خشونت علیه زنان؟ ۱۳۹۵/۱۱/۲

با سلام و احترام خدمت شما فرهیخته گرامی ، چنین اظهار نظرهایی از افراد معلوم الحالی مانند مسیح علی نژاد جای تعجب نیست . نگاهی به سوابق و عملکرد وی به خوبی چهره وی را آشکار می سازد. پیش از بررسی مطالبی که اشاره نموده اید ، مناسب است برای آشنایی بیشتر با وی نگاهی به شخصیت و عملکرد وی داشته باشیم . مسیح علی نژاد کیست معصومه علی‎نژاد قمی، معروف به مسیح علی‎نژاد در سال ۱۳۵۵ در بابل متولد شد. او روزنامه‎نگاری را از سال ۱۳۷۸ با روزنامه همبستگی آغاز کرد و بعد از آن با ایلنا همکاری کرد. از او در روزنامه‎های شرق، بهار، وقایع اتفاقیه، هم‎میهن و اعتماد ملی نیز نوشته‎هایی منتشر شده است.
با سلام و احترام خدمت شما فرهیخته گرامی ، چنین اظهار نظرهایی از افراد معلوم الحالی مانند مسیح علی نژاد جای تعجب نیست . نگاهی به سوابق و عملکرد وی به خوبی چهره وی را آشکار می سازد. پیش از بررسی مطالبی که اشاره نموده اید ، مناسب است برای آشنایی بیشتر با وی نگاهی به شخصیت و عملکرد وی داشته باشیم . مسیح علی نژاد کیست معصومه علی‎نژاد قمی، معروف به مسیح علی‎نژاد در سال ۱۳۵۵ در بابل متولد شد. او روزنامه‎نگاری را از سال ۱۳۷۸ با روزنامه همبستگی آغاز کرد و بعد از آن با ایلنا همکاری کرد. از او در روزنامه‎های شرق، بهار، وقایع اتفاقیه، هم‎میهن و اعتماد ملی نیز نوشته‎هایی منتشر شده است. اقدام ‫ مسیح علی نژاد‬ برای دزدی اسناد محرمانه مجلس شورای اسلامی (دوره هفتم مجلس که باعث اخراجش از مجلس شد) هنگامی که خبرنگار ایلنا بود علی‌نژاد را طعمه خوبی برای سرویس جاسوسی انگلیس قرار داد تا از وی جاسوسی خوب تربیت کند، لذا از همان زمان بود که وی به دام MI۶ افتاد و الحق مورد مناسبی برای این سرویس جاسوسی برای فعالیت علیه ‫ ایران‬ بود. علی‎نژاد سپس به‎ همراه عناصر افراطی و نفوذی مدعی اصلاح‎طلبی به آمریکا فرار کرد، و معرکه‎گیر تجمعات ۲۰-۳۰ نفره ضد انقلاب در شهرهای واشنگتن، نیویورک و بوستون شد. در این تجمعات عناصری نظیر محسن سازگارا، فاطمه حقیقت‎جو، علی افشاری، علی‎اکبر موسوی خوئینی، محمد تهوری، احمد باطبی، مسیح علی‎نژاد و... حضور پیدا می‎کنند و ضمن معرکه‎گیری تلاش می‎کنند تا خود را نزد طرف آمریکایی، فعال و به درد بخور! نشان دهند. این طیف همچنین پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم و به‎ویژه در روزهای منتهی به ۱۸ تیر، از سوی رسانه‎های بدنام غربی (صدای آمریکا، رادیو فردا، بی‎بی‎سی، گویانیوز، روز نت، رادیو زمانه و...) به عرصه فعالیت فراخوانده شدند تا به تحریک بی‎هزینه برای آشوبگری بپردازند. این خبرنگار فراری نشریات زنجیره‎ای اصلاح‎طلب، اکنون در لندن اقامت دارد و با سایت جرس و .... همکاری می‎کند. شروع انحرافات جنسی مسیح علی نژاد مسیح علی نژاد با کامبیز فروهر دوست پسرش در نشستی که در وزارت امورخارجه آمریکا برگزار شد آشنا شدند. الن ایر هم در این نشست حضور داشت. دوستانشان حسن سربخشیان و پروانه فروهر، احمد باطبی و فریبا داوودی مهاجر همان جا یک پارتی می گیرند برای این آشنایی که عکس هایش در صفحه حسن سربخشیان هست. آنجا دوستانش مرتب می گویند که به انگلیس برنگرد همینجا ازدواج کن و مسیح می نویسد حالا که از شر قراردادهای رایج خلاص شدم شما ایرانی بازی در می آورید و گیر می دهید. ازدواج چهارچوبی است که عشق را ویران می کند ما می خواهیم عاشق بمانیم نه زن و شوهر. مخالفت علنی با حجاب علی نژاد در بهمن ۱۳۹۲ در دفاع از اقدام زشت سریع القلم که خود را مشاور روحانی می داند و در کنفرانس داووس کروات زده بود که با اعتراضات گسترده داخل کشور نیز مواجه شده بود بر آمده است و به حجاب بانوان مومن ایرانی توهین می نماید و مدعی می شود که آنان از روی اجبار حجاب دارند وی در این باره می گوید: « این دغدغه بزرگی است که هنوز در کشور ما خیلی ها یاد نگرفته اند یکی را به خاطر حق انتخاب پوشش، گزینش نکنند، انکار نکنند، خوار نکنند... به افتخار همه زنانی که پوشش اجباری را این همه سال تحمل کردند و هی پشت سر هم شنیدند حالا همه مشکلات حل شده مانده همین که شما روسری از سرت برداری...» علی نژاد همچنین در مهر ماه ۱۳۹۰ در صفحه فیس بوک خود با انتشار کامنت توهین آمیزی نسبت به گزارش «زنانی که تنها به فکر ارضای شخصی خود هستند» که در یکی از سایت های ایرانی منتشر شده بود، به کشف حجاب زنان فراری از ایران در رسانه های استعمار واکنش نشان داد و نوشت : این لینک را برای زنگ تفریح می گذارم اینجا بخوانید تا خستگی هایتان برطرف شود که چه بیماران و بیکارانی داریم در نظام مقدسِ جمهوری اسلامی با دو تار موی زن کن فیکون می شوند... مسیح علی نژاد تا کی می خواهد همچون کبک سر بر زیر برف نماید و بگوید من پاک و طاهر هستم! آزادی یواشکی و برهنگی و عکس لختی گرفتن و در فیس بوک گذاشتن، ارتباط با یک معشوق بدون رعایت موازین شرعی که خود نیز مدعی آن است چه سنحیتی با اعتراضات وی و قصد شکایت از کسی که به او لقب فاحشه داده است دارد! از فاحشه گری سیاسی تا فاحشه گری اعتقادی و جنسی کار فاحشه گری مسیح علی نژاد و سایر فتنه گران امثال وی از آن زمانی که در مقابل سیل خروشان ملت ایستادند و کشور و ملت خود را به راحتی و به اتهامهای واهی و دروغین و یا بخاطر خوش گذرانی بی دردسر همراه با درآمد کلان مالی! در خارج از کشور، فروختند آغاز شد و کم کم به سایر عرصه ها نیز سوق پیدا کرد! فاحشه گری سیاسی این جماعت خودفروش کمتر از فاحشه گری جنسی نیست که سالهاست به آن تن داده اند و به روی مبارکشان هم نمی آورند!!(www.farhangnews.ir/content/۷۷۳۶۳) این مطلب که در کشورهای غربی چون مردان و زنان آزادند کسی متعرض آنها نمی شود ولی در ایران آمار این گونه مسایل بالاست اولاً ؛ با واقعیات این کشورها همخوانی ندارد و آمار تجاوزهای جنسی و خشونت علیه زنان در این کشورها خلاف این ادعا را ثابت می کند. ثانیاً؛ آزاد بودن زنان در پوشش و ظاهر شدن آنان در جامعه با هر نوع پوششی نه تنها موجب کاهش این گونه آسیب ها نمی شود ، بلکه به افزایش آن کمک خواهد کرد زیرا شهوت و هوای نفس چیزی نیست که در پرتو روابط آزاد زن و مرد عادی شود . علاوه بر اینکه یکی از عوامل کنترل افراد ، دین و باورهای دینی است که در این کشورها خبری از آن نیست . در مورد آمار آزار جنسی در کشورهای غربی ، امریکایی و اروپایی می توانید به گزارش های رسمی سازمان های بین المللی و گزارش اتی که توسط مؤسساتی که در این کشورها این گونه آمارها را منتشر می کنند و در سایت های معتبر منتشر می شود ، مراجعه نمایید . در اینجا به دو نمونه اشاره می کنیم . سازمان ملل در گزارش نوامبر ۲۰۱۱ خود به مناسبت سال روز منع خشونت علیه زنان، که به شماره DPI/۲۵۴۶A منتشر شده است، از آماری تکان دهنده درخصوص تجاوزهای جنسی و خشونت‌های شدید علیه زنان در کشورهای غربی پرده برداشت. آنچه در این گزارش بسیار قابل توجه است، میزان بالای نرخ تجاوز جنسی در کشورهایی چون آمریکا، انگلیس، کانادا و سرزمین‌های اشغالی توسط رژیم صهیونیستی در کنار کشورهایی با ساختارهای قبیله‌ای همچون کنگو و سودان است که به خاطر نفت و منابع طبیعی قابل توجه خود، همواره در معرض جنگ‌های داخلی مزدوران غربی و حکومت مرکزی بوده‌اند. نکته قابل توجه دیگر این گزارش، اثبات تلاش دولت‌های نظام سرمایه‌داری برای ایجاد و تقویت روابط آزاد جنسی میان افراد جامعه با هدف انحراف افکار عمومی از پیگیری مطالبات سیاسی و مذهبی است و این موجب شده تا آمار تجاوزهای جنسی در این کشور‌ها، به صورت سرسام آوری نسبت به کشورهای مبتنی بر ساختارهای دینی افزایش داشته باشد. در بخشی از این گزارش آمده است: در کشورهای استرالیا، کانادا و سرزمین‌های اشغالی توسط رژیم صهیونیستی، ۴۰ تا ۷۰ درصد زنان کشته شده در این کشور‌ها و مناطق، توسط شریکان جنسی خود خود به قتل رسیده‌اند. در ایالات متحده امریکا نیز یک سوم زنانی که هر ساله به قتل می‌رسند، افرادی هستند که توسط شریکان جنسی خود کشته شده‌اند. در سوئیس ۲۲. ۳ درصد از زنان، خشونت جنسی و روابط جنسی ناخواسته را در زندگیشان تجربه می‌کنند. یک پژوهش نیز بر روی نوجوانان ۱۵ تا ۱۹ ساله کانادایی فاش ساخته که اولین ارتباط جنسی ۵۴ درصد از دختران در این کشور، به صورت اجبار و ناخواسته بوده است. گزارش سازمان ملل حاکی است که باز هم در کانادا، زنان بومی پنج برابر دیگر زنان، بر اثر خشونت کشته می‌شوند. در اروپا، ایالات متحده و استرالیا، بیش از نیمی از زنان معلول و یک سوم زنان بدون معلولیت، تجاوز جسمی را تجربه می‌کنند. بین ۴۰ تا ۵۰ درصد زنان در اتحادیه اروپا، ارتباط جنسی ناخواسته، تماس فیزیکی یا فرم‌های دیگری از اذیت و آزار جنسی در محل کارشان را تجربه کرده‌اند. در ایالات متحده نیز ۵۳ درصد دختران در سن ۱۲ تا ۱۶ سال، اذیت و آزار جنسی را در مدارس تجربه کرده‌اند. اگرچه دولت‌های نظام سرمایه‌داری، با اتخاذ روش ایجاد و گسترش روابط آزاد جنسی بین افراد، در تلاش بوده‌اند تا افکار عمومی کشورهای خود را مملو از موضوعات مربوط به روابط جنسی و مسایل غیراخلاقی کنند تا بدین وسیله صنعت پورنو در این کشور‌ها را به درآمدزایی‌های گسترده برسانند، اما گزارش سازمان ملل نشان می‌دهد که مجبور شده‌اند که مبلغی هنگفت را صرف جبران مافات و هزینه‌های بهداشتی و درمانی قربانیان جنسی این سیاست فرهنگی خود نمایند. براساس این گزارش که در ماه جاری منتشر شده، هزینه خشونت و تجاوز جنسی مردان به شرکای جنسی در آمریکا، به تنهایی بالغ بر ۵. ۸ میلیارد دلار در سال است. یک مطالعه در سال ۲۰۰۴ میلادی در انگلستان، تمام هزینه‌های مستقیم و غیرمستقیم خشونت خانگی در حدود ۲۳ میلیارد پوند برای هر سال و ۴۴۰ پوند برای هر نفر تخمین زده است. براساس این گزارش، در کانادا نیز هزینه سالانه که برای خشونت علیه زنان خرج می‌شود، در حدود ۶۸۴ میلیون دلار کانادیی برای سیستم قضایی، ۱۸۷ میلیون دلار برای پلیس و ۲۹۴ میلیون دلار برای مشاوره و آموزش و جمعاً در حدود یک میلیارد دلار تخمین زده شده است.(www.shafaf.ir/fa/news/۸۶۷۵۸) همچنین در حالی که دولت آمریکا همواره دولت‌های مخالف خود را به ترویج خشونت علیه زنان در کشورهایشان متهم می‌کند اما گزارش‌های موسسات مردم‌نهاد آمریکایی نشان می‌دهد که این اتفاق، در حجم بسیار بیشتری در ایالات متحده رخ می‌دهد و سیاست‌های فرهنگی دولت، به این موضوع دامن می‌زند. یکی از بدترین موارد خشونت علیه زنان، موضوع تجاوز جنسی و فساد اخلاقی حاکم بر این روابط در ایالات متحده آمریکاست که آمار بالای آن، برخی موسسات خصوصی و مردم‌نهاد آمریکایی را به تحقیق و پژوهش در این حوزه واداشته است. گزارش فوق، بر اساس گزارش‌های آماری تعدادی از معتبرترین موسسات مزبور تهیه شده و بدیهی است تفاوت‌هایی در آمارهای موسسات مختلف به چشم می‌خورد که ناشی از تفاوت جامعه آماری و شیوه تحقیق است اما متوسط آمارها سرانجام از فاجعه‌ای حکایت دارند که در ابعاد گسترده‌ای در جامعه آمریکا در حال رخ دادن است و متاسفانه به جزیی از فرهنگ آمریکایی تبدیل شده است. موسسه RAINN « شبکه ملی بررسی تجاوز، آزار و زنای با محارم» در گزارش‌ آماری قابل توجه خود فاش ساخت که ۴۴ درصد از قربانیانی (عمدتاً زنان) که در آمریکا مورد تجاوز قرار می‌گیرند، کمتر از ۱۸ سال سن داشته و ۸۰ درصد از آنان سن‌شان کمتر از ۳۰ سال است. در این گزارش همچنین تصریح شده که سالانه ۲۱۳ هزار نفر در آمریکا قربانی تجاوز جنسی می‌شوند. در سال ۲۰۰۷ این آمار به ۲۴۸۳۰۰ تن رسید. این آمار ظاهراً اعم از مردان و زنان قربانی تجاوز جنسی است اما بدیهی است که تعداد زنان به مراتب بیشتر از مردان است. بنابر همین گزارش، قریب به ۶۰ درصد از تجاوزات جنسی هرگز به پلیس گزارش نمی‌شوند و از هر ۱۶ متجاوز، ۱۵ نفر حتی یک روز زندان هم به‌خاطر این جرم تحمل نمی‌کنند. در واقع دولت آمریکا با ایجاد حاشیه امن برای متجاوزان، خیال آن‌ها را از تحت تعقیب قرار گرفتن و مجازات شدن در صورت ارتکاب این جرایم راحت کرده است. RAINN در یکی دیگر از صفحات خود تصریح کرده که طی ۱۳ سال گذشته، چهار میلیون و دویست‌ هزار نفر در آمریکا قربانی تجاوز جنسی واقع شده‌اند. پایگاه اطلاع‌رسانی نیشن‌مستر در یکی از صفحات خود، نمودارهایی را در خصوص تعداد قربانیان تجاوز به عنف در کشورهای جهان تنظیم کرده که ایالات متحده آمریکا در این رده‌بندی در جایگاه سیزدهمین واقع شده است. جالب اینکه تمام کشورهای غربی مدعی رعایت حقوق بشر، از جمله انگلیس، فرانسه، آلمان، کانادا و سوئد، در ۱۰ رتبه اول قرار دارند و تنها ایتالیا با رتبه یازدهم، نتوانسته در میان ۱۰ کشور برتر قرار بگیرد! در این نمودار که ۲۰ کشور اول در این زمینه نشان داده شده، هیچ کشور اسلامی به چشم نمی‌خورد. یکی دیگر از گزارش‌های نیشن‌مستر نیز به آمار تلاق بازمی‌گردد که بنابر نمودارها، آمریکا با ۹۵/۴ طلاق در هر هزار نفر، رتبه اول را از آن خود کرده و نزدیک‌ترین کشور اسلامی به آمریکا، قطر است که آمار طلاق در آن یک‌پنجم آمریکاست. به گزارش « مرکز ملی قربانیان جنایت در آمریکا»، سه درصد از مردان آمریکایی در طول عمر دست‌کم یک‌بار مورد تجاوز واقع می‌شوند که بنابر جمعیت کنونی آمریکا، بالغ بر ۸/۲ میلیون نفر دچار این موضوع شده‌اند. ۷۱ درصد از قربانیان در حالی مورد تجاوز قرار می‌گیرند که سن آنها به ۱۸ سال نرسیده است. بنابر گزارش فوق، مردان در کل حدود ۱۰ درصد از قربانیان تجاوز را در آمریکا تشکیل می‌دهند و در واقع بقیه این آمار، مربوط به زنان است اما میزان گزارش تجاوز به پلیس در بین مردان به مراتب کمتر از زنان است. همچنین شایان ذکر است که ۲۲ درصد از مردان زندانی در آمریکا طعمه تجاوزکاران می‌شوند که این رقم بالغ بر ۴۲۲ هزار نفر در سال است. مرکز « مقابله با بحران تجاوز سانتا باربارا» در گزارش خود می‌نویسد: در هر دقیقه ۳/۱ زن آمریکایی مورد تجاوز واقع می‌شود. تمام این تجاوزات، تجاوز به عنف است و با این حساب در هر ساعت ۷۸ زن، در هر روز ۱۸۷۱ زن و در هر سال ۶۳۸ هزار زن مورد تجاوز قرار می‌گیرند. در ۸۰ درصد از موارد، تجاوز توسط شخصی آشنا و در ۶۰ درصد موارد در منزل خود او، دوست، آشنا، فامیل یا همسایه صورت می‌پذیرد و این بلایی است که دولت آمریکا با ترویج روابط آزاد جنسی، بر سر مردم خود آورده است. بنابر این گزارش، ۸۳ درصد از زنان و ۳۲ درصد از مردانی که دچار ناتوانی‌های مختلف در امور جنسی می‌شوند، پیش‌تر مورد آزار جنسی واقع شده‌اند. ۵۴ درصد از قربانیان زن زیر ۱۸ سال سن داشته و ۸۳ درصد آنها زیر ۲۵ سال بوده‌اند. « سازمان مبارزه با خشونت» نیز در گزارش خود تصریح کرد: در هر ۹ ثانیه یک زن آمریکایی کتک می‌خورد و در هر ده ثانیه نیز یک مورد کودک‌آزاری در آمریکا گزارش می‌شود که با هیچ جای جهان، قابل مقایسه نیست. بنابر گزارش این موسسه، همچنین ۵ کودک از هر ۶ کودکی که در آمریکا جان خود را از دست می‌دهند با کودک‌آزاری یا بی‌توجهی مواجه بوده‌اند. همچنین در این کشور، یک کودک از هر چهار کودک با یک فرد الکلی زندگی می‌کند. این تعداد معادل ۲۸ میلیون کودک است. بردگی جنسی از پدیده‌های شدیداً ناهنجاری است که از گذشته وجود داشته و امروزه نیز شکل مدرن به خود گرفته است. در این پدیده، زن یا مرد به بردگی گرفته شده، توسط افراد متعدد و بالاخص ارباب خود مورد آزار جنسی قرار می‌گیرد که عموماً در این وقایع، صدمات زیادی را متحمل می‌شوند. کتک زدن، آویزان کردن از اعضای بدن، شلاق زدن، تجاوز دست‌جمعی و ... از مواردی است که اربابان که عموماً افراد دارای بیماری‌های روانی- جنسی هستند بر سر قربانیان خود می‌آورند؛ چرا که روابط جنسی آزاد به قدری در برابر آن‌ها قرار گرفته که روابط عادی جنسی، این افراد را ارضاء نمی‌کند و برای دستیابی به هدف خود، از راه‌های سادیسم‌گونه وارد می‌شوند. دولت آمریکا حتی در برابر سایت‌های غیراخلاقی فراوانی که دست به تبلیغ این پدیده نفرت‌انگیز می‌زنند، کاملاً با تساهل و در راستای احترام به آزادی بیان برخورد می‌کند! چرا که می‌داند مخاطب این تصاویر و فیلم‌ها، افکار عمومی کشورهای جهان سومی و کشورهای مبتنی بر اصول دینی نیز هستند و از این طریق، آن‌ها هم می‌توانند در این معضل فرهنگی شریک شوند. به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی « لیمون دراپ»، سالانه حدود ۲۰ هزار نفر برای بردگی به آمریکا قاچاق می‌شوند. این افراد که با وعده کار یا تحصیل به آمریکا آورده می‌شوند، هر یک به قیمتی بین ۱۰ هزار تا ۳۰۰ هزار دلار به فروش می‌رسند. این جدا از کسانی است که با ملیت آمریکایی به بردگی گرفته می‌شوند و آمار درستی از آنها در دست نیست. این پدیده کثیف به حدی در کشورهای غربی و توابع فرهنگی آنها رایج شده است که با جستجوی عبارت مربوط به این پدیده شوم در موتور جستجوی گوگل، قریب به ۴۵ میلیون صفحه اینترنتی یافت می‌شود! آنچه ذکر شد تنها بخشی از فاجعه‌ای است که دولت آمریکا با سیاست‌های فرهنگی خود در ایجاد و تقویت روابط آزاد جنسی، بر سر مردم خود آورده است و می‌کوشد با ترویج این فرهنگ به دیگر کشورها، آن‌ها را نیز دچار تضادهای فرهنگی ناشی از این موضوع کند. شاید به همین خاطر باشد که اقدام اولیا ماجده دختر مصری که تصاویر برهنه خود را در وبلاگش قرار داده بود، به طرزی باورنکردنی از سوی رسانه‌های غربی و به خصوص رسانه‌های آمریکایی منتشر شد و از وی به عنوان نماد آزادی و حرکت ضداسلامی جوانان عرب یاد کردند تا بتوانند کشورهای جهان سومی و کشورهای اسلامی را نیز در این غم بزرگ خود شریک کنند که این اقدام با هوشیاری جوانان مصری، ناکام ماند و طی روزهای بعد، با بیرون راندن وی از صحنه اعتراضات، تاکید کردند که جنس حرکت وی با اهداف حرکات انقلابیون متضاد است. (www.barackobama.ir/en/news/۳۲) فلسفه حجاب در اسلام وجوب پوشش و حجاب برای زنان در اسلام دارای چند فلسفه اساسی است . ۱. حفظ تعادل جامعه از نظر امنیت و آرامش روانى. یکى از غرایز خدادادى در ساختمان وجودى انسان، غریزه جنسى است که نیرومندترین و ریشه دارترین غریزه آدمى است و در صورت کنترل آن، مى تواند علاوه بر تداوم و استمرار نسل بشر، موجبات و امنیت روانى انسان ها را فراهم کند. در قوانین اسلام، براى استفاده درست از این غریزه حیاتى، مکانیسم هاى گوناگونى مطرح شده است که «حجاب» و وجود حریم بین زن و مرد، یکى از راهکارهاى مهم آن است. بدون شک، نبودن حریم بین زن و مرد و آزادى معاشرت هاى تعریف نشده و بى بندوبار ، هیجان ها و التهاب هاى جنسى را فزونى مى بخشد و تقاضاى برهنگى را به صورت یک عطش روحى و یک خواست سیرى ناپذیر درمى آورد. اسلام به قدرت شگرف این غریزه آتشین توجه کامل داشته و تدابیر زیادى براى تعدیل و رام کردن این غریزه اندیشیده است و در این زمینه هم براى زنان و هم براى مردان، تکالیف خاصى معین کرده است. وظیفه مشترک زن و مرد این است که چشم خویش را از نگاه به نامحرم بپوشانند و از نگاه شهوت آمیز بپرهیزند؛ اما زنان - به خاطر جاذبه هاى بیش تر - وظیفه خاصى دارند و آن این که بدن خود را از مردان بیگانه بپوشانند و در اجتماع با آرایش هاى تحریک آمیز، ظاهر نشوند و به جلوه گرى و دلربایى نپردازند تا زمینه انحراف مردان و به ویژه جوانان فراهم نشود. لباس افراد جامعه و مخصوصاً لباس زنان نمى تواند به هر شکل و اندازه اى باشد و باید حد و ضابطه اى داشته باشد. بى بندبارى در پوشش و لباس ، موجب بى بندبارى در تحریک غریزه جنسى است. تحقیقات علمى در فیزیولوژى و روانشناسى در باب تفاوت هاى جسمى و روحى زن و مرد ثابت کرده است که مردان نسبت به محرک هاى چشمى شهوت انگیز، حساس تر از زنانند و برعکس زنان در مقابل محرک هاى لمسى حساسیت بیش ترى دارند. آستانه حس لمس و درد در زنان از همان زمان تولد پایین تر از مردان است...؛ در عوض مردان بینایى بهترى دارند. این مزیت هاى جنسى در استعداد حسى، آموخته یا اکتسابى نیست؛ بلکه از زمان کودکى آشکار است... .مردان بالغ به محرک هاى بینایى شهوانى حساسیت بیش تر مى داند. اصطلاح «چشم چرانى» که براى این ویژگى مردان به کار مى رود، زاییده حساسیت مردان نسبت به محرک هاى بینایى شهوانى است؛ چون دامنه و برد حس بینایى زیاد است؛ یعنى چشم مى تواند از فاصله نسبتا دور، تحت تأثیر محرکها قرار گیرد و از این گذشته وسعت زیادى از محیط در آن واحد دیده مى شود. از سوى دیگر، چون حس لامسه دامنه و برد زیاد ندارد و فعالیتش محدود به تماس از نزدیک است و هورمون هاى جنسى زن به صورتى دوره اى ترشح مى شوند و به طور متناوب عمل مى کند، تأثیر محرک هاى شهوانى بر زن، صورتى بسیار محدود دارد و از این نظر فعالیت زنان بسیار کم است؛ به خلاف مردان که ترشح اندروژن ها در آن ها صورتى یکنواخت دارد و هیچ عامل طبیعى آن را قطع نمى کند. مردان به صورتى گسترده تر تحت تأثیر محرکهاى شهوانى قرار مى گیرند و از این نظر فعال ترند. ۲. حفظ و تحکیم بنیان خانواده بى تردید نهاد خانواده، یکى از مقدس ترین نهادهاى اجتماعى است که بشر تا به حال خود دیده است. نقش خانواده در پروسه ایجاد جامعه سالم، یک نقش بى بدیل است و در این میان نقش حجاب و پوشش اسلامى در سلامت و استمرار پیوند خانوادگى، غیر قابل انکار است. در مقابل، برهنگى، سمّ کشنده نظم و پیوند موجود در نهاد خانواده است. آمارهاى مستند نشان مى دهد که با افزایش برهنگى در جهان، طلاق و از هم گسیختگى زندگى زناشویى در دنیا همواره بالا رفته است؛ زیرا «هر چه دیده بیند، دل کند یاد» و هر چه دل در مقوله هوس هاى سرکش بخواهد، به هر قیمتى باشد، به دنبال آن مى رود و به این ترتیب، هر روز دل به دلبرى جدید مى بندد و با قبلى وداع مى کند؛ اما در محیطى که «حجاب» حاکم است و شرایط دیگر اسلامى رعایت مى شود، دو همسر تعلق به یکدیگر دارند و احساساتشان و عشق و عواطفشان، مخصوص یکدیگر است. در بازار آزاد برهنگى، قداست پیمان زناشویى مفهومى ندارد. خانواده ها به سادگى متلاشى مى شوند و کودکان بى سرپرست مى مانند. ۳. پیش گیرى از فحشا و فروپاشى نظم جامعه. گسترش دامنه فحشا و افزایش فرزندان نامشروع، از دردناک ترین پیامدهاى بى حجابى و آزادى هاى بى حد و حصر جنسى است که در جوامع غربى و سایر جوامع مشابه، کاملا مشهود است. عامل اصلى فحشا و ازدیاد فرزندان نامشروع، منحصر به فرهنگ برهنگى و بى حجابى نیست؛ بلکه یکى از عوامل اصلى و مؤثر در گسترش دامنه فحشا و جریان روبه رشد تولد فرزندان نامشروع ، مسأله برهنگى و بى حجابى است. امروزه یکى از مشکلات جوامع غربى، تولد روبه رشد فرزندان نامشروع و بدون شناسنامه است. فرزندانى که داراى پدر و مادر نامشخصى هستند و از نظر حقوقى، مشکلات فراوانى را به همراه آورده، نظم اجتماعى جوامع غربى را تهدید مى کنند. ۴. حفظ کرامت زن و مصونیت زن در برابر طمع ورزى هاى هوس بازان و پرهیز از نگاه ابزاری به زن یکى از مسائل مطرح پیرامون حقوق زنان و بى توجهى به آنان، نگاه ابزارى به زنان است. هنگامى که جامعه، زن را با اندام برهنه بخواهد، طبیعى است روزبه روز تقاضاى آرایش بیشتر و خودنمایى افزونتر از او دارد و هنگامى که زن را از طریق جاذبه جنسى اش وسیله تبلیغ کالاها و عاملى براى جلب جهان گردان و مانند این ها قرار دهد، در چنین جامعه اى شخصیت زن تا حد یک عروسک یا یک کالاى بى ارزش سقوط مى کند و ارزش هاى والاى انسانى او به کلى به دست فراموشى سپرده مى شود و به این ترتیب، زن، وسیله اى براى اشباع هوس هاى سرکش برخى مردان آلوده و فریبکار مى شود. عنصر حجاب و پوشش اسلامى، نه تنها زن را از صحنه اجتماع وفعالیت هاى اجتماعى دور نمى کند، بلکه زمینه هاى حضور مستمر و فعال زنان را در عرصه اجتماع -به همراه حقوق اجتماعى برابر- تضمین مى کند و شخصیت خدادادى زن را از دستبرد نگاه ابزارى دیگران، مصونیت مى بخشد. از آن جا که انسان یک موجود اجتماعی است جامعه بزرگی که در آن زندگی می کند از یک نظر همچون خانه او است و حریم آن همچون حریم خانه او محسوب می شود پاکی جامعه به پاکی او کمک می کند و آلودگی آن به آلودگیش روی همین اصل در اسلام با هر کاری که جو جامعه را مسموم یا آلوده کند شدیدا مبارزه شده است ؛ چرا که گناه همانند آتش است هنگامی که در نقطه ای از جامعه این آتش روشن شود باید سعی و تلاش کرد که آتش خاموش یا حداقل محاصره گردد اما اگر به آتش دامن زنیم و آن را از نقطه ای به نقطه دیگر ببریم و یا آن را به حال خود واگذاریم حریق همه جا را فرا خواهد گرفت و کسی قادر بر کنترل آن نخواهد بود، از این گذشته عظمت گناه در نظر مردم و حفظ ظاهر جامعه از آلودگی ها خود سد بزرگی در برابر فساد است. اشاعه فحشا و نشر گناه و تجاهر به فسق و تسامح در این موضوع این سد را می شکند گناه را در اذهان کوچک و آلودگی به آن را ساده می نماید. بر همین مبنا حکومت اسلامی موظف است جلو منکرات را بگیرد. این به معنای تحمیل به حجاب نیست، بلکه نوعی واکسینه کردن جامعه در مقابل بیماری های روانی و معنوی است. در جامعه اسلامی همه وظیفه دارند به بهداشت روانی و سلامت روحانی توجه کنند. این همان امر به معروف و نهی از منکر و نظارت ملی است. حاکمان اسلامی موظفند موانع رشد فضائل انسانی را از بین ببرند و این در حقیقت بستر سازی برای سلامت روانی جامعه است و بر این اساس قرآن با این پدیده برخورد کرده، به دنبال آن دیگر زنان بدحجاب نمی توانستند هرطور دلشان خواست در اجتماع ظاهر شوند، حتی اقلیت های مذهبی نیز موظف به رعایت مقررات اسلامی در جامعه اسلامی بوده اند. در آیات ۳۱ سوره نور و ۳۴ و ۵۹ سوره احزاب کیفیت حرکات در روابط اجتماعی زن مورد توجه قرار گرفته است. نیز از آیات امر به معروف و نهی از منکر می توان استفاده کرد که جلو هر گونه منکر و زشت باید ایستاد و اجازه ظهور و بروز به آن نداد. بسیاری از حکمت ها و فلسفه های حجاب امروزه روشن شده است: الف) پوشش امری غریزی و فطری برای بشر است کاوش های باستان شناسی نشان می دهد که از دیر زمان بشر در حد امکان نسبت به مساله پوشش اهتمام ورزیده است وهمه صاحبان ادیان نیز آن را سرلوحه عمل قرار داده اند. ب ) مستور بودن زیباییها و جذبه های جنسی زن و مرد آنها را از معرض دید و طمع ورزی شهوت پرستان هرزه محافظت می کند و امنیت و بهداشت روانی جسمی آنان را تأمین می نماید. ج ) برهنگی راهبر به سوی بی بند و باری و لجام گسیختگی جنسی است که عواقب شوم و زیانباری دارد؛ از جمله: ۱- گسترش فساد و ناهنجاری های اجتماعی. ۲- شیوع بیماری هایی ناشی از روابط جنسی ۳- سست شدن پیمان مقدس خانواده گسترش آمار طلاق و بالا گرفتن عقده های روحی در کودکان. ۴- زیاد شدن فرزندان نامشروع. اینها و ده ها مشکل اجتماعی دیگر پیامدهای شومی است که جهان غرب را سخت برآشفته و ستاره تمدنش را به افول می کشاند تا آن جا که حتی فریاد متفکرین ماتریالیستی چون راسل را برآورده و جهان را سخت بر آنان تنگ کرده است. ولی مکتب گرانقدر اسلام در پرتو هدایت های نورانی اش همچون حجاب از اساس با این جریان ویرانگر به مبارزه برخاسته و حجاب را دژی استوار برای صیانت فرد وجامعه از آسیب های بیشمار قرار داده است. از همین روست که استعمارگران برای تخدیر جوانان و در بند کشیدن آنان و گسترش اهداف ظالمانه خویش از بی حجابی و برهنگی به عنوان ابزاری قوی سود می جویند. در هر صورت موضوعاتی نظیر:حفظ نظام اجتماعی ، بقای نسل وخانواده، تامین سلامت فکری ، روحی - روانی افراد جامعه وفراهم نمودن بستری مناسب ومحیطی سالم برای پرورش وتکامل مادی ومعنوی انسان ، وبالآخره پرهیز از عواقب شومی که جوامع دیگر به دلیل رعایت ننمودن این قبیل محدودهها گرفتار آن شده ویادر آن دست وپا میزنند ؛ نظام اسلامی را ملزم به اجرای این حکم ارزشمند الهی می دارد. کارکردهای فردی و اجتماعی حجاب برای حجاب کارکردهایی در دو حوزه فردی و اجتماعی، قابل تصوّر است: الف. کارکردهای فردی: همچون پاسخگویی به نیاز فطری «خوداستتاری» و تأمین امنیّت در برابر گرما و سرما و... ب. کارکردهای اجتماعی: هویّت بخشی و ایجاد امنیّت اجتماعی از جمله این کارکردهاست؛ زن با عنصر حجاب اسلامی، نه تنها به تهذیب، تزکیه نفس و ملکات نفسانی پرداخته و قرب الهی را فراهم می سازد، بلکه باعث گسترش روزافزون امنیّت اجتماعی و ایجاد زمینه ای جهت رشد معنوی مردان می گردد؛ همچنان که خداوند سبحان، خطاب به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: «به مردان مؤمن بگو تا چشمان خود را از نگاه ناروا بپوشانند و فروج و اندامشان را محفوظ دارند، که این بر پاکیزگی جسم و جان ایشان، بهتر است» (سوره نور، آیه۳۰) همچنین می فرماید: «به زنان و دختران خود و به زنان مؤمن بگو که خویشتن را با چادرهای خود بپوشانند که این کار برای آن است که آنها به عفّت شناخته شوند تا از تعرّض و جسارت، آزار نکشند (در امنیّت کامل باشند) ؛ خداوند در حقّ خلق، آمرزنده و مهربان است» (سوره احزاب، ۵۹) همان گونه که ذکر گردید، حجاب و پوشش اسلامی برای مردان و زنان، تنها از کارکرد فردی برخوردار نیست و فقط برای سامان دهی خلقیّات و ملکات نفسانی آدمیان، مؤثر نمی باشد، بلکه از کارکرد اجتماعی نیز برخوردار است؛ غرایز، التهاب های جسمی و معاشرت های بی بند و بار را کنترل نموده، بر تحکیم نظام خانواده می افزاید. همچنین از انحلال کانون مستحکم و پایدار زناشویی جلوگیری نموده و امنیّت اجتماعی را فراهم می سازد. حال اگر کسانی با نگرش دینی، اسلامی یا با رویکرد جامعه شناختی و روان شناسی به چنین کارکردها و تأثیرات مطلوب، به ویژه تأمین امنیّت اجتماعی پی ببرند، نه تنها هدفمندانه، زندگی می کنند، بلکه برای رفتارها و اندیشه هایشان دست به گزینش می زنند تا به اهداف متعالی الهی و انسانی دست یازند. از این رو به مسأله حجاب نیز به عنوان راهبردی کارساز جهت تأیید و ترویج ارزش های اجتماعی، تأمین کننده سعادت آدمی و منشأ قرب الهی می نگرند. بنابراین، پوشش اسلامی به منزله یک حفاظ ظاهری و باطنی در برابر افراد نامحرم، قلمداد می شود که مصونیت اخلاقی، خانوادگی و پیوند عمیق میان حجاب ظاهری و بازداری باطنی و از همه مهمّ تر امنیّت اجتماعی را فراهم می سازد و پیشینه آن به اندازه تاریخ آفرینش انسان است؛ چراکه پوشش و لباس هر بشری، پرچم کشور وجود اوست. پرچمی که وی بر خانه وجودش نصب کرده است و با آن اعلام می دارد که از کدام فرهنگ تبعیّت می کند(فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی، غلامعلی حداد عادل، ص ۴۰).

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.