حمله به ایران ۱۳۹۸/۰۷/۱۵ - ۳۲۷ بازدید

اما امام علی(ع) با عدم حضور و شرکت مستقیم در فتوحات هرگز مُهر تایید بر سیاست‌های خلفا در این زمینه نزد و در یک کلام، موید خلفا نبود. پس چرا خلفا به خود اجازه ی حمله به ایران دادند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آیا این جنگ ها غصبی نبوده اند ؟؟؟؟؟؟؟؟
آیا اعراب به فکر مردم مظلوم ایران بوده اند یا به دنبال فتح ذخایر غنی ایرانیان ؟؟؟؟
اگر شمشیر زیر گردن اعضای خانواده ات بگذارند و چیزی را ، مثلا گرویدن به اسلام، از تو بخواهند، آن چیز را می پذیری یا جان خانواده ات را فدا می کنی ؟؟؟؟؟؟

۱- در میان نصوص تاریخی مطلبی که دلالت بر مخالفت صریح حضرت علی(علیه السلام) با ورود به ایران بنماید، دیده نشده است، بلکه از برخی از قراین می توان چنین نتیجه‌گیری کرد که اصل مسئله فتوحات و گسترش اسلام و پایداری در مقابل کفر و شرک آن زمان به نحو ضمنی مورد تأیید آن حضرت(علیه السلام) بوده است. این سخن امام به نوعی تأیید اصل فتوحات است: 
«شکست و پیروزی در این جنگ با زیادی و کمی نیروهای جنگجو میسر نشده است، زیرا این دین خدا بوده که او آن را آشکار کرده و این سپاهیان لشکریان خداوند هستند که خداوند آنها را مهیا ساخته و یاری رسانده است تا به اینجا رسیده است (اشاره به پیروزی های مسلمانان) و ما با امید به وعده خداوند حرکت کرده ایم (و منتظر انجام آن هستیم) و خداوند حتما وعده اش را وفا کرده و سپاهش را پیروز خواهد گردانید»[ نهج البلاغه، خطبه ۱۴۶.]
۲-زمانی که خبر آمادگی دولت ساسانی و تدارک هفتصد هزار نفر برای حمله به سرزمین های اسلامی، به مدینه رسید، شورای دفاعی شکل گرفت و کسانی که مورد مشورت قرار گرفتند پیشنهاد حضور مستقیم خلیفه در میدان نبرد و تخلیه تمام مراکز نظامی و اعزام آنان برای نبرد با ساسانیان را دادند، طلحه و عثمان بن عفان گفتند: همه نیروهای شام، نیروهای یمن، نیروهای مدینه و نیروهای مکه را جمع کن و خودت هم با آنان برو تا بتوانید در برابر نیروهای زیاد حکومت ایران مقاومت کنید و لیکن امیرمؤمنان(علیه السلام) که مورد مشورت قرار گرفت به گونه دیگری طرح خود را ارائه داد. حضرت(علیه السلام) ضمن مخالفت با پیشنهادهای ارائه شده، این نکته را یادآور شد که: 
«صلاح آن است که تو به عنوان قطب و مرکز آسیای اسلام در مرکز حضور داشته و از آنجا به چرخاندن سنگ آسیای اسلام به وسیله عرب های مجاهد بپردازی و اگر تو از مرکز خارج شوی از سویی تعدادی از اعراب بادیه نشین که هنوز مسلمانی در میان آنان رسوخ نیافته، طمع تصرف مرکز را در سر می پرورانند، و به مدینه حمله خواهند کرد و از سوی دیگر ایرانیان با دیدن تو خواهند گفت که این اصل و ریشه عرب است و اگر او را از بین ببریم از شر اعراب راحت خواهیم شد، بنابراین با شدت بیشتری به مسلمانان حمله خواهند کرد. امام فرمود: نیروهای شام را از شام نیاور و الا رومیان حمله می کنند. نیروهای یمن را هم نیاور وگرنه حبشی ها حمله می کنند. نیروهای مدینه و مکه را هم نبر چون اعراب اطراف حمله می آورند. خودت هم نرو و از فراوانی عدد دشمن نترس. ما در زمان پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) با فراوانی عدد نمی جنگیدیم». 
خلیفه نظر علی(علیه السلام) را پسندید و عده کمی نیرو را با سعدبن ابی وقاص به جبهه فرستاد و این نیروها به نیروهای جبهه ملحق شدند و پیروز هم شدند.[ ر.ک: نهج البلاغه، خطبه ۱۴۶؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۴۰، ص۲۵۳، خواندمیر، تاریخ روضه الصفا، ج۲، بخش دوم، ص۱۷۷۱.] 
عمر هنگامی که سخنان درست حضرت علی(علیه السلام) را همراه با استدلال های محکم او شنید، رو به اصحاب کرده و گفت: وای بر شما، همه شما از گفتن سخنانی مانند آنچه ابوالحسن (حضرت علی(علیه السلام)) گفت، ناتوان بودید.[ تاریخ طبری، ج ۴، ص ۲۳۸ – ۲۳۷؛ موسوعه الامام علی بن ابی طالب(علیه السلام)، ج ۳، صص۹۱-۹۳. ] 
نکته ای که در این مشورت خواهی باید به آن توجه کرد این است که علی(علیه السلام) علیه اسلام کاری کرد که این جنگ با کمترین نیرو و کمترین تلفات پایان یافت. 
۳. عمربن خطاب تلاش کرد که علی(علیه السلام) را به جنگ بفرستد ولی علی(علیه السلام) نپذیرفت و نیامد.[ جعفریان، تاریخ خلفاء، ص۱۱۵.] به گفته مورخان، عمر بن خطاب رفتن به جنگ قادسیه را به علی(علیه السلام) پیشنهاد کرد تا فرماندهی عملیات ارتش مسلمانان را بر عهده گیرد. علی(علیه السلام) امتناع کرد؛ ناگزیر سعد وقاص را اعزام نمود.[ مسعودی، مروج الذهب، ج۲، ص ۳۰۹.] 
۴. اما در مورد حضور امام حسن و حسین(علیهما السلام)، هیچ یک از منابع و مآخذ معتبر شیعی از حضور آنان در فتوحات ایران، شام و یا آفریقا سخنی نگفته‌اند. اما تاریخ طبری، یکی از منابع اهل سنت از حضور آن دو امام خبر داده است و مدعی است «سعید بن عاص به سال سی ام از کوفه به منظور جنگ آهنگ خراسان کرد. حذیفة بن یمان و کسانی از یاران پیمبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) با وی بودند؛ حسن و حسین، عبدالله بن عباس، عبدالله بن عمر، عمرو بن عاص و عبدالله بن زبیر نیز با وی بودند»[ تاریخ الطبری، ج۴، ص ۲۶۹.] این روایت را شخصی به نام علی بن مجاهد مسلم کابلی ارائه داده است که او را دروغ گو و در نقل حدیث ضعیف می شمارند[ میزان الاعتدال ۵/ ۱۸۴ رقم ۵۹۲۵‌؛ تهذیب التهذیب ۵/ ۷۳۶ رقم ۴۹۴۰.]
۵-درباره لشکرکشی مسلمانان به سرزمین های دیگر بعد از وفات پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) نکاتی لازم به ذکر است: 
۱. اگر حرکت ترسیمی از سوی رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم)، پس از وفات ایشان ادامه می یافت و زمام امامت و خلافت به دست وصی ایشان امیرمؤمنان(علیه السلام) می افتاد، بی شک دعوت اسلامی پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در عرصه وسیع تری گسترش می یافت و همسایگان دولت اسلامی و سایر ملل خود به پذیرش این دین الهی پیشقدم می شدند و فتوحات خونین و لشکرکشی های دوران خلفا، به گونه ای دیگر رقم می خورد. 
۲. لازمه هر فتح و پیروزی، توسعه فرهنگ اسلامی است، یعنی به موازات فتح شهرها می باید مردم آن سامان به حقایق، اصول و اهداف اسلام آشنا شوند و هسته و پوسته اسلام را بشناسند، مع الاسف در غالب لشکرکشی های صورت گرفته در عهد ابوبکر، عمر و عثمان این نکته مهم مدنظر حاکمان وقت نبود، آنان اهتمامی در ارشاد مردم، تعلیم، فرهنگ‌سازی و تربیت ایشان نداشتند.نتیجه این فتوحات نیز آن بود که: بسیاری از کشورها و مناطقی که دوره خلفا فتح می شدند، به سمت کفر و نافرمانی بر می گشتند و سپس دوباره به دست مسلمانان فتح می شدند! این نتیجه اکتفا به ظاهر اسلام بود در صورتی که پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله ) از مردم اسلام و ایمان را به طور توأم خواستار بود: 
((قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا ۖ قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَلَٰکِنْ قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا یَدْخُلِ الْإِیمَانُ فِی قُلُوبِکُمْ ۖ ))[ حجرات، آیه ۱۴.]؛ 
«عرب های بادیه نشین گفتند: ایمان آوردیم بگو: شما ایمان نیاورده اید ولی بگویید اسلام آورده ایم اما هنوز ایمان وارد قلب شما نشده است.» 
این نقیصه بزرگ، ریشه در ضعف اعتقادی حاکمان وقت داشت طبیعی است حاکم و یاران وی که اسلام در نهاد ایشان رسوخ نکرده و آنان در بسیاری از وهمیات و انحرافات گذشته خود باقی اند نمی توانستند سکان دار هدایت مردمی باشند که در اثر این لشکرکشی ها با آئین هدایت بخش چون اسلام مواجه می شوند.[ جعفر مرتضی عاملی، زندگی سیاسی امام حسن مجتبی(علیه السلام)، ص ۱۲۲.] 
۳. فتوحات بزرگ و پیروزی مسلمانان در گرو عوامل چندی بود؛ ایمان و اعتقاد شخصی بسیاری از جهادگران مسلمان را در سرعت فتوحات مؤثر بود. همچنین وقتی به پیروزی مسلمانان در ایران دقت کنید می توانید به ناخشنودی مردم از حکومت ساسانی، وجود امتیازات طبقاتی بسیار خشن در جامعه، بی روح شدن آئین زرتشتی و آشفتگی نظام حکومتی ساسانی دقت کنید. 
دکتر عبدالحسین زرین کوب می گوید: «سقوط دولت ساسانی به دست عرب شد ولی نه به خاطر قدرت عرب بلکه به خاطر ضعف و فساد دولت ساسانی و در موقع حمله عرب، ایران از پای در آمده بود. دولت ساسانی در آن زمان مانند مرده حضرت سلیمان بود که بر عصا تکیه داشت و موریانه آن را خورد و زمین افتاد.»[ زرین کوب، تاریخ ایران بعد از اسلام، ص۱۵۷.] 
۴. حضور برخی از چهره های نامی و پیرو امیرمؤمنان(علیه السلام) در میان مدت و درازمدت توانست بن مایه هایی از اصول و مبانی اسلام را در برخی از مناطق فراهم آورد. ازاین رو حضور و تلاش شخصیت هایی چون: سلمان فارسی، حذیفة بن یمان، هاشم مرقال و عمار یاسر ستودنی است. 
۵. اسلام یک دین جهانی بوده و هست و نمی توانست هدایت خود را در مهد اسلام و شهر مکه و یا نهایتاً جزیرة العرب محصور کند، اما لشکرکشی های انجام شده در عهد خلفای نخست کاستی های بسیاری را در پی داشت. آثار این ضعف هم در کشورهای مفتوحه و هم در مرکز و گستره دولت اسلامی آشکار بود. البته در هر یک به نوعی این کاستی ها مورد مطالعه و دقت قرار می گیرد. اما در دراز مدت، به دلیل آشنایی ملل و کشورهایی که اسلام به آنجا راه یافته بود با حقیقت و روح دین اسلام، تاریخ از شکل گیری تمدنی یاد می کند که آثار و ثمرات آن، قرن ها جهان را برخوردار کرده بود. 
۶. فتوحات خلفای سه گانه، پیامدهای ناهنجاری را نیز در صف پیکار جویان مسلمان بر جای گذاشت از جمله:
الف. پیدایش طبقه جاهل مسلک مقدس مأب که خوارج جزیی از آن ها بود. 
ب. انحطاط اخلاق امت اسلام، در پی سرازیر شدن مال و ثروت فراوان به درون سرزمین اسلامی. 
ج. کاشت بذر تشتت و اختلاف در جامعه اسلامی بر اثر مستی حاصل از نعمت ثروت های بی حد و حصر.[ مطهری، سیری در سیره ائمه اطهار(علیهم السلام)، ص ۵۰؛ مطهری، جاذبه و دافعه امام علی(علیه السلام)، ۱۵۳؛ مطهری، سیری در نهج البلاغه، ۲۵۸.]

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.