موضوع بحث اثر می باشد.



فصل دوم از بخش سوم در دو گفتار با نام های: ۱) رویکرد موافقت تام ۲ ) رویکرد موافقت مشروط به بررسی تحزب در اندیشه حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالی) می پردازد.



بخش چهارم

بخش چهارم کتاب با عنوان روند تاریخی و تجربه تحزب در ایران، در فصل های دوگانه خود ابتدا به روند تحزب تا قبل از انقلاب اسلامی پرداخته و در فصل دوم روند تحزب در دوران جمهوری اسلامی را مورد مطالعه قرار داده است. فصل دوم در ادامه در۵ قسمت این موضوع را در دوره های مختلف پس از انقلاب بازنگری کرده است که این دوره ها از قرار زیر می باشند:

۱ – از پیروزی انقلاب (۱۳۵۷) تا اواسط سال ۱۳۶۰

۲ – دوره جنگ تحمیلی از ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ تا ۲۷ تیر ۱۳۶۷ (سال روز پذیرش قطعنامه ۵۹۸۹

۳ – دوران ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی ملقب به دوران سازندگی (۱۳۶۹ – ۱۳۷۶)

۴ – دوره ریاست جمهوری آقای خاتمی از دوم خرداد ۱۳۷۶ تا سوم تیر ۱۳۸۴

۵ – دوره ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد از سوم تیر ۱۳۸۴ تا کنون



بخش پنجم

در پنجمین بخش علل ناکارآمدی احزاب در نظام های سیاسی موضوع مورد بحث است که شامل ۳ فصل می باشد. این بخش علل مورد بحث را از دو منظر عام و خاص مورد بررسی قرار داده است. فصل اول، ناکارآمدی حاصل عملکرد عموم احزاب نام گرفته است. فصل دوم به بررسی ناکارآمدی حاصل عملکرد احزاب نابالغ پرداخته و فصل سوم ناکارآمدی را محصول موانع رشد تحزب در جهان سوم معرفی کرده است. این فصل چند ویژگی کشورهای جهان سوم که مایه تضعیف جامعه مدنی و ناکارآمدی بیشتر احزاب می گردند را این گونه معرفی می کند:

۱ – ساختار قبیله ای و اجتماعاتی

۲ – جامعه توده وار

۳ – ضعف نخبگان سیاسی

۴ – شخصی شدن قدرت و قدرت شخصی

۵ – ضعف فرهنگ سیاسی



بخش ششم

بخش ششم که در حقیقت آخرین بخش کتاب می باشد با عنوان علل خاص ناکارآمدی احزاب در ایران در ۵ فصل به بررسی و مطالعه عوامل مؤثر می پردازد. فصل اول بخش ششم علل تاریخی – سیاسی را در ۹ قسمت بررسی کرده که چند نمونه از این علل عبارتند از: استبداد و ساختار مطلقه قدرت، فقدان امنیت و وجود احساس ناامنی، حضور مداوم ایلات و عشایر در عرصه های سیاسی، فقدان تحولات بنیادین در فرماسیون اجتماعی، و تقابل میان سنت و تجدد و ...

فصل دوم به نقش و تأثیر عوامل اقتصادی پرداخته است که خود مشتمل بر ۴ قسمت می باشد. این فصل تحت عناوینی این علل را مورد بحث قرار داده که این عناوین از قرار زیر می باشند: نظام اقتصادی وابسته به نفت (وانتیر)، اقتصاد بیمار دولتی، ناهماهنگی توسعه سیاسی و اقتصادی و وجود مشکلات معیشتی عامه، مشکلات اساسی احزاب در تأمین مالی.



در فصل سوم علل حقوقی و قضایی نیز به عنوان یکی از عوامل خاص مؤثر در ناکارآمدی احزاب در ایران معرفی شده و در۵ قسمت بررسی شده و مورد بحث قرار گرفته است. در این فصل عماملی از جمله: تعدد و تغیر و ناپایداری قوانین انتخاباتی، ضعف های حقوقی نظام انتخاباتی کشور، دشواری ها و مشکلات حقوقی نظارت بر انتخابات و ...



فصل چهارم بخش ششم علل فرهنگی (فرهنگ سیاسی) را بررسی می کند. بسیاری از جامعه شناسان سیاسی و کارشناسان مسائل احزاب، یکی از دلایل کارآمدی یا ناکارآمدی احزاب و تحزب را در مسائل فرهنگی و به ویژه فرهنگ سیاسی جوامع و دولت ها جستجو نموده اند و پژوهش های متعددی در این باره صورت گرفته است.



فصل پنجم از بخش انتهایی شامل ۴ گفتار می باشد که هر گفتار آن نیز شامل چند قسمت می باشد. گفتار اول با نام عملکرد گروه ها و نهادهای بدیل و جایگزین احزاب، عملکرد نهادهایی مانند روحانیت، هیئت ها، اجتماعات و مجامع مذهبی، مطبوعات، دانشگاه ها، باندهای قدرت و گروه های ذی نفوذ یا گروه های فشار را موضوع مورد بحث خود قرار داده و نقش آنها را در ناکارآمدی احزاب در جامعه ایران مورد بررسی قرار داده است.



در گفتار دوم عملکرد نخبگان به عنوان یکی از عوامل فرهنگی مؤثر در ناکارآمدی احزاب سیاسی در ایران به صورت خاص مورد مطالعه قرار گرفته است که این گفتار شامل ۸ قسمت مجزا می باشد. در این گفتار یکی از عوامل اصلی ناپایداری و عدم موفقیت احزاب در کشور عزیزمان ضعف در رهبری این تشکل ها و ناکارآمدی نخبگان معرفی شده است. نخبگانی که در ادبیات سیاسی از آنها با عنوان گروه ها و افراد برگزیده، روشنفکر یا منورالفکر یاد می شود.



گفتار سوم آخرین فصل از بخش ششم کتاب تحت عنوان عملکرد احزاب، در قسمت های مختلف خود عوامل متعددی را در ناکارآمدی احزاب در ایران مؤثر دانسته که از آن جمله می توان به این موارد اشاره کرد: دولت ساختگی و وابستگی به دولت- مقطعی، موسمی و مرکزگرا بودن فعالیت احزاب- تشتت و تفرقه برانگیزی- قیم مآبی، ائتلاف ها و انشعاب های کم بنیاد و مکرر-ضعف در آموزش و تربیت سیاسی و ...



چهارمین گفتار این فصل به عنوان آخرین گفتار اثر با نام عملکرد دولت و دولت مردان، احزاب را مصداقی از جامعه مدنی دانسته و نقش آنان را به عنوان حلقه هایی میان مردم ودولت معرفی می کند و معتقد است که به صورت بدیهی عملکرد و نقش دولت ها چه از حیث سیاسی، اقتصادی، حقوقی وفرهنگ سازی در نوع و میزان کارآیی احزاب بسیار مؤثر می باشد.



بنا بر نظر نویسنده محترم اثر، متأسفانه تاریخ تحزب ایران در سده گذشته، پیش و پس از انقلاب اسلامی بیانگر بیماری مزمن و ناکارآمدی احزاب بوده و احزاب نتوانسته اند در دوره حیات خویش قابلیت و توانایی های خود را نشان داده و ایفاگر بهینه کارویژه هی مطلوب«حزب» بوده و اهداف تأسیس این ظدیده سیاسی را فراهم آورند.



در انتها برش هایی کوتاه از کتاب را برایتان می آوریم:

در صفخه ۸۴ کتاب آمده است:

اساسا برخلاف کلام اشعری و فقاهت اهل سنت، کلام و فقه شیعی به گونه ای دارای رویه عقلایی و عقلانیت اندیش است و سیره عقلا و عقلانیت در این کلام و فقاهت، ملحوظ و دارای مدخلیت آشکار است. تشیع به عنوان «عدلیه» به حسن و قبح اعتقاد دارد. از این طریق و با لحاظ نمودن احزاب و تحزب به عنوان یک حسن عقلی، می توان به مشروعیت دینی آنها حکم نمود.



در بخش پنجم صفحه ۱۶۶ می خوانیم:

امروزه ینز برخی از بزرگ ترین تئوری پردازان نظریات احزاب، بدبینی و یأس را در نوشته خود در این باره به معرض دید همگان گذاشته اند. به عنوان نمونه «موئیزی استروگرسگی» که نهایتا حزب را پس از تشکیل، سد راه دموکراسی می بیند، و یا «روبرتو میخلز»که معتقد به حاکمیت قانون آهنین الیگارشی در تمامی گروه هاست و از دگردیسی انسان در کوره حزب سخن می گوید و بالأخره «ماکس وبر» که با تأکید بر اهمیت رهبری در احزاب سیاسی، فرجام انسان حزبی را در تبدیل شدن به نوعی «حیوان رأی دهنده» می بیند که کاری جز اطاعت از دستورهای رهبری ندارد.



در صفحه ۲۴۲ می خوانیم:

یکی از بهترین نظریه پردازی ها پیرامون خصلت عشیره ای فرهنگ سیاسی ایران مربوط به استاد «محمود سریع القلم» است. شاید بتوان به طور اجمالی آرای این اندیشمند را در این زمینه چنین ذکر کرد: بررسی تاریخ سیاسی ایران، در واقع مطالعه تاریخ صعود و زوال عشایر است. ظرفیت بالقوه وبالفعل عشایر ایران موجب شده است که نه تنها قدرت محلی در اختیار آنها باشد، بلکه در حکمرانی کشور هم سهم عمده ای داشته باشند.


مرکز اسناد انقلاب اسلامی

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.