خدا و علم به اعمال انسان ۱۳۹۸/۱۱/۳۰ - ۸۴۹ بازدید

ایا وقتی که کسی متولد می شود خدا می داند که در نهایت این شخصی که تازه متولد شده است به بهشت میرود یا جهنم؟
اگر خدا می داند که این شخصی که تازه متولد شده است به بهشت خواهد رفت یا جهنم در اینجا اختیار ما بی معنی می شود و اگر خدا نداند که این شخصی که تازه متولد شده است به بهشت خواهد رفت یا جهنم در اینجا نقص نادانی را به خدا نسبت داده ایم درصورتی که خدا از هر نظر کامل است و عاری از هرگونه عیب و نقص می باشد.
اگر خدا می داند این شخصی که تازه متولد شده است به جهنم خواهد رفت چرا توانایی های بیشتری در او ایجاد نکرد تا او به بهشت برود؟

خدای متعال به همه انسانها راه هدایت را با ابزار لازم و کامل مرحمت فرموده است. کفور بودن انسان ناشی از سوء اختیارهای خود اوست . انسان محروم از اختیار و یا مجبور به عبادت بر خلاف حکمت بالغه الهی است .
علم پیشین الهى نسبت به اعمال ما مستلزم جبر نیست؛ زیرا زمانى جبر است که علت اعمال ما باشد در حالى که خدا از افعال ما آگاه است؛ چون ما آنها را انجام مى دهیم نه اینکه چون او مى داند ما انجام مى دهیم. به عبارت دیگر خداوند موجودى است غیر زمانى و براى او قبل و بعدى نیست و همه زمان ها نزد او یکسان است و گذشته و آینده و حال نزد او مساوى است. پس همین طور که علم دیگران به اعمال ما در حال انجام یا بعد از آن یا قبل از آن رافع اختیار از ما نیست علم قبلى خداوند به اعمال ما رافع اختیار نیست و علم خدا به افعال انسان قبل از خلقت به این معنا نیست که او تقدیر کرده انسان چنین اعمالى را انجام دهد؛ بلکه تقدیر و مشیت الهى بر این قرار گرفته است که انسان اعمالش را از روى اراده و اختیار خودش انجام دهد و خدا نیز علم دارد که هر کسى با اراده و اختیار خودش چه کارهایى را انجام خواهد داد و این مساوى با اراده و اختیار انسان است. آگاهى خداوند نسبت به آینده انسانها مطلبى قطعى و مبرهن است، زیرا گذشته، حال وآینده نسبت براى ما که محاط به زمان هستیم مطرح است در هر مرحله از زمان اجزاء پسین و پیشین آن ازما غایب است، لیکن براى خداوند که موجودى غیر زمانى،بل خالق زمان و مکان است، گذشته و آینده اى نیست و تمام هستى با همه ابعاد و امتدادات زمانى مکانى اش نزد او حاضراست. بنابراین حوادث آینده براى ما آینده است و حوادث گذشته از نظرما گذشته است و در مورد ذات اقدس احدى این مطالب راه ندارد. بنابراین اگر منظورشما این باشد که چون خدا مى داند پس کنشهاى ما از ازل مقدر شده و سرنوشت هرکسى رقم خورده و کسى قادر به تغییر آن نیست، به عبارت دیگر انسان در افعال خود مجبور است. با دقت در بیان فوق، بخوبى روشن مى شود که علم الهى هرگز موجب جبر و نمایشى خواندن افعال بشرى نیست، زیرا زمانى علم الهى موجب جبر است که علم او سبب و علت کنش و رفتار ما باشد، وبه تعبیر دیگر، چون او مى داند که ما انجام مى دهیم،در حالیکه برعکس چون ما چنین مى کنیم خدا مى داند واگر غیر از این مى کردیم آن را مى دانست. پس همانطور که وقتى ما عملى را در برابر دیدگاه کسى انجام دهیم هیچکس نمى گوید چون فلانى مى بیند پس عمل فاعل جبرى است. در رابطه باعلم الهى بر افعال ما در زمانهاى گذشته نیز نباید چنین گفت زیرا زمانهاى گذشته چنانکه بیان شد، نسبت به ما گذشته است و نسبت به خدا گذشته و حال و آینده یکسان مى باشد و فرقى بین علم خدا در زمانهاى سه گانه نیست. همانگونه که از این لحاظ فرقی بین علم خدا و علم ما نیست، اگر علم شما علت و سبب انجام و تحقق معلوم می گردد، علم خدا هم همین طور است و پرواضح است که علم ما هیچ اثرگذاری خارجی ندارد. در عین حال باید توجه داشت که هر انسانى تمام قواى لازم براى افعالش را از ناحیه خدا دارد و اختیارش هم از ناحیه اوست. لیکن جبر، زمانى است که خداوند مستقیما در کنشهاى ما دخالت داشته و قدرت گزینش را از ما سلب کرده باشد در حالیکه وجدانا مى یابیم که در کنشهاى خود انتخاب گریم، و اراده حق تعالى به این تعلق گرفته است که ما با آزادى کامل و در پى هدایتهاى فطرت و عقل و انبیاء هر یک از دو راه سعادت و شقاوت را که توانستیم برگزینیم لیکن پس از پیمودن هر یک نتایج آن دیگر به اختیار ما نیست و سرنوشت محتوم ما بر اساس همان رقم زده خواهد شد. - برای مطالعه گسترده تر ر.ک: دکتر محمد سعیدی مهر، علم پیشین الهی و اختیار انسان، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی تهران، ۱۳۷۵.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.