خون خدا ۱۳۸۷/۱۰/۲۳ - ۲۵۹ بازدید

چرا به امام حسین(ع) خون خدا می گویند؟ همیشه برام سوال بود آخه میشه به خدا نسبت خون داد؟

السَّلامُ عَلَیْکَ یا ثارَ اللَّهِ وَ ابْنَ ثارِهِ وَ الوِتْرَ المَوْتُورِ؛ سلام بر تو اى خون خدا و فرزند خون او سلام بر تو اى یگانه دوران، [ثار: مخفّف ثائر، به معناى خون و طالب خون است. وِترِ موتور، مثل یومِ أیوم و لیلِ الیل و حجرِ محجور و قدَرِ مقدور و وعدِ موعود تأکید است یا به معناى فردى که کسانش کشته شده باشند و یکّه و تنها مانده باشد].

حسین خون خدا و یگانه دوران؛

آرى! او خون خدا و فرزند خون خدا است. على(علیه السلام) که ثاراللّه است، فرزندى به نام حسین(علیه السلام) دارد، (درباره معناى «ثاراللَّه» پنج احتمال گفته شده، که به نظر نگارنده آن چه در متن آمده است، از همه آن ها پویاتر است؛ شفاء الصّدور فى شرح زیارة العاشور، ص ۲۲۸. هر چند معناى منتقم نیز زیباست. همان گونه که مرحوم ابن قولویه در زیارت هفدهم و بیست و سوم امام حسین(علیه السلام) این فقره را نقل مى کند: وَ اِنَّکَ ثارُ اللَّهِ فِى الأَرضِ وَ الدَّمُ الَّذى لا یُدرِکُ تَرَتَهُ أَحَدٌ مِن أَهلِ الأَرضِ وَ لا یُدرِکُهُ اِلاَّ اللَّهُ وَحدَهُ ، (کامل الزیارات، ص ۳۶۸ و ص ۴۰۶). خدا موجود مادّى نیست که داراى جسم و بدن باشد و دستگاه گوارش و مرکز پالایش خون داشته باشد، لیکن این تعبیر از باب تشبیه معقول به محسوس است؛ یعنى همان گونه که نقش خون در بدن آدمى نقش حیاتى است، بود و نبودش، مرگ و زندگى او را رقم مى زند، وجود مقدّس امام على و امام حسین(علیهما السلام) نزد خدا و در دین او چنین نقشى دارند که اگر على(علیه السلام) نبود، اسلام نبود و اگر حسین(علیه السلام) نبود، اسلام و تشیّع نبود. و امام حسین(علیه السلام) یکّه تاز این میدان است و کسى چنین وصفى ندارد، حتّى پدر بزرگوارش. زیرا پدرش گرچه ثارالله است، ولى «ابن ثار الله» نیست. تنها کسى که این دو فضیلت را ویژه خود ساخته است، امام و سالار شهیدان حسین بن على(علیهما السلام) است. آرى! تا یاد و نام سیّدالشّهدا(علیه السلام) زنده و بر سر زبان ها است، تا عشق حسین(علیه السلام) در دل ها مى تپد، تا آتش محبت و ولایت او در قلوب انسان ها مشتعل است، تا فریاد «یا حسین» بر بلنداى آسمان ها و زمین طنین انداز است، نام و یاد خدا زنده و پایدار است. چون او همه هستى خود را در راه خدا انفاق و ایثار کرد، سیماى ننگین ریاکاران و تحریف گران زمان را آشکار کرد و نقاب از چهره زشت آن ها برداشت و اسلام ناب نبوى و علوى(علیهم السلام) را بر مردم نمایاند. هم چنین در زیاراتى که امام صادق(علیه السلام) به عطیه آموخت، آمده است: و انک ثارالله فى الارض من الدم الذى لا یدرک ثاره من الارض الا باولیائک ، (بحارالانوار، ج ۹۸، ص ۱۴۸، ۱۶۸ و ۱۸۰). شدت همبستگى و پیوند سیدالشهداء با خدا به نحوى است که شهادتش همچون ریخته شدن خونى از قبیله خدا مى ماند که جز با انتقام گیرى و خون خواهى اولیا خدا تقاص نخواهد شد، (فرهنگ عاشورا، جواد محدثى، ص ۱۲۵). و آن ولى خدا حضرت حجت(عجل الله تعالی فرجه) است که انتقام ثارالله را مى گیرد. «... بزرگترین لقب آن نجات دهنده آخرین انسان از این رابطه ثارالله «منتقم» است.
انتقام چه چیز را مى گیرد؟ همه مى گویند انتقام قاتلین سیدالشهداء نه! انتقام ثارى که به گردن بنى هابیل است... اگر غیرت و آگاهى وجود داشته باشد تمام فضاى تاریخ ما پر از ضجه و دعوت خون خواهى ثارهاست.
اما این ثارها، ثارهاى قبیله اى نیست، ثارالله است. اینها ثارالله هستند که باید از قاتلین بنى طاغوت گرفته شوند، حسین وارث یکى از ورثه است که خودش به صورت ثار درآمد و فرزندش و باباش اینها همه ثارهاى خدا هستند و پدر ثارهاى خدا و پسر ثارهاى خداست». «... هدف انتقام کشیدن از «بنى قابیل است» که آن هم دستش به خون ثارهاى عزیز ما آغشته است. (یا ثارالله وابن ثاره)»، (آثار، على شریعتى، ص ۱۸، نقل از فرهنگ عاشورا، جواد محدثى).

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.