خدا و نظم جهان ۱۳۹۶/۱۰/۰۶ - ۱۹۸۶۸ بازدید

برهان نظم چیست و چگونه از طریق آن بر وجود خدا استدلال می شود؟

از نخستین واقعیت هایی که فیلسوفان و جهان شناسان بشری به آسانی بدان پی برده اند، نوعی هماهنگی و نظم شگفت، دقیق و ظریف، پیچیده و هدفمند در پدیده های طبیعت است. این مسئله موجب شد اندیشمندان با استفاده برهان نظم را، که راهی تجربی و مبتنی بر مطالعه در جهان طبیعت بود، به عنوان معروف ترین برهان برای اثبات وجود خدا به کار برند.
قرآن مجید و روایات نیز نظم جهان را به عنوان آیت الهی گوشزد کرده و انسان ها را دعوت می کنند که در نظام زیبا و شگفت هستی بیندیشند و از این راه به وجود خداوند علیم و حکیم، آگاهی یابند:
«إِنَّ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ لَآیاتٍ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ فِی خَلْقِکمْ وَ ما یبُثُّ مِنْ دابَّةٍ آیاتٌ لِقَوْمٍ یوقِنُونَ وَ اخْتِلافِ اللَّیلِ وَ النَّهارِ وَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّماءِ مِنْ رِزْقٍ فَأَحْیا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها وَ تَصْرِیفِ الرِّیاحِ آیاتٌ لِقَوْمٍ یعْقِلُونَ تِلْک آیاتُ اللَّهِ نَتْلُوها عَلَیک بِالْحَقِّ فَبِأَی حَدِیثٍ بَعْدَ اللَّهِ وَ آیاتِهِ یؤْمِنُونَ»[ جاثیه (۴۵)، آیات ۳-۶.]؛
«بدون شک در آسمانها و زمین نشانه های فراوانی است برای آنها که اهل ایمانند. و همچنین در آفرینش شما، و جنبندگانی که در سراسر زمین منتشر ساخته، نشانه هایی است برای جمعیتی که اهل یقینند. و نیز در آمد و شد شب و روز و رزقی که خداوند از آسمان نازل کرده، و به وسیله آن زمین را بعد از مردنش حیات بخشیده، و همچنین در وزش بادها نشانه های روشنی است برای جمعیتی که اهل تفکرند. اینها آیات الهی است که ما آن را به حق بر تو تلاوت می کنیم، اگر آنها به این آیات ایمان نیاورند به کدام سخن بعد از سخن خدا و آیاتش ایمان می آورند؟!»
امام صادق(ع) در باب نظم جهان خطاب به مفضل می فرماید:
«ای مفضل، نخستین عبرت و دلیل برخالق –جل و علا-هیئت بخشیدن به این عالم و گردآوری اجزا و نظم آفرینی درآن است. از این رو اگر با اندیشه و خرد در کار عالم نیک و عمیق تأمل کنی، هر آینه آن را چون خانه و سرایی می یابی که تمام نیازهای بندگان خدا درآن آماده و گرد آمده است. اینها همه دلیل آن است که جهان هستی با اندازه گیری دقیق و حکیمانه و نظم و تناسب و هماهنگی آفریده شده است. آفریننده آن یکی است و او همان شکل دهنده، نظم آفرین و هماهنگ کننده اجزای آن است»[ مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، بیروت، دارالاحیاء التراث العربی، ج۳، ص۶۱.].

تعریف نظم

برای روشن تر شدن مطلب ابتدا باید تعریف نظم را بررسی و سپس دلالتش بر وجود خدا را کاوید. آیت اللّه سبحانى در تعریف نظم آورده اند:
«نظم عبارت است از نوعى پیوند و همکارى بین اجزاى یک مجموعه در راستاى تحقق هدفى معین، به گونه اى که هر جزئى از اجزاء مکمل دیگرى بوده و فقدان هر جزء موجب می شود که مجموعه اثر مطلوب و هدف مورد نظر را فاقد باشد»[ جعفر سبحانی، مدخل مسائل جدید در علم کلام، ص ۷۳، موسسه تعلیماتى و تحقیقاتى امام صادق علیه السلام، قم: ۱۳۷۵ چاپ اول.].
همو آورده است:
«واقعیت نظم در یک پدیده طبیعى، جز این نیست که اجزاى مختلفى از نظر کیفیت و کمیت دور هم گرد آیند، تا در پرتو همکارى اجزاى آن، هدف مشخص تحقق یابد»[ همان.].
واکاوى مفهوم نظم و تعاریف آن نشان می دهد که تحقق نظم در گرو چند رکن اساسى است:
۱. وجود اشیاء یا اجزاى مختلف با کمیت و کیفیت مناسب؛
۲. چینش، آرایش و ترتیب ویژه بین آنها؛
۳. وجود عامل ربط دهنده و برقرار کننده پیوند خاص بین آنها؛
۴. وجود هدفى معین؛
۵. تأثیر نسبى هر یک از اجزاء در تحقق هدف و وابستگى تحقق هدف به اجتماع آن ها.

تقریر برهان

بر اساس آنچه گذشت سامان مندی و هدفداری دو رکن اساسی برهان نظم است. در این نگرش جهان یک واحد نظام مند و هدفدار است.
استاد مطهرى در این باره آورده است:
«... نوعى هماهنگى در هدف در میان اجزاى جهان مشاهده می شود؛ مثلاً در قسمتى از جهان که ما زندگى می کنیم اوضاع و احوال نشان می دهد که زمین، گازهاى مجاور آن، آب هاى آن، گیاه ها، حیوانات، ماه که به دور زمین می گردد، خورشید که زمین به دور او می گردد، با یکدیگر نوعى هم آهنگى و انطباق دارند و مجموعاً هدف یا هدف هایى مشخص را تأمین می کنند»[ طباطبایى، محمد حسین (علامه) و مطهرى، مرتضى، اصول فلسفه و روش رئالیسم، ج ۵، ص ۹۲، پاورقى.].
مقدمه دیگر برهان نظم این است که هر مجموعه منظمى معلول علتى آگاه، حکیم و دلیل بر وجود ناظمى با شعور، مدبر و هدفدار است. به عبارت دیگر گزینش اشیاء یا اجزاى مختلف، با کمیت و کیفیت مناسب، ایجاد ترتیب و آرایش و پیوند مناسب بین آنها در راستاى تأمین هدفى معین، عین تدبیر است و استناد آن به غیرفاعل هوشمند چیزى جز تصادف گروى و یا تناقض گویى نیست. نتیجه آنکه رابطه نظم جهان با ناظمى با شعور و هدفدار امرى قطعى و انکارناپذیر است.
آیت اللّه سبحانى در تلازم منطقى نظم و شعور می نویسد:
«عقل و خرد به روشنى درک می کند که یک نوع رابطه منطقى میان: نظم و دخالت عقل و یا هماهنگى و آگاهى و نیز هدفدارى و شعور وجود دارد، و هرگز معقول نیست که بخش نخست از هر یک از این سه معادله بدون دومى پدید آید»[ جعفر سبحانى، مدخل مسائل جدید در علم کلام، صص ۷۶-۷۵.].
ایشان راز چنین تلازمى را وجود فرایند محاسبه و اندازه گیرى کمى و کیفى در جهت ایجاد تناسب و هماهنگى بین پدیده ها دانسته که بدون آن نظم از اساس منتفى است. محاسبه و اندازه گیرى نیز به هیچ روى از عنصر ناآگاه ساخته نیست. «به دیگر سخن: عقل و خرد، در هر پدیده منظمى سه عنصر را لمس می کند: ۱. برنامه ریزى، ۲. سازماندهى، ۳. هدفدارى. از طرف دیگر عینیت بخشیدن به هر یک از این سه عنصر، به محاسبه و اندازه گیرى و انتخاب اجزاى پدیده ها از نظر کمیت و کیفیت و بینش صحیح و هماهنگ نیاز دارد، به گونه اى که اگر یکى از این عملیات درست انجام نگیرد، نظم دچار خلل می گردد، ماهیت چنین عملیاتى جدا از علم و آگاهى نیست و هرگز نمی توان چنین عملیاتى را از طریق عامل ناآگاه که درست نقطه مقابل این نوع عملیات است تفسیر کرد»[ همان، ص ۷۶.].
به گفته نیوتون: "این زیباترین سیستم خورشید و سیّارات و ستارگان تنها می تواند از تدبیر و حاکمیت یک موجود دانا و توانا نتیجه شود".[ Newton’s Principia: The Mathematical Principles of Natural Philosophy, Book III; translated from the Latin into English by Andrew Motte (۱۸۴۸ edition), p. ۵۰۳.]

گونه های برهان نظم

برهان نظم گونه ها و تقریرهای مختلفی داردکه به اختصار برخی از آنها اشاره می شود[ جهت آگاهی بیشتر در این باره بنگرید:
الف. احمد دیلمى، طبیعت و حکمت، (پژوهشى در برهان نظم)، قم: معارف، ۱۳۷۶.
ب. حمیدرضا شاکرین، براهین اثبات وجود خدا در نقدی بر شبهات جان هاسپرز، تهران، موسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر، ۱۳۸۵.]
:

۱. برهان مبتنی بر علیت

استدلال از نظم موجود در عالم هستی، دو نتیجه می توان گرفت: اثبات وجود ناظم و اثبات ویژگی های او مثل علم، عقل و شعور.
برای اثبات وجود ناظم می گوییم: «در عالم طبیعت, نظم برقرار است و هر نظمی به دست ناظمی است، پس باید ناظمی این نظم را در طبیعت قرار داده باشد».
و برای اثبات ویژگی های ناظم می گوییم: «در طبیعت نظم وجود دارد و هر نظمی برخاسته از شعور و آگاهی است، پس بایستی ناظم جهان طبیعت دارای شعور و آگاهی باشد».
اساس این استدلال بر اصل علیت استوار است و اینکه «هر پدیده ای محتاج پدیدآورنده است» و چون «نظم» پدیده است پس محتاج پدیدآورنده ­ای یعنی ناظمی است و چون نظم و سامان دادن به یک مجموعه نیازمند آگاهی و شعور است پس این ناظم دارای این ویژگی هاست[ جعفر سبحانی، الالهیات، قم، موسسه امام صادق(ع)، چاپ ششم، ۱۳۸۴، ج۱، ص۳۳-۳۵ و م‍ح‍س‍ن غ‍روی‍ان ، سیری در ادله اثبات وجود خدا، ص۸۰، ق‍م، ان‍ت‍ش‍ارات دف‍ت‍ر ت‍ب‍ل‍ی‍غ‍ات اس‍لام‍ی ح‍وزه ع‍ل‍م‍ی‍ه ق‍م ، ۱۳۷۷.].

۲. برهان انسجام محور

مجموعه های عالم طبیعت دارای انسجام و اتصال شگفت آوری هستند، به گونه ای که گاهی یک جزء کوچک در کل عالم طبیعت تأثیر می گذارد.اکتشافات علمی همچون اثبات تأثیر نجوم در حیات موجودات روی زمین و دیگر دستاوردهای علمی، این اتصال و انسجام را آشکارتر می سازد. این ارتباط و تنیدگی مجموعه ها در همدیگر، دلالت بر وجود شعور و دخالت عقلی بزرگ در ساختار جهان می کند[ الالهیات، همان، ص۴۳.].

۳. استدلال بر اساس حساب احتمالات

حیات روی زمین نتیجه شروط و قیود فراوانی است و علل گوناگونی با یکدیگر هماهنگ شده اند تا حیات کنونی نظم و سامان یافته، به گونه ای که فقدان هریک از این شرایط موجب بی نظمی و فساد این عالم می شود. این قیود و شروط به قدری فراوانند که احتمال صُدفه و اتفاق در ایجاد این نظم و هماهنگی را بسیار ضعیف و در حدّ صفر می کند و احتمال دخالت شعور و قصد در ایجاد این مجموعه های زنجیره وار بسیار بالاست[ همان، ص۵۱.].

۴. برهان هدف مدارانه

با دقت در مجموعه نظامات عالم هستی متوجه می شویم که برخی از این نظام ها در خدمت نظامی دیگر قرار دارد به طوری که در صورت نبودن نظام اول، نظام دوم از بین خواهد رفت. به عبارت دیگر نظام اول هدف و غایتی دارد که آن تأمین احتیاجات نظام دوم است و بدین ترتیب، ارتباط تنگاتنگی بین نظام های عالم هستی وجود دارد. مثلاً ساختار وجودی مادر و وجود پستان او برای تأمین احتیاجات غذایی نوزاد است. مشخص است که این هدفمندی و ارتباط در عالم، نشان دهنده موجود عالم و باشعوری است که چنین ارتباط و هدفمندی را در عالم به وجود آورده است[ همان، ص۴۷.].

۵. استدلال مبتنی بر تنظیم ظریف ثابت های طبیعت

امروزه برهان نظم اسلوب های جدیدتری یافته که از مهمترین آنها تقریر مبتنی بر تنظیم ظریف ثابت های طبیعت است. در سال ۱۹۸۶ دو کیهان شناس انگلیسی، جان بارو و فرانک تیپلر، تقریری از تنظیم ظریف ثابت های طبیعت ارائه کردند که مقدمه اسلوب جدیدی از برهان نظم شد. آن دو در کتاب «اصل کیهان شناختی انسان محور»[ John Barrow, Frank Tipler & John Wheeler, The Anthropic Cosmological Principle (Oxford Paperbacks,۱۹۸۷).] استدلال کردند که جهان به نحو خاصی برای پیدایش انسان تنظیم ظریف شده است[ جهت آگاهی بیشتر در این زمینه بنگرید: مهدی گلشنی، خداباوری و دانشمندان معاصر غربی،
صص ۷۷-۱۱۲، تهران، انتشارات کانون اندیشه جوان، ۱۳۹۵.]
و در عین حال تقریر اخیر را می توان زیرگونه ای از برهان هدف مدارانه و بیانی نو از چگونگی هدفمندی جهان به حساب آورد.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
بعد نبود
میهمان
خدا بشکلی ک شما فرمودی متاسفانه وجود نداره رفیق . همونقدر ک رد خدا سخته اثباتش سخت تره . پس لزومی برای فکر کردن ب وجود خدا نیست . هرچه هست گویا خودخاسته است ! فکر نکنید و زندگی کنید
پرسمان
سلام علیکم، این هم راهی است.
فقط مراقب باشید خوب و درست و اخلاقی زندگی کنید که اگر خدا واقعاً بود، بازنده نشوید.
میهمان
شناخت یعنی جهان هستی دریک قالب
اگر فرض کنیم جهان هستی در هراندازه ای همین الان خلق شده باشد جهت شناخت مسیر وحرکت دران دو راه در پیش است رفتن به جلو وطرف ناشناخته ها ویا عقبگرد به مبدا . در کل همه باید به دنبال راهی باشند که نشان دهداین دو مسیر چه ارتباط ووجه مشترکی با هم دارندوجهت یکسان کردن مسیر حرکت درست تر ابن است که اجزا جهان در اولبن حرکت به طرف مبدا برگردند چون باوجود دو گانگی در جهت مسیر نمی توان حرکت اگاهانه ای انجام دادوایجاد تعادل ویافتن ارتباط ببن مبدا ومقصدراه نهایی جهت رسیدن به هدف می باشدو تمام مسیرها ی تحقیق در جهان هستی از دو گانگی پدیده ها شروع میشود ودرتوحید ویکی شدن به هم گره می خورند وشکل واقعی پیدا میکنند. و اخر همه مسیرها خداست پس ما جهت شناخت به حرکت نیاز نداریم بلکه با پیشرفت باید مسیرها را گوتاه تر کردیعنی هدف باید در طول تحقبق ثابت باشد نتیجه اینکه اجزا جهان قابل تفکیک نیستندبلکه باید رابطه انهارا بدست اورد با تشکر انوریفرد
پرسمان
سلام علیکم، سلام
اتفاقاً هابل در مورد توسعه جهان به همین روش تحلیل کرده است و تلسکوپ هابل نیز آن را تأیید کرده است. مقایسه تصاویر تلسکوپ هابل از یک زاویة خاص در زمانهای مختلف نشان می دهد جهان ما در حال انبساط است. بنابراین اکر حد معکوس بگیریم و به عقب باز گردیم یعنی به مسیر انقباض جهان رفته ایم. یعنی به سوی لحظة تولد آن.
میهمان
اگرنطمی در بین پدیده هاواجزاجهان هستی نبود هیچ حرکتی هم نبود وجهان هستی به صورت فقط یک جسم یک پارچه و ساکت درمی امدونطم مفهوم خودرا از دست میداد وهیچ فاصله وتضادی در بین اجزا جهان وجود نخواهد داشت ولی باثبات نظم در جهان هستی تحولات بوجود میاید وپدید امدن تمام پدیده های جدید وحتی ویرانی ها در جهان هستی نیز جزیی از نظم جهان هستی می باشدوقابل تامل میباشد.پس نظم حلقه ای است که کل اجزا هستی را به هم ربط داده وخداشنایی نیز جزیی از این حلقه میباشدونظم اول واخر ندارد وهبچ پس وپیشی در خلقت پدیده ها وجود ندارد باتشکر صفرانوریفرد
پرسمان
سلام علیکم، سلام
به تعبیری این درست است. جهان ما قانون مند است، همان چیزی که ما در ادبیات دینی به آن سنت الاهی می گوییم. و دنیای ما در قالب همین قوانین ایجاد شده است و به حیات خویش ادامه می دهد. نیوتون نیز با این پیش فرض که جهان مبتنی بر قواعدی هست، به دنبال کشف قوانین حوزة مکانیک آن بود.
ممنون از دقتتان.
میهمان
ممنونم از این موضوعات اعتقادی ، مخصوصا اصول دین بیشتر کار کنید. انشا ا... با روشنگری های شما ظهور حجت خدا نزدیکتر میشود صلواتی به نیت ظهور هر چه سریعتر ایشان.

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.