خوف و رجا ۱۳۸۸/۰۳/۲۱ - ۱۱۶۶ بازدید

امامان معصوم علیهم السلام طبق روایات از خوف خداوند در دل شب ناله‌ها می‌زدنند، اگر ایشان معصوم اند پس خوف خدا چه معنی دارد؟

معصوم بودن ائمه به این معنا نیست که آنان نمی توانند گناه کنند بلکه خداوند متعال با بیان معصومیت آنان، در واقع دارد خبر از این می دهد که اینان به خاطر پاکی و صفای باطنی که دارند در طول مدت زندگی مبارکشان به هیچ عنوان خود را به گناهی آلوده نمی کنند. بنابراین آنان نیز مانند انسان های عادی از خداوند طلب توفیق طاعت و دوری از گناه کرده و به هیچ عنوان خود را بری نمی دانند. پیامبران نیز معصوم هستند. یوسف پیامبر علیه السلام به خداوند عرض کرد.
و ما ابرئ نفسی ان النفس لامارة بالسوء الا ما رحم ربی انّ ربی غفور رحیم (یوسف/53)
من نفس خود را بری نمی دانم به درستی که نفس، بسیار به بدی فرمان می دهد مگر این که پروردگارم رحم کند همانا پروردگارم بخشنده و مهربان است.
این طور نیست که با خبرِ خداوند مبنی بر معصوم بودن این بزرگواران‌،‌ آنان دیگر مانند فرشتگان نتوانند گناه کنند. خیر آنان نیز باید مانند سایر انسان ها تلاش روزمره و بلکه بیشتر می نمایند.
پاسخ شما:
امیدوارم موارد زیر ذهن تشنه شما را سیراب کند.
1- خداوند از هر انسانی به نسبت ظرفیت وجودی و معرفت او توقع دارد و معصومین در بالاترین ظرفیت وجودی و معرفت نسبت به خداوند قرار دارند به خاطر همین هر لحظه خود را مدیون پروردگار خویش دیده و در صدد ارتباط و جذب رضایت بیشتر حضرت حق هستند.
2- ائمه معصومین به دلیل معرفت بالائی که نسبت به عظمت خداوند دارند خائف از این هستند که حق بندگی را انجام ندهند. در جواب کسانی که می گفتند این قدر خودتان را به زحمت می اندازید می فرمودند: آیا من بنده شاکر نباشم.
3- در بسیاری موارد، این ناله،‌ ناله دوری از محبوب است. وقتی فردی به دلیل معرفت بالا جمال خداوندی را درک کرد و معشوق حقیقی را شناخت آن وقت در فراق او واله و حیران شده و ناله سر می دهد.
4- مقربان به خاطر قرب به ذات پاکش، کم ترین ترک اولى و غفلت مایه وحشتشان مى شود( خوف از تقصیر) گاه نیز مقربان هنگامى که آن ذات نامحدود و بى پایان را تصور مى کنند و در مقابل به قصور ذاتى خود نظر مى دوزند، حالت خوف مى یابند(خوف از قصور). خداوند در این زمینه مى فرماید: الذین اذا ذکر الله وجلت قلوبهم آن ها کسانى هستند که وقتى نام خدا برده مى شود دل هایشان مملو از خوف پروردگار مى گردد
5- نکته مهم آن که این گریه ها سازندگی هم دارد وهمین هاست که علی را علی کرده است وگرنه او هم مانند یک سیاستمدار بود ولی او که این قدر نسبت به ضعیفان مهربان است و در عین حال در اوج شجاعت است معلول خداترسی اوست. خدا ترسناک نیست علی وفاطمه در اثر معرفت عمیق خود را بدهکار می دانند.
ابتدا باید توجه کنیم که معناى ترس از خدا چیست؟ ترس از خدا به معناى ترس از مسؤولیت هایى است که انسان در برابر او دارد. ترس از این که در اداى رسالت و وظیفه خویش کوتاهى کند و به خوبى وظیفه اش را انجام ندهد؛ و به عبارتى، ترس از گناهان خود است. حضرت على(ع( در این زمینه مى فرماید: «و لا یخافن الا ذنبه؛ هیچ یک از شما ترس نداشته باشد مگر از گناه خویش.» - نهج البلاغه، کلمه قصار74
البته باید بین خوف از خدا یا ترس از گناهان با رجا یا امید به باری تعالی‌ توازن برقرار باشد. اهل ایمان نه از غضب و عذاب خداوند ایمن می شوند و نه از رحمتش مأیوس و ناامید می گردند. غلبه خوف بر امید، انسان را به یأس و سستی می کشاند و غلبه رجا و طمع، انسان را به غرور و غفلت وامی دارد و این هر دو دشمن حرکت تکاملی انسان در مسیر او به سوی خدا است. به وسیله دو بال خوف و امید انسان می تواند به اوج آسمان سعادت پرواز کند و مسیر تکامل را طی نماید. در حدیثی از حضرت صادق(ع) می خوانیم: «ینبغی للمؤمن ان یخاف الله خوفا کانه یشرف علی النار و یرجوه رجاءا کانه من اهل الجنه»؛ سزاوار است بنده مؤمن آن چنان از خدا بترسد که گویی در کنار دوزخ قرار گرفته و مشرف بر آتش است و آن چنان به او امیدوار باشد که گویی اهل بهشت است (تفسیر نمونه، ج20، ص 253)
جناب لقمان حکیم در وصیتی به فرزندش چنین می گوید: «چنان از خدا بترس که اگر اعمال نیک جن و انس را هم انجام داده باشی باز تو را عذاب می کند و چنان به او امیدوار باش که اگر گناه جن و انس را مرتکب شده باشی تو را مورد رحمت قرار می دهد» (همان، ح 5209
ترس از خداوند یا خشیت از خدا، حاصل علم و معرفت انسان نسبت به درک عظمت خدای متعال از طریق تفکر در عظمت هستی و بی نهایت بودن آن و همچنین درک قدرت و علم و سیطره او بر انسان و جهان حاصل می شود خدای متعال می فرماید: تنها اهل علم و معرفت از خدای متعال خشیت دارند. فاطر، 28
علت نگرانى على بن ابی طالب(ع) نسبت به آخرت را مى توان به طور کلى در موارد زیر خلاصه کرد
آه من قلّة الزاد و طول الطریق و بُعد السفر و عظیم المورد (نهج البلاغه، قصار الحکم، شماره 77)
1- کمى زاد و توشه، که روش عارفان در ناچیز شمردن اعمال خود چنین است. آنان حقیقتاً‌ اعمال خود را در مقابل عظمت خداوند کوچک می بینند.
2- طولانى بودن راه. عاقبت به خیری تلاش شبانه روزی می طلبد زیرا راه طولانی است و انسان نمی داند چه زمانی از این دنیا رخت برمی بندد.
3- دور بودن منزل آخرت، به دلیل دورى نتیجه و سرانجام کار و نامتناهى بودن آن.
4- سختى هاى رسیدن به قیامت، که نخستین منزلگاه مرگ است. و بعد از آن عالم برزخ و سپس قیامت کبرى. نکته اى را که باید در خوف و نگرانى معصومین(ع) نسبت به آخرت و عذابهاى آن، مورد توجه قرار داد، این است که؛ نگرانى و خوف آنها، خوف و ترس عقلى است. چون معصومین(ع) خداى سبحان را به عظمت شناخته اند؛ و لازمه چنین شناختى، ترس عقلى و ترس از هجران حضرت احدیت است و سوز آنها از فراق او است.
نقطه برجسته و قوام دهنده انسان هاى کامل همان شوق لقاى خدا و خوف هجران اوست.
الهى صبرت علی عذابک فکیف اصبر على فراقک
این شوق از عقل ناب سرچشمه می گیرد
در پایان، یک نکته مهم این که.معصومین علیهم السلام به همه ابعاد زندگی توجه داشتند. عبادت و خوف از خداوند، لذت وتفریح، زن وبچه، معاشرت با مردم، صله رحم، شوخی با اطرافیان، کار وتلاش و....و این طور نبود که فقط در عبادت خداوند منحصر باشند.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.