خلقت انسان از خاک ۱۳۹۱/۱۱/۱۳ - ۴۳ بازدید

آنچه در مورد اصل خلقت انسان از خاک، در متون دینی وارد شده است به معنی خلقت اولیه است. با این توضیح : منظور این است که اولین موجود از این نسل خاکی (که حضرت آدم می باشد) اصل خلقت او خاک است یعنی خداوند با تغییر و تحولاتی در خاک , صورتی آفرید و آنگاه از روح خود در آن دمید و موجودی به نام حضرت آدم خلق شد. ... .روشن است که خداوند به خاک خاصیت های مختلفی عطا کرده است که می تواند چیزهای مختلفی را با رنگ و شکل های مختلفی از خود بروز دهد و این مطلب در حقیقت به شگفتی های خلقت برمی گردد .
آنچه در مورد اصل خلقت انسان از خاک، در متون دینی وارد شده است به معنی خلقت اولیه است. با این توضیح : منظور این است که اولین موجود از این نسل خاکی (که حضرت آدم می باشد) اصل خلقت او خاک است یعنی خداوند با تغییر و تحولاتی در خاک , صورتی آفرید و آنگاه از روح خود در آن دمید و موجودی به نام حضرت آدم خلق شد. ... .
روشن است که خداوند به خاک خاصیت های مختلفی عطا کرده است که می تواند چیزهای مختلفی را با رنگ و شکل های مختلفی از خود بروز دهد و این مطلب در حقیقت به شگفتی های خلقت برمی گردد . و از طرف دیگر وجود این خاصیت عجیب و غریب در خاک، منافاتی با اختلاف مراتب و تفاوت مراتب وجودی آن مخلوقاتی که از خاک به وجود می آیند ندارد , یعنی هم پذیرفتنی است که ریشه و اصل و حقیقت همه اینها از خاک است و هم قابل قبول است که هر کدام از آنها دارای نوعی جداگانه از قوه و استعداد و کمالات ذاتی ... می باشند.
و بعلاوه اراده خداوند بر این تعلق گرفته است که از میان چیزهایی مختلفی که از خاک بوجود می آیند به بعضی قوه اختیارو اراده را عنایت فرماید که در نتیجه آنها مکلف باشند و بعضی از این موهبت برخوردار نباشند به عبارت دیگر مکلف بودن انسانها به خواص خاک مربوط نمی شود بلکه به اراده خداوند و روح الهی که در انسان دمیده شده مربوط می شود
با دقت در ایات قرانی روشن مى گردد که تمامى آیات قرآنى که از خلقت آدم از تراب، و یا گل یا امثال آن خبر مى دهد، همه براین مدعا دلالت مى کند، که خلقت او خصوصیت خاصی داشته است و گرنه دیگر براى آدم مزیتى نمى ماند، که تنها خلقت او را مطرح نموده و بفرماید من او را از خاک یا گل خلق کرده ام..
پس اگر فرموده: إِنِّی خالِقٌ بَشَراً مِنْ طِینٍ و یا مى فرماید: وَ بَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسانِ مِنْ طِین».
همه دلالت دارد بر اینکه خلقت آدم با خلقت سایر افراد بشر و سایر جانداران فرق داشته است و حتی برتری هایی داشته است .
و در سوره حجر آیه ۲۶ مى فرماید: وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ ما انسان را از گل خشکیده که از گل بد بوى آفریده شده بود گرفتیم .
ما انسان را از صلصال (خاک خشکیده اى که به هنگام برخورد با چیزى صدا مى کند) که از حمإ مسنون (گل تیره رنگ و متغیر و بدبو) گرفته شده بود آفریدیم.
- گل تیره و روح خدا.
جالب اینکه از این آیات به خوبى استفاده مى شود که انسان از دو چیز مختلف آفریده شده که یکى در حد اعلاى عظمت، و دیگرى ظاهرا در حد ادنى از نظر ارزش.
جنبه مادى انسان را گل بد بوى تیره رنگ (لجن) تشکیل مى دهد، و جنبه معنوى او را چیزى که به عنوان روح خدا از آن یاد شده است.
و به همین دلیل، قوس صعودى این انسان آن قدر بالا است که بجایى مى رسد که جز خدا نبیند، و قوس نزولیش آن قدر پائین است که از چهار پایان هم پائینتر خواهد شد (بَلْ هُمْ أَضَلُّ) و این فاصله زیاد میان قوس صعودى و نزولى خود دلیل بر اهمیت فوق العاده این مخلوق است.
و نیز این ترکیب مخصوص دلیل بر آن است که عظمت مقام انسان به خاطر جنبه مادى او نیست، چرا که اگر به جنبه مادیش باز گردیم لجنى بیش نمى باشد..
این روح الهى است که با استعدادهاى فوق العاده اى که در آن نهفته است و مى تواند تجلیگاه انوار خدا باشد، به او اینهمه عظمت بخشیده و براى تکامل او تنها راه این است که آن را تقویت کند و جنبه مادى را که وسیله اى براى همین هدف است در طریق پیشرفت این مقصود به کار گیرد .
لازم به ذکر است که قبل از آفرینش انسان، دسته ای از موجودات جاندار و بى جان (مانند سنگ، گیاه و حیوان) وجود داشته اند که هر کدام با ویژگى هاى خاصى در این جهان، به صورت ایستا یا متحرک، آفریده شده بودند. از سوى دیگر موجودات غیرمادى مانند فرشتگان، وجود داشتند که هر کدام با مسئولیت و وظیفه خاصى، نقشى در جریان حیات این دنیا ایفا مى کردند. علاوه بر آن دو گروه، خداوند متعال انسان را با اختیارات گسترده تر، آفرید، به طورى که با بهره بردارى از امکانات جهان هستى، توانایى حضور در عرصه هاى مختلف را داشته باشد و امکان سقوط به پایین ترین درکات تا صعود به بالاترین درجات مراتب کمال براى او وجود داشته باشد. به گونه اى که بتواند با اختیار خود پست تر از حیوان گردد و یا لیاقت تعلیم فرشتگان را داشته باشد.
چنان که قرآن مجید در معرفى انسان هاى پست مى فرماید: «أُولئِکَ کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِکَ هُمُ الْغافِلُونَ» اعراف (۷)، آیه ۱۷۹ . «آنان همانند چهارپایان بلکه گمراه ترند. (آرى ) آنها همان غافل ماندگانند».
و از سوى دیگر خداوند متعال حضرت آدم(ع) را به عنوان نماد آدمیت به مقامى رساند که معلم فرشتگان شد. «قالَ یا آدَمُ أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمائِهِمْ» بقره (۲)، آیه ۳۲ . «فرمود: اى آدم! ایشان (فرشتگان ) را به اسامى آنان خبر ده».
با این بیان جواب قسمت اخر سوال هم روشن شد .

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.