خدا، تلاش و موفقیت ما ۱۳۹۹/۱۲/۲۳ - ۹۸۳ بازدید

یه سوال دارم.فقط بله یا نه میخوام.نهایتا یک جمله.اگر فردی در قیامت بهشتی باشد و چون بهشتیان هر درخواستی داشته باشند اجابت میشود،اگر از خدا بخواهد که او را نابود کند و دیگر وجود نداشته باشد که از نعمات بهشت بهره ببرد،آیا خدا قبول می‌کند؟قبلا گفتید عدم از عذاب های سنگین دوزخیان هست.و این که بهشتیان چنین درخواستی نمیکنند را هم شنیده ام.نه یا بله میخوام.چون من که به خاطر جهنم و عذابش زندگی و عبادت میکنم،نمیتوانم در قیامت در بهشت وجود . . . خدا را بالای سرم ببینم و از نعمات بهشت استفاده کنم و بلاهایی را که در دنیا سرم آمده و آورده را ببینم.و از بهشت بهره ببرم.بی عار بودن هم حدی دارد.مرا به سخره گرفته.

اول باید خوب بود و به بهشت رفت و از خدا چیزی خواست. هر خواسته ای در بهشت برای بهشتیان فراهم میشود . عدم که وجود ندارد . برخی روایات دارد گاهی اهل جهنم از شدت عذاب ستوه آمده و چنین درخواستی دارند . و متوجه میشوند تسویه شدن در جهنم و به بهشت رفتن بهترشان است چون از سختترین مراحل عذاب الهی برای اهل جهنم رفتن به عدم است . قبل از رفتن به بهشت یا بردنمان به جهنم هم اطمینان داشته باشید طلبی از خدای متعال نداشته ایم و برتر از آنست که ظلمی در حق ما روا نماید. یکبار برای همیشه باید فهمید موفقیتها و امکان توفیق را خدای متعال در دید و توان ما قرار داده و با رفتار خود آنها را از دست میدهیم. مشکلات هر چه بزرگ باشند اراده انسان از آنها بزرگتر است. منتهی باید راه مقابله با آنها را پیدا کرد. به هر حال شما استعدادهای خدادادی فراوانی دارید کافی است که تلاش کنید تا حداقل یکی از آنها را بروز دهید و آن را به اوج برسانید. مثل استعدادهای هنری، معنوی، خلاقیت و غیره البته روشن است که این کار نیاز به زمان دارد ولی مطمئن باشید که به هر حال می توانید با تلاش فراوان و توکل به خداوند و کسب موفقیت نگاه خود و دیگران را نسبت به خودتان تغییر دهید. چه بسا افرادی که این تهدیدها را به فرصت تبدیل می کنند. به عنوان مثال برخی از نویسندگان بزرگ، بخاطر این که در جامعه جایگاهی برای خود احساس نمی کردند در تنهایی به نویسندگی پناه بردند و در نهایت به ستاره های عرصه قلم تبدیل شدند. هر گام موفقیت آمیزی که بر داشته می شود باعث اعتماد به نفس بیشتر می شد و هر شکستی که انسان متحمل می شود، باعث تضعیف در اعتماد به نفس و تزلزل در اراده می شود. بنابراین برای رسیدن به قله ، از موفقیت های کوچک، برنامه ریزی کنید و مطمئن باشید که کسب این موفقیت ها هر چند به ظاهر کوچک نگاه شما را به مرور زمان نسبت به شما تغییر خواهد داد. بی اهمیت نشان دادن برخی ناکامیها می تواند بسیاری از این معضلات، همچون تنهایی، افسردگی، و یأس را از پیش پای شما بردارد و یا آنها را کاهش دهد.
موفقیت در زندگی
موفقیت در هر کاری از امور زندگی مرهون چند امر است :
1- توکل , تقوا و اخلاص ,
2- شناحت هدف ,
3- برنامه ریزی درست و سنجیده ,
4- همت و تلاش و پشتکار. 1 - البته گاهی پریشانی خاطر و مشکلات نیز مانع ازکسب فضیلت می شوند, ولی باید دانست که اگر انسان در صدد جدیت و تلاش باشد و به مشکلات زیاد اهمیت ندهد و کوچک ها را بزرگ نشمارد, به هر حال موفق می شود. 2. تفکر در اینکه هدف , زندگی , آینده و... چه خواهد بود. کار خوبی است , ولی نباید مانعی در راه انسان ایجاد نماید. سعی کنید همین سؤال ها را با دید مثبت مطرح کنید. خواهید دید که اتفاقا سؤالات شیرینی است . چه هدف های والایی در زندگی برای من در نظر گرفته شده است . یا من خودم چه هدفهای والایی باید داشته باشم . زندگی چیست؟ و در چه صورت معنادار و با هدف می شود؟ آینده چه خواهد شد؟ و من چه نقشی می توانم برای آینده داشته باشم ؟ در آینده چه پیش می آید و چه باید پیش بیاید و نقش من چیست ؟ اینها سؤالاتی است که می تواند به شما روح و نشاط تازه ای ببخشد. 3- وقتی انسان به دنیا می آید, ابتدا تابع پدر و مادر و محیط اجتماعی خویش است و وقتی به بلوغ و رشد فکری رسید, از آن به بعد موظف است بر اساس تحقیق و نه تقلید نسبت به مکتبی که دارد اعتقاد پیدا کند. بنابر این در حد تحصیلات و توانتان خوب است اعتقادات دینی و مکتبی خود را بر اساس تحقیق و دلیل و برهان قرار دهید. وقتی شما با دلایل منطقی عقل خویش را قانع ساختید, طبعا ایمان شما راسخ تر خواهد شد. در این راستا سعی کنید با علما و روحانیون وارسته و دانشمند تماس داشته باشید و حتی الامکان از افراد لاابالی و بی ایمان اجتناب کنید:
‹‹لاتتخذوا الذین اتخذوا دینکم هزوا و لعبا اولیاء؛
آنهایی که دین شما را مورد استهزا قرار داده و به بازی می گیرند, به دوستی و رفاقت انتخاب نکنید››
(سوره مائده , آیه 57) . و نیز کتاب های کلامی و عقیدتی را مورد مطالعه قرار دهید. کلاس های معارف دانشگاه نیز برای شما راه گشای خوبی خواهد بود. 4- برای آینده , برنامه ریزی و هدف داشته باشید و ضرورت اهداف را برای خود به اثبات برسانید و راه رسیدن به آنها را نیز مشخص کنید. تجارب گذشته خود و دیگران را در نظر بگیرید و در خود انگیزه ایجاد کنید. عبارات تأکیدی ذیل را پیش خود تکرار کنید: من انسانی صاحب عزم و اراده ام . وقتی برای هدف شایسته ای تصمیم بگیرم , هیچ چیزی در عزم پولادین من خللی ایجاد نخواهد کرد. خدای سبحان مرا با عزم و اراده آفریده است . راستی کسی که صاحب اراده و تصمیم باشد از سرمایه بزرگی برخوردار است . من به افراد مصمم و با اراده عشق می ورزم . خدا صاحب عزم و اراده است و افراد مصمم را دوست دارد. توجه داشته باشید که خدای سبحان حضرت آدم علیه السلام را به خاطر نداشتن عزم و اراده مورد مذمت قرار داده است: ‹‹و لقد عهدنا الی آدم من قبل فنسی و لم نجدله عزما؛
از قبل با آدم پیمان بستیم ولی آمد به عهد خویش وفا نکرد و آن را فراموش نمود و .‹‹ما او را صاحب عزم و اراده نیافتیم››
(طه , آیه 115).
یکی از خصائص پیامبران با عظمت پروردگار, داشتن عزم و اراده بوده است . امام علی علیه السلام فرموده اند :
‹‹و لکن الله سبحانه جعل رسله اولی قوأه فی عزئمهم ؛
و لکن خدای سبحان پیامبرانش را صاحب عزم و اراده قوی و نیرومند قرار داده است››
(نهج البلاغه , خطبه 192).
اصولا انسان نمی تواند از سخنان ارزشمند و نافذ بزرگان طرفی ببندد, مگر آنکه اهل تصمیم و صاحب عزم و اراده باشد. و باز می فرماید:
شگفتا چه نکات نافذ و نصایح ارزشمندی , به شرط آنکه بر قلب های پاک اصابت کند و گوش های شنوا و اندیشه هایی که با عزم و اراده بوده و خردهایی که دوراندیش باشند››
(نهج البلاغه , خطبه 83). 5- بهره گرفتن از مکانیزم مشارطه, مراقبه و محاسبه در تقویت اراده مؤثر است . در هر کار ابتدا انسان با خود شرط نموده و پیمان بندد و در حین عمل و انجام کار شدیدا مراقبت نماید که از شرایط تخطی نکند و پس از انجام کار, به محاسبه نفس بپردازد که آیا وظایف تعیین شده را به خوبی انجام رسانید یا نه. در صورت انجام وظایف از خدا تشکر کند و در صورت تخلف , خودش را مورد توبیخ و ملامت قرار داده و از خدای سبحان تقاضای توفیق کند. شایسته است انسان خردمند لذات مادی را با لذات معنوی مقایسه کند. هم چنان که مقایسه لذات دنیوی با لذات اخروی نیز ضروری است تا روشن شود که کدام یک برتری و مزیت دارد. آیا انسان فرهیخته و عاقل لذات پایدار, عمیق و نامحدود معنوی را فدای لذات زودگذر, سطحی و محدود مادی می کند؟ آیا شخصیت هایی که در نظر شما به عنوان قهرمانان تاریخ جلوه گر شده اند به خاطر دلبستگی آنان به دنیا و لذت های مادی بوده است ؟ به راستی چه عاملی آنها را جاودانه ساخته است ؟ آیا جز ریاضت , تحصیل مدارج عالی علمی و کسب سایر فضائل بوده است ؟ طبیعی است که یکی از رازهای موفقیت در کار آنها, داشتن تصمیم و عزم و اراده است.
6- بین تلاش در درس و داشتن تقوا, عبادت و بندگی خدا هر دو را جمعنمایید چون منافاتی وجود ندارد. بعد از نماز نیایش و دعا را فراموش ننمایید. البته مختصر باشد که دچار خستگی و ملال نشوید از خواندن روزی حداقل سه تا پنج سطر قرآن در روز - به ویژه بعد از نماز صبح - غافل نشوید. برای تنظیم کار حتی الامکان برنامه ریزی داشته باشید. هر شب , کارهای روز بعد را تنظیم و برنامه ریزی کنید و هنگام اجرا تلاش نمایید طبق برنامه تنظیم شده عمل کنید. تقوا دو بعد مثبت و منفی دارد: در بعد مثبت خداپرستی (عبادت و نیایش ) و خدا محوری (اطاعت در هر امری ) مطرح است و در بعد منفی احتراز از گناهان و این را بدانید که انسان به هر مسیری غیر مسیر تقوا گام بگذارد, در نهایت سرش به سنگ خورده و برای نجات خود باید به دژ مستحکم تقوا پناه ببرد و آینده ء درخشان از آن تقواپیشگان است و بس ‹‹والعاقبه للمتقین››. 7- مطالعه زندگی انسان های موفق و الگو گرفتن از روش و سیره عملی و زندگی علمی آنها. در این زمینه مطالعه کتاب «رمز پیروزی مردان بزرگ»، جعفر سبحانی بسیار مفید و آموزنده است زیرا به بسیاری از رمز و رازهای زندگی موفقیت آمیز شخصیت بزرگ جهانی اشاره شده است.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.