خسته و دل شکسته ام ۱۳۹۱/۳/۶ - ۲۲ بازدید

دانشجوی گرامی؛ نامه ارسالیتان را به دقّت خوانده و موقعیتتان را درک می نماییم، امیدورایم هر چه زودتر مسایلی را که با آن مواجه هستید به خوشی حل گردد تا زندگی شاد و با نشاطی را در کنار خانواده خود سپری نمایید.
در متن ارسالی خود به موارد متعددی از جمله رابطه خود با مادر،‌پدر،‌خاله و برادرتان اشاره نمودید که شایسته بود در مورد بعضی از آنها نظیر رابطه شما و برادرتان توضیحاتی ارائه می نمودید تا فضای بحث کمی روشن تر می شد.
دانشجوی گرامی؛ نامه ارسالیتان را به دقّت خوانده و موقعیتتان را درک می نماییم، امیدورایم هر چه زودتر مسایلی را که با آن مواجه هستید به خوشی حل گردد تا زندگی شاد و با نشاطی را در کنار خانواده خود سپری نمایید.
در متن ارسالی خود به موارد متعددی از جمله رابطه خود با مادر،‌پدر،‌خاله و برادرتان اشاره نمودید که شایسته بود در مورد بعضی از آنها نظیر رابطه شما و برادرتان توضیحاتی ارائه می نمودید تا فضای بحث کمی روشن تر می شد.
در قسمت های پایانی متن ارسالی خود چنین نوشته اید که « در واقع اذیت و آزارهای برادرم نیست که من را به رنج می آورد، این بی تفاوتی و چشم بر هم گذاشتنهای مادرم که عین خود ظلم کردن است قلب مرا به آتش می کشاند».
شناخت ریشه اصلی مسائلی که با آن درگیر هستید گام نخستی است در راستای اینکه با بصیرت بهتر و کاملتری انر‍‍‍‍ژی روانی خود را برای برون رفت از وضعیتی که در آن قرار گرفته اید،‌ تجمیع نموده و به کار گیرید.
اگر به نیکی بنگریم،‌ با توجه به نوشته های شما به نظر می رسد علّت اصلی و عمده دغدغه های شما در محیط خانواده به نوع رابطه شما و برادرتان بر می گردد؛ زیرا آنجایی هم که فضای روابط خود و مادرتان را توصیف می¬کنید به نظر می¬رسد،‌ عامل اصلی اخلال در آن به ‌نوع تعامل شما و برادرتان برمی¬گردد.
به جملات خود در قسمت های مختلف متن ارسالی بنگرید:« وقتی دعوایی می شه مادرم حق رو به اون می ده، حتی اگر حق با من باشه- مادرم بارها و بارها این رفتار تبعیض آمیز رو داشته- اگر من کوچکترین توهینی به برادر کوچکتر بکنم جلوی جمع خانواده یعنی جلوی خواهر و برادر کوچکترم من رو تحقیر می کنه و به من معترض می شه – خود برادرم علنا می خندد و می گوید که ببین مامان به تو توجهی نمی کنه - از مادرم خشمگین و عصبانیم چرا که اگر یکبار به برادرم اعتراض می کرد ...- من بارها از بی تفاوتی مادرم به خشم آمدم».
همه این جملات حکایت از آن دارد که فضای ارتباطی نامناسب شما و مادرتان متأثر از نوع رابطه شما و برادرتان است که خود این مسأله واکاوی جدّی ای را می¬طلبد.
به این نکته اساسی توجه داشته باشید که گرچه ممکن است نتوانید تمام شرائط و امکانات موجود در خانواده را بر وفق مراد خود فراهم نمایید ولى مطمئنیم که شما به عنوان فردی تحصیکرده و متدیّن مى توانید خود را با شرائط موجود به گونه ای مناسب و فعّال وفق داده و هماهنگ سازید که نه تنها از وضعیت موجود به درآیید بلکه با ابتکار ، خلاقیت و بهره مند شدن از توانمندیهاى خود زندگی شاد و با نشاطی را برای خود و خانواده تان رقم زنید؛‌ لذا شایسته است به جای آنکه مادرتان را مقصر بدانید بر رابطه خود و برادرتان متمرکز گردید و سعی کنید زمینه های روابط خود را با وی بهبود بخشید.
توجه داشته باشید که بینش افراد نسبت به یکدیگر در روابط اعضای خانواده نقش اساسی دارد؛ ‌لذاست که رابطه سالم با سوء تفاهم و یا زخمهای گذشته ارتباطی ندارد. به نظر می رسد نگرشی که شما به برادرتان دارید، زمینه ساز نوع رابطه شما در محیط خانواده است به گونه ای که مستقیماً روی آرامش خاطر خود و اطرافیانتان تأثیر گذاشته است. اختلاف نظر در همه موارد و حتی در میان اعضای خانواده امری طبیعی است. این شما هستید که باید سعی نمایید با توجه به این که فرد تحصیل کرده ای هستید با مدیریت صحیح کشمکش ها و نزاع های خود با برادرتان به سازگاری مطلوبی با وی دست یابید.
این اصل کلّی را به خاطر داشته باشید : کسانی که ارتباطات سالم و درستی با دیگر اعضای خانواده دارند، استرس کمتری را تجربه می‌کنند و شادتر بوده و راحت تر می توانند به خواسته های خود برسند.
البته ما هرگز در صدد آن نیستیم که بگوییم واقعیت های موجود در رفتار و برخوردهای برادرتان را که باعث رنجش خاطر شما شده،‌ نادیده انگارید ؛ ولی این توقّع را از شما داریم که به شکلی منطقی با واقعیت های زندگی برخورد نمایید تا لااقل تحمّل شرایطی که باب طبع شما نیست برایتان ممکن گردد.
نکته کلیدی
ممکن است با مطالعه پاسخ ارسالی با خود بگویید که چرا نوک پیکان به سمت من نشانه رفته و از من خواسته شده که برای بهبود روابط در فضای خانواده چنین و چنان کنم و یا اینکه با خود بگویید اینها نیز مرا درک نکردند. واقعیّت امر این است که در موارد اینچنینی که فضای ارتباطی (مخصوصاً در محیط خانواده) با دیگران با مشکل مواجه می شود ، هریک از اعضاء باید فارغ از سعی و تلاش طرف مقابل برای برقراری ارتباط پیشقدم گردد(مخصوصاً آن کسی که احساس نیاز بیشتری کرده و اقدام به مشاوره نموده ؛ زیرا با این عمل خود به نوعی نشان داده که متعهّد به رعایت موارد ارسالی از سوی مشاور است ) و الّا در فضایی که افراد نسبت به یکدیگر حس خوبی ندارند و یا حتی اینکه حس خوبی دارند ولی این حس خود را به طرف مقابل انتقال نمی دهند ،به صراحت می توان گفت که موقعیتی شبیه به وضعیت فعلی شما در خانواده اجتناب ناپذیر است.
به نظر می رسد قدم اول در برون رفت از چنین وضعیتی که بدان دچار شده اید، فارغ از همه اختلافات و تنش ها مادر و برادرتان ، این است که سعی کنید در ارتباط خود با آنها مثبت اندیش باشید.
برای اینکه بهتر بتوانید با شرایط موجود در خانواده کنار بیایید؛ توجه داشته باشید که:
۱. اختلاف نظر میان اعضای خانواده امری طبیعی است؛ زیرا اعضای خانواده کپی همدیگر نیستند . نباید انتظار داشته باشید که بقیه نیز مثل شما بیندیشند.
۲. خود را مسئول سرنوشت رابطه خود و برادرتان دانسته و تقصیرها ، کمی و کاستی های روابطتان را به گردن دیگران از جمله مادرتان نیندازید.
۳. زندگی در این دنیا برای هیچ کس کامل نیست . بدون شک زندگی (( داشته ها ))و (( نداشته ها))ی فراوانی دارد.اگر انسان به داشته های خود توجه کند و از آنها لذّت ببرد، راحت تر می تواند نداشته ها را تحمّل کند، اما اگر کسی داشته های خود را نبیند ،زندگی را یکسره محرومیت می داند و در آن ،هیچ نقطه امیدی نمی یابد و همه زندگی ،یکپارچه برای او سختی و تلخی است و واقعاً چنین زندگی ای را نمی توان تحمّل کرد.
انسان موفّق کسی است که از سویی از آنچه دارد،آگاه بوده ، نسبت به آن شاکر باشد و از سوی دیگر ،نسبت به سختی ها بردبار بوده ، از بی تابی کردن بپرهیزد. کسی که شاکر نیست ، از آنچه دارد، بی خبر است و یا آنچه را دارد ، نعمت نمی داند و لذا از آن لذّت نمی برد و کسی هم که بردبار نیست ،سختی ها را تحمّل نمی کند و بی تاب می گردد و همین مشکل او را افزایش می دهد و در مجموع ،نبود سپاس گزاری و بردباری ،موجب نارضایتی از زندگی می گردد. بنا براین : سعی کنید نسبت به نعمت ها سپاس گزار بوده و از بی تابی نسبت به سختی ها و مسایلی که در خانواده با آن مواجه هستید ، بپرهیزید.
۴. به این نکته اساسی توجه داشته باشید که گرچه ممکن است شما نتوانید تمام شرائط موجود در خانواده را بر وفق مرادتان فراهم نمایید ،اما چنین فضایی که شما در خانواده خود با آن مواجه هستید، به عنوان تمرینی است که هر گاه در اجتماع با چنین موقعیتی مواجه شدید خود را نبازید و با چنین موقعیتی از قبل آشنایی داشته باشید .
۵. از تجربیات چند ساله خود در ناسازگاری با برادرتان در جهت اصلاح روابط خود و وی بهره گیرید. سعی کنید زمینه هایی را که باعث دعوای شما با وی می¬گردد شناسایی و از آن موقعیت ها اجتناب نمایید. به عنوان مثال یکی از مسائلی که باعث می شود افراد یک خانواده با یکدیگر به نزاع بپردازند این است که حریم خصوصی دیگران رعایت نمی گردد . در واقع لزومی ندارد که خود را مسئول همه رفتارهای طرف مقابل خود دانسته و سعی کنیم در همه مواردی که به نظر ما شایسته نیست به وی تذکر دهیم ؛ زیرا این عمل ما باعث می گردد که طرف مقابل در قبال ما موضع تدافعی گرفته و گارد بگیرد. در یک جمله باید گفت :یک رابطه سالم با اعضای خانواده بر مبنای احترام متقابل پایه ریزی شده است؛ لذاست که نه تنها باید سعی کرد از دیگران ایراد نگرفته و سرزنششان نکرد، بلکه باید هر چه بیشتر خوبی‌های آنها را دید تا با تقویت نقاط قوت ، انگیزه فرد مقابل را برای اصلاح نقاط ضعفش بالا برد .
۶. ارتباط میان فردی مؤثر زمانی برقرار می شود که از مثبت گرایی نسبی بهره مند باشید. واقعیت این است که هر اندیشه مثبت یا منفی که در ذهن انسان جاری می شود بر سرنوشت او اثر می گذارد؛ ‌لذا مطمئن باشید جملاتی نظیر« از برادرم حالم بهم می خوره و از مادرم خشمگین و عصبانیم » در نگرش شما در روابط با آنها تأثیر گذار است. یادتان باشد که اگر برادر و یا مادرتان مشکل و نقصی در فضای ارتباطی خانواده ایجاد می¬کنند نباید شما با اعمال و یا احساسات خود ضربه ای دیگر بر پیکره آن وارد ساخته و نتیجه را مساوی نمایید.
۷. برقراری چنین ارتباطی با آنها با توجه به شرایط حاکم بر خانواده شما زمان بر است ؛‌ لذا نباید در ادامه مسیر مأیوس گردید .
۸. یک رابطه سالم با دیگران احساسات صمیمانه و دوستانه را می‌طلبد ؛‌زیرا صمیمیت نقش بسیار مهمی‌در ارتباطات بین فردی دارد؛ ‌لذا با افراد خانواده خود به ویژه مادر و برادرتان فارغ از هر نوع کاستی و نقصی که دارند صمیمی رفتار نمایید.
۹. یک رابطه سالم، گفتگوی سالم می‌طلبد؛ ‌لذا سعی کنید با افراد مورد نظر بر سر مسائل گوناگون با ملایمت و نرمی سر گفتگو را باز نمایید. توجه داشته باشید که هیچ کس دقیقاً همان چیزی نیست که خواهان آن هستید. گاه ممکن است آنها با اعمالشان شما را نا امید ‌کنند. یک رابطه سالم به این معناست که دیگران را به همان صورتی که هستند بپذیرید و قصد تغییر آنها را نداشته باشید.
۱۰. شنونده خوبی برای آنها باشید و با گوش جان صحبت‌های آنها را بشنوید.
۱۱. یک رابطه سالم با اعضای خانواده بر مبنای احترام متقابل پایه ریزی شده است؛‌ لذا از آنها ایراد نگیرید و سرزنششان نکنید.
۱۲. به احساسات منفی و غیرقابل کنترل خود در مورد آنها اجازه بروز ندهید.
۱۳. یادتان باشد که هر چه بیشتر خوبی‌های آنها را ببینید ، روابط بهتری با آنها برقرار خواهید نمود.
۱۴. مناسبات خود با آنها را بر ۳ اصل عدالت ،احسان و محبّت استوار نمایید.
۱۵. هرگز نسبت به وضع موجود اکتفا ننموده و سعی نمایید خود را به وضع مطلوب تری ارتقاء دهید اما نه از راه سرزنش خود و دیگران که انرژی لازم را برای پیشرفت و کمال از شما می گیرد .
۱۶. گرچه از عبارات مختلفتان پیداست که چه اندازه به افراد خانوده تان علاقه¬مند هستید‌؛ لذا سعی کنید در رفتارتان نیز این احساس خود را اشکار نمایید.از ۳ صفت کینه ،نفرت و خشم به دور باشید .
۱۷. در همه حال قدر خوبی دیگران از جمله مادرتان را بدانید و خدا را بخاطر نعمت هایش شاکر باشید .
نویسنده: رضاوظیفه مند

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.