حیثیت تعلیلیه تقییدیه تقییدیه شأنیه ۱۳۹۷/۱۱/۳ - ۲۲۷ بازدید

سلام حیثیت تعلیلیه و تقییدیه و شانیه در فلسفه و عرفان به بیان ساده متفاوت هست؟از نظر معنایی


«حیثیت تقییدیه» ، مقید شدن موضوع به این حیث است ؛ وقتی می گوییم : «الجسم من کونه أبیض مرئی --- جسم بخاطرسفید بودن مرئی بوده و میتواند دیده شود » ، یعنی جسم به تنهائی مرئی نیست . آنچه دیده می شود رنگها هستند . پس «مرئی» که محمول است ، برای سفیدی که حیثیت تقییدیه است ، بالذات و برای جسم بالعرض ثابت است و همین جاست که حیثیت های تقییدیه با واسطه های در عروض یکی می شود . پس اطلاق «مرئی» بر جسم احتیاج به حیثیت تقییدیه «بیاض -- سفیدی » دارد . بنابراین ، بیاض ، واسطه در عروض مرئی بودن برای جسم است .
اما «حیثیت تعلیلی» ، قید موضوع نمی شود . موضوع یک چیز است ، اما حیثیت ، علت اثبات محمول برای موضوع است . می گوییم : «الإنسان من حیث هو متعجب ، ضاحک --- انسان از آن حیث که متعجب است می شود بخندد » . ضاحک را بر انسان اطلاق می کنیم و می گوییم : ضاحک است . پس تعجب ، حیثیت تعلیلیه است ، و محمول را برای موضوع اثبات می کند و همین جا نیز واسطه در ثبوت است . زیرا شیء مورد وساطت ، ‌ضحک است . حاجی تصریح می فرماید که واسطه در ثبوت ،‌ دو گونه است ؛ گاهی واسطه در ثبوتی است که واسطه ، متصف به شیء مورد وساطت است و گاهی نیست . گاهی در واسطه در ثبوت ،‌واسطه متصف به شیء مورد وساطت نیست و در عین حال باعث می شود که ذوالواسطه بالذات و حقیقهً متصف به شیء مورد وساطت شود و گاه ، واسطه خود نیز متصف به شیء مورد وساطت است . در اینجا متعجب ، واسطه در ثبوت ضحک برای انسان است و اسناد ضحک به انسان اسناد حقیقی است . اما در عین حال خود متعجب که واسطه ی ثبوت ضحک برای انسان شده است ، به ضاحکیت متصف نیست .
(انصاری شیرازی , یحیی , دروس شرح منظومه,ج ۳ ص ۱۹)
حیثیت تقییدی شأنی ، ویژگی اطلاق و انبساط است. در واقع شأن حاصل یک نوع تنزل از مقام اطلاق یک حقیقت است در عین حال که آن حقیقت با ویژگی اطلاق خود در این شأن حضور دارد.
بطور مثالاگر نفس عین همة قواست‌، آیا جایی برای قوا می‌ماند تا در کنار نفس که وجود بالذات دارد،‌ آنها نیز مصادیق موجود بالذات باشند؟ یعنی در عرض وجود نفس یک وجود قوة عاقله و یک وجود قوة خیال و یک وجود قوة حس نیز داشته باشیم؟ پاسخ این است که همة قوا موجودند اما نه به وجودهای دیگر،‌ بلکه به نفس همین وجود نفسانی انبساطی و سِعی. از آنجا که نفس همة مواطن قوا را پر کرده است و جایی برای وجود مغایر نگذاشته است، باید همة قوا را در خود وجود نفس بجوییم و آنها را از دل وجود نفس استفاده کنیم. به این ترتیب اصطلاح شأن که در آغاز مورد استفاده عارفان بود با این تحلیل یک معنای دقیق فلسفی می یابد.
برگرفته از :
http://eview.blog.ir/post/۹۸

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.