خواهر زن ۱۳۸۷/۰۷/۳۰ - ۲۲۰۴ بازدید

من مردی هستم حدود ۴۰ سال و نمازم و روزه و . . . ترک نمی شود قبلا چشم چرانی می کردم ولی به لطف خدا و برکت ماه رمضان همه را کنار گذاشته ام ولی تنها چیزی که ذهن مرا مشغول می کند این است که به خواهر زنم که یک دختر با حجاب و از من ۳ سال هم بزرگتره عجیب علاقه دارم شما به من کمک کنید و بگوئید چکار کنم که این علاقه از بین برود حتی من برای اینکه ایشان را نبینم خیلی کم به خانه مادر زن می روم. متاسفانه حتی در خواب هم اکثر اوقات خواب ایشان را می بینم، نمیدانم این یک هوس است یا چیز دیگر؟ لطفا من را کمک کنید.

عفت در اندیشه:اصل «فکر کردن» یک فعل و کار اختیارى است و مشمول بحث اخلاق مى شود. هر کس آن گونه زندگى مى کند که مى اندیشد گفتار و رفتار انسان، میوه هاى تلخ و شیرین باغ اندیشه او هستند. مولوى چنین مى فرماید: اى برادر! تو همان اندیشه اىمابقى، خود استخوان و ریشه اى گر بود اندیشه ات گل، گلشنىور بود خارى، تو هیمه گلخنى بیرون تنها جایگاه نمودِ نهان انسان است. لذا باید نخست درون خویش را بکاویم و به اندیشه خود برگردیم و آن را چون کتابى پیش رویمان باز کنیم و به خواندن آن بپردازیم. در آن چه مى بینیم؟ جوانمردى؟ عزت مدارى؟ پاکى؟ درستى؟ و در یک کلام زیبایى.
اگر چنین است ما عفت اندیشه داریم و به تبع آن رفتار و کردار ما هم، عفیف خواهد بود. در جامعه از پى زشتى نخواهیم رفت، ولى اگر در صفحه هاى اندیشه و ورق هاى جان ما سیاهى و خیانت بود، نباید رفتارى شایسته را از خود انتظار داشته باشیم. پیامبر مکرّم اسلام(ص) مى فرماید: الاعمال بالنیّات و لکلّ امرى ءِ مانَوى؛ارزش رفتارها به نیت ها و تصمیم هاست و هر شخص را آن است که نیت کرده است؛ دعائم الاسلام، ج 1، ص 4. اگر زندگى شخصیت هاى مؤثر تاریخ را بخوانیم، مى بینیم، براى نمونه پیامبر اسلام سال هاى پیش از بعثت از غوغاى شهر مکه خود را کنار مى کشید و در درون غارى به اندیشه و تأمل مى پرداخت و حضرت «بسیار اندیش» بود و در خبرى دیگر مى خوانیم: پیامبر(ص) با هیچ کس به اندازه خودش سخن نگفت، یعنى پیوسته خود را موعظه و انذار مى نمود.
نتیجه این که آیا جز این است که عفّت درون، عفت برون را مى سازد؟ و اندیشه پاک، رفتار و کردار پاک را به وجود مى آورد؟ على(ع) مى فرماید: الفکر فى الخیر یَدعُو الَى العَمل بهاندیشه در خوبى ها، انسان را به انجام دادن خوبى ها مى کشاند؛(غرر الحکم، ج 1، ص 346). پس بکوشیم تا اندیشه مان را بیاراییم، بپالاییم و لباس عفت بر اندام سیمین آن بپوشانیم. در مقابل، اندیشه ناپاک و آلوده انسان را به ورطه سقوط مى کشاند.
على(ع) در سخن دیگر مى فرمایند: من کَثُرَ فکرُه فى المعاصى دَعَتهُ الیهاکسى که بسیار درباره گناهان بیندیشد، بزهکارى ها او را به خویش فرا مى خوانند؛(غرر الحکم، ج 5، ص 321). به قول حافظ: گر مرید راه عشقى فکر بدنامى مکنشیخ صنعان خرقه رهن خانه خمّار داشت در انتها نتیجه مى گیریم صرف فکر کردن در مورد نامحرم اشکال ندارد، ولى باید از وسوسه هاى شیطانى ـ که معمولاً با همین افکار شروع مى شود ـ پرهیز کنیم.
در ادامه توجهتان را به چند نکته جلب مى کنیم:
اولاً، کنترل چنین افکار مزاحم نیازمند تلاش مستمر و مداوم شماست و نباید پنداشت که با بیان یکى دو نکته همه چیز درست مى شود ثانیا خطور این گونه افکار مزاحم در ذهنتان که بدون اختیار به شما هجوم مى آورند، گناه محسوب نمى شود. بنابراین نگران آن نباشید.
اما جهت مقابله با چنین افکار مزاحم مى توانید از دستورالعملهاى زیر بهره گیرید و امیدواریم به تدریج از شر آن رهایى یابید:
1ـ از آنجا که معمولاً این افکار به هنگام بیکارى به سراغ فرد مى آید، سعى کنید با یک برنامه ریزى دقیق و حساب شده تمام اوقات شبانه روزى خود را پر کنید و هیچ گاه بیکار نباشید. به مطالعه، نظافت اتاق، کمک به دوستان، ورزش و... مشغول باشید. و هر گاه بیکار شدید خود را به کارى مشغول سازید.
2ـ مطمئن باشید و بدانید که وقتى به چیزى فکر مى کنید به این معنا نیست که آن کار را انجام خواهید داد مثلاً اگر در ذهن و قلبتان به فردى فحش مى دهید، به این معنا نیست که آن جمله و کلام زشت و فحش را به زبان جارى خواهید کرد. یعنى فکر کردن در باره موضوعى الزاما به فعل و انجام آن منتهى نمى شود. این مطلب را خودتان مى توانید در طول روز چندین بار مشاهده و لمس کنید و به آن باور کنید.
3ـ در صورتى که به چنین افکارى اهمیت ندهید مطمئن باشید اگر تحمل کنید پس از چندى نهایتا آن را رها خواهید کرد.
4ـ هرگاه افکار مزاحم به سراغ شما آمد خود را مشغول کار دیگرى کنید و با ایجاد حواس پرتى از آن افکار مزاحم دورى کنید.
5ـ هرگاه این افکار به سراغتان آمد و متوجه شدید، وسط افکار به خود بگویید: «بس است دیگر» و بدین وسیله رشته افکار مزاحم را قطع کرده و به سراغ مطلبى دیگر خواهید رفت.
ضمنا براى تسریع بخشیدن و جدیت بیشتر داشتن جهت مقابله با این گونه افکار اگر با مشاور مورد اعتمادتان حضورا و طى جلسات مکرر به گفتگو بنشینید مناسب تر و بهتر خواهد بود. در غیر این صورت با اجراى راهکارهاى ارائه شده و گزارش آن به ما، موضوع و حل مشکل را پى گیرى نمائید.
در پایان ذکر این نکته لازم است که غالبا افکار مشوش و آلوده از بازى هاى شیطان و وسوسه هاى نفس است که هدف از آن سرگرم کردن انسان و باز داشتن او از توجه به عبادت خدا و انجام اعمال نیک است و انسان باید در برابر این نوع افکار و هجوم آن بى اعتنا باشد و با پرکردن فضاى قلب و سینه از یاد خداوند و ذکر او و تفکر در شگفتى هاى خلقت او جایى خالى براى شیطنت شیطان در قلب خود باقى نگذارد.
کنترل افکار (خواطر) راه های متعددی دارد ولی نباید پنداشت که با اولین گام همه چیز درست می شود. بلکه کسی که می خواهد زمام افکار خویش را به کف گیرد باید با تمام توان به خودسازی بپردازد و با جدیت این راه را دنبال نموده تا تدریجا به هدف نزدیک گردد:
1- راه دل و عشق : ذهن و فکر انسان همواره متوجه چیزی است که به آن عشق می ورزد چنان که عاشق آنی از فکر معشوق خود بیرون نمی رود. این که مثلا ما همیشه در نمازهای خود به یاد دیگر مسائل می افتیم به جهت تعلق نفس به آنها و عدم آشنایی با محبوب حقیقی است . لیکن عاشق دلباخته ذات جمیل علی الاطلاق در همه حال به یاد خداست چنان که گویی همیشه درنماز است . پس باید دل را از تعلق به کثرات پالایید و منزلگه عشق ربوبی ساخت تا اندیشه نیز بدان سوی توجه یابد.
2- ضبط قوه خیال : پرنده لجام گسیخته خیال چون چکاوکی است که هر دم بر سرشاخساری نشسته و به زودی به شاخه دیگر پرواز می کند. از این رو افکار انسان خود ناساخته قرار و آرامی ندارد. آن گاه اگر آدمی با دقت در کنترل آن بکوشد; یعنی , همواره از آن مراقبت نموده و هرگاه به این سوی و آن سوی گریخت بلافاصله آن را به امور شریفه متوجه گرداند, کم کم رام و مطیع می گردد.
3- انس دادن ذهن : با داشتن برنامه منظم و پیوسته , می توان ذهن را به سمت خاصی جهت داد; مثلا داشتن برنامه های منظم همه روزه دعا و قرآن , مطالعه کتاب هایی پیرامون : اخلاق , معاد, خداشناسی , عواقب گناه و حداقل روزی یک ساعت شرکت منظم و پیوسته در مجالس دینی .
4- کنترل حواس: گرچه ذهن انسان این توانایی را دارد که حتی بدون استفاده از حواس ظاهری افکاری را تولید کند ولی عمده آن چیزهایی که انسان در مورد آن فکر می کند اعم از چیزهای خوب یا بد. داده های حواس ظاهری او است لذا باید مجاری ورودی ذهن را که همان حواس ظاهری است کنترل کرد؛ یعنی چشم، گوش، زبان و لامسه و...
قرآن در این زمینه می فرماید: «ولا تقف ما لیس لک به علم ان السمع والبصر والفؤاد کل اولئک کان عنه مسؤولا؛ و هرگز آنچه را علم و اطمینان به آن نداری دنبال مکن که (در پیشگاه حکم خدا) چشم و گوش و دل ها همه مسؤولند» (اسراء، آیه 36).
بنابراین یکی از مهمترین راه های کنترل فکر، کنترل حواس ظاهری است.
بنابراین افکار گناه آلود گرچه فضای نفسانی شما را آلوده می کند ولی از آنجایی که شما قصد عملی کردن آنها را ندارید بنابراین گناه محسوب نمی شود و همین که در صدد زدودن این افکار هستید معلوم می شود مورد عنایت خداوند هستید و الا شما به فکر اصلاح خود بر نمی آمدید از این رو نگران نباشید انشاء الله هم در این دنیا و هم در جهان آخرت مورد لطف ائمه(ع) خواهید بود.
اگر دو کتابی که معرفی شد از نظر متن و محتوا مشکل بود می توانید کتابهای خداشناسی، معاد و امامت آقای قرائتی را مطالعه کنید و معرفت و شناخت خود را نسبت به خداوند، پیامبر و ائمه(ع) تقویت کنید. علاوه بر این سعی کنید با یک برنامه ریزی منظم هر روز چند صفحه ای از قرآن را همراه با ترجمه آن بادقت مطالعه کنید و نمازهای خود را سر وقت و به صورت اختصار بخوانید. از بیکاری و تنهایی نیز اجتناب کنید. امیدواریم خداوند شما را در مسیر هدایت ثابت قدم بدارد و روز به روز بر ایمان و خلوص شما بیفزاید. انشاء الله.
در اینجا تذکر این نکته لازم است که کنترل ذهن و خطورات گناه آلود، یکى از مراتب مشکل خودسازى است. اما ذهن واردات خویش را از چشم و گوش مى گیرد. بنابراین این صادرات و واردات، باید کنترل شود. پس بهترین راه این است که آنچه را به ذهن منتقل مى کنیم، از فیلتر عبور دهیم.
اگر مى بینید گفته اند چشم را از نامحرم و گوش را از شنیدن مطالب نامناسب حفظ کنیم، براى این است که بعدا ذهن از این مناظر عکس بردارى کرده و با آن مأنوس مى شود.
اگر ظرف ذهن را از مطالب سازنده، عبرت انگیز و صحنه هایى که آیات و نشانه هایى که در رابطه با مبدأو معاد دارد، انباشته کنیم، دیگر ذهن پریشان و مشغول نمى شود. تلاوت قرآن و تدبر در آیات آن و نیز اندیشه در روایات و احادیث معتبر در این زمینه راهگشا است؛ مثلاً در جلد پنجم کافى صفحه 542 باب الزانى آمده است که حضرت مسیح(ع) فرمودند: اگر موسى(ع) از زنا نهى نمود، من از اندیشه درباره زنا نهى مى کنم، زیرا اندیشه سوء همانند آن است که در اتاقى مزین و پاک، آتشى دودآلود برافروزند که آتش نزند اما همه جا را سیاه مى کند... گرچه فکر بد، مجازات و عقوبتى ثابت ندارد؛ اما محاسبه دارد؛ چنان که در قرآن آمده است: اوتخفوه یحاسبکم به اللّه ...، (بقره، آیه 284). شاید سرّ تدبّر و تفکر بزرگان در حقایق، عبرت ها و... جایگزین عمل بوده است؛ زیرا که روح و ذهن آدمى ظرفى است که اگر با مثبت ها پر نشود، منفى ها را جذب مى کند.
انسان پیوسته محل خطور خواطر و ورود خیالات و افکار است گرچه گاهی به آنچه در خواطر او می گذارد التفاوت نداشته باشد و چون هر فکر و خیالی را سببی و منشأیی است پس منشأ خیالات بد و افکار باطله، شیطان و منشأ خواطر محموده و افکار خوب ملائکه است.
در روایتی از پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و سلم است که فرمودند: در دل آدمی دو نوع افکار و خواطر وارد می شود یکی از جانب ملک و آن افکاری است که مشتمل است بر عزم امورخیر و دیگری از جانب شیطان و آن خواطری است که متضمن عزم بر امور شر است.
وساوس شیطان و خواطر نفسانی از جمله اموری است که باعث تیرگی و ظلمت و کدورت نفس و مانع وصول به سعادت و ضایع کننده روزگار و اوقات است زیرا سرمایه انسان یعنی عمر را صرف امور باطل و بیهوده می کند که درنتیجه سیاسی دل و نابودی دین و دنیای انسان را به دنبال دارد. غفلت از خدا و اقبال به دنیا و تعلقات دنیوی سبب وسوسه شیطان است و راه علاج و نجات از وسوسه ها و خواطر ذکر و یاد خداست.
ذکر قلبی و همراهی آن باز ذکر زبانی به طوری که قلب دائما به یاد خدا و صفات او باشد و فرصتی ندهد که شیطان وسوسه کند.
« إِنَّ الَّذینَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّیْطانِ تَذَکَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ؛ کسانی که متقی و پرهیزکارند هر گاه برسد ایشان را وسوسه ای از شیطان هشیار و متذکر خدا می شوند، پس به واسطه تذکر دیده بصیرت ایشان بینا و از چنگ وساوس رها می گردد.»
نکته مهم آن است که منشأ خواطر و وساوس شیطانی، یکی فشار غرایز و امیال به خصوص میل جنسی است و دیگری صفات رذیله ای است که در نفس انسان وجود دارد بنابراین برای خلاصی و نجات از چنگال وساوس و خواطر و افکار پلید باید اولا امیال نفسانی را از راه های مشروع آن ارضا و یا کنترل نمود و ثانیا نفس را از رذایل پاک کرد تا در اثر طهارت قلب و یاد خدا، قوه عاقله تسلطی بر سایر قوا پیدا کند و عنان آنها را در اختیار بگیرد به طوری که نتوانند خودسرانه به هر وادی که خواستند تاخت و تاز کنند.
در این حالت است که قوه واهمه و متخیله تحت تدبیر قوه قرار می گیرند و سد محکمی در برابر نفوذ افکار شیطانی ایجاد می گردد. این موضوع دامنه داری است تفصیل مباحث را در کتاب ارزشمند معراج السعاده، ملا احمد نراقی جستجو نمایید.(معراج السعاده، انتشارات هجرت، ص125 تا 139)
برای آگاهی بیشتر ر.ک :
- آداب الصلوه یا پرواز در ملکوت امام خمینی.
- مراحل اخلاق در قرآن , آیت الله جوادی آملی.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.