خدای متعال دارنده برترین صفات ۱۳۹۷/۱۰/۲۰ - ۱۳۷ بازدید

چرا همه صفات خوب را برای خدا میدونیم؟

براى مقایسه کردن لزومى ندارد که دوطرف از هر جهت مساوى باشند ، یعنى لازم نیست که حتما دو خدا باشد تا بینشان مقایسه شود و یکى را بر دیگرى از حیث رحمانیت و خالقیت تفضیل دهیم ، بلکه اگر تنها بتوان دو موجود را فرض کرد ، و لو یک طرف آن از هر جهت ناقص و ضعیف بوده باشد و در مقابل دیگرى به حساب نیاید ، باز مقایسه صحیح است یعنى مثلا مى توان آب یک جوى کوچک را با اقیانوس مقایسه نمود و گفت اقیانوس پر آب تر است ، ولو این جوى به قدرى کوچک و ناچیز باشد که ارزش مقایسه را نداشته باشد و . . . . پس مى توان خالقیّت خدا را در مقایسه با خالقیّت محدود برخى مخلوقات و رحمانیّت خدا را در مقایسه با رحمت محدود برخى مخلوقات در نظر گرفته و خدا را احسن الخالقین و ارحم الرّاحمین گفت . مثل اینکه ما یک انسان را با فعل او مقایسه نموده صفاتى را براى او اثبات مى کنیم . مثلاً مى گوییم : کامپیوتر با این همه پیچیدگى ، محصول مغز آدمى است پس مغز انسان پیچیده تر از کامپیوتر است . یا مى گوییم : بدن آدمى با این همه توان ، بند به روح اوست پس روح آدمى توانمندتر از بدن اوست . رحمت بندگان نیز از خداست پس خدا ارحم الرّاحمین مى باشد . خلّاقیّت و سازندگى انسانها نیز از طرف خداست لذا او احسن الخالقین مى باشد . خداوند متعال به انسانها امکان حکم و قضاوت داده لکن قضاوت و حکم قطعى براى اوست لذا او احکم الحاکمین مى باشد . اما تطبیق این مطالب با فرض سوال ، باید گفت با اینکه خداوند فاعل کل است و علت تمام افعال مى باشد ، با این حال قرآن کریم افعال طبیعى هر موجودى را به خود آن موجود نسبت میدهد و فاعل‌هاى طبیعى را فاعل میداند .
و در آیات بسیارى افعال اختیارى انسانها را بخود آنان نسبت میدهد و در عین حال همه آن فاعلها و افعالشان را بدون استثناء به خداى سبحان نسبت
میدهد ، و مى‌فرماید : « اللَّهُ خالِقُ کُلِّ شَىْءٍ ، اللَّه آفریدگار هر چیزى است ( زمر - ۶۲ ) » ، و نیز مى‌فرماید : « ذلِکُمُ اللَّهُ رَبُّکُمْ ، لا إِلهَ إِلَّا هُوَ ، خالِقُ کُلِّ شَىْءٍ ، با شما هستم ، اللَّه پروردگار شما است که آفریدگار هر چیز است ، معبودى جز او نیست ( انعام - ۱۰۲ ) » ، و نیز فرموده : « لَهُ ما فِى السَّماواتِ وَ ما فِى الْأَرْضِ ، آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن او است ( شورى - ۴ ) » ، پس هر موجودى که کلمه ( چیز - شىء ) بر آن صادق باشد ، مخلوق خدا و منسوب به او است ، البته به نسبتى که لایق ساحت قدس و کمالش باشد .
اینها آیاتى بود که تمام موجودات و آثار و افعال موجودات را به عبارت ( هر چیز ) به خدا نسبت میداد ، آیات دیگرى هم هست که در آن هر دو نسبت هست یعنى هم آثار و افعال موجودات را به خود آنها نسبت میدهد و هم به خدا ، مانند آیه : « وَ اللَّهُ خَلَقَکُمْ ، وَ ما تَعْمَلُونَ ، و خدا شما را و آنچه شما مى‌کنید آفریده است ( صافات - ۹۶ ) » ، که ملاحظه مى‌فرمائید ، هم اعمال ما را ، اعمال ما دانسته و هم خود ما و اعمالمان را مخلوق خدا ، و آیه : « وَ ما رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ ، وَ لکِنَّ اللَّهَ رَمى ، تو سنگریزه نینداختى وقتى مى‌انداختى ، بلکه خدا انداخت » ، ( انفال - ۱۷ ) که سنگریزه انداختن را هم به رسول خدا ( ص ) نسبت مى‌دهد و هم این نسبت را از او نفى میکند و به خدا نسبت میدهد و آیاتى دیگر نظیر اینها .
و از همین باب است آیاتى که بطور عموم میان دو اثبات جمع میکند ، مانند آیه : « وَ خَلَقَ کُلَّ شَىْءٍ ، فَقَدَّرَهُ تَقْدِیراً ، هر چیزى را بیافرید و آن را به نوعى تقدیر کرد » ( فرقان - ۲ )
سخن کوتاه اینکه اساس اثبات وجود خداى واحد و یگانه در قرآن کریم ، اثبات علیت و معلولیت درمیان تمامى اجزاء عالم و سپس استناد همه بخداى فاطر و صانع همه عالم است و در این معنا جاى هیچ شک و تردیدى نیست . ( . ک ترجمه المیزان ، ج ۱ ، ص : ۶۰۶ )
از اینجا مى توان و جه تعبیر به احسن و ارحم را در آیات قرآن دانست .
توضیح اینکه :
تعبیر به أَحْسَنُ الْخالِقِینَ ( بهترین آفرینندگان ) براى خداوند ، یعنى که خلقت تنها مختص به او نیست و همین طور هم هست ، چون ، خالق از ماده خلق است ، و خلق در اصل به معنى اندازه‌گیرى است ، هنگامى که یک قطعه چرم را براى بریدن ، اندازه‌گیرى مى‌کنند ، عرب واژه خلق در باره آن به کار مى‌برد ، و از آنجا که در آفرینش مساله اندازه‌گیرى بیش از همه چیز اهمیت دارد ، این کلمه خلق در باره آن به کار رفته است . نتیجه اینکه چون خلقت به معناى تقدیر است و تقدیر یعنى مقایسه چیزى با چیز دیگر ، پس خلقت اختصاص به خداى تعالى ندارد .
علاوه بر این ، در کلام خود خداى عز و جل خلقت به غیر خدا هم نسبت داده شده ، آنجا که فرموده : « وَ إِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّینِ کَهَیْئَهِ الطَّیْرِ ( حضرت عیسى ) خلق کرد از گل به صورت پرنده » ( . ک ترجمه المیزان ، ج ۱۵ ، ص : ۲۷ )
البته خلق خدا با خلق غیر او از جهات گوناگونى متفاوت است :
- خداوند ماده و صورت اشیاء را مى‌آفریند ، در حالى که اگر انسان بخواهد چیزى ایجاد کند تنها مى‌تواند با استفاده از مواد موجود این جهان صورت تازه‌اى به آن ببخشد مثلا از مصالح ساختمانى خانه‌اى بسازد ، یا از آهن و فولاد ، اتومبیل یا کارخانه‌اى اختراع کند .
- از سویى دیگر خلقت و آفرینش خداوند ، نامحدود است و او آفریدگار همه چیز است اللَّهُ خالِقُ کُلِّ شَىْءٍ ( سوره رعد آیه ۱۶ ) در حالى انسان موجودات بسیار محدودى را مى‌تواند ابداع کند ، و گاه توأم با انواع ضعفها و نقصها است که در جریان عمل باید آنها را تکمیل کند ، اما خلق و ابداع پروردگار خالى از هر گونه عیب و نقص است .
- از سوى سوم در آنجا که انسان توانایى بر این امر پیدا مى‌کند ، آن نیز به اذن
و فرمان خدا است که بى اذن او در عالم حتى برگى بر درختى نمى‌جنبد چنان که در باره حضرت مسیح ع در سوره مائده آیه ۱۱۰ مى‌خوانیم وَ إِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّینِ کَهَیْئَهِ الطَّیْرِ بِإِذْنِى : در آن هنگام که تو از گل ، صورتى همچون صورت پرنده به اذن من خلق مى‌کردى . ( . ک تفسیر نمونه ، ج ۱۴ ، ص : ۲۱۰ )
نتیجه اینکه نسبت ارحم و احسن دادن از این جهت است که براى مخلوقات خلق کردن و ترحم اعتبار شده است ، و خداوند در مقایسه با خلقت و ترحم بندگانش احسن الخالقین و ارحم الراحمین است .

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.