خواستگاری - قسمت دوم (دفتر۴۷ پرسش ها و پاسخ ها) ۱۳۹۲/۴/۲۶ - ۵۱۸۳ بازدید

خواستگاری - قسمت دوم (دفتر۴۷ پرسش ها و پاسخ ها)






ارتباط قبل از خواستگارى

پرسش ۳۷. دخترى
هستم ۲۰ساله دانشجوى کامپیوتر در چت با یک دانشجوى دکتر آشنا شدم یک جلسه به
شهر ما آمد و همدیگر را در پارک با اطلاع مادرم دیدیم و در مورد ازدواج و
معیارها با هم صحبت کردیم ایشان اصرار دارن قبل از ازدواج همدیگر را ببینیم و
بشناسیم. من به دیدن او بروم او هم همین طور. نمى&#۸۲۰۲;&#۸۲۰۲;خواهد
به صورت خیلى رسمى در مراحل خواستگارى همدیگر را بشناسیم. حال شما به من چه
توصیه&#۸۲۰۲;اى مى&#۸۲۰۲;کنید آیا این رابطه قبل ازدواج از نظر شرعى درست است؟

در ابتدا یادآورى
چند نکته ضرورى است:

الف. داشتن شناخت
از شریک زندگى و همسر آینده ضرورت دارد؛ ولى چگونگى آن از اهمیت بیشترى
برخوردار است به گونه&#۸۲۰۲;اى که وقتى نحوه ارتباط صحیح نباشد به اصل مسئله آسیب
مى&#۸۲۰۲;رساند. چه بسا براى حفظ امور مهم&#۸۲۰۲;تر و حیاتى&#۸۲۰۲;تر، باید حتى از ارتباط چشم
پوشید.

حضرت على
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; مى&#۸۲۰۲;فرماید: «لَیْسَ العاقِلُ مَنْ
یَعْرِفُ الخَیْرَ مِنَ الشَّر، ولکنّ العاقِلَ مَنْ یعْرِفَ خَیْرَ
الشَرَّینْ»
[۱]؛
«خردمند کسى نیست که بتواند بین خیر و شرّ، خیر را تشخیص دهد و انتخاب کند بلکه
خردمند کسى است که بین دو شرّ، آنچه شرّش کم&#۸۲۰۲;تر است برگزیند. از فرد تحصیل
کرده&#۸۲۰۲;اى چون شما انتظار مى&#۸۲۰۲;رود با دوراندیشى عمل کنید».

ب. ارتباط با جنس
مخالف موضوعى مهم و حساس است و در اکثر قریب به اتفاق موارد به انتقال پیام&#۸۲۰۲;هاى
احساسى، عاطفى و... مى&#۸۲۰۲;انجامد. بنابراین، معیار داورى درباره روابط افراد، به
ویژه ارتباط با جنس مخالف، توجه به مقررات و موازین عقلى و شرعى است. باید در
ارتباط با جنس مخالف دست&#۸۲۰۲;کم به دو نکته اساسى توجه کافى شود:

۱. رعایت حیا و
عفاف که فراتر از پوشش و حجاب است.

۲. تکبر ورزى
دخترانه.

اگر صمیمیت،
رفاقت، محبت و مهرورزى... بنیاد ارتباط با جنس مخالف باشد، این رابطه آسیب&#۸۲۰۲;پذیر
و چراگاه شیطان است. پس دختر در ارتباط با  جنس مخالف باید متکبرانه برخورد کند
تا از آفت&#۸۲۰۲;هاى ارتباط که هر لحظه ممکن است خرمن عفت و پاکى&#۸۲۰۲;اش را به خطر
اندازد، مصون ماند.

امیر مؤمنان على
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; نیز به خاطر شدت پرهیزگارى از سلام کردن به زنان اجتناب
مى&#۸۲۰۲;ورزید. بى&#۸۲۰۲;تردید ما از على (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; زاهدتر و با معنویت&#۸۲۰۲;تر و مطمئن&#۸۲۰۲;تر
نیستیم. وقتى آن حضرت چنین احتیاط مى&#۸۲۰۲;کند، وظیفه ما روشن و بى&#۸۲۰۲;نیاز از توضیح
است.

به نظر ما این
گونه ارتباطات دختر و پسر شرعى نیست و به صلاح دختر و پسر نیست اگر واقعا دختر
و پسرى تصمیم به ازدواج دارند، بهترین راه مطرح کردن مسئله از طریق خانواده است
و سپس در قالب عقد و ایجاد تعهد و پاى&#۸۲۰۲;بندى به آداب و رسوم و مقررات و سپس
نامزدى و... که همه مى&#۸۲۰۲;توانند به صورت مشروع انجام گیرد.

بر اساس گفته&#۸۲۰۲;هاى
فوق و تجارب مشورتى ما پیشنهادى که ایشان به شما نموده است بسیار مشکوک به نظر
مى&#۸۲۰۲;رسد. به نظر ما به هیچ وجه پیشنهاد ایشان را نپذیرید و به ایشان بگویید در
صورتى که مایل به ازدواج هستند از طریق خانواده و روش معمول استفاده کنند و اگر
نپذیرفتند، به پیشنهاد و اظهار تمایل ایشان براى ازدواج به دیده تردید و شک
بنگرید.

ما نیز با شما هم
عقیده هستیم که زن و مرد باید همدیگر را بشناسند و بعد از شناخت ازدواج نماید
ولى راه شناخت آن نیست که مستقیم و دور از نگاه دیگران به گفتگو بپردازید در
حالى که از تعهد و ایمان و وضعیت خانوادگى او هیچ اطلاعى ندارید. پس ابتدا از
لیاقت طرف اطمینان پیدا کنید و آن گاه دل ببازید و اوقات شیرین با هم بودن را
آغاز نمایید و بدون احراز  شرایط، دیدار و خوش بودن معنا نخواهد داشت و عاقبت
آن جز گرفتارى نخواهد بود.

 


استخاره در ازدواج

پرسش ۳۸ . من
دخترى ۲۴ساله هستم و الآن خواستگارى دارم ۳۰ساله، استخاره کردم که متوسط در
آمده است حالا من دو دل شده&#۸۲۰۲;ام که آیا با این آقا ازدواج کنم یا نه؟ و سؤال
دیگر این که آیا در مورد ازدواج باید استخاره انجام داد یا نه؟ بعضى&#۸۲۰۲;ها سفارش
مى&#۸۲۰۲;کنند پیش دعانویس بروم آیا درسته؟!

در ابتدا باید
دانست که استخاره حکم شرعى نیست که عمل به آن واجب باشد، بلکه مى&#۸۲۰۲;توان از آن
چشم پوشید به ویژه در مسائل مهم زندگى مانند ازدواج که بهتر است با توکل به
خداو مشورت و تحقیق اقدام کرد. اما جهت توضیح بیشتر توجه شما را به مطالب زیر
جلب مى&#۸۲۰۲;کنیم:

«استخاره» در لغت،
به معناى طلب خیر از خداوند متعال است که دانا به امور و عواقب کارها است. در
کنار این معنا، گاهى استخاره در هنگام تحیّر است که همراه با دعا و درخواست از
خداوند متعال به کار برده مى&#۸۲۰۲;شود. این نوع استخاره معمولاً با تسبیح و قرآن
انجام مى&#۸۲۰۲;شود. در روایات، استخاره به معناى طلب خیر از خداوند متعال، بسیار
مورد سفارش قرار گرفته است، و ائمه&#۸۲۰۲;اطهار (علیهم&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; ترغیب کرده&#۸۲۰۲;اند
کارهاى خود را بر اساس استخاره انجام دهند.

امام صادق
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; نیز فرموده است: «کُنَّا نَتَعَلَّمُ
الاِسْتِخَارَةَ کَمَا نَتَعَلَّمُ السُّورَةَ مِنَ الْقُرْآنِ ثُمَّ قَالَ مَا
أُبَالِى إِذَا اسْتَخَرْتُ اللَّهَ عَلَى أَیِّ جَنْبِی وَقَعْتُ»
[۲]؛
«ما استخاره را آموزش مى&#۸۲۰۲;دهیم، همان گونه که سوره قرآن را آموزش مى&#۸۲۰۲;دهیم. سپس
فرمود: آن گاه که استخاره کردم، باکى ندارم که چه بر من واقع مى&#۸۲۰۲;شود». دلیل این
امر را بایست در این نکته جست و جو کرد که استخاره&#۸۲۰۲;کننده، خود را به خدا سپرده
و خداوند متعال نیز به خیر او آگاه&#۸۲۰۲;تر است. بنابراین در صورت عمل بر اساس
استخاره، هر اتفاقى که بیفتد، باید ایمان داشته باشد که خیر او در آن بوده است.
اما طریقه استخاره در روایات، متفاوت و متنوع است؛ غسل استخاره، نماز استخاره،
دعاهاى متعدد و مختلف براى استخاره در حالات و ساعات متعدد و استخاره با قرآن
یا تسبیح، از جمله روش&#۸۲۰۲;هاى استخاره است. از آنجا که معناى اصلى استخاره، طلب
خیر از خداوند متعال است، بهترین روش آن، «دعا» است؛ زیرا در حقیقت استخاره
نوعى دعا و طلب خیر از پیشگاه خداوند متعال است که عالم به همه امور است و خیر
و شرّ ما نیز در دست او است. دعاهاى متعددى براى استخاره نقل شده از جمله:

امام باقر
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; مى&#۸۲۰۲;فرماید: «من هرگاه در کار مهمى اراده استخاره دارم؛ در حال
نشسته صد بار با دعاى زیر، از خدا طلب خیر مى&#۸۲۰۲;کنم. اما براى خرید چیزى و کارهاى
شبیه آن سه بار این دعا را در حال نشسته مى&#۸۲۰۲;خوانم:
«اللَّهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُکَ بِأَنَّکَ عَالِمُ الْغَیْبِ وَ الشَّهَادَةِ
إِنْ کُنْتَ تَعْلَمُ أَنَّ کَذَا وَ کَذَا خَیْرٌ لِى فَخِرْهُ لِى وَ
یَسِّرْهُ وَ إِنْ کُنْتَ تَعْلَمُ أَنَّهُ شَرٌّ لِى فِى دِینِى وَ دُنْیَاىَ
وَ آخِرَتِى فَاصْرِفْهُ عَنِّى إِلَى مَا هُوَ  خَیْرٌ لِى وَ رَضِّنِى فِى
ذَلِکَ بِقَضَائِکَ فَإِنَّکَ تَعْلَمُ وَ لاَ أَعْلَمُ وَ تَقْدِرُ وَ لاَ
أَقْدِرُ وَ تَقْضِى وَ لاَ أَقْضِى إِنَّکَ عَلاَّمُ الْغُیُوب»
[۳]؛
«خدایا از درگاه تو خواستارم که تو آگاه به پنهان و آشکار هستى اگر در کارى که
در نظر دارم خیر و خوبى مى&#۸۲۰۲;دانى پس آن را براى من فراهم بساز و آسان گردان و
اگر در آن شر و بدى در دین و دنیا و آخرتم مى&#۸۲۰۲;دانى پس آن را از من دور گردان به
سوى آنچه براى من خیر است و مرا راضى به آن قرار بده. همانا تو مى&#۸۲۰۲;دانى و من
نمى&#۸۲۰۲;دانم و تو مى&#۸۲۰۲;توانى و من نمى&#۸۲۰۲;توانم و فرمان مى&#۸۲۰۲;دهى و پایان مى&#۸۲۰۲;بخشى و من
پایان بخش نیستم، همانا تو داناى به هر پنهان&#۸۲۰۲;ها هستى».

در صحیفه سجادیه
آمده است: «اللَّهُمَّ إِنِیِّ أَسْتَخِیرُکَ
بِعِلْمِکَ، فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اقْضِ لِی بِالْخِیَرَةِ؛ وَ
أَلْهِمْنَا مَعْرِفَةَ الاِخْتِیَارِ، وَ اجْعَلْ ذَلِکَ ذَرِیعَةً إِلَى
الرِّضَا بِمَا قَضَیْتَ لَنَا وَ التَّسْلِیمِ لِمَا حَکَمْتَ فَأَزِحْ عَنَّا
رَیْبَ الاِرْتِیَابِ، وَ أَیِّدْنَا بِیَقِینِ الْمُخْلِصِینَ. وَ لاَ
تَسُمْنَا عَجْزَ الْمَعْرِفَةِ عَمَّا تَخَیَّرْتَ فَنَغْمِطَ قَدْرَکَ، وَ
نَکْرَهَ مَوْضِعَ رِضَاکَ، وَ نَجْنَحَ إِلَى الَّتِى هِیَ أَبْعَدُ مِنْ
حُسْنِ الْعَاقِبَةِ، وَ أَقْرَبُ إِلَى ضِدِّ الْعَافِیَةِ؛ حَبِّبْ إِلَیْنَا
مَا نَکْرَهُ مِنْ قَضَائِکَ، وَ سَهِّلْ عَلَیْنَا مَا نَسْتَصْعِبُ مِنْ
حُکْمِکَ؛ وَ أَلْهِمْنَا الاَْنْقِیَادَ لِمَا أَوْرَدْتَ عَلَیْنَا مِنْ
مَشِیَّتِکَ حَتَّى لاَ نُحِبَّ تَأْخِیرَ مَا عَجَّلْتَ، وَ لاَ تَعْجِیلَ مَا
أَخَّرْتَ، وَ لاَ نَکْرَهَ مَا أَحْبَبْتَ، وَ لاَ نَتَخَیَّرَ مَا کَرِهْتَ.
وَ اخْتِمْ لَنَا بِالَّتِى هِیَ أَحْمَدُ عَاقِبَةً، وَ أَکْرَمُ مَصِیراً،
إِنَّکَ تُفِیدُ الْکَرِیمَةَ، وَ تُعْطِى الْجَسِیمَةَ، وَ تَفْعَلُ مَا
تُرِیدُ، وَ أَنْتَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ»
[۴].

یکى از روش&#۸۲۰۲;هاى
استخاره، استخاره با قرآن است. در روایات به این نوع  روش نیز در کنار روش&#۸۲۰۲;هاى
دیگر اشاره شده است.

در روایتى آمده
است: «الْیَسَعِ الْقُمِّیِّ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی
عَبْدِاللَّهِ (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; أُرِیدُ الشَّیْءَ وَ أَسْتَخِیرُ اللَّهَ فِیهِ
فَلاَ یُوَفَّقُ فِیهِ الرَّأْیُ إِلَى أَنْ قَالَ فَقَالَ: افْتَتِحِ
الْمُصْحَفَ فَانْظُرْ إِلَى أَوَّلِ مَا تَرَى فَخُذْ بِهِ إِنْ شَاءَ
اللَّهُ»
[۵]؛
«الیسع قمى مى&#۸۲۰۲;گوید: به امام صادق (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; عرض کردم: کارى مى&#۸۲۰۲;خواهم
انجام دهم و در آن کار از خدا نیز استخاره مى&#۸۲۰۲;کنم؛ اما به نظر ثابتى موفق
نمى&#۸۲۰۲;شوم. آن حضرت فرمود: قرآن را بگشا و به نخستین آیه که مى&#۸۲۰۲;بینى نگاه کن و آن
را بگیر که اگر خدا بخواهد [خیر تو در آن است] اما درباره چگونگى فهم خیر از
آیات قرآن، دعاهاى مختلفى وارد شده که یکى از آنها به پیامبر گرامى اسلام
(صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲;منسوب است. آن حضرت مى&#۸۲۰۲;فرماید: هنگامى که خواستى به کتاب
خدا استخاره کنى و از تحیّر بیرون بیایى، سه بار سوره اخلاص (توحید) را بخوان و
سه صلوات بر پیامبر اکرم و آل او بفرست» سپس قرآن را باز کن و بدون این که خطوط
و صفحات را بشمارى، از خط اول عاقبت کار را بخوان»[۶].

روش استخاره :

اما درباره
استخاره و روش آن، رعایت پنج نکته ضروررى است:

۱. استخاره
هیچ&#۸۲۰۲;گاه جاى اندیشه و مشورت را نمى&#۸۲۰۲;گیرد؛ بلکه استخاره پس از اندیشه و مشورت
است؛ یعنى، هر کارى را که مى&#۸۲۰۲;خواهیم انجام بدهیم، ابتدا باید درباره آن
بیندیشیم و سود و زیان آن را بسنجیم. در مرحله  دوم با کسانى که در آن موضوع
صاحب&#۸۲۰۲;نظرند مشورت کنیم و آن گاه یکى از دعاهاى استخاره را تلاوت کنیم و اگر
تحیّر ما برطرف نشد، با قرآن استخاره کنیم.

۲. به رغم این که
امروزه، استخاره با قرآن رواج بیشترى دارد؛ اما باید دقت کرد که هر کس حق ندارد
فهم خود را بر قرآن تحمیل کند و بر اساس برداشت خود از قرآن و آیات آن عمل
نماید. بهتر است در استخاره با قرآن، از علماى آشنا با قرآن، کمک گرفت تا خداى
ناکرده دچار اشتباه کارى در فهم قرآن و تحمیل آنها به قرآن نشد؛ زیرا
الهام&#۸۲۰۲;گیرى از آیات قرآن، کار آسانى نیست و نیاز به کسانى است که آگاهى و
آشنایى تخصصى نسبت به قرآن دارند. پس نمى&#۸۲۰۲;توان به خوب و بدى که در بالاى بعضى
از قرآن&#۸۲۰۲;ها نوشته شده اعتماد کرد.

۳. خواندن دعاى
استخاره براى هر کارى توصیه شده است؛ زیرا خیر ما به دست خداوند متعال است و ما
در هر کارى، باید خیر خود را از او بخواهیم. در این صورت استخاره با قرآن،
نباید به صورت عادت و روش دائمى درآید و جایگزین اندیشه و مشورت و تحقیق شود.

۴. همان گونه که
در انجام دادن واجبات و ترک محرمات، استخاره نباید کرد؛ در کارهایى که عقل آنها
را تأیید مى&#۸۲۰۲;کند و همه شواهد و قرائن به خوبى آن گواهى مى&#۸۲۰۲;دهند نیز نباید
استخاره کرد.

۵. استخاره به
معناى طلب خیر از خداوند متعال است؛ اما تفأل به معناى فهم عاقبت کارها است. به
این دلیل در روایتى از تفأل زدن به قرآن نهى شده است:
«عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; قَالَ: لاَ تَتَفَألْ
بِالْقُرْآنِ»
[۷]؛
«امام صادق (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;مى&#۸۲۰۲;فرماید:  به قرآن تفأل نزنید». بر این اساس فهم
عاقبت امور و استنباط آن، تنها بر اهلش میسر است و هر کسى نمى&#۸۲۰۲;تواند از قرآن به
چنین استنباطى برسد؛ زیرا اگرچه استنباط عاقبت از آیات قرآن، براى کسى که اهلش
باشد امکان دارد، اما همه&#۸۲۰۲;کس را بدان راه نیست. پس اکثریت مردم در همان حد
استخاره با قرآن، باید توقف کنند و اهل معرفت مى&#۸۲۰۲;توانند به عواقب امور نیز پى
ببرند.

عمل به استخاره از
لحاظ شرعى واجب نیست اما خوب است احترام آن را رعایت کرد و پس از گذشت مدتى با
دادن صدقه یا با مشورت بیشتر به نتیجه قطعى رسیدید بدون دغدغه ازدواج کنید و یا
براى اطمینان خاطر یک بار دیگر استخاره بگیرید.

بسیارى از
خانواده&#۸۲۰۲;ها براى ازدواج به استخاره روى مى&#۸۲۰۲;آورند در حالى که اگر شواهد و دلائل
کافى براى صلاحیت فرد پیدا کردید در اینجا استخاره ضرورت ندارند. حضرت امام
خمینى(ره) براى ازدواج استخاره نمى&#۸۲۰۲;کردند و مى&#۸۲۰۲;فرمودند: ازدواج استخاره ندارد.

نکته دیگر آن که
اگر کسى پس از استخاره خواست برخلاف آن عمل کند. در صورتى که شرایط عمل مورد
نظر تغییر نکرده باشد، مى&#۸۲۰۲;تواند با دادن صدقه قابل توجه واطعام جمعى از مؤمنین،
به خواسته خود جامعه عمل بپوشاند (مطلب اخیر برگرفته از فرمایش حضرت آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲;
بهجت است).

در پایان گفتنى
است؛ تأثیر دعا امرى مسلم و حتمى است؛ چه خود انسان دعا کند و یا دیگرى را شفیع
در دعا قرار دهد. ولى باید به افراد قابل اعتماد  مراجعه کرد و از کسانى که به
دنبال شهرت و سودجویى نیستند بهره گرفت.

در مورد
دعانویس&#۸۲۰۲;ها؛ باید دانست که بسیارى از این افراد شیادانى هستند که از عقاید مردم
سوء استفاده مى&#۸۲۰۲;کنند. بنابراین باید در برخورد با آنان هشیار بود. براى دعا به
درگاه خداوند نیازى به واسطه و دعانویس نیست؛ بلکه هر کس مى&#۸۲۰۲;تواند براى رفع
مشکلات خود به درگاه او عرض حاجت نماید و از اعمال نیک براى تقرب به درگاه
خداوند بهره ببرد. مگر آن که به افراد وارسته و اهل دل دسترسى داشته باشیم که
به طور یقین دعاى آنان و نفوذ کلام آنان تأثیر ویژه&#۸۲۰۲;اى دارد.

گفتنى است؛ بسیارى
از این گونه افراد، با تجربه&#۸۲۰۲;اى که در قیافه شناسى دارند بسیارى از حالات مشترک
را مطرح مى&#۸۲۰۲;کنند که تصور مخاطب این است که آنها خبر دقیق دارند. در حالى که
تشخیص این گونه امور از چهره افراد بستگى به تجربه دارد و همیشگى نیست.

گفتنى است رجوع به
دعانویس&#۸۲۰۲;ها در سنت و سیره پیامبر (صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; و امامان
(علیهم&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; نبوده و بزرگان دین هیچ گونه توصیه&#۸۲۰۲;اى در این باره ندارند، لذا
بهترین روش هم تعقل و تدبیر شخصى و مشورت با خردمندان و توکل بر خدا و پرداخت
صدقه و خواندن دعاهاى معتبر است.

 


روش تحقیق

پرسش ۳۹. براى
خواستگارى چگونه از طرف مقابل و ویژگى&#۸۲۰۲;هاى ادعا شده اطمینان حاصل کنیم؟

همسر ایده&#۸۲۰۲;آل از
صفاتى باید برخوردار باشد که هر صفتى از راهى خاص  احراز مى&#۸۲۰۲;گردد؛

۱. تحقیق و بررسى
از خانواده و چگونگى روابط خانوادگى و فامیلى، ویژگى&#۸۲۰۲;هاى تربیتى و فرهنگى او را
نشان مى&#۸۲۰۲;دهد.

۲. تحقیق و
شناسایى دوستان و نزدیکان و رفقاى صمیمى در محل زندگى و سکونت، محل درس و محل
کار از وضعیت اجتماعى و سلیقه&#۸۲۰۲;هاى او خبر مى&#۸۲۰۲;دهد.

۳. گفتگوى مستقیم
و تحت نظارت خانواده&#۸۲۰۲;هاى دو طرف زمینه اطلاع یافتن از نقطه نظرات او درباره
مسائل مختلف را فراهم مى&#۸۲۰۲;آورد و آنچه در آینده مى&#۸۲۰۲;تواند در زندگى مشترک
تأثیرگذار باشد و نیز آگاهى یافتن از طرز تفکر او درباره دین و ضرورت دیندارى
مشخص مى&#۸۲۰۲;شود.

بى&#۸۲۰۲;تردید اگر دختر
و پسر قبل از آگاهى از اصالت خانوادگى، میزان اعتقاد فردى و خانوادگى و شناخت
خصایص جسمى و روانى (سابقه&#۸۲۰۲;هاى بیمارى خانوادگى و...)، به سراغ شناخت پیام&#۸۲۰۲;هاى
محبت آمیز بروند و به گفت و گو بپردازند، به احتمال زیاد به ازدواج نسنجیده
منتهى مى&#۸۲۰۲;شوند؛ چرا که ریسمان عشق و احساسات را نمى&#۸۲۰۲;توان به آسانى گسست. البته
عشقى که با تعقّل و تفکّر بیگانه است نتیجه&#۸۲۰۲;اى جز سردرگمى ندارد: بنابراین باید
ویژگى&#۸۲۰۲;هاى گفت و گوى خواستگارى را به خوبى بازشناخته و بر اساس آن اقدام شود.

 


اعتیاد خواستگار

پرسش ۴۰ . کسانى
تعریف مى&#۸۲۰۲;کردند که قبل از عقد آزمایش داده&#۸۲۰۲;اند و پسر سالم بوده ولى بعد از عقد
متوجه شده&#۸۲۰۲;اند که معتاد است... پس چگونه  متوجه شویم که شخص سالم است؟ حتى در
طى گفتگو هم ممکن است فیلمش را خوب بازى کند....

شناسایى افراد
معتاد مى&#۸۲۰۲;تواند از راه&#۸۲۰۲;هاى مختلفى صورت بگیرد که به برخى از آن&#۸۲۰۲;ها اشاره
مى&#۸۲۰۲;کنیم و امیدواریم با ارائه آن&#۸۲۰۲;ها مسیر صحیح و به دور از اشتباهى را فرا روى
شما بگشاییم:

تحقیقات و
بررسى&#۸۲۰۲;هاى متعارف مى&#۸۲۰۲;تواند شامل تحقیق و بررسى از خانواده و چگونگى روابط
خانوادگى و فامیلى صورت بگیرد چون هر فردى تحت تأثیر محیط خانواده به دنیا آمده
و رشد کرده است و از آن فضاى فرهنگى و اجتماعى تأثیرپذیر بوده و هست. گفتنى است
تحقیق و شناسایى دوستان و نزدیکان و رفقاى صمیمى در محل زندگى و سکونت، محل درس
و محل کار مى&#۸۲۰۲;تواند به شما کمک مفیدى داشته باشد.

هر فردى که در
روند زندگى و شخصیت خود دچار انحراف شده و عملکرد غیرطبیعى داشته باشد داراى
علایم و ویژگى&#۸۲۰۲;هاى خاصى خواهد بود. معتاد نیز از این ویژگى&#۸۲۰۲;ها مستثنى نمى&#۸۲۰۲;باشد
در این قسمت به علایم شناسایى انسان معتاد مى&#۸۲۰۲;پردازیم؛

۱. معتادان به طور
معمول از مراسم فامیلى و عمومى دورى مى&#۸۲۰۲;جویند، زیرا مى&#۸۲۰۲;خواهند احوالشان بر آنان
معلوم نشود.

۲. افراد معتاد
معمولاً دچار کاهش وزن مى&#۸۲۰۲;شوند، چون تمایل به خوردن صبحانه، شیر، بستنى و ترشى
ندارند، زیرا اگر نشئه باشند، خوردن این مواد نشئگى آنان را از بین مى&#۸۲۰۲;برد.

۳. ساعت خواب
معتاد، متغیر است و ناخواسته طولانى مى&#۸۲۰۲;شود.

۴. به ورزش و
کارهاى جسمانى، علاقه&#۸۲۰۲;اى نشان نمى&#۸۲۰۲;دهند.

۵. مطالب بیجا و
نامناسب زیاد مى&#۸۲۰۲;گوید.

۶. حالت چرت مکرر
دارد.

۷. به کار، شغل و
خانواده بى&#۸۲۰۲;علاقه مى&#۸۲۰۲;شود.

۸. چون اعتیاد خود
را مى&#۸۲۰۲;خواهند بپوشانند، اغلب دروغ مى&#۸۲۰۲;گویند و به تدریج به دروغگویى عادت
مى&#۸۲۰۲;کنند.

۹. بى&#۸۲۰۲;دلیل پول
خرج مى&#۸۲۰۲;کنند.

۱۰. تا یک ساعت پس
از مصرف موادمخدر، بدنشان خارش مى&#۸۲۰۲;گیرد، مخصوصا در پا، ران و کشاله ران.

۱۱. دچار آبریزش
بینى و عطسه و خمارى مى&#۸۲۰۲;شوند.

۱۲. وسایل
غیرمتعارف مثل زرورق سیگار، لوله خودکار و گاه سرنگ در جیب او پیدا مى&#۸۲۰۲;شود.

۱۳. بیشتر با
افراد مشکوک و ناباب رابطه برقرار مى&#۸۲۰۲;کنند.

۱۴. دیر سر کار
مى&#۸۲۰۲;روند و هنگام بیدارى صورتى پف&#۸۲۰۲;کرده دارند.

۱۵. از رفتن به
مسافرت امتناع مى&#۸۲۰۲;کنند.

۱۶. از رفتن به
حمام خوددارى مى&#۸۲۰۲;کنند.

۱۷. در روزهایى که
طرح مبارزه با معتادان اجرا مى&#۸۲۰۲;شود، در خانه مى&#۸۲۰۲;مانند.

۱۸. داروهاى مخدر
در خانه نگه مى&#۸۲۰۲;دارند.

۱۹. به تمدید
گواهینامه رانندگى و یا جواز کسب علاقه&#۸۲۰۲;اى ندارند؛ چون مى&#۸۲۰۲;ترسند در معاینه
پزشکى رازشان فاش شود.

۲۰. اندازه مردمک
چشم&#۸۲۰۲;شان تغییر مى&#۸۲۰۲;کند و به همین دلیل از عینک دودى استفاده مى&#۸۲۰۲;کنند.

۲۱. هنگام بازگشت
به خانه عطر مى&#۸۲۰۲;زنند.

۲۲. اصرار دارند
که تنها بیرون بروند.

۲۳. خبر ترک
اعتیاد دیگران را تکذیب مى&#۸۲۰۲;کنند.

۲۴. غیرمتعارف عرق
مى&#۸۲۰۲;ریزند.

 


روش همسریابى

پرسش ۴۱ . راستش ۳
تا از دختراى کلاسمون خوبن. از نظر اخلاقى. از اونجایى که بهترین راه اسلامى
براى خواستگارى ابتدا تحقیق از رفتار طرف مقابل و تحقیق و پرسش از دوستان نزدیک
است. براى یکیشون این کارو کردم. دوستش گفت: صبوره، نماز خونه، روزه مستحبى
مى&#۸۲۰۲;گیره و کلاً خیلى مذهبیه. خوب تا اینجاش از لحاظ اخلاق و ایمان به من
مى&#۸۲۰۲;خوره. دو تا دیگه&#۸۲۰۲;رو تحقیق نکردم اما آشنایى کمى باهاشون دارم. نماز
نمى&#۸۲۰۲;خونن. چادر نمى&#۸۲۰۲;ذارن. اما از لحاظ اخلاقى خیلى خوبن. به هیچ پسرى باج
نمى&#۸۲۰۲;دن. نمى&#۸۲۰۲;ذارن مزاحمشون شن. خیلى با جرأتن. اما خوب طبق حدیث پیامبر
(صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; اولین عامل باید ایمان باشه بعد اخلاق خوب. آیا این فکر
درسته که مى&#۸۲۰۲;شه ازدواج کرد و بعد همسر رو نمازخون کرد؟ آیا نمونه&#۸۲۰۲;هایى سراغ
دارین که بعد از ادواج طرف نمازخون شه؟ اگه نمازخون نشه چى؟ زندگى به هم
مى&#۸۲۰۲;خوره؟ خیلى&#۸۲۰۲;ها مى&#۸۲۰۲;گن زنى که به خاطر خداى خودش نماز نمى&#۸۲۰۲;خونه به خاطر شوهرش
هم نماز نمى&#۸۲۰۲;خونه؟ آیا از لحاظ اسلام ایراد داره هم زمان واسه ۳ نفر تحقیق
کنیم؟ اگه دخترا از این موضوع آگاه شن که یکى اینا رو از بین  چند نفر انتخاب
کرده و به قول امروز یا کشته مردش نشده ناراحت مى&#۸۲۰۲;شن؟ اگه بخوام رو در رو حرف
بزنم بهترین موقع کى هست؟

ازدواج یکى از
مهم&#۸۲۰۲;ترین حوادث زندگى است و نقش اساس در خوشبختى و سعادت یا بدبختى و شقاوت
انسان دارد بنابراین چنین کارى را با ریسک کردن و یا احتمال این که بعدا متدین
مى&#۸۲۰۲;شه و نمازى مى&#۸۲۰۲;خونه و... به نظر مى&#۸۲۰۲;آید کار معقول و منطقى نیست. بنابراین
اگر شما مقید به احکام شرعى و پاى&#۸۲۰۲;بند به دین و مسائل دینى هستید و دوست دارید
در آینده با همسرى متدین زندگى کنید، از همین الان باید ببنید فردى که
مى&#۸۲۰۲;خواهید به عنوان همسر و شریک زندگى خود انتخاب کنید آیا حد نصاب از ایمان و
التزام عملى به احکام شرعى را دارد یا نه؟ اگر مقید نیست و رعایت نمى&#۸۲۰۲;کند چگونه
مى&#۸۲۰۲;خواهید وارد زندگى مشترک با وى شوید؟!

اما این که آیا
احتمال دارد بعد از ازدواج مرتب نماز بخواند یا حجابش را بهتر مراعات کند، این
فقط یک احتمال است. شما باید با دخترى ازدواج کنى که اهل ایمان، حیاء، حجاب و
پاکدامن باشد و نمى&#۸۲۰۲;توان با چنین احتمال و حدسى، زندگى مشترک و آینده خود را
بنا کرد.

اما این که گفتید
آیا نمونه&#۸۲۰۲;هایى سراغ دارید که بعد از ازدواج نمازخون بشه؟ بله هستند افرادى که
تغییر مى&#۸۲۰۲;کنند ولى در مقابل نیز کسانى هستند که بعد از ازدواج وضعیت&#۸۲۰۲;شان بدتر
مى&#۸۲۰۲;شه، هر دو قسمش وجود دارد.

اما این که ایراد
داره که در مورد ۳ نفر تحقیق کنید یا نه؟ هیچ اشکالى نداره ولى بهتر است
تحقیقات خود را به گونه&#۸۲۰۲;اى پیگیرى کنید که کسى از آن اطلاع پیدا نکند.

نکته مهم دیگر آن
که شما باید هر چه زودتر ۱ نفر را انتخاب و بقیه را از ذهن خودت پاک کنى و هرگز
به آنها فکر نکنید شما بعد از این که ۱ نفر را  انتخاب کردید اصلاً در مورد این
که سه گزینه داشته&#۸۲۰۲;اید و شما یکى را انتخاب کردید، با کسى حرف نزنید. بیشتر
جوان&#۸۲۰۲;ها که مى&#۸۲۰۲;خواهند ازدواج کنند گزینه&#۸۲۰۲;هاى مختلفى در نظر دارند یا خانواده
آنها پیشنهاد مى&#۸۲۰۲;دهند در هر حال شما به صورت منطقى تصمیم بگیر و به این مسائل
خیلى لازم نیست فکر کنید.

به نظر مى&#۸۲۰۲;آید اگر
خانواده را در جریان بگذارید تا آنها نیز دختر را ببینن، خانواده او را نیز
ببینند، خیلى بهتر است.

 


آرایش خواستگارى

پرسش ۴۲ .  آرایش
تو جلسه خواستگارى که همه خانومند، کار پسندیده&#۸۲۰۲;اى است؟ منظورم پاى&#۸۲۰۲;بندى به این
رسمه که دختر هیچ جا نباید آرایش کنه. ضمنا چه طوره دختر هم تو جلسه خواستگارى
حرف بزنه؟

اگر منظور آرایش
دختر و حضور در جلسه&#۸۲۰۲;اى که تمام خواستگاران خانم&#۸۲۰۲;ها هستند و نامحرم در آن جلسه
نیست، در این صورت آرایش در حد معمول که بعد از جلسه خواستگارى به راحتى پاک
شود؛ اشکالى ندارد، ولى کارهایى مثل ابرو برداشتن و امثال آن شاید زیبنده نباشد
و بهتر است دختر تا ازدواج نکرده است چنین آرایش&#۸۲۰۲;هایى انجام ندهد؛ البته اگر
آداب و رسوم منطقه&#۸۲۰۲;اى خاص آرایش دختر حتى در چنین جلساتى نشانه بى&#۸۲۰۲;توجهى به عرف
و فرهنگ جامعه یا دلیل بر زیر پاگذاشتن برخى مسایل اخلاقى دانسته یا حمل بر
پررویى و نظایر آن مى&#۸۲۰۲;کنند بهتر است از این آرایش مختصر هم صرف نظر شود.

اما در مورد صحبت
کردن دختر در جلسه خواستگارى باید گفت؛ در برخى خرده فرهنگ&#۸۲۰۲;ها ممکن است صحبت
کردن دخترخانم در جلسه خواستگارى  نشانه بى&#۸۲۰۲;ادبى یا کم&#۸۲۰۲;حیایى یا زیر پاگذاشتن
آداب جلسات خواستگارى شمرده مى&#۸۲۰۲;شود. بنابراین اگر چنین برداشت&#۸۲۰۲;هایى وجود دارد
بهتر است با دقت بیشترى عمل کرده و ضمن کمک گرفتن و مشورت (با فردى که از نظر
سنى از دختر خانم بزرگتر است مثل مادر و خواهر بزرگتر) زمینه را براى صحبت کردن
خود یا بیان آن نکته ضرورى توسط دیگرى فراهم کند.

 


غیبت از دختر

پرسش ۴۳ . یکى از
پسرهاى کلاسمون از یکى از دخترها خواستگارى کرده من هم با مادر این پسر دوست
بودم این خانم به من زنگ زد و درباره این دختر از من پرسید که چه طور دختریه؟
آیا دوست پسر داشته یا نه؟ من هم هر چى مى&#۸۲۰۲;دونستم بهش گفتم که دوست پسر داشته و
چند سال با هم دوست بودند و این که کلاً دختر متینى نیست این دختر هم ظاهرا از
این پسر خوشش نمیاد و جواب رد داده و مادر این پسر با این ازدواج مخالف بود این
ازدواج صورت نگرفت حالا من خیلى ناراحتم و نمى&#۸۲۰۲;دونم آیا کار خوبى کردم که
درباره این دختر همه چیز گفتم یا نه و از نفرین این دختر مى&#۸۲۰۲;ترسم لطفا من را
راهنمایى فرمایید. (همه مى&#۸۲۰۲;دوند این دختر متین نیست).

از جمله مواردى که
فقها، غیبت کردن را جایز شمرده&#۸۲۰۲;اند، در موارد خیررسانى به مشورت&#۸۲۰۲;گیرنده است؛
یعنى، هرگاه مسلمانى در مورد معامله&#۸۲۰۲;اى که با شخص معینى مى&#۸۲۰۲;خواهد انجام دهد و
یا قصد ازدواج با کسى را دارد و در هرصورت به نحوى با فرد مورد نظر کار مهمى
دارد و ارتباط مؤثرى از نظر  شخصى و یا اجتماعى قرار است با او برقرار کند و
طرف مشورت عیبى از آن شخص مى&#۸۲۰۲;داند که اگر بیان نکند آن مسلمان در زحمت و ضرر
مى&#۸۲۰۲;افتد و به او خیانت مى&#۸۲۰۲;کند؛ در این صورت، بیان آن عیب براى چنین شخصى با این
خصوصیات مانعى ندارد. البته در این گونه موارد رعایت کردن دو چیز خوب است:

۱. در صورتى که
ضرر و فساد نگفتن بیشتر از گفتن باشد.

۲. در صورتى بیان
عیب جایز است که راه جلوگیرى از ضرر و فساد و زحمت منحصر در بیان آن باشد ولى
اگر بدون بیان عیب مقصود حاصل شود به فرد مشورت کننده بگوید من صلاح تو را در
این کار و ازدوج نمى&#۸۲۰۲;دانم و او هم به همین مقدار قانع شود و بپذیرد، باید به
همین مقدار اکتفا کرد و از بیان عیب خوددارى نمود.

 


جلسه اول خواستگارى

پرسش ۴۴ . در جلسه
اول خواستگارى در مورد چه چیزى صحبت کنیم؟ چه سؤالى بپرسیم، موضوعات قابل طرح
در این جلسه چه چیزهایى باشد. چگونه بفهمیم که او ایده&#۸۲۰۲;آل زندگى ما است. منظورم
جلسه&#۸۲۰۲;اى است که قبل از عقد دختر و پسر مى&#۸۲۰۲;توانند با هم زندگى کنند؟ لطفا در این
مورد توضیح دهید؟

در ابتدا باید گفت
همسر مورد نظر را نمى&#۸۲۰۲;توان صرفا با طرح چند سؤال، آن هم در یکى دو جلسه،
شناسایى کرد چه این که این جلسات بیشتر جنبه تشریفاتى دارد و طرفین به خاطر
برخوردهاى اولیه ممکن است خیلى خوب  نتوانند همدیگر را ارزیابى کنند لذا علاوه
بر این جلسات گفتگو باید راهکارهاى مطمئن&#۸۲۰۲;ترى را ضمیمه کرد تا مجموعا به یک
نتیجه مطلوب رسید و آگاهانه دست به انتخاب زد به نظر مى&#۸۲۰۲;آید یکى از بهترین
راه&#۸۲۰۲;هاى شناخت همسر، شناخت خانواده او مى&#۸۲۰۲;باشد چه این که او محصول یک خانواده
است و اگر خانواده مناسب باشد تا حدود زیادى مى&#۸۲۰۲;توان به محصولات آن نیز اطمینان
داشت راه شناسایى خانواده استفاده کردن از افراد با تجربه، آگاه و دلسوز و در
عین حال راز دار و امکان&#۸۲۰۲;پذیر است. بنابراین بعد از این که مجموعه&#۸۲۰۲;اى از
اطلاعات را از طریق خانواده و مشورت با افراد قابل اطمینان به دست آوردید آن
گاه نوبت به جلسات حضورى و گفتگو مى&#۸۲۰۲;رسد طبیعى است که اگر این فرآیند به صورت
صحیح و دور از احساسات انجام بگیرد درصد بالایى از اطلاعات لازم را براى انسان
فراهم نموده. در جلسات حضورى بیشتر باید توجه به مسائلى مانند تعادل روحى،
سلامت جسمانى، قیافه ظاهرى و نگاه کلى فرد به زندگى مورد توجه قرار گیرد براى
به دست آوردن تعادل روحى که اهمیت بسیار زیادى دارد باید رفتار فرد را مانند:
نحوه سخن گفتن او، انسجام کلامى او. طریقه نشستن و حرکات او مورد توجه قرار
گیرد اگر در این گونه امور وضعیت عادى داشت تا حدودى مى&#۸۲۰۲;توان به تعادل روحى او
نیز پى برد.

اما موضوعات قابل
طرح در گفت و گوى جلسه خواستگارى، مختلف است؛ زیرا افراد عقیده&#۸۲۰۲;ها، آرزوها و
خواسته&#۸۲۰۲;هاى گوناگون دارند. در نتیجه آنچه که در زندگى براى شما اهمیت ویژه&#۸۲۰۲;اى
دارد و شما براى آن جایگاه و نقش عمده&#۸۲۰۲;اى در نظر گرفته&#۸۲۰۲;اید (مانند سبک زندگى،
توقعات شما از همسر آینده&#۸۲۰۲;تان  و...) را باید حتما مطرح کنید تا نظر طرف
مقابلتان را نیز در رابطه آن بدانید. البته بعضى از مسائل و موضوعات عمومى است
و ضرورت دارد جوانان قبل از ازدواج براى آگاهى یافتن از ویژگى&#۸۲۰۲;هاى جسمانى،
روانى، اخلاقى یکدیگر مطرح کنند و درباره آن&#۸۲۰۲;ها به گفت و گو بنشینند. ناگفته
پیداست، این گونه جلسات حتماً باید تحت اشراف خانواده&#۸۲۰۲;هاى دو طرف صورت گیرد؛
زیرا مذاکره مستقیم و بدون اطلاع خانواده دختر و پسر مطلوب عرف و در اکثر موارد
مورد پسند شرع و عقل نیست و به جاى این که زوج جوان را به حقیقت برساند، مایه
انحراف و مشکلات دیگر مى&#۸۲۰۲;شود. بنابراین در این گونه جلسات مى&#۸۲۰۲;توان درباره مسائل
زیر گفت و گو کرد:

۱. خط مشى کلى
زندگى آینده: براى مثال کسى که مى&#۸۲۰۲;خواهد زندگى&#۸۲۰۲;اش براساس اسلام شود. در این جا
باید از میزان پاى بندى به ارزش&#۸۲۰۲;هاى دینى و اخلاقى با هم به تفاهم برسند.

۲. اهداف زندگى:
هدف&#۸۲۰۲;هایى که هر کدام از پسر و دختر قصد دارند در زندگى آینده&#۸۲۰۲;شان دنبال کنند؛
مانند سقف تحصیلات، موقعیت شغلى، خوب است مورد گفت و گو قرار گیرد. براى مثال
تا چه اندازه به ادامه تحصیل علاقه&#۸۲۰۲;مند است و مشکلات تحصیل را تحمل مى&#۸۲۰۲;کند؟
جایگاه اجتماعى را داراى چه اهمیتى مى&#۸۲۰۲;داند؟ از نظر اقتصادى و مالى به چه سطحى
مى&#۸۲۰۲;اندیشد و حداقل و حداکثر چقدر است؟

۳. چگونگى رابطه
با خانواده و بستگان: براى مثال؛ چه اندازه به رفت و آمد با اقوام و خویشان و
نیز دوستان اهمیت مى&#۸۲۰۲;دهد؟ و بر آن اصرار مى&#۸۲۰۲;ورزد؟ به آداب و رسوم فرهنگى و
اجتماعى رفتار با بستگان چقدر پاى&#۸۲۰۲;بند است؟

۴. خواسته&#۸۲۰۲;ها و
انتظارهاى دو طرف از یکدیگر چیست؟ و تا چه حد حاضرند نسبت به همدیگر گذشت داشته
باشند.

۵. گفت و گو
درباره دورنماى فرزندارى و چندفرزندى و شیوه تربیت فرزندان و مسئولیت تربیت
فرزندان مى&#۸۲۰۲;تواند در ایجاد علاقه به یکدیگر و امید به زندگى آینده بسیار کمک
کند.

۶. نقص&#۸۲۰۲;هاى جسمانى
و بیمارى&#۸۲۰۲;هاى مزمن احتمالى یکدیگر.
 

سؤالات قابل طرح
در جلسه خواستگارى :

ابتدا لازم است
چند نکته یادآورى شود:

۱. در طول جلسات
به تکرّر و گونه&#۸۲۰۲;هاى مختلف سؤالات را بپرسید تا هرگونه اشتباه و یا مخفى&#۸۲۰۲;کارى
آشکار شود.

۲. لازم نیست همه
این سؤالات را عینا بپرسید. سؤالاتى را بپرسید که براى شما مهم باشند و بتوانید
از جواب او نتیجه&#۸۲۰۲;اى بگیرید.

۳. سؤالات به شکلى
مطرح شده تا شما بتوانید همزمان خصوصیات مثبت و منفى را با هم متوجه شوید. ممکن
است از خصیصه منفى شخص سؤال شده باشد ولى شما مى&#۸۲۰۲;توانید با فقدان آن حداقل این
اطمینان را حاصل کنید که فرد به سمت مثبت آن گرایش دارد.

الف.سؤالات مذهبى

۱. سخت&#۸۲۰۲;ترین لحظه
زندگى&#۸۲۰۲;تان چه وقت بوده و شما چه کار کرده&#۸۲۰۲;اید؟ (جزع و فزع، ناشکرى، صبر، توکل
به خدا، ناراحت و پریشان و...).

۲. وقتى همه
راه&#۸۲۰۲;ها به روى شما بسته مى&#۸۲۰۲;شود چه مى&#۸۲۰۲;کنید؟

۳. در مشکلات چه
قدر به ائمه اطهار: توسل مى&#۸۲۰۲;جویید؟ اصلاً چرا توسل مى&#۸۲۰۲;کنید؟ در توسل چه
نتیجه&#۸۲۰۲;اى گرفته&#۸۲۰۲;اید؟

۴. بیشتر چه
مواقعى دعا مى&#۸۲۰۲;کنید؟

۵. با کدام ادعیه
مفاتیح انس دارید؟

۶. در کدام یک از
جلسات مذهبى شهر شرکت مى&#۸۲۰۲;کنید؟ تا چه حد؟

۷. چه اتفاقى
بیفتد نماز را به تأخیر مى&#۸۲۰۲;اندازید یا نمى&#۸۲۰۲;خوانید؟

۸. تا حالا نماز
خواندن را به کسى توصیه کرده&#۸۲۰۲;اید؟

۹. آیا در نماز
جماعت و جمعه شرکت مى&#۸۲۰۲;کنید؟ روز تعطیل (جمعه) را چگونه مى&#۸۲۰۲;گذرانید؟

۱۰. به نظر شما
دادن خمس و زکات چقدر اهمیت دارد؟ آیا تا به حال خمس داده&#۸۲۰۲;اید؟ خانواده&#۸۲۰۲;تان
چقدر مقیّد به دادن خمس هستند؟

۱۱. آیا خود انسان
مى&#۸۲۰۲;تواند احکام و مسائل شرعى را تشخیص دهد؟ (مرجع تقلید)

۱۲. مرجع تقلید
دارید؟ چگونه از احکام شرعى مطلع مى&#۸۲۰۲;شوید؟

۱۳. چه کارهایى را
باید نهى از منکر کرد؟ در چه مسائلى باید امر به معروف کرد؟

۱۴. اگر کسى شما
را امر به معروف و نهى از منکر کرد چه عکس&#۸۲۰۲;العملى نشان مى&#۸۲۰۲;دهید؟

۱۵. به چه
موسیقى&#۸۲۰۲;هایى علاقه دارید؟

۱۶. نظرتان در
مورد برنامه&#۸۲۰۲;هاى رادیو و تلویزیون چیست؟ بیشتر تمایل دارید از کدام برنامه&#۸۲۰۲;ها
استفاده کنید؟

۱۷. در مجالس
عروسى که شرکت مى&#۸۲۰۲;کنید چگونه شادى مى&#۸۲۰۲;کنید؟

۱۸. پوشش را در چه
چیزهایى مى&#۸۲۰۲;دانید؟

۱۹. چه پوششى به
نظر شما حجاب است و مناسب است؟

۲۰. آیا چادر به
نظر شما اصلاً حجاب مناسبى است؟

۲۱. اگر کسى
بى&#۸۲۰۲;حجاب است، بى&#۸۲۰۲;حیا هم هست؟

۲۲. حیا را در چه
چیزى مى&#۸۲۰۲;بینید؟ به نظر شما حیا چیست؟

۲۳. نظر خانواده
شما در مورد پوشش&#۸۲۰۲;تان چیست؟

۲۴. حد نگاه به
نامحرم چقدر است؟ شما چه مى&#۸۲۰۲;کنید؟

۲۵. با دختردایى و
پسردایى&#۸۲۰۲;تان چگونه رفتار مى&#۸۲۰۲;کنید؟

۲۶. در برابر هر
کدام از محارم چه پوششى دارید؟

۲۷. ارتباط با جنس
مخالف تا چه حدودى باید باشد؟

۲۸. چرا باید به
مکان&#۸۲۰۲;هاى زیارتى برویم؟

۲۹. روابطتان با
جنس مخالف در محل کار به چه شکلى است؟

۳۰. آیا پوشش&#۸۲۰۲;تان
در جاهاى مختلف فرق مى&#۸۲۰۲;کند؟

۳۱. اگر جایى شما
را مسخره کنند و یا مجبور باشید، پوشش&#۸۲۰۲;تان را عوض مى&#۸۲۰۲;کنید؟

۳۲. بعضى اوقات
انسان مجبور است پوشش را تابع جمع محیط کند این&#۸۲۰۲;طور نیست؟

۳۳. با زنان و
دختران فامیل چقدر راحت هستید؟ با مردان و پسرهاى فامیل چقدر راحت هستید؟

ب. سؤالات شناخت
یکدیگر (روحیات، سلیقه&#۸۲۰۲;ها و علایق)

خصوصیات اخلاقى

۱. حساس بودن،
کینه&#۸۲۰۲;ورزى، عدم گذشت؛ چه اتفاقى پیش بیاید شما رفت و آمدتان را با کسى کم یا
قطع مى&#۸۲۰۲;کنید؟ با کسى قطع را به دارید؟ به چه  دلیلى؟ از چه رفتارهایى
نمى&#۸۲۰۲;توانید بگذرید؟

۲. با کسى که
رفتار بدى با شما کند چه مى&#۸۲۰۲;کنید؟ آیا کسى در زندگى&#۸۲۰۲;تان هست که او را نبخشیده
باشید؟

۳. دروغ مصلحتى چه
مواقعى جایز است؟

۴. صداقت، چه
جاهایى از نظر شما صداقت، ساده لوحى است؟ تا چه حدى باید صداقت داشت؟

۵. غیبت، چقدر در
غیاب کسى صحبت او را مى&#۸۲۰۲;کنید؟

۶. چنانچه طرف
مقابل&#۸۲۰۲;تان برداشت غلطى از رفتار شما داشت چه عکس&#۸۲۰۲;العملى نشان مى&#۸۲۰۲;دهید؟

۷. معمولاً از چه
کسانى قرض مى&#۸۲۰۲;گیرید؟ این اشخاص چه خصوصیاتى دارند؟

۸. عزّت، خوار
شدن، با قرض گرفتن یا کمک گرفتن از دیگران موافقید؟ آیا در هر موردى از دیگران
کمک مى&#۸۲۰۲;خواهید؟

۹. آیا مشکلات
اقتصادى (تنزل حقوق، بیکارى و قرض) خود را با همسرتان درمیان مى&#۸۲۰۲;گذارید؟

۱۰. عصبانیت، در
مقابل پرخاشگرى دیگران چه مى&#۸۲۰۲;کنید؟ آیا تاکنون کسى حرف بى&#۸۲۰۲;ربطى به شما زده است؟
چه اتفاقى افتاد توضیح دهید. چه برخوردى با آن کرده&#۸۲۰۲;اید؟

۱۱. از چه چیزهایى
خشمگین مى&#۸۲۰۲;شوید؟ آیا دیگران شما را فرد عصبانى قلمداد مى&#۸۲۰۲;کنند؟ چرا؟

۱۲. صبر، لحظات
سخت زندگى را چه مدت مى&#۸۲۰۲;توانید تحمل کنید؟

۱۳. فروتنى؛ اگر
بخواهید انسان&#۸۲۰۲;هاى اطراف خود را اعم از دوستان، فامیل، همکاران از لحاظ خوب
بودن رتبه ۱ تا ۱۰۰ بدهید، به خودتان در بین آنها چه  رتبه&#۸۲۰۲;اى مى&#۸۲۰۲;دهید؟ چرا؟ در
برابر خودخواهى دیگران چه عکس&#۸۲۰۲;العملى نشان مى&#۸۲۰۲;دهید؟

۱۴. تکبر؛ در
مقابل نصیحت و موعظه دیگران چه عکس&#۸۲۰۲;العملى دارید؟

۱۵. حرص، حسادت؛
وضعیت مالى و امکانات خوب یکى از فامیل چه حسى در شما ایجاد مى&#۸۲۰۲;کند؟

۱۶. براى درآمد
بیشتر، چه راه&#۸۲۰۲;هایى در نظر دارید؟ چه درآمدى را کافى مى&#۸۲۰۲;دانید؟

۱۷. بخل، ولخرجى؛
وقتى با دوستان به گردش مى&#۸۲۰۲;روید، آیا شما قبل از همه دست به جیب مى&#۸۲۰۲;شوید؟ آیا
همیشه شما حساب مى&#۸۲۰۲;کنید؟

۱۸. مهارت روابط،
دوست دارید اگر دیر به منزل آمدید همسرتان چه عکس&#۸۲۰۲;العملى نشان بدهد؟ چه طور او
را قانع مى&#۸۲۰۲;کنید و یا در چه صورتى قانع مى&#۸۲۰۲;شوید؟

۱۹. چشم به مال
دیگران؛ پیشرفت اقتصادى خانواده&#۸۲۰۲;تان را چقدر در پیشرفت اقتصادى زندگى خود دخیل
مى&#۸۲۰۲;دانید؟ عدم استقلال = وابستگى، تنبلى.

۲۰. قضاوت یا صبر؛
کسى که مى&#۸۲۰۲;دانید عملى را انجام داده اما انکار مى&#۸۲۰۲;کند چه رفتارى مى&#۸۲۰۲;کنید؟

خصوصیات اخلاقى ـ
اجتماعى

۱. احترام گذاشتن؛
آیا احترام را مانع صمیمیت مى&#۸۲۰۲;دانید؟ آیا باید به بچه&#۸۲۰۲;ها هم احترام گذاشت؟

۲. صله&#۸۲۰۲;رحم؛ با
اقوام خود تا چه حد رفت و آمد دارید؟ فکر مى&#۸۲۰۲;کنید بعد از ازدواج باید بیشتر شود
یا کمتر؟

۳. آداب معاشرت؛
چقدر به احوال&#۸۲۰۲;پرسى در مهمانى&#۸۲۰۲;ها اعتقاد دارید؟

۴. احسان به پدر و
مادر؛ احترام به پدر و مادر را در چه چیزهایى مى&#۸۲۰۲;بینید؟ اگر در مسئله&#۸۲۰۲;اى با پدر
و مادرتان اختلاف داشتید چه مى&#۸۲۰۲;کنید؟

۵. اهل مدارا
بودن؛ با افرادى که با شما هم&#۸۲۰۲;فکر نیستند و مجبورید با آنها باشید چگونه رفتار
مى&#۸۲۰۲;کنید؟

۶. تمرکز؛ در یک
محیط شلوغ چه طور کارتان را انجام مى&#۸۲۰۲;دهید؟

۷. مردم&#۸۲۰۲;دارى؛
چقدر باید به مردم بها داد؟ چقدر کار مردم را راه مى&#۸۲۰۲;اندازید؟

۸. چاپلوسى؛ تحسین
از دیگران با چه دلایلى و چه مقدارى لازم است؟

ج. صفات شخصیتى

۱. ساعات برنامه
روزانه شما چگونه است؟ (ساعت خواب، ساعت بیدارى، موقع صبحانه خوردن، ساعت
مطالعه)

۲. گوشه&#۸۲۰۲;گیرى؛
وقتى براى اولین&#۸۲۰۲;بار به یک جمعى وارد مى&#۸۲۰۲;شوید چه مى&#۸۲۰۲;کنید؟ در جمع فامیل و
دوستان چه مى&#۸۲۰۲;کنید؟

۳. گوینده جمع
معمولاً کیست؟ چقدر مخاطب قرار مى&#۸۲۰۲;گیرید و چقدر مخاطب قرار مى&#۸۲۰۲;دهید؟

۴. اراده و قدرت
تصمیم&#۸۲۰۲;گیرى؛ معمولاً چند درصد تصمیم&#۸۲۰۲;هایتان منجر به عمل مى&#۸۲۰۲;شود؟ چند درصد
تصمیم&#۸۲۰۲;هاى مهم&#۸۲۰۲;تان را خود مى&#۸۲۰۲;گیرید؟ کمک دیگران در تصمیم&#۸۲۰۲;گیرى شما به چه صورت
است؟

۵. پشتکار؛ چند
درصد کارهایتان را به پایان مى&#۸۲۰۲;رسانید؟

۶. زودرنج؛ از دست
چه چیزهایى ناراحت مى&#۸۲۰۲;شوید؟ آیا احساس مى&#۸۲۰۲;کنید چیزهاى زیادى هستند که شما را
ناراحت مى&#۸۲۰۲;کنند؟

۷. مغرور؛ در
تصمیم&#۸۲۰۲;گیرى&#۸۲۰۲;ها چقدر از نظریات دیگران استفاده مى&#۸۲۰۲;کنید؟ چقدر براى کارهایتان
احتمال اشتباه کردن مى&#۸۲۰۲;گذارید؟

۸. دهن بینى؛ چقدر
حرف مردم برایتان مهم است؟ آیا همیشه قضاوت مردم در مورد شما درست بوده است؟

۹. با نشاط؛ اوقات
فراغت خود را به چه چیزهایى اختصاص مى&#۸۲۰۲;دهید؟

۱۰. در مقابل
اشتباه دیگران چگونه برخوردى مى&#۸۲۰۲;کنید؟

۱۱. تا حالا شده
کسى به شما بگوید غیبت شما را کرده است چه عکس&#۸۲۰۲;العملى نشان داده&#۸۲۰۲;اید؟

۱۲. شما از دیگران
چگونه انتقاد مى&#۸۲۰۲;کنید و دوست دارید از شما چگونه انتقاد کنند؟

۱۳. انتقادپذیرى،
خویشتن&#۸۲۰۲;دارى؛ اگر کسى اشتباهات و عیب&#۸۲۰۲;هایتان را به شما گفت چگونه برخورد
مى&#۸۲۰۲;کنید؟ اگر پیش دیگران و به شکل بدى گفت چه مى&#۸۲۰۲;کنید؟

۱۴. خوش&#۸۲۰۲;بینى؛ به
نظر شما آیا با این همه مشکلات و گرفتارى&#۸۲۰۲;ها، مى&#۸۲۰۲;توان به یک زندگى متعادل
امیدوار بود؟ چقدر مى&#۸۲۰۲;توان به وقایع و اتفاقات زندگى خوش&#۸۲۰۲;بین بود؟

۱۵. قاطع بودن؛
وقتى تصمیم آخر را مى&#۸۲۰۲;گیرید، چه عواملى در منصرف شدن شما مى&#۸۲۰۲;تواند دخیل باشند؟

۱۶. بدزبانى و
ترش&#۸۲۰۲;رویى؛ در مقابل کسى که بدزبان است، چه رفتارى مى&#۸۲۰۲;کنید؟ آیا به کسى که
ترش&#۸۲۰۲;روست حق مى&#۸۲۰۲;دهید.

۱۷. قناعت؛ در
صورت گرفتارى مالى در زندگى چگونه خود را تطبیق مى&#۸۲۰۲;دهید؟

۱۸. اگر اتفاقى
براى شما بیفتد که مجبور باشید با نصف درآمد فعلیتان زندگى کنید چه مى&#۸۲۰۲;کنید و
تا چه میزان مى&#۸۲۰۲;توانید خود را با شرایط تطبیق دهید؟

۱۹. تعطیلات آخر
هفته را چه مى&#۸۲۰۲;کنید؟

۲۰. وسایل ارتباط
جمعى چقدر وقت شما را مى&#۸۲۰۲;گیرد؟ (تماشاى تلویزیون، ماهواره،  اینترنت، روزنامه،
مجله، رادیو و...)

۲۱. اگر از دست
کسى دلخور هستید، چگونه ابراز مى&#۸۲۰۲;کنید؟ در مورد آن با کسى صحبت مى&#۸۲۰۲;کنید؟

۲۲. آیا در
خانواده یا دوستان فرد سیگارى دارید؟ نظرتان در این مورد چیست؟

۲۳. تا چه حد به
آراستگى خود در خانه و یا بیرون اهمیت مى&#۸۲۰۲;دهید؟

۲۴. در مهمانى&#۸۲۰۲;ها
تا چه اندازه رعایت حال میزبان را مى&#۸۲۰۲;کنید؟ چه کسى براى رفتن اول پیش&#۸۲۰۲;قدم
مى&#۸۲۰۲;شود؟

۲۵. خجالتى؛ در
جمع چقدر احساس راحتى مى&#۸۲۰۲;کنید؟

۲۶. وقت&#۸۲۰۲;هایى که
در خانه تنها مى&#۸۲۰۲;مانید وقت خود را با چه چیزى پر مى&#۸۲۰۲;کنید؟

۲۷. درک متقابل؛
دوست دارید در مقابل سختى کار شما، همسرتان چه رفتارى داشته باشد؟

۲۸. انتظارات شما
از پدر و مادر من در دوران عقد چیست؟

۲۹. هرکس در
مواقعى از زندگى دچار خستگى کارى یا فکرى مى&#۸۲۰۲;شود، در این مواقع معمولاً چه
مى&#۸۲۰۲;کنید و دوست دارید با شما چگونه رفتار شود؟

۳۰. آرامش و
خونسردى؛ وقتى کسى دچار حادثه&#۸۲۰۲;اى مى&#۸۲۰۲;شود، چه کارى را انجام مى&#۸۲۰۲;دهید؟

۳۱. آینده&#۸۲۰۲;نگرى؛
چقدر در برابر بیمارى&#۸۲۰۲;ها از خود محافظت مى&#۸۲۰۲;کنید؟ آیا پیش&#۸۲۰۲;گیرى مى&#۸۲۰۲;نمایید؟

۳۲. چه چیزهایى در
زندگى شما را ناراحت مى&#۸۲۰۲;کند؟

۳۳. رفیق&#۸۲۰۲;بازى،
وابستگى به والدین؛ در مسافرت&#۸۲۰۲;ها مایلید به غیر از همسرتان چه کسى باشد و چه
کسانى نباشند؟

۳۴. قُد بودن،
سخت&#۸۲۰۲;گیرى؛ چقدر روى حرف خودتان تأکید دارید؟ نظر دیگران  در این زمینه چیست؟

توقع داشتن؛ چقدر
مى&#۸۲۰۲;خواهید دیگران شما را در سختى&#۸۲۰۲;ها و مشکلات درک کنند؟

۳۵. امید داشتن،
خوش&#۸۲۰۲;بینى؛ چقدر به آینده امید دارید؟ چرا؟

در پایان تأکید
مى&#۸۲۰۲;شود که این سؤالات بنا بر اقتضاى محیط، افراد و شرایط تغییراتى مى&#۸۲۰۲;کند و شما
باید با توجه به شرایط خود از این سؤالات استفاده نمایید و از هر بخشى چند سؤال
بیشتر پرسیده نشود.

 


گناه دوران مجردى

پرسش ۴۵ . اگه
بخوام ازدواج کنم آیا لازمه که به خواستگارم بگم قبلاً با کسى دوست بودم یا نه؟
اگه خودش پرسید چى بگم؟ اگه بگم نداشتم دروغ گفتم، احساس مى&#۸۲۰۲;کنم باهاش صادق
نبودم، احتمال این که یه روزى خودش بفهمه نگرانم مى&#۸۲۰۲;کنه و اگه راستش رو بگم که
مسلما هیچ کسى نمى&#۸۲۰۲;تونه این مسئله رو راحت قبول کنه، اگر هم قبول کنه بعدا باعث
عدم اطمینانش به من مى&#۸۲۰۲;شه؟

در این رابطه لازم
است نکات زیر را رعایت کنید:

۱. مطمئن باشید
کار درست آن است که هیچ&#۸۲۰۲;گاه لغزش&#۸۲۰۲;ها و گناهان گذشته خود را به کسى نگویید.
بگذارید آنها بین شما و خدایتان باقى بماند و هرگز نگران این مسئله نباشید.

۲. هر چند کار
گذشته شما گناه بوده، اما خدا هم بسیار مهربان است و گناه افرادى را که از گناه
خود پشیمان هستند مى&#۸۲۰۲;بخشد. لذا با توجه به توبه و  پشیمانى واقعى شما سعى کنید
گذشته را فراموش کنید و به آن فکر نکنید.

۳. اعتراف به گناه
در مقابل دیگران، خود یک گناه است و باید از آن اجتناب شود. انسان باید فقط در
برابر خداوند به گناهان خود اعتراف کند و از هر گونه بازگویى اعمال خلافى که
مرتکب شده، به دیگرى اجتناب نماید و در فرمایشات ائمه معصومین (علیهم&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;
از آن نهى گردیده است.

پیامبر اکرم
(صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; از گناهان پیروان و امت خود بسیار نگران بودند و
فرمودند: «بار خدایا کارى کن که در قیامت به جز تو و من از گناهان گنهکاران امت
من کسى با خبر نشود. پیام آمد: رسول من! حتى در قیامت پرونده گناه گنهکاران امت
تو را به شماى رسول خدا هم نشان نمى&#۸۲۰۲;دهم و شما را از آن با خبر نمى&#۸۲۰۲;کنم»[۸].

در نتیجه اعتراف
به گناه در برابر غیرخداوند خود نوعى گناه است و خداوند دوست ندارد که دیگران
بر این موضوع اطلاع پیدا کنند حتى اگر رسول خدا (صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; باشد.

۴. اعتراف به
ارتباط دوستانه پیش از ازدواج با جنس مخالف در مقابل همسر، عملى کاملاً اشتباه
است چه در زمان خواستگارى و چه پس از ازدواج و تشکیل زندگى مشترک. زیرا با
اعتراف به این کار، اکثریت قریب به اتفاق خواستگارانتان از ازدواج با شما
پشیمان خواهند شد. دخترى که اعتراف به رابطه دوستانه با نامحرم مى&#۸۲۰۲;کند، خود را
از چشم خواستگاران مى&#۸۲۰۲;اندازد و ارزش و اعتبار خود را از بین مى&#۸۲۰۲;برد و در این
موضوع تنها با توبه واقعى و پاى&#۸۲۰۲;بندى به زندگى پاک و سالم با همسرتان صداقتتان
را نزد خدا و همسرتان  اثبات کنید و در این باره جدى باشید و تردید نکنید، در
حالى که اگر گناه خود را مطرح کنید این نوع صداقت آثار منفى بسیار خواهد داشت و
جایگاه واقعى خود را در نزد همسر آینده نخواهید داشت و اعتماد به وفادارى شما
از بین مى&#۸۲۰۲;رود. این کار مى&#۸۲۰۲;تواند پایه&#۸۲۰۲;هاى زندگى زناشویى را سست گرداند. در این
حالت، مرد همیشه از این عمل همسر در گذشته، احساس ناراحتى مى&#۸۲۰۲;کند و نمى&#۸۲۰۲;تواند
آن را نادیده بگیرد. این وضعیت مى&#۸۲۰۲;تواند به استحکام و شیرینى زندگى زناشویى به
شدت آسیب مى&#۸۲۰۲;رساند. شما همواره به دلیل این کار، در مقابل همسر، سرافکنده و
شرمسار خواهید بود و پاسخى براى سرزنش&#۸۲۰۲;هاى احتمالى او نخواهید داشت و نیز آن
جایگاه واقعى را در زندگى مشترک از دست خواهید داد.

لذا توصیه اکید ما
این است که این نوع رازهاى زندگى خود به هیچ&#۸۲۰۲;کس به خصوص همسرتان (حتى پس از
سال&#۸۲۰۲;ها زندگى مشترک) بازگو نکنید. سعى کنید حادثه مزبور را فراموش کنید و
هیچ&#۸۲۰۲;گاه از آن حرفى به میان نیاورید. ضمنا به این نکته توجه داشته باشید که
گفتن این امر، احساس اعتماد و وفادارى را که ضرورى&#۸۲۰۲;ترین امر براى هر ازدواج
است، خدشه&#۸۲۰۲;دار مى&#۸۲۰۲;سازد. نگران بى&#۸۲۰۲;صداقتى&#۸۲۰۲;تان نسبت به شوهر آینده&#۸۲۰۲;تان نباشید. به
هر حال هر انسانى ممکن است زمانى مرتکب یک اشتباه شود و بعد پشیمان گردد. با
پشیمانى واقعى و جدى از یک گناه، عوارض و پیامدهاى آن به کلى مرتفع مى&#۸۲۰۲;شود.

 


صداقت در خواستگارى

پرسش ۴۶ .من
چندبارى خواستگارى رفته&#۸۲۰۲;ام و با خانم&#۸۲۰۲;هاى مختلف صحبت  کرده&#۸۲۰۲;ام. من اعتقاد دارم
که دو طرف باید بشینن و تمام (یا اکثر) ضعف&#۸۲۰۲;ها و ایرادهاى خودشان را به دیگرى
بگن تا فردا مشکلى پیش نیاد براى همین خودم مى&#۸۲۰۲;شینم و بدى&#۸۲۰۲;هاى خودم رو که به
نظرم مى&#۸۲۰۲;رسه شخص مقابل باید بدونه میگم و این انگار حس بدى در طرف مقابل ایجاد
مى&#۸۲۰۲;کنه؛ از طرف دیگه اصلاً دوست ندارم از خودم تعریف کنم مخصوصاً که فکر مى&#۸۲۰۲;کنم
از سفارشات دین ما هم هست که آدم باید خوبى&#۸۲۰۲;هاى خودش رو فراموش کنه و حالا اگه
من توى هر خواستگارى کلى از خودم تعریف کنم و محاسن خودمو بشمارم حتما در روحیه
من تأثیر منفى میذاره. به نظر شما من چه طور صحبت کنم که هم کمال صداقت رو
داشته باشم و هم طرف مقابل برداشت درستى از من پیدا کنه؟

در جلسه خواستگارى
دختر و پسر با توصیف ویژگى&#۸۲۰۲;هاى مثبت و منفى خود در صدد آن هستند که بهتر و
بیشتر همدیگر را بشناسند نه آن که خودستایى و فخرفروشى کرده و یا آبروى خود و
رازهاى زندگى خود را در معرض خطر قرار بدهند، جلسه خواستگارى جلسه معارفه و
آشنایى با روحیات همدیگر است تا تناسب یا عدم تناسب آنها براى یکدیگر روشن شود.

از این رو درباره
چگونگى صحبت کردن در جلسات خواستگارى به نکات زیر توجه شود:

۱. دادن اطلاعات
دروغ ممنوع است و نباید اطلاع غلط و دروغ به طرف بدهید ولى لازم نیست هر راستى
را بیان نمود. چه بسیار سخنان راست و صحیحى که بیان آن موجب فتنه و ایجاد
اختلاف مى&#۸۲۰۲;گردد در آن صورت نباید آن را گفت.

۲. ضمن این که
صداقت لازم است نباید توانمندى&#۸۲۰۲;ها و استعدادها و ویژگى&#۸۲۰۲;هاى ارزشمند خود را
نادیده گرفت و آنها را معرفى نکرد.

۳. نکته مهم این
است که نباید انتظار داشت که پسر یک قهرمان و دختر یک فرشته باشد، بلکه چه بسا
هر کدام کاستى&#۸۲۰۲;هایى در زندگى داشته باشند.

۴. آنچه در ازدواج
شرط است برخوردارى از ایمان و اخلاق و اصالت خانوادگى و سلامت جسمى و روحى و
روانى است نه همترازى در همه رفتارهاى فردى، بلکه براساس اصل تفاوت&#۸۲۰۲;هاى فردى
هیچ دو انسانى نمى&#۸۲۰۲;توانند در تمام جزئیات و رفتارهاى ریز یکسان و شبیه همدیگر
باشند. بنابراین گفته شده اگر ۶۰ تا ۷۰ درصد از ویژگى&#۸۲۰۲;هاى طرف مقابل را پسند
کردید و با شما همتراز است تن به ازدواج بدهید.

۵. در ازدواج یک
نوع خودسازى و گذشت نهفته است از این رو تصمیم بگیرید با کمک همدیگر نقطه
ضعف&#۸۲۰۲;هاى احتمالى را از بین ببرید و به رشد یکدیگر کمک کنید و از تمرکز بر روى
نکات ریز و جزیى خوددارى نمایید.

 


شرط بچه&#۸۲۰۲;دار نشدن

پرسش ۴۷. دخترى
هستم ۲۶ساله، لیسانس کامپیوتر ۲سال پیش پسرى از همکلاسى&#۸۲۰۲;هایم به خواستگارى من
آمد، او فردى است مؤمن، با خانواده، شاغل، مهندس کامپیوتر که داراى&#۸۲۰۲;تمام
خصوصیات خوب براى ازدواج است، ما به هم بسیار علاقه&#۸۲۰۲;مندیم اما مشکلى دارم:
ایشان با داشتن فرزند (حتى یک بچه) به شدت مخالف است و علت آن را دوست نداشتن
بچه&#۸۲۰۲;ها عنوان مى&#۸۲۰۲;کند و شرط ازدواج را نداشتن فرزند تا آخر عمر بیان مى&#۸۲۰۲;کند.
 حال اگر نخواهیم در زندگى مشترکمان بچه&#۸۲۰۲;دار شویم از نظر شرعى مشکلى دارد؟ اگر
شرط ازدواج آن پسر را قبول کنم (چون خودم هم چندان تمایلى به داشتن بچه ندارم)
خداوند بر من خشم مى&#۸۲۰۲;گیرد و مستحق عذاب خداوند مى&#۸۲۰۲;شوم؟ خواهشمندم مرا راهنمایى
کنید.

در این باره گفتنى
است؛ یکى از فلسفه&#۸۲۰۲;هاى ازدواج، تداوم و بقاى نسل آدمى است. اصولاً فرزندخواهى و
فرزندآورى جزء غرایز هر انسانى است. بسیارى از افراد ممکن است زمانى وجود فرزند
را براى زندگى خود، مزاحم آسایش به حساب بیاورند. اما پس از گذشت مدتى عقیده
آنان تغییر مى&#۸۲۰۲;یابد و خواهان فرزند در زندگى خود مى&#۸۲۰۲;شوند.

نداشتن فرزند یکى
از مشکلاتى است که خانواده&#۸۲۰۲;هاى بدون فرزند با آن مواجهند که گاهى پیامدهاى
ناگوار مانند طلاق به دنبال مى&#۸۲۰۲;آورد. شما نیز خوب در این باره فکر کنید. آیا در
صورت مخالفت همیشگى خواستگارتان با فرزنددار شدن، حاضرید براى همیشه بدون فرزند
باقى بمانید. آن چه به احتمال قریب به یقین مى&#۸۲۰۲;توان گفت این است که شما چندسال
بعد از ازدواج، نداشتن فرزند را غیرقابل تحمل خواهید یافت و به هر قیمتى خواهان
فرزند خواهید شد. بنابراین ما توصیه مى&#۸۲۰۲;کنیم این شرط خواستگارتان را نپذیرید و
به او بگویید اگر واقعا خواهان شماست باید از این شرط دست بردارد. با این حال
اگر واقعا شما هم تمایلى به فرزنددار شدن ندارید و واقعا حاضرید براى همیشه
بدون فرزند در کنار او زندگى کنید از لحاظ شرعى این کار گناه محسوب نمى&#۸۲۰۲;شود.
البته به شرط آن که نخواسته باشید براى تأمین نظر خواستگار و فراهم کردن زمینه
تحقق آن شرط با عمل جراحى و یا شبیه آن به طور دائمى خود را عقیم کنید که در
این صورت هم به جسم خود آسیب رسانده و هم مخالف دستور شرع عمل کرده&#۸۲۰۲;اید.

 


احتمال عقیم بودن

پرسش ۴۸ .  اگر من
بدانم که احتمال بچه&#۸۲۰۲;دار شدنم کم است و یا اصلاً وجود ندارد، آیا مى&#۸۲۰۲;توانم این
موضوع را از خواستگارانم مخفى کنم و آیا این ظلمى در حق آنان نیست؟

از نظر شرعى و
فقهى در چنین صورتى ضرورتى ندارد آن را به خواستگار خود بگوید بلکه مى&#۸۲۰۲;تواند
موضوع را از خواستگاران خود مخفى نگه&#۸۲۰۲;دارد و آن را بیان نکند. چنین مشکلى حتى
از موارد فسخ عقد نکاح نیز نمى&#۸۲۰۲;شود و برفرض هم از آن موارد باشد، با اطلاع
یافتن شوهر از آن نقص، حق فسخ دارد و از آن استفاده خواهد کرد.

اما آنچه که شاید
بیشتر مورد توجه است از نظر اجتماعى و زمینه&#۸۲۰۲;سازى براى تشکیل یک خانواده سالم و
بدون دردسر است. در این صورت دخترخانم بهتر است براى تداوم آن عقد و تقاضاى
ازدواج و حفظ آبروى خانوادگى و اجتماعى، چنین موضوعى را به آقاپسر یا خانواده
وى بگوید و جلوى برخى مشکلات و بگومگوها را بگیرد.

به عبارت دیگر عقل
اجتماعى ایجاب مى&#۸۲۰۲;کند قبل از رسمیت یافتن چنین مشکلاتى، موانعى را که برخى
افراد براى آن اهمیت زیادى قائل هستند و شاید هدف اصلى خود قرار داده&#۸۲۰۲;اند و به
تولید و تکثیر نسل بیش از هر چیز دیگرى مى&#۸۲۰۲;اندیشند و مى&#۸۲۰۲;خواهند در همان اوان
ازدواج به فرزند خود دسترسى پیدا کنند و بهاى زیادى براى آن قائل مى&#۸۲۰۲;شوند؛ به
خانواده داماد و خود داماد بگویند تا اگر حساسیت&#۸۲۰۲;شان در این زمینه زیاد است از
پیگرى کار منصرف مى&#۸۲۰۲;شوند و در غیر این صورت و داشتن روحیه انعطاف و تناسب داشتن
با  ویژگى&#۸۲۰۲;هاى جسمانى و روانى آقاپسر یا به امید حل آن مشکل و کمک گرفتن از
روش&#۸۲۰۲;هاى درمانى یا صبر کردن در برابر چنین مشکلاتى، امکان فراهم شدن زمینه&#۸۲۰۲;هاى
ازدواج را پیش&#۸۲۰۲;بینى کرده و اقدام به عمل و پیگیرى مى&#۸۲۰۲;کنند، زیرا برخى از این
نوع بیمارى&#۸۲۰۲;ها یا نقص&#۸۲۰۲;ها قابل درمان و یا با برخى راهکارها قابل حل شدن است.
همچنین برخى افراد به چنین وضعیتى رضایت دارند و به دنبال چنین افرادى
مى&#۸۲۰۲;گردند. پس بیان این ضعف یا نقص حتى در صورتى که یقین به آن دارید، نباید
نگرانى زیادى را ایجاد کرده یا از پیدا شدن همسرى متناسب با خود مأیوس شوید؛
زیرا برخى افراد حاضرند با چنین وضعیتى که از طرف مقابل اطلاع دارند، ازدواج
کنند و ثانیا چه بسا این بیمارى یا نقص با روش&#۸۲۰۲;هاى جدید پزشکى و درمانى، حل شده
و برطرف شود و از همه بالاتر آن که لطف حضرت حق&#۸۲۰۲;تعالى شامل مى&#۸۲۰۲;شود و از تأثیر
دعا و غیرطبیعى و ماورائى مأیوس نباشید و نمونه&#۸۲۰۲;هاى فراوان آن را خودتان نیز
مشاهده کرده&#۸۲۰۲;اید یا شنیده&#۸۲۰۲;اید.

بنابراین پس از
انجام مراسم خواستگارى در پایان آخرین مراحل و پیش&#۸۲۰۲;بینى داشتن روحیه انعطاف از
طرف مقابل، موضوع را با بیان ساده و لطیف و برجسته نکردن آن به خواستگار بگویید
تا در صورت تمایل و ایجاد رابطه عاطفى و آشنایى با خانواده محترمتان به روند
ازدواج کمک شود تا با طرح مشکل در اولین مراحل یا با بزرگ جلوه&#۸۲۰۲;دادن آن یا
غیرقابل حل بودن آن در دور کردن و فاصله گرفتن از ازدواج کمک شود.

 


گفتگوى خواستگارى

پرسش ۴۹ . چگونه
صداقت طرف مقابل را در گفتگوهاى خواستگارى متوجه شویم؟

به دست آوردن
اطمینان و رسیدن به این نکته که طرف مقابل در صحبت&#۸۲۰۲;هاى خود صداقت دارد کار
آسانى نیست اما تا آنجا که ممکن است باید راه&#۸۲۰۲;هاى مختلف را طى نماییم تا بیشتر
به واقعیت برسیم. لذا چند نکته را بیان مى&#۸۲۰۲;کنیم.

اول. اجازه ندهید
شک و تردید فضاى ذهنى شما را احاطه نماید و دید شما منفى شود.به خداوند توکل
نمایید و نگاه مثبت همراه با دقت داشته باشید.

دوم. در بعضى
موارد مى&#۸۲۰۲;توانید براى تحقیق و شناسایى از دوستان، نزدیکان در محل زندگى و
سکونت، محل درس و محل کار استفاده نمایید.

سوم. فقط روى
مفاهیم کلى بحث نشود، و به نمودها، مصادیق و مثال&#۸۲۰۲;هاى عینى آن توجه شود. سعى
شود با مثال&#۸۲۰۲;هایى، طرف مقابل را در موقعیت&#۸۲۰۲;هاى عینى و واقعى قرار دهید.

چهارم. معمولاً در
جلسات خواستگارى حرف&#۸۲۰۲;هایى بین دختر و پسر ردّ و بدل مى&#۸۲۰۲;شود و مى&#۸۲۰۲;توان گفت که
اولین نوع شناخت و اولین مرحله برخورد میان آن دو را تشکیل مى&#۸۲۰۲;دهد و این بسیار
مهم است که ۲ نفر که قرار است احتمالاً با یکدیگر زندگى کنند، از خصوصیات و
ابعاد مختلف فردى، اجتماعى، شرایط فرهنگى، اقتصادى و... یکدیگر مطلع شوند.

در انتخاب پرسش&#۸۲۰۲;ها
سعى نمایید قصد مچ&#۸۲۰۲;گیرى نداشته باشید. از آنجا که هر کس مطابق با ذهنیت و
تصورات به سؤالات جواب مى&#۸۲۰۲;دهد و چه بسا ممکن است برداشت دیگرى داشته باشد، لذا
بهتر است در چنین مواردى قبل از طرح سؤال مورد نظر، ابتدا از طرف مقابلتان، در
مورد این گونه مفاهیم توضیح خواسته شود.

همچنین براى این
که شناخت شما از طرف مقابلتان دقیق و شفاف باشد، سعى نمایید پرسش&#۸۲۰۲;ها و پاسخ&#۸۲۰۲;ها
را کاملاً به صورت رسمى و خالى از هرگونه عبارات عاطفى مطرح نمایید. دقت داشته
باشید که اصل جواب&#۸۲۰۲;ها و کیفیت آنها، نشان&#۸۲۰۲;دهنده نوع شخصیت و دیدگاه&#۸۲۰۲;هاى طرف
مقابل شما و نیز نشان دهنده میزان رشد فکرى و عقلى اوست. لذا جواب&#۸۲۰۲;ها را کنار
یکدیگر قرار دهید تا به یک جمع&#۸۲۰۲;بندى مناسبى برسید.

اگر در موردى شک
دارید که طرف مقابل صداقت داشته است یا خیر، موضوع را در قالب دیگرى بپرسید و
جواب&#۸۲۰۲;ها را کنار یکدیگر قرار دهید.

 


سلامت جسمى

پرسش ۵۰ . من
دخترى در آستانه ازدواج هستم دست من از روى بازو تا پایین&#۸۲۰۲;تر از آرنج با آب جوش
سوخته است خیلى صحنه وحشتناکى نیست شاید چون من ۱۹ساله که به وجودش عادت کردم
ولى خب به هر حال سوختگیه، آیا من مى&#۸۲۰۲;تونم دستم رو به خواستگارم در مرحله آخر
که همه چیز قطعى شد نشون بدم؟ آیا براى این کار اجازه پدرم هم لازمه؟

اگر مواضع سوخته
شده تأثیرى در ویژگى&#۸۲۰۲;ها و خصوصیات ظاهرى شما نگذاشته و نمایان نیست و به
گونه&#۸۲۰۲;اى است که یک نقص جسمانى و یا زشتى ظاهرى تلقى نمى&#۸۲۰۲;شود، لزومى ندارد به
اطلاع خواستگار برسانید. البته اگر خواستگار سؤالى در این زمینه به طور خاص
مطرح کرد صداقت ایجاب مى&#۸۲۰۲;کند کم و کیف آن را به او اطلاع دهید تا هم صداقت شما
به اثبات رسد و هم  خواستگار با بینش کافى تصمیم بگیرد. اما اگر مواضع سوخته
شده نمایان است و یا به گونه&#۸۲۰۲;اى است که در خصوصیات ظاهرى شما تأثیر منفى ایجاد
کرده باید به خواستگار گفته شود تا بعدا موجب کدورت نشود.

ضمنا به نظر
مى&#۸۲۰۲;رسد پس از گفتگوهاى اولیه که توسط خانواده خواستگار انجام مى&#۸۲۰۲;گیرد و تا
حدودى به توافق رسیده&#۸۲۰۲;اند بیان شود.

از نظر فقهى:

نگاه کردن مرد به
زنى که مى&#۸۲۰۲;خواهد با او ازدواج کند جایز است به شرط آن که بداند مانع شرعى از
ازدواج با او نیست و احتمال بدهد که با این نگاه کردن اطلاع تازه&#۸۲۰۲;اى پیدا
مى&#۸۲۰۲;کند؛ با این شرایط نگاه کردن براى این مرد جایز است، بلکه چنین نگاه کردنى
براى جلوگیرى از نزاع بعد از عقد بهتر است و اجازه پدر دختر هم در آن لازم
نیست. البته اگر آن مرد راضى باشد که مادر و خواهرش بدن شما را ببینند و براى
او تعریف کنند این کار بهتر است.[۹]

 


دلهره خواستگارى

پرسش ۵۱ . من
جدیدا به خواستگارى دخترى رفته&#۸۲۰۲;ام چون براى اولین&#۸۲۰۲;بارم بود شدیدا دلهره داشتم و
هول شده بودم و آن طورى که باید نتوانستم از خودم بگم و بسیار ناقص جواب
سؤال&#۸۲۰۲;ها رو مى&#۸۲۰۲;دادم به طورى که ذهنیتى دیگر از خصوصیات من پیدا کرد خانواده&#۸۲۰۲;ها
شدیدا از هم خوششون آمده من هم خانوادش رو خیلى پسندیدم اون دختر هم  خانوده ما
رو خیلى پسندیده کاملاً به هم مى&#۸۲۰۲;خوریم ولى از حرف&#۸۲۰۲;هاى من خوشش نیومده و جواب
نه داده است در حالى که ایرادى که از من گرفته اصلاً من اونطورى نیستم دلم
مى&#۸۲۰۲;خواد یه جلسه دیگه باهاش حرف بزنم تا حل بشه مى&#۸۲۰۲;خواستم کمکم کنین که در این
مورد چه کارى مى&#۸۲۰۲;تونم بکنم؟ فعلاً که گفته نه لطفا کمکم کنین.

در طول زندگى
همواره نیازها وآرزوهاى مختلفى انسان را احاطه کرده است از طرفى، وجود همین
نیازها باعث تحرک و پویایى انسان مى&#۸۲۰۲;شود از طرف دیگر، از آنجا که به طور طبیعى
رسیدن به همه آن نیازها براى او امکان&#۸۲۰۲;پذیر نیست بنابراین، همین موضوع باعث به
وجود آمدن تلاطم&#۸۲۰۲;هاى روحى و روانى در انسان مى&#۸۲۰۲;شود. پس همواره باید براى رسیدن
به آنچه که «ممکن» است تلاش کرد و در عین حال فراموش نکنیم که واقعیات همیشه آن
طور که ما تصور مى&#۸۲۰۲;کنیم یا آن طور که مى&#۸۲۰۲;خواهیم اتفاق نمى&#۸۲۰۲;افتد. بنابراین
انتظار مى&#۸۲۰۲;رود که براى حل مشکلى که دارید به موارد زیر توجه فرمایید:

۱. خیلى&#۸۲۰۲;ها ممکن
است همچون شما در اولین تجربه خواستگارى و صحبت کردن با فرد مورد نظر دچار
دستپاچگى شده و رشته کلام را از دست بدهند. البته شما مى&#۸۲۰۲;توانستید با مرور کردن
مطالبى که احتمال مى&#۸۲۰۲;دادید مطرح شود و نیز نوشتن آنها، آمادگى بیشترى براى شرکت
در این جلسه پیدا کنید.با این حال خود را ملامت نکنید چرا که هیچ فاجعه&#۸۲۰۲;اى
اتفاق نیفتاده است.

۲. معمولاً عشق و
علاقه از طرف مرد آغاز مى&#۸۲۰۲;شود و زن آن را مى&#۸۲۰۲;پذیرد به عبارت دیگر زن به طور
فطرى مطلوب و مرد طالب؛ مرد مظهر نیاز و زن مظهر ناز است. ممکن است در اولین
برخورد، خانم حس خاصى نسبت به شما نداشته باشد ولى چنانچه علاقه شما را نسبت به
خود ببیند به ویژه این که  این ابراز علاقه شدید بوده و از کانال&#۸۲۰۲;هاى مختلف به
ایشان انتقال داده شود مطمئنا در تغییر نگرش ایشان بى&#۸۲۰۲;تأثیر نخواهد بود. از این
رو توصیه مى&#۸۲۰۲;شود اگر فکر مى&#۸۲۰۲;کنید ایشان واقعا شرایط و معیارهاى لازم را براى
ازدواج با شما دارد به این بسنده نکرده و با واسطه کردن اقوام و آشنایان زمینه
صحبت مجدد با ایشان را فراهم کنید تا مطالبى را که در صحبت مستقیم با ایشان
نتوانستید ابراز کنید را به ایشان منتقل کنید.

۳. فراموش نکنید
که کلید همه قلب&#۸۲۰۲;ها به دست خداوند است از این رو با دعا و توسل به اهل&#۸۲۰۲;بیت
(علیهم&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; و نذر کردن، از خداوند منان بخواهید که شما را در رسیدن به
خواسته خود یارى کند.

۴. همان طور که
مى&#۸۲۰۲;دانید در ازدواج هر دو طرف باید همدیگر را بپسندند بنابراین صرف این که شما
ایشان را پسندیده باشید کافى نیست شما باید به ایشان حق بدهید که بر اساس
معیارهاى خود قضاوت و انتخاب کند. بنابراین براى این که دچار گرفتارى&#۸۲۰۲;هاى حاصل
از این جواب منفى نشوید در عین تلاشى که مى&#۸۲۰۲;کنید احتمال منتفى بودن این مورد را
در نظر داشته باشد. بسیار اتفاق مى&#۸۲۰۲;افتد که ما گمان مى&#۸۲۰۲;کنیم انجام کارى به نفع
ماست ولى با گذشت زمان روشن مى&#۸۲۰۲;شود که این طور نبوده. قرآن کریم با توجه به
همین نکته مى&#۸۲۰۲;فرماید:


«عَسى أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ عَسى
أَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَکُمْ»
[۱۰]؛
«چه بسا چیزى را دوست نداشته باشید ولى برایتان خوب است و چه بسا چیزى را دوست
داشته باشید ولى برایتان شر و بد است».

 


تکرار خواستگارى

پرسش ۵۲ . در چند
موردى که خواستگارى رفته&#۸۲۰۲;ام نتوانسته&#۸۲۰۲;ام راه را تا آخر ادامه بدهم و بعد پشیمان
شده&#۸۲۰۲;ام، هر موقع که به خواستگارى مى&#۸۲۰۲;رویم و موقعى که با دختر هم صحبت مى&#۸۲۰۲;شوم،
اولین سؤالى که از او مى&#۸۲۰۲;پرسم این است که آیا شما به من علاقه دارى؟ اگر جواب
داد نه، که دیگر هیچ حرفى نمى&#۸۲۰۲;زنم و با ناراحتى جلسه را ترک مى&#۸۲۰۲;کنم و بعد به
پدر و مادرم مى&#۸۲۰۲;گویم که ما به توافق نرسیدیم. ولى اگر جواب داد آرى، بقیه صحبت
را ادامه مى&#۸۲۰۲;دهیم و بعد به دختر مى&#۸۲۰۲;گویم بعدا جوابش را مى&#۸۲۰۲;دهم. ولى بعد از جلسه
خواستگارى یه افکار و سؤالاتى ذهنم را مشغول مى&#۸۲۰۲;کند، مثل: آیا او واقعا به من
علاقه دارد؟ آیا او من را به خاطر خودم مى&#۸۲۰۲;خواهد یا مال و اموال و...؟ و
سؤالاتى از این قبیل... و در آخر در درونم به نتیجه&#۸۲۰۲;اى نمى&#۸۲۰۲;رسم و پیغام مى&#۸۲۰۲;دهم
که نه ما براى هم مناسب نیستیم و باز هم مجرد مى&#۸۲۰۲;مانم! حال به نظر شما مشکل از
کجاست؟ و چه باید بکنم؟

در پاسخ به این
سؤال مطالب زیر را یادآور شویم:

۱. درست است که
انتخاب همسر مسئله&#۸۲۰۲;اى مهم و حساس است ولى در عین حال نباید زیاد وسواس به خرج
داد. هیچ&#۸۲۰۲;کس ۱۰۰ درصد طبق معیارهایى که در ابتداء در نظر دارد آفریده نشده و
پرورش نیافته است. کما این که ممکن است نسبت به طرف&#۸۲۰۲;هاى مقابل شما نیز
همین&#۸۲۰۲;گونه باشد و ۱۰۰ درصد آن طور که آنان مى&#۸۲۰۲;خواهند نباشید. براى ازدواج، اگر
دخترى که به خواستگارى او رفته&#۸۲۰۲;اید ۶۰ تا ۷۰ درصد با معیارها و خواسته&#۸۲۰۲;هاى شما
مطابق بود مى&#۸۲۰۲;توان گفت  که او براى ازدواج با شما مناسب است. اگر ازدواج با
دخترهاى خوب و مناسب را با بهانه&#۸۲۰۲;هاى واهى و معیارهاى خود ساخته و من درآوردى
رد کنید این خطر وجود دارد که در نهایت با دخترى ازدواج کنید که از دخترهایى که
قبلاً به خواستگارى&#۸۲۰۲;شان رفته&#۸۲۰۲;اید بسیار پایین&#۸۲۰۲;تر باشند و آن وقت پشیمانى دیگر
سودى نخواهد داشت.

۲. سؤال از علاقه
دختر مورد نظر به شما در همان ابتداى ملاقات، سؤالى کاملاً بى&#۸۲۰۲;معنا و غیرمناسب
است. چگونه ممکن است فردى با یک نگاه، علاقه&#۸۲۰۲;اى واقعى و پایدار نسبت به دیگرى
در خود بیابد؟! مگر شما در همان نگاه اول، نسبت به او در خود احساس محبت
مى&#۸۲۰۲;کنید که از او چنین انتظارى دارید؟ اگر واقعا چنین است پس چرا حتى با پاسخ
مثبت وى به سؤالتان، باز هم به او پیام رد مى&#۸۲۰۲;دهید؟ بایستى به این نکته توجه
داشته باشید که درست است که دختر و پسر به دلیل وجود غریزه جنسى احساس علاقه&#۸۲۰۲;اى
نسبت به یکدیگر دارند اما علاقه واقعى آنان به هم، در طول زمان و با زندگى در
کنار یکدیگر ایجاد مى&#۸۲۰۲;شود. از این رو لازم است سؤال از علاقه دختر مورد نظر به
شما در همان ابتداى برخورد از فهرست سؤال&#۸۲۰۲;هایتان کنار بگذارید.

۳. در هنگام
گفتگوى مستقیم، دختر و پسر به دنبال آنند که یک آشنایى عمومى و کلى از طرف
مقابل به دست بیاورند. موضوعات قابل طرح در گفت و گوى قبل از مراسم عقد مختلف
است؛ زیرا افراد عقیده&#۸۲۰۲;ها، آرمان&#۸۲۰۲;ها، هدف&#۸۲۰۲;ها و خواسته&#۸۲۰۲;هاى گوناگون دارند. البته
بعضى از مسائل و موضوعات عمومى است و ضرورت دارد قبل از ازدواج براى آگاهى
یافتن از ویژگى&#۸۲۰۲;هاى جسمانى، روانى، اخلاقى یکدیگر مطرح کنند و درباره آن&#۸۲۰۲;ها به
گفت و گو بنشینند.

 


خواستگارى قبل کنکور

 پرسش ۵۳ .
حدود ۲سال پیش من عاشق یک دختر شدم (۱۸سالگى) و داشتم اولین عشقم را تجربه
مى&#۸۲۰۲;کردم و مى&#۸۲۰۲;خواستم تا ابد عاشقش باشم. یک روز به&#۸۲۰۲;طور اتفاقى که با مادرم تنها
شدم این موضوع را بروز دادم. مادرم خوشحال شده بود. از ایشان خواستم فقط به
خودش بگوید تا ابتدا نظر خودش را بدانم ولى مادرم احتمالا نتوانست با خود او
صحبت کند و به مادرش گفته بود. مادرش با دخترش صحبت کرده بود و این طور به
مادرم گفته که او نیز راضى است. او هم از اخلاقم خوشش آمده بود و گفته بود که
برایش ادب، شخصیت و اخلاق مهم است نه پول و قیافه و یا چیز دیگرى و از من
خواسته بود تا در کنکور جزو رتبه&#۸۲۰۲;هاى خیلى خوب باشم و یک استرس برایم ایجاد شد.
کنکور دادم و دانشگاه قبول شدم در این مدت بالاى ۳-۴ بار تلفنى صحبت کردم و در
آخرین&#۸۲۰۲;بار از او خواستم که نباید به هم وابسته شویم و تلفن نزنیم او هم با
رضایت قبول کرد. تا این که امسال رفتم خانه و مادرم گفت که آنها یک خواستگار
قبول کردند، دلیل آن هم داشتن شغل آن آقا بوده است. در حالى که آن فرد کاملاً
از اوضاع من و آن دختر با خبر بود. به گذشته&#۸۲۰۲;اش کارى ندارم ولى امیدوارم او را
خوشبخت کند از شما مى&#۸۲۰۲;خواهم مرا راهنمایى کنید که دوباره عاشق چه کسى شوم، مشکل
کار من کجا بوده است؟

زندگى ما انسان&#۸۲۰۲;ها
همواره داراى فراز و نشیب&#۸۲۰۲;ها، پیروزى و ناکامى&#۸۲۰۲;ها و  حوادث تلخ و شیرین است و
شاید لذت زندگى نیز به همین مسائل جوراجور و رنگارنگ و تلخ و شیرین باشد. اگر
زندگى یکنواخت بود و همه چیز بر وفق مراد، همه ما دچار خستگى، کسالت و دل&#۸۲۰۲;مردگى
مى&#۸۲۰۲;شدیم.

بنابراین برخى
ناکامى&#۸۲۰۲;ها و شکست&#۸۲۰۲;ها نعمت است و باعث تنوع در زندگى ما و در عین حال موجب تجربه
و بیدارى ما مى&#۸۲۰۲;شود علاوه بر این که چه بسا خیلى از چیزها که ممکن است ما آن را
به عنوان شکست تلقى کنیم و براى ما ناخوشایند باشد اما در واقع خیر ما در آن
بوده است و خداوند نیز به این حقیقت اشاره مى&#۸۲۰۲;کند و مى&#۸۲۰۲;فرماید: «چه بسا شما از
چیزى کراهت دارید ولى خیر شما در آن نهفته است و چه بسا از چیزى خوشتان مى&#۸۲۰۲;آید
ولى چیزى جز، شرّ براى شما در پى نخواهد داشت»[۱۱]
و علت این مطلب نیز بدین خاطر است که علم ما نسبت به حقایق و حوادث زندگى قاصر
است و این محدودیت علمى موجب مى&#۸۲۰۲;شود بسیارى از واقعیت&#۸۲۰۲;ها را خوب درک نکنیم و از
تجزیه و تحلیل صحیح آنها عاجز باشیم از این رو نباید به صورت ظاهرى حوادثى که
در زندگى ما رخ مى&#۸۲۰۲;دهد فقط توجه کنیم و سطحى&#۸۲۰۲;نگر باشیم.

یکى دیگر از
جنبه&#۸۲۰۲;هاى مثبت شکست&#۸۲۰۲;ها این است که حداقل به عنوان یک تجربه مى&#۸۲۰۲;تواند براى ما
مفید باشد و در واقع با بررسى علل آن یک سکوى پرش براى دست&#۸۲۰۲;یابى به پیروزى&#۸۲۰۲;هاى
بعدى قرار گیرد.

یکى از ویژگى&#۸۲۰۲;هاى
انسان&#۸۲۰۲;هاى سالم و بهنجار این است که خود را در بن&#۸۲۰۲;بست&#۸۲۰۲;هاى زندگى قرار نمى&#۸۲۰۲;دهند
و اگر چیزى را از دست دادند براى همیشه ماتم نمى&#۸۲۰۲;گیرند. آنچه گذشت، گذشته است و
نباید غصه آن را خورد بلکه باید از  فرصت&#۸۲۰۲;هاى زمان حال بهترین و بیشترین
استفاده را نمود. ایراد کار شما در آن بوده که پس از گرفتن نظر مثبت والدین
دختر، عقد شرعى ازدواج را جارى نکرده&#۸۲۰۲;اید و با هم زن و شوهر نشده&#۸۲۰۲;اید. اگر چنین
مى&#۸۲۰۲;کردید هیچ&#۸۲۰۲;گاه چنین اتفاقى نمى&#۸۲۰۲;افتاد. به دلیل آنکه میان شما و دختر خانم
مزبور، صیغه عقد ازدواج خوانده نشده بوده، خانواده ایشان به خواستگار جدیدى که
به نظرشان مناسب&#۸۲۰۲;تر از شماست پاسخ مثبت دادند.

توصیه ما این است
که اگر دخترى را جهت ازدواج، مناسب تشخیص دادید، پس از جلب موافقت دختر و
خانواده&#۸۲۰۲;اش، خطبه عقد ازدواج را جارى کنید و تا از این طریق به طور رسمى و شرعى
زن و شوهر شوید و دیگر امکان وقوع چنین اتفاقاتى وجود نداشته باشد. به هر حال،
اتفاقى است که افتاده و لازم است با درس&#۸۲۰۲;گیرى از آن، صفحه ذهن و فکر خود را از
آن خالى کنید و از خدا بخواهید خداوند بهتر از او را نصیب شما گرداند و این
کار، از خدایى که بر هر کارى قادر است، کاملاً امکان&#۸۲۰۲;پذیر است و اما براى آن که
در آینده از ازدواجى موفق بهره&#۸۲۰۲;مند شوید، توصیه مى&#۸۲۰۲;کنیم مطلب زیر را به دقت
بخوانید و در انتخاب همسر به محتواى آن عمل کنید. یک ازدواج موفق دائرمدار یک
سلسله معیارها و همچنین یک سلسله آگاهى&#۸۲۰۲;ها قبل و بعد از ازدواج مى&#۸۲۰۲;باشد. اگر
انسان بر اساس آگاهى&#۸۲۰۲;هاى صحیح آن معیارها را در فردى احراز کرد آن گاه اقدام به
ازدواج کند.

معمولاً یکى از
آسیب&#۸۲۰۲;ها در ازدواج، عشق و علاقه زود هنگام است که موجب مى&#۸۲۰۲;شود انسان نتواند بر
اساس آگاهى به معیارهاى صحیح، همسر خود را انتخاب کند. البته خود علاقه یکى از
چیزهایى است که براى اقدام اولیه لازم  است، در غیر این صورت هیچ گاه انگیزه&#۸۲۰۲;اى
ایجاد نمى&#۸۲۰۲;شود و اقدامى هم صورت نمى&#۸۲۰۲;گیرد اما این علاقه نباید در حدى باشد که
موجب نادیده گرفتن معیارهاى مهم انتخاب همسر شود و باید با این گونه علاقه&#۸۲۰۲;هاى
افراطى مقابله کرد تا تعدیل شود یا به طور کلى از بین برود. البته نیازهاى
عاطفى و غرایز دیگر در ایام جوانى، آدمى را به سوى «دوست داشتن و عشق ورزیدن»
سوق مى&#۸۲۰۲;دهد و این طبیعى است و کمتر مى&#۸۲۰۲;توان راهى براى گریز از آن پیدا کرد.
آنچه در این باره اهمیت دارد، کنترل احساسات و پیشگیرى از گرفتارى&#۸۲۰۲;هاى مختلف
روحى و جسمى است.

 


جواب منفى دختر

پرسش ۵۴ .
دانشجویى پسر هستم، هر وقت براى ازدواج اقدام نموده&#۸۲۰۲;ام به بن بست رسیده&#۸۲۰۲;ام،
نکته مشترک بین همه آنها این بوده هیچ کدام جواب راست به من نداده&#۸۲۰۲;اند، اولى
جواب نداد اما بعد فهمیدم عقد کرده! دومى جواب داد اما نه، «نه» گفت و نه
«بلى»! سومى هم که به هیچ جا نکشید به هم خورد! البته چهارمى در راهه که هنوز
نرفته، مایل نیستم! الان روى دومى موندم، به نظر شما چکار کنم؟

ازدواج یک امر
سرنوشت&#۸۲۰۲;ساز در زندگى مى&#۸۲۰۲;باشد، که زندگى آینده هرکس به آن وابسته مى&#۸۲۰۲;باشد،
بنابراین دقت و هزینه کردن انرژى و زمان لازم دارد. نگران نباشید آنچه به صلاح
شما باشد درست خواهد شد.

این مشکل اختصاص
به شما ندارد، تمام جوانان در این مرحله دچار این گونه فراز و نشیب&#۸۲۰۲;هایى هستند.
باید صبر و حوصله به خرج دهید تا فرد  مناسب و متناسب با خودتان را پیدا کنید.
از طرف دیگر انتخاب و شناخت دقیق، هم حق شما مى&#۸۲۰۲;باشد و هم حق دختر، پس در این
راه خیلى نباید عجله کرد و بهتر است قبل از رفتن به خواستگارى تا آنجا که ممکن
است دخترى را در نظر بگیرید که از جهت اعتقادى، اجتماعى، فرهنگى و شخصیتى،
مناسب با شما مى&#۸۲۰۲;باشد و تا حدود ۵۰ تا ۶۰ درصد احتمال موافقت او و خانواده او
را داشته باشید. براى چنین انتخابى واقع&#۸۲۰۲;بین و منطقى باشید، کسى را در نظر
بگیرید که از جهت تحصیلات، وضعیت اقتصادى خانواده، قیافه ظاهرى و انتظارات
خانوادگى احتمال موافقت و توافق داشته باشد و علاوه بر ویژگى دختر و خانواده
دختر، سعى کنید درباره ویژگى&#۸۲۰۲;هاى خودتان نیز دقت و توجه کنید. آنچه براى دختر و
خانواده او بسیار مهم است، مسئولیت&#۸۲۰۲;پذیرى پسر، آراستگى و رفتار احترام آمیز وى
است. بنابراین باید نشان بدهید اهل تلاش در زندگى و مسئولیت&#۸۲۰۲;پذیر هستید. به
آراستگى و رفتار شایسته خود توجه کنید و در هنگام گفت و گو با دختر و خانواده
دختر،امید به آینده و حل مشکلات را اطمینان دهید.

 


فراموشى عشق

پرسش ۵۵ . من سال
گذشته دانشگاه آزاد قبول شدم و اونجا از یه دختر خانم خیلى خوشم اومد ولى من
فقط چهرتا ایشونو انتخاب کردم و زیر نظر داشتمش دختر خوبى بود تا این که من یه
ترم که اونجا بودم بعد دانشگاه دولتى قبول شدم و اومدم فقط هفته&#۸۲۰۲;اى یک بار
مى&#۸۲۰۲;رفتم و از دور نگاش مى&#۸۲۰۲;کردم تا دلم آروم بشه تا این که یک سال گذشت و من
نرفتم جلو فقط یه کم از دوستش در موردش سؤال کردم که ببینم سطح خانوادگیش با ما
یکى هست یا نه و  بعدا که فهمیدم دوستش بهش گفته یه جورایى نگاهش نسبت به من
تغییر کرد و مشخص بود که مى&#۸۲۰۲;دونه تا این که من ۲ هفته پیش خواهرمو فرستادم جلو
باهاش صحبت کرد و چون آمار همه کلاساشو داده بود فهمیدم موافقه ولى همه قضیه&#۸۲۰۲;رو
به مادرش گفته بود من ازش تقاضا کردم قبل از این که به خانواده&#۸۲۰۲;ها بگیم باهاش
صحبت کنم این موضوع رو هم به مادرش گفته بود ولى اون موافقت نکرده بود به هر
حال بازم من سماجت کردم تا این که یک هفته گذشت و قرار شد من و اون با حضور
خواهرم بریم با هم صحبت کنیم حالا من مى&#۸۲۰۲;خواستم چى بهش بگم: چون من خدمت رفتم و
۱ سال دیگه مى&#۸۲۰۲;رم سرکار مى&#۸۲۰۲;خواستم ۱ الى ۲ سال برام واسته که من با دست پر برم
خواستگارى چون بابام نمى&#۸۲۰۲;تونه منو حمایت کنه به هر حال قرار شد یکشنبه برم
باهاش صحبت کنم. خواهرم شب قبلش باهاش تماس گرفته بود که هماهنگ کنه اونم گفته
بود داداش شما یه کم دیر جنبیده چون من ۲ هفته پیش یه خواستگار داشتم و اونا
همین دیروز اومدن کار رو تموم کردن و آزمایش هم رفتیم و قراره عقد کنیم من سریع
رفتم... تا باهاش صحبت کنم ولى نشد ببینمش ولى به خواهرم گفته بود من
نمى&#۸۲۰۲;دونستم که اونا میان فکر مى&#۸۲۰۲;کردم خواستگارم منصرف شده من اگه مى&#۸۲۰۲;دونستم که
خواستگار داره همون روز مى&#۸۲۰۲;رفتم خونشون ولى دوستش مى&#۸۲۰۲;گفت که خیلى گریه کرده و
از من گله کرده و گفته که چرا دیر اومده جلو. حالا که کار تموم شده و من تنها
کارى که دارم اینه که هر روز گریه مى&#۸۲۰۲;کنم و براى خوشبختیش از ته دل دعا مى&#۸۲۰۲;کنم
حالا خیلى&#۸۲۰۲;ها به من میگن که تقصیر تو بوده که دیر رفتى جلو و من به خاطر این
حرف حالم گرفته مى&#۸۲۰۲;شه تازه من مى&#۸۲۰۲;تونستم برم جلو چون گفته بود من مى&#۸۲۰۲;تونم که
قرار رو به هم بزنم ولى من باعث مى&#۸۲۰۲;شدم که اون پسر ناراحت بشه و یه ازدواج رو
به هم بزنم و مادرم گفت که اگه این کار و بکنى برات خیر نداره حالا حالم گرفته
است چون عشق من توى ۲ سال به وجود  اومده و نمى&#۸۲۰۲;تونم به این راحتى فراموشش کنم
کمکم کن من همیشه تصمیم داشتم تمام عشقمو به اون هدیه کنم براى همین به هیچ&#۸۲۰۲;کس
دیگه نگاه نمى&#۸۲۰۲;کردم ولى حالا هى دنبال این هستم که یک ارتباط با یکى از دخترا
داشته باشم که اونو فراموش کنم. یه راهى بگین تا اونو زودتر فراموش کنم.

 

زدست دیده و دل هر
دو فریاد

که هر چه دیده
بیند دل کند یاد


بسازم خنجرى نیشش
ز فولاد

زنم بر دیده تا دل
گردد آزاد


به نظر مى&#۸۲۰۲;رسد
على&#۸۲۰۲;رغم آن که در این مدت دچار خطاهایى شده&#۸۲۰۲;اید، ولى در عین حال فردى با روحیه
منطقى و احساس حیاء و تا حدود زیادى خویشتن&#۸۲۰۲;دار هستید. آن گونه که از نوشته شما
بر مى&#۸۲۰۲;آید تصمیم دارید عاقلانه و بدون غلبه هیجانات و احساسات زودگذر از این
مشکل رهایى یافته به طورى که هم به خودتان کمترین ضربه روحى بخورد و هم به فرد
مورد نظر آسیبى وارد نشود، بنابراین براى حل مشکلى که دارید و به منظور فراموش
کردن هر چه سریع&#۸۲۰۲;تر آن مورد به نکات و دستورالعمل&#۸۲۰۲;هایى که در زیر مى&#۸۲۰۲;آید توجه
کرده و عمل نمایید:

۱. مطمئنا
مى&#۸۲۰۲;دانید که فراموش کردن فردى که انسان به او علاقه دارد و دائم یاد او در ذهنش
تداعى مى&#۸۲۰۲;شود، کارى سخت و دشوار است. انسان مثل کامپیوتر یا آدم آهنى نیست که
با تغییر یک برنامه، رفتارش تغییر کند. انسان موجودى است پر از عواطف و احساسات
و همین احساسات و عواطف هستند که گاهى اوقات او را در تصمیم&#۸۲۰۲;گیرى&#۸۲۰۲;ها و اجراى
برنامه&#۸۲۰۲;هایش با مشکل مواجه مى&#۸۲۰۲;سازند. بسیارى از اوقات فرد از لحاظ عقلى و منطقى
به تصمیمى مى&#۸۲۰۲;رسد، ولى به راحتى نمى&#۸۲۰۲;تواند آن تصمیم را عملى کند. البته انجام
کارهاى مهم و بزرگ بدون تحمل سختى&#۸۲۰۲;ها و مشکلات امکان&#۸۲۰۲;پذیر نیست، اما دیرى
نمى&#۸۲۰۲;پاید که  شهد شیرین پیروزى و موفقیت، خستگى را از تن انسان بیرون مى&#۸۲۰۲;کند.

۲. فراموشى فردى
که به او علاقه داشته و دائما فکر و ذکر شما به یاد او بوده است، نیاز به زمان
دارد. نباید انتظار داشته باشید به راحتى بتوانید یاد او را از صحنه ذهنتان پاک
کنید. به خود فرصت دهید تا به مرور زمان این علاقه یک&#۸۲۰۲;طرفه را فراموش کنید.

۳. از طرفى معلوم
نیست که واقعا اگر با ایشان ازدواج مى&#۸۲۰۲;کردید خوشبخت مى&#۸۲۰۲;شدید، چرا که براى
خوشبختى تنها دوست داشتن کافى نیست. پس بهتر است نیم&#۸۲۰۲;نگاهى هم بر این احتمال
بیندازید که امکان داشت اگر با ایشان ازدواج مى&#۸۲۰۲;کردید و بعد از ۶ماه مى&#۸۲۰۲;فهمیدید
که برخلاف آنچه که مى&#۸۲۰۲;پنداشتید، هیچ تناسب واقعى با هم ندارید.

۴. اگر امکان دیدن
او را دارید، از نگاه کردن به او یا حرف زدن با او جدا خوددارى کنید باز هم
تذکر مى&#۸۲۰۲;دهیم نگاه خود را کنترل کنید اگر ما فقط به یک آیه قرآن که زنان و
مردان را از نگاه کردن به یکدیگر نهى مى&#۸۲۰۲;کند عمل مى&#۸۲۰۲;کردیم هرگز اسیر این مشکلات
نمى&#۸۲۰۲;شدیم.


«قُلْ لِلْمُو&#۱۶۲۰;مِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ
یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِکَ أَزْکى لَهُمْ إِنَّ اللّهَ خَبِیرٌ بِما
یَصْنَعُونَ»
[۱۲]

۵.از فکر کردن به
او و ازدواج تخیّلى با او اجتناب کنید و هرگاه فکر او به ذهنش خطور کرد
بلافاصله خود را به فکر دیگرى و کار دیگرى مشغول کنید.

۶. سعى کنید
حساسیت مثبت خود را نسبت به او از بین ببرید.

۷. احتمالاً چند
نکته یا ویژگى منفى هم در او هست، بنابراین هرگاه ذهنتان  به سوى او معطوف
مى&#۸۲۰۲;شود بلافاصله به ویژگى&#۸۲۰۲;هاى منفى او فکر کنید و به خود بگویید او به خاطر این
اوصاف مناسب و شایسته من نیست.

۸. به خود تلقین
کنید که «من مى&#۸۲۰۲;توانم راهى را که انتخاب کرده&#۸۲۰۲;ام بپیمایم».

۹. به خود تلقین
کنید که «اگر او به من علاقه داشت، همه تلاش خود را انجام مى&#۸۲۰۲;داد. من نباید به
فردى که هیچ تمایلى به ازدواج با من نداشته، علاقه داشته باشم».

۱۰. به خود تلقین
کنید که «چرا من باید علاقه و انرژى عاطفى خودم را روى فردى هزینه کنم که با من
ازدواج نمى&#۸۲۰۲;کند، من باید این علاقه&#۸۲۰۲;ها و عواطف را براى زندگى آینده خود حفظ
کنم».

۱۱. هرچه بیشتر
درباره ازدواج موفق، شرایط و امکانات و معیارهاى لازم در انتخاب همسر تفکر و
مطالعه کنید و زود تصمیم&#۸۲۰۲;گیرى نکنید.

۱۲. با افراد
باتجربه، دلسوز و مورد اعتماد (به ویژه والدین) در این مورد مشورت کنید و از
تجارب آنها (موفقیت&#۸۲۰۲;ها و شکست&#۸۲۰۲;هاى آنها) استفاده کنید. مطمئنا شکست&#۸۲۰۲;ها و یا عدم
موفقیت&#۸۲۰۲;هاى آنان را مى&#۸۲۰۲;تواند فراروى خود قرار داده تا مجددا شما آن را تجربه
نکنید و دچار حسرت و خسران شوید.

۱۳. یکى از
نعمت&#۸۲۰۲;هاى خداوند به انسان فرموشى است. شاید خودتان هم دیده باشید که بستگان
نزدیک شخصى از دنیا مى&#۸۲۰۲;روند در روزهاى اول او فکر مى&#۸۲۰۲;کند که دیگر دنیا برایش
غیرقابل تحمل است ولى به مرور زمان ممکن است روزها بگذرد ولى حتى براى چند
ثانیه هم، یادى از آن مرحوم نکند. الان تنها کارى که مى&#۸۲۰۲;توانید بکنید این است
که سرعت این کار را افزایش داده تا از ضررهاى روحى روانى و مادى این افکار
بکاهد.

۱۴. سعى کنید به
جایگزین بهترى براى ایشان بیندیشید. مطمئن باشید که  «دست بالاى دست بسیار است»
و حتما کسى هست که آن خصوصیاتى که ایشان داشته را دارا بوده و چه بسا با نقاط
ضعف کمتر از ایشان.

۱۵. با توجه به
تمرکز روى مسائل معنوى به ویژه نماز و شرکت در مراسم مذهبى به خود آرامش دهید.

۱۶. در اولین فرصت
ممکن ازدواج کنید و عواطف و علاقه خود را در جهت صحیح هزینه کنید.

۱۷. اگر از
فعالیت&#۸۲۰۲;هاى مثبت و تقویت&#۸۲۰۲;کننده و لذت&#۸۲۰۲;بخش استفاده کنید و به ورزش&#۸۲۰۲;هاى کوهنوردى
و فعالیت&#۸۲۰۲;هاى بدنى روى بیاورید.

۱۸. هرگاه فکر او
به ذهنتان آمد، موضوع یا موضوعات مختلفى را در ذهن یا در دفترچه یادداشت خود
داشته باشید، به سراغ آنها رفته و درباره آنها فکر کنید.

۱۹. هرگاه متوجه
شدید ذهنتان ناخودآگاه به یاد او مشغول شده به خود چنین تلقین کنید و بگویید:
«بس است» و آهسته مشت خود را روى میز یا زمین بزنید. بدین&#۸۲۰۲;ترتیب تغییر حالت به
وجود آمده، فضاى ذهنى خود را تغییر خواهید داد.

۲۰. انجام یک کار
مهم و جدى که در راستاى تحصیلات و رشته درسى&#۸۲۰۲;تان است را آغاز کنید. مثلاً روى
یک موضوع علمى به&#۸۲۰۲;طورى جدى به تحقیق بپردازید یا خود را براى مراحل بالاتر
تحصیل آماده نمایید.

۲۱. روابط اجتماعى
و دوستانه بیشترى با هم&#۸۲۰۲;سن و سالان خود برقرار کنید.

۲۲. هر روز حداقل
ده دقیقه قرآن (با توجه به معنا و ترجمه آن) تلاوت کنید.

۲۳. با افراد
مؤمن، موفق، با نشاط و اهل کار و فعالیت طرح دوستى بریزید  که نقش بسیار زیادى
در تقویت ایمان و اراده او دارند.

۲۴. سعى کنید از
بیکارى اجتناب کرده و خود را با موضوعات مورد علاقه مشغول کنید. مسائلى مانند
مناجات با خدا، مطالعه، ورزش، کارهاى گروهى، کارهاى هنرى و...

۲۵. سعى کنید از
قرار گرفتن در تنهایى اجتناب کنید مگر در مواقع ضرورى. زیرا هنگام تنهایى آن
فرد بیشتر در ذهنش مجسم مى&#۸۲۰۲;شود و ذهن و دلش را به خود مشغول مى&#۸۲۰۲;کند.

۲۶. با مطالعه
درباره خداوند و اولیاى الهى محبت به خداوند و اولیایش را در خود تقویت کنید،
زیرا کمال واقعى انسان با عشق به خداوند و کمالات معنوى تأمین مى&#۸۲۰۲;شود و
عشق&#۸۲۰۲;ورزیدن به امور دیگر همه زودگذر و موقتى است.

۲۷. همواره از
خداوند بخواهید که آنچه موجب خوشبختى و سعادت شماست نصیب و روزى&#۸۲۰۲;تان کند و آنچه
که خداوند برایتان مقدر فرمود به آن راضى باشید که سعادتان در همان نهفته است و
خیر و صلاحش در آن قرار دارد.

۲۸. توکل به خدا و
توسل به ائمه اطهار (علیهم&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; را فراموش نکنید.

۲۹. پیامبر خدا
(صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲;فرمودند: «آنچه از دنیا نصیب تو باشد، اگر ناتوان هم
باشى، به تو مى&#۸۲۰۲;رسد و آنچه به زیان تو باشد، به زور نمى&#۸۲۰۲;توانى آن را از خود دور
کنى. هر کس به آنچه از دستش رفته امید نداشته باشد، آسوده است و هر کس به آنچه
خداوند روزى&#۸۲۰۲;اش کرده، خرسند باشد، شادمان مى&#۸۲۰۲;گردد».[۱۳]

 


خواستگارى ناموفق

پرسش ۵۶ . سنم
بالا رفته است و هنوز موفق به ازدواج نشده&#۸۲۰۲;ام. به هر خواستگارى مى&#۸۲۰۲;روم یا من
نمى&#۸۲۰۲;پسندم و یا آنها جواب رد مى&#۸۲۰۲;دهند. خلاصه تلاشم نتیجه نمى&#۸۲۰۲;گیرد و همچنان سنم
بالا مى&#۸۲۰۲;رود و مادرم غصه مى&#۸۲۰۲;خورد. لطفا راهنماییم کنید!

در ابتدا باید
دانست؛ «ازدواج همه زندگى نیست، بلکه تنها یک بعد از ابعاد زندگى است». البته
امیدواریم هرچه زودتر مسائلى که با آن رو به رو هستید برطرف گشته تا بتوانید
بدون دغدغه زندگى مشترکى را آغاز نمایید. ازدواج یکى از مهم&#۸۲۰۲;ترین حوادث و
رویدادهاى زندگى است و نقش مهمى در سرنوشت و سعادت و خوشبختى انسان دارد، مضافا
بر این که اگر به نحو صحیح انجام پذیرد بسیارى از نیازهاى انسان اعم از عاطفى و
جنسى را تأمین و باعث آرامش روحى انسان مى&#۸۲۰۲;شود. دقت، شناخت و اتخاذ تصمیم حساب
شده و بالاخره انتخاب صحیح از شرایط ضرورى یک ازدواج موفق است. بنیان مقدس چنین
امر مهمى معمولاً با خواستگارى آغاز مى&#۸۲۰۲;شود، لذا به نظر مى&#۸۲۰۲;رسد ظرافت کارى&#۸۲۰۲;هاى
مهمى داشته باشد که در ادامه به برخى از آنها اشاره خواهیم کرد. اما بهتر است
براى آنکه شناخت کاملى نسبت به چنین فرآیندى داشته باشیم، به نکات زیر توجه
نمایید:

۱. یکى از مشکلات
اساسى افراد، به ویژه جوانان چه دختر و یا پسر، این است که ایده&#۸۲۰۲;آل&#۸۲۰۲;هاشان با
واقعیت زندگى فاصله بسیار دارد. این افراد معمولاً در  ارزیابى&#۸۲۰۲;هاى خود دچار
نوعى افراط مى&#۸۲۰۲;شوند و بیش&#۸۲۰۲;تر بر اساس تخیّلات زندگى مى&#۸۲۰۲;کنند، در نتیجه اهدافشان
با استعداد و توانمندى&#۸۲۰۲;ها همخوانى ندارد، لذا به اهداف خود نمى&#۸۲۰۲;رسند و با گذشت
زمان دچار ناامیدى، سرخوردگى و نهایتاً افسردگى مى&#۸۲۰۲;شوند؛ به گونه&#۸۲۰۲;اى که حتى
نمى&#۸۲۰۲;توانند از حداقل امکانات خود نیز استفاده کنند. بنابراین، یکى از رمزهاى
موفقیت واقع&#۸۲۰۲;نگرى و اجتناب از افراط و تفریط است.

۲. شما تنها فردى
نیستید که با این مسئله مواجه هستید؛ لذا آن را به عنوان یک مشکل حل ناشدنى
نبینید.

۴. چه بسا موانع و
مشکلاتى که تا به امروز موجب به هم&#۸۲۰۲;خوردن خواستگارى&#۸۲۰۲;هاى قبلیتان گشته، به مصلحت
شما بوده است. از کجا معلوم که اگر با یکى از آن افراد ازدواج مى&#۸۲۰۲;کردید، مایه
بدبختى شما نمى&#۸۲۰۲;شد تا چه رسد به این که شما را خوشبخت کند؟

۵. از خداوند
متعال درخواست کنید، همسرى لایق، مناسب و شایسته را نصیب شما کند. از دعا و
توسل مأیوس نشوید.

امام صادق
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; در این زمینه به ابوبصیر مى&#۸۲۰۲;فرمایند: هرگاه خواستى ازدواج کنى
ابتدا دو رکعت نماز بجا بیاور سپس حمد و سپاس خداوند نما و بعد بخوان:
«اللهم انى ارید ان اتزوج، اللهم فاقدر لى من النساء
اعفهنّ فرجا، و احفظهنّ لى فى نفسها و فى مالى، و اوسعهن رزقا و اعظمهنّ برکه،
و اقدر لى منها ولدا طیبا تجعله خلفا صالحا فى حیوتى و بعد موتى»
؛
«خداوندا! من مى&#۸۲۰۲;خواهم ازدواج کنم، خداوندا! براى من پاکدامن&#۸۲۰۲;ترین زنان را مقرر
فرما و کسى که خویشتن&#۸۲۰۲;دار از همه نسبت به خود و نگهدارى کننده&#۸۲۰۲;ترین فرد در مالم
باشد، که به واسطه آن نفسم (حالم) و مالم محفوظ بماند، کسى که فراخ&#۸۲۰۲;ترین روزى و
بیشترین برکت  را در زندگى داشته باشد، و از وى براى من فرزندى طیب در نظر بگیر
که جانشینى شایسته در حیات و ممات من باشد».

۶. گاهى عوامل
بالا رفتن سن ازدواج از اختیار شما خارج است. گاه وضعیت اجتماعى فرهنگى و
اقتصادى جامعه باعث مى&#۸۲۰۲;شود سن ازدواج هم در دختران و هم در پسران بالا برود. هم
چنین بعضى توقعات و انتظارات خانواده&#۸۲۰۲;ها، دامن زدن به تشریفات، مشکل بیکارى
پسران و عدم توانایى آنها براى تأمین نیازمندى&#۸۲۰۲;هاى زندگى مستقل عواملى است که
ممکن است باعث این مشکل شده باشد، بنابراین در چنین فضایى نباید فرد تنها خود
را مقصر قلمداد نماید.

۷. درست است که
انتخاب همسر مسئله&#۸۲۰۲;اى مهم و حساس است ولى در عین حال نباید زیاد وسواس به خرج
داد. هیچ&#۸۲۰۲;کس ۱۰۰ درصد طبق معیارهایى که در نظر دارد آفریده نشده و پرورش نیافته
است. بنابراین ضمن حفظ معیارهاى لازم در ازدواج مراقب باشید که دچار وسواس
نگردید.

۸. در ازدواج
تناسب و توافق دو طرف، شرط ایجاد پیوند است. اما گاهى على&#۸۲۰۲;رغم وجود شایستگى&#۸۲۰۲;ها
و صلاحیت&#۸۲۰۲;هاى هر کدام به دلیل عدم تناسب، پیوندى شکل نمى&#۸۲۰۲;گیرد.

۹. زود ازدواج
کردن آن هم با اوّلین یا دومین خواستگارى، نشانه موفقیت در امر ازدواج و تأمین
خوشبختى و سعادت همیشگى نیست. با کمى دقت در بین همسایگان، فامیل و دیگران،
مشاهده مى&#۸۲۰۲;کنید که فرآیند خواستگارى و ازدواج، معمولاً یک فرآیند طولانى مدت
است و نیازمند زمان و دقت کافى است و چه بسا همین تجربه&#۸۲۰۲;ها و به تأخیر
افتادن&#۸۲۰۲;ها، شناخت و آگاهى&#۸۲۰۲;تان را از موضوعات و معیارهاى ازدواج بیشتر و عمیق&#۸۲۰۲;تر
کند و موفقیت در این کار مهم  و حیاتى را چندین برابر کند که در نتیجه به صلاح
شما خواهد بود.

۱۰. اگر مى&#۸۲۰۲;خواهید
از خانواده و دخترى که به خواستگارى او رفته&#۸۲۰۲;اید پاسخ مثبت دریافت کنید بایستى
از جهات گوناگون مثل وضعیت اقتصادى، خانوادگى، مذهبى، فرهنگى، شغلى، زیبایى، سن
و... با هم تناسب داشته باشید. در صورتى که در هر یک از موارد ذکر شده اگر
تناسب وجود نداشته باشد عدم دریافت پاسخ مثبت، امرى طبیعى خواهد بود. بنابراین
دخترى را خواستگارى کنید که با شما هم کفو و متناسب باشد و در ازدواج بلند
پرواز نباشید. مثلاً به دنبال ازدواج با دخترى نباشید که خانواده&#۸۲۰۲;اش از لحاظ
مالى یا فرهنگى تفاوت زیادى با شما داشته باشند، چرا که در این صورت، با پاسخ
منفى آنان مواجه خواهید شد.

۱۱. آداب و رسوم
خانواده مقابل در هنگام خواستگارى، رعایت ادب از سوى پسر و خانواده&#۸۲۰۲;اش امرى
ضرورى است. به علاوه، در هر جامعه&#۸۲۰۲;اى، براى خواستگارى آداب و رسومى وجود دارد
که لازم است در هنگام مراجعه پسر و خانواده&#۸۲۰۲;اش جهت امر خواستگارى، رعایت شود.
عدم رعایت ادب و اخلاق اسلامى یا مراعات نکردن آداب و رسوم مربوط به خواستگارى
باعث دلزدگى دختر و خانواده او به دنبال آن، عدم دریافت پاسخ مثبت از سوى آنان
خواهد شد.

۱۲. مشورت با
بزرگان فامیل و خانواده به خصوص پدر و مادرتان در این رابطه بسیار نافع است.

۱۳. با نگاهى به
ازدواجهاى موفق دیگران و کشف رمز موفقیت آنها، راهکار مناسب خواستگارى را به
دست آورید.

۱۴. دلیل رد
خواستگارى&#۸۲۰۲;هاى خود در موارد قبلى را روى کاغذى  یادداشت کرده و بررسى نمایید.
اگر کمبود و یا کاستى&#۸۲۰۲;اى در شما وجود دارد، در صدد رفع آنها برآیید.

 

پرسش ۵۷ .  من یه
پسرى هستم که چند مورد خواستگارى ناموفق داشته&#۸۲۰۲;ام و در تمام موارد با پاسخ منفى
دختر روبه&#۸۲۰۲;رو بوده&#۸۲۰۲;ام مى&#۸۲۰۲;خواستم ببینم چرا تا کنون نتوانسته&#۸۲۰۲;ام به هدفم (یعنى
پاسخ مثبت به تقاضاى ازدواج با دختر مورد علاقه&#۸۲۰۲;ام) دست یابم؟ چه رفتار یا
باورهایى مانع از دسترسى به این هدف مى&#۸۲۰۲;شود؟ لطفا مرا راهنمایى کنید.

باورهاى غیرمنطقى
درباره انتخاب همسر مى&#۸۲۰۲;تواند مانع از یک گزینش صحیح شود که آنها را با هم مرور
مى&#۸۲۰۲;نماییم. این موضوع که به طور وسیع در پیشینه تجربى در زمینه انتخاب همسر
نادیده گرفته شده، مربوط به نقش و تأثیر باورهاى شخصى در فرایند انتخاب همسر
مى&#۸۲۰۲;باشد و از بررسى سوابق موجود در زمینه نقش باورها در انتخاب همسربه دست آمده
است. این باورها عبارتند از:

۱. اعتقاد به این
که من فقط مى&#۸۲۰۲;توانم عاشق ۱ نفر باشم: شخصى که داراى این عقیده است گمان مى&#۸۲۰۲;کند
که تنها یک نفر در دنیا براى ازدواج با او مناسب است. این تفکر بسیار شبیه این
عقیده است که ما جایى در دنیا همزاد و یا نیمه دومى داریم که با ازدواج با او
همه چیز به تکامل مى&#۸۲۰۲;رسد. این افکار غالباً غیرمنطقى هستند، چرا که باید به
هنگام رو به رو شدن با تنها فرد به خصوص، او را شناخت. البته چگونه این دیدگاه
به سرانجام مى&#۸۲۰۲;رسد روشن نیست. همچنین شاید این عقیده دعوت به انتظار غیرفعالى
باشد براى رسیدن به دقیقه  اعجاز برانگیزى که چشم&#۸۲۰۲;انداز یک ازدواج خوب را نوید
مى&#۸۲۰۲;دهد.

۲. اعتقاد به این
تفکر که «تا زمانى که فردى کامل براى زندگى پیدا نکنم، نباید ازدواج کنم». کسى
که این اعتقاد را داشته باشد شاید براى تصمیم گرفتن براى ازدواج دچار محدودیت
شود چرا که هیچ فردى کامل نیست و شاید براى پیدا کردن چنین فردى باید زمانى
طولانى صرف شود.

۳. کسى که این
گونه فکر مى&#۸۲۰۲;کند: «تا زمانى که نتوانم به خودم به عنوان یک همسر اعتماد کنم،
نباید ازدواج کنم». این اعتقاد نیز محدودکننده و غیرمنطقى است از آن جهت که
هیچ&#۸۲۰۲;کس کامل نیست و احساس کامل بودن به عنوان یک همسر را نخواهد داشت. احساس
آمادگى براى ازدواج ضروریست، اما شاید اشخاصى را براى تصمیم&#۸۲۰۲;گیرى درباره ازدواج
دچار اضطراب کند.

۴. کسى که این
چنین مى&#۸۲۰۲;اندیشد: «ما باید قبل از ازدواج ثابت کنیم که ارتباط مؤثرى خواهیم
داشت». براى کم کردن محدودیت این تفکر مى&#۸۲۰۲;توان این گونه اندیشید که هیچ راهى
براى تضمین خوشبختى پیش از ازدواج میسر نمى&#۸۲۰۲;باشد.

۵. کسى که چنین
بگوید: «عاشق کسى شدن براى من دلیل کافى براى ازدواج است». جامعه غربى عشق
رمانتیک را به عنوان شرطى لازم براى ازدواج ارزشمند مى&#۸۲۰۲;شمارد. در واقع، اشخاص
کمى هستند که ازدواج را بدون عشق تصور کنند. اگر عشق به عنوان تنها معیار در
نظر گرفته شود، سایر توانایى&#۸۲۰۲;هاى اساسى فردى و بین فردى از نظر دور خواهد ماند.

۶. کسى که عقیده
دارد: «اگر من و همسر آینده&#۸۲۰۲;ام قبل از ازدواج با هم زندگى کنیم، شانس و
خوشبختى&#۸۲۰۲;مان را افزایش خواهیم داد!!». مرور سوابق  همزیستى و موفقیت&#۸۲۰۲;هاى بعدى
در ازدواج نشان داده است که افرادى که قبل از ازدواج با هم زندگى مى&#۸۲۰۲;کنند
آمادگى بیشترى را براى نارضایتى از زندگى و جدایى دارا مى&#۸۲۰۲;باشند در مقایسه با
کسانى که با هم همزیستى نکرده&#۸۲۰۲;اند. این ارتباط معمولاً با خصوصیات کسانى که
همزیستى مى&#۸۲۰۲;کنند به نسبت کسانى که همزیستى نمى&#۸۲۰۲;کنند مشکلات بیشترى در رابطه با
تعهد دارند و تمایل کمترى براى ارزشمند شمردن ازدواج و نگرش مثبت&#۸۲۰۲;ترى نسبت به
طلاق دارند.

۷. کسى که این
گونه مى&#۸۲۰۲;اندیشد: «من باید با کسى ازدواج کنم که خصوصیات شخصیتى او متضاد با
خصوصیات من باشد». اگر چه تفکر رایج مبنى بر آنکه افراد با خصوصیات کاملاً
متفاوت مى&#۸۲۰۲;توانند کامل&#۸۲۰۲;کننده&#۸۲۰۲;ى ضعف&#۸۲۰۲;ها و قوت&#۸۲۰۲;هاى یکدیگر باشند، اما فاکتورهاى
پیش&#۸۲۰۲;بینى کننده&#۸۲۰۲;ى موفقیت در ازدواج نشان مى&#۸۲۰۲;دهند که قویترین عامل خوشبختى،
همانندى در ارزش&#۸۲۰۲;ها، نگرش&#۸۲۰۲;ها و خصوصیات شخصى است.

۸. این عقیده که
انتخاب یک همسر باید ساده باشد و این انتخاب حامل یک شانس و یا اتفاق است.
بنابراین فرد شاید تصور کند که براى انتخاب همسر به جاى عمل کردن باید در
انتظار یک اتفاق بماند. چنین فردى در انتظار شانسى براى دیدار و عشق در اولین
نگاه است بدون آنکه از تفکر محتاطانه آمادگى لازم، یا انجام عملى براى نزدیک&#۸۲۰۲;تر
شدن به هدف ازدواج کمک گرفته شود.

مواردى که عنوان
شدند فقط تعدادى از نگرش&#۸۲۰۲;ها و باورهاى غیرمنطقى افراد نسبت به انتخاب همسر
مى&#۸۲۰۲;باشند. نحوه&#۸۲۰۲;ى نگرش افراد نسبت به فرایند انتخاب همسر امرى بسیار حیاتى&#۸۲۰۲;است
و همچنین با درک شیوع باورهاى غیرمنطقى و محدود کننده درباره انتخاب همسر در
میان افراد مجرد زن و مرد،  در صورتى که این نگرش&#۸۲۰۲;ها و عقاید نادرست و غیرمنطقى
افراد تغییر یابند و در جهت صحیح هدایت شوند، شاهد افزایش ازدواج&#۸۲۰۲;هاى مو&#۱۶۲۰;ق در
جامعه خواهیم بود.

مطمئن باشید کسى
که در امر ازدواج از «تصمیم&#۸۲۰۲;گیرى عقلانى» استفاده نماید کمترین پشیمانى در
آینده را خواهد شد.

در پایان توجه شما
را به روایتى از پیامبر (صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; جلب مى&#۸۲۰۲;کنیم: «آنچه از دنیا نصیب
تو باشد، اگر ناتوان هم باشى، به تو مى&#۸۲۰۲;رسد و آنچه به زیان تو باشد، به زور
نمى&#۸۲۰۲;توانى آن را از خود دور کنى. هرکس به آنچه از دستش رفته امید نداشته باشد،
آسوده است و هرکس به آنچه خداوند روزى&#۸۲۰۲;اش کرده، خرسند باشد، شادمان مى&#۸۲۰۲;گردد».[۱۴]

 


نداشتن خواستگار

پرسش ۵۸ . من با
این که انسان امیدوارى بودم و خیلى به خدا ایمان داشتم به دلیل آن که
خواستگاران خیلى خوب و مؤمنى نداشتم. مدتى است دچار افسردگى و یأس شده&#۸۲۰۲;ام به
طورى که نمى&#۸۲۰۲;توانم این حالات را از خودم دور کنم. برخى خواستگاران هم تا یکى دو
سال خانواده و خودم را سر کار گذاشته&#۸۲۰۲;اند و بعد هم بدون هیچ عذر رفته&#۸۲۰۲;اند. به
نظر شما چه کار کنم؟

باید توجه داشت که
نداشتن خواستگار پدیده&#۸۲۰۲;اى اجتماعى است که عوامل متعدد دارد برخى عوامل آن به
قرار زیر است:

۱. وضعیت اجتماعى
فرهنگى و اقتصادى جامعه باعث شده است سن ازدواج دختران و پسران بالا برود
بنابراین در چنین فضایى زمینه ازدواج دختران کمتر فراهم مى&#۸۲۰۲;شود، در نتیجه
دخترانى نظیر شما گمان مى&#۸۲۰۲;کنند اشکال و ایراد در وجود آنهاست. در حالى که یکى
از عوامل پدید آمدن این مشکل عاملى است که از اختیار شما خارج است.

۲. گاهى انتظارات
بالا و بیش از اندازه خانواده&#۸۲۰۲;ها یا خود دختران به این مشکل دامن مى&#۸۲۰۲;زند که در
این صورت این موضوع باید مورد بررسى قرار گیرد و در صورت واقعیت داشتن آن، با
تدابیر لازم و مناسب به تعدیل آن باید پرداخت و بدین وسیله یکى از موانع
خواستگارى و ازدواج برطرف شود.

۳. گاهى نیز
ویژگى&#۸۲۰۲;هاى شخصیتى و اخلاقى خانواده&#۸۲۰۲;ها ممکن است مانع و سدّ راهى براى
خواستگاران باشد که این امر نیز باید مورد توجه خانواده&#۸۲۰۲;ها قرار گفته و در صورت
لزوم تغییرات لازم را در نحوه برخورد و صفات اخلاقى و آداب اجتماعى خود ایجاد
نمایند و زمینه ازدواج دختران خود را فراهم نمایند.

۴. گاهى نیز
ویژگى&#۸۲۰۲;هاى ظاهرى و جسمانى یا صفات اخلاقى و شخصیتى خود دختران است که باعث
مى&#۸۲۰۲;شود دیرتر ازدواج کنند و خواستگار کمترى داشته باشند.

در مجموع نباید
نگران باشید و ذهن خود را مشغول نمایید به گونه&#۸۲۰۲;اى که مانع زندگى روزمره و
پیشرفت درسى شود. زیرا انسان نمى&#۸۲۰۲;تواند تمام شرایط و امکانات را بر وفق مراد
خود فراهم نماید ولى مى&#۸۲۰۲;تواند خود را با شرایط موجود وفق دهد و هماهنگ سازد در
صورت اول همیشه نگران و ناراحت و غمگین و افسرده خواهد بود و در صورت دوم با
ابتکار و خلاقیت و بهره&#۸۲۰۲;مند شدن از دیگر توانمندى&#۸۲۰۲;هاى خود، شاد و با نشاط زندگى
خواهد کرد و فعّال و  سرزنده با همان امکانات و شرایط موجود، زندگى را بر خود
قابل تحمل و آسان خواهد کرد. علاوه بر این مطمئن باشید اگر به خداوند متعال
توکل کنید و تمام امور زندگى خود را به او واگذار کنید، خداوند به بهترین وجه و
شکل به آن رسیدگى خواهد کرد زیرا او خیر و صلاح بندگانش را بهتر از من و شما
مى&#۸۲۰۲;داند. سعى کنید از نعمت&#۸۲۰۲;ها و توانمندى&#۸۲۰۲;هایى که خداوند در وجود شما و اطراف
شما قرار داده است بهره&#۸۲۰۲;مند شوید و بیشتر به آنها بیاندیشید و لذت ببرید. رابطه
خود را با خداوند متعال و راز و نیاز با او را فراموش نکنید که یاد خدا
آرامش&#۸۲۰۲;بخش است.

نکته دیگر این که
بررسى کنید که علت این رخداد چیست اگر خودتان مقصر هستید آن را مرتفع سازید.
براى ایجاد تغییر باید راهکار مناسب پیدا کرد مثلاً اگر افرادى را در فامیل
مى&#۸۲۰۲;شناسید که مى&#۸۲۰۲;تواند نقش مؤثر داشته باشند مشکل را با آنها در میان بگذارید
تا مشکل گشایى کنند. گاهى اوقات نیز خانواده باید در رفتارهاى اجتماعى خود
تجدید نظر کند چه بسا برخى از اشتباهات خانواده شما به موقعیت اجتماعى شما آسیب
وارد کرده باید نقاط ضعفى که باعث این آسیب&#۸۲۰۲;ها شده شناسایى و سپس در صورت امکان
جبران کرد.

مجددا تکرار
مى&#۸۲۰۲;کنیم که مشکل آن قدر جدى نیست که شما فکر کنید همه درهاى امید به روى شما
بسته شده و در بن بست قرار گرفته&#۸۲۰۲;اید که نه راه پیش دارید و نه راهى براى
برگشت. بزرگ جلوه دادن مشکل، منفى&#۸۲۰۲;بافى، سوء ظن و افکار پوچ انسان را مستأصل و
مأیوس مى&#۸۲۰۲;کند و باعث تخریب روح و جسم انسان مى&#۸۲۰۲;شود و باید به طور جد از این
وضعیت خود را نجات داد بنابراین روح خود را نیازارید و خودخورى و ناراحتى را
کنار بگذارید و به فضل و رحمت  بى&#۸۲۰۲;منتهاى خداوند امیدوار باشید چه بسا تأخیر در
ازدواج حکمتى داشته و خداوند فرد مناسب&#۸۲۰۲;تر و بهترى را نصیب شما خواهد کرد.

 


ناپسندى قیافه

پرسش ۵۹.
خواستگارى داشتم که ظاهر مرا نپسندید در حالى که من فقط همین کمبود را دارم. از
نظر خانوادگى و نجابت مشکلى ندارم، ۲۵ساله&#۸۲۰۲;ام و ترم آخر دانشگاه هستم بعد از آن
نیز خواستگارانى از طبقات مختلف و عقاید دینى مختلف داشتم ولى همه تمام
خصوصیت&#۸۲۰۲;هاى مرا نادیده مى&#۸۲۰۲;گرفتند و تنها چیزى که براى همه مهم&#۸۲۰۲;تر بود را
مى&#۸۲۰۲;دیدند و آن زشتى ظاهر من بود (خیلى هم زشت نیستم) البته کمى هم لاغر هستم من
خیلى تنهام و همه فقط همین کمبودها را به رخم مى&#۸۲۰۲;کشند. از لحاظ روحى ضعیف شدم.
قرار است بعد از ماه صفر خواستگارى برایم بیاید که فکر کنم آدمى مقیدى است (چون
گفته بعد از ماه صفر مى&#۸۲۰۲;آید). همسطح هستیم، سید هم هست چه کار کنم اگر او هم
ایراد گرفت. خسته&#۸۲۰۲;ام از زندگى، من دوست دارم ازدواج کنم و راه خطا نروم.

دغدغه ازدواج در
سنین جوانى، براى دختران و پسران جوان امرى طبیعى است؛ زیرا ازدواج یکى از
مسائل اساسى زندگى است که در دوره جوانى اتفاق مى&#۸۲۰۲;افتد. جوان نیز در این دوره
علاوه بر مسئله ازدواج با مسائل مهم دیگر مانند: ادامه تحصیلات، اشتغال، مسکن و
مسائل سیاسى درگیر است. این مسائل تمام فکر و وقت انسان را مشغول کرده و بسان
ابرى، بر همه ابعاد زندگى فرد سایه مى&#۸۲۰۲;افکند. البته اهمیت این مسئله نباید موجب
نگرانى شدید شده و  زندگى شما را مختل سازد و یا حتى در بعضى مواقع، شما را
دچار مشکلات و بیمارى نماید.

متأسفانه ظاهربینى
رویه غالب فرهنگى در جامعه شده است و فقط ویژگى&#۸۲۰۲;هاى مادى ظاهرى را ملاک سنجش
شخصیت افراد مى&#۸۲۰۲;داند. شما خود بهتر مى&#۸۲۰۲;دانید که در فرهنگ اسلام اساس انسانیت هر
فرد به اخلاق و بینش&#۸۲۰۲;هاى اوست، نه به ظاهر او. ارزش هر یک به مقدار معرفت و ادب
و ایمان اوست.

امام على
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; مى&#۸۲۰۲;فرماید: «قیمت هر انسان به اندازه&#۸۲۰۲;ى خوبى&#۸۲۰۲;هاى اوست»[۱۵].

امام صادق
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; نیز مى&#۸۲۰۲;فرماید: «براى زنان نمى&#۸۲۰۲;توان قیمتى گذاشت، زیرا خوبانشان
ارزشى بالاتر از طلا و نقره دارند و بدانشان کمتر از خاکند»[۱۶].

یعنى، در انتخاب
همسر باید در درجه اول ملاک ویژگى&#۸۲۰۲;هاى اخلاقى فرد باشد و ویژگى&#۸۲۰۲;هاى ظاهرى در
درجه بعد قرار گیرد. اما چه باید کرد که اطرافیان ما معمولاً طور دیگر فکر
مى&#۸۲۰۲;کنند، حتى اگر از قشر فرهنگى و تحصیل کرده باشند، آنان در ازدواج بیشتر به
سراغ دخترانى مى&#۸۲۰۲;روند که ظاهرى مناسب داشته باشند و از نظر مالى و تحصیلات در
درجه بالا باشند. در حالى که اسلام همیشه با این طرز فکر مبارزه کرده است. به
طور مثال پیامبر اسلام (صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; مردى را که سیاه&#۸۲۰۲;چهره و کوتاه
قامت بود به ازدواج زیباترین و ثروت&#۸۲۰۲;مندترین دختر مدینه درآورد و فرمود: «اگر
مرد مؤمن باشد مى&#۸۲۰۲;تواند با هر زن مؤمنى ازدواج کند»[۱۷].

راهکارهایى براى
مقابله با مشکل :

جامع نگرى و
واقع&#۸۲۰۲;بینى از پایه&#۸۲۰۲;هاى اندیشه صحیح است. زمانى مى&#۸۲۰۲;توان به این مهم دست یافت که
جنبه&#۸۲۰۲;هاى مختلف هر پدیده مورد توجه قرار گیرد و از نگرش تک بعدى دورى شود.
روان&#۸۲۰۲;شناسان مى&#۸۲۰۲;گویند: انسان سالم، کسى است که خود را آن&#۸۲۰۲;گونه که هست، بپذیرد؛
یعنى، هم نقاط قوت و هم نقاط ضعف خود را مدّ نظر قرار دهد؛ زیرا بزرگ جلوه دادن
نقاط قوت، به خود بزرگ&#۸۲۰۲;بینى منجر مى&#۸۲۰۲;شود و با برجسته کردن نقاط ضعف، احساس
کهترى و نا ارزنده&#۸۲۰۲;سازى در فرد به وجود مى&#۸۲۰۲;آید. انسان پخته و سالم، کسى است که
به هر دو جنبه نگاه کند و از هر گونه افراط و تفریط بپرهیزد. با این مقدمه
کوتاه، توجه به چند نکته زیر ضرورى است:

۱. باید دید این
ذهنیت و تصویرى (زشتى قیافه) که دیگران از شما دارند، چقدر با واقعیت مطابق
است؟! چه بسا افراد با منفى نگرى و نگرش خاصى و یا مقایسه شما با ایده&#۸۲۰۲;آل&#۸۲۰۲;هاى
تخیلى خود نمى&#۸۲۰۲;توانند واقع را آن گونه که هست، مشاهده کنند.

۲. به فرض که از
نظر ظاهرى چنین نقطه ضعفى در شما وجود دارد؛ ولى آیا تمام هستى شما در همین
مطلب خلاصه مى&#۸۲۰۲;شود؟ آیا هیچ نقطه قوتى در شما نیست!؟

شما نیز امتیازات
فراوانى از جمله تحصیلات دانشگاهى، نجابت و... دارید که بسیارى از دختران
ندارند.

اگر فقط اندکى در
این باره بیندیشید، صدها خصوصیت مثبت و ارزشمند در خودتان مى&#۸۲۰۲;یابید که به
سادگى، از کنار آن گذشته&#۸۲۰۲;اید و توجه چندانى به آنها نکرده&#۸۲۰۲;اید. بنابراین توصیه
مى&#۸۲۰۲;شود آنها را به یاد آورده و براى خود به زبان  آورید و یا روى کاغذى یادداشت
کنید. به خود بباورانید که من از این امتیازات و ارزش&#۸۲۰۲;هاى مثبت بهره&#۸۲۰۲;مند هستم.

۳. زیبایى ظاهرى
گرچه یک امتیاز محسوب مى&#۸۲۰۲;شود، اما علت موفقیت، سعادت و خوشبختى انسان نیست.
افراد زیادى هستند که از وضعیت ظاهرى چندانى برخوردار نیستند؛ ولى هیچ&#۸۲۰۲;گاه
احساس بى&#۸۲۰۲;ارزشى نمى&#۸۲۰۲;کنند، بلکه احساس خوشبختى و موفقیت دارند و با آرامش زندگى
مى&#۸۲۰۲;کنند و با تکیه بر جنبه&#۸۲۰۲;هاى مثبت و ارزشمند خود بسیار شاد و با نشاط هستند.
بنابراین، خوشبختى، مساوى با خوش چهره بودن نیست.

۴. موفقیت&#۸۲۰۲;هاى
گذشته و توانمندى&#۸۲۰۲;هاى مختلف خود را در ذهن&#۸۲۰۲;تان مرور کنید و دایم به خود بگویید
که تمام این موفقیت&#۸۲۰۲;ها را با همین شکل ظاهرى خود کسب کرده&#۸۲۰۲;ام پس باز
مى&#۸۲۰۲;توانم...

۵. از نظر جسمانى
و ظاهرى، خود را با دیگران مقایسه نکنید.

۶. هرگاه جلوى
آینه قرار گرفتید، خود را به داشتن ویژگى&#۸۲۰۲;هاى مثبت ظاهرى تلقین کنید.

۷. درباره خوشبختى
و سعادت مطالعه کرده و خوب درباره ملاک&#۸۲۰۲;ها و معیارهاى آن بیندیشید.

۸. درباره انواع
زیبایى&#۸۲۰۲;ها - اعم از ظاهرى و معنوى - و ارزش و اهمیت هر کدام و نقش هر یک در
موفقیت و خوشبختى انسان&#۸۲۰۲;ها، بیشتر بیندیشید و مطالعه کنید.

مطمئناً در خواهید
یافت زیبایى&#۸۲۰۲;هاى معنوى بسیار متنوع&#۸۲۰۲;تر و نقش آفرینى آن در زندگى بیشتر و
عمیق&#۸۲۰۲;تر است.

۹. سعى کنید
تصویرى مثبت از خود درست کنید؛ زیرا ریشه و اساس  نگرش منفى که شما به قیافه
ظاهرى خود پیدا کرده&#۸۲۰۲;اید همین خود پنداره منفى است لذا سعى کنید ارزش&#۸۲۰۲;هاى
واقعى&#۸۲۰۲;تان مسائل معنوى باشد، نگرانى شما بیشتر براى به دست آوردن زیبایى&#۸۲۰۲;هاى
باطنى باشد. به عبارت دیگر توجهتان به حسن سیرت باشد، نه حسن صورت.

۱۰. در روایتى از
امام صادق (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; رسیده که در مسائل مادى همیشه به کمتر از خودتان
بنگرید تا حالت رضایت و شکرگذارى شما بیشتر شود. ایشان به حمران بن اعین
مى&#۸۲۰۲;فرمایند: «یا حمران اُنْظُر اِلى مَنْ هُوَ دُونکَ
فى المقدُرَة وَلاتَنْظُرْ اِلى مَنْ هُوَ فَوْقَکَ فى المَقْدُرَة فَاِنَّ
ذلِکَ اَقْنَعْ لَکَ بِما قُسِمَ لک و اَحْرى اَنْ تَسْتَوجِبَ الزّیارَة مِنْ
رَبِّکَ عزّوجَلّ»
[۱۸]؛
«اى حمران در توانگرى به پایین&#۸۲۰۲;تر از خودت نگاه کن و به بالاتر از خودت نگاه
نکن زیرا در آنچه قسمت تو شده قانع کننده&#۸۲۰۲;تر است و سزاوار است که مستوجب زیادتى
نعمت از جانب خداى عزّوجلّ بشوى».

شما هم همیشه به
افرادى فکر کنید که داراى نقص عضوهایى چون نابینایى، فلج و مانند آن هستند ولى
بعضاً با روحیه&#۸۲۰۲;اى بسیار بالا زندگى مى&#۸۲۰۲;کنند. درباره لقمان گفته&#۸۲۰۲;اند بسیار زشت
و بدشکل بود، ولى بر اثر کسب علم و معرفت به درجه&#۸۲۰۲;اى رسید که بخشى از قرآن از
سخنان ارزشمند اوست و سوره&#۸۲۰۲;اى نیز به نام اوست.

پس شما به جاى این
که به کمبودها، عیب&#۸۲۰۲;ها و ناکامى&#۸۲۰۲;هاى خود فکر کنید، به موفقیت&#۸۲۰۲;ها و آن امکاناتى
که در زندگى از آن بهره&#۸۲۰۲;مند بوده و هستید فکر کنید. به عبارت دیگر امکانات و
شرایط ما مانند یک لیوانى است که بخشى از آن پر  است و بخشى خالى؛ همه افراد
اینچنین هستند. بنابراین سعى کنید به آن بخش پر فکر نگاه کنید و از آن بهره
ببرید و غصه آن نیم خالى را نخورید زیرا در این صورت از آنچه در اختیار دارید
نمى&#۸۲۰۲;توانید بهره&#۸۲۰۲;مند شوید و دائما حسرت دیگران را مى&#۸۲۰۲;خورید.

۱۱. در فعالیت&#۸۲۰۲;هاى
اجتماعى مثل مسجد، بسیج، کارهاى هنرى دسته جمعى و مانند آن شرکت کنید و از این
طریق با افراد شاداب، فعال، متدین و در عین حال مثبت نگر معاشرت کنید و براى
خود دوستان زیادى به دست آورید.

۱۲. به جنبه&#۸۲۰۲;هاى
معنوى مثل قرائت قرآن، دعا، نماز و شرکت در مجالس مذهبى توجه داشته باشید و به
این طریق رابطه عاشقانه&#۸۲۰۲;اى با آفریدگار خود برقرار کنید که بهترین دوست و مونس
شما در تنهایى خداست و درد و دل&#۸۲۰۲;هاى شما را مى&#۸۲۰۲;شنود و دوست دارد.

نکته پایانى:

۱. نگران این که
چرا تا به حال موفق به ازدواج نشده&#۸۲۰۲;اید، نباشید زیرا خیلى از افراد هم&#۸۲۰۲;سن و سال
شما هم هستند که هنوز ازدواج نکرده&#۸۲۰۲;اند. اگر با چشم واقع&#۸۲۰۲;بین به ازدواج&#۸۲۰۲;هایى که
در سطح جامعه صورت مى&#۸۲۰۲;گیرد بنگرید خواهید دید که مسئله شکل و قیافه به هیچ وجه
مانع ازدواج نیست؛ زیرا خیلى از افراد ناقص العضو ازدواج کرده&#۸۲۰۲;اند چه رسد به...
بنابراین ازدواج همه زندگى نیست، بلکه تنها یک بعد از ابعاد زندگى است. پس تا
زمانى که شرایط ازدواج برایتان فراهم نشده،از فرصت استفاده کنید و در سایر
ابعاد مثل تحصیل و... بکوشید.

۲. در مورد
اطرافیان نیز سعى کنید با احسان و خوش&#۸۲۰۲;رفتارى، صبر و تحمل  برخورد کنید، به
زودى در مى&#۸۲۰۲;یابید که آنان به اشتباه خود پى برده و به جاى تمسخر شما و
خانواده&#۸۲۰۲;تان به ستایش شما مى&#۸۲۰۲;پردازند. پیامبر اکرم (صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲;فرمود:
«الانسانُ عبید الاحسان»[۱۹]؛
«انسان در مقابل احسان و نیکى کرنش مى&#۸۲۰۲;کند».

۳. خواهر محترم
زندگى دنیا هرگز بدون مشکل نیست حتى افرادى که گمان مى&#۸۲۰۲;کنید مشکل مادى ندارند
اما از مشکلات عاطفى و اخلاقى و دینى سخت رنج مى&#۸۲۰۲;برند و زندگى همراه با رنج و
بلا را مى&#۸۲۰۲;گذرانند. گمان مى&#۸۲۰۲;کنید که زندگى دنیا بر وفق مراد انسان&#۸۲۰۲;هاست. هرگز
چنین نیست دنیا و زندگى دنیا به بلایا و گرفتارى&#۸۲۰۲;ها همراه و عجین شده است منتهى
این بلایا براى هر شخصى به شکلى جلوه مى&#۸۲۰۲;کند و آدمى را به خود مبتلا مى&#۸۲۰۲;سازد
بنابراین گمان نبرید که تنها شما فقط مشکل دارید. ما که در این مرکز با
نمونه&#۸۲۰۲;هایى از افراد مانند شما آشنا هستیم وقتى زندگى شما را با زندگى بعضى از
دختران مقایسه مى&#۸۲۰۲;کنیم بى&#۸۲۰۲;تردید مى&#۸۲۰۲;گوییم مشکلات شما در برابر مشکلات بعضى از
آنان به مراتب کم و قابل تحمّل است. اى کاش مى&#۸۲۰۲;توانستم چند نمونه از این نوع
نامه&#۸۲۰۲;ها را برایتان مى&#۸۲۰۲;خواندیم تا باور کنید که زندگى شما در برابر زندگى
دیگران به مراتب مشکلات کمترى دارد به ویژه که نوع مشکل شما مشکل ایمانى و
اخلاقى نیست مشکل اجتماعى و مادّى است اگر خداى نکرده افراد بى&#۸۲۰۲;ایمان و منافق و
مفسد شریک زندگى خانوادگى&#۸۲۰۲;ات مى&#۸۲۰۲;شدند چه کار مى&#۸۲۰۲;کردى؟ اگر مشکلات اخلاقى حاد و
به مشکلات اقتصادى گرفتار مى&#۸۲۰۲;گردید چه کار مى&#۸۲۰۲;نمودید؟

در روایتى، پیامبر
اکرم (صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; مى&#۸۲۰۲;فرمایند: «سه گرفتارى ارزشمند است که آدمى را به
یاد خدا مى&#۸۲۰۲;اندازد که فقر و مرض و مردن از آن جمله بلایا هستند»[۲۰].
 چون آدمى را به یاد خداوند مى&#۸۲۰۲;اندازد در حالى که گرفتارى&#۸۲۰۲;هاى دیگر آدمى را از
خدا غافل و یاد خداوند را از دل آدمى مى&#۸۲۰۲;زداید. پس خود را در برابر این بلایا و
گرفتارى&#۸۲۰۲;ها نباخته و تسلیم آنها نسازید.

۴. خواهر محترم
آدم خردمند آن است که موقعیت&#۸۲۰۲;هاى زندگى را در مسیر نیل به اهداف خود به کار
بگیرد نه آنکه خود را تسلیم موقعیت&#۸۲۰۲;ها نماید. اگر شادى و یا گرفتارى هر یک به
شکلى موجب طغیان آدمى از مسیر حق گردد و به کنار گذاردن بندگى منتهى شود نشان
ساخته نشدن آدمى است و از جانب دیگر آدمى به هدف خوشگذرانى و راحت بودن در دنیا
زندگى نمى&#۸۲۰۲;کند و هدف از به دنیا آمدن برخوردار بودن نیست هدف بندگى کردن است و
عبادت خدا را سرمشق زندگى ساختن و به مردم خدمت کردن است. بنابراین هرگز خود را
تسلیم موقعیت زندگى نکنید و منتظر نباشید که روزگار بر وفق مرادتان باشد تا
خوشبخت شوید بلکه آدم سعادتمند و خوشبخت آن است که دنیا را بر وفق مراد خود
سازد و حتى اگر دنیا به خواست او تن نداد، او از خواست خود دست نکشد و راه و
رسم بندگى و بندپرورى را ترک نگوید و بدانید که شخص موفق چنین فردى است نه آنکه
در آسایش و راحتى به سر برد هر چند ذره&#۸۲۰۲;اى در فکر اصلاح و تکامل اخلاقى خود
نباشد و بندگى نکند.

 


پشیمانى بعد خواستگارى

پرسش ۶۰ .دخترى
هستم ۲۲ساله که هر خواستگارى که برایم مى&#۸۲۰۲;آید بعد از این که جواب منفى از طرف
آنها یا از طرف خودم داده مى&#۸۲۰۲;شود بعد از آن دچار افسردگى و نگرانى مى&#۸۲۰۲;شوم که
چرا من در جلسه خواستگارى این حرف را زدم و یا چرا این حرف را نگفتم و حالت بغض
و گریه به هم دست مى&#۸۲۰۲;دهد و احساس مى&#۸۲۰۲;کنم که شاید این بهترین بود که از دستش
دادم و تا چندین ماه بعد به او فکر مى&#۸۲۰۲;کنم و حرف&#۸۲۰۲;هایى که به او زدم و دلبسته او
مى&#۸۲۰۲;شوم و نمى&#۸۲۰۲;توانم فراموشش کنم، خواهش مى&#۸۲۰۲;کنم که مرا یارى بفرمایید. دیگر از
این اخلاق خودم خسته شده&#۸۲۰۲;ام.

شما براى این که
بتوانید بر این افکار مزاحم غلبه کرده و این مرحله حساس از زندگى را به خوبى
پشت سر گذارید لازم است به نکاتى که خدمتتان عرض مى&#۸۲۰۲;شود توجه نمایید:

۱. شما هنوز جوان
بوده و فرصت&#۸۲۰۲;هاى فراونى براى ازدواج خواهید داشت، لذا نباید براى آنچه که گذشته
حسرت بخورید. بلکه باید با درایت و درست اندیشیدن لحظاتى را که در آن هستید
دریابید. همواره این روایت منسوب به امام على (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;را به خاطر داشته
باشید که فرمودند: «گذشته از دست رفته و آینده هنوز نیامده، پس باید فرصت&#۸۲۰۲;هایى
را که بین دو نیستى هستند، غنیمت شمرد»[۲۱]،
لذا از فرصت&#۸۲۰۲;هایى که دارید نهایت استفاده را در جهت افزایش توانمندى&#۸۲۰۲;هاى خود و
شرکت در فعالیت&#۸۲۰۲;هاى اجتماعى البته با رعایت حدود شرعى، بنمایید و سعى کنید
شادابى و نشاط را در خود ایجاد کنید. اینکار در روحیه شما تأثیر  داشته همچنین
زمینه&#۸۲۰۲;هاى بیشترى را براى ازدواج شما فراهم مى&#۸۲۰۲;کند.

۲. رفتارهاى ما
نشات گرفته از افکار ما مى&#۸۲۰۲;باشد. هر فکر و اندیشه&#۸۲۰۲;اى که داشته باشیم به همان
صورت نیز عمل خواهیم کرد. این افسردگى و نگرانى شما نیز ناشى از افکار یا به
عبارتى شناخت&#۸۲۰۲;هاى شماست. در روانشناسى از این افکار اشتباه به خطاهاى شناختى
تعبیر مى&#۸۲۰۲;شود. این اندیشه و شناخت که همه باید شما را دوست داشته و مورد پسند
همگان باشید، یکى از خطاهاى شناختى است. اگر شما این شناخت غلط را اصلاح کردید
دیگر با شنیدن جواب منفى از طرف خواستگارانتان دچار افسردگى و نگرانى نمى&#۸۲۰۲;شوید.

۳. براى این که در
جلسه خواستگارى تمام حرف&#۸۲۰۲;هایتان را زده و چیزى از قلم نیندازید لازم است، قبل
از جلسه خواستگارى تمام آنچه را که مى&#۸۲۰۲;خواهید در جلسه مطرح کنید یادداشت کرده و
بر روى کاغذ بیاورید. حتى مى&#۸۲۰۲;توانید این کاغذ را در جلسه خواستگارى همراه خود
داشته باشید تا چیزى از قلم نیفتد.[۲۲]

۴. نکته مهم دیگرى
که لازم است به آن توجه داشته باشید، عدم وسواس زیاد در مورد خواستگاران است.
این انتظار که حتما همسر آینده شما باید تمام ملاک&#۸۲۰۲;هاى شما را داشته باشد درست
نیست. بلکه باید با در نظر گرفتن موقعیت خود و ملاک&#۸۲۰۲;هاى اصلى ازدواج اقدام
کنید. اگر کسى پیدا شد که ملاک&#۸۲۰۲;هاى اصلى مثل تدین و دیندارى، اخلاق خوب،
هم&#۸۲۰۲;کفوى فکرى، فرهنگى و اقتصادى را دارا بود سخت&#۸۲۰۲;گیرى نکرده و به او جواب مثبت
دهید.

۵. از قرار گرفتن
در تنهایى باید پرهیز نمود، سعى کنید بیشتر در جمع  حضور داشته و به هیچ وجه
خود را از دیگران جدا نکنید و در انزوا قرار نگیرید. این کار هم در روحیه شما
تأثیر داشته و هم باعث مى&#۸۲۰۲;شود که زمینه ازدواج شما بیشتر فراهم گردد.

۶. از بیکارى باید
دورى کرده و همواره خود را به کارى مشغول نمایید. زیرا بیکارى همان&#۸۲۰۲;طور که در
روانشناسى به آن اشاره شده باعث به وجود آمدن بسیارى از مشکلات روانى مى&#۸۲۰۲;باشد.
سعى کنید علایق خود را شناخته و با رشد آنها توانمندى&#۸۲۰۲;هایتان را افزایش دهید.

۷. اهتمام بیشتر
به واجبات دینى و ترک گناه نقش بسیار زیادى در سلامت روان دارد. با توکل به
خداوند و توسل به اولیاى الهى از خداوند بخواهید که هر چه زودتر مشکل حل شود.

۸. در پایان
امیدواریم که با انجام توصیه&#۸۲۰۲;هاى بالا بتواید این نگرانى&#۸۲۰۲;ها را از خود دور کرده
و با درایت و درست اندیشیدن آینده روشن همراه با سعادت و خوشبختى را براى خود
رقم بزنید.

 


خواستگارى از پسر

پرسش ۶۱ . من
دخترى هستم ۲۲ساله و در یک خانواده مذهبى اما نه خشک مذهب بزرگ شده&#۸۲۰۲;ام که به
ارزش&#۸۲۰۲;هاى دینى معتقد هستند. یکى از این ارزش&#۸۲۰۲;ها این است که دختر باید حد خودش
را بداند، من یک دختر معتقد به ارزش&#۸۲۰۲;هاى دینى هستم و رعایت مى&#۸۲۰۲;کنم. مشکل من
درباره ازدواج است که تا به حال هیچ خواستگارى نداشته&#۸۲۰۲;ام من از  لحاظ خانوادگى
و تحصیلات و چهره مشکلى ندارم. امروزه دخترهایى که بى&#۸۲۰۲;بندوبار و بى&#۸۲۰۲;حجاب هستند
بهترین زندگى را دارند حتى یک بار خواستم این طور باشم ولى بیشتر از ۲ روز دوام
نیاوردم. من در دانشگاه تا حالا چندبار از پسرهایى که براى ازدواج مناسب بودند،
را دیده&#۸۲۰۲;ام ولى هم رفتار آنها عادى بود و هم رفتار من. حالا ۱ نفر هست که مناسب
است و قبولش دارم، نمى&#۸۲۰۲;دانم چکار کنم؟

قصد شما براى
ازدواج با فردى که احساس خوبى نسبت به او پیدا کرده&#۸۲۰۲;اید امرى طبیعى است، لذا
لازم است براى جهت بخشى مثبت به این حس خود، ارزیابى روشنى از شرایط خود داشته
باشید تا برخورد واقع&#۸۲۰۲;بینانه&#۸۲۰۲;اى با آن، در جهت امر بسیار مقدس و ارزشمند ازدواج
داشته باشید.

شأن و منزلت یک
دختر ایجاب مى&#۸۲۰۲;کند که تقاضا و اقدام براى ازدواج از طرف مرد صورت گیرد. در
ازدواج همیشه پسران طالبند و دختران مطلوب، این عادت بر اساس فطرت انسانى
آنهاست. به همین جهت پسران به خواستگارى مى&#۸۲۰۲;روند نه دختران، حتى در روایتى که
مربوط به ازدواج آدم و حواست، آدم با این که خلیفه خدا و مسجود ملائکه شد ولى
مأمور شد که از حوا خواستگارى کند و خداوند اجازه نداد حوا از آدم خواستگارى
کند. حال اگر عکس این عادت فطرى اتفاق افتد، نتیجه مطلوبى نخواهد داد و بلکه
گاهى سبب تحقیر و شکست روحى دختر مى&#۸۲۰۲;شود. البته طبق نظر همه مراجع، خواستگارى
دختر از پسر اشکال ندارد؛ مگر آنکه این امر خلاف عرف و به گونه&#۸۲۰۲;اى باشد که باعث
هتک دختر شود.

راهکار عملى:

با توجه به مطالب
فوق و شرایط مسئله شما لازم است چند نکته را خدمتتان عرض کنیم؛

۱. ازدواج و
انتخاب شریک براى زندگى مسئله&#۸۲۰۲;اى نیست که با افکار و رفتارهاى ناشى از احساسات
زودگذر پایه&#۸۲۰۲;ریزى شود. باید براى آن برنامه&#۸۲۰۲;ریزى دقیق و حساب شده&#۸۲۰۲;اى داشت و
بدون محاسبه و دوراندیشى اقدام کردن جز پشیمانى و حسرت چیز دیگرى به دنبال
ندارد.

۲. انتخاب همسر
باید بر اساس ملاک&#۸۲۰۲;ها و معیارهاى صحیح و عقل پسند باشد. کسى که مى&#۸۲۰۲;خواهد ازدواج
کند. ابتدا باید ببیند آمادگى و موقعیت آن را دارد یا نه، سپس در مورد
ویژگى&#۸۲۰۲;هاى همسر آینده&#۸۲۰۲;اش فکر کند و معیارهاى اصلى را کشف کند؛ در مرحله سوم
باید بکوشد تا افرادى را در نظر بگیرد که بهترین و بیشترین معیار همسر خوب را
دارا هستند. این سه مرحله از اصول اساسى ازدواج است و باید رعایت شود.

۳. در مورد
مسئله&#۸۲۰۲;اى که براى شما پیش آمده، اگر با بررسى و تحقیق و مشورت&#۸۲۰۲;هاى لازم ایشان
را فردى صالح و مناسب تشخیص دادید، بهترین راه آن است که از طریق واسطه&#۸۲۰۲;اى مورد
اعتماد نظر طرف مقابل را درباره خویش جویا شوید. در صورتى که او نیز واقعا به
ازدواج با شما تمایل دارد، به طور رسمى و از طریق خانواده محترمشان از شما
خواستگارى کند تا ان&#۸۲۰۲;شاءاللّه هر چه زودتر با توافق شما و وى و خانواده&#۸۲۰۲;هاى
محترمتان مقدمات ازدواج فراهم شود. اگر با بررسى&#۸۲۰۲;هاى به عمل آمده ایشان را
مناسب تشخیص ندادید  احساسات خود را کنترل و از ابراز محبت خوددارى کنید؛ زیرا
علاقه یک سویه راه به جایى نمى&#۸۲۰۲;برد. بنابراین، با تفحص و پرس و جوى مختصرى که
فرد واسطه انجام مى&#۸۲۰۲;دهد، مسئله روشن مى&#۸۲۰۲;شود و از این دغدغه خاطر و اشتغال فکرى
رهایى مى&#۸۲۰۲;یابید.

لازم به تأکید است
فرد واسطه با ید داراى صفاتى چون دلسوزى، مورد اعتماد و سرّ نگهدار، عاقل و
داراى تجربه باشد و به گونه&#۸۲۰۲;اى عمل کند که مثلاً مى&#۸۲۰۲;خواهد از نظر و دیدگاه وى
درباره شما مطلع شود و یا مى&#۸۲۰۲;خواهد دخترى را براى ازدواج به وى معرفى کند و از
اظهار تمایل و علاقه شما به وى (حداقل در مرحله اول) او را مطلع نسازد. مطمئنا
اگر دختر و پسر از تناسب کافى برخوردار باشند و پسر نیز به این دختر تمایل
داشته باشد اقدام خواهد کرد وگرنه به دنبال فرد مورد نظر دیگرى خواهد رفت.

 


بستن بخت

پرسش ۶۲ . در محل
زندگى ما جادو و طلسم بسیار زیاد است، این اتفاق بارها در اطراف ما افتاده و
این مسئله بسیار شایع شده و حتى افرادى به وسیله این دعاها بیمار و یا بختشان
بسته شده که به وسیله برخى افراد طلسم&#۸۲۰۲;شان را مى&#۸۲۰۲;شکنند. در اقوام ما چه پسر و
چه دختر و خواهرهایم هستند که از وقت ازدواجشان گذشته. یکى از اقوام ما هنگام
بازسازى  خانه شان، کاغذى با نوشته&#۸۲۰۲;هاى عجیب و غریب و به زبان عربى پیدا
کرده&#۸۲۰۲;اند. آیا مى&#۸۲۰۲;شود بخت ما بسته شود؟ چگونه مى&#۸۲۰۲;توان بخت بسته شده را باز کرد؟

از برخى آیات و
روایات استفاده مى&#۸۲۰۲;شود که برخى از سحرها اثرگذارند. همچنان که آیه ۱۰۲ سوره
بقره مى&#۸۲۰۲;فرماید: «مردم سحرهایى را فرا مى&#۸۲۰۲;گرفتند که میان مرد و همسرش جدایى
مى&#۸۲۰۲;افکند». ولى باید توجه داشت که غالب آن چه امروزه در میان مردم در این&#۸۲۰۲;باره
شایع است، بى&#۸۲۰۲;اساس است و بیشتر به تخیلات، سوءظن&#۸۲۰۲;ها، توهمات مربوط است. گاهى
خواستگار کم است و یا برخى افراد، به خاطر عدم وجود تناسب، پس از خواستگارى،
پى&#۸۲۰۲;گیرى نمى&#۸۲۰۲;کنند و گمان مى&#۸۲۰۲;شود بخت بسته شده است. در حالى که مشکل ازدواج
مى&#۸۲۰۲;تواند ریشه در عوامل و علل فوق داشته باشد. گرچه نمى&#۸۲۰۲;خواهیم بگوییم سحر و
جادو و بستن بخت، هیچ&#۸۲۰۲;گونه واقعیتى ندارد، ولى از طرف دیگر نمى&#۸۲۰۲;توان مطمئن بود
که مورد و مشکل شما ریشه در همین مسئله دارد.

علاوه بر این که
وجود نیروهایى نظیر آن چه از سحر و جادو ناشى مى&#۸۲۰۲;شود، به مقتضاى نظام دنیا
مى&#۸۲۰۲;باشد. در این نظام، تزاحم بین زشتى&#۸۲۰۲;ها و پلیدى&#۸۲۰۲;ها وجود دارد و همچنان که
انسان&#۸۲۰۲;هاى&#۸۲۰۲;شیطان&#۸۲۰۲;صفت و زشت&#۸۲۰۲;کار وجود دارد، جن&#۸۲۰۲;هاى پلید و آزاردهنده نیز وجود
دارد؛ اما در برابر این نیروهاى پلید، فرشتگان و واسطه فیض و لطف خداوند نیز
وجود دارند. بدانید نفرین و طلسم بدون زمینه و بدون دلیل نمى&#۸۲۰۲;تواند تأثیرگذار
باشد و مى&#۸۲۰۲;توان در مقابل از راهکارهایى جهت ابطال سحر استفاده کنیم که در
روایات آمده است:

۱. این دعا را
بنویسد و همراه داشته باشد. این دعا از امیرالمؤمنین على (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;  نقل
شده است: «بسم&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; و باللّه&#۸۲۰۲; بسم&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; و
ماشاءاللّه&#۸۲۰۲;، بسم&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; لاحول ولا قوه الا باللّه&#۸۲۰۲;، قال موسى ما جئتم به السحر
ان اللّه&#۸۲۰۲; سیبطله ان اللّه&#۸۲۰۲; لایصلح عمل المفسدین، فوقع الحق و بطل ما کانوا
یعملون فغلبوا هنالک و انقلبوا صاغرین»
[۲۳].

۲. استعاذه به
خداوند و خواندن سوره&#۸۲۰۲;هاى فلق و ناس. در روایت آمده که این دو سوره را در نماز
وتر بخواند.[۲۴]

۳. پیامبر اکرم
(صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; به على (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; سفارش نمود که براى ابطال سحر این
گونه بخواند:

- خواندن و نوشتن
آیات ۷۵ تا ۸۲ سوره یونس.

- دعا و تضرع به
درگاه خداوند.

ـ درخواست دعا از
اولیاى واقعى خداوند.[۲۵]

براى گشوده شدن
گره و مشکل&#۸۲۰۲;تان چه خوب است ارتباط معنوى&#۸۲۰۲;تان را با خداوند متعال گسترش داده و
به کمک راهکارهاى مجرب زیر زمینه رهایى از مشکل فراهم شود.

۱. در هر شبانه
روز، یک بار زیارت عاشوراو دعاى توسل به نیت این حاجت قرائت شود.

۲. در شب جمعه غسل
کنید (غسل مستحبى) و بعد از نیمه شب، نماز امام زمان(عجل&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; تعالى
فرجه&#۸۲۰۲;الشریف) را بخوانید.[۲۶]

۳. سه روز
چهارشنبه، پنج شنبه و جمعه را روزه بگیرید و روز جمعه نماز جعفر طیار به جاى
آورید.[۲۷]
این عمل که مورد توجه بزرگان دین بوده، در استجابت دعا بسیار مؤثر است.

در پایان توصیه
مى&#۸۲۰۲;شود، همیشه سعى کنید انصراف ذهنى پیدا کنید و هرگاه به ذهنتان مسائلى درباره
بسته شدن بخت و سحر و جادو آمد، مسیر فکر کردن خود را تغییر دهید و خودتان را
به کارهاى دیگر مشغول کنید. به تجربه ثابت شده هر چه بیشتر در این باره فکر
کنید آزردگى خاطر و گرفتارى شما و بدبینى شما نسبت به دیگران بیشتر مى&#۸۲۰۲;شود و
مشکلات شما زیادتر مى&#۸۲۰۲;شود، اما اگر انصراف ذهنى دهید و نسبت به اطرافیان
خوش&#۸۲۰۲;بین باشید و حتى با کار و تلاش سعى کنید به دیگران کمک کنید و خوش اخلاق
باشید، این نوع گرفتارى&#۸۲۰۲;ها از بین خواهد رفت و این سنت الهى در برابر راندن
شیطان و شیطان&#۸۲۰۲;صفتان مى&#۸۲۰۲;باشد.

 


پیشنهاد ازدواج موقت

پرسش ۶۳ .اخیرا
آقایى به من اظهار لطف و محبت نموده و باب آشنایى را با من باز کرده روابط ما
بسیار محدود است و تنها ۴-۳ جلسه همدیگر را ملاقات کرده&#۸۲۰۲;ایم. بنده به ایشان عرض
کردم که در صورت تمایل مى&#۸۲۰۲;توانند به جهت خواستگارى نزد والدین من بیایند اما
ایشان مطلبى را تحت عنوان ازدواج موقت مطرح کردند و دلیل&#۸۲۰۲;شان نیز عدم دارا
 بودن شرایط ازدواج بیان کردند. بنده ابتدا به شدت با این مسئله مخالفت کردم
اما ایشان با نشان دادن جراید و کتاب&#۸۲۰۲;ها و فتاواى متفاوت سعى در متقاعد کردن من
داشتند، که اگر دختر جوانى از سن ازدواجش گذشته باشد و نیز مطمئن باشد که
خواستگارى بهتر از این شخص که مى&#۸۲۰۲;خواهد با او ازدواج موقت بکند براى او نمى&#۸۲۰۲;آید
و هم&#۸۲۰۲;چنین احساس نیاز جنسى نیز بکند مى&#۸۲۰۲;تواند بدون اذن پدر به انجام ازدواج
موقت مبادرت ورزد. سؤال این است که این آقاى جوان هم اکنون ۲۴سال سن دارند
شرایط ازدواج را دارا نیستند اما به شدت احساس نیاز مى&#۸۲۰۲;کنند اما من دخترجوان
۲۱ساله هستم که فکر مى&#۸۲۰۲;کنم موقعیت&#۸۲۰۲;هاى خوبى در انتظارم هست و هنوز از سن ازدواج
من نگذشته است و حتى خودم هنوز نیازى در خود احساس نمى&#۸۲۰۲;کنم آیا من مى&#۸۲۰۲;توانم
بدون اذن پدر چنین کارى را بکنم یا خیر؟

از دو نگاه باید
به این سؤال پاسخ داد:

الف. از نظر فقهى؛
هرچند ازدواج موقت از نظر فقه شیعه جایز مى&#۸۲۰۲;باشد اما در صورتى که دختر باکره
باشد واجب است از پدر خود اجازه بگیرد. در اینجا دیدگاه مراجع بزرگوار تقلید را
ابتدا به عرضتان مى&#۸۲۰۲;رسانیم:

طى سؤالى در مورد
اجازه پدر پرسیده شده که: آیا در ازدواج با دختر باکره، اجازه پدر یا جدّ پدرى
واجب است و اگر بدون اجازه عقد بخوانند، عقدشان باطل است؟

آیات عظام امام،
تبریزى، سیستانى و نورى: آرى، باید با اجازه پدر یا جدّ پدرى دختر باشد و بدون
اجازه او عقد باطل است[۲۸].

آیات عظام
خامنه&#۸۲۰۲;اى، صافى، مکارم و وحید: بنابر احتیاط واجب، باید با اجازه او باشد و اگر
بدون اجازه عقد بخوانند بنابر احتیاط واجب عقد باطل است.[۲۹]

بنابراین معلوم
مى&#۸۲۰۲;شود بدون اجازه پدر عقد ازدواج دختر باکره صحیح و مشروع نیست. فرقى هم بین
ازدواج دایم و ازدواج موقت نیست. بنابراین آنچه این فرد مطرح کرده خلاف نظر
مراجع محترم تقلید است و نمى&#۸۲۰۲;توان به آن اعتماد کرد. بله آنچه گفته که ازدواج
موقت براى برخى افراد مى&#۸۲۰۲;تواند راه&#۸۲۰۲;کار مناسبى باشد براى افراد خاصى همچون
افراد بیوه و طلاق&#۸۲۰۲;گرفته&#۸۲۰۲;ها یا کسانى که همسرشان فوت کرده و نظایر آن است نه
همچون شما که جوان بوده و به قول خودتان هنوز احساس نیاز هم نکرده&#۸۲۰۲;اید. تازه
اگر هم احساس نیاز داشته باشید حتما باید با اذن پدر بزرگوارتان این ازدواج
صورت گیرد.

ب. اما از نگاه
روان&#۸۲۰۲;شناختى و تربیتى؛ به نظر مى&#۸۲۰۲;رسد چنین فردى از سادگى و ضعف اطلاع و
آگاهى&#۸۲۰۲;هاى دینى و یا روحیه دلسوزى و همدردى شما سوء استفاده کرده و به دنبال
رسیدن به اهداف ناصواب خود است. اگر هم خیلى خوش&#۸۲۰۲;بین باشیم او نیز همچون شما از
احکام شرعى آشنایى درستى ندارد. بنابراین توصیه مى&#۸۲۰۲;شود در اسرع وقت ارتباط خود
را با این فرد قطع و به سخنان او توجه ننمایید. شما از نظر اخلاقى و دینى هرگز
موظف نیستید براى حل مشکل وى به ایشان کمک کنید و از روى دلسوزى خواسته&#۸۲۰۲;اش را
به هر شکل که شده برآورده نمایید. تأکید مى&#۸۲۰۲;شود شما به عنوان یک دختر  در برابر
نیاز او هرگز مسئول نیستید. بله اگر واقعا او را شایسته مى&#۸۲۰۲;بینید از وى بخواهید
به طور رسمى براى خواستگارى با خانواده محترمشان به منزل شما بیایند و به تدریج
و با تحقیقات ضرورى و طى مراسم رسمى مقدمات پیمان ازدواجتان را فراهم نماید.

 


خواستگارى متأهل

پرسش ۶۴ . شوهر
یکى از اقوام من اخیراً فوت کرده است. آن خانم بالاى ۴۰سال سن دارد و دیپلم
دارد و خانه&#۸۲۰۲;دار است و داراى فرزند. وى الان حقوق بازنشستگى شوهرش را مى&#۸۲۰۲;گیرد.
من حدود ۳۰سال دارم و کارمندم و لیسانس دارم. متأهلم و داراى فرزند. من آن خانم
را دوست دارم و مایلم که با او ازدواج کنم. طرحم این است که ما با هم عقد کنیم
(چه دائم، چه موقت) ولى هر کداممان سر خانه و زندگى خودمان باشیم و مثل سابق به
زندگى خودمان برسیم و هیچ چیز تغییر نکند و فقط ما دوتا از نظر شرعى به هم حلال
شویم و هر چند مدت یکبار هر وقت که شرایط مساعد شد یا خودمان احساس نیاز کردیم،
با همدیگر در خانه من یا خانه او باشیم. این طرح را چگونه ارزیابى مى&#۸۲۰۲;کنید؟

خداوند عالم همه
پدیده&#۸۲۰۲;هاى الهى را به صورت زوج آفریده است و هر انسانى به طور معمول نیاز به
ازدواج دارد. اما باید توجه کرد که اصل اولیه بر تک همسرى است و چند زن داشتن
اصل نیست. خداوند عالم در قرآن کریم این مطلب را تأیید مى&#۸۲۰۲;کند و هیچ توصیه و
تشویقى براى تعدد  زوجات به طور مطلق وجود ندارد؛ البته مواقعى یک استثناءات
خاصى پیش مى&#۸۲۰۲;آید که در این موارد استثناء، یک فرد مى&#۸۲۰۲;تواند همسر دیگرى اختیار
کند. این شرایط، شرایط خاصى است، مثلاً مرد در وضعیتى قرار دارد که نمى&#۸۲۰۲;تواند
کنار همسر خود زندگى کند یا داراى مشکلات روحى - روانى یا امراض جسمى مانند
سرطان، نازایى طولانى مدت است ولى از سوى دیگر هم نمى&#۸۲۰۲;خواهد از همسرش جدا شود.
این یک شرایط استثنایى است و چنان چه مرد بتواند عدالت را رعایت کند، جایز است.
آن هم در صورت رعایت عدالت از همه جهات (مادى و اقتصادى، همخوابى، محبت و...)
که قرآن آن را شرط تعدد زوجات قرار داده که بسیار هم سخت است، به طورى که
خداوند نگرانى عدم اجراى عدالت را مطرح نموده است و از مردان خواسته است در
صورتى که خود را قادر به رعایت عدالت میان همسران نمى&#۸۲۰۲;بینند، به یک همسر اکتفا
کنند.

با توجه به مطالب
ذکر شده، در ادامه پاسخ، توجه شما را به انگیزه&#۸۲۰۲;هاى گوناگون افراد از تعدد
زوجات و آثار آن جلب مى&#۸۲۰۲;کنیم، به درون خود بنگرید و ببینید که واقعا مصداق
کدامیک مى&#۸۲۰۲;باشید و تصمیم نهایى را اتخاذ کنید.

۱. تعدد زوجات از
روى ضرورت؛ عده&#۸۲۰۲;اى از افراد همان طور که اشاره&#۸۲۰۲;اى هم شد در موقعیتى قرار
مى&#۸۲۰۲;گیرند که ضرورت اقتضا مى&#۸۲۰۲;کند که اقدام به امر تعدد در زوجات نمایند، مانند
مریضى همسر، دورى از همسر در زمان&#۸۲۰۲;هاى طولانى در هر سال، نازایى طولانى مدت
همسر و... سبب مى&#۸۲۰۲;شود مرد به فکر انتخاب همسر دیگر افتد. در این حالت زن و شوهر
با کمال تفاهم و علاقه به یکدیگر، راضى به این امر مى&#۸۲۰۲;شوند و توصیه دینى و
روانشناسى این است که در این موارد خود همسر اول اقدام کند به همسریابى براى
شوهرش تا از بروز بعضى از  آثار سوء جلوگیرى نماید.

۲. تعدد زوجات
براى ثواب و امر خیر؛ گاهى اوقات در اطراف ما اتفاقاتى رخ مى&#۸۲۰۲;دهد که انسان
نمى&#۸۲۰۲;تواند نسبت به آنها بى&#۸۲۰۲;تفاوت باشد، یکى از سنت&#۸۲۰۲;هاى پسندیده انسانى که اسلام
هم آن را سفارش نموده کمک به خانواده&#۸۲۰۲;هاى بى&#۸۲۰۲;سرپرست مى&#۸۲۰۲;باشد. گاهى اوقات مرد
خانواده&#۸۲۰۲;اى فوت مى&#۸۲۰۲;کند و همسر او همراه فرزندان و یا بدون فرزند باقى مى&#۸۲۰۲;ماند و
در مواردى احساس فقر از نظر مالى، احساس مى&#۸۲۰۲;شود و در این موارد مردانى فقط و
فقط براى رضاى خدا (نه هوس&#۸۲۰۲;بازى) براى حمایت مالى و پناه دادن آنها و جلوگیرى
از بعضى مشکلات اخلاقى با چنین زنانى ازدواج مى&#۸۲۰۲;کنند که امرى پسندیده مى&#۸۲۰۲;باشد
که در این موارد هم با رعایت عدالت و رضایت همسر اول باید اقدام به این گونه
ازدواج&#۸۲۰۲;ها نمود. البته این انگیزه را مى&#۸۲۰۲;توان بدون ازدواج نیز تأمین نمود و
ازدواج گاهى اوقات کلاه شرعى براى این نوع رفتارهاست.

۳. تعدد زوجات از
روى هوس؛ بعضى از مردها خیال مى&#۸۲۰۲;کنند که زن دوم یک لذت دیگرى دارد. انسان
هوس&#۸۲۰۲;باز امروز به فکر زن دوم، فردا به فکر زن سوم، سپس به فکر ناموس دیگران
مى&#۸۲۰۲;افتد و این دنباله روى هوس پایان ندارد. غافل از این که شاهین خیال آدمى و
هوس، گشاده بال است و اگر مهار نشود به هیچ حد و مرزى پاى&#۸۲۰۲;بند نیست. بنابراین
اگر ازدواج هوسى شد از جهت اخلاقى بسیار خطرناک است. نوعا افراد چشم&#۸۲۰۲;چران و
هوس&#۸۲۰۲;باز به این مشکل گرفتار مى&#۸۲۰۲;شوند و گاهى اوقات بعضى افراد در ابتدا این گونه
نیستند؛ بلکه اختلافات خانوادگى و سرد شدن زن و مرد از یکدیگر سبب این افکار
مى&#۸۲۰۲;شود که در این صورت راه درمان تعدد زوجات نیست؛ بلکه باید با استفاده از
راهنمایى مشاورین دلسوز، مشکل اصلى را در درون خانواده حل نمود.

 در کنار مطالب
فوق، به برخى از نکاتى درباره ازدواج مجدد توجه کنید:

۱. مرد باید
هزینه&#۸۲۰۲;هاى زندگى همسران خود را تأمین کند و این که آن&#۸۲۰۲;ها خود از حقوق بازنشستگى
برخوردارند نمى&#۸۲۰۲;تواند دلیلى بر شانه خالى کردن از این امر گردد. لذا اگر پس از
ازدواج از شما درخواست نفقه کند شما مجبورید هزینه زندگى او را مانند همسر
کنونى&#۸۲۰۲;تان پرداخت نمایید.

۲. مرد باید بین
همسران خود به عدالت رفتار کند. لذا باید هر مقدار که در کنار یک همسر خود حضور
دارد در کنار همسر دیگر خود نیز باشد. هر گونه کوتاهى در این امر، مایه
ناخرسندى همسر دوم و نیز کیفر الهى خواهد گردد.

۳. شما که تصمیم
به این ازدواج، آن هم به صورت مخفیانه گرفته&#۸۲۰۲;اید تا کى مى&#۸۲۰۲;خواهید آن را مخفى
نگه دارید؟ به هر حال، دیگران به تدریج پى به این مسئله خواهند برد و آن وقت
است که پیامدهاى آن گریبان شما را خواهد گرفت.

توصیه جدى ما این
است که قدر کانون گرم خانواده خود را بدانید و راضى نشوید با یک تصمیم بى&#۸۲۰۲;جا یک
عمر پشیمانى براى خود و خانواده خود به ارمغان بیاورید. قدر سابقه خوبى را که
در میان دوست و آشنا دارید بدانید و حاضر نشوید آن را به راحتى با بدنامى و
بى&#۸۲۰۲;آبرویى عوض کنید.

 


خواستگار شهرستانى

پرسش ۶۵ . من مرکز
استان بزرگ شدم خانه ما تا شش ماه پیش اونجا بودم حالا که پدرم بازنشسته شدن
برگشتیم شهر خودمون اون جا هرچى خواستگار داشتم با نظر خودشون رد کردن که من
نمى&#۸۲۰۲;خوام دخترم رو این جا بذارم برم شهرستان. من به اهل این شهر دختر نمى&#۸۲۰۲;دم
و...  یک بار موقعیتش خیلى خوب بود، همون بود که من مى&#۸۲۰۲;خواستم اما هرچى اصرار
کردم فقط بیان خونه اگه دیدید آدماى خوبى نیستن، رد مى&#۸۲۰۲;کنیم (یه جورایى شد
که...) من طرف رو ندیده بودم و نمى&#۸۲۰۲;شناختم اما از صحبت&#۸۲۰۲;ها و این که من در یک
مجموعه فرهنگى عضو بودم که ایشون هم عضو بود و این نشون مى&#۸۲۰۲;داد در کلیات اونى
که من مى&#۸۲۰۲;خوام هست، خب بررسى مى&#۸۲۰۲;کردیم اگر خوب نبود رد مى&#۸۲۰۲;کردیم. حالا هم توى
این شهر ۲-۱ نفر خواستگار پیدا شد که اونم خودشون رد کردن حتى اجازه ندادن بیان
خونه ببینیم در نهایت هم پدرم گفتن تا درسش تمام نشه شوهرش نمى&#۸۲۰۲;دم «مى&#۸۲۰۲;ترسم
واسه فوق بخونم دوباره موکول بشه واسه دو سه سال دیگه».

به نظر مى&#۸۲۰۲;رسد
مشکل شما با والدینتان، ناشى از نوع ارتباط بین شما و آنهاست؛ ارتباطى که از
شیرینى یک تعامل ایده&#۸۲۰۲;آل منطقى و شرعى، کمى فاصله دارد. بخشى از این مسئله به
عهده والدین و بخشى از آن به عهده شماست. واضح است که ما به بخش اول دسترسى
نداریم مگر این که با یک مرکز مشاوره تماس گرفته و موضوع را با یک مشاور درمیان
گذاشته و با حضور والدین&#۸۲۰۲;تان حل کنید.

اما حرف&#۸۲۰۲;هاى ما در
این چند صفحه، در مورد بخش دوم است و افتخار همراهى با شما را دارد. همان گونه
که مى&#۸۲۰۲;دانید، محبت و مهربانى با پدر و مادر، امرى است که عقل و شرع به ضرورت آن
اقرار مى&#۸۲۰۲;کنند. اگر شخصى کوچک&#۸۲۰۲;ترین نیکى و احسانى در حق انسان به جاى آورد، عقل
تشکر و قدردانى از او را لازم مى&#۸۲۰۲;داند، حال با توجه به این که پدر و مادر سمبل
نیکى و احسان به فرزند هستند و از جان خود براى پرورش او مایه مى&#۸۲۰۲;گذارند،
 سزاوارترین انسان&#۸۲۰۲;ها براى احترام و قدردانى&#۸۲۰۲;اند.

خداوند مهربان در
قرآن مجید مى&#۸۲۰۲;فرماید:


«وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ»
[۳۰]؛
«از روى محبت و مهربانى، بال فروتنى را براى پدر و مادرت فرود آور. بى&#۸۲۰۲;تردید،
اگر انسان به زحمت&#۸۲۰۲;ها و رنج&#۸۲۰۲;هاى بى&#۸۲۰۲;شائبه والدین توجه کند، هرگز نیکى&#۸۲۰۲;هاى آنان
را از یاد نمى&#۸۲۰۲;برد».

امام زین&#۸۲۰۲;العابدین
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;مى&#۸۲۰۲;فرماید: «حق مادرت آن است که بدانى، او به گونه&#۸۲۰۲;اى تو را حمل
کرد که هیچ&#۸۲۰۲;کس کسى را چنین حمل نکرده است و چنان ثمره&#۸۲۰۲;اى از قلبش را به تو داده
است که هیچ&#۸۲۰۲;کس به کسى نمى&#۸۲۰۲;دهد. او با جوارحش تو را حفظ کرده و هراسى از آن
نداشته است که با وجود گرسنگى، تو را سیر و با وجود تشنگى، تو را سیراب کند و
تو را بپوشاند. در حالى که خود برهنه است، خویشتن را در آفتاب، سایبان تو سازد
و از براى تو از خواب دست کشد و تو را از گرما و سرما حفظ کند تا براى او باقى
بمانى و تو نمى&#۸۲۰۲;دانى سپاسش را به جاى آرى، مگر به یارى و توفیق الهى»[۳۱].

اسلام از نظر
حقوقى حساب ویژه&#۸۲۰۲;اى براى پدر و مادر بازکرده همان گونه که در جنبه&#۸۲۰۲;هاى عاطفى
نیز حساب جداگانه&#۸۲۰۲;اى براى آنها در نظر گرفته است لذا در روایات آمده که اگر پدر
و مادرى از فرزندانشان راضى باشند موجب خیر و برکت و سعادت فرزند مى&#۸۲۰۲;شود اگر در
حق فرزندان خود دعا کنند خداوند به این دعا توجه خاصى مى&#۸۲۰۲;نماید و به طور کلى
احترام به پدر و مادر و به خصوص  احترام به مادر در گشایش زندگى فرزندان و نزول
رحمت الهى بر آنها و رفع مشکلاتشان نقش مهم و تأثیرگذارى دارد. کما این که اگر
والدین از فرزندان ناراضى باشند و خداى ناکرده آنها نفرین کنند ممکن است،
خداوند بر چنین فرزندانى که موجب ناراحتى والدین شوند قهر و غضب نماید. از این
رو باید در هر شرایطى احترام آنها را نگه&#۸۲۰۲;داشت هر چند در بعضى اوقات در برخورد
با فرزندان خود دچار اشتباه شوند.

البته توجه به این
نکته لازم است که خداوند همه انسان&#۸۲۰۲;ها را در مقابل اعمال و رفتارى که انجام
مى&#۸۲۰۲;دهند مورد سؤال قرار مى&#۸۲۰۲;دهد و والدین نیز باید پاسخگوى اعمال و رفتار خود
باشند. بنابراین در همه حال ما وظیفه داریم به والدین خود احترام بگذاریم حتى
اگر آنها به ما بى&#۸۲۰۲;احترامى کنند. فقط اگر آنها بخواهند ما را به کار حرامى
وادار کنند یا از انجام تکلیف واجبى باز بدارند، اطاعت از آنها لازم و صحیح
نیست چه این که اطاعت خداوند بر هر کس دیگر حتى والدین نیز مقدم است. ناهماهنگى
بین جوانان و والدین در بعض موضوعات از جمله ازدواج به خصوص در عصر حاضر
پدیده&#۸۲۰۲;اى طبیعى است که البته نفاوت سنى زیاد والدین و فرزندان به این ناهماهنگى
دامن مى&#۸۲۰۲;زند. بسیارى از جوانان از این موضوع اظهار نارضایتى مى&#۸۲۰۲;کنند هرچند باید
به نقطه نظرات دختران و پسران و برخى خواسته&#۸۲۰۲;هاى آنها توجه کافى داشت ولى در
عین حال نظارت و مشورت با والدین مى&#۸۲۰۲;تواند جوان را در یکى از مهم&#۸۲۰۲;ترین
تصمیم&#۸۲۰۲;هاى زندگى یارى کند و با آرامش و اطمینان بیشتر به این امر مهم زندگى
اقدام نماید.

براى جلب رضایت
والدینتان نکات زیر، شما را در رسیدن به مقصودتان،  یارى خواهد کرد:

۱. سعى کنید روابط
عاطفى خود را با آنها بیشتر کنید و بیشتر از گذشته به ایشان احترام بگذارید.

۲. صریحا با
نظراتشان مخالفت نکنید، بلکه در ابتدا بپذیرید و به تدریج نظرات خود را یادآور
شوید.

۳. در راه تحصیل
رضایت والدین از همکارى و میانجى&#۸۲۰۲;گرى خیراندیشان، فامیل&#۸۲۰۲;هاى نزدیک و صاحب نفوذ
بر روى والدینتان و هم نظر با شما، بهره بگیرید.

۴. خوب است حرف
پدر و مادر را در مورد مخالفتشان با ازدواج بشنوید و اگر حرف قابل قبولى دارند
و سخن ایشان در واقع حرف حقى است به آن تن دهید و اگر مخالفت آنها را بى&#۸۲۰۲;مورد
مى&#۸۲۰۲;شمارید هرگز به دو گروه مخالف و موافق تقسیم نشوید دو جبهه در برابر هم را
تشکیل ندهید و هر یک بر طبل رأى خود نکوبید. با لحن آرام و همراه با احترام
متقابل و روابط عاطفى شایسته به تصحیح عقیدشان بپردازید.

۵. سخن رنجش&#۸۲۰۲;آور
به پدر و مادر نگویید.

۶. بر سر والدین
داد و فریاد نکنید. (بلکه با آنها با سخن نیکو صحبت نمایید).

۷. با تواضع و
فروتنى با آنان رفتار کنید.

۸. تا آنجا که
مى&#۸۲۰۲;توانید نیازهاى والدین را برآورده سازید.

۹. در حق آنها و
براى سلامتى آنها دعا کنید.

۱۰. در کارهاى
خانه به آنها کمک کنید.

۱۱. در حضور
دیگران از ویژگى&#۸۲۰۲;هاى مثبت آنها تعریف کرده و سپاسگزار آنها  باشید.

۱۲. هر جا و در هر
موقعیتى که نیازمند کمک شما هستند سریعا و با کمال احترام به خصوص در حضور
دیگران به کمک آنها بشتابید.

۱۳. از طرح مسائل
اختلافى ولو چیز کوچک و پیش پا افتاده اجتناب کنید.

۱۴. نقاط ضعف آنها
را به رخشان نکشید و پیش دیگران نیز مطرح نکنید.

۱۵. اگر والدین با
شما بد رفتارى کردند سعى کنید تحمل کنید.

۱۶. براى گسترش یا
ایجاد صمیمت بین خود و دیگر اعضاى خانواده از فردى شروع کنید که فکر مى&#۸۲۰۲;کنید
بهتر مى&#۸۲۰۲;توانید با او چنین رابطه صمیمانه&#۸۲۰۲;اى داشته باشید. مثلاً نسبت به
مادرتان که از نظر روحى و اخلاقى با وى تشابه و قرابت بیشترى دارید آغاز کنید و
به تدریج به دیگر اعضاء سرایت دهید.

۱۷. ممکن است
رسیدن به هدف، مدتى زمان ببرد. ناامید نشوید و صبورانه از برخورد درست با
والدینتان نکاهید.

۱۸. دعا به درگاه
حضرت حق و توسل به حضرات معصومین (علیهم&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; را فراموش نکنید.

 


مخالفت خانواده

پرسش ۶۶ . دخترى
هستم ۲۳ساله و لیسانس که صلاح و مصلحت خود را هم تشخیص مى&#۸۲۰۲;دهم. قصد ازدواج با
آقایى را دارم که تمامى شرایط ایده&#۸۲۰۲;آل مرا داراست (متدین، مذهبى و اهل نماز و
عبادات، قرآن پژوه  و داراى خانواده&#۸۲۰۲;اى سالم و مورد تأیید همه...) خانواده&#۸۲۰۲;ام
چون عقلشان به چشمشان است چون پولدار نیست، اجازه نمى&#۸۲۰۲;دهند به خواستگارى بیاید
این آقا مهندس عمران هستند و مردى کامل هستند (از هر نظر) و دو سال است که با
ایشان به قصد ازدواج رابطه سالم دارم. عقد موقت هم کرده&#۸۲۰۲;ایم بدون اذن ولى (طبق
فتواى مرجع تقلیدمان صحیح است) ولى هیچ&#۸۲۰۲;گونه رابطه جنسى با هم نداشته&#۸۲۰۲;ایم. چرا
ما باید براى ثبت ازدواجمان راه طولانى دادگاه را طى کنیم؟ چرا نمى&#۸۲۰۲;توانیم
مستقلاً اقدام به ثبت ازدواجمان بکنیم؟

این که ملاک&#۸۲۰۲;ها و
معیارهاى گزینش همسر از سوى شما جداى از جوّ خانواده&#۸۲۰۲;تان غیر از مسایل پیش پا
افتاده مادى است قابل تحسین بوده و تمایل به ازدواج با فردى که به هر جهت احساس
خوبى نسبت به وى پیدا کرده&#۸۲۰۲;اید، قابل احترام و پذیرفتنى است؛ ولى نباید از این
نکته غافل گردید که براى رسیدن به هر خواسته و هدفى باید متناسب با آن هزینه&#۸۲۰۲;اى
پرداخت نمایید و رنج و سختى&#۸۲۰۲;هاى مسیر را متحمّل گردید که ان&#۸۲۰۲;شاءاللّه&#۸۲۰۲; به
هدفتان برسید. صبر و ظفر هر دو دوستان قدیم&#۸۲۰۲;اند بر اثر صبر نوبت ظفر آید.

اولین و مهم&#۸۲۰۲;ترین
نکته&#۸۲۰۲;اى که باید در برون رفت از این موقعیت در نظر داشته باشید این است که شما
تنها فردى نیستید که با چنین مسئله و یا مسایلى شبیه به آن در ازدواج خود رو به
رو شده&#۸۲۰۲;اید ولى تنها کسى هستید که مى&#۸۲۰۲;توانید و باید بهترین کمک را با استفاده
از توانایى&#۸۲۰۲;ها و مهارت&#۸۲۰۲;هاى فردى و... به خود بکنید. براى این کار همانطور که
خود مى&#۸۲۰۲;دانید شایسته است ابتدا با واقع&#۸۲۰۲;نگرى و به دور از هر گونه مسائل جانبى،
مسئله اصلى خود را شناسایى نموده و توان خود را  براى حل آن به کار گیرید.

از دیدگاه روان
شناختى نه تنها عدم مخالفت و یا حتى موافقت والدین ضرورت یک ازدواج موفق است
بلکه شرط انجام یک ازداوج موفق رضایت و همراهى مستمر والدین است. چه بدون رضایت
والدین هر یک از دختر و پسر در انجام این عمل خطیر که نیازمند همراهى و تأیید
دیگران است، بدون پشتوانه مى&#۸۲۰۲;مانند و این خود آغاز اضطراب ناخواسته و ورود آفت
در مسیر زندگى مشترک است. چه بسا فرزندانى که با وجود فراهم بودن تمام شرایط یک
ازدواج موفق بدون رضایت والدین نمى&#۸۲۰۲;توانند یک زندگى شیرین و همراه با پیشرفتى
را پیش روى داشته باشند. بهره&#۸۲۰۲;مندى از رضایت والدین از نظر ارزشى و فرهنگى
حداقل یک پشتوانه روحى براى جوانان در مسیر ازدواج است تا این راه را با
اطمینان خاطر و پشت&#۸۲۰۲;گرمى کامل طى نمایند.

جلب رضایت والدین
در ازدواج یک ضرورت بى&#۸۲۰۲;تردید است که موجب دلگرمى جوانان به ازدواج و برخوردارى
آنها از اطمینان به خود و جرأت به عمل، آرامش و سکون گشته و راه بهره&#۸۲۰۲;مندى از
پشتوانه والدینى، تجارب آنها، دلسوزى و نیک&#۸۲۰۲;اندیشى آنها را هموار مى&#۸۲۰۲;نماید و
خرمنى از خوبى&#۸۲۰۲;ها، علم و دانش، تجربه و مصلحت&#۸۲۰۲;اندیشى دلسوزانه و حتى پشتوانه
اقتصادى را فرا روى دو جوان نیازمند مى&#۸۲۰۲;گذارد. مخالفت والدین با ازدواج یعنى
محرومیت از تمام این خوبى&#۸۲۰۲;ها و از دست دادن این عناصر ضرورى که نمى&#۸۲۰۲;توان حتى از
یکى از آنها چشم پوشید.

پر واضح است که
ازدواج بى&#۸۲۰۲;بهره از سرمایه رضایت والدین در واقع به نوعى ازدواج بى&#۸۲۰۲;بهره از
موفقیت کامل خواهد بود. اما مفهوم این سخن آن نیست که  به محض مخالفت والدین با
ازدواج باید از آن دست شست! نه، بلکه باید در تحصیل رضایت آنها کوشید. باید
بررسى کرد که علت مخالفت آنها چیست؟ اگر منبع تنیدگى مشخص نباشد و به اصطلاح
ندانیم از کجا خورده&#۸۲۰۲;ایم، چگونه مى&#۸۲۰۲;خواهیم با آن مقابله کنیم؟


توجه داشته باشید
که رهنمودهاى والدین اگرچه گاه براى ما بدون دلیل مى&#۸۲۰۲;نماید ولى هیچ&#۸۲۰۲;گاه عارى از
حکمت و مصلحت&#۸۲۰۲;اندیشى نیست و در واقع انعکاس تجارب و خیراندیشى آنها است. باید
فارغ از هر نوع محبت و عشقى ببینید که مخالفت آنها به جا و مقتضى اندیشه و
محصول عاقبت&#۸۲۰۲;اندیشى پیران تجربه است یا خیر؟ به هرحال اگر آن گاه که با خود
خلوت مى&#۸۲۰۲;کنید، مخالفت آنها را بجا مى&#۸۲۰۲;شمارید پس تسلیم حق شوید و از اصرار بر
تصمیم خود دست کشید. لیکن اگر مخالفت آنها را بى&#۸۲۰۲;مورد مى&#۸۲۰۲;شمارید:

۱. سعى کنید
موافقت خانواده خود را جلب نمایید. از راهکار محبت&#۸۲۰۲;ورزى براى کسب رضایت آنها با
همکارى و میانجى&#۸۲۰۲;گرى خیراندیشان و فامیل&#۸۲۰۲;هاى نزدیک و صاحب نفوذ بهره گیرید.

۲. بهتر است
خانواده پسر نیز پا پیش گذاشته و در طى مراسمى رسمى از شما خواستگارى نمایند.
بهتر است در این میان از افراد سرشناس و صاحب نفوذى که پدرتان نسبت به آنان
احترام مى&#۸۲۰۲;گذارد، کمک گرفته شود.

۳. اگر دلیل
مخالفت آنها فقط جنبه اقتصادى است سعى کنید نسبت به آینده اقتصادى طرف مقابلتان
به خانواده خود دلگرمى دهید که پس از اتمام تحصیلات خواهد توانست زندگى
آبرومندى ترتیب دهد.

۴. در تمام طول
مدت از دعا به درگاه حضرت حق براى نرم کردن دل والدینتان غفلت نکنید. امید است
به کارگیرى تمام راهکارهاى ارائه شده قلب  والدینتان را به اعلام رضایت خاطر آن
هم از صمیم دل نرم سازد و بدانید که طبق نظر مراجع تقلید آن عقدى که بدون اذن
پدرتان خوانده&#۸۲۰۲;اید مخدوش است هر چند رابطه جنسى نداشته&#۸۲۰۲;اید، ولى آن عقد هم باطل
است و محرمیت نمى&#۸۲۰۲;آورد و هم حرام مرتکب شده&#۸۲۰۲;اید.

البته در جایى که
پسر شرعاً و عرفاً کفو (همتاى) دختر باشد، ازدواج هم به مصلحت دختر باشد و
همتاى دیگرى هم برایش پیدا نشود[۳۲]
و پدر و یا جدّ پدرى بدون دلیل موجه با ازدواج دخترش مخالفت کند، اسلام اجازه
مى&#۸۲۰۲;دهد که دختر بدون اجازه آنان ازدواج کند. البته در این زمینه و به منظور
تشخیص و تأیید چنین شرایطى، حتما با دفتر مرجع تقلیدتان تماس گرفته یا کتبى یا
تلفنى و اجازه فقهى را از ایشان بگیرید.

به هر حال تصمیم
نهایى با شماست که بخواهید منفعلانه عمل نموده و بهار زندگى و عمر خود را در
این کشاکش از دست بدهید و یا این که با توجه به اصل واقعیت&#۸۲۰۲;پذیرى و
مسئولیت&#۸۲۰۲;پذیرى نقش فعالى در ساختن زندگى خود داشته باشید و با پذیرش تبعات
احتمالى تصمیم خود، شایسته&#۸۲۰۲;ترین گزینه را براى برون رفت از وضعیت موجود
برگزینید.

 

پرسش ۶۷ . من با
دخترى از طریق درس و دانشگاه آشنا شدیم و هر دو مذهبى هستیم و بعد از مدتى چون
معیارهایمان به هم مى&#۸۲۰۲;خورد تصمیم به ازدواج گرفتیم و خواستگارى هم رفتم ولى
خانواده&#۸۲۰۲;ها به دلایل بى&#۸۲۰۲;خود مثل هم سنى و این که دختره اصفهانیه و من تهرانى
مخالفت کردند. ما  علاقه شدیدى به هم پیدا کردیم و تحمل دورى از هم را نداشتیم
و داشتیم به گناه مى&#۸۲۰۲;افتادیم عقد موقت خوندیم. قطعا پدر دختر راضى نیست ولى ما
هم کفو هم هستیم و هنوز دنبال این هستیم که خانواده&#۸۲۰۲;ها را راضى کنیم. مرجع من
آقاى خامنه&#۸۲۰۲;اى و مرجع دختر خانم آقاى مکارم است. لطفا کمکمون کنین چه جورى ما
خانواده&#۸۲۰۲;ها رو راضى کنیم؟

متأسفانه فراوان
دیده&#۸۲۰۲;ایم که وقتى ۲ نفر جوان به هم علاقمند مى&#۸۲۰۲;شوند تصور مى&#۸۲۰۲;کنند در حال تجربه
کردن احساسى هستند که تاکنون کمتر کسى آن را چشیده است. بنابراین هر نوع
مخالفتى را بى&#۸۲۰۲;دلیل و رفتارى غیرمنطقى مى&#۸۲۰۲;بینند. امیدوارم که شما یکى از این
نوع افراد نباشید به هر حال موضوعى که اشاره کرده&#۸۲۰۲;اید دو محور اساسى دارد محور
اول عقد موقتى است که بدون اذن پدر، خوانده شده است.

بنا بر فتواى اکثر
مراجع، اجازه پدر یا پدربزرگ پدرى براى دختر شرط صحت عقد ازدواج (دائم یا موقت)
است و بدون اجازه آنها عقد صحیح نیست؛ مگر در مورد خاصى مثل این که دختر بالغ و
رشید بوده و نیاز به ازدواج داشته باشد و همسرى مناسب و هم کفو خود پیدا کند که
در این صورت اگر پدر و یا جدّ پدرى بدون دلیل منطقى اذن ندهند، مى&#۸۲۰۲;تواند خودش
ازدواج کند. البته شرایط آن باید براى حاکم شرع اثبات شود و همین&#۸۲۰۲;طور در صورتى
که پدر یا جدّ پدرى غایب بوده و دسترسى به آنها نباشد و دختر هم نیاز به ازدواج
فورى داشته باشد که در این صورت هم اگر شوهر مناسب و متدین باشد اجازه لازم
نیست.[۳۳]

به هر حال اگر
مورد شما هم جزء استثنائات اذن پدر باشد توصیه مى&#۸۲۰۲;کنیم که حریم&#۸۲۰۲;ها را حفظ کنید.
چرا که نمى&#۸۲۰۲;دانید در آینده چه اتفاقى خواهد افتاد و اگر به هر دلیل به هم نرسید
با حفظ حریم&#۸۲۰۲;ها لطمه کمترى خواهید خورد.

اما در رابطه با
مخالفت خانواده خودتان با این ازدواج، گفتنى است که موافقت و مخالفت والدین در
ازدواج، از دیدگاه&#۸۲۰۲;هاى مختلف و در چندین علم و دانش مورد بررسى قرار مى&#۸۲۰۲;گیرد و
هر یک از این علوم، نیز به غرضى خاص و از دریچه&#۸۲۰۲;اى ویژه به آن مى&#۸۲۰۲;نگرند. به
تعبیرى دیگر این موضوع، یک بحث بین رشته&#۸۲۰۲;اى است و در علم فقه، حقوق، روان&#۸۲۰۲;شناسى
و جامعه&#۸۲۰۲;شناسى خانواده، مد نظر دانشمندان هر یک از این علوم است و در این میان
آنچه هم اکنون مورد توجه است، بررسى ضرورت و تأثیر روان&#۸۲۰۲;شناختى این عنصر، در
تشکیل خانواده و انجام یک ازدواج موفق است.

از دیدگاه
روان&#۸۲۰۲;شناختى، تأثیر موافقت و مخالفت والدین در ازدواج موفّق، به جایگاه والدین
در نزد فرزندان خانواده بستگى دارد. بر اساس فرهنگ دینى و ایرانى، چون والدین
یک تأثیر عمیق و به سزا در ذهن و خاطر فرزندان دارند و بعد از تشکیل خانواده،
پشتوانه و استوانه خانواده تازه شکل گرفته محسوب مى&#۸۲۰۲;شوند؛ لذا همراهى نکردن
آنها براى فرزندان، یک شکست محسوب مى&#۸۲۰۲;شود، در حالى که در فرهنگ غرب، فرزندان
بعد از رسیدن به سن قانونى، حتى از حمایت عاطفى والدین بى&#۸۲۰۲;بهره&#۸۲۰۲;اند و بر همین
محرومیت خو گرفته و به سراغ شریک زندگى خود مى&#۸۲۰۲;روند؛ بدون آنکه والدین اطلاع
داشته باشند. حال با عنایت به این جایگاه برجسته والدین و وابستگى روحى و عاطفى
فرزندان در تمام سنین به والدین، نه تنها عدم مخالفت؛ بلکه موافقت والدین یک
عنصر  ضرورى در ازدواج موفق است و چه بسا شرط انجام یک ازدواج موفق، رضایت و
همراهى مستمر والدین با فرزندان است؛ چه این که بدون تحصیل رضایت آن دو، آنان
در انجام یک عمل خطیر، بدون پشتوانه مى&#۸۲۰۲;باشند و این خود آغاز اضطراب ناخواسته و
ورود آفت است. فرزندان ایرانى و مسلمان، با وجود فراهم بودن تمام شرایط یک
ازدواج موفق، چون رضایت والدین را به همراه خود ندارند؛ کمتر مى&#۸۲۰۲;توانند یک
زندگى شیرین و همراه با پیشرفتى را پیش روى داشته باشند.

از منظر
روان&#۸۲۰۲;شناختى، این قضیه را باید با نگاه به پیامدهاى ناشى از نبود رضایت و
همراهى صمیمانه والدین بررسى کرد که: آیا ازدواج بدون موافقت والدین و حتى
همراه با مخالفت آنان موفق خواهد بود؟ آیا این ازدواج از پیامدهاى منفى مصون
است؟ در یک کلام مخالفت والدین با ازدواج چه تأثیرات مثبت و یا منفى بر
موفقیت&#۸۲۰۲;آمیز بودن آن ازدواج دارد؟

از این رو
بهره&#۸۲۰۲;مندى از عنصر رضایت والدین، از نظر ارزشى و فرهنگى، حداقل یک پشتوانه روحى
براى جوانان در مسیر ازدواج است؛ تا این راه را با اطمینان&#۸۲۰۲;خاطر و پشت گرمى
کامل طى کنند.

ازدواج کردن -
بدون توجه به عوامل دیگر مرتبط با آن - خود به خود همراه با دل نگرانى و اضطراب
است و به واسطه مبهم بودن آینده آن و ناآشنا بودن دو طرف براى همدیگر، عملى
رازآلود و معماگونه است. کمترین تأثیر روان&#۸۲۰۲;شناختى این نوع مخالفت، آن است که
به میزان دلبستگى روحى و روانى به والدین، به نگرانى و اضطراب یک جوان جویاى
اطمینان و آرامش مى&#۸۲۰۲;افزاید و در صورتى که در نهان&#۸۲۰۲;خانه اعتقادات خود براى دعا و
نفرین والدین تأثیرى ماوراى اسباب طبیعى قائل شود، این نگرانى ژرف&#۸۲۰۲;تر خواهد شد.
پس با تکیه بر  جایگاه والدین در خانواده&#۸۲۰۲;هاى ایرانى و مسلمان از دیدگاه
روان&#۸۲۰۲;شناختى، جلب رضایت آنان در ازدواج یک ضرورت بى&#۸۲۰۲;تردید است و حضور این عامل،
مصلحت&#۸۲۰۲;اندیشى دلسوزانه و حتى پشتوانه اقتصادى فراروى دو جوان نیازمند مى&#۸۲۰۲;گذارد.
مخالفت والدین با ازدواج، یعنى، محرومیت از تمام این خوبى&#۸۲۰۲;ها و از دست دادن این
عناصر ضرورى که نمى&#۸۲۰۲;توان حتى از یکى از آنها چشم پوشید. روشن است که ازدواج
بى&#۸۲۰۲;بهره از سرمایه «رضایت پدر و مادر» در واقع به نوعى ازدواج بى&#۸۲۰۲;بهره از
موفقیت کامل خواهد بود.

البته مفهوم این
سخن آن نیست که به محض مخالفت والدین با «ازدواج خاصى»، باید از آن دست شست
بلکه اگر در عمق نهان خانه وجدان، مخالفت آنها را بجا مى&#۸۲۰۲;شمارید، پس تسلیم حق
شوید و از اصرار بر تصمیم غلط خود دست بکشید؛ اما اگر با وجود ویژگى&#۸۲۰۲;هاى مثبت
فرد مورد نظرتان مخافت مى&#۸۲۰۲;کنند و آن را بى&#۸۲۰۲;مورد مى&#۸۲۰۲;شمارید، در برابر والدین
جبهه&#۸۲۰۲;اى تشکیل ندهید؛ بلکه درصدد جلب رضایت آنان برآیید. شما باید با تکیه بر
دو عنصر محبت و اندیشه، عشق&#۸۲۰۲;ورزى و مصلحت&#۸۲۰۲;اندیشى خانوادگى، والدین خود را نیز
به جبهه موافقان با این ازدواج خاص دعوت کنید و جملگى یک صدا «فریاد موافقت»
برآورید و اقدام کنید. پس تا زمانى که رضایت آنان را به دست نیاورده یک صدا
نشده&#۸۲۰۲;اید، اقدام نکنید.

 


ادامه تحصیل

پرسش ۶۸ . من
دخترى هستم ترم سوم دانشگاهم را مى&#۸۲۰۲;گذرانم خواستگاران زیادى دارم اما هیچ
تمایلى به ازدواج ندارم تمام فکرم ادامه تحصیل  است و معتقدم باید در سال&#۸۲۰۲;هاى
بعد به این موضوع فکر کنم البته اهمیت ازدواج را از دید اسلام مى&#۸۲۰۲;دانم. اما با
این مقوله فعلاً مشکل دارم به نظر شما در چنین وضعیتى اقدام به ازدواج معقول
است؟ در حال حاضر یک خواستگار مذهبى دارم شرایط مناسبى دارد. البته سن او ۲۷
سال است در صورتى که من ۲۱سال دارم. به طور کلى من نمى&#۸۲۰۲;توانم خودم را با این
موضوع وفق بدهم. احساس مى&#۸۲۰۲;کنم با ازدواج باید بخشى از انرژى&#۸۲۰۲;ام را صرف مشکلات
زندگى کنم. به نظر شما با بى&#۸۲۰۲;میلى تصمیم به ازدواج گرفتن صحیح است؟ و اگر با
این دلیل جواب منفى بدهم از نظر شرعى مشکلى ندارد؟

بلى، اگر شرایط
ازدواج را دارید و خواستگار مناسبى دارید درنگ نکنید. چه بسا در آینده چنین
شرایطى براى شما مهیا نباشد. بسیارى از دختران که خواستگاران فراوانى دارند، به
بهانه تحصیل و... پاسخ منفى مى&#۸۲۰۲;دهند و در سنین بالاتر با عدم خواستگار مناسب رو
به رو مى&#۸۲۰۲;شوند و در نتیجه دچار مشکلات روحى و افسردگى و مانند آن مى&#۸۲۰۲;گردند.
فاصله سنى شش&#۸۲۰۲;سال معمول بلکه مطلوب است. براى این که به تصمیم واقع&#۸۲۰۲;بینانه&#۸۲۰۲;اى
برسید با والدین یا خواهر بزرگتر یا یکى از اقوام مثل عمه و خاله&#۸۲۰۲;تان مشورت
کنید. تجربه نشان مى&#۸۲۰۲;دهد زودتر ازدواج کردن (البته به شرط فراهم بودن شرایط و
داشتن خواستگار مناسب و شایسته) به نفع دختر است. تحصیل و دیگر مسایل با ازدواج
تنافى ندارد بلکه در برخى موارد کمک هم مى&#۸۲۰۲;کند.

لازم به یادآورى
است در توصیه&#۸۲۰۲;هاى دینى و معصومین (علیهم&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; نیز تأکید بر این موضوع شده
است. به عنوان مثال پیامبر اکرم (صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲;مى&#۸۲۰۲;فرمایند:
«اِنّ الابکار  بِمَنْزِلَةِ الثَّمَرِ عَلى الشَّجَر
اِذا اَدْرَکَ ثَمَرهُ فَلَمْ یُجْتَبى اَفْسَدَتْه الشَّمْسُ و نَشَرْتَهُ
الریاح وَ کَذلِکَ الاَبْکار اِذا اَدْرِکْنَ ما یُدْرِکُ النّار فَلَیْسَ
لَهَنَّ دواء اِلاّ البعولَة وَ اِلاّ لَمْ یُؤمَنْ عَلَیْهِنَّ الفِسادُ
لاِنَّهُنَّ بَشَرْ»
[۳۴]؛
«دختران باکره مانند میوه درختند موقعى که مى&#۸۲۰۲;رسد اگر چیده نشود اشعه آفتاب
فاسدش مى&#۸۲۰۲;کند و وزش باد آن را پراکنده مى&#۸۲۰۲;سازد. همچنین دختران وقتى به حد بلوغ
رسیدند و مانند زمان در خویشتن تمایل جنسى احساس نمودند دارویى جز شوهر ندارند
و اگر همسر نگیرند از فساد ایمن نیستند چه آن که بشرند و بشر از خطا و لغزش
مصون نیست».

 


جواب منفى

پرسش ۶۹ .به یکى
از خواستگارانم جواب منفى داده&#۸۲۰۲;ام پس از آن همش فکر مى&#۸۲۰۲;کنم که گناه کردم که چرا
به اون آقا جواب منفى دادم. آیا خداوند از دست من به خاطراین کار ناراحت نشده؟
آیا من حق داشتم که به علاقه&#۸۲۰۲;اى که به خواستگارم نداشتم اهمیت بدم؟

انتخاب همسر حق
مسلم هر فردى است که مى&#۸۲۰۲;خواهد ازدواج کند و هیچ کس نباید مانع استیفاى این حق
شود. زیرا ازدواج یکى از مسائل مهم و سرنوشت&#۸۲۰۲;ساز زندگى هر فردى است و در واقع
یک عمر انسان مى&#۸۲۰۲;خواهد شریک زندگى خود را برگزیند. طبیعى است که هرکس براساس
باورهاى شخصى و شرایط خانوادگى که دارد معیارهایى را براى همسر آینده خود در
نظر  مى&#۸۲۰۲;گیرد و مى&#۸۲۰۲;خواهد براساس آن معیارها انتخاب کند حال اگر فردى به
خواستگارى آمد که این معیارها در او وجود ندارد مى&#۸۲۰۲;تواند جواب منفى بدهد.
بنابراین ظلمى به کسى نشده است و گناهى رخ نداده است و ضرورتى هم ندارد از او
حلالیت بخواهید.

در ادامه به منظور
رهایى از این فکر توجه شما را به نکات کلیدى زیر جلب مى&#۸۲۰۲;کنیم:

۱. شما در رابطه
با ازدواج خود دو راه پیش روى دارید:

الف. به خواستگارى
که به او علاقه ندارید جواب مثبت داده و ازدواج تحمیلى و زندگى اجبارى را قبول
کرده و یک عمر در کنار کسى که به او علاقه ندارید با سختى و رنج زندگى کنید.

ب. راه دوم این که
کمى صبر کنید و با کسى که او را دوست دارید پیمان مقدس ازدواج را ببندید و
زندگى قابل قبولى را داشته باشید.

۲. قدرت نه گفتن
در برابر در خواست&#۸۲۰۲;هایى که انسان نمى&#۸۲۰۲;تواند آن&#۸۲۰۲;ها را عملى کند از توانایى&#۸۲۰۲;ها و
خصوصیات انسان&#۸۲۰۲;هاى سالم است.

۳. گناه کردن
زمانى است که انسان به دیگرى دروغ گفته و زندگى دیگران، خود و افرادى که
درآینده به آن&#۸۲۰۲;ها ملحق مى&#۸۲۰۲;شوند را تباه کند.

۴. مطمئن باشید
اگر جواب مثبت مى&#۸۲۰۲;دادید (با توجه به عدم علاقه) بعد از چند مدتى اعتراضات و
چالش&#۸۲۰۲;هاى شما در زندگى مشترکتان آغاز شده اما این بار جواب منفى خیلى دیر است.

۵. علاقه و محبت
زوجین در زندگى مانند زیربناى ساختمان است که اگر زیربنا نباشد ساختمان به زودى
فرو ریخته و ساکنان آن از بین مى&#۸۲۰۲;روند.

۶. اگر چه
اطرافیان از اقدامتان رضایت کامل ندارند ولى بدانید شما هستید که مى&#۸۲۰۲;خواهید با
شخص مذکور ازدواج کنید.

۷. کارتان از لحاظ
عرفى، اخلاقى و شرعى مورد تأیید بوده پس وسوسه به خود را ندهید که این کار
شیطانى است.

۸. همیشه راه صحیح
و درست را انتخاب کنید و مطمئن باشید در این زمینه عده&#۸۲۰۲;اى از شما ناراحت خواهند
شد و این نوع ناراحت کردن گناه به شمار نمى&#۸۲۰۲;آید.

۹. اگر بنا براین
بود که هیچ خواستگارى جواب رد نشنود، دیگر حق انتخاب براى دختر بى&#۸۲۰۲;معنا بود.

۱۰. کارها و مصالح
خود را به خدا بسپارید و از او همه چیز را طلب کنید. چرا که او درخواست کنندگان
درگاهش را رد نمى&#۸۲۰۲;کند.

۱۱. به آینده&#۸۲۰۲;ى
زیبا و روشنى که در انتظارتان هست فکر کنید و گذشته را رها سازید.

۱۲. سعى کنید براى
خواستگارهاى بعدى معیارهاى انتخاب همسر را اصلى ـ فرعى کنید و اگر معیارهاى
اصلى مانند: ایمان، مسئولیت&#۸۲۰۲;پذیرى، اصالت خانوادگى در او بود سخت&#۸۲۰۲;گیرى نکنید،
زیرا علاقه اصلى به طور معمول بعد از ازدواج شکل مى&#۸۲۰۲;گیرد.

 


محیط کار

پرسش ۷۰ . من یک
دختر فارغ التحصیل هستم. در زمان دانشجویى فعال فرهنگى  بودم و با افراد زیادى
سر و کار داشتم از جمله دانشجویان پسر که عمدتا مجرد هم بودند. به خاطر وظیفه و
علاقه و عشقى که به کار فرهنگى داشتم فعالیت مى&#۸۲۰۲;کردم. هم اکنون هم که مشغول به
کار هستم، با جنس مخالف همکارم. من از ابتدا چون مسائل دانشگاه را دیده بودم
حواسم بود که سوتى ندهم و توجه کسى را به خودم جلب نکنم. اما بعد از گذشت حدود
ده روز از سر کار رفتنم مادر یکى از همکاران به منزل ما زنگ زد و از طرف پسرش
از من خواستگارى کرد! من به طریقى آن آقا را متوجه کردم که فعلاً قصد ازدواج
ندارم (دلیلش هم براى خودم روشن بود) اما رفتار این آقا با من عوض شد و محیط به
دور از حاشیه محیط کار من درگیر حاشیه شد. نمى&#۸۲۰۲;دانم چه کنم چرا جامعه چنین است
من از این همه حساسیت بدم مى&#۸۲۰۲;آید. الان در محیط کار احساس خستگى کرده و همیشه
نگاه سنگین این شخص را روى خودم احساس مى&#۸۲۰۲;کنم فعلاً هم نمى&#۸۲۰۲;توانم به کار نروم و
این آقا هم مدیر شرکت است و من مجبورم با ایشان برخورد داشته باشم. لطفا مرا
راهنمایى کنید که چه رفتارى باید داشته باشم و طرز فکر من باید چگونه باشد؟

مسئله حضور و عدم
حضور زن در اجتماع و چگونگى آن، یکى از مسائل بسیار حساس و ظریف است که کم دقتى
درباره آن، پیامدهاى نامطلوبى را به دنبال دارد.

به قول استاد شهید
مطهرى: «صراط مستقیم باریک است، کمى از این طرف برویم، پرت مى&#۸۲۰۲;شویم، کمى از آن
طرف برویم هم پرت مى&#۸۲۰۲;شویم، اگر به نام عفت، عصمت و پاکى، زن را بکشانیم به گوشه
صندوق خانه&#۸۲۰۲;ها، ناصواب است. همان طور که متأسفانه امروز به بهانه و تحت عنوان
دخالت خانم&#۸۲۰۲;ها در  اجتماعات و فعالیت&#۸۲۰۲;ها حریم را مى&#۸۲۰۲;شکنند و این کار نیز
نادرست&#۸۲۰۲;تر است».[۳۵]

با این مقدمه،
اهتمام شما به مسائل شرعى و رعایت آنها امر بسیار ارزشمند و قابل تقدیر است به
هر حال با توجه به این که شما در فعالیت&#۸۲۰۲;هاى دانشجویى دانشگاه بوده&#۸۲۰۲;اید و
تجربیات ارزنده&#۸۲۰۲;اى در مواجهه با چنین صحنه&#۸۲۰۲;ها دارید ولى گاهى استرس&#۸۲۰۲;ها و تکرار
صحنه&#۸۲۰۲;هاى آزار دهنده باعث مى&#۸۲۰۲;شود که فرد نتواند انسجام ذهنى داشته و در نتیجه
از تجربیات خود استفاده کند.

بنابراین اولین
توصیه ما این است که با کمال آرامش بنشینید و ابعاد این موضوع را براى خود
تجزیه و تحلیل کنید. مطمئن باشید که هر چند صورت این مسئله جدید مى&#۸۲۰۲;نماید، ولى
نسبت به محتواى آن بیگانه نیستید. با وجود این، چند راهکار ارائه مى&#۸۲۰۲;شود:

۱. هر چند که
اشاره کرده&#۸۲۰۲;اید که فعلاً قصد ازدواج ندارید ولى نسبت به این پیشنهاد تأمل
بیشترى داشته باشید. معیارهاى خود را دوباره بازبینى کنید و خصوصیات وى را با
آن معیارها تطبیق دهید. اگر شرایط و معیارهاى شما با ایشان مطابقت داشت در مورد
زمان ازدواج مى&#۸۲۰۲;توانید با ایشان به توافق برسید.

۲. در صورتى که به
هر دلیل جواب شما به خواستگارى ایشان منفى است و على&#۸۲۰۲;رغم نکاتى که گفتید
مى&#۸۲۰۲;خواهید به کار خود ادامه دهید به اعتقاد ما این حضور باتوجه به شرایط زیر
اشکال ندارد:

۱. حجاب کامل را
رعایت بکند و بیشتر از ضرورت با او صحبت نکند و ارتباط نداشته باشید.

۲. در برخوردهاى
کارى به گونه&#۸۲۰۲;اى باشید که هیچ گونه راهى به سوء استفاده  نامحرم ندهید. امام
على (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;فرمود: «خِیارُ خِصالَ النّاء
شِرارُ خِصالِ الرِّجالِ، الزَّهْوُ وَ الْجُبْنُ وَ البُخْلُ فَاِذا کَانَتِ
الْمَرأةِ مَزْهوة لَمْ تُمَکِّن مِنْ نَفْسِها وَ اِذا کانَتْ بَخیلَة
حَفِظَتْ مالَها ومالَ بَعْلِها وَ اِذا کانَتْ جَبانَة فَرِقَتْ مِنْ کُلِّ
شَى&#۸۲۰۲;ءٍ یَعْرِضُ لَها»
[۳۶]؛
«خصلت&#۸۲۰۲;هاى نیک زنان، همان خصلت&#۸۲۰۲;هاى بد مردان است؛ یعنى، تکبر، ترس و بخل. هرگاه
زن متکبر باشد خود را در اختیار بیگانه نمى&#۸۲۰۲;گذارد و اگر بخیل باشد مال خود و
همسرش را حفظ مى&#۸۲۰۲;کند و چون ترسو باشد از هر چیز مشکوک فاصله مى&#۸۲۰۲;گیرد».

سه ویژگى براى
مردها مناسب نیست در حالى که براى زن&#۸۲۰۲;ها خوب است (ترسیدن، بخیل بودن و متکبر
بودن) همه این ویژگى&#۸۲۰۲;ها در ارتباط با نامحرم است نه در مقابل شوهر یا محارم و
خویشاوندان.

۳. تأکید مى&#۸۲۰۲;شود
در صورت داشتن خواستگار مناسب بى&#۸۲۰۲;جهت امروز و فردا نکنید و دلیلى را که
گفته&#۸۲۰۲;اید برایم روشن است و به آن دلیل نمى&#۸۲۰۲;خواهید فعلاً ازدواج کنید، مورد
تجدید نظر قرار دهید و با افراد با تجربه و دلسوز و از جمله والدین و اعضاى
خانواده بزرگ خود درمیان گذاشته، شاید شما قانع شوید که آن دلیل، منطقى نیست و
شایسته است که گزینه ازدواج در موقعیت فعلى را بپذیرید. در آن صورت تمام آنچه
در نامه بیان کرده&#۸۲۰۲;اید و دلهره&#۸۲۰۲;اى که دارید و پیامدهایى که در محل کار برایتان
رخ داده، همه و همه حل مى&#۸۲۰۲;شود. (دقت کنید).

 


خواهر بزرگتر

پرسش ۷۱ .من دخترى
۲۶ساله و در آستانه ازدواج هستم و در یکى از  شهرستان&#۸۲۰۲;ها دور از خانواده&#۸۲۰۲;ام
مشغول به کار مى&#۸۲۰۲;باشم و آنجا پسرى همسن خودم و متدین از من خواستگارى نموده و
از نظر مالى هم پایین&#۸۲۰۲;تر و شغل آزاد هم دارد بسیار با ایمان است و این یکى از
خواسته&#۸۲۰۲;هاى مهم من در انتخاب همسر است لذا نمى&#۸۲۰۲;خواهم این فرصت را از دست بدهم
ولى مشکل اصلى من خواهر بزرگترم است که ازدواج نکرده است و مانع ازدواج من هم
مى&#۸۲۰۲;شود مى&#۸۲۰۲;گوید تا من ازدواج نکنم تو حق ندارى ازدواج کنى. ۳۶سال دارد و تهدید
به خودکشى مى&#۸۲۰۲;کند. خواهر بزگتر از خودم و کوچکتر از او با کلى بدبختى تازه سال
قبل در سن ۳۰سالگى ازدواج کرد چون تا آن موقع به خاطر همین خواهرم مرتب جواب
منفى مى&#۸۲۰۲;داد و وقتى هم ازدواج کرد خواهرم او را اذیت مى&#۸۲۰۲;کرد. مرتب خواستگار
برایش مى&#۸۲۰۲;آید تا مراحل آخر هم پیش مى&#۸۲۰۲;رود ولى باز دقیقه آخر همه چیز به هم
مى&#۸۲۰۲;خورد در منزل با همه دعوا مى&#۸۲۰۲;کند پدرم از دستش به عذاب است از طرفى مى&#۸۲۰۲;ترسم
بگویم به خواستگاریم بیایید چون از خواهرم مى&#۸۲۰۲;ترسم که آبرویم را ببرد و از طرفى
دلم هم برایش مى&#۸۲۰۲;سوزد که دوباره ناراحت شود، خیلى برایش دعا مى&#۸۲۰۲;کنم همه فامیل
دعا مى&#۸۲۰۲;کنند و از طرفى به من اصرار مى&#۸۲۰۲;کنند که به خواستگارهایم جواب بدهم تو را
به خدا دعایى، راه حلى براى مشکل ازدواج خواهرم بگوید قلب بسیار مهربانى دارد
ولى زبان تند، حاضر نیستم رنجش را ببینم اکنون دو سال است که به خاطر او صبر
کرده&#۸۲۰۲;ام ولى هر دخترى هم بهارى دارد در محیط کارم که مردان مجرد زیاد هستند دلم
نمى&#۸۲۰۲;خواهد هر روز ۱ نفر عاشقم شود مى&#۸۲۰۲;خواهم زودتر ازدواج کنم. کمکم کنید ببخشید
که درد دلم زیاد شد.

در صورت رضایت
خانواده&#۸۲۰۲;تان شما و خواستگارتان نامزد شوید و مراسمى خصوصى داشته باشید که دو
طرف مطمئن باشند فرد مورد نظرشان را از دست نخواهند داد ولى تا زمانى که خواهر
بزرگترتان ازدواج نکرده موضوع نامزدى&#۸۲۰۲;تان را علنى نکنید تا کسى متوجه نشود. به
هر حال رد کردن خواستگارى که اشاره کرده&#۸۲۰۲;اید به خاطر ناراحتى دل خواهرتان منطقى
به نظر نمى&#۸۲۰۲;رسد. امیدواریم ایشان نیز تأمل بیشترى نسبت عملکرد خود و آینده شما
داشته باشد. از این که نسبت به خواهرتان دلسوزانه حمایت مى&#۸۲۰۲;کنید و به فکر او
هستید و دوست دارید در حل مشکلات به او کمک کنید به شما احسنت و آفرین مى&#۸۲۰۲;گوییم
چه این که داشتن چنین روحیه آکنده از عاطفه انسانى بسیار ارزشمند است و مطمئنا
شما در پیشگاه خداوند عزیز و مورد تکریم هستید. گرچه شرایطى که براى خواهرتان
پیش آمده و ازدواج او را به تأخیر انداخته ممکن است کمى براى او نگران&#۸۲۰۲;کننده
باشد. اما مشکل آن قدر جدى و لاینحل نیست که ایشان فکر کنند همه درهاى امید به
روى او بسته شده و در یک بن بست جدى قرار گرفته که بخواهد خودکشى کند.

بزرگ جلوه دادن
مشکل، منفى&#۸۲۰۲;بافى، سوء ظن و افکار پوچ انسان را مستأصل و مأیوس مى&#۸۲۰۲;کند و باعث
تخریب روح و جسم انسان مى&#۸۲۰۲;شود و باید به طور جد از این وضعیت خود را نجات داد
به او گوشزد کنید روح خود را نیازارد و خودخورى و ناراحتى را کنار بگذارد و به
فضل و رحمت بى&#۸۲۰۲;منتهاى خداوند امیدوار باشد. چه بسا تأخیر در ازدواج او حکمتى
داشته و خداوند فرد مناسب&#۸۲۰۲;تر و بهترى را نصیب او خواهد کرد. خداوند مى&#۸۲۰۲;فرماید
«چه بسا شما چیزى را دوست دارید ولى خیر شما در آن نیست و چه بسا از چیزى کراهت
دارید اما خیر شما در همان نهفته است» بنابراین:


خدا گر زحکمت
ببندد درى

ز رحمت گشاید در
دیگرى

در حال حاضر دختران با
سنین بالا در جامعه ما زیاد وجود دارند و به طور کلى سن ازدواج به دلایل متعددى
بالا رفته است گرچه این روند نه براى جامعه و نه براى افراد، مفید نیست ولى جامعه
ما نیز مانند بسیارى از جوامع به آن مبتلا شده است بنابراین مشکل ایشان منحصر به
فرد نیست که او زانوى غم در بغل بگیرد. بسیارى از جوانان در سنین بالاترى قرار
دارند ولى در عین حال با نشاط و سرحال هستند و هیچ&#۸۲۰۲;گاه خود را محروم و مأیوس از
زندگى و آینده&#۸۲۰۲;اى درخشان نمى&#۸۲۰۲;بینند. خود شما نیز باید به همین نکته توجه داشته
باشید که هر چند با چنین موقعیتى که خواهرتان هنوز ازدواج نکرده، و امکان
ازدواج&#۸۲۰۲;تان فراهم شده مطمئن باشید به فضل الهى مشکل حل خواهد شد و همان طور که
تاکنون تحمل داشته&#۸۲۰۲;اید و از طرف دیگر به خواهرتان احترام گذاشته&#۸۲۰۲;اید و به خود اجازه
نداده&#۸۲۰۲;اید دل وى را بشکنید که قابل تقدیر و تحسین است. باز هم تحمل کنید و بدانید،
از آنجا که خداوند جبار است و نیکى&#۸۲۰۲;ها و احسان&#۸۲۰۲;هاى بندگان خود را هرگز بى&#۸۲۰۲;پاسخ
نمى&#۸۲۰۲;گذارد و اگر بنده&#۸۲۰۲;اى کار خیرى انجام دهد آن را به گونه&#۸۲۰۲;اى که حتى گاهى خود فرد
هم متوجه نمى&#۸۲۰۲;شود، جبران مى&#۸۲۰۲;کند.

تجربه عملى و مشاهدات
بالینى نشان مى&#۸۲۰۲;دهد که اگر کسى از خودگذشتگى و گذشت را سیره خود قرار دهد خداوند آن
را جبران خواهد کرد. موارد زیادى در این زمینه قابل بیان است که ذکر آن مثنوى هفتاد
من کاغذ مى&#۸۲۰۲;شود. مطمئن باشید خداوند جبار است و این کار شما را جبران خواهد کرد.
اگر مسیر و راه را براى دیگران باز کنید خداوند نیز مسیرهاى دیگرى را براى چنین کسى
که از خودگذشتگى داشته و از روى اخلاص و جلب رضایت خداوند اقدامى کرد، به روى او
بازخواهد کرد.

 امیدواریم و دعا
مى&#۸۲۰۲;کنیم به زودى درباره شما نیز چنین اتفاق خوشایندى رخ دهد در عین حال، در صورت
تمایل خواهرتان و رضایت خانواده محترمتان، مى&#۸۲۰۲;توانید با فرد مورد نظر نامزد شوید و
مراسمى کاملاً خصوصى داشته باشید که دوطرف مطمئن باشند فرد مورد نظر را از دست
نخواهند داد ولى تا زمانى که خواهر بزرگتان ازدواج نکرده موضوع نامزدیتان را علنى
نکنید تا کسى متوجه نشود. به هر حال جواب رد دادن به خواستگارى که اشاره کرده&#۸۲۰۲;اید
به خاطر ناراحتى خواهرتان منطقى به نظر نمى&#۸۲۰۲;رسد. امیدواریم ایشان نیز تأمل بیشترى
نسبت به عملکرد خود و آینده شما داشته باشد.

 


برادر بزرگتر

پرسش ۷۲ . من مشکلى
دارم که با مشورت شما مى&#۸۲۰۲;خواهم حل کنم. من مى&#۸۲۰۲;خواهم به خواستگارى کسى بروم که
برادرم از اون خواستگارى کرده و جواب رد شنیده. بنا به دلایلى شاید حق با اون باشه.
احتمال این که به من جواب بده زیاده. من تردید دارم که به خواستگارى اون بروم که در
آینده مشکلى ایجاد بشه. من را از این گمراهى نجات بدهید.

خواستگارى از ایشان به
شکل کلى و فارغ از عوامل جزیى اشکالى ندارد ولى اگر دلیل ایشان در پاسخ منفى به
برادرتان هم چنان باقى باشد و یا یک ایراد خانوادگى باشد در این صورت باید از
خواستگارى خودارى نمایید چه جواب منفى مکرر شنیدن صحیح نیست. لذا خوب است به
گونه&#۸۲۰۲;اى پى ببرید که علت جواب منفى ایشان چه بوده است اگر همچنان آن علت باقى است
نباید به خواستگارى بروید. پس ببینید چه دلیلى براى جواب منفى به برادرتان بیان
 نموده&#۸۲۰۲;اند. از طرفى شما که ادعا دارید احتمالاً با شما پاسخ مثبت مى&#۸۲۰۲;دهد چه دلیلى
براى این ادعاى خود دارید یا این سخن یک خوش خیالى خام نیست اگر براى این حرف خود
دلیل عقل&#۸۲۰۲;پسند دارید که ما از آن ناآگاه هستیم و خود آن را بررسى نمایید اگر قانع
کننده یافتید اقدام نمایید و الا در پى آشنایى با دلیل ایشان برآیید. اگر همچنان آن
دلیل باقى است دیگر تکرار نکنید و الا مانعى براى خواستگارى مجدد نیست.

در ضمن از آنجا که
برادر شما براى خواستگارى اقدام کرده بوده و تمایل به ایشان داشته، لذا ازدواج شما
ممکن است از جهت عاطفى به برادرتان لطمه بزند و از جهت اخلاقى کار صحیحى نمى&#۸۲۰۲;باشد
مگر این که قبل از آن این مسئله را با برادرتان مطرح کنید و رضایت ایشان را جلب
کنید و در صورتى که راضى بود اقدام کنید و اگر سعى کنید مراسم عروسى شما بعد از
مراسم ازدواج برادرتان باشد بهتر است.

 

 


کتابنامه

۱. قرآن مجید.

۲. نهج البلاغه.

۳. صحیفه سجادیه.

۴. مفاتیح الجنان.

۵. مرتضى مطهرى، نظام
حقوق زن در اسلام، قم: صدرا، ۱۳۷۴.

۶. محمد بن الحسن حر
عاملى، وسائل الشیعه، بیروت: دارالاحیاء التراث العربى، ۱۴۰۳ق.

۷. محمدباقر مجلسى،
بحارالانوار، بیروت: دارالاحیاء التراث العربى، ۱۴۰۳ق.

۸. محمدبن یعقوب
کلینى، کافى، تهران: دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۷.

۹. سیدروح اللّه&#۸۲۰۲;
موسوى خمینى، تحریرالوسیله، قم: جامعه مدرسین حوزه علیمه قم، ۱۳۶۶.

۱۰. ابن شعبه الحرانى،
تحف العقول، قم: کتابچى، ۱۳۷۶.

۱۱. دیل کارنگى، آئین
زندگى، تهران.

۱۲. محمد محمدى
رى&#۸۲۰۲;شهرى، میزان الحکمه، تهران: دارالحدیث، ۱۳۷۷.

۱۳. حسین نورى، مستدرک
الوسایل، بى&#۸۲۰۲;جا، بى&#۸۲۰۲;تا.

۱۴. محمدمهدى نراقى،
جامع السعادات، قم: اسماعیلیان.

۱۵. سیدمحمدکاظم
طباطبایى، العروة الوثقى، تهران: علمیه اسلامیه، ۱۳۶۳.

۱۶. محمدبن على صدوق،
الامالى، تهران: اسلامیه، ۱۳۶۲.

۱۷. سید على سیستانى،
منهاج الصالحین، نشر سنبله.

۱۸. سید على خامنه&#۸۲۰۲;اى،
اجوبه&#۸۲۰۲;الاستفتاآت، نشر الهدى.

۱۹. ناصر مکارم
شیرازى، تعلیقات على العروة الوثقى، نشر جوان.

۲۰. رسالة الحقوق امام
سجاد، ترجمه و شرح: محمد سپهرى، قم: دارالعلم، ۱۳۸۰.

۲۱. بنى&#۸۲۰۲;هاشم خمینى،
توضیح المسائل مراجع، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۳۷۸.

۲۲. مجید باقرى، ۱۱۰
سؤال از استاد مطهرى، تهران: سازمان بسیج دانشجویى، ۱۳۸۴.

 

 
 

مطالب مرتبط :


خواستگاری - قسمت اول (دفتر۴۷ پرسش ها و پاسخ
ها)

 


 





پی نوشت ها :



[۱]
.
میزان الحکمه، ج ۷، ص ۵۱۵.




[۲]
.
همان.




[۳]
.
وسائل&#۸۲۰۲;الشیعة، ج ۸، ص ۷۵.




[۴]
.
الصحیفه&#۸۲۰۲;السجادیة، دعاى ۳۳.




[۵]
.
وسائل&#۸۲۰۲;الشیعة، ج ۶، ص ۲۳۳.




[۶]
.
مستدرک&#۸۲۰۲;الوسائل، ج ۴، ص ۳۰۴.




[۷]
.
وسائل&#۸۲۰۲;الشیعة، ج ۶، ص ۲۳۳ ؛ کافى، ج ۲، ص ۶۲۹، ح ۷.




[۸]
.
جامع&#۸۲۰۲;السعادات، ج ۲، باب سترالعیوب، ص ۱۴۵.




[۹]
.
عروه&#۸۲۰۲;الوثقى، ج ۲، ص ۸۰۱، م ۲۶.




[۱۰]
.
بقره ۲، آیه ۲۱۶.




[۱۱]
.
بقره ۲، آیه ۲۱۶.




[۱۲]
. نور
۲۴، آیه ۳۰.




[۱۳]
. شیخ
صدوق، الامالى، ص ۲۲۵ و ۳۹۳.




[۱۴]
.
الامالى، ص ۲۲۵ و ۳۹۳.




[۱۵]
.
نهج&#۸۲۰۲;البلاغه، حکمت ۸۱.




[۱۶]
.
وسائل&#۸۲۰۲;الشیعه، ج ۲۰، ص ۴۷.




[۱۷]
.
کافى، ج ۵، ص ۳۳۹ قصه ازدواج جویبر.




[۱۸]
.
بحارالانوار، ج ۶۶، ص ۴۰۱.




[۱۹]
.
بحارالانوار، ج ۷۱، ص ۱۱۷.




[۲۰]
.
بحارالانوار، ج ۳، ص ۳۳۶.




[۲۱]
. شیخ
عباس قمى، الکنیه والالقاب، ج ۲، ص ۳۲۸، نجف: الحیدریه.

شعر از شرف
الدین موصلى:

مافات مضى
و ما سیأتیک فاین *** قم فاغتنم الفرصة بین العدمین




[۲۲]
.
براى آگاهى از سؤالاتى که بهتر است در جلسه خواستگارى مطرح شود، به
کتاب&#۸۲۰۲;هایى که در این زمینه نوشته شده مراجعه نمایید مانند: گذر از پیچ و
خم&#۸۲۰۲;هاى خواستگارى، آستان قدس رضوى.




[۲۳]
.
بحارالانوار، ج ۹۲، ص ۱۲۴.



[۲۴]
.
ر.ک: مفاتیح الجنان، آداب نماز شب.




[۲۵]
.
براى مطالعه دعاهاى مربوطه ر.ک: مفاتیح&#۸۲۰۲;الجنان شیخ عباس قمى، کتاب
باقیات&#۸۲۰۲;الصالحات، باب سوم در ضمن این باب تعویذ بطلان سحر ذکر شده است.




[۲۶]
.
کیفیت آن در مفاتیح&#۸۲۰۲;الجنان در ضمن اعمال شب جمعه آمده است.




[۲۷]
.
همان، اعمال روز جمعه.




[۲۸]
.
سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۲، النکاح، م ۷۰؛ امام، استفتائات، ج ۳، اولیاء
العقد، س۴ و ۲۷؛ تبریزى، استفتائات، م ۱۵۴۷ و ۱۵۱۲ و ۱۵۵۶؛ دفتر: نورى.




[۲۹]
.
خامنه&#۸۲۰۲;اى، استفتاء، س ۷۹۸ ؛ فاضل، جامع&#۸۲۰۲;المسائل، ج ۱، س ۱۴۳۸؛ مکارم،
تعلیقات على العروة، اولیاء العقد، م ۲ ؛ وحید، منهاج الصالحین، ج ۳، م
۱۲۳۷؛ دفتر: صافى.




[۳۰]
.
اسراء ۱۷، آیه ۲۴.




[۳۱]
.
محمد سپهرى، ترجمه و شرح رساله حقوق امام سجاد
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;، قم: دارالعلم، ۱۳۸۰.




[۳۲]
.
تحریرالوسیله، ج ۲، ص ۳۹۳.




[۳۳]
.
توضیح&#۸۲۰۲;المسائل مراجع، ج ۲، ص ۳۸۷.




[۳۴]
.
کافى، ج ۵، ص ۳۳۷.




[۳۵]
.
مجید باقرى، ۱۱۰ سؤال از استاد مطهرى، سازمان بسیج دانشجویى، ص ۸۶.




[۳۶]
.
نهج&#۸۲۰۲;البلاغه، حکمت ۲۳۴.

 


ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
بسیار عالی

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.