خشوع و تواضع ۱۳۹۳/۰۴/۰۷ - ۱۰۳۲ بازدید

بسم الله.سلام الله.
خشوع و تواضع انسان در برابر خداوند چگونه حاصل می شود؟ ممنون از یاری تان.

عوامل خشوع
ابتدا باید ببینیم چه چیزهایی موجب خوف و خشیت می شود. برای امثال ما که در سطح پایینی از بندگی هستیم، اولین چیزی که به صورت طبیعی موجب خوف می شود، ترس از عذاب است. شاید از همین رو در قرآن کریم آیات فراوانی به انذار از عذاب های جهنم اختصاص داده شده؛ تعابیری که مکررا در قرآن به کار رفته؛ عذابا شدیدا؛ عذابا الیما؛ لعذاب الاخره اشد؛ و توصیف های مختلفی که برای عذاب ذکر شده است؛ مانند زفیر، شهیق، غسلین، زقوم، نار جهنم، سوخته شدن پوست و چروکیده شدن آن. طبیعت آدمی، به خصوص در مراحل اولیه که هنوز معرفتش اوج نگرفته، بیش از همه چیز از چنین اموری متاثر می شود. لذا خداوند بیشتر از تبشیر، با زبان انذار در صدد هدایت و تربیت مردم برآمده است.
راهکار های ایجاد خشیت
اولین راه کار برای ایجاد خوف و خشیت این است که ما بیش از پیش درباره اوصاف عذاب و جهنم که در خود قرآن آمده، دقت کنیم و برای خود لحظه ای را مجسم کنیم که ما را به جهنم می برند، جهنمی با همان اوصافی که در قرآن و روایات توصیف شده؛ در چنین لحظه ای چه حالتی برای انسان پیش می آید و چه کسی می تواند ما را از عذاب نجات دهد؟
تجسم عذاب و توجه به این که فقط خدا می تواند ما را از این عذاب حفظ کند. اولین گام در راه خشوع است. البته ما باید به لطف خدا امید داشته باشیم و از عنایت او مأیوس نشویم که یأس از رحمت الهی از شدیدترین گناهان است. اما بحث در این است که چه کسی می تواند از عذاب الهی ایمن باشد؟ چه کسی می تواند بگوید همه تکالیفی را که خداوند واجب فرموده، انجام داده ام، شکر همه نعمت هایش را به جا آورده ام، گناهی مرتکب نشده ام، یا از همه گناهان توبه کرده ام؟ و چه کسی مطئمن است که توبه اش قبول شده باشد؟ بنا براین احتمال عذاب برای همه وجود دارد. لذا باید خوف از عذاب هم برای همه ما باشد و کسی نمی تواند بگوید: من مطمئن هستم که به جهنم نمی روم. این، امن از مکرالله است که از بزرگ ترین گناهان کبیره است.
اگر انسان عذاب های قطعی را که در قرآن ذکر شده و قابل انکار نیست، قبل از عبادت های خودش مجسم کند، حالت خوف و خشیتی برای او پیدا می شود و به دنبال آن حالت دل شکستگی و فروشکستگی ایجاد می شود که اسمش «خشوع» است.
ترس از بی مهری
مرتبه بعدی خوف و خشیت متعلق به کسانی است که علاوه بر خوف از این عذاب ها، عذاب های روحی را که بسی سخت تر از عذاب های جسمی است، درک می کنند و از آنها هراس دارند. بندگانی هستند که ترس از محرومیت از رحمت ها و نوازش های الهی دارند. قرآن کریم یکی از عذاب های سخت را برای کسانی که جنایت های بزرگ مرتکب شده اند، چنین توصیف می فرماید: ولا یکلمهم الله ولا ینظر الیهم یوم القیامه (بقره/ 471)؛ خدا با ایشان سخن نمی گوید و به آن ها نگاه نمی کند. یکی از نیازهای انسان با شعور در قیامت این است که احساس کند خدا نظر رحمت به او دارد. لذا اگر کفار احساس کنند که از چشم خدا افتاده اند و خدا به آنها اعتنایی نمی کند، این برایشان بدترین عذاب است. شاید امروز ما نیاز به لطف و عنایت خدا را درک نکنیم؛اما وقتی در روز قیامت پرده ها برداشته می شود و نیاز فطری ما ظهور پیدا می کند، می فهمیم چقدر به لطف و رحمت خدا نیاز داریم.
چه کسی مطمئن است که در روز قیامت از لطف الهی بهره مند خواهد شد؟ همه ما نگران هستیم که مبادا از این لطف محروم بشویم. اگر انسان وارد صحنه ای شود و منتظر است نگاهی از لطف به او بشود، یا کلام محبت آمیزی بشنود، ولی به جای آن، به او بگویند: اخسؤوا فیها ولا تکلمو(مومنون/801) خفه شوید و سخن نگوئید این بزرگترین شکنجه و دومین خوفی است که برای انسان پیدا می شود.
ترس از شرمساری
کسانی که معرفت بیشتری دارند، با یادآوری لطف و محبت بیکران خدا نسبت به خودشان و عصیان و سرکشی که در برابر او داشته اند- به ویژه در حالی که خدا ایشان را نظاره گر بوده- شرمسار و خجل می شوند. از امام حسن مجتبی(ع) نقل شده است که ایشان از «هول مطلع» بسیار گریه می کردند. این برای ما تعبیر ناآشنایی است؛ چون در حجابیم و خود را مواجه با خدا نمی بینیم. اما روزی که از این دنیا به عالم دیگر برویم و وارد صحنه قیامت شویم، خود را با خدا مواجه می بینیم؛ خدایی که هزاران مرتبه او را مخالفت کرده ایم؛ در حالی که او از هیچ لطفی در حق ما دریغ نکرده است. در چنین لحظه ای چقدر انسان خجالت زده و شرمسار خواهد شد؟ خجالتی که از هر عذابی بدتر است. آیا نباید همین امروز، قبل از این که به آن عالم برسیم و این چنین سرافکنده شویم، با خود بیندیشیم که هر روز چند بار از احکام و دستورات خدا تخلف می کنیم و به نوامیس الهی خیانت می کنیم؟ مگر نه این است که احکام خدا، نوامیس الهی است؟ چگونه می خواهیم در روز قیامت با خدا روبرو شویم؟
در دعای بعد از زیارت حضرت رضا(ع) استغفارهای متعددی ذکر شده که اول آنها این است: رب انی استغفرک استغفار حیاء. خوب است کمی با خود بیندیشیم که با چه کسی حرف می زنیم؟ با چه کسی مخالفت کرده ایم؟ با چه ابزار و وسایلی او را مخالفت کرده ایم؟ با نعمت هایی که او به من داد، تا از آنها برای تکاملم استفاده کنم؛ اما من همان نعمت ها را وسیله گناه قرار دادم! چقدر زشت و ناپسند! تصور چنین مسایلی باعث می شود حالت خشوع برای انسان پیدا شود.
خشوع در برابر عظمت الهی
گفتیم یکی از عوامل خشیت این است که انسان حقارت خود را در برابر عظمت الهی درک کند و هرچه بیشتر در این زمینه تامل کند، بیشتر زمینه خشوع برای او فراهم می شود. اما ما نمی توانیم عظمت خدا را به درستی درک کنیم؛ لذا از طریق تفکر درعظمت مخلوقات او درجبران این نقیصه سعی می کنیم. برای این کار از عظمت حسی و حجمی- که نزدیک ترین مفاهیم به ذهن ماست- آغاز می کنیم. ما در مقابل حجم عالم چه هستیم؟ نسبت ما با کره زمین، مانند قطره ای است به اقیانوس؛ حال اگر کره زمین را نسبت به منظومه شمسی بسنجیم، مثل پرتقالی است که روی زمین افتاده باشد؛ خود منظومه شمسی در برابر کهکشان به قطره ای در دریا می ماند؛ و این کهکشان در میان میلیون ها کهکشان دیگر؟ حال ما چه هستیم؟! همه این عالم عظیم- که ما قادر به درک عظمت آن نیستیم- با یک اراده الهی ایجاد شده و با قطع اراده او نابود می شود. ما بنده چنین خدایی هستیم و با گستاخی تمام او را مخالفت می کنیم!
تامل و اندیشه در این مسایل زمینه را برای پیدایش حالت خشوع در انسان فراهم می کند. انسان هر قدر بتواند ناچیزی و حقارت خود را در برابر عظمت الهی درک کند، حالت شکستگی و بریدگی پیدا خواهد کرد؛ حالتی که قابل وصف نیست. مانند کسی که عمری به عنوان فردی ثروتمند زندگی کرده؛ اما دفعتا خود را در حالی ببیند که حتی مالک یک پول سیاه نیست؛ ناگهان فرو می ریزد، می شکند، آب می شود و حالت انقطاع و بریدگی برایش پیدا می شود و طبیعتا در چنین حالی ناله و زاری سر می دهد و اشکش جاری می شود. هرچه معرفت بندگان خدا بیشتر شود، چنین حالتی در آن ها بیشتر می شود؛ تا جایی که نیمه شب صیحه می زنند و خوابشان نمی برد. حالت مرحوم آیت الله بهجت را در نماز به خاطر دارید؟ چنین حالی برای ما قابل فهم نیست. همین اندازه می دانیم که خدا به او معرفتی داده که به اندازه ظرفیت خود، عظمت خدا را درک کند و در نتیجه درک عظمت الهی و حقارت خود، حالت خشوع در دلش ایجاد شده، و دل، صدا و بدنش را نیز به رعشه انداخته است.
«بیاناتی از آیت الله مصباح»
راه های به دست آودن خشوع و خضوع در روایتی از امام رضا(علیه السلام)
روایتی از امام رضا (علیه السلام) اشاره می کنیم که فرمود:
«چون خواستی به نماز بایستی با حال کسالت، خواب آلودگی، شتاب و لهو و بازی نایست؛ بلکه با آرامش و وقار نماز را به جای آور. و بر تو باد که (در نماز) خاشع و خاضع باشی و برای خدا تواضع کنی و خشوع و خوف را بر خود هموار سازی. در آن حال که بین بیم و امید ایستاده باشی و پیوسته نگران و محترز باشی. پس، بسان بنده ای گریخته و گنهکار که (بازگشته) در محضر مولایش ایستاده، در پیشگاه خدا بایست. پاهای خود را کنار هم نه و قامتت را راست نگه دار و به راست و چپ روی مگردان؛ و چنین بدان که گویی خدا را می بینی؛ که اگر تو او را نمی بینی او تو را می بیند.» (مستدرک الوسائل (کتاب الصلاة)، باب 1، 77)
برای به دست آوردن خشوع و خضوع در نماز و سایر عبادات، توجّه به امور ذیل توصیه می شود:
1. به دست آوردن آن چنان معرفتی که دنیا را در نظر انسان کوچک و خدا را در نظر انسان بزرگ کند تا هیچ کار دنیوی، نتواند به هنگام راز و نیاز با معبود نظر او را به خود جلب و از خدا منصرف سازد.
2. توجّه به کارهای پراکنده و مختلف، معمولاً مانع تمرکز حواس است و هر قدر انسان، توفیق پیدا کند که مشغله های مشوش و پراکنده را کم کند به حضور قلب در عبادت خود کمک کرده است.
3. انتخاب محل و مکان نماز و سایر عبادات نیز در این امر اثر دارد؛ به همین دلیل نماز خواندن در برابر اشیاء و چیزهایی که ذهن انسان را به خود مشغول می دارد، مکروه است. همچنین در برابر درهای باز و محل عبور و مرور مردم و در مقابل آینیه و عکس و مانند آن. براین اساس اگر مساجد مسلمین هر قدر ساده تر و خالی از رزق و برق تشریفات باشد، بهتر است؛ چرا که به حضور قلب کمک می کند.
4. پرهیز از گناه نیز عامل موثری است، زیرا گناه قلب را از خدا دور می سازد و از خضوع آن می کاهد.
5. آشنایی با معنای نماز و فلسفه افعال و اذکار آن، عامل مؤثر دیگری در این زمینه است.
6. انجام مستحبات نماز و آداب مخصوص آن؛ چه در مقدمات و چه در اصل نماز.
7. از همه اینها گذشته، این کار مانند هر کار دیگر، نیاز به مراقبت و تمرین و استمرار و پی گیری دارد. بسیار می شود که در آغاز، انسان در تمام نماز یک لحظه کوتاه، قدرت تمرکز فکر پیدا می کند؛ اما با ادامه این کار و پی گیری و تداوم آن، چنان قدرت نفس پیدا می کند که می تواند به هنگام نماز دریچه های فکر خود را بر غیر معبود مطلقاً ببیند. (ر.ک: تفسیر نمونه، ج 14، صص 205، 204، 194، 193؛ سوره مؤمنون آیه 1 و 2.)

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.