خدشه در رفراندوم جمهوری اسلامی؟ ۱۳۹۴/۹/۹ - ۱۳۹ بازدید

دانشجوی محترم ابتدا از اینکه این مرکز را به منظور دریافت پاسخ سوالات خویش انتخاب کرده اید از شما سپاسگذاریم .

دانشجوی محترم ابتدا از اینکه این مرکز را به منظور دریافت پاسخ سوالات خویش انتخاب کرده اید از شما سپاسگذاریم . پیش از پرداختن به پاسخ این سوال لازم است این نکته را متذکر شویم که خدشه وارد نمودن در انتخاباتی که بیش از سی و پنج سال از برگزاری آن می گذرد ، آن هم توسط کسانی که خود در آن مقطع در جریان امور بوده و حتی اگر نقد هایی به انتخابات داشتند این توانایی را داشتند که نقدهای خود را آزادانه مطرح نمایند ، با این حال هرگز در آن مقطع نقدهایی که امروزه وارد می کنند را مطرح نمی کردند ، نشانه استیصالی است که این افراد و جریان ها از حماسه ماندگار حضور میلیونی و باشکوه ملت در آن روز، دچار آن شده اند، چه اینکه اگر این نقدها واقعا به رفراندم عظیم فروردین ۵۸ وارد بود در آن مقطع باید مطرح می شد ، به ویژه اینکه در آن مقطع با توجه به هرج و مرج سیاسی حاکم بر گروهها و رسانه های سیاسی ، همه گروهها و احزاب و حتی احزاب غیر مذهبی به راحتی امکان ابراز نظر آزادانه داشتند تا جایی که در پرتیراژ ترین روزنامه های کشور از جمله کیهان و اطلاعات ، شخصیت ها و گروه های سیاسی به راحتی دیدگاه های مخالف نظرات انقلابی رهبر انقلاب را بیان می کردند و حتی در آستانه برگزاری همه پرسی نوع نظام جدید، از عدم مشارکت خود در رفراندم سخن به میان می آوردند که علیرغم تاکیدات مکرر حضرت امام مبنی بر وجوب مشارکت مردم در رفراندم ،نوعی ضد تبلیغ و تقابل با دیدگاه حضرت امام خمینی ره به حساب می آمد.(به عنوان نمونه رک : روزنامه کیهان ، ۸ فروردین ۱۳۵۸ ، ص۶) با تمام این احوال در آن شرایط و روزگاران هیچ یک از ایراداتی که امروزه پس از گذشت ۳۵ سال از آن حماسه عظیم صورت می گیرد مطرح نبود و حتی شخصی همچون عبدالکریم لاهیجی نیز که آن روزها عنوان سخنگویی انجمن دفاع از آزادی و حقوق بشر را با خود یدک می کشید در سخنان مفصلی که در روزنامه کیهان منتشر شد به بیان دیدگاه های خود نسبت به رفراندم پرداخته و ضمن عدم انتقاد نسبت به ماهیت رفراندم ، انتقاداتی نسبت به شرایط رفراندم مطرح می کند که هیچ یک به اصل ، شکل و ماهیت رفراندم ربطی نداشت به عنوان مثال یکی از انتقادات وی به پایین آوردن سن رای دهندگان از بیست سال به شانزده سال بود که باید نسبت به آن تعیین تکلیف می شد چرا که از نظر ایشان افراد جامعه تا قبل از ۱۸ سالگی حتی صلاحیت اعمال حقوق شخصی خود را ندارند تا چه برسد به اعمال حقوق اجتماعی .(روزنامه کیهان ، ۱۶ اسفند ۵۷، ص۶)اما در پاسخ به اشکالاتی که به رفراندم سال ۵۸ شده است لازم است چند نکته را متذکر شویم :۱ – لزوم برگزاری رفراندم مساله نخست این است که اشکال به رفراندم زمانی موجه بود که امام خمینی ره موظف و مکلف بودند تا پس از پیروزی انقلاب، برای تعیین نوع نظام جدید از مراجعه به آراء عمومی مردم استفاده نمایند و حال آنکه تجربه تمام انقلاب های جهان حاکی از این است که در هیچ انقلابی برای تعیین رژیم سیاسی جدید پس از انقلاب سراغ رفراندم و همه پرسی نرفته و با پیروزی انقلاب در هر کشوری ، تکلیف نظام بعدی خود به خود مشخص بوده است ، علت منطقی این امر نیز این است که انقلاب همواره از سه رکن مردم ، ایدئولوژی و رهبری تشکیل می شود و در شرایطی که انقلابی به رهبری یک فرد و با اتکا به ایدئولوژی انقلابی در قالب هایی همچون جنبش و ... شروع به جوانه زدن می کند، خود به خود آینده و شرایط پس از انقلاب نیز در جریان تحولات مرتبط با انقلاب توسط رهبران انقلاب و نیروهای انقلابی به مردم معرفی می شود و آنگاه که مردم از این حرکت اجتماعی استقبال کرده و به آن پیوستند و در نهایت انقلاب را به پیروزی رساندند طبیعتا نظام آینده را بر اساس ایدئولوژی طراحی می کنند که نقش اصلی را در انقلاب ایفا کرده و توسط رهبران انقلاب به مردم معرفی شده است به عنوان مثال در جریان انقلاب کمونیستی ، انقلابیون نظام مبتنی بر کمونیسم و سوسیالیسم را طراحی کردند و یا در انقلاب فرانسه انقلابیون نظام مبتنی بر لیبرال دموکراسی غربی را برپا نمودند بدون اینکه در هیچ یک از این انقلابها رفراندم و نظر خواهی از مردم برای تعیین نوع نظام وجود داشته باشد ، همین قاعده در انقلاب اسلامی ملت ایران نیز جاری بود و امام خمینی ره به عنوان رهبرانقلاب، در حالی که هنوز انقلاب به پیروزی نرسیده بود به صورت آشکار ونهان قالب نظامی که پس از واژگونی رژیم شاهنشاهی باید در کشور جایگزین شود بیان کرده بودند و تئوریسین های انقلابی طرفدار ایشان نیز این موضوع را برای مردم تشریح کرده بودند ، به عنوان مثال امام خمینی ره در آبان سال ۱۳۵۷ و درشرایطی که در تبعید فرانسه به سر می برد با صراحت تمام اعلام می کرد که « ما خواهان استقرار یک جمهورى اسلامى هستیم »(صحیفه امام ، ج۴، ص۲۴۸) و به تناسب شرایط در مورد ویژگی های این نظام نیز توضیحاتی ارائه می کردند (رک : صحیفه امام ، ج۴و۵)بر این اساس نوع نظامی که امام خمینی ره برای آینده پس از پیروزی انقلاب اسلامی تحت رهبری خود ترسیم کرده بودند مشخص بودو مردم نیز با علم و آشنایی با این نظام از انقلابی که توسط امام خمینی ره هدایت می شد حمایت کرده و باعث پیروزی انقلاب اسلامی شدند و به این ترتیب زمینه برای تحقق شعاری که مردم دلبسته آن بودند یعنی استقرار نظام جمهوری اسلامی فراهم شده بود و در نتیجه هیچ نیازی به برگزاری مجدد رفراندم نبود ، اما امام خمینی ره با وجود واضح و روشن بودن رای و نظر مردم، به منظور سلب هر گونه بهانه ای فرمان برگزاری رفراندم را صادر کردند که نتیجه آن تاکید مجدد بر نظام جمهوری اسلامی بود ، در واقع مردم در سال های ۵۷ و ۵۸ دو بار نظر مثبت خود نسبت به نظام جمهوری اسلامی را اعلام کردند ، نخست با رفراندم غیر رسمی در جریان حمایت از انقلاب اسلامی تحت رهبری ایشان (برخلاف انقلاب های غیر اسلامی تحت رهبری گروه های چپ گرا که علیرغم تلفاتی که از این گروهها داشت هرگز مورد حمایت عموم مردم قرار نداشت) و کمک برای به پیروزی رساندن این انقلاب و دوم با رفراندم رسمی که در روزهای دهم ویازدهم فروردین سال ۵۸ برگزار شد و نتیجه آن رای اکثریت قریب به اتفاق مردم به نظام جمهوری اسلامی ایران بود . ۲ – با فرض اینکه با وجود مشخص بودن رای و نظر مردم نسبت به نظام جمهوری اسلامی همچنان برگزاری رفراندم ضروری بود و امام خمینی ره موظف بود رفراندم را برگزار نماید موضوع دیگری که مطرح می شود در مورد ماهیت این رفراندم می باشد که برخی آن را شبیه به «بیعت» و نه «رفراندم» دانسته اند و تلاش کرده اند تا بدین وسیله مشروعیت این همه پرسی عظیم را زیر سوال ببرند ، البته اگر این سخنان از زبان و بیان کسانی مطرح شود که آشنایی با اصطلاحات و واژگان سیاسی و حقوقی ندارند خارج شود جای تعجب نمی باشد ، اما مساله اینجاست که کسانی بانی این تشکیک هستند که خود مدعی آشنایی با ادبیات سیاسی و حقوقی هستند ، این در حالی است که رفراندم اصطلاحی است که در ادبیات سیاسی و حقوقی معنای ویژه ای دارد که مطابق با اقدامی است که در سال ۱۳۵۸ در کشور ما صورت پذیرفت ، به عنوان مثال در اکثر فرهنگ واژگان سیاسی دنیا تعریفی که از رفراندم شده است معنایی مشابه این عبارات میباشد : « رفراندوم (Referendum)، همه پرسی یا مراجعه به آرای عمومی و رای گیری از همه اعضای یک گروه یا افراد بالغ یک جامعه سیاسی برای پذیرش یا عدم پذیرش سیاست یا طرحی معین.»بر این اساس در رفراندم یک طرح معینی مطرح می شود که مردم جامعه باید نسبت به آن نظر مثبت یا منفی خود را ابراز نمایند که هر یک از نظرات مثبت یا منفی آثار خاص خود را به همراه دارد به عنوان مثال در جریان همه پرسی نظام جمهوری اسلامی اگر مردم به همه پرسی جواب منفی می دادند قطعا مسیر حرکت ملت ایران به گونه ای دیگر رقم می خورد و هیچ تحمیلی از سوی رهبران انقلاب به آنان صورت نمی گرفت . با توجه به چنین تعریف و مبنایی از رفراندم که برای عموم نخبگان جامعه کاملا واضح و مشخص بود در آن مقطع هیچ کسی اشکال نمی کرد که چرا مردم موظفند تنها به یک گزینه رای مثبت یا منفی بدهند و تنها اشکالی که بعدها از سوی جریان های سیاسی مخالف مطرح شد این بود که چرا مردم باید به جمهوری اسلامی رای مثبت یا منفی دهند و نه نظام های دیگر ، به عبارت دیگر در آن مقطع هر گروهی تلاش می کرد تا نوع نظام دلخواه خود را به عنوان نظامی که بایددر رفراندم مورد بررسی قرار گیرد معرفی نماید به عنوان مثال مهندس مهدی بازرگان در اقدامی پیشدستانه و بر اساس علایق لیبرال- مذهبی خود موضوع برگزاری رفراندم تعیین نوع نظام را «جمهوری دموکراتیک اسلامی» معرفی کرد (روزنامه کیهان ، ۳۰ بهمن ۵۷ ، ص۱) ، چپ ها از نظام دموکراتیک خلق سخن به میان می آوردند و همینطور گروه های سیاسی مختلف به تناسب دیدگاهی که داشتند نوع نظام مد نظر خود را به عنوان نظامی که باید در رفراندم در مورد آن نظرسنجی صورت گیرد به جامعه معرفی می کردند.بنا بر این آنچه در روزهای ۱۰ و ۱۱ فروردین ۱۳۵۸ در کشور رخ داد و طی آن نظام رسمی ایران پس از سقوط نظام شاهنشاهی مشخص شد مصداق کاملی از رفراندم بود که گر چه مشابهت هایی با بیعت دارد اما عین آن نمی باشد . ۳ – خدشه هایی هم که نسبت به آمار مشارکت کنندگان در نخستین رفراندم انقلاب اسلامی صورت می گیرد کاملا بدون مبنا می باشد چرا که در هیچ یک از این ادعاها و خدشه ها دلیل و سند ارائه نشده و صرفا بر بعید بودن چنین مشارکتی تاکید می شود، آن هم پس از بیش از سی و پنج سال از برگزاری رفراندمی که توسط دولتی برگزار شد که در دست لیبرال ها بود و به همین دلیل اگر ایرادی به برگزاری انتخابات باشد در اصل باید به گروه های لیبرال که شبهه افکنان از نزدیکان آنها هستند باشد و حال آنکه اولا شبهه افکنان نه تنها حاضر نیستند دوستان خود را متهم نمایند بلکه با طرح این شبهات آدرس غلط داده و تلاش می کنند تا کسانی را به عنوان متهم معرفی نمایند که قطعا مجری اصلی انتخابات به شمار نمی آمدند و ثانیا برگزار کنندگان انتخابات که دولت موقت بود نه تنها صحت این انتخابات را تایید کردند بلکه در طول بیش از سه دهه گذشته و حتی در اوج اصطکاک هایی که میان این گروهک با نظام جمهوری اسلامی پیش آمد هرگز تشکیکی در باره آمارهای ارائه شده آن روزها نکرده و شبهه ای مطرح نکردند، ضمن اینکه در باره اصل شبهه نیز باید بگوییم اگر این مشارکت در فضای امروز کشور امری غریب به نظر برسد اما اگر به روزهای پر شور و حرارت آن روزها مراجعه ای داشته باشیم و شرایط آن روز کشور را در نظر بگیریم چنین مساله ای چندان بعید نیز نمی باشد چرا که اولا در آن روزها برگزار کنندگان اصلی رفراندم و حداقل فراهم کنندگان زمینه های برگزاری آن ، خودمردمی بودند که به پا خاسته و انقلاب کرده بودند و طبیعتا نسبت به آینده انقلاب نیز احساس مسئولیت می کردند و در نتیجه جانانه در این رفراندم مشارکت کردند، به عبارت دیگر در آن روزها که صدای انقلاب به تمام شهرها و روستاهای دور و نزدیک کشور رسیده بود خود مردم به پا خاسته و زمینه هایی را فراهم کردند که رفراندم در تمام شهرها و روستاها با شکوه هر چه تمام برگزار شود وبه همین دلیل هیچ مساله ، نه نا امنی های به وجود آمده در برخی شهرها و نه سرما و یخبندان برخی مناطق مانع از رای گیری از عموم مردم نشد و اکثریت قریب به اتفاق مردم که خود از نزدیک دست اندرکار سرنگونی نظام ۲۵۰ ساله شاهنشاهی ایران شده بودند با توجه به احساس مسئولیتی که می کردند فعالانه وارد صحنه شدند و بی نظیر ترین مشارکت انتخاباتی جهان را رقم زدند که البته در این احساس مسئولیت بایدبه نقش شبکه های عظیم روحانیت که در کل کشور در جهت آگاه سازی مردم و تشویق آنان به مشارکت در رفراندم به عنوان یک تکلیف دینی و ملی می پرداختند نیز اشاره شود . علاوه بر این در آن روز ها تمام گروه های سیاسی اعم از اسلامی و غیر اسلامی و حتی گروه هایی که بعدها علم مبارزه مسلحانه با نظام جمهوری اسلامی را برداشتند نیز فعالانه در انتخابات مشارکت کرده و عمده آنها نیز مدعی شدند که به جمهوری اسلامی رای دادند و در این میان صرفا برخی گروهک های خاص مثل فدائیان خلق و یا احزاب گمنامی همچون حزب جمهوریخواه و اتحاد برای آزادی بودند که اعلام کردند در رفراندم مشارکت نمی کنند به عنوان مثال اگر صفحات روزنامه های آن روز ها را ورق بزنیم به اسامی افراد و گروه هایی برخورد می کنیم که دیر زمانی نمی گذرد که تقابلشان با جمهوری اسلامی را اعلام می کنند اما در آن روزگار نه تنها دیگران را به مشارکت فعالانه در این انتخابات فرا می خواندند بلکه حتی خود نیز به نظام جمهوری اسلامی رای دادند که به برخی از این اسامی اشاره می کنیم :• سازمان مجاهدین خلق که هم طی بیانیه های مکرر دیدگاه مثبت خود نسبت به اصل رفراندم را اعلام کرد و هم رهبران آن همچون مسعود رجوی و موسی خیابانی مدعی بودند که به جمهوری اسلامی رای داده اند . (کیهان ، ۱۱ فروردین ۵۸ ، ص۴) • آیت الله سیدکاظم شریعتمداری(همان، ۶فروردین ، ص۲)• کریم سنجابی دبیر کل جبهه ملی که مدعی بود جمهوری اسلامی طبیعی ترین ثمره انقلاب ماست (همان ، ۹فروردین ۵۸، ص۲)• حزب توده که ضمن اعلام رای خود به جمهوری اسلامی تاکید کرد که این رای دادن به هیچ وجه جنبه تاکتیکی نداشته و استراتژی این حزب است.(همان)• حزب ملت ایران داریوش فروهر(همان.)• اتحاد دموکراتیک مردم ایران به رهبری به آذین(همان)• انجمن زرتشتیان ایران(همان.)• ارامنه ایران .• جبهه دمکراتیک ملی ایران(همان)• علی اصغر حاج سیدجوادی (همان.)• اللهیار صالح (همان.)• کنفدراسیون جهانی محصلین و دانشجویان ایرانی(کیهان ، ۸ فروردین ، ص۸)• جامعه روشنفکران یهودی ایران(کیهان ، ۷فروردین ، ص۲)• و ... . این اسامی تنها نمونه ای از گروه ها و اشخاص سیاسی فعالی بودند که شاید با نگاه امروزین ما شرکت آنها در رفراندم جمهوری اسلامی عجیب به نظر برسد تا چه رسد به رای مثبت آنها به نظام جمهوری اسلامی ولی واقعیت این است که در آن مقطع همه این گروهها اعم از لیبرال ، چپ گرا ، ملی گرا ، مذهبی و غیر مذهبی در صف واحد، هم در انتخابات شرکت کرده ، هم با صدور بیانیه هایی همگان را به مشارکت فعالانه فرا می خواندند و جالب تر اینکه به جمهوری اسلامی نیز رای مثبت داده بودند .در کنار این گروه ها که جملگی اینک مدعی انقلابی گری و حتی پیروی از خط مشی انقلابی امام خمینی ره شده بودند و برای در صحنه ماندن تلاش می کردند تا مشارکت خود در صحنه را با آب و تاب فراوان بازتاب دهند باید به هزاران وابسته رژیم شاه در گوشه و کنار کشور نیز اشاره کرد که به انگیزه هایی همچون بهره برداری در آینده و مبرا کردن خود از اتهام وابستگی به رژیم تلاش کردند تا خود را در صف رای دهندگان جای دهند که از جمله این افراد باید به هویدا اشاره کرد که در اوج استیصال و خطر جانی ناشی از محاکمه قریب الوقوعش ، در زندان قصر به صورت کاملا اختیاری در صف رای دهندگان قرار گرفته و بدون اینکه نظر خود را اعلام کند در رفراندم مشارکت نمود و جالبتر اینکه بر اساس گزارش های واصله برخی از همین افراد مدعی شدند که به جمهوری اسلامی رای مثبت داده اند همچون عبدالله ریاضی و نیک پی شهردار سابق تهران .(کیهان ، همان ، ص ۳) البته برخی گزارش ها ازحوزه های رای گیری خارج از کشور نیز حاکی از مشارکت آزادانه برخی وابستگان فراری پهلوی ها در این رفراندم بود به عنوان مثال روزنامه کیهان در یکی از گزارش های خود در این زمینه چنین می نویسد :«در میان حوزه های رای گیری خارج از کشور لندن اولین شهری بود که نتایج نخستین روز رای گیری ایرانیان مقیم انگلستان را اعلام کرد . گفته شده است که عده ای از فراریان رژیم پهلوی به پای صندوق های رای رفته اند و بعضی رای مثبت و برخی نیز رای منفی به جمهوری اسلامی داده اند»(روزنامه کیهان، ۱۱فروردین ، ص۳)بر این اساس می توان گفت در رفراندم فروردین سال ۵۸ اکثریت قریب به اتفاق مردم ایران که اکثریت آنها با انگیزه های درست و آگاهانه در رفراندم حاضر شده بودند و عده قلیلی هم مزورانه و فرصت طلبانه و یا از ترس جان و تلاش برای مبرا ساختن خود از همراهی با رژیم سابق با رفراندم همراهی کرده بودند در این رای گیری مشارکت کردند و در نتیجه این دیدگاه که اکثریت ۹۸ درصدی واجدین شرایط در انتخابات آن روز مشارکت داشتند چندان هم بعید نیست . ۴ – یکی از شبهاتی که یکی از شبهه افکنان نسبت به اعتبار رفراندم فرودین ۵۸ تلاش می کند آن را القاء نماید دروغی است مبنی بر اینکه که سخنگوی وزارت کشور آن روزگار اعلام کرده بود کسانی که به هر علتی شناسنامه خود را در دست ندارند و یا شناسنامه آنها مفقود شده است می توانند با در دست داشتن کارت شناسائی معتبر از سازمان یا وزارت خانه ی خود در انتخابات شرکت کنند و رأی بدهند، همچنین کارگران کارخانه‌ها و یا کارگاه‌هایی که شناسنامه خود را همراه نداشته باشند با در دست داشتن تعهد کتبی از صاحب کارخانه یا استادکار خود می توانند در انتخابات شرکت کنند”(کیهان ۹فروردین۱۳۵۸ص۸) و بر اساس آن نتیجه گیری می کند « معلوم است چنین دستورالعملی چند روز قبل از رفراندوم چه آشفتگی و تقلباتی را در انتخابات موجب خواهد شد.»(رک : نامه محمد ملکی در سایت ضد انقلابی روز آنلاین)با تمام این احوال وقتی به آدرسی که ملکی در این نامه می دهد مراجعه می کنیم اثری از چنین بیانیه و یا مصاحبه ای مشاهده نمی شود و حتی در سایر صفحات دیگر نیز چنین دستور العملی به چشم نمی خورد، بلکه آنچه در دستور العمل های آن روز و روزهای دیگر که در روزنامه کیهان آن روز بازتاب داشته است دیده می شود تاکید بر لزوم در دست داشتن شناسنامه برای اخذ رای می باشد به عنوان مثال در اطلاعیه ای که دفتر تبلیغات امام در روز ۷ فروردین در روزنامه کیهان به چاپ می رساند به آن دسته از کسانی که در مسافرت هستند و یا قصد سفر دارند خاطر نشان می کند که برای شرکت در رفراندم شناسنامه خود را همراه داشته باشند. در این اطلاعیه تذکر داده شده است : نظر به اینکه برای شرکت در رفراندم همراه داشتن شناسنامه لازم است سعی کنید تا دهم فروردین(روز برگزاری رفراندم) به شناسنامه خود دسترسی داشته باشید.(کیهان ، ۷ فروردین ، ص۵) همچنین در اطلاعیه هایی که از سوی وزارت کشور جهت اعلام آدرس حوزه های اخذ رای صادر می شود تاکید می شود که مردم برای اخذ رای حتما باید شناسنامه به همراه داشته باشند(همان،۸و۹فروردین، ضمیمه روزنامه کیهان) وزارت کشور نیز به عنوان رسمی ترین مرجع مجری انتخابات در آخرین اطلاعیه خود پیش از روز رای گیری با صدور اطلاعیه ای رسما اعلام کرد «رای دهندگان باید در روزهای مقرر با در دست داشتن شناسنامه خود در نزدیکترین حوزه رای گیری حاضر شده و ورقه رای دریافت نمایند»(کیهان ، ۹ فروردین ، ص۵)از این روی ادعای امثال محمد ملکی که اخذ رای با کارت شناسایی معتبر و نه الزاما شناسنامه را مطرح می کنند و آن را دلیلی بر تقلب در این انتخابات مطرح می کنند دروغی بیش نیست که فاقد هر گونه مستندی می باشد .۵ – ادعای جهت دار بودن انتخاب رنگ برگه های رای نیز کاملا ادعایی بیجاست چرا که اولا هیچ دلیلی مبنی بر جهت دار بودن این انتخاب ارائه نمی شود ثانیا حتی اگر بخشی از مردم بی سواد بوده و عبارت «آری» و «نه» بر روی برگه های رای را نمی توانستند بخوانند اما بخش زیادی از آنها نیز با سواد بودند ، ضمن اینکه پیش از برگزاری انتخابات ، اطلاع رسانی فراوانی در باره عبارت درج شده بر روی هر برگه صورت گرفته بود به گونه ای که افراد بی سواد نیز قادر به تشخیص برگ مثبت از برگ منفی بودند ، ثالثا اگر منظور از جهت داری به معنای مفهوم خاص و علاقمندی مردم به رنگ سبز به دلیل تقدس آن در میان مردم عموما شیعه ایران و در نتیجه کشش روانی آنان به گزینش این برگه باشد باید گفت چنین استدلالی ضمن اینکه نوعی توهین آشکار به شعور مردم می باشد در مورد رنگ قرمز نیز می تواند مطرح باشد چرا که هر دو رنگ قرمز و سبز ، از جمله رنگ هایی هستند که در کشور ما نوعی تقدس دارند چرا که هر دو رنگ مردم را به یاد اهل بیت و از جمله حادثه عاشورا می اندازد چنانکه در مراسم های اهل بیت همواره از این دو رنگ استفاده می شود چرا که رنگ سبز به یاد اهل بیت و رنگ قرمز به یاد خون های پاک بر زمین ریخته آنها می باشد و از این روی حتی اگر جای این دو رنگ با یکدیگر عوض می شد باز هم همین شائبه می توانست مطرح باشد چنانکه بر اساس شنیده ها برخی گروه های مخالف جمهوری اسلامی برای فریب مردم بی سواد با پیش کشیدن اینکه رنگ قرمز نماد خون امام حسین ع می باشد آنها را ترغیب به انداختن برگه رای در صندوق می کردند که البته به دلیل هوشیاری که مردم در اثر اطلاع رسانی های دقیق پیدا کرده بودند این توطئه نقش بر آب شد ، رابعا اگر واقعا انتخاب این دو رنگ برای برگه های رای جهت دار بود قطعا در آن زمان گروه های سیاسی و به ویژه گروه های لیبرال و از جمله کسانی که در انتخابات مشارکت می کردند ولی به جمهوری اسلامی رای منفی می دادند حداقل در یک بیانیه خود نسبت به آن واکنش نشان می دادند که چنین اتفاقی نیافتاده است ، ضمن اینکه همانطور که گفته شد مجری اصلی انتخابات وزارت کشور بود که در دست لیبرال ها بود و آنها علیرغم مذهبی بودن شخصی برخی اعضایشان چندان اعتقادی به دخالت نمادهای مذهبی در سیاست نداشته و به همین دلیل نسبت دادن اینکه آنها با هدفی خاص این رنگ ها را انتخاب کرده باشند با روحیات و منش آنها سازگار نمی باشد ، خامسا حتی اگر بهره گیری از رنگ سبز برای فریب اکثریت مردم ایران که شیعه بودند صورت گرفته باشد باز هم این سوال بی پاسخ می ماند که این رنگ ها سایر گروه های سکولار و بی تفاوت نسبت به مذهب و یا حتی گروه های ضد مذهب مثل حزب توده و یا هموطنان غیر مسلمانی که به جمهوری اسلامی رای مثبت دادند مثل جامعه کلیمیان و زرتشتیان که در بالا اشاره شد را چگونه جذب خویش کرده بود؟ و آیا این رنگ برای آنها نیز مفهوم خاصی داشت که باعث فریب خوردن آنها می شد؟!در هر صورت خدشه در انتخاباتی که بیش از سی و پنج سال از برگزاری آن می گذرد آن هم توسط دلایل موهنی که در طی این سال ها هرگز مطرح نبوده است و ناگهان با در کنار هم قرار دادن اخبار درست و غلط مطرح شده است نشان از خالی بودن دست شبهه افکنان و درستی مسیری است که ملت و دست اندرکاران انتخابات در آن روزگار در راه برگزاری رفراندم برگزیدند. در واقع تجربه نشان داده است این گروهها وقتی قادر نیستند مسیری که ملت با آگاهی تمام انتخاب نموده است را از طریق دموکراتیک تغییر دهند به جای تمکین در برابر رای و نظر مردم به خدشه در فرایند رای و نظر مردم پرداخته و در این مسیر حتی از استدلال هایی که بوی اهانت به مردم می دهد نیز ابایی ندارند چنانکه در سال ۸۸ نیز وقتی نتوانستند از طریق قانونی به اهداف خویش نایل آیند به برهم زدن قواعد بازی پرداخته و با فتنه انگیزی و طرح شعارهایی همچون «تقلب بزرگ» تلاش کردند تا شیرینی مشارکت ۸۵ درصدی مردم در انتخابات را که فارغ از گزینه انتخاب شده، رفراندمی برای تایید اصل نظام جمهوری اسلامی به شمار می رفت به کام ملت تلخ نمایند .
همچنین ر.ک:
۱. کتاب « فرایند استقرار جمهوری اسلامی، شفیعی فر صص۲۷-۵۵
۲. ۱۲ فروردین ۵۸ چه خبر بود؟ مشرق نیوز ۱۲ فروردین ۱۳۹۲

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.