خلقت آسمان و زمین در شش روز ۱۳۹۱/۸/۲۶ - ۳۹ بازدید

خداوند متعال می فرماید: « وَ لَقَدْ خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَیْنَهُما فی سِتَّةِ أَیَّامٍ وَ ما مَسَّنا مِنْ لُغُوبٍ ــ ما آسمانها و زمین و آنچه را در میان آنهاست در شش روز آفریدیم، و هیچ گونه رنج و سختى به ما نرسید.» ( ق:۳۸ )
ایضاً می فرماید: « قُلْ أَ إِنَّکُمْ لَتَکْفُرُونَ بِالَّذی خَلَقَ الْأَرْضَ فی یَوْمَیْنِ وَ تَجْعَلُونَ لَهُ أَنْداداً ذلِکَ رَبُّ الْعالَمینَ (۹) وَ جَعَلَ فیها رَواسِیَ مِنْ فَوْقِها وَ بارَکَ فیها وَ قَدَّرَ فیها أَقْواتَها فی أَرْبَعَةِ أَیَّامٍ سَواءً لِلسَّائِلینَ (۱۰) ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ وَ هِیَ دُخانٌ فَقالَ لَها وَ لِلْأَرْضِ ائْتِیا طَوْعاً أَوْ کَرْهاً قالَتا أَتَیْنا طائِعینَ (۱۱) فَقَضاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ فی یَوْمَیْنِ وَ أَوْحى فی کُلِّ سَماءٍ أَمْرَها وَ زَیَّنَّا السَّماءَ الدُّنْیا بِمَصابیحَ وَ حِفْظاً ذلِکَ تَقْدیرُ الْعَزیزِ الْعَلیم ــ بگو: آیا شما واقعا به آن کسى که زمین را در دو روز آفرید، کافر مى شوید و براى او همتایانى قرار مى دهید؟ او پروردگار جهانیان است.

خداوند متعال می فرماید: « وَ لَقَدْ خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَیْنَهُما فی سِتَّةِ أَیَّامٍ وَ ما مَسَّنا مِنْ لُغُوبٍ ــ ما آسمانها و زمین و آنچه را در میان آنهاست در شش روز آفریدیم، و هیچ گونه رنج و سختى به ما نرسید.» ( ق:۳۸ )
ایضاً می فرماید: « قُلْ أَ إِنَّکُمْ لَتَکْفُرُونَ بِالَّذی خَلَقَ الْأَرْضَ فی یَوْمَیْنِ وَ تَجْعَلُونَ لَهُ أَنْداداً ذلِکَ رَبُّ الْعالَمینَ (۹) وَ جَعَلَ فیها رَواسِیَ مِنْ فَوْقِها وَ بارَکَ فیها وَ قَدَّرَ فیها أَقْواتَها فی أَرْبَعَةِ أَیَّامٍ سَواءً لِلسَّائِلینَ (۱۰) ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ وَ هِیَ دُخانٌ فَقالَ لَها وَ لِلْأَرْضِ ائْتِیا طَوْعاً أَوْ کَرْهاً قالَتا أَتَیْنا طائِعینَ (۱۱) فَقَضاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ فی یَوْمَیْنِ وَ أَوْحى فی کُلِّ سَماءٍ أَمْرَها وَ زَیَّنَّا السَّماءَ الدُّنْیا بِمَصابیحَ وَ حِفْظاً ذلِکَ تَقْدیرُ الْعَزیزِ الْعَلیم ــ بگو: آیا شما واقعا به آن کسى که زمین را در دو روز آفرید، کافر مى شوید و براى او همتایانى قرار مى دهید؟ او پروردگار جهانیان است. و در زمین کوه هاى ریشه دارى بر روى آن قرار داد و در آن خیر و برکت نهاد و رزق و روزى آن را در چهار روز درست به اندازه ى نیاز تقاضا کنندگان تقدیر نمود.سپس به آسمان پرداخت در حالى که دودى بود. پس به آن و به زمین گفت: با میل یا اکراه بیایید. گفتند: فرمانبردارانه آمدیم. پس آنها را در دو روز به صورت هفت آسمان کرد و در هر آسمانى کار مربوط به آن را وحى کرد، و آسمان دنیا را به چراغ ها آذین کردیم و حفاظت نمودیم . این تدبیر آن نیرومند داناست.» (فصلت)
۱ـ کلمه ی یوم در فرهنگ عرب و در قرآن کریم اوّلاً به عنوان ظرف ظهور است ؛ و یکی از ظروف ظهور ، زمان می باشد ؛ چرا که اشیاء مادّی در ظرف زمان تحقّق یافته و به ظهور می رسند. لذا این کلمه به عنوان ظرف زمان نیز استعمال می شود . ثانیاً لفظ یوم ، آنجا که در زمان به کار می رود ، برای مقدار زمان خاصّی وضع نشده؛ بلکه به پاره ای از زمان اطلاق می شود ؛ که آن پاره ی زمان ممکن است یک روز زمینی باشد یا قرنها و هزاره ها طول بکشد. این کلمه ، در قرآن کریم ، بارها در مورد قرون متمادی استعمال شده است. خداوند متعال می فرماید: « وَ تِلْکَ الْأَیَّامُ نُداوِلُها بَیْنَ النَّاس » و نیز فرماید: « فَهَلْ یَنْتَظِرُونَ إِلَّا مِثْلَ أَیَّامِ الَّذِینَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِهِم » ؛ در هر دوی این آیات شریفه ، کلمه یوم به معنی یک دوره ی زمانی و پاره ای از زمان به کار رفته نه به معنی یک شبانه روز متعارف.
لذا در آیات فوق مراد از شش روز و دو روز و چهار روز ، پاره هایی از زمان می باشد نه روزهای متعارف ما انسانها که عبارت است از یک دور گردش زمین به دور خود . چرا که اساساً قبل از خلقت زمین یوم به این معنا وجود نداشت.
۲ـ از این آیات شریفه استفاده می شود که خلقت آسمانها در دو روز و خلقت زمین نیز در دو روز بوده است ؛ که جمعاً می شود چهار روز. لذا خلقت ما بینهما (آنچه بین زمین و آسمان بوده ) نیز قاعدتاً در دو روزه بوده است. امّا تقدیر ارزاق ، که چهار روز بوده ، منافاتی با در شش روز بودن خلقت زمین و آسمان و ما بینهما ندارد ؛ چرا که شش روز ، مربوط به خلقت زمین و آسمان و موجودات بین آن است و تقدیر روزی غیر از خلقت می باشد. بنا بر این ، مساله تقدیر روزی ها در چهار روز ، بحثی جدا از خلقت آسمانها و زمین می باشد. نظر علّامه طباطبایی این است که مراد از این چهار روز ، همان چهار دوره ی زمانی متناوبی است که اصطلاحاً فصول چهارگانه نامیده می شود. چون مهمترین علّت مناسب شدن زمین برای پیدایش حیات ، تغییر زاویه ی محور قطبی آن نسبت به مدار انتقالی زمین است که فصول چهارگانه نیز معلول همین تغییر می باشد. لذا اگر آن حرکت زاویه ای و به تبع آن فصول چهارگانه نبودند هیچ گیاه و حیوانی نیز در زمین به وجود نمی آمد.
۳ـ با توجّه به روایات اهل بیت (ع) استفاده می شود که زمین در بدو پیدایش خود حالت روان و پر تلاطم داشته و از آن پس حالت جامد به خود گرفته است. نظریّات علمی جدید نیز به همین نتیجه رسیده اند که زمین قبل از این ، حالت مذاب داشته است. لذا احتمالاً مراد از دو مرحله ی پیدایش زمین همین دو مرحله می باشد. در قسمتی از یک روایت آمده است : « ... فَلَمَّا بَلَغَ الْوَقْتُ الَّذِی أَرَادَ قَالَ لِلزَّبَدِ اجْمُدْ فَجَمَدَ فَقَالَ لِلْمَوْجِ اجْمُدْ فَجَمَدَ فَجَعَلَ الزَّبَدَ أَرْضاً وَ جَعَلَ الْمَوْجَ جِبِالًا رَوَاسِیَ لِلْأَرْضِ ـ پس چون زمانی که خدا اراده کرده بود فرار رسید خداوند متعال به کف (کفی که روی زمین روان بود) فرمان داد که جامد شو! پس جامد گردید. پس به موج ( که روی زمین روان بوده ) فرمود: جامد شو! پس جامد شد. پس کف را زمین و موج را کوه استوار برای زمین قرار داد.» (بحارالأنوار ، ج۵۴ ، ص۷۱)
آنگاه خداوند متعال به آسمان پرداخت در حالی که به شکل دود بود. ظاهراً منظور از این آسمان ، همان چیزی است که امروزه جوّ شده است که در آن هنگام به شکل دود بوده است. این حقیقت از روایات نیز استفاده می شود که موادّ آسمان یا بخشی از موادّ آن از همان دودها و بخارات متصاعد شده از زمین پدید آمده است. به تصریح آیات و روایات ، خداوند متعال این مادّه ی دود مانند را فرمان داد تا به صورت طبقه طبقه در آمده هفت طبقه را تشکیل دهند ؛ که ظاهراً این طبقه طبقه شدن در دو مرحله رخ داده است. شاید هم مراد از دو دوره ، مرحله دود بودن و دوره ی طبقه طبقه شدن باشد. امروزه نیز در برخی تقسیمات جوّی ، آسمان را هفت طبقه می شمارند ؛ که عبارتند از: ۱) تروپوسفر ۲) استراتوسفر ۳) ازونسفر ۴)مزوسفر ۵) یونوسفر ۶)ترموسفر ۷)اگزوسفر
ذیل آیه ی « کانَتا رَتْقاً فَفَتَقْناهُما ـ آسمان و زمین بسته بودند پس آنها را گشودیم » نیز فرموده اند: « کَانَتِ السَّمَاءُ وَاحِدَةً فَفَتَقَ مِنْهَا سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَ کَانَتِ الْأَرْضُ وَاحِدَةً فَفَتَقَ مِنْهَا سَبْعَ أَرَضِین ـ آسمان یکپارچه بود ، پس از آن آسمان یکپارچه ، هفت آسمان گشود ؛ و زمین یکپارچه بود که از آن ، هفت زمین گشود.» ( بحار الأنوار ، ج ۵۵ ، ۱۰۵) که مراد از هفت زمین یا طبقات و لایه های زمین است یا قارّه های هفتگانه ی زمین که قدما آنها را هفت اقلیم می گفتند ؛ چرا که قارّه ها نیز زمانی به هم چسبیده بوده اند.
امّا دو دوره ی باقی مانده مربوط می شوند به خلقت موجودات ما بین زمین و آسمان که عبارت باشند از ملائک هر طبقه ی آسمان و گیاهان و حیوانات و جنّها و انسانها ؛ که احتمالاً خلقت ملائک ساکن طبقات آسمان یک مرحله و خلقت دیگر موجودات ، مرحله ی دیگر لحاظ شده است ؛ و الله اعلم.
۴ـ روایات ناظر به این بحث بسیار زیاد ولی از حیث محتوا بسیار دیر فهم می باشند. چرا که اوّلاً در این روایات ، حکم ظاهر و باطن زمین و آسمان درهم بیان شده و جدا ساختن اینها کار آسانی نیست. ثانیاً به نظر می رسد که روات حدیث به خاطر دشواری این مطلب نتوانسته اند حقیقت کلام امام را آنگونه که باید به ما منتقل نمایند ؛ لذا بین اینگونه روایات تفاوتهایی به چشم می خورد. لذا برای فهم کلّ حقیقت ، باید تمام این روایات در کنار هم قرار گرفته و با هم مورد ملاحظه قرار گیرند که این کار نیز بسیار وقت گیر خواهد بود. ثالثاً خود معصومین (ع) نیز به دلائلی در بیان اینگونه مسائل زبان خاصّی را به کار می برند که فهم مطلب را مشکل می کند. یکی از آن دلائل این بوده که حضرات معصومین باید مطلب را به گونه ای بیان می داشتند که هم مخالفت صریح با باورهای دانشمندان آن زمان نداشته باشد هم متأخرین نتوانند بر آن خرده بگیرند. در اینجا برای نمونه به یکی از این روایات اشاره می شود.
« أَنَّ اللَّهَ تَعَالَى لَمَّا أَرَادَ خَلْقَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ خَلَقَ جَوْهَراً أَخْضَرَ ثُمَّ ذَوَّبَهُ فَصَارَ مَاءً مُضْطَرِباً ثُمَّ أَخْرَجَ مِنْهُ بُخَاراً کَالدُّخَانِ فَخَلَقَ مِنْهُ السَّمَاءَ کَمَا قَالَ ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ وَ هِیَ دُخانٌ ثُمَّ فَتَقَ تِلْکَ السَّمَاءَ فَجَعَلَهَا سَبْعاً ثُمَّ جَعَلَ مِنْ ذَلِکَ الْمَاءِ زَبَداً فَخَلَقَ مِنْهُ أَرْضَ مَکَّةَ ثُمَّ بَسَطَ الْأَرْضَ کُلَّهَا مِنْ تَحْتِ الْکَعْبَةِ وَ لِذَلِکَ تُسَمَّى مَکَّةُ أُمَّ الْقُرَى لِأَنَّهَا أَصْلُ جَمِیعِ الْأَرْضِ ثُمَّ شَقَّ مِنْ تِلْکَ الْأَرْضِ سَبْعَ أَرَضِینَ وَ جَعَلَ بَیْنَ کُلِّ سَمَاءٍ وَ سَمَاءٍ مَسِیرَةَ خَمْسِمِائَةِ عَامٍ وَ کَذَلِکَ بَیْنَ کُلِّ أَرْضٍ وَ أَرْضٍ وَ کَذَلِکَ بَیْنَ هَذِهِ السَّمَاءِ وَ هَذِهِ الْأَرْضِ ثُمَّ بَعَثَ مَلَکاً مِنْ تَحْتِ الْعَرْشِ حَتَّى نَقَلَ الْأَرْضَ عَلَى مَنْکِبِهِ وَ عُنُقِهِ وَ مَدَّ الْیَدَیْنِ فَبَلَغَتْ إِحْدَاهُمَا إِلَى الْمَشْرِقِ وَ الْأُخْرَى إِلَى الْمَغْرِبِ ثُمَّ بَعَثَ لِقَرَارِ قَدَمِ ذَلِکَ الْمَلَکِ بَقَرَةً مِنَ الْجَنَّةِ کَانَ لَهَا أَرْبَعُونَ أَلْفَ قَرْنٍ وَ أَرْبَعُونَ أَلْفَ رِجْلٍ وَ یَدٍ وَ بَعَثَ یَاقُوتاً مِنَ الْفِرْدَوْسِ الْأَعْلَى حَتَّى یُوضَعَ بَیْنَ سَنَامِ تِلْکَ الْبَقَرَةِ وَ أُذُنِهَا فَاسْتَقَرَّ قَدَمَا ذَلِکَ الْمَلَکِ عَلَى السَّنَامِ وَ الْیَاقُوتِ وَ إِنَّ قُرُونَ تِلْکَ الْبَقَرَةِ لَمُرْتَفِعَةٌ مِنْ أَقْطَارِ الْأَرْضِ إِلَى تَحْتِ الْعَرْشِ وَ إِنَّ مَنَاخِرَ أُنُوفِهَا بِإِزَاءِ الْأَرْضِ فَإِذَا تَنَفَّسَتِ الْبَقَرَةُ مَدَّ الْبَحْرُ وَ إِذَا قَبَضَتْ أَنْفَاسَهَا جَزَرَ الْبَحْرُ مِنْ ذَلِکَ ثُمَّ خَلَقَ لِقَرَارِ قَوَائِمِ تِلْکَ الْبَقَرَةِ صَخْرَةً وَ هِیَ الَّتِی حَکَى اللَّهُ عَنْ لُقْمَانَ فِی قَوْلِهِ فَتَکُنْ فِی صَخْرَةٍ فَیَزِیدُ مِقْدَارُ سَعَةِ تِلْکَ الصَّخْرَةِ سَبْعَ مَرَّاتٍ عَلَى مِقْدَارِ سَبْعِ سَمَاوَاتٍ وَ سَبْعِ أَرَضِینَ ثُمَّ خَلَقَ حُوتاً وَ هُوَ الَّذِی أَقْسَمَ اللَّهُ فَقَالَ ن وَ الْقَلَمِ وَ النُّونُ الْحُوتُ وَ أَمَرَ تَعَالَى بِوَضْعِ تِلْکَ الصَّخْرَةِ عَلَى ظَهْرِ ذَلِکَ الْحُوتِ وَ جَعَلَ ذَلِکَ الْحُوتَ فِی الْمَاءِ وَ أَمْسَکَ الْمَاءَ عَلَى الرِّیحِ وَ یَحْفَظُ اللَّهُ الرِّیحَ بِقُدْرَتِه .» ( بحار الأنوار ، ج ۵۴ ،ص ۲۹ )
چون خدا متعال خواست آسمان و زمین را بیافریند گوهر سبزى آفرید. سپس آن را ذوب کرد و آن مضطرب گشت و به لرزش در آمد ؛ سپس از آن بخارى برآورد چون دود و از آن آسمان را آفرید چنانچه فرمود «بر آسمان استوار شد و آن چون دودى بود» و آنگاه آن را شکافت و هفت آسمانش ساخت ؛ سپس از آن آب (مادّه ی مذاب) کفى برآورد و از آن کف زمین مکّه را آفرید ؛ سپس همه ی زمین را از زیر کعبه گسترش داد و از این رو مکّه را امّ القری (مادر قریه ها ) نامیدند ؛ زیرا اصل همه ی زمین است. سپس از آن زمین ، هفت زمین برشکافت و میان هر آسمانى تا آسمانى پانصد سال راه نهاد و همچنان میان هر زمینى تا زمینی ، و همچنان میان این آسمان و این زمین ، سپس فرشته اى از زیر عرش فرستاد تا زمین را بر شانه و گردن نهاد و دو دست را کشید تا یکى به مشرق و دیگرى به مغرب رسید، سپس براى قرارگاه قدم آن فرشته ، گاوى از بهشت فرستاد که چهل هزار شاخ و چهل هزار دست و پا داشت ، و یاقوتى از فردوس اعلى فرستاد و میان سنام و گوش آن جاى گرفت و دو پاى آن فرشته بر سنام و یاقوت استوار شد و به راستى شاخهاى آن گاو در اطراف زمین تا زیر عرش برافراشته و سوراخ بینى او برابر زمین است و چون دم برآرد دریا به مدّ آید و چون دم فرو کشد دریا به جز آید. سپس براى قرارگاه دست و پاى آن گاو ، صخره ای آفرید و همان است که خدا در سوره لقمان [آیه ۱۶]از آن حکایت کرده « یا بُنَیَّ إِنَّها إِنْ تَکُ مِثْقالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ فَتَکُنْ فی صَخْرَةٍ » و پهناى آن سنگ هفت بار از هفت آسمان و هفت زمین فزون است، سپس یک ماهى آفرید که بدان سوگند خورده و فرموده «نون و القلم» که نون همان ماهى است و فرمان دادخدا که آن سنگ بر پشت آن ماهى قرار گیرد ؛ و آن ماهى در آب است و آب بر باد است و خدا باد را به قدرت خود نگه مى دارد.
همانطور که ملاحظه می شود ، بخشی از محتوای این حدیث مطابق با یافته های جدید علمی است ولی بخش دیگر آن ظاهراً به باطن عالم مربوط می شود و به راحتی قابل فهم نیست مگر برای اهل کشف و شهود.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
سلام از روشنگری و تببین شما سپاسگزارم. خدا خیرتان دهد. التماس دعا
---

مخاطب گرامی، از حسن توجه تان به این مرکز سپاسگزاریم. برای پاسخ به دغدغه هایتان میتوانید از این راههای ارتباطی کمک بگیرید:
- سایت پرسمان: http://www.porseman.org/q/newq.aspx
- ایمیل: info@porseman.org
- پیامک: ۳۰۰۰۱۶۱۹

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.