خدا در عرفان یهود ۱۳۹۱/۳/۱ - ۲۷ بازدید

از جمله مباحث مبنایی در باب عرفان ها، برداشت آن ها از مبدأ هستی است و به دنبال آن، بحث از نسبتی است که آدمیان با این مبدأ پیدا می کنند.
از جمله مباحث مبنایی در باب عرفان ها، برداشت آن ها از مبدأ هستی است و به دنبال آن، بحث از نسبتی است که آدمیان با این مبدأ پیدا می کنند.
درعرفان یهود، هدف عارف «دِوِقوت» یا پیوستگی با خداوند است؛ لذا از وحدت با او سخن می گویند؛ اما این خدا، خدایی که در کتاب مقدس، "یهُوَه" نامیده می شود نیست؛ عارف یهودی خدایی را باور دارد که نمی توان هیچ شناختی از او داشت. «ان سُوف» خدای عارف یهودی نه ارتباط گیرنده است نه ارتباط دهنده؛ یعنی نه دریافت می کند و نه ارسال کننده است؛ چراکه از یک سو هیچ دستی به آستانش نمی رسد و هیچ دعایی به سمت او بالا نمی رود؛ از سوی دیگر، مصدر وحی هم نیست و به مخلوقاتش کاری نداشته و از آن ها بیگانه است. و بالاتر این که این خدا نیازمند عبادت عارفِ یهودی است و حتی طبق عقاید کابالایی هدف عارف از عبادت و دعا، کمک به خداست تا انوار خدایی خویشتن را که در روز نخستِ آفرینش از او جدا و پراکنده شده اند بازیابی کند.
به این دلیل تعریف خدا، صفات و ویژگی های او، انفعال و نیازمندی اش به مخلوقات، در عرفان یهود می تواند به عنوان مبحث زیربنایی مورد کاوش قرار گیرد.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
با تشکر اطلا عات بیشتر لازم داریم

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.