خدا چیست؟ زبان آخرت ؟ ۱۳۹۳/۰۶/۲۹ - ۱۰۹۷۹ بازدید

میخواستم بدانم که خدا چیست ؟ ایا از نور است ؟ ایا در روز قیامت انسان ها با همین زبان حرف میزنند؟

اگر مقصود شما از چیستی، آگاهی از ماهیت خدا است، ماهیت خداوند به این معنا که مثلاً از چه چیز به وجود آمده یا ساخته شده اصلاً صحیح نمی باشد ، زیراچنین فرض هایی، نشانه نقص و کمبود است و در ذات الهی راه ندارد. از چیز ساخته شدن به این معنا است که خداوند در وجود خود به آن ها نیاز دارد و این با ذات بی نیاز الهی سازگار نیست . نیز به این معنا خواهد بود که آن چیز ها قبل از وجود خداوند ، وجود داشته تا خداوند از آن ها به وجود آمده باشد ، در حالی که همه چیز آفریده او است . نیز ازلی است و هیچ چیز قبل از وجود او نیست تا از آن ساخته شده باشد.خداوند چیز جز هستی و وجود نامتناهی نیست . هیچ چیز وجود او را محدود نمی کند . حقیقت ذات نامحدود الهی برای ما که موجودات محدود هستیم قابل درک نیست . به همین جهت در روایات آمده که در ذات الهی تفکر نکنید ، بلکه در صفات خداوند تأمل کنید.هم چنین خدایی که ما در تصور و خیال خود بیاوریم ، خدا نیست . خداوند در تصور و خیال ما در نمی آید .عقل نیز به ذات الهی راه نمی یابد چون لازمه آن، احاطه به خداوند است .خدای نامحدود در احاطه موجود محدود و عقل ناقص داخل نمی شود.
اما اینکه سوال نموده اید آیا خدا از نور است ؟
پاسخ این است ک هنور یکی از اسماء خداوند میباشند نه جنس آن یا چیز دیگر
توضیح اینکه
نخست باید دانست برخی اسماء و اوصافی که برای خداوند به کار می رود با رعایت چند مطلب است به طور اختصار اشاره می شود؛
1. تشبیه معقول به محسوس: مانند آیه شریفه «یدالله فوق ایدیهم؛ دست خداوند برتر از دست هایشان می باشد» (فتح، آیه 10).
که منظور از دست، نماد قدرت و یا نماد عهد و پیمان است و در بسیاری از موارد استعمال به منظور پنجه دست نیست و از آنجا که به دلیل علمی و سایر دلایل ثابت شده که خداوند جسم ندارد و اعضا ندارد به جهت نزدیکی مفهوم به ذهن از آنچه نزد شنونده محسوس است برای بیان یک مفهوم عقلی استفاده شده است.
2. آثار و فرایند صفات؛ مانند «باء بسخط من الله؛ به خشمی از خدا گرفتار گردید» (آل عمران، آیه 162).
که منظور از خشم، برافروختگی صورت و تغییر حالت از سوی خدا نیست، بلکه منظور قطع رحمت و فرود عذاب و تنبیه بر تبهکاران است، لذا آنچه مهم است انجام پذیرفتن نتیجه است اگر چه این نتیجه از سوی انسان ها با برافروختگی و هیجان همراه است. اما خداوند جلیل و اعلی منزه از برافروختگی و هیجان درونی است.
با توجه به آنچه گفته شد نام «نور» برای خداوند نیز مفهوم «هستی بخشی» دارد چنان که با روشنایی همه چیز پیدا می شود علاوه بر این که «نور» حجم فیزیکی در فضا اشغال نمی کند و می تواند محدود به مکانی نباشد، بنابراین مفهوم «نور» می تواند از طریق تشبیه معقول به محسوس ما را در شناخت خدا کمک کند بدون این که «فوتون»ها و ذرات معلق نور را به خداوند نسبت دهیم.
سوال سوم :
زبان اهل آخرت
در باره ی زبان گفتاری اهل بهشت و اهل جهنّم روایات زیادی در دست نیست. ما روایتی یافتیم که تنها اشاره به تفاوت زبان اهل بهشت و جهنّم دارد. دو روایت نیز یافته شد که در هر دو روایت، زبان اهل بهشت را عربی گفته اند و در یکی از آنها زبان اهل جهنّم مجوسی دانسته شده.
اما در رابطه با چرایی این که چرا بهشتیان به زبان عربی سخن می گویند؟ آیات و روایات به این مطلب اشاره ای ندارند. آنچه که در این رابطه مهم است این است که تفاهم و مفاهمه بین آنان برقرار باشد. چنان که در این دنیا هم در زبان و لسان وحی و انبیاء این اصل مورد نظر بوده است.
در روایتی نیز داریم که غیر شیعیان، حتی اگر در دنیا زبانشان عربی باشد، در برزخ، نمی توانند به عربی سخن بگویند و زبانشان به غیر عربی برمی گردد:
یر، بصائر الدرجات سَلَمَةُ بْنُ خَطَّابٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ عِیسَى بْنِ شَلَقَانَ «1» قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ إِنَّ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیّاً ع کَانَتْ لَهُ خُئُولَةٌ فِی بَنِی مَخْزُومٍ وَ إِنَّ شَابّاً مِنْهُمْ أَتَاهُ فَقَالَ یَا خَالِی إِنَّ أَخِی وَ ابْنَ أَبِی مَاتَ وَ قَدْ حَزِنْتُ عَلَیْهِ حُزْناً شَدِیداً قَالَ فَتَشْتَهِی أَنْ تَرَاهُ قَالَ نَعَمْ قَالَ فَأَرِنِی قَبْرَهُ فَخَرَجَ وَ مَعَهُ بُرْدُ رَسُولِ اللَّهِ السَّحَابُ فَلَمَّا انْتَهَى إِلَى الْقَبْرِ تَمَلْمَلَتْ شَفَتَاهُ ثُمَّ رَکَضَهُ بِرِجْلِهِ فَخَرَجَ مِنْ قَبْرِهِ وَ هُوَ یَقُولُ رمیکا بِلِسَانِ الْفُرْسِ فَقَالَ لَهُ عَلِیٌّ ع أَ لَمْ تَمُتْ وَ أَنْتَ رَجُلٌ مِنَ الْعَرَبِ قَالَ بَلَى وَ لَکِنَّا مِتْنَا عَلَى سُنَّةِ فُلَانٍ وَ فُلَانٍ فَانْقَلَبَتْ أَلْسِنَتُنَا (بحار الأنوار، ج 6، باب 8، حدیث 39، ص 230): عیسی بن شلقان می گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که فرمود: امیرالمؤمنین علیه السلام، دایی هایی در بنی مخزوم داشت و جوانی از آن ها نزد او آمد و گفت: دایی! برادرم و پسر پدرم درگذشت و به خاطر او شدیداً محزون هستم. امام فرمود: دوست داری او را ببینی؟ جواب داد: بله. امام فرمود: پس قبرش را به من نشان بده. امام خارج شد، در حالی که همراه او بُرد سحاب رسول خدا [بُرد: جامه یا پارچه ای راه راه از پشم سیاه که به گونه ی لحاف دوزند] همراه او بود، پس زمانی که به قبر رسیدند، لب هایش را حرکت داد و پایش را به قبر زد، پس او از قبرش خارج شد و به زبان فارسی می گفت: رمیکا. امام علی علیه السلام به او فرمود: تو وقتی مردی، مگر مردی عرب نبودی؟ گفت: بله، ولی بر سنت فلانی و فلانی [یعنی اولی و دومی] مردم، پس زبان ما [پیروان اولی و دومی] برگشت.
چند نکته:
1. روانشاسان معتقدند انسان در ضمیر ناخودآگاه خود، همه زبان های دنیا را می فهمد؛ آزمایش های متعددی که بر روی افراد بی هوش و در حال کما انجام شده و تجربیات متعدد در مورد این افراد نشان داده است که افرادی با زبان های گوناگون دنیا که اصلا در طول عمرشان با آن زبان ها آشنا نبوده اند، در حال بی هوشی و کما، خیلی فصیح و مثل زبان مادر زادیشان، با آن زبان ها حرف زده اند. و از مجموع این تجربیات و آزمایش ها، روانشناسان به این نتیجه رسیده اند که ضمیر ناخودآگاه انسان همه زبان های دنیا را می فهمد، فقط دانشمندان هنوز بلد نیستند، چگونه می توان این توانایی انسان را از ضمیر ناخودآگاه او به ضمیر خودآگاه او منتقل کرد (برگرفته از سی دی های تکنیک های موفقیت دکتر فرهنگ).
شاید این موضوع، با این امر که در روایات داریم که خداوند همه زبان های دنیا را به حضرت آدم علیه السلام آموخت ارتباط داشته باشد:
در تفسیر البرهان، در ذیل آیات 27 تا 35 سورۀ حجر از امام صادق علیه السلام روایت می کند که :...قال الله تعالى: وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ کُلَّها [بقرة: 31] حتى عرف اللغات کلها، حتى لغات الحیات و الضفادع، و جمیع ما فی البر و البحر». (خداوند فرموده است: و به آدم اسماء را تعلیم کرد، حتی همه زبان ها و حتی زبان های مارها و وزغ ها و همه آنچه در خشکی و در دریا هستند را به او یاد داد). و از ابن عباس روایت می کند که: قال ابن عباس: لقد تکلم آدم (علیه السلام) بسبعمائة [فی المصدر: بتسعمائة] ألف ألف لغة، أفضلها العربی... (ابن عباس می گوید: آدم با نهصد میلیون زبان سخن گفت که افضل آن ها عربی بود...) (البرهان فی تفسیر القرآن، ج 3، ص 345).
که احتمالا این توانایی، به ناخودآگاه همه انسان های نسل او منتقل شده است.
2. آزمایش های متعددی در مورد شهادت و شعور آب و دیگر اشیاء انجام شده است که نشان می دهد آب و بلکه همه موجودات، نسبت به کلمات مثبت و منفی اطراف خود، به هر زبانی که باشند، واکنش های مثبت و منفی نشان می دهند و این امر حاکی است از این که کل موجودات طبیعت، همه زبان های دنیا را می شناسد (برگرفته از سی دی های شهادت آب و شعور آب دکتر فرهنگ).
3. روایاتی داریم که انسان بعد از مرگ، همه زبان های دنیا را می فهمد و بنابراین هر کس با هر زبانی بر سر قبری با صاحب آن قبر سخن بگوید، روح آن میت، کلمات و سخنان او را می فهمد.
بنابراین از مجموع این مطالب، به دست می آید که در عوالم دیگر، مثل عالم برزخ یا ملکوت و قیامت، همه موجودات و از جمله انسان ها، به همه زبان های دنیا آشنایند.
اما چرا با این حال، بر طبق برخی روایات، اهل بهشت به زبان عربی سخن می گویند، شاید دلیلش این باشد که اولاً زبان عربی، فصیح ترین زبان دنیاست، همانطور که در روایت فوق هم آمده بود که افضل لغات است و به همین دلیل، قرآن نیز به زبان عربی نازل شده است؛ و ثانیاً علاوه بر اینکه جملات و کلمات مثبت و منفی ای که ما استفاده می کنیم، در حالات روحی و مزاجی ما تأثیر مثبت یا منفی دارد، خود حروف و ترتیب حروفی هم که به کار می بریم، نفس الأمر دارند و در مزاج روحی ما تأثیر دارد؛ به عنوان مثال، ابن منظور در مقدمه کتاب لغت خود، لسان العرب، مطالب سودمندی در مورد خواص حروف آورده است، از جمله اینکه حروف نیز مانند همه طبیعت، مزاج گرم و سرد و تر و خشک دارند و هر حرف عربی چه مزاجی دارد و حروف عربی با منازل ماه تطبیق دارد و اینکه علمایی که به علوم غریبه آشنایی دارند، از همین خواص حروف و اعداد، کارهای خارق العادة مثل سحر و طلسم و درمان بیماری ها و غیره می پردازند و... (لسان العرب، ج 1، مقدمه مؤلف، ص 14).
بنابراین شاید دلیل اینکه اهل بهشت با زبان عربی سخن می گویند، این باشد که حروف و کلمات عربی، تأثیر بیشتری بر تکامل و بهجت روحی ما داشته باشد. از روایتی که در فوق در مورد زبان غیر شیعیان در برزخ از عربی به غیر عربی ذکر شد، نیز به خوبی برمی آید که زبان عربی در برزخ و قیامت، در بهجت روح انسان تأثیر دارد، چون یکی از عذاب های کسانی که از پیروی اهل بیت علیهم السلام سرباز زده اند، برگشتن زبانشان از عربی به غیر عربی است.

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.