خدا کیست؟ ۱۳۹۲/۵/۲۱ - ۱۱ بازدید

فکر و اندیشه بشر, به ذات غیبی او راه ندارد و به جز تحیر و سرگردانی یا انحراف و ضلال , بهره دیگری نخواهد داشت . ذات حق که از آن به «هویت غیبیه»، «غیب ذات»، «مقام ذات»، «مرتبه ذات» و گاهی هم به الفاظ دیگر (مانند «عنقاء» و «غیب الغیوب») تعبیر می شود, وجود صرف است ; هیچ گونه حدی ندارد; از جمیع تعینات - چه مفهومی , و چه مصداقی - مبراست ; نه نامی دارد و نه نشانی ; نه اسمی دارد, و نه رسم و صفتی ; نه با اسم یا صفتی مقید است و نه با عدم آن اسم یا صفت ; نه با تعین خاصی متعین است و نه با عدم همان تعین .

فکر و اندیشه بشر, به ذات غیبی او راه ندارد و به جز تحیر و سرگردانی یا انحراف و ضلال , بهره دیگری نخواهد داشت . ذات حق که از آن به «هویت غیبیه»، «غیب ذات»، «مقام ذات»، «مرتبه ذات» و گاهی هم به الفاظ دیگر (مانند «عنقاء» و «غیب الغیوب») تعبیر می شود, وجود صرف است ; هیچ گونه حدی ندارد; از جمیع تعینات - چه مفهومی , و چه مصداقی - مبراست ; نه نامی دارد و نه نشانی ; نه اسمی دارد, و نه رسم و صفتی ; نه با اسم یا صفتی مقید است و نه با عدم آن اسم یا صفت ; نه با تعین خاصی متعین است و نه با عدم همان تعین . حتی با «اطلاق» و «عدم تعین» هم مقید نیست ; زیرا «اطلاق» و «عدم تعین» نیز به جای خود, نوعی تعین و قید است و مقام ذات از آن هم منزه و مبرا است . اما تعینات اسمی و وصفی (اسما و صفات حق ) همه از مقام ذات متأثر بوده و در مقام تجلی به ظهور می رسند. از این رو به مقام ذات خداوند راهی نیست ; نه فکر بدان مقام راه دارد و نه عقل و نه وهم و کشف ارباب شهود. همهء اینها از این مقام قاصر و در این میدان کاملا عاجزاند. اگر قدم پیش بگذارند, حیران می گردند و یا به راه ضلالت و خطا می روند, علاوه بر نرسیدن , از آن دورتر هم می شوند: «یعلم ما بین ایدیهم و ما خلفهم و لا یحیطون به علما», (طه, آیه ۱۱۰).
ادراک بشر, به آنچه متعین است راه دارد; نه به ذاتی که از همهء تعین ها بالاتر است و تعین ها همه متأخر از آن , بعد از آن و مخلوق آن هستند. اشاره نیز بدان مقام راه ندارد; چه اشارهء حسی باشد و چه اشاره ذهنی, عقلی و وهمی . چگونه می توان به ذاتی که تعین ندارد, اشاره نمود؟ به همین جهت از فکر در «ذات حق» نهی شده است . امام علی بن موسی الرضا(ع) می فرماید: «... فلیس الله عرف من عرف بالتشبیه ذاته , و لا ایاه و حد من اکتنهه , و لا حقیقته اصاب من مثله , و لابه صدق من نهاه , و لا صمد صمده من اشار الیه ; پس , خدای را نشناخته , آن کس که ذات او را به چیزی تشبیه کرده است و به توحید او نایل نگشته , آن کس که خواسته است به کنه ذات او برسد, و به حقیقت او نرسیده , آن کس که ذات او را تصویر ذهنی نموده است و به او تصدیق نکرده است آن کس که ذات او را حدی قائل شده و به جانب او روی نیاورده است ; آن کس که به ذات او اشاره نموده است ...», (کتاب التوحید صدوق , باب التوحید و نفی التشبیه , ص ۳۴). حتی اگر عقل و عشق همگام باشند و با بلند پروازی های خود بخواهند, به سوی مقام ذات اوج بگیرند, راه به جایی نبرده، به حیرت خواهند افتاد، و بر عجز و قصور خود در این میدان با کمال شرمساری اعتراف خواهند کرد.
سحرگاهان که مخـمور شبانه     گرفتم باده با چنگ و چغانه
نهادم عقل را ره توشه از می     به شهر هستیش کردم روانه
نگار می فروشم, عشوه ای داد     که ایمن گشتم از مکر زمانه
ز ساقی کمان ابرو شنیدم     که ای تیر ملامت را نشانه
نبندی ز آن میان طرفی کمر وار     اگر خود را ببینی در میانه
برو این دام بر مرغ دگر نه     که عنقارا بلند است آشیانه
(دیوان حافظ)
اهل دعا در مقام دعا, اهل عبادت در مقام عبادت , اهل ذکر در مقام ذکر, ارباب سلوک در مقام سلوک و... به ذات عینی حق در مظاهر اسمای او روی می آورند و از طریق اسما و صفات او, به ذات او متوجه می شوند. به عبارتی ذات حق را با اسما می خوانند, زیرا به مقام ذات راه نیست , (در این باب ر.ک : مقالات , استاد محمد شجاعی , سروش , تهران , چاپ چهارم , ۱۳۷۹, ج ۳, صص ۱۸۷ - ۱۹۱).
عنقا شکار کس نشود دام بازچین     کاینجا همیشه باد به دست است دام را
(دیوان حافظ)
قرآن کریم - که جامع ترین, دقیق ترین و رساترین تعریف ها را نسبت به خداوند متعال مطرح می کند - خداوند سبحان را تنها از طریق اسما و صفات او; برای ما باز می شناساند. قرآن کریم در پی آن است که در حد توان , خداوند را به کامل ترین وجه از طریق اسما و صفاتش به انسان بشناساند. از دیدگاه قرآن , خداوند گشایش بخش و دانا, (بقره , آیه ۱۱۵), سریع ترین حساب گران , زنده و پاینده , (انعام , آیه ۶۲ و طه , آیه ۱۱۱), والا, بزرگ و دارای حقیقت (لقمان , آیه ۳۰), صاحب شکوه و ارجمندی , (الرحمن , آیه ۲۷) و بی نیاز است , (اخلاص , آیه ۲).
آنکه دولت آفرید و دو سرا     ملک دولت ها چه کار آید ورا
(مثنوی , دفتر ۱ / بیت ۳۱۴۳)
از نظر قرآن خداوند, متعال است , (طه , آیه ۱۱۴), یعنی , او از هر چه در وهم ما آید, بالاتر است و هرگز ما نمی توانیم حقیقت او و جمال و جلال او را - آن گونه که هست - در یابیم , (انعام , آیه ۱۰۰).
ای برون از وهم و قال و قیل من     خاک بر فرق من و تمثیل من
(مثنوی , دفتر ۵ / بیت ۳۳۱۸).
خداوند, یکی است و جز او خدایی نیست , (آل عمران , آیه ۱۸), او یکتا و یگانه است , (اخلاص , آیه ۱ و نحل , آیه ۱۵) و هیچ چیز مثل و مانند او نیست , (شوری , آیه ۱۱). او پادشاه راستین جهان هستی , پاک از هر عیب , سلامت بخش , مراقب بر همه چیز, عزیز, اصلاح گر, ترمیم کننده و شایسته بزرگی است , (حشر, آیه ۲۳) و او بر همه چیز قادر و توانا است , (بقره , آیه ۲۸۴).
گفت صوفی قادر است آن مستعان     که کند سودای ما را بی زیان
آن که آتش را کند ورد و شجر     هم تواند کرد این را بی ضرر
آن که گل آرد برون از عین خار     هم تواند کرد این دی را بهار
آن که زو هر سرو آزادی کند     قادر است ار غصه را شادی کند
(مثنوی , دفتر ۶ / ابیات ۱۷۳۹ - ۱۷۴۲)
او خدایی است بخشنده و مهربان و این دو صفت , چنان در او متجلی است که تمامی سوره های قرآن را با آن آغاز کرده است (بسم الله الرحمن الرحیم ) و آن چنان خدایی است که مهربانی و بخشایش را بر خود فرض کرده است , (انعام , ۱۲). خداوند, در غایت عظمت است ; اما به انسان از رگ گردن نزدیک تر می باشد و حتی وسوسه های نفس او را نیز می داند, (ق , آیه ۱۶).
آنچه حق است اقرب از حبل الورید     تو فکنده تیر فکرت را بعید
ای کمان و تیرها برساخته     صید نزدیک و تو دور انداخته
(مثنوی , دفتر ۶ / ابیات ۲۲۵۳ - ۲۳۵۴).
او خدایی است آمرزنده و نیرومند (غافر, آیه ۳ و انفال , آیه ۸), توبه پذیر, (آل عمران , آیه ۸), دوستدار, (بروج , آیه ۱۴), دارای نعمت (غافر, آیه ۳), دارای رحمت , (انعام , آیه ۱۲۳), بسیار توبه پذیر, (بقره , آیه ۳۷) و دارای فضل بزرگ , (آل عمران , آیه ۷۴).
وزراو و صد وزیر و صد هزار     نیست گرداند خدا از یک شرار
پرورد در آتش ابراهیم را     ایمنی روح سازد بیم را
از سبب سوزیش من سودایی ام     در خیالاتش چو سوفسطایی ام
(مثنوی , دفتر ۱ / ابیات ۵۴۴, ۵۴۷, ۵۴۸)
خداوند, آفریننده جهان هستی و آسمان ها و زمین , (حشر, آیه ۲۴ و انعام , آیه ۱۴), صاحب اختیار, مالک و مدبر همه شؤون و پروردگار همهء عالمیان , (فاتحه , آیه ۲) است . او هیچ شریکی ندارد نه در آفرینش و سلطنت و نه در ربوبیت , حکم کردن , شفاعت و هیچ کمالی دیگر, (انعام , آیات ۱۶۲, ۱۶۴ و ۵۷ و زمر, آیه ۴۴). غیر از خداوند, هرکس نصیب و بهره ای از کمال دارد, از خدا وام گرفته است , (فاطر, آیه ۱۵).
ای همایی که همایان فرخی     از تو دارند و سخاوت هر سخی
ای کریمی که کرم های جهان     محو گردد پیش ایثارت نهان
ای لطیفی که گل سرخت بدید     از خجالت پیرهن را بر درید
(مثنوی , دفتر ۵ / ابیات ۴۰۹۰ - ۴۰۹۲)
دست رحمت وقدرت الهی , گشوده است و هرگونه که بخواهدمی بخشد و روزی می دهد, (مائده , آیه ۶۴) هر جا که باشیم , او با ماست و به آنچه می کنیم , دانا است , (حدید, آیه ۴). در واقع به هر جا روی کنیم , خدا آن جا است , (بقره , آیه ۱۱۵).
گر به جهل آییم , آن زندان اوست     ور به علم آییم , آن ایوان اوست
ور به خواب آییم , مستان وییم     ور به بیداری به دستان وییم
ور بگرییم , ابر پر زرق وییم     ور بخندیم , آن زمان برق وییم
ور به خشم و جنگ عکس قهر اوست     ور به صلح و عذر, عکس مهر اوست
(مثنوی , دفتر ۱ / ابیات ۱۵۱۰ - ۱۵۱۳)
او خدایی است که دعاها را می شنود و اجابت می کند, (غافر, آیه ۶۰).
ای دهنده عقل ها فریادرس     تا نخواهی تو نخواهد هیچ کس
هم طلب از توست وهم آن نیکویی     ما کدایم ؟ اول تویی , آخر تویی
هم بگو تو, هم تو بشنو, هم تو باش     ما همه لاشه ایم با چندین تراش
(مثنوی , دفتر ۶, ابیات ۱۴۳۸ - ۱۴۴۰)

تتمه :


الف ) تمام ادراکات خیالات و... ما برای خداوند روشن و معلوم است ; زیرا همه ما با تمام ویژگی ها اوصاف و خیالاتمان فعل او و عین ربط و تعلق به اوییم و هیچ چیز ما - حتی صور ذهنیه - از او انفکاک و جدایی ندارد و بر او غایب نیست . ب ) ادارک انسان ها نسبت به خداوند مراتب و درجاتی دارد: ۱) اولین مرتبه ادارک فطری است که همه انسان ها دارای آن می باشند. ۲) آخرین مرتبه ادراک کنه ذات باری تعالی (اکتناه) است که از آن تعبیر به مرتبه ((غیب الغیوب)) یا ((عنقای مغرب)) می شود و این ادراک ذات به ذات است و مختص حق تعالی می باشد و احدی حتی پیامبر اکرم (ص) در این مرتبه راه ندارد فلذا فرمودند: «ما عرفناک حق معرفتک». ۳) ما بین دو مرتبه فوق مراتب بیشماری تا بی نهایت است . هر اندازه آدمی در شهوات و تمنیات حیوانی و توجه به عالم کثرات فرو رود ادراک و معرفت ضعیف تری می یابد تا آن جا که ممکن است بر اثر غرق شدن در آنها حتی ادراک فطری خویش را نیز بی اثر سازد و هر اندازه بیشتر به خودسازی و تقویت فکر و اراده و مقابله با هواها و پرداختن به ریاضت های شرعی و تصفیه نفس بکوشد به مراتب و عوالم بالاتری صعود خواهد کرد تا آن جا که به مقام شهود کثرت اسمایی و سپس به شهود صفاتی و پس از آن به شهود ذات که مقام اولیای کمل خاصه اکمل آنان پیامبر(ص) و ائمه اطهار(ع) است برسد باید توجه داشت که راه های گوناگونی برای شناخت خدای تعالی وجود دارد مهمترین آنها عبارتند از: ۱- روش نقلی یعنی مراجعه به آیات و روایات و ادعیه (هر چند فهم آنها نیز نیاز به مقدمات دارد) یعنی مستقیما براساس آیات و روایات اوصاف الهی را بشناسیم. ۲- روش کلامی: مطالعه و تحقیق درباره خدا در مسائل کلامی. ۳- روش فلسفی: براساس گرایش های فلسفی مختلف مباحث گسترده ای در باب خدا (به تعبیر فلسفی واجب الوجود) با استناد به براهین عقلی مطرح گردیده است. ۴- روش عرفانی: اساسا تمامی عرفان شناخت خدا از طریق شهود عقلی می باشد. برای مطالعه در زمینه روش اول، کتاب معارف قرآن، ج ۱، استاد مصباح یزدی معرفی می شود.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.