خویشاوندی پیامبر با خلفا ۱۳۹۷/۱۰/۰۱ - ۱۰۵۸۱ بازدید

آیا صحت دارد که عثمان داماد پیامبر(ص) بوده و پیامبر داماد، عمر بود؟

ابتدا باید به عرض برسانیم که بنابر قول مشهور شیعه عثمان هیچگونه قرابتی با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نداشته است. برای روشن شدن موضوع به این مطالب دقت بفرمایید:در مورد قرابت عثمان با پیامبر اکرم (ص) شک و تردید بسیار وجود دارد، بسیاری از علماء شیعه این مطلب را قبول ندارند و می گویند: همسران عثمان هیچ کدامشان دختر پیامبر نبودند ؛ بلکه ربیبه آن حضرت و دختران خواهر حضرت خدیجه بوده‌اند. (برای آگاهی بیشتر به این کتاب‌ها مراجعه بفرمایند : ازواج النبی و بناته ، تألیف الشیخ نجاح الطائی و الصحیح من سیره النبی الأعظم نوشته سید جعفر مرتضی و...). اما اهل سنت با قاطعیت تمام بر آن پافشاری می‌کنند؛ دلائل علمای شیعه از این قرار است:1 . عدم وجود رابطه صمیمانه بین پیامبر و دیگر دختران آن حضرت :با رجوع به سیره نبی مکرم اسلام و دقت در آن ، در می‌یابیم که روایات بسیاری از رابطه بسیار صمیمانه نبی مکرم اسلام و دختر بزرگوارش صدیقه طاهره سلام الله علیها حکایت می‌کند ؛ تا جایی که هر زمانی پیامبر اسلام به سفر می‌رفت ، آخرین کسی که با او خداحافظی می‌کرد ، فاطمه زهرا بود و وقتی از سفر بر می‌گشت ، قبل از هر کاری به دیدار فاطمه می‌رفت و در خانه او را می‌زد . روایات فراوانی در کتاب‌های شیعه و سنی این رابطه بسیار صمیمانه را ثابت می‌کند ؛ از جمله بسیاری از علمای شیعه و سنی یکی از القاب آن حضرت را « ام أبیها » نقل کرده‌اند. ابن حجر عسقلانی در تهذیب و الإصابه ، ذهبی در سیر اعلام النبلاء و الکاشف خود و .. نوشته‌اند :فاطمه الزهراء ... کانت تکنى أم أبیها.(الإصابه ، ابن حجر ، ج 8 ، ص 262 ؛ سیر أعلام النبلاء ، الذهبی ، ج 2 ، ص 118 ، 119 ؛ الکاشف فی معرفه من له روایه فی کتب السته ، الذهبی ، ج 2 ، ص 514 ؛ تهذیب الکمال ، المزی ،ج 35 ، ص 247 ؛ أسد الغابه، ابن الأثیر ؛ ج 5 ، ص 520 ؛ الاستیعاب ، ابن عبد البر ، ج 4 ، ص 1899) .اما هیچ روایتی؛ حتی یک روایت ضعیف نیز در کتاب‌های شیعه و سنی نقل نشده است که پیامبر اسلام حتی یکبار درِ خانه رقیه و ام کلثوم را زده باشد. چرا پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله این رابطه بسیار صمیمانه را با دیگر دختران خود نداشته‌ است؛ نه در مدینه و نه حتی در مکه؟ مگر نه این که به ادعای اهل سنت آن‌ها نیز یادگار خدیجه بودند؟هر چند که فاطمه زهرا (سلام الله علیها)از هر نظر از تمامی زنان عالم متمایز بوده است؛ ولی اگر پیامبر دختری غیر از فاطمه داشت ، شایسته بود که این رابطه صمیمانه بین آن‌ها نیز وجود داشته باشد . آیا می شود پیامبر خدا بین فرزندان خود تبعیض قائل شود و بین آنها فرق بگذارد؟!2. در قضیه مباهله که پیامبر تمام بستگان درجه یک خود را انتخاب کرد ، چرا دیگر دختران خود را نبرد و از بین «نساء» خود فقط فاطمه را انتخاب کرد ؟ 3 . چرا هیچ کس از دیگر دختران پیامبر خواستگاری نکردند؟ قضیه دیگری که بطلان این قضیه را روشن می‌کند ، این است که در هیچ جایی از تاریخ ثبت نشده است که در مدینه ، احدی از مهاجرین و یا انصار به خواستگاری ام کلثوم رفته باشد؛ با این که برای خواستگاری از فاطمه زهرا و رسیدن به افتخار دامادی پیامبر، بر یکدیگر پیش دستی می‌کردند و هر کس دوست داشت این افتخار نصیب او شود. آیا ام کلثوم دختر پیامبر نبود یا اصلاً چنین دختری وجود خارجی نداشت؟4. از دلایلی که دروغ بودن این قضیه را روشن می‌سازد، این است که بسیاری از علمای اهل سنت و از جمله ضیاء المقدسی گفته‌اند: ..قتاده گفته است: خدیجه برای نبی مکرم اسلام ، در عهد جاهلیت ، عبد مناف را به دنیا آورد و بعد از اسلام ، دو پسر و چهار دختر به نام های : قاسم ـ به خاطر او کنیه پیامبر را «ابوالقاسم » گذاشتند ، آن قدر زنده بود که می‌توانست راه برود بعد از آن فوت کرد ـ و عبد الله که خردسال فوت کرد ، و ام کلثوم ، زینب ، رقیه و فاطمه را به دنیا آورد . (البدء والتاریخ ، ج 5 ، ص 16 و ج 4 ، ص 139).شهاب الدین قسطلانی(از علمای بزرگ اهل سنت) بعد از نقل سخن مقدسی می‌نویسد: گفته‌اند که خدیجه قبل از مبعث یک پسر برای او به دنیا آورد که به او عبد مناف می‌گفتند، غیر از عبد مناف بقیه فرزندان پیامبر بعد از مبعث متولد شده است. (المواهب اللدنیة ، ج 1 ، ص 196) .و ابن عبدالبر (از علمای بزرگ اهل سنت )در الإستیعاب می‌نویسد: زبیر گفته: نخستین فرزند رسول خدا که به دنیا آمد، قاسم بود و او از همه بزرگتر بود، پس او زینب، و پس از وی عبدالله که به وی طیب و یا طاهر نیز می‌گفتند بعد از نبوت متولد شد، پس از آن ام کلثوم، سپس فاطمه و پس از وی رقیه به دنیا آمدند . (الاستیعاب - ابن عبد البر - ج 4 - ص 1818).از طرف دیگر نوشته‌اند که رقیه ، کوچکترین دختر رسول خدا و حتی از حضرت زهرا سلام الله علیها نیز کوچکتر بوده است . چنانچه ابن کثیر دمشقی می‌نویسد: بزرگترین فرزند ، پیامبر صلی الله علیه وآله، قاسم ، و پس از آن ، زینب ، عبد الله ، ام کلثوم ، فاطمه و پس از آن رقیه بوده است .با این تفصیل ، چگونه می‌توان این سخن اهل سنت را تصدیق کرد که رقیه با عثمان ازدواج کرده ، بعد با او به حبشه مهاجرت نموده و حتی در داخل کشتی فرزندی از او سقط شده است !!! . با این که می‌دانیم ، هجرت اول به حبشه در سال پنجم بعد از بعثت بوده است . یعنی باید رقیه در سن زیر 4 سالگی با عثمان ازدواج کرده و از او باردار هم باشد!!!و همچنین بسیاری از علمای اهل سنت نوشته‌اند که ام کلثوم و رقیه قبل از این که با عثمان ازدواج کند در عقد پسران أبی لهب بوده‌اند!! و بعد از آن که سوره تبّت در حق أبی لهب نازل شد ، وی به فرزندانش دستور داد که دختران رسول خدا را طلاق بدهند . ابن أثیر در اسد الغابة می‌نویسد : رسول خدا ، دخترش رقیه را به عتبه پسر أبی لهب و ام کلثوم را به عتیبه پسر دیگر ابولهب داد ، وقتی سوره تبت نازل شد ، ابولهب و همسرش ام جمیل که همان «حمالة الحطب » باشد، به پسرانش دستور دادند که دختران محمد را طلاق دهند . پس آن‌ها را طلاق دادند ... (أسد الغابة - ابن الأثیر - ج 5 - ص 456). در حالی که می‌دانیم، سوره تبت در زمانی نازل شده است که مسلمین در شعب أبی طالب در محاصره بودند، یعنی (همانطور که سیوطی از علمای بزرگ اهل سنت هم به آن اشاره می کند) محاصره در شعب أبی طالب در سال ششم بعثت و بعد از هجرت به حبشه بوده است!!. (الدر المنثور - جلال الدین السیوطی - ج 6 - ص 408)مشاهده می کنید که چه تناقضات عجیبی بین اقوال بزرگان اهل سنت وجود دارد، از یک طرف می گویند عثمان قبل از سال پنجم بعثت با فرزندان پیامبر ازدواج کرده بود و با آنان به حبشه هم رفته بود و از طرف دیگر سن یکی از آنان را کمتر از چهارسال می دانند !! و باز از طرف دیگر می گویند تا سال هفتم بعثت و ماجرای شعب ابی طالب این دو فرزند در ازدواج فرزندان ابی لهب بوده اند و بعد به ازدواج عثمان در می آیند؟؟ ما کدام حرف این آقایان را باور کنیم؟ شما خود قضاوت کنید.5. تنها کسی که پیامبر افتخار قرابت با او را ذکر کرده است حضرت علی بن ابی طالب (ع) است در این رابطه به این حدیث توجه کنید: ابن الدمشقی و محب الدین طبری(از علمای بزرگ اهل سنت) می‌نویسند: رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله به على علیه السّلام فرمود : یا على خداى تعالى سه گونه موهبت به تو عنایت فرموده است که به من و هیچیک از مردم ، عنایت نفرموده است : 1. پدر زنى مانند من به تو ارزانى داشته است که به من عنایت نکرده است ؛ 2. همسر پاکیزه گوهر راستگو و راست رو به تو مرحمت داشته که به من عنایت نفرموده است ؛ 3 . حسن و حسینى از پشت تو به وجود آورده است که چنان دو فرزندى از پشت من بوجود نیاورده است ؛ آرى ! من از شمایم و شما از من مى باشد . (جواهر المطالب فی مناقب الإمام علی (ع) - ابن الدمشقی - ج 1 - ص 209 و الریاض النضرة ج 2 ص 202) .در این روایت پیامبر اسلام به صراحت می‌گوید که به احدی غیر از علی علیه السلام پدر زنی مثل من داده نشده است، معلوم می‌شود که پیامبر دختر دیگری نداشته است و گرنه چنین سخنی نمی‌فرمود. و همچنین به صراحت از حضرت علی(ع) تجلیل کرده است. نتیجه: روش شد که برخى از فرزندان پیامبر ازحضرت خدیجه، احتمالا فرزند واقعى پیامبر نبوده اند؛ بلکه فرزند خوانده آن حضرت بوده اند و عرب فرزند خوانده یا ربیبه را هم فرزند مى نامد. درباره زینب، رقیه و ام کلثوم، این احتمال داده شده است که این دختران، دختر خوانده هاى پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) بوده اند. به عنوان مثال، برخى مى گویند که رقیه و زینب، دختران هاله، خواهر خدیجه بودند و بعضى نیز مدعى اند که رقیه و زینب، متعلق به جحش بودند و فرزند خوانده پیامبر اسلام گردیدند. پس به هر حال عثمان با ربیبه های پیامبر ازدواج کرده بود نه با دختران پیامبر و لذا هیچ قرابتی با پیامبر نداشته و جزء اهل بیت پیامبر هم نخواهد بود.(برای آگاهی بیشتر در رابطه با این نظریه به این کتاب‌ها مراجعه بفرمایند: ازواج النبی و بناته ، تألیف الشیخ نجاح الطائی؛ الصحیح من سیرة النبی الأعظم نوشته سید جعفر مرتضی و...)علت ازدواج پیامبر اکرم با عایشه و حفصه:در مورد این سوال که چرا پیامبر با حفصه و عایشه ازدواج کرد باید گفت که: ازدواج پیامبر با دختران ابوبکر و عمر دلایل زیادی داشته است که این دلایل اختصاص به این دو نداشته است تا باعث نوعی منزلت برای اینان شود بلکه در اکثر ازدواجهای حضرت این دلایل وجود داشته است، ما برای روشن شدن مطلب به بعضی از این دلایل می پردازیم:دلیل اول: علت ازدواج حضرت با ایشان سیاسی بوده است : یکى از اهداف ازدواجهاى پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) جهت سیاسى - تبلیغى بود ؛ یعنى با ازدواج موقعیتش در بین قبایل مستحکم گردد و بر نفوذ سیاسى و اجتماعیش افزوده شود و از این راه براى رشد و گسترش اسلام استفاده نماید. حضرت به خاطر دست یابى بر موقعیتهاى بهتر اجتماعى و سیاسى ، در تبلیغ دین خدا و استحکام آن و پیوند با قبایل بزرگ عرب و جلوگیرى از کارشکنی هاى آنان و حفظ سیاست داخلی و ایجاد زمینه مساعد براى مسلمان شدن قبایل عرب ، به برخى ازدواج ها رو آورد . در راستاى این اهداف پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) با زنان ذیل ازدواج کردند : عایشه دختر ابوبکر از قبیله «تیم». حفصه دختر عمر از قبیله بزرگ «عدى». ام حبیبه دختر ابوسفیان از قبیله بنى امیه. ام سلمه از قبیله بنى مخزوم . سوده از قبیله بنى اسد. میمونه از قبیله بنى هلال. صفیه از بنى اسرائیل . ازدواج مهمترین پیوند و میثاق اجتماعى به ویژه در آن فرهنگ عرب آن زمان بود و تأثیر بسیارى از خود به جا میگذارد. در آن محیطى که جنگ و خونریزى و غارتگرى رواج داشت، بلکه به تعبیر ابن خلدون جنگ و خونریزى و غارتگرى جزو خصلت ثانوى آنان شده بود، ( مقدمه ابن خلدون (ترجمه)، ج 1، ص 286) بهترین عامل بازدارنده از جنگها و عامل وحدت و اُلفت ، پیوند زناشویى بود. از این روی، پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) با قبایل بزرگ قریش ، به ویژه با قبایلى که بیش از دیگران با پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) دشمن بودند ، مانند بنى امیه و بنى اسرائیل ، ازدواج نمود . اما با قبایل انصار که از سوى آنان هیچ خطرى احساس نمیشد و آنان نسبت به پیامبر(ص) دشمنى نداشتند، ازدواج نکرد. گیورگیو ، نویسنده مسیحى می‌نویسد: محمد (صلی الله علیه وآله وسلم) ام حبیبه را به ازدواج خود درآورد تا بدین ترتیب داماد ابوسفیان شود و از دشمنى قریش نسبت به خود بکاهد. در نتیجه پیامبر با خاندان بنی امیه و هند زن ابوسفیان وسایر دشمنان خونین خود خویشاوند شد و ام حبیبه عامل بسیار مؤثرى براى تبلیغ اسلام در خانواده هاى مکه شد. ( محمد پیامبرى که از نو باید شناخت، ص 207.) آنها به همینقدر خوشحال بودند و مباهات مى کردند که زنى از قبیله آنان به نام همسر پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) نامیده شده ، و این افتخار براى آنها حاصل گشته است ، و به این ترتیب رابطه و پیوند اجتماعى آنها با پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) محکمتر، و در دفاع از او مصممتر مى شدند. ام سلمه از طایفه بنى مخزوم - طایفه ابوجهل و خالد بن ولید - بود، وقتى که رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) وى را به همسرى خویش درآورد ، خالد بن ولید موضعگیرى شدید خود را در برابر مسلمانان مورد تجدید نظر قرار داده و پس از مدتى نه چندان طولانى اسلام آورد. پس از ازدواج رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) با جویریه و صفیه هیچگونه تحرکى را از سوى بنى نضیر و بنى مصطلق در برابر آنحضرت مشاهده نمى کنیم . از سوى دیگر، مشاهده مى کنیم که جویریه از جهت برکت آفرینى براى قوم و قبیله اش یک زن نمونه شناخته مى شود، و صحابه رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) یکصد خانوار از اسیران قوم و قبیله وى را بخاطر ازدواج پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) با او آزاد مى کنند و مى گویند: اینان خویشاوندان رسول خدایند! و پرواضح است که چنین منت گذارى بر یک طائفه و قبیله از سوى مسلمانان چه تاثیر بسزایى در عمق جان آنان داشته است. بنابراین ، ازدواج پیامبر با عایشه و حفصه هم ، نه به خاطر نبودن زنی بهتر در آن جامعه و نه به خاطر داماد ابوبکر و عمر شدن، بلکه به خاطر مصالح مهمی بوده است که جز با ازدواج پیامبر با آن دو تحقق نمی ‌یافته است، و آن ایمن شدن پیامبر از فتنه های ابوبکر و عمر و نیز با خبر بودن از اقدامات خرابکارانه آنان و کنترل اعمال و رفتار آنان بوده است.دلیل دیگر:رسول خدا طبق نظر اهل سنت(برخلاف نظر شیعه) علم غیب ندارد:طبق نظر اهل سنت پیغمبر علم غیب ندارد و ازدواج و یا دوستی وی با کسی نمی تواند دلیل بر صحت عقاید و رفتار وی باشد. علت همان علت ازدواج حضرت نوح و لوط با همسرانشان بوده است :حتی اگر بگویند رسول خدا اینان را می شناخته و با این حال ازدواج کرده است، علت ازدواج را همان علت ازدواج حضرت نوح و حضرت لوط با همسرانشان می دانیم . با اینکه در قرآن کریم آمده است که همسر حضرت نوح و نیز همسر حضرت لوط ، همراه و همنظر با دشمنان ایشان بوده اند. لذا با توجه به این مطالب متوجه شدید که این قرابت هیچ ثمره ای برای این افراد نداشته است.البته علتهای گوناگون دیگری هم ذکر شده که تمام آنها گواه تاریخی مستندی برایشان وجود دارد مثل پیدا نشدن شوهری برای حفصه و درخواست همراه با اصرار عمر به پیامبر برای ازدواج با دخترش و ... که به جهت اختصار از ذکر آنها خودداری می کنیم.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.