خانواده مشرک و عدل الهی ۱۳۹۱/۱۲/۱

۱. همه انسانها به حکم عقل ، مؤظّفند که تابع حقیقت باشند ؛ و اگر چیزی در مقابل حقیقت قرار گرفت باطل است ؛ لذا باید فدای حقیقت گردد. علاقه های خانوادگی ، ملّی و قومی و امثال آنها اموری گذرا و دنیوی هستند ، در حالی که دین حقّ ، ضامن سعادت ابدی انسان است ؛ لذا هیچ عاقل حقیقی سعادت حقیقی ابدی را با دلخوشی چند روزه و اعتباری برابر نمی نهد.
۱. همه انسانها به حکم عقل ، مؤظّفند که تابع حقیقت باشند ؛ و اگر چیزی در مقابل حقیقت قرار گرفت باطل است ؛ لذا باید فدای حقیقت گردد. علاقه های خانوادگی ، ملّی و قومی و امثال آنها اموری گذرا و دنیوی هستند ، در حالی که دین حقّ ، ضامن سعادت ابدی انسان است ؛ لذا هیچ عاقل حقیقی سعادت حقیقی ابدی را با دلخوشی چند روزه و اعتباری برابر نمی نهد.
اگر شخصی واقعاً حقیقت را یافته باشد کفّه حقّ در ترازوی عقل او آنقدر سنگین خواهد بود که دیگر وزنه ها در برابر آن وزنی نخواهند داشت. نمونه های عینی نیز در طول تاریخ نشان داده اند که این گونه قید و بندها برای حق جویان مهم نیستند. شاید ذکر چند نمونه قرآنی و تاریخی گویای امر باشد.
خداوند متعال می فرماید:« (ساحران) گفتند: اى موسى! آیا تو اول(عصاى خود را) مى افکنى، یا ما کسانى باشیم که اول بیفکنیم؟ گفت: «شما اول بیفکنید!» در این هنگام طنابها و عصاهاى آنان بر اثر سحرشان چنان به نظر مى رسید که حرکت مى کند.
موسى ترس خفیفى در دل احساس کرد(که مبادا مردم گمراه شوند). گفتیم: نترس! تو مسلّماً(پیروز و) برترى. و آنچه را در دست راست دارى بیفکن، تمام آنچه را ساخته اند مى بلعد! آنچه ساخته اند تنها مکر ساحر است؛ و ساحر هر جا رود رستگار نخواهد شد. (موسى عصاى خود را افکند، و آنچه را که آنها ساخته بودند بلعید.) ساحران همگى به سجده افتادند و گفتند: ما به پروردگار هارون و موسى ایمان آوردیم. (فرعون) گفت:آیا پیش از آنکه به شما اجاذه دهم به او ایمان آوردید؟! مسلّماً او بزرگ شماست که به شما سحر آموخته است.
به یقین دستها و پاهایتان را بطور مخالف قطع مى کنم؛ و شما را از تنه هاى نخل به دار مى آویزم؛ و خواهید دانست مجازات کدام یک از ما دردناکتر و پایدارتر است. (ساحران) گفتند:سوگند به آن کسى که ما را آفریده ، هرگز تو را بر دلایل روشنى که براى ما آمده، مقدّم نخواهیم داشت. هر حکمى مى خواهى بکن؛ تو تنها در این زندگى دنیا مى توانى حکم کنى. ما به پروردگارمان ایمان آوردیم تا گناهانمان و آنچه را از سحر بر ما تحمیل کردى ببخشاید؛ و خدا بهتر و پایدارتر است.
هر کس در محضر پروردگارش خطاکار حاضر شود، آتش دوزخ براى اوست؛ در آن جا، نه مى میرد و نه زندگى مى کند. و هر کس با ایمان نزد او آید، و اعمال صالح انجام داده باشد، چنین کسانى درجات عالى دارند.»(طه/۶۵ الی ۷۵)
به گواهی این آیات شریفه ، وقتی ساحران فرعون به حقیقت بودن موسی و هارون (ع) واقف شدند ، چنان از علاقه های دنیوی کنده شدند که نه تنها از مال و مقام و قوم و قبیله که حتّی از جان خود نیز به آسانی چشم پوشی نمودند. و منطق آنها این بود که خوشی چند روزه ی دنیا به عذاب ابدی و کسب علاقه مردم به طرد خدا نمی ارزد.
بازخداوند متعال می فرماید:« و خداوند براى مؤمنان، به همسر فرعون مثَل زده است، در آن هنگام که گفت: پروردگارا! خانه اى براى من نزد خودت در بهشت بساز ، و مرا از فرعون و کار او نجات ده و مرا از گروه ستمگران رهایى بخش!» (التحریم:۱۱)
مفسّر بزرگ جناب طبرسی گفته است: آسیه همسر فرعون این سخن را زمانی گفت که به دستور فرعون ، دو دست و دو پای او را با میخ بر تخته ای بسته بودند و در برابر خورشید سوزان قرارش داده بودند. آری کسی که حقیقتاً نور ایمان در دلش تابیده ، نه تنها به خاطر بریدن از خاندان و قوم و قبیله ی مشرک و فاسق خود اندوهگین نمی شود بلکه سرشار از مسرّت و شادی می شود که از چنین گرداب هولناکی رها شده است. انسان راه یافته به حقیقت ، چنان حقیقت را بزرگ می یابد که نه تنها از خاندان و قوم ، که حاضر است از جان خود نیز به آسودگی بگذرد.
حرّ ابن یزید ریاحی و زهیر ابن قین از نمونه های بارز این حقیقت جویان در تاریخ اسلامند. حرّ زمانی که توبه نمود ، فرزند و برادر خود را به جنگ فرستاد تا خود شاهد شهادت آنها باشد و آنگاه با کمال میل و بی هیچ اندوهی خود راهی میدان شهادت شد. زهیر نیز زمانی که امام حسین (ع) را دید و خوب شناخت ، نزد همسرش آمد تا او را طلاق دهد و خود به استقبال شهادت رود. شیرینی حقیقت برای حقیقت جویان چنان است که خود اقدام به قطع علاقه از اهل باطل می کنند.
در عصر حاظر نیز کسانی از این سنخ هستند. دکتر تیجانی دانشمند اهل تونس بعد از سالها تحقیق ، شیعه شد و به خاطر همین کار ، بسیاری از امتیازات را در کشور خود از دست داد ؛ ولی بی هیچ غصّه ای راه خود را ادامه داد و با تمام توان دست به قلم برد تا از کیان تشیّع حمایت کند. دکتر حسام العماد که سابقاً وهابی بود به تشیّع روی آورد و از طرف خاندانش رانده شد ، به نحوی که برخی از خاندانش وی را تهدید به قتل کرده اند. وی بعد از تشرّف به تشیّع به ایران آمده و اکنون استاد دانشگاه است.
وی نه تنها به خاطر طرد شدن از سوی خانواده اش سست نشد بلکه با ارسال کتاب و نامه برای آنها توانسته است برخی از افراد خاندان خود را هم شیعه نماید. ادواردو آنی یّلی ، تنها پسر یکی از بزرگترین سرمایه داران ایتالیا که صاحب کارخانه فیات ، و صاحب کارخانه هلیکوپرسازی است ، با مطالعه قرآن کریم مسلمان شد و از ارث محروم گردید ولی در راه خود پایدار ماند ، درحالی که خود حدس زده بود که به دست خانواده اش کشته خواهد ؛ که چنین نیز شد.
این قدرت ایمان و حقیقت است که رهپویان خود را از هر اندوه و حزنی می رهاند و اموری را که برای افراد عادی بزرگ جلوه می کند در نظرشان کوچک می کند. وقتی کسی خود را از زیر بار شرک و کفر و معصیت رها می سازد ،به عنایت الهی سینه او چنان فراخ می شود که هیچ طرد و رنج دنیوی برای او بزرگ جلوه نمی کند. « أَ فَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ فَهُوَ عَلى نُورٍ مِنْ رَبِّهِ فَوَیْلٌ لِلْقاسِیَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِکْرِ اللَّهِ أُولئِکَ فی ضَلالٍ مُبین . ـــــــ آیا کسى که خدا سینه اش را براى اسلام گشاده است و بر فراز مرکبى از نور الهى قرار گرفته(همچون کوردلان گمراه است؟!) واى بر آنان که قلبهایى سخت در برابر ذکر خدا دارند! آنها در گمراهى آشکارى هستند.»(الزمر:۲۲) چنین کسی با طرد شدن از سوی قوم و قبیله اش تنها نمی شود تا اندوهگین شود ، بلکه از تنهایی به در آمده باطن جانش همدم ملائک می شود. « إِنَّ الَّذینَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلائِکَةُ أَلاَّ تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتی کُنْتُمْ تُوعَدُونَ . ـــــــــ به یقین کسانى که گفتند: پروردگار ما خداوند یگانه است ؛ سپس استقامت کردند، فرشتگان بر آنان نازل مى شوند که:نترسید و غمگین مباشید، و بشارت باد بر شما به آن بهشتى که به شما وعده داده شده است.»(فصلت:۳۰) حتّی مسلمانانی هم که در پرتو تحقیق به عمق و عظمت دینشان پی می برند چنین حالتی را در خود می یابند.
۲. در دین اسلام ، هیچ عملی و تحمّل هیچ رنجی برای خدا ، بی اجر نیست. اگر اسلام آوردن کسی برای او مشکلاتی ایجاد می کند یقیناً تحمّل این مشکلات پاداشی بزرگ از جانب خدا در پی دارد. این گونه سختیها امتحانات الهی هستند تا اشخاص تازه مسلمان ، در ایمان خود راسختر شوند و با روی گردانی از علائق دنیایی خود ، به مقام مهاجرین فی سبیل الله نائل گردند که مقامی بس بزرگ است.
« وَ مَنْ یُهاجِرْ فی سَبیلِ اللَّهِ یَجِدْ فِی الْأَرْضِ مُراغَماً کَثیراً وَ سَعَةً وَ مَنْ یَخْرُجْ مِنْ بَیْتِهِ مُهاجِراً إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ یُدْرِکْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحیما.
کسى که در راه خدا هجرت کند، جاهاى امنِ فراوان و گسترده اى در زمین مى یابد. و هر کس به عنوان مهاجرت به سوى خدا و پیامبر او، از خانه خود بیرون رود، سپس مرگش فرا رسد، پاداش او بر خداست؛ و خداوند، آمرزنده و مهربان است .»( النساء: ۱۰۰)
« ... أَنِّی لا أُضیعُ عَمَلَ عامِلٍ مِنْکُمْ مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثى بَعْضُکُمْ مِنْ بَعْضٍ فَالَّذینَ هاجَرُوا وَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیارِهِمْ وَ أُوذُوا فی سَبیلی وَ قاتَلُوا وَ قُتِلُوا لَأُکَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَیِّئاتِهِمْ وَ لَأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ ثَواباً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ اللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الثَّواب .
من عمل هیچ عمل کننده اى از شما را ، مرد باشد یا زن ، ضایع نخواهم کرد؛ برخی از شما از برخی دیگر هستید ؛ پس آنها که در راه خدا هجرت کردند، و از خانه هاى خود رانده شدند و در راه من آزار دیدند، و جنگ کردند و کشته شدند، به یقین گناهانشان را مى بخشم؛ و آنها را در باغهاى بهشتى، که از زیر درختانش نهرها جارى است، وارد مى کنم. این پاداشى است از طرف خداوند؛ و بهترین پاداشها نزد پروردگار است .»( آل عمران:۱۹۵)
« وَ الَّذینَ هاجَرُوا فِی اللَّهِ مِنْ بَعْدِ ما ظُلِمُوا لَنُبَوِّئَنَّهُمْ فِی الدُّنْیا حَسَنَةً وَ لَأَجْرُ الْآخِرَةِ أَکْبَرُ لَوْ کانُوا یَعْلَمُون
آنها که پس از ستم دیدن در راه خدا، هجرت کردند، در این دنیا جایگاه(و مقام) خوبى به آنها مى دهیم؛ و پاداش آخرت ، از آن هم بزرگتر است اگر مى دانستند.»( النحل:۴۱)
« وَ الَّذینَ هاجَرُوا فی سَبیلِ اللَّهِ ثُمَّ قُتِلُوا أَوْ ماتُوا لَیَرْزُقَنَّهُمُ اللَّهُ رِزْقاً حَسَناً وَ إِنَّ اللَّهَ لَهُوَ خَیْرُ الرَّازِقینَ
و کسانى که در راه خدا هجرت کردند، سپس کشته شدند یا به مرگ طبیعى از دنیا رفتند، خداوند به آنها روزى نیکویى مى دهد؛ که او بهترین روزى دهندگان است .»( الحج :۵۸)
در پایان باید افزود هیچ دلیلی وجود نداد که هر کس از هر مرامی به دین دیگر گرود حتما مرد آزار و مجازات قرار م گیرد . حتی در اسلام هم حکم ارتداد شرایط و فلسفه خاصی دارد و آن طور که در تصور عامیانه است نمی باشد.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.