حکمت وجوب حجاب زنان ۱۳۹۰/۹/۲۹ - ۳۱ بازدید

درپاسخ به این سوال توجه به نکته های زیرحایز اهمیت است
الف) فلسفه وحکمت حجاب
درپاسخ به این سوال توجه به نکته های زیرحایز اهمیت است
الف) فلسفه وحکمت حجاب
در فرهنگ و اخلاق اسلامى، پوشش و حجاب - براى عموم و به ویژه زنان - از جایگاه مهمى برخوردار است. فلسفه حجاب (پوشش) به طورکلی از جمله پوشاندن موها مى تواند ناشى از امور زیر باشد:
۱. حفظ تعادل جامعه از نظر امنیت و آرامش روانى.
یکى از غرایز خدادادى در ساختمان وجودى انسان، غریزه جنسى است که نیرومندترین و ریشه دارترین غریزه آدمى است و در صورت کنترل آن، مى تواند علاوه بر تداوم و استمرار نسل بشر، موجبات و امنیت روانى انسان ها را فراهم کند. در قوانین اسلام، براى استفاده درست از این غریزه حیاتى، مکانیسم هاى گوناگونى مطرح شده است که «حجاب» و وجود حریم بین زن و مرد، یکى از راهکارهاى مهم آن است. بدون شک، نبودن حریم بین زن و مرد و آزادى معاشرت هاى تعریف نشده و بى بندوبار (با آرایش هاى گوناگون)، هیجان ها و التهاب هاى جنسى را فزونى مى بخشد و تقاضاى برهنگى و سکس را به صورت یک عطش روحى و یک خواست سیرى ناپذیر درمى آورد. اسلام به قدرت شگرف این غریزه آتشین توجه کامل داشته و تدابیر زیادى براى تعدیل و رام کردن این غریزه اندیشیده است و در این زمینه هم براى زنان و هم براى مردان، تکالیف خاصى معین کرده است. وظیفه مشترک زن و مرد این است که چشم خویش را از نگاه به نامحرم بپوشانند و از نگاه شهوت آمیز بپرهیزند؛ اما زنان - به خاطر جاذبه هاى بیش تر - وظیفه خاصى دارند و آن این که بدن خود را از مردان بیگانه بپوشانند و در اجتماع با آرایش هاى تحریک آمیز، ظاهر نشوند و به جلوه گرى و دلربایى نپردازند تا زمینه انحراف مردان و به ویژه جوانان فراهم نشود. لباس افراد جامعه و مخصوصاً لباس زنان نمى تواند به هر شکل و اندازه اى باشد و باید حد و ضابطه اى داشته باشد. بى بندبارى در پوشش و لباس ، موجب بى بندبارى در تحریک غریزه جنسى است. تحقیقات علمى در فیزیولوژى و روانشناسى در باب تفاوت هاى جسمى و روحى زن و مرد ثابت کرده است که مردان نسبت به محرک هاى چشمى شهوت انگیز، حساس تر از زنانند و برعکس زنان در مقابل محرک هاى لمسى حساسیت بیش ترى دارند. آستانه حس لمس و درد در زنان از همان زمان تولد پایین تر از مردان است...؛ در عوض مردان بینایى بهترى دارند. این مزیت هاى جنسى در استعداد حسى، آموخته یا اکتسابى نیست؛ بلکه از زمان کودکى آشکار است... .مردان بالغ به محرک هاى بینایى شهوانى حساسیت بیش تر مى داند. اصطلاح «چشم چرانى» که براى این ویژگى مردان به کار مى رود، زاییده حساسیت مردان نسبت به محرک هاى بینایى شهوانى است؛ چون دامنه و برد حس بینایى زیاد است؛ یعنى چشم مى تواند از فاصله نسبتا دور، تحت تأثیر محرکها قرار گیرد و از این گذشته وسعت زیادى از محیط در آن واحد دیده مى شود. از سوى دیگر، چون حس لامسه دامنه و برد زیاد ندارد و فعالیتش محدود به تماس از نزدیک است و هورمون هاى جنسى زن به صورتى دوره اى ترشح مى شوند و به طور متناوب عمل مى کند، تأثیر محرک هاى شهوانى بر زن، صورتى بسیار محدود دارد و از این نظر فعالیت زنان بسیار کم است؛ به خلاف مردان که ترشح اندروژن ها در آن ها صورتى یکنواخت دارد و هیچ عامل طبیعى آن را قطع نمى کند. مردان به صورتى گسترده تر تحت تأثیر محرکهاى شهوانى قرار مى گیرند و از این نظر فعال ترند.۱دکتر محمود بهزاد، تفاوت هاى زن و مرد از نظر فیزیولوژى و روانشناسى، مجله نگین، شماره ۱۳۴، تیر ۱۳۵۵، ص ۲۴)
۲. حفظ و تحکیم بنیان خانواده

بى تردید نهاد خانواده، یکى از مقدس ترین نهادهاى اجتماعى است که بشر تا به حال خود دیده است. نقش خانواده در پروسه ایجاد جامعه سالم، یک نقش بى بدیل است و در این میان نقش حجاب و پوشش اسلامى در سلامت و استمرار پیوند خانوادگى، غیر قابل انکار است. در مقابل، برهنگى، سمّ کشنده نظم و پیوند موجود در نهاد خانواده است. آمارهاى مستند نشان مى دهد که با افزایش برهنگى در جهان، طلاق و از هم گسیختگى زندگى زناشویى در دنیا همواره بالا رفته است؛ زیرا «هر چه دیده بیند، دل کند یاد» و هر چه دل در مقوله هوس هاى سرکش بخواهد، به هر قیمتى باشد، به دنبال آن مى رود و به این ترتیب، هر روز دل به دلبرى جدید مى بندد و با قبلى وداع مى کند؛ اما در محیطى که «حجاب» حاکم است و شرایط دیگر اسلامى رعایت مى شود، دو همسر تعلق به یکدیگر دارند و احساساتشان و عشق و عواطفشان، مخصوص یکدیگر است. در بازار آزاد برهنگى، قداست پیمان زناشویى مفهومى ندارد. خانواده ها به سادگى متلاشى مى شوند و کودکان بى سرپرست مى مانند.
۳. پیش گیرى از فحشا و فروپاشى نظم جامعه.

گسترش دامنه فحشا و افزایش فرزندان نامشروع، از دردناک ترین پیامدهاى بى حجابى و آزادى هاى بى حد و حصر جنسى است که در جوامع غربى و سایر جوامع مشابه، کاملا مشهود است. عامل اصلى فحشا و ازدیاد فرزندان نامشروع، منحصر به فرهنگ برهنگى و بى حجابى نیست؛ بلکه یکى از عوامل اصلى و مؤثر در گسترش دامنه فحشا و جریان روبه رشد تولد فرزندان نامشروع ، مسأله برهنگى و بى حجابى است. امروزه یکى از مشکلات جوامع غربى، تولد روبه رشد فرزندان نامشروع و بدون شناسنامه است. فرزندانى که داراى پدر و مادر نامشخصى هستند و از نظر حقوقى، مشکلات فراوانى را به همراه آورده، نظم اجتماعى جوامع غربى را تهدید مى کنند.
۴. جلوگیرى از نگاه ابزارى به زن و ابتذال وى
یکى از مسائل مطرح پیرامون حقوق زنان و بى توجهى به آنان، نگاه ابزارى به زنان است. هنگامى که جامعه، زن را با اندام برهنه بخواهد، طبیعى است روزبه روز تقاضاى آرایش بیشتر و خودنمایى افزونتر از او دارد و هنگامى که زن را از طریق جاذبه جنسى اش وسیله تبلیغ کالاها و عاملى براى جلب جهان گردان و مانند این ها قرار دهد، در چنین جامعه اى شخصیت زن تا حد یک عروسک یا یک کالاى بى ارزش سقوط مى کند و ارزش هاى والاى انسانى او به کلى به دست فراموشى سپرده مى شود و به این ترتیب، زن، وسیله اى براى اشباع هوس هاى سرکش برخى مردان آلوده و فریبکار مى شود. عنصر حجاب و پوشش اسلامى، نه تنها زن را از صحنه اجتماع وفعالیت هاى اجتماعى دور نمى کند، بلکه زمینه هاى حضور مستمر و فعال زنان را در عرصه اجتماع -به همراه حقوق اجتماعى برابر- تضمین مى کند و شخصیت خدادادى زن را از دستبرد نگاه ابزارى دیگران، مصونیت مى بخشد. به نظر مى رسد پوشش کامل، آن نوع پوششى است که هیچ چشم بیگانه اى را متوجه خود نکند؛یعنى لباسى که برجستگى هاى اندام زن را اصلاً نشان ندهد و اسباب تحریک شهوت مردان را فراهم نکند و خود زن هم با آرایش در جامعه ظاهر نشود و به تعبیر رهبر معظم انقلاب، چادر باوجود شرایط دیگر، کامل ترین پوشش است. باید اعتراف کرد که تاکنون بیش تر نوشته هاى مربوط به پوشش، نقطه نظر را بر حجاب زن معطوف کرده و کم تر به پوشش مرد توجه نموده اند و این یک امر عادى و طبیعى است؛ زیرا زن، مظهر جمال و زیبایى و مرد مظهر شیفتگى است؛ ولى پوشش مردان نیز در ابعاد مختلف فرهنگى - اجتماعى، حائز اهمیت است. از این رو اسلام براى ثبات و پایدارى جامعه، به پوشش زن و مرد توجه بسیار نموده است؛ خداوند متعال مى فرماید: «یا بنى آدم قد انزلنا علیکم لباسا یوارى سوءاتکم و ریشا؛ M}اى فرزندان آدم! لباسى براى شما فرستادیم که اندام (عورت) شما را مى پوشاند و مایه زینت شماست(اعراف(۷):۲۶ ) خداوند متعال در حق مردان مى فرماید: «قل للمؤمنین یغضّوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم؛ M}به مؤمنان بگو چشم هاى خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گیرند و عفاف (عورت) خود را حفظ کنند( نور(۲۴):۳۰ ) در حق زنان نیز مى فرماید: «و قل للمؤمنات یعضضن من ابصارهن و یحفظن فروجهن؛ و به زنان با ایمان بگو چشم هاى خود را (از نگاه هوس آلود) فرو گیرند و دامان (عورت) خویش را حفظ کنند».(همان،۳۱)
ب) مستند پوشش مو
بدون شک هر اندازه بدن زن پوشیده تر باشد نقش نیرومندترى در دورسازى دیگران نظاره گر این مى کند. اگر نگاه هاى آلوده را همچنان که در روایات آمده است تیرهاى زهرآلود شیطان بدانیم، پوشش زن همانند قوسى است که تیر از آن کمانه مى کند و منحرف مى شود و از اصابت و نفوذ در هدف باز مى ماند. بر عکس هر اندازه بدن زن برهنه تر باشد تیرهاى شیطانى را بیشتر متوجه خود ساخته و از آن آسیب خواهد دید. ازهمین رووبه دلیل این که زنان مظهرزیبای وجمال الهی هستندباید بدن وازجمله موهای خود رادرمواجه بانامحرم بپو شاند. برخى به نادرستى ادّعا مى کنند: حجاب به معناى مقابله با برهنگى را قبول داریم؛ ولى در هیج جاى قرآن از پوشش مو سخن به میان نیامده است!! در پاسخ گفتنى است که زنان حتّى قبل از نزول آیه حجاب موهاى خود را مى پوشاندند و مشکل تنها آشکار بودن گردن، گوش، زیر گلو و گردن آنان بود. همان طور که مفسران بزرگ (مانند شیخ طوسى و طبرسى) فرموده اند، در گذشته دو نوع روسرى براى زنان معمول بود: روسرى هاى کوچک که آنها را «خِمار» یا «مقنعه» مى نامیدند و معمولاً در خانه از آن استفاده مى کردند و روسرى هاى بزرگ که مخصوص بیرون خانه به شمار مى آمد. زنان با این روسرى بزرگ - که جلباب خوانده مى شد و از «مقنعه» بزرگ تر و از «ردا» کوچک تر است و به چادر امروزین شباهت داشت - مو و تمام بدن خود را مى پوشاندند.درباره جلباب گفته اند: آن روسرى خاصى که بانوان هنگامى که براى کارى به خارج از منزل مى روند، سر و روى خود را با آن مى پوشند؛ «الجلباب خمارالمرأة الذى یغطّى رأسها و وجهها اذا خرجت لحاجة» (التبیان فى تفسیر القرآن، ج ۸، ص ۳۶۱؛ مجمع البیان، ج ۸ - ۷، ص ۵۷۸). نزدیک ساختن جلباب «یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ»؛ کنایه از پوشیدن سر و روى خود با آن است؛مجمع البیان، ص ۵۸۰؛ المیزان، ج ۱۶، ص ۳۶۱. یعنى، چنان نباشد که چادر یا رو پوش هاى بزرگ (مانتو) تنها جنبه تشریفاتى و رسمى داشته باشدو همه پیکرشان را نپوشاند و از مصادیق «کاسیات عاریات»زنانى که ظاهراً پوشیده هستند، ولى در واقع برهنه اند، از رسول خداصلى الله علیه وآله روایت شده است: «صنفان من اهل النار لم أرهما قوم معهم سیاط کأذناب البقر یضربون بها الناس و نساء کاسیات عاریات، ممیلات مائلات، رؤسهنّ کأسنمة البُخت المائلة ... .»: میزان الحکمة، ج ۲، ص ۲۵۹. شمرده شوند! قرآن فرمان مى دهد: بانوان با مراقبت، جامه را بر خود گیرند و آن را رها نکنند، تا نشان دهند اهل عفاف و وقار به شمار مى آیند. از پایان آیه بر مى آید که پوشش مطلوب آن است که خود به خود دورباش ایجاد مى کند و هوس بازان را ناامید مى سازد. بنابراین، وظیفه پوشش اسلامى بانوان به معناى حبس و زندانى کردن و قرار دادن آنان پشت پرده و در نتیجه عدم مشارکت این گروه، در فعالیت هاى اجتماعى نیست. این وظیفه بدان معنا است که زن در معاشرت با مردان، بدنش را بپوشاند و به جلوه گرى و خودنمایى نپردازد و مشارکتش در فعالیت ها، بر اصول انسانى و اسلامى استوار باشد
ج ) حجاب درسایر ادیان
حجاب زنان، از سنن قدیمی تمدن های بشری بوده است و در ادیان الهی دین به خصوص زرتشت , یهود و مسیحیت مسئله حجاب و رعایت آن مطرح بوده است در بعضی از ادیان مثل دین یهود, مسئله حجاب سخت تر از حجابی است که اسلام می گویدهر چند امروزه به آن پای بند نیستند .
بنابر گواهی متون تاریخی، دراکثر قریب به اتفاق ملت ها وآیین های جهان، حجاب دربین زنان معمول بوده است؛ هرچند در طول تاریخ، فراز ونشیب های زیادی راطی کرده وگاهی با اعمال سلیقه حاکمان،تشدید یا تخفیف یافته است، ولی هیچگاه بطور کامل ازبین نرفته است . مورخان به ندرت ازاقوام بدوی که زنانشان دارای پوشش مناسب نبوده ویا به صورت برهنه دراجتماع ظاهر می شدند،یاد می کنند.
دانشمندان، تاریخ حجاب وپوشش زن رابه دوران ما قبل ازتاریخ وعصر حجر نسبت می دهند، کتاب «زن درآینه تاریخ» پس از طرح مفصل علل وعوامل تاریخی حجاب، می نویسد : باتوجه به علل ذکر شده وبررسی آثارونقوش به دست آمده،پیدایش حجاب به دوران پیش ازمذاهب مربوط می شود، وبه این دلایل، عقیده عده ای که می گویند «مذهب» موجد حجاب می باشد، صحت ندارد، ولی باید پذیرفت که دردگرگونی و تکمیل آن بسیار موثر بوده است .۱

۱- پوشش زن دریونان وروم باستان:


دایره المعارف لاروس درباره پوشش زنان یونان باستان می گوید: زنان یونانی در دوره های گذشته، صورت واندامشان را تا روی پا می پوشاندند. این پوشش که شفاف وبسیار زیبا بود، درجزایر کورس وامرجوس ودیگر جزایر ساخته می شد. زنان فنیقی نیز دارای پوششی قرمز بودند. سخن درباره حجاب، در لابلای کلمات قدیمی ترین مولفین یونانی نیزبه چشم می خورد، حتی «بنیلوب» ( همسر پادشاه «عولیس» فرمانروای ایتاک ) نیز با حجاب بوده است . زنان شهر «ثیب» دارای حجاب خاصی بوده اند، بدین صورت که حتی صورتشان رانیزبا پارچه می پوشاندند. این پارچه دارای دو منفذ بود که جلوی چشمان قرار می گرفت تا بتوانند ببینند. در «اسپارته» دختران تا موقع ازدواج آزاد بودند، ولی بعد از ازدواج خود را ازچشم مردان می پوشاندند. نقش هایی که برجای مانده، حکایت می کند که زنان سررا می پوشانده، ولی صورت هایشان بازبوده است، ووقتی به بازارمی رفتند ، برآنان واجب بوده است که صورت هایشان را بپوشانند، خواه باکره و خواه دارای همسر باشند. حجاب در بین زنان سیبری وساکنان آسیای صغیر وزنان شهرماد ( وفارس وعرب) نیزوجود داشته است. زنان رومانی ازحجاب شدیدتری برخوردار بوده اند، به طوری که وقتی ازخانه خارج می شدند، با چادری بلند تمام بدن را تا روی پاها می پوشاندند وچیزی ازبرآمدگی های بدن مشخص نمی شد. ۲
یکی از تاریخ نویسان غربی نیزشواهد زیادی دال بروجود حجاب دربین زنان یونان وروم باستان آورده است. او درباره «الهه عفت» که یکی ازخدایان یونان باستان است، می گوید : «آرتمیس»، الهه عفت است و عالی ترین نمونه ( والگو برای) دختران جوان به شمار می آید. دارای بدنی نیرومند و ورزیده وچابک وبه زیور عفت وتقوا آراسته است. ۳
همچنین درباره مردم یکی ازقبائلی که نهصد سال قبل ازمیلاد زندگی می کرده اند، آمده است: «بالاتر ازارمیان ودرکنار دریای سیاه، «سکاها» بیابانگردی می کردند. آنها مردم وحشی و درشت اندام قبائل جنگی نیمه مغول و نیمه اروپایی بسیار نیرومندی بودند که در ارابه به سرمی بردند وزنان خود راسخت در پرده نگاه می داشتند.۴
این مورخ درجای دیگر می گوید: «زنان فقط درصورتی می توانند خویشان ودوستان خود راملاقات کنند ودرجشن های مذهبی و تماشاخانه ها حضور یابند که کاملا درحجاب باشند.۵
همچنین ازقول یکی ازفلاسفه یونان باستان، درباره شدت پوشش زن، نقل می کند : نام یک زن پاک دامن را نیز چون شخص او باید درخانه پنهان داشت. ۶
۲- پوشش زن درایران باستان:
درمورد پوشش زنان ایران باستان،مطالب زیادی درتاریخ وجود دارد . ویل دورانت درباره پوشش زنان ایران باستان واین که حجاب بسیار سختی دربین آنان رایج بوده است، می گوید : «زنان طبقات بالای اجتماع جرأت آن را نداشتند که جز درتخت روان روپوش دارازخانه بیرون بیایند. هرگز به آنان اجازه داده نمی شد که آشکارا با مردان آمیزش ( اختلاط) کنند. زنان شوهردارحق نداشتند هیچ مردی را،ولو پدر یا برادرشان باشد، ببینند . در نقش هایی که درایران باستان برجای مانده، هیچ صورت زن دیده نمی شود ونامی از ایشان به نظر نمی رسد. ۷
ازدایراه المعارف لاروس نیزبه دست می آید که حجاب دربین مادها وپارس ها وجود داشته است. ۸ همچنین درتفسیر اثنی عشری ۹ آمده است : «تاریخ نشان می دهد که حجاب در فرس قدیم وجود داشته است.» درکیش «مازدیسنی» نامه شت مهاباد،آیه ۹۰ گوید : زن خواهید و جفت گیرید وهم خوابه دیگری را نبینید و براو منگرید و با او میامیزید.»
نصوصی که بیانگر حجاب زنان ایران باستان است، نشان می دهد که زنان دردوره های مختلفی چون دوره مادها، پارسی ها ( هخامنشیان )، اشکانیان و سامانیان دارای حجاب وپوشش بوده اند، که به چند نمونه آن اشاره می شود :

دوره مادها:


درکتاب «پوشاک باستانی ایرانیان» آمده : «اصلی که باید درنظر داشت، این است که طبق نقوش برجسته و مجسمه های ماقبل میلاد، پوشاک زنان آن دوره ( مادها ) ازلحاظ شکل ( باکمی تفاوت ) با پوشاک مردان یکسان است. ۱۰
وی درادامه برای توضیح نقوش برجای مانده می نویسد : «مرد وزن به واسطه اختلافی که میان پوشش سرشان وجود دارد، ازهم تمیز داده می شوند . به نظر می رسد که زنان پوششی نیز روی سرخود گذارده اند واز زیر آن گیسوهای بلندشان نمایان است.» ۱۱

دوره پارسی ها ( هخامنشیان ):


پارسی ها به وسیله کوروش، دولت ماد را از میان برداشته وسلسله هخامنشی را تاسیس کردند . آنها ازنظر لباس همانند مادها بودند . درمورد پوشاک خاص زنان این دوره آمده است : «ازروی برخی نقوش مانده ازآن زمان، به زنان بومی برمی خوریم که پوششی جالب دارند. پیراهن آنان پوششی ساده وبلند یا دارای راسته چین و آستین کوتاه است . به زنان دیگر آن دوره نیز برمی خوریم که ازپهلو به اسب سوارند . اینان چادری مستطیل برروی همه لباس خود افکنده ودرزیر آن، یک پیراهن بادامن بلند ودرزیر آن نیز،پیراهن بلند دیگری تا به مچ پا نمایان است.» ۱۲

دوره اشکانیان:


دراین دوره نیز هماهنند گذشته، حجاب زنان ایرانی کامل بوده است . دراین باره چنین می خوانیم : «لباس زنان اشکانی پیراهنی بلند تا روی زمین، گشاد، پرچین، آستین دار و یقه راست بوده است . پیراهن دیگری داشته اند که روی اولی می پوشیدند وقد این یکی نسبت به اولی کوتاه و ضمنا یقه باز بوده است . روی این دو پیراهن چادری سرمی کردند .» ۱۳
درجای دیگر آمده است : «چادر زنان اشکانی به رنگ های شاد و ارغوانی ویا سفید بوده است. گوشه چادر درزیر یک تخته فلزی بیضی منقوش یا دکمه که به وسیله زنجیری به گردن افکنده شده، بند است . این چادر به نحوی روی سر می افتاده که عمامه ( نوعی کلاه زنانه ) را درقسمت عقب و پهلوها می پوشانیده است .»۱۴
درکتاب «پارتیان» نیزآمده است : «زنان عهد اشکانی قبایی تا زانو برتن می کردند، با شنلی که برافکنده می شد ونیز نقابی داشتند که معمولا به پس سرمی آویختند.»

دوره ساسانیان:


در این دوره اردشیر پسر، بابک با استفاده از ضعف اشکانیان، سلسله ساسانیان را بنیان نهاد ودین زرتشت را دین رسمی کشور قرار داد. اوستا را ترجمه و آتشکده های ویران را بازسازی نمود . زنان دراین دوره که احکام دینی زرتشتیان درکشور اعمال می شده است، همچنان دارای حجاب کامل بودند . درمورد پوشاک زنان چنین آمده است : «چادر که از دوره های پیش مورد استفاده بانوان ایران بوده است، دراین دوره نیز به صورت مختلف مورد استعمال داشته است .» ۱۵
حجاب زنان در این دوره چنان اهمیتی داشت که «حتی لباس هنرپیشگان زن، مانند لباس های بلند سایر بانوان، تا پشت پاکشیده شده است .» ۱۶
برای اثبات توجه زنان دراین دوره به حجاب، کافی است این نقل تاریخی را ازمنابع اسلامی مرور کنیم : هنگامی که سه تن از دختران کسری، پادشاه ساسانی، را با ثروت فراوانی ازاموال، برای عمر آوردند، شاهزادگان ایرانی رادربرابر عمر درحالی که با پوشش ونقاب، خود را پوشانده بودند، ایستاندند، خلیفه دستورداد، با آوازی بلند برآنان فریاد کشند که : پوشش ازچهره برگیرید تا مسلمانان آنها را ببینند وخریداران پول بیشتری به پای آنها بریزند . دوشیزگان ایرانی ازبرهنه کردن صورت خودداری کردند و مشت برسینه نماینده عمرزدند وآنان راازخود دور ساختند . خلیفه خشمناک شد و خواست با تازیانه آنان رابیازارد، درحالیکه شاهزادگان ایرانی می گریستند . حضرت علی ( علیه السلام ) به عمر فرمودند : دررفتارت مدارا کن؛ ازپیغمیر خدا صلی الله علیه وآله شنیدم که می فرمود : «بزرگ و شریف هرقومی را که خوار وفقیر شده، گرامی بدارید» عمر پس ازشنیدن فرمایش حضرت علی ( علیه السلام ) آتش خشمش فرو نشست . سپس حضرت اضافه کرد : «با دختران ملوک نباید معامله دختران بازاری ( کنیزان ) کرد .»۱۷

۳- پوشش زن در ادیان بزرگ الهی


حجاب در شریعت حضرت ابراهیم ( علیه السلام ):


درآئین مقدس حضرت ابراهیم ( علیه السلام ) مساله پوشش زنان، حائز اهمیت بوده است . درکتاب تورات چنین می خوانیم : «رفقه»چشمان خود را بلند کرده واسحاق را دید واز شتر خود فرود آمد، زیرا ازخادم پرسید : این مرد کیست که درصحرا به استقبال ما می آید ؟ خادم گفت : آقای من است . پس برقع خود را گرفته، خود را پوشانید .» ۱۸
ازاین بیان روشن می شود که پوشش زن در مقابل نامحرم در شریعت حضرت ابراهیم ( علیه السلام وجود داشته است؛ زیرا «رفقه» در مقابل اسحاق که به او نامحرم بود، ازشتر پیاده شدو خود را پوشاند تا چشم اسحاق به او نیفتد .

حجاب در آیین یهود:


دراصول اخلاقی «تلمود» که یکی از کتاب های مهم دینی و درحقیقت فقه مدون و آیین نامه زندگی یهودیان است، آمده : «اگرزنی به نقض قانون یهود می پرداخت، چنانچه مثلا بی آنکه چیزی برسر داشت به میان مردم می رفت ویا در شارع عام نخ می رشت یا با هرسنخی ازمردان درد دل می کرد یا صدایش آنقدر بلند بود که چون درخانه اش تکلم می نمود، همسایگانش می توانستند سخنان او را بشنوند، درآن صورت مرد حق داشت بدون پرداخت مهریه اوراطلاق دهد .» ۱۹

حجاب در آیین مسحیت:


در کتاب انجیل آمده است : پولس دررساله خودبه قدنتیان تصریح می کند :
«اما می خواهم شما بدانید که سرهرمرد، مسیح است و سرزن، مرد وسر مسیح، خدا. هرمردی که سرپوشیده دعا یا نبوت کند سر خود رارسوا می نماید . اما هرزنی که سربرهنه دعا کند، سرخود را رسوا می سازد؛ زیرا این چنان است که تراشیده شود. زیرا اگر زن نمی پوشد، موی را نیز ببرد واگر زن را موی بریدن یا تراشیدن قبیح است، باید بپوشد؛ زیرا که مرد اززن نیست، بلکه زن ازمرد است و نیز مرد اززن نیست، بلکه زن ازمرد است ونیز مرد به جهت زن آفریده نشده، بلکه زن برای مرد . ازاین جهت زن می باید عزتی برسرداشته باشد، به سبب فرشتگان ... دردل خود انصاف دهید آیا شایسته است که زن نا پوشیده نزد خدا دعا کند.» ۲۰ پس در جایی که برای دعا باید سرزن پوشیده باشد، به هنگام روبه روشدن با نامحرم پوشش سرلازم تر خواهد بود.
ونیز درانجیل، دررساله پولس، به تیمو تاوس می گوید : «وهمچنین زنان خود را بیارایند به لباس حیا وپرهیز، نه به زلف ها وطلا و مروارید ورخت گران بها، بلکه چنان که زنانی را می شاید که دعوای دینداری می کنند به اعمال صالحه .» ۲۱
---------------------
پی نوشت ها:
۱- علی اکبر علویقی، زن در آیینه تاریخ؛ اگر منظور نویسنده این است که حجاب یک امر فطری است وبراثر یک رسم اکتسابی به وجود نیامده، ما هم قبول داریم، ولی نمی توان پذیرفت دین موجد حجاب نبوده است؛ زیرا اولا دوران پیش ازمذاهب، پیش فرض باطلی است .چون بنا برآموزه های دینی، اولین انسان خود پیامبر ودارای مذهب بوده است، ثانیا اگرحجاب را جزئی ازتعلیمات مذهب بدانیم، به فطری بودن آن نقصی وارد نکرده ایم، زیرا تعالیم دین با فطرت انسان هماهنگی کامل دارد، چنانچه آیه ۳۰ سوره روم بدان اشاره دارد.
۲-به نقل ازدایره المعارف القرن العشرین، ۱۹۲۳
۳- ویل دورانت، تاریخ تمدن، ص ۵۲۰
۴- همان، ص ۳۳۶
۵-همان، ص ۳۴۰
۶-همان
۷-همان، ص ۴۳۴
۸- به نقل ازدایره المعارف القرن العشرین، ۱۹۲۳
۹- تفسیر اثنی عشری، ج ۱۰، ص ۴۹۰
۱۰-ضیاء پور، پوشاک باستانی ایرانیان، ص ۵۱
۱۱-همان، ص ۵۴
۱۲-همان، ص ۵۶
۱۳-لیل ضیاء پور، پوشاک زنان ایرانی، ص ۱۹۴
۱۴- همان، ص ۱۹۷
۱۵-همان، ص ۱۱۴
۱۶-علی سامی، تمدن ساسانی، ج ۱، ص ۱۸۶
۱۷-السیره الحلبیه، ج ۲، ص ۲۳۴
۱۸- سفرپیدایش، باب ۲۴،آیه ۶۴ و ۶۵
۱۹- ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج ۴ ص ۴۶۱ .
۲۰- باب ۱۱،آیه ۳ تا ۱۴
۲۱- باب دوم، آیه ۹ تا ۱۱.
برگرفته از «www.heyatblog.ir/archives/۰۰۰۰۳۱.php»
برای آگاهی بیشتر ر.ک :
۱-محمد محمدی آشنانی , حجاب در ادیان الهی.
۲- استاد شهید مطهری , مسائله حجاب.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.