خدا در معنویت های جدید ۱۳۹۱/۳/۷

یکی از معیارهای مهم در فهم معنویت واقعی، خدامحوری در آیین های عرفانی است که از آن به "نصابِ توحید" یاد می شود.
توضیح این که کم‌تر آیینی یافت می شود که به سوی معنویت و عرفان دعوت نماید، ولی خدا را در آموزه های خود مطرح نکند. بسیاری از معنویت های جدید به‌صورت پررنگی دم از خدا زده اند و مخاطب خداخواه و خداجو را با همین شعار صید می کنند. کسانی که قصد دارند حضور خداوند و ارتباط با آن ذات مقدس را عمیق تر درک نمایند به این شعار اکتفا می کنند و این ادعا را دلیل بر خدامحوری آن مکتب پنداشته، خوش بینانه همۀ گفته ها را با همین معیار می‌سنجند؛ در نتیجه به‌سرعت تعلیمات دیگر را می پذیرند.
یکی از معیارهای مهم در فهم معنویت واقعی، خدامحوری در آیین های عرفانی است که از آن به "نصابِ توحید" یاد می شود.
توضیح این که کم‌تر آیینی یافت می شود که به سوی معنویت و عرفان دعوت نماید، ولی خدا را در آموزه های خود مطرح نکند. بسیاری از معنویت های جدید به‌صورت پررنگی دم از خدا زده اند و مخاطب خداخواه و خداجو را با همین شعار صید می کنند. کسانی که قصد دارند حضور خداوند و ارتباط با آن ذات مقدس را عمیق تر درک نمایند به این شعار اکتفا می کنند و این ادعا را دلیل بر خدامحوری آن مکتب پنداشته، خوش بینانه همۀ گفته ها را با همین معیار می‌سنجند؛ در نتیجه به‌سرعت تعلیمات دیگر را می پذیرند.
با کمی تأمل روشن می شود اولاً خدا در بسیاری از معنویت های وارداتی، خدای متعالی در ادیان الهی نیست؛ بلکه خدایی است فُرودین که اصولاً خدا نیست و تعریف دیگری دارد. به‌علاوه اگر از این نگرش ناقص صرف نظر کرده و بپذیریم که تصور آن ها همان تصور دقیق و صحیح از خداوند است، باز می بینیم حضور خداوند در حیات معنوی آدمی محدود شده و جایگاه خداوند و شأن او به صورتی دیگرگون مطرح می شود.
باید توجه داشت که «بین خداپذیری و خدامحوری تفاوت زیادی است.» آن‌چه در نوشته‌های اکهارت توله، وین دایر، دیپاک چوپرا، والش و دیگر رهبران معنویت مدرن دربارة خدا و اعتقاد به او مشاهده می‌شود، فقط «خداپذیری» است، نه «خدا‌محوری». خداپذیری در همین حد است که کسی وجود خدا را بپذیرد و او را خالق هستی بداند؛ یعنی توحید در خالقیّت. خداپذیری همان است که مشرکان هم به آن اذعان داشتند۱ و حتی شیطان با این مرتبه از توحید مشکلی نداشت. از قضا شیطان، هم توحید در خالقیت، هم ربوبیت تکوینی خداوند و هم معاد را قبول داشت۲.
آن‌چه دین اسلام به آن دعوت می‌کند، خدامحوری است که پذیرشِ ربوبیّت تکوینی و تشریعی الهی (باهم) است. توحید فقط این نیست که کسی بگوید: «خدا وجود دارد و خدا هم اکنون حیّ و حاضر است». خدا‌محوری پدیده‌ای است که رهبران معنویت‌های جدید، به بهانة خداپذیری، آن را به حاشیه رانده‌ و در تعلیماتشان، برای آن، جایی باز نکرده‌اند. خدامحوری این است که تدبیر و ادارة جهان هستی را به‌دست خدا بدانیم (ربوبیّت تکوینی) و همچنین حقّ قانون‌گذاری و ارائه‌دادن نقشة راه زندگیِ فردی و اجتماعی را نیز منحصر در خدا بدانیم(ربوبیّت تشریعی).
مثلا جایگاه خدا در یوگا محدود به خداپذیری است؛ در یوگا آن‌چه ضروری شمرده می‌شود، شکلی از تسلیم درونی است که باید درون سالک ایجاد شود؛ حتی تسلیم اگر بدون خدا هم ایجاد شود، مانعی ندارد. اگر خدا مطرح شود، تسلیم بهتر و راحت‌تر اتفاق می‌افتد، ولی اگر کسی بتواند مانند بودا بدون خدا به تسلیم نایل شود، هیچ نیازی به نام خدا نیست. خدا فقط روشی برای تسلیم شدن است نه یک ضرورت.۳

....................................
۱. ما نَعْبُدُهُمْ إِلاّ لِیقَرِّبُونا إِلَی اللّهِ زُلْفی(زمر.۳)؛ وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضَ لَیقُولُنَّ اللّهُ (لقمان.۳۵).
۲. جملة «کان من الکافرین» که قرآن در مورد شیطان می‌گوید، از این حیث است که کفر نسبت به ربوبیت تشریعی خداوند بوده‌است؛ یعنی شیطان، هم توحید در خالقیّت و هم توحید در ربوبیّت تکوینی هستی را دارا بود. اگر کسی این مقدار از توحید را پذیرفته باشد، نصاب توحید را ندارد. موحّد به کسی گفته می‌شود که توحید در ربوبیّت تشریعی را هم بپذیرد. (ر.ک. توحید در نظام عقیدتی و ارزشی اسلام، مصباح یزدی، شفق، ص ۲۵)
۳. یوگا از ابتدا تا انتها، اشو، ص ۱۷۴.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.