خلافت عمر ۱۳۹۱/۰۵/۲۳ - ۱۰۲۶ بازدید

آیا عمر در انتخاب خود که قرار داد تابعیت را عثمان بن عفان نوشت، حضور داشت یا نداشت؟

در منابع تاریخی در رابطه با حضور عمر هنگام وصیت ابوبکر در به خلافت رساندن او چیزی نیامده است اما آنچه مسلم است این است که این مسئله هم مانند مسئله ی به خلافت رسیدن ابوبکر توطئه ی بود از قبل طراح شده برای غصب حق خلافت علی (ع (
اما عمر چگونه به خلافت رسید:
پس از رحلت پیامبر(ص) وی از افرادی بود که بدن مطهر پیامبر(ص) را در خانه اش رها و برای تعیین خلیفه وقت، به سوی سقیفه بنی ساعده شتافت. عمر از عناصر اصلی بیعت با ابوبکر بود و در این راه، بسیار سماجت کرد و سرانجام با اجبار و اکراه، از عموم مردم برای وی بیعت گرفت و در این راه جنایت های متعددی مرتکب گردید، که پیامبر اکرم(ص) در حدیثی آن را پیش گویی کرده بود.( اللمعة البیضاء (تبریزی انصاری)، ص ۸۳۵)
در دوران خلافت ابوبکر، به ظاهر او خلیفه مسلمین، ولی در باطن، همه کاره حکومت، عمر بن خطاب بود. در تاریخ یعقوبی آمده است: و کان الغالب علی أبی بکر، عمر بن الخطاب.( تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص ۱۳۸)
ابوبکر بن ابی قحافه هنگامی که به مرگ خویش اطمینان پیدا کرد، عثمان بن عفان را طلبید و به وی دستور داد که جانشینی عمر بن خطاب را با این عبارت بنویسد: بسم الله الرّحمن الرّحیم، هذا ما عهد ابوبکر خلیفة رسول الله الی المؤمنین و المسلمین: سلام علیکم. فانّی احمد الیکم الله، امّا بعد فانّی قد استعملت علیکم عمر بن الخطّاب، فاسمعوا و اطیعوا، و انّی ما ألوتکم نصحاً. والسّلام.( همان، ص ۱۳۶)
گویند ابوبکر پیش از انتصاب عمر بن خطاب، با برخی از صحابه معروف، هم چون طلحة بن عبیدالله، عثمان بن عفان و عبدالرحمن بن عوف در این باره مشورت کرد.( تاریخ ابن خلدون، ج۱، ص۴۸۸؛ وقایع الایام (شیخ عباس قمی)، ص ۲۷۹)
ولی به نظر می رسد که میان او و عمر بن خطاب از سابق، این تعهد دو جانبه وجود داشته و بر اساس آن، عمل کردند.
به هر روی، پس از وفات ابوبکر و غسل و کفن او، عمر بن خطاب بر وی نماز گزارد و مابین نماز مغرب و عشا او را در جوار قبر پیامبر(ص) دفن نمودند. در روز بعد، عمر بن خطاب به مسجد رفت و در حضور مردم، بر فراز منبر رسول خدا(ص) قرار گرفت و یک پله پایین از جایی که ابوبکر می نشست، نشست و مرگ ابوبکر را تسلیت گفت. آن گاه به حاضرین مجلس گفت: خداوند متعال مرا به شما و شما را به من مبتلا (و آزمایش) گردانید و مرا پس از دو ستم (ابوبکر) در میان شما باقی گذاشت.
سپس صحبت های دیگری نیز برای مردم به عمل آورد و از مردم بیعت گرفت.( تاریخ المدینة (نمیری)، ج۲، ص ۶۷۴؛ تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص ۱۳۹؛ البدایة و النهایة (ابن کثیر)، ج۷، ص ۲۲)
گرچه انتصاب وی به خلافت و اخذ بیعت از مردم، خلاف وصیت پیامبر(ص) و روش معمول و پذیرفته مسلمین در انتخاب آزاد بود، با این حال، مسلمانان مجبور به بیعت با او بودند و الا برای خویش امنیت و آرامشی پیش بینی نمی کردند.
نویسنده کتاب عمر بن الخطاب در این باره گفت: و بایع المسلمون عمر بالخلافة بین راض و متکره، و مطمئن و متخوف و جمیعهم ینظرون مایکون من عمر فی یوم الجدید.( عمر بن الخطاب (عبدالرحمن احمد البکری)، ص ۹۶)
یکی از نکات جالب و درخور توجه در ماجرای خلافت عمر، نحوه برخورد و فاش ساختن نیات سری و شوم خلیفه اول و دوم از زبان امیرالمومنین علی علیه السلام است. نقل شده وقتی ابوبکر نامه خلافت را به عمر داد. وی هنگام بیرون آمدن از خانه ابوبکر با امیرالمومنین علی علیه السلام برخورد کرد، آنحضرت به عمر گفت: ابو حفص، در آن چه چیزى نوشته شده است؟ عمر گفت: نمى دانم، ولى من اولین کسى هستم که شنیدم و اطاعت کردم.
امام در جواب عمر فرمود: به خدا سوگند، من مى دانم که چه نوشته است؟ بار اول تو او را امارت و حکومت دادى و این بار او تو را به خلافت رساند(رک: امامت وسیاست/ترجمه،ص:۳۸؛)
این ماجرا به خوبی نیات شوم آندو را برملا کرده و آنها را رسوا نمود.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.