خسران ستمگران در قرآن ۱۳۸۷/۰۷/۱۷ - ۱۲۰۳ بازدید

علت آنکه خداوند در قرآن فرموده که به ستمگران جز خسارت نمی رساند چیست؟

دانشجوی گرامی در پاسخ به سوال جنابعالی قسمتی از تفسیر نمونه را که بیانگر مطالبی در توضیح و تفسیر آیه شریفه مورد اشاره است انتخاب نموده ایم که امید است مفید باشد. در صورتی که احساس می کنید نیاز به توضیح بیشتری هست سوال جدیدی مطرح بفرمایید تا مطالب دیگری برایتان ارسال گردد. وَ نُنزِّلُ مِنَ الْقُرْءَانِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِینَ وَ لا یَزِیدُ الظلِمِینَ إِلا خَساراً(الاسراء,۸۲) ترجمه : قرآن را نازل میکنیم که شفا و رحمت براى مؤ منان است و ستمگران را جز خسران (و زیان ) نمى افزاید. تفسیر: قرآن نسخه شفا بخش از آنجا که در آیات گذشته ، بحث از توحید و حق و مبارزه با شرک و باطل بود، در نخستین آیه مورد بحث به تاثیر فوق العاده قرآن و نقش سازنده آن در این رابطه پرداخته میگوید: ما قرآن را نازل مى کنیم که مایه شفا و رحمت مؤ منان است (و ننزل من القرآن ما هو شفاء و رحمة للمؤ منین ). ولى ستمگران (مانند همیشه به جاى اینکه از این وسیله هدایت بهره گیرند) جز خسران و زیان بیشتر چیزى بر آنها نمى افزاید (و لا یزید الظالمین الا خسارا). نکته ها: ۱ - مفهوم کلمه من در من القرآن مى دانیم کلمه من در اینگونه موارد، براى تبعیض مى آید، ولى از آنجا که شفاء و رحمت مخصوص قسمتى از قرآن نیست بلکه اثر قطعى همه آیات قرآن است ، مفسران بزرگ کلمه من را در اینجا بیانیه دانسته اند. ولى بعضى این احتمال را داده اند که من در اینجا نیز به همان معنى تبعیض است ، و اشاره به نزول تدریجى قرآن مى باشد (بخصوص ‍ اینکه جمله ننزل فعل مضارع است ) در این صورت معنى جمله رویهم رفته چنین میشود: ما قرآن را نازل میکنیم و هر بخشى از آن که نازل میشود به تنهائى مایه شفاء و رحمت است ... (دقت کنید). ۲ - فرق میان شفاء و رحمت مى دانیم شفا معمولا در مقابل بیماریها و عیبها و نقصها است ، بنابر این نخستین کارى که قرآن در وجود انسانها میکند همان پاکسازى از انواع بیماریهاى فکرى و اخلاقى فرد و جامعه است . پس از آن مرحله رحمت فرا میرسد که مرحله تخلق به اخلاق الهى ، و جوانه زدن شکوفه هاى فضائل انسانى در وجود افرادى است که تحت تربیت قرآن قرار گرفته اند. به تعبیر دیگر شفا اشاره به پاکسازى ، و رحمت اشاره به نو سازى است ، و یا به تعبیر فلاسفه و عرفاء اولى به مقام تخلیه اشاره میکند و دومى به مقام تحلیه . ۳ - چرا ظالمان نتیجه معکوس میگیرند؟ نه تنها در این آیه که در بسیارى دیگر از آیات قرآن میخوانیم دشمنان حق بجاى اینکه از نور آیات الهى دل و جان خود را روشن سازند و تیره گیها را بزدایند، بر جهل و شقاوتشان افزوده میشود. این به دلیل آنست که خمیرمایه وجودشان بر اثر کفر و ظلم و نفاق به شکل دیگرى درآمده ، لذا هر جا نور حق را مى بینند به ستیز با آن برمى خیزند، و این مقابله و ستیز با حق ، بر پلیدى آنها مى افزاید، و روح طغیان و سرکشى را در آنها تقویت میکند. یک غذاى نیرو بخش را اگر به عالم مجاهد و دانشمند مبارزى بدهیم از آن نیروى کافى براى تعلیم و تربیت و یا جهاد در راه حق میگیرد، ولى همین غذاى نیروبخش را اگر به ظالم بیدادگرى بدهیم از نیروى آن براى ظلم بیشتر استفاده میکند، تفاوت در غذا نیست ، تفاوت در مزاجها و طرز تفکرها است !: آیات قرآن طبق مثل معروف همچون قطره هاى حیاتبخش باران است که در باغها، لاله میروید، و در شورهزارها خس ! و درست به همین دلیل ، براى استفاده از قرآن باید قبلا آمادگى پذیرش را پیدا کرد، و به اصطلاح علاوه بر فاعلیت فاعل ، قابلیت محل نیز شرط است . و از اینجا پاسخ این سؤ ال که چگونه قرآن که مایه هدایت است این افراد را هدایت نمیکند روشن میگردد، زیرا قرآن بدون شک مایه هدایت گمراهان است اما به یک شرط، گمراهانى که در جستجوى حق هستند، به همین انگیزه به سراغ دعوت قرآن مى آیند، و اندیشه خود را براى درک حق به کار مى گیرند اما متعصبان لجوج و دشمنان قسم خورده حق که با حالت صددرصد منفى به سراغ قرآن مى آیند مسلما بهره اى از آن نخواهند داشت ، بلکه بر عناد و کفرشان افزوده میشود چرا که تکرار عمل خلاف به آن عمق بیشتر در جان آدمى میدهد. ۴ - یک داروى مؤ ثر براى همه دردهاى اجتماعى و اخلاقى بدون شک بیماریهاى روحى و اخلاقى انسان ، شباهت زیادى با بیماریهاى جسمى او دارد، هر دو کشنده است ، هر دو نیاز به طبیب و درمان و پرهیز دارد، هر دو گاهى سبب سرایت به دیگران میشود، هر دو باید ریشه یابى شوند و پس از شناخت ریشه اصلى باید به درمان هر دو پرداخت . هر دو گاهى به مرحله اى میرسند که غیر قابل علاجند ولى در بیشتر موارد میتوان آنها را درمان کرد. چه تشبیه جالب و پر معنى و پرمایه اى ؟ آرى قرآن نسخه حیاتبخشى است براى آنها که میخواهند با جهل و کبر و غرور و حسد و نفاق به مبارزه برخیزند. قرآن نسخه شفابخشى است براى بر طرف ساختن ضعفها و زبونیها و ترسهاى بى دلیل . اختلافها و پراکندگیها. قرآن داروى شفا بخشى است . براى آنها که از بیمارى عشق به دنیا، وابستگى به مادیات . تسلیم بى قید و شرط در برابر شهوتها رنج میبرند. قرآن نسخه شفابخشى است براى دنیائى که آتش جنگها در هر سوى آن افروخته است ، و در زیر بار مسابقه تسلیحاتى کمرش خم شده ، و مهمترین سرمایه هاى اقتصادى و انسانى خود را در پاى غول جنگ و تسلیحات مى ریزد. و سرانجام قرآن نسخه شفا بخشى است براى آنها که پرده هاى ظلمانى شهوات آنها را از رسیدن به قرب پروردگار مانع شده است . در آیه ۵۷ سوره یونس مى خوانیم : قد جائتکم موعظة من ربکم و شفاء لما فى الصدور: از سوى پروردگارتان اندرز و شفا دهنده دلها نازل شد. در آیه ۴۴ سوره فصلت نیز میخوانیم : قل هو للذین آمنوا هدى و شفاء: به این لجوجان تیرهدل بگو این قرآن براى مؤ منان مایه هدایت و شفاء است . على (علیه السلام ) در سخن بسیار جامع خود در نهج البلاغه این حقیقت را با شیواترین عبارات بیان فرموده است : فاستشفوه من ادوائکم و استعینوا به على لاوائکم ، فان فیه شفاء من اکبر الداء، و هو الکفر و النفاق و الغى و الضلال : از این کتاب بزرگ آسمانى براى بیماریهاى خود شفا بخواهید و براى حل مشکلاتتان از آن یارى بطلبید، چرا که در این کتاب درمان بزرگترین دردها است : درد کفر و نفاق و گمراهى و ضلالت ! و در عبارت دیگرى از همان حضرت میخوانیم : الا ان فیه علم ما یاتى و الحدیث عن الماضى و دواء دائکم و نظم ما بینکم : آگاه باشید در این خبرهاى آینده است ، و بیان حوادث اقوام گذشته ، و درمان بیماریهاى شما و برنامه نظم زندگى اجتماعى شما. و در جاى دیگر از همان امام بزرگ میخوانیم : و علیکم بکتاب الله فانه الحبل المتین و النور المبین و الشفاء النافع ، و الرى النافع ، و العصمة للمتمسک و النجاة للمتعلق ، لا یعوج فیقام ، و لا یزیغ فیستعتب ، و لا تخلقه کثرة الرد و ولوج السمع ، من قال به صدق و من عمل به سبق : کتاب خدا را محکم بگیرید، زیرا رشته اى است بسیار مستحکم ، و نورى است آشکار، داروئى است شفا بخش و پر برکت ، و آب حیاتى است که عطش تشنگان حق را فرو مینشاند هر کس به آن تمسک جوید او را حفظ میکند، و آنکس که بدامنش ‍ چنگ زند نجاتش مى بخشد، انحراف در آن راه ندارد تا نیاز به راست نمودن داشته باشد، و هرگز خطا نمى کند تا از خوانندگانش ‍ پوزش بطلبد، تکرارش موجب کهنگى و یا ناراحتى گوش نمیگردد (و هر قدر آن را بخوانند، شیرینتر و دلپذیرتر خواهد بود) کسى که با قرآن سخن بگوید راست میگوید و کسى که به آن عمل کند گوى سبقت را از همگان مى برد. این تعبیرهاى رسا و گویا که نظیر آن در سخنان پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) و سایر گفته هاى على (علیه السلام ) و ائمه هدى (علیهمالسلام ) کم نیست ، به خوبى ثابت میکند که قرآن نسخه اى است براى سامان بخشیدن به همه نابسامانیها، بهبودى فرد و جامعه از انواع بیماریهاى اخلاقى و اجتماعى . بهترین دلیل براى اثبات این واقعیت ، مقایسه وضع عرب جاهلى با تربیت شدگان مکتب پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) در آغاز اسلام است ، دیدیم چگونه آن قوم خونخوار و جاهل و نادان که انواع بیماریهاى اجتماعى و اخلاقى سر تا پاى وجودشان را فرا گرفته بود، با استفاده از این نسخه شفا بخش نه تنها درمان یافتند، بلکه آنچنان قوى و نیرومند شدند که ابرقدرتهاى جبار جهان را به زانو در آوردند. و این درست همان حقیقتى است که مسلمانان امروز آن را از یاد برده اند، و به این حال و روزگار که میدانیم و میدانید گرفتار گشته اند. تفرقه در میانشان غوغا میکند، غارتگران بر منابعشان مسلط شده اند، سرنوشتشان به دست دیگران تعیین میشود، و انواع وابستگیها آنها را به ضعف و زبونى و ذلت کشانده است . و این است سرانجام کار کسانى که نسخه شفا بخش در خانه هاشان باشد و براى شفاى دردهاى خود دست به سوى کسانى دراز کنند که از آنها بیمارترند! قرآن نه فقط شفا میبخشد، بلکه بعد از بهبودى یعنى در دوران نقاهت بیماران را با پیامهاى گوناگونش تقویت میکند چرا که بعد از شفا، رحمت است . جالب اینکه داروهاى دردهاى جسمانى غالبا اثرهاى نامطلوبى روى ارگانهاى بدن میگذارند تا آنجا که در حدیث معروفى آمده : هیچ داروئى نیست مگر اینکه خود سرچشمه بیمارى دیگر است (ما من دواء الا و یهیج داء). اما این داروى شفابخش هیچگونه اثر نامطلوب روى جان و فکر و روح آدمى ندارد، بلکه به عکس تمام آن خیر و برکت است . در یکى از عبارات نهج البلاغه میخوانیم : شفاء لا تخشى اسقامه : قرآن داروى شفابخشى است که هیچ بیمارى از آن برنمى خیزد. کافى است یکماه خود را متعهد به پیروى از این نسخه شفابخش ‍ کنیم ، فرمانش را در زمینه علم و آگاهى و عدل و داد و تقوى و پرهیزگارى ، اتحاد و صمیمیت ، از خود گذشتگى و جهاد و... پذیرا گردیم ، خواهیم دید به سرعت نابسامانى هامان سامان مى یابد. ذکر این نکته : نیز ضرورت دارد که این نسخه مانند نسخه هاى دیگر وقتى مؤ ثر است که به آن عمل شود و الا صد بار اگر بهترین نسخه هاى شفا بخش را بخوانیم و روى سر بگذاریم ولى به آن عمل نکنیم ، نتیجه اى نخواهیم گرفت . تفسیر نمونه جلد ۱۲ صفحه ۲۳۷ تا ۲۴۲

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.