خدا در آیات قرآن ۱۳۹۱/۹/۲۶ - ۱۱ بازدید

در مورد اینکه آیا در قرآن کریم برای اثبات وجود خدا استدلال شده است یا نه؟ دو رویکرد متفاوت وجود دارد: ۱. رویکردی که به طور قاطع از استدلال بر وجود خداوند در قرآن، دفاع می کند و می گوید خداوند در مواضع مختلف از قرآن، بر وجود خود، دلیل اقامه کرده است.V}(نگا: خدا از دیدگاه شهید سید محمد بهشتی، ص ۴۱، انتشارات بقعه، تهران).{V ۲.
در مورد اینکه آیا در قرآن کریم برای اثبات وجود خدا استدلال شده است یا نه؟ دو رویکرد متفاوت وجود دارد: ۱. رویکردی که به طور قاطع از استدلال بر وجود خداوند در قرآن، دفاع می کند و می گوید خداوند در مواضع مختلف از قرآن، بر وجود خود، دلیل اقامه کرده است.(نگا: خدا از دیدگاه شهید سید محمد بهشتی، ص ۴۱، انتشارات بقعه، تهران). ۲. در مقابل، رویکردی وجود دارد که معتقد است؛ قرآن کریم در صدد اثبات وجود خداوند بر نیامده است و وجود خداوند را بدیهی یا قریب به بدیهی و بی نیاز از استدلال می داند و براهینی را که دسته اول ادعا کرده اند، یا در مقام اثبات یگانگی خدا و نفی شرک است و یا اینکه اساسا به صورت برهان در قرآن نیامده است و این مفسران هستند که پاره ای از بیانات قرآنی را با ضمیمه کردن مقدمات دیگری به صورت برهان در آورده اند.(معارف قرآن، محمد تقی مصباح یزدی، ج ۱، ص ۲۴، مؤسسه در راه حق، قم). اما آنچه را به عنوان وجه جمع یا تقریب بین دو رویکرد فوق می توان گفت این است که ممکن است قرآن کریم به طور مستقیم در صدد اثبات وجود خدا بر نیامده باشد یا وجود خدا را بدیهی یا نزدیک به بدیهی و بی نیاز از استدلال می دانسته، چنانکه خداوند می فرماید: «أَ فِی اللّهِ شَکٌّ فاطِرِ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ»؛ (ابراهیم، ۱۰). «آیا در خدای پدید آورنده آسمان و زمین شکی هست»؟ ولی به هر حال می توان از بیانات قرآن استدلال هایی بر این مطلب به دست آورد و حتی بعید نیست خود قرآن هم به طور غیر مستقیم به این استدلال ها توجه داشته است. مثلا منافاتی ندارد که آیه ای مستقیما در صدد اثبات یگانگی و یکتایی خداوند باشد ولی به طور غیر مستقیم، اصل وجود خدا را هم ثابت کند، یا آیه ای در مقام احتجاج با مشرکان یا منکران نبوت پیغمبر اسلام(ص) باشد ولی ضمنا مطلبی را بیان کند که مثبت وجود خدا هم باشد. برای نمونه آیه ۳۵ از سوره طور، در مقام احتجاج با کفاری است که از ایمان به پیغمبر اکرم(ص) سر باز می زنند، می فرماید: «أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَیْرِ شَیْ ءٍ أَمْ هُمُ الْخالِقُونَ؛ أَمْ خَلَقُوا السَّماواتِ وَ اْلأَرْضَ بَلْ لا یُوقِنُونَ»؛ «آیا آنها (مشرکان) بدون هیچ علتی به وجود آمده اند یا خود افریدگار خویش اند؟ یا حتی آسمان ها و زمین را هم آنها خلق کرده اند؟ بلکه اینها از یقین بی بهره اند». به نظر می رسد آیاتی که ذکر شد نخست این شبهه را طرح می کند که انسان و جهان خود به خود به وجود آمده اند و مبدأیی در پیدایش آنها نقش نداشته است! آنگاه قرآن برای حل این شبهه، با قرار دادن انسان در برابر چند پرسش هشدار دهنده، منطق فطری او را بر می انگیزد تا وی با دقت در این سؤال ها، پاسخ لازم را بر اساس رهنمود وحی به دست آورد. ترتیب سؤال ها چنین است: ۱. آیا می شود انسان بدون هیچ پدید آورنده ای به وجود آمده باشد؟ ۲. آیا ممکن است انسان پدید آورنده خویش باشد؟ ۳. اگر انسان خود را پدید آورده باشد، آسمان ها و زمین را -که پیش از پیدایش انسان بوده- چه کسی آفریده است؟ آیا آنها هم به وسیله انسان پدید آمده است؟ قرآن می خواهد با طرح این پرسش های ساده و فطری و پر معنا، انسان را متنبه کند و او را به اقرار وا دارد تا در جواب سؤال اول و دوم بگوید، او علت فاعلی دارد و علت فاعلی وی خود او نیست -زیرا هر پدیده ای نمی تواند پدید آورنده خود باشد و نیازمند به علتی است- در پاسخ پرسش سوم نیز اعتراف می کند که انسان با آنکه قدرت خلاقیت دارد و می تواند کارهای زیبا و شگفتی داشته باشد، لیکن در خلقت آسمان و زمین، کوچکترین نقشی ندارد. در قرآن کریم آیات دیگری نیز وجود دارد که اثبات وجود خدا را می توان از آن استنباط کرد. از جمله آیات احتجاج حضرت ابراهیم(ع) بر مشرکان، سوره انعام آیه ۷۵-۷۹. براى آگاهى بیشتر ر.ک: ۱ـ المیزان، ج ۶، ص ۲۳۸ به بعد ذیل آیه ۱۰۵ سوره مائده ۲ـ المیزان، ج ۱۴، ص ۱۹۳ به بعد ذیل آیه ۱۴ سوره طه. ۳- دعای امام حسین(ع) در صحرای عرفات، علامه محمد تقی جعفری ۴ـ نشان از بى نشان ها، مرحوم حسنعلى اصفهانى، ص ۱۶۶ ۱۵۳. ۵- آموزش کلام اسلامى، محمد سعیدى مهر ۶- آموزش عقاید، آیت الله مصباح ۷- آفریدگار جهان، آیت الله مکارم شیرازى ۸- خدا را چگونه بشناسیم، آیت الله مکارم شیرازى ۹- اصول عقاید، استاد محسن قرائتی ۱۰- پیام قرآن، ج ۲، آیت الله مکارم شیرازی ۱۱- منشور جاوید، ج ۲، استاد جعفر سبحانی ۱۲- خدا در قرآن، شهید بهشتی ۱۳- دوره پنج جلدی مقدمه ای بر جهان بینی توحیدی، استاد شهید مرتضی مطهری ۱۴- توحید، شهید دستغیب شیرازی.




کنه ذات حق تعالی که از آن به «هویت غیبیه»، «غیب ذات»، «مقام ذات»، «مرتبه ذات» و گاهی هم به الفاظ دیگر (مانند «عنقاء» و «غیب الغیوب») تعبیر می شود, وجود لاتعین صرف است; هیچ گونه حدی ندارد; از جمیع تعینات - چه مفهومی و چه مصداقی - مبراست; نه نامی دارد و نه نشانی; نه اسمی دارد و نه رسم و صفتی; نه با اسم یا صفتی مقید است و نه با عدم آن اسم یا صفت; نه با تعین خاصی متعین است و نه با عدم همان تعین. حتی با «اطلاق» و «عدم تعین» هم مقید نیست; زیرا «اطلاق» و «عدم تعین» نیز به جای خود, نوعی تعین و قید است و مقام ذات از آن هم منزه و مبرا است . اما تعینات اسمی و وصفی (اسماء و صفات حق) همه از مقام ذات متأثر بوده و در مقام تجلی به ظهور می رسند. از این رو به مقام ذات خداوند راهی نیست; نه فکر بدان مقام راه دارد و نه عقل و نه وهم و کشف ارباب شهود. همه اینها از این مقام قاصر و در این میدان کاملا عاجزند. اگر قدم پیش بگذارند, حیران می گردند و یا به راه ضلالت و خطا می روند, علاوه بر نرسیدن, از آن دورتر هم می شوند و آیاتی هم در این زمینه وجود دارد که عبارتند از: ۱ - «یعلم ما بین ایدیهم و ما خلفهم و لا یحیطون به علما», (طه, آیه ۱۱۰). ۲-«و لایحیطون بشی من علمه؛ به چیزی از علم خداوند احاطه ندارند.»بقره، آیه ۲۵۵

چیستى خداوند

فکر و اندیشه بشر، به «ذات غیبى» او راه ندارد و به جز تحیّر و سرگردانى یا انحراف و گمراهى، بهره دیگرى نخواهد داشت. در آلا فکر کردن شرط راه است      ولى در ذات حق محض گناه است بود در ذات حق اندیشه باطل      محال محض دان تحصیل حاصل گلشن راز، شبسترى. ذات حق - که از آن به «هویت غیبیه»، «غیب ذات»، «مقام ذات»، «مرتبه ذات» و گاهى هم به الفاظ دیگر (مانند «عنقاء» و «غیب الغیوب») تعبیر مى شود - وجودِ صرف است؛ هیچ گونه حدّى ندارد؛ از جمیع تعیّنات - چه مفهومى، و چه مصداقى - مبرّا است؛ نه نامى دارد و نه نشانى؛ نه اسمى دارد و نه رسم و صفتى؛ نه با اسم یا صفتى مقیّد است و نه با عدم آن اسم یا صفت؛ نه با تعیّن خاصى متعین است و نه با عدم همان تعین. حتى به «اطلاق» و «عدم تعین» هم مقیّد نیست؛ زیرا «اطلاق» و «عدم تعین» نیز به جاى خود، نوعى تعیّن و قید است و مقام ذات، از آن هم منزّه و مبرّا است. امّا تعیّنات اسمى و وصفى (اسما و صفات حق)، همه از مقام ذات متأثر بوده و در مقام تجلّى به ظهور مى رسند. از این رو راهى، به مقام ذات خداوند نیست؛ نه فکر بدان مقام راه دارد و نه عقل و نه وهم و کشف ارباب شهود. همه اینها از این مقام قاصر و در این میدان کاملاً عاجزاند. اگر قدم پیش بگذارند، حیران مى شوند و یا به راه گمراهى و خطا مى روند؛ علاوه بر نرسیدن، از آن دورتر هم مى شوند: (یعلم ما بین ایدیهم و ما خلفهم و لا یحیطون به علما). طه (۲۰)، آیه ۱۱۰.

فکر در ذات الهى

«ادراک بشر»، به آنچه متعین است، راه دارد؛ نه به ذاتى که از همه تعین ها بالاتر است و تعین ها همه متأخر از آن، بعد از آن و مخلوق آن هستند. «اشاره» نیز بدان مقام راه ندارد؛ چه اشاره حسّى باشد و چه اشاره ذهنى، عقلى و وهمى. چگونه مى توان به ذاتى که تعیّن ندارد، اشاره کرد؟ به همین جهت از فکر در «ذات حق» نهى شده است؛ چنان که امام على بن موسى الرضا(ع) مى فرماید: « ... فلیس الله عرف من عرف بالتشبیه ذاته، و لا ایاه وحدّ من اکتنهه، و لا حقیقته اصاب من مثله، و لابه صدّق من نهّاه، و لا صمد صمده من اشار الیه»؛ «پس، خداى را نشناخته، آن کس که ذات او را به چیزى تشبیه کرده است و به توحید او نایل نگشته، آن کس که خواسته است به کنه ذات او برسد، و به حقیقت او نرسیده، آن کس که ذات او را تصویر ذهنى نموده است و به او تصدیق نکرده است آن کس که ذات او را حدّى قائل شده و به جانب او روى نیاورده است؛ آن کس که به ذات او اشاره کرده است ...». صدوق، کتاب التوحید، باب التوحید و نفى التشبیه، ص ۳۴. حتى اگر عقل و عشق همگام باشند و با بلند پروازى هاى خود، بخواهند به سوى مقام ذات اوج بگیرند، راه به جایى نبرده، به حیرت خواهند افتاد و بر عجز و قصور خود در این میدان، با کمال شرمسارى اعتراف خواهند کرد. سحرگاهان که مخمور شبانه      گرفتم باده با چنگ و چغانه نهادم عقل را ره توشه از مى      به شهر هستیش، کردم روانه نگار مى فروشم، عشوه اى داد     که ایمن گشتم از مکر زمانه ز ساقىّ کمان ابرو شنیدم      که اى تیر ملامت را نشانه! نبندى ز آن میان، طرفى کمر وار     اگر خود را ببینى در میانه برو این دام بر مرغ دگر نه!     که عنقارا بلند است آشیانه دیوان حافظ. اهل دعا در مقام «دعا»، اهل عبادت در مقام «عبادت»، اهل ذکر در مقام «ذکر»، ارباب سلوک در مقام «سلوک» و ... به ذات عینى حق، در مظاهر اسماى او روى مى آورند و از طریق اسما و صفات او، به ذات او متوجه مى شوند. به عبارتى، ذات حق را با اسما مى خوانند؛ زیرا به مقام ذات راه نیست. در این باب ر.ک: شجاعى، محمد، مقالات، ج ۳، صص ۱۸۷ - ۱۹۱. عنقا شکار کس نشود دام بازچین      کاینجا همیشه باد به دست است دام را

خداوند از دیدگاه قرآن

قرآن کریم - که جامع ترین، دقیق ترین و رساترین تعریف ها را نسبت به خداوند متعال مطرح مى کند - او را تنها از طریق اسما و صفاتش، براى ما باز مى شناساند. قرآن کریم در پى آن است که در حد توان، خداوند را به کامل ترین وجه از طریق اسما و صفاتش، به انسان بشناساند. از دیدگاه قرآن، خداوند گشایش بخش و دانا، بقره (۲)، آیه ۱۱۵. سریع ترین حساب گران، زنده و پاینده، انعام (۶)، آیه ۶۲ و طه (۲۰)، آیه ۱۱۱. والا، بزرگ و داراى حقیقت، لقمان (۳۱)، آیه ۳۰. صاحب شکوه و ارجمندى الرحمن (۵۵)، آیه ۲۷. و بى نیاز است. اخلاص (۱۱۲)، آیه ۲. آنکه دولت آفرید و دو سرا     ملک دولت ها چه کار آید ورا مثنوى، دفتر ۱، بیت ۳۱۴۳. از نظر قرآن، خداوند «متعال» است طه (۲۰)، آیه ۱۱۴.؛ یعنى، او از هر چه در وهم ما آید، بالاتر است و هرگز ما نمى توانیم حقیقت او و جمال و جلال او را - آن گونه که هست - در یابیم. انعام (۶)، آیه ۱۰۰. اى برون از وهم و قال و قیل من      خاک بر فرق من و تمثیل من مثنوى، دفتر ۵، بیت ۳۳۱۸. خداوند، یکى است و جز او خدایى نیست؛ آل عمران (۳)، آیه ۱۸. او یکتا و یگانه است اخلاص (۱۱۲)، آیه ۱ و نحل (۱۶)، آیه ۱۵. و هیچ چیز مثل و مانند او نیست. شورى (۴۲)، آیه ۱۱. او پادشاه راستین جهان هستى، پاک از هر عیب، سلامت بخش، مراقب بر همه چیز، عزیز، اصلاح گر، ترمیم کننده و شایسته بزرگى است حشر (۵۹)، آیه ۲۳. و او بر همه چیز قادر و توانا است. بقره (۲)، آیه ۲۸۴. گفت صوفى قادر است آن مستعان      که کند سوداى ما را بى زیان آن که آتش را کند ورد و شجر     هم تواند کرد این را بى ضرر آن که گل آرد برون از عین خار     هم تواند کرد این دى را بهار آن که زو هر سرو آزادى کند     قادر است ار غصه را شادى کند مثنوى، دفتر ۶، ابیات ۱۷۳۹ - ۱۷۴۲. او خدایى است «بخشنده و مهربان» و این دو صفت، چنان در او متجلّى است که تمامى سوره هاى قرآن را با آن آغاز کرده است (بسم الله الرحمن الرحیم) و آن چنان خدایى است که مهربانى و بخشایش را بر خود فرض کرده است. انعام (۶)، آیه ۱۲. خداوند، در غایت بزرگى و عظمت است؛ اما به انسان از رگ گردن نزدیک تر مى باشد و حتى وسوسه هاى نفس او را نیز مى داند. ق (۵۰)، آیه ۱۶. آنچه حق است اقرب از حبل الورید     تو فکنده تیر فکرت را بعید اى کمان و تیرها برساخته!     صید نزدیک و تو دور انداخته مثنوى، دفتر ۶، ابیات ۲۲۵۳ و ۲۳۵۴. او خدایى است آمرزنده و نیرومند، غافر (۴۰)، آیه ۳؛ انفال (۸)، آیه ۸. توبه پذیر، آل عمران (۳)، آیه ۸. دوستدار، بروج (۸۵)، آیه ۱۴. داراى نعمت، غافر (۴۰)، آیه ۳. داراى رحمت، انعام (۶)، آیه ۱۲۳. بسیار توبه پذیر، بقره (۲)، آیه ۳۷. و داراى فضل بزرگ. آل عمران (۳)، آیه ۷۴. وزراو و صد وزیر و صد هزار     نیست گرداند خدا از یک شرار پرورد در آتش ابراهیم را     ایمنى روح سازد بیم را از سبب سوزیش من سودایى ام      در خیالاتش چو سوفسطایى ام مثنوى، دفتر ۱، ابیات ۵۴۴، ۵۴۷ و ۵۴۸. خداوند، آفریننده جهان هستى و آسمان ها و زمین، حشر (۵۹)، آیه ۲۴؛ انعام (۶)، آیه ۱۴. صاحب اختیار، مالک و مدبّر همه شؤون و پروردگار همه عالمیان فاتحه (۱)، آیه ۲. است. او هیچ شریکى ندارد، نه در آفرینش و سلطنت و نه در ربوبیّت، حکم کردن، شفاعت و هیچ کمالى دیگر. انعام (۶)، آیات ۱۶۲، ۱۶۴ و ۵۷؛ زمر(۳۹)، آیه ۴۴. غیر از خداوند، هرکس نصیب و بهره اى از «کمال» دارد، از او وام گرفته است. فاطر (۳۵)، آیه ۱۵. اى همایى که همایان فرخى!     از تو دارند و سخاوت هر سخى اى کریمى که کرم هاى جهان!     محو گردد پیش ایثارت نهان اى لطیفى که گل سرخت بدید!     از خجالت پیرهن را بر درید مثنوى، دفتر ۵، ابیات ۴۰۹۰ - ۴۰۹۲. دست رحمت وقدرت الهى، گشوده است و هرگونه که بخواهد مى بخشد و روزى مى دهد. مائده (۵)، آیه ۶۴. هر جا که باشیم، او با ما است و به آنچه مى کنیم، دانا است. حدید (۵۷)، آیه ۴. در واقع به هر جا روى کنیم، خدا آن جا است. بقره (۲)، آیه ۱۱۵. گر به جهل آییم، آن زندان اوست      ور به علم آییم، آن ایوان اوست ور به خواب آییم، مستان وییم      ور به بیدارى به دستان وییم ور بگرییم، ابر پر زرق وییم      ور بخندیم، آن زمان برق وییم ور به خشم و جنگ عکس قهر اوست      ور به صلح و عذر، عکس مهر اوست مثنوى، دفتر ۱، ابیات ۱۵۱۰ - ۱۵۱۳. او خدایى است که دعاها را مى شنود و اجابت مى کند. غافر (۴۰)، آیه ۶۰. اى دهنده عقل ها! فریادرس      تا نخواهى تو نخواهد هیچ کس هم طلب از توست وهم آن نیکویى      ما که ایم؟ اوّل تویى، آخر تویى هم بگو تو، هم تو بشنو، هم تو باش      ما همه لاشیم با چندین تراش مثنوى، دفتر ۶، ابیات ۱۴۳۸ - ۱۴۴۰.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.