حیات و ممات عیسی (ع) ۱۳۹۴/۴/۱۴ - ۱۲ بازدید

آیه ۳۳ سوره مبارکه مریم سخن خود حضرت عیسی(علی نبیّنا و آله و علیه السلام) است و مانند آیه ۱۵ سوره اهمیت سه روز ولادت، مرگ و برنگیخته شدن در زندگى انسان، یعنی سه روز سرنوشت ساز و خطرناک را که سلامت در آنها جز به لطف خدا میسر نمى شود، می رساند. و این سلام را حضرت در این دنیا می فرستد و دلالت صریح یا ضمنی بر آن ندارد که ایشان از دنیا رفته اند.

3005.jpgآیه ۳۳ سوره مبارکه مریم سخن خود حضرت عیسی(علی نبیّنا و آله و علیه السلام) است و مانند آیه ۱۵ سوره اهمیت سه روز ولادت، مرگ و برنگیخته شدن در زندگى انسان، یعنی سه روز سرنوشت ساز و خطرناک را که سلامت در آنها جز به لطف خدا میسر نمى شود، می رساند. و این سلام را حضرت در این دنیا می فرستد و دلالت صریح یا ضمنی بر آن ندارد که ایشان از دنیا رفته اند.(۱)
از مجموع آیات مانند آیه ۵۵ سوره آل عمران(۲) و ۱۵۷ سوره نساء(۳) و روایات استفاده می شود که حضرت عیسی مسیح(ع) نه کشته شده و نه به دار آویخته شده است بلکه جسم و روح آن بزرگوار جهت حفظ از کینه ها و توطئه های دشمنان به خواست خدا و به صورت اعجاز به سوی خدا بالا برده شده اند.
پاورقی:
۱- ر. ک: تفسیر نمونه، ج ۱۳، ص ۵۴ .
۲- « إِذْ قالَ اللَّهُ یا عِیسى إِنِّی مُتَوَفِّیکَ وَ رافِعُکَ إِلَیَّ وَ مُطَهِّرُکَ مِنَ الَّذِینَ کَفَرُوا وَ جاعِلُ الَّذِینَ اتَّبَعُوکَ فَوْقَ الَّذِینَ کَفَرُوا إِلى یَوْمِ الْقِیامَةِ؛ زمانى که خداى تعالى به عیسى فرمود من تو را خواهم گرفت و به سوى خود بالا خواهم برد و از شر کسانى که کافر شدند پاک خواهم کرد و پیروان تو را تا روز قیامت، فوق کفار قرار مى دهم»، (سوره آل عمران، آیه ۵۵).
۳- « وَ قَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسیحَ عیسَى ابْنَ مَرْیَمَ رَسُولَ اللَّهِ وَ ما قَتَلُوهُ وَ ما صَلَبُوهُ وَ لکِنْ شُبِّهَ لَهُمْ وَ إِنَّ الَّذینَ اخْتَلَفُوا فیهِ لَفی شَکٍّ مِنْهُ ما لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلاَّ اتِّباعَ الظَّنِّ وَ ما قَتَلُوهُ یَقیناً : و گفتارشان که: «ما، مسیح عیسى بن مریم، پیامبر خدا را کشتیم!» در حالى که نه او را کشتند، و نه بر دار آویختند لکن امر بر آنها مشتبه شد. و کسانى که در مورد (قتل) او اختلاف کردند، از آن در شک هستند و علم به آن ندارند و تنها از گمان پیروى مى کنند و قطعاً او را نکشتند! »
(جهت اطلاع از تفسیر آیات مذکور ر. ک: ترجمه تفسیر المیزان و تفسیر نمونه )

• ظاهر آیات و نصّ روایات حاکی است که حضرت عیسی(ع) با تمام وجودش (روحاً و جسماً) به نحو خاصّی از جانب خداوند متعال اخذ و حفظ شده است و الآن زنده است. و هیچ گاه توسط یهودیان به قتل نرسیده و به صلیب کشیده نشده است. امّا نحوه اخذ، رفع، حفظ، و کیفیّت زنده بودن او و محلّ زندگی او و مسائل جانبی و حاشیه ای هنوز در هاله ای از ابهام است. لذا تمام نظراتی که مفسّرین و دیگران در باره نحوه توفّی، رفع، حفظ و محلّ زندگی آن حضرت داده اند همگی در حدّ ظنّ است و خیلی انتظار نداشته باشید که قانع کننده باشند.
• خداوند متعال در این باره فرموده است: « إِذْ قالَ اللَّهُ یا عیسى إِنِّی مُتَوَفِّیکَ وَ رافِعُکَ إِلَیَّ وَ مُطَهِّرُکَ مِنَ الَّذینَ کَفَرُوا وَ جاعِلُ الَّذینَ اتَّبَعُوکَ فَوْقَ الَّذینَ کَفَرُوا إِلى یَوْمِ الْقِیامَةِ ثُمَّ إِلَیَّ مَرْجِعُکُمْ فَأَحْکُمُ بَیْنَکُمْ فیما کُنْتُمْ فیهِ تَخْتَلِفُونَ ــــ (به یاد آورید) هنگامى را که خدا به عیسى فرمود: «من تو را برمى گیرم و به سوى خود، بالا مى برم و تو را از کسانى که کافر شدند، پاک مى سازم؛ و کسانى را که از تو پیروى کردند، تا روز رستاخیز، برتر از کسانى که کافر شدند، قرار مى دهم؛ سپس بازگشت شما به سوى من است و در میان شما، در آنچه اختلاف داشتید، داورى مى کنم.» (آل عمران:۵۵)
الف ـ از این آیه نه مرگ آن حضرت قابل اثبات است نه عدم مرگ ایشان ؛ آنچه از این آیه بر می آید این است که آن حضرت از عالم مادّه فراتر رفته است. در روایات نیز تصریح شده که آن جناب دوباره به عالم مادّه بازخواهد گشت ؛ همان گونه که نبیّ اکرم (ص) به معراج رفت و بازگشت.
ب ـ همچنین هیچ شاهدی در این آیه نیست که نشان دهد عیسی (ع) به معنای مکانی کلمه نزد خداست. نهایت چیزی که از این آیه می توان فهمید این است که آن حضرت نوعی معراج داشته است. در روایات اهل بیت (ع) نیز تصریح شده که آن جناب به آسمان چهارم عروج نموده است. امّا اینکه خدا از عروج به آسمان چهارم تعبیر به « رافِعُکَ إِلَیَّ ــ تو را به سوی خود بالا می برم » نمود ، به این خاطر است که آسمان چهارم از آسمانهای ملکوتی می باشد و عالم ملکوت به خاطر نداشتن قیود زمانی و مکانی و مادّی ، از حیث رتبه ی وجودی ، به وجود خدا که وجود بی قید می باشد ، نزدیکتر است.
تفصیل این مطلب را می توانید در بحثی راجع به معراج نبوی جستجو نمایید در آنجا گفته شده است که معراج در مکان نبوده و تقرّب مطرح در آن نیز مکانی نیست ، بلکه تقرّب در رتبه ی وجودی و به معنی رهایی از قیدها است.
۲ـ امّا اینکه گفته می شود معراج ، جسمانی است ، به این معناست که سیر معراجی در عالم مادّه با جسم مادّی است و در عالم ملکوت با جسم ملکوتی و در عالم جبروت با جسم جبروتی است و فراتر از آن با وجود الهی و اسمائی است که نه جسم است نه روح مجرّد بلکه حقیقتی است که تشریح آن برای افراد نا آشنا با عرفان نظری مقدور نیست .
در نظر سطحی و عرفی ، مادّه و جسم یک چیزند ولی باید توجّه داشت که از نگاه حکمای اسلامی جسم و مادّه یکی نیستند. لذا جسم می تواند بدون مادّه نیز موجود باشد ؛ همانگونه که ما در خواب ، افراد را با جسمشان می بینیم در حالی که آن اجسام شبح گون دارای مادّه نیستند. همچنین وقتی ما موجودات مادّی را در ذهن خود تصوّر می کنیم دقیقاً مثل موجودات خارجی جسم می باشند ولی مادّه ندارند. در عالم ملکوت نیز جسم وجود دارد لکن مادّه و حرکت و زمان در آن راه ندارد و این سه از خواصّ مادّه هستند نه از خواصّ جسم. در عالم جبروت نیز اجسام عقلیّه وجود دارند که از هر گونه شکل و رنگ و اندازه منزّه بوده جسم صرف می باشند ؛ امّا با کمال تأسف تصوّر این حقیقت برای غیر حکما ، که از سالها تمرین عقلی حکما محروم بوده اند ، کاری است بسیار دشوار.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.