داستان زنان در دوره رضاخان از شمس تا عصمت الملوک ۱۳۹۲/۱۲/۱۲

سیاست‌های دولت رضاخانی در حوزه‌ی زنان تحت تاثیر دو عامل بود:نخست،برنامه‌ی رادیکال توسعه‌خواهانه رضاشاه که می‌خواست بایک استبداد ظاهرا منورانه کشور را به مرزهای توسعه و ترقی برساند و در این راستا، آن چیزی هم که از توسعه برداشت می‌شد ساختن کارخانه و برداشتن حجاب و قس علی هذا از ظواهر و نمایش‌های تجددمآبی بود. عامل دوم،فضای بین المللی بود که تحت سیطره غربی‌ها تلاش می‌کرد که فضای فرهنگی خود را نیز بر ملل دیگر و از جمله تمدن‌های مغلوب مشرق زمین تحمیل کند.
untitled_51.JPGسیاست‌های دولت رضاخانی در حوزه‌ی زنان تحت تاثیر دو عامل بود:نخست،برنامه‌ی رادیکال توسعه‌خواهانه رضاشاه که می‌خواست بایک استبداد ظاهرا منورانه کشور را به مرزهای توسعه و ترقی برساند و در این راستا، آن چیزی هم که از توسعه برداشت می‌شد ساختن کارخانه و برداشتن حجاب و قس علی هذا از ظواهر و نمایش‌های تجددمآبی بود. عامل دوم،فضای بین المللی بود که تحت سیطره غربی‌ها تلاش می‌کرد که فضای فرهنگی خود را نیز بر ملل دیگر و از جمله تمدن‌های مغلوب مشرق زمین تحمیل کند. سیاست رضاخان درباره زنان از این دو عامل نشات می‌گرفت.
* غربی کردن شرق

در ۱۰ سپتامبر ۱۹۳۰م / ۸ شهریور ۱۳۰۹، یازدهمین مجمع بین ‌المللى سازمان ملل آغاز به کار کرد که در آن، هشت نخست ‌وزیر و بیست و دو وزیر امور خارجه شرکت داشتند. رفتار شرقیان در دستور کار این مجمع قرار گرفت. به دنبال آن در سال ۱۳۱۰ مجلس شوراى ملى، قانون ورود کمیسیونى از طرف جامعة بین ‌الملل را براى جلوگیرى از تجاوز به حقوق زن در شرق، تصویب کرد. از این پس، نخستین سیاست ‌گذارى هاى حکومت در زمینة کشف حجاب تحقق یافت. ترتیب جشن هاى مختلف در مدارس دخترانه و حضور مردان و زنان در آن جشن ‌ها، اجراى برنامه ‌هاى مختلف توسط دختران بدون حجاب، اولین گام به سمت حضور زنان بی‌حجاب در اجتماعات مختلط بود.






روشنفکران و نویسندگان، مدتی بود که ترقی زنان را در بی حجابی تبلیغ می‌کردند




· * زمینه سازی برای کشف حجاب

سقوط امان الله خان ــ پادشاه افغانستان ــ به دلیل برنامه ‌هاى تجددگرایى، نشان داد که در جوامع مذهبى، به ‌ویژه جامعه ‌اى مانند ایران می‌بایست بسیار آهسته و محتاط عمل کرد. به همین دلیل حکومت ایران با برنامه ‌هاى تدوین شده، در مرحله اول از نیروهاى موجود در جامعه یارى گرفت؛ نیروهایى که خود چندان اعتقادى به مبانى اسلامى نداشتند. مدت ها قبل از کشف حجاب، روزنامه ‌ها و مجلات از آزادى زن غربى، مدل ‌هاى لباس، و نوع زندگى غربى سخن می‌گفتند. در بسیارى از روزنامه‌ ها مردان صاحب ‌منصب، سیاسیون یا نویسندگان و فرهنگیان تجددخواه، مقاله ‌هایى علیه حجاب می‌ نوشتند. از نمونه‌های بارز این افراد، ایرج میرزا، ابوالقاسم لاهوتی و میرزاده عشقی بودند که در اشعار و نوشته‌های خود به آزادی زن از طریق کشف حجاب اشاره کردند.






شمس پهلوی، کانون زنان را برای ترویج نگاه غربی به زن تاسیس کرد

* تاسیس کانون زنان

در اردیبهشت ۱۳۱۴، کانون بانوان به ریاست شمس پهلوى و با همکارى رسمى وزارت معارف آغاز به کار کرد. این اولین جمعیت زنان بود که با حمایت رسمى دولت شکل گرفت. مهم ترین وظیفة کانون بانوان، ایجاد شرایط مناسب براى ترک حجاب زنان بود. اعضاى کانون در آغاز، بدرالملوک بامداد، هاجر تربیت، عصمت‌ الملوک دولت‌داد، شمس ‌الملوک جواهرکلام، تاج ‌الملوک حکمت، فخرعظمى ارغون، و صدیقه دولت ‌آبادى، بودند. این افراد قبل از جریان کشف حجاب در فعالیت هاى مطبوعاتى، جمعیت ‌هاى زنان، و تأسیس مدارس به سبک جدید، شرکت جسته و هر یک، طرز تفکر خود را به نوعى نشان داده بودند.

·




رضاخان، کشف حجاب را از خانواده خود شروع کرد




* رضاخان کشف حجاب را آغاز می‌کند

در عمارت دانشسراى عالى پسران، برنامه ‌اى ترتیب داده شد که طى آن، همسر و دختران شاه با عده اى از زنان رجال سیاسى بدون حجاب ظاهر شدند و با نطق رضاخان، کشف حجاب رسمى زنان اعلام شد. پس از این برنامه، مسالة بی‌حجاب شدن زنان از محدوده یک طبقه یا گروه خاص، خارج و به صورت اجبار براى تمام مردم پى گیرى شد. تا جایى که مقاومت و اعتراض جدى مردم را به وجود آورد.

·


* * نتایج اقتصادی و اجتماعی کشف حجاب

کشف حجاب با رایج کردن البسه فرنگی تولیدگران داخلی را زیان‌زده کرد. واردات البسه فرنگی و کلاه زنانه به سرعت آغاز شد و دولت هم از آن حمایت کرد. اما مهم‌تر از این پی‌آمدهای اقتصادی، اثر اجتماعی کشف حجاب است. زنان مسلمان ایران به دلیل داشتن حجاب و احساس امنیتی اجتماعی و درونی، در واقع لزوم در اجتماع حاضر می‌شدند و برخلاف تعابیر رایج، هیچگاه به آن معنا خانه‌نشین نبودند. اما کشف حجاب با توهین به اعتقادات مردم و ایجاد زمینه‌های تعرض وبدنامی، همان حضور ضروری و مقطعی زنان را نیز از آن‍ها سلب کرد. به گونه‌ای که بسیاری از زنان عملا خانه‌نشین شدند و شاید ماه‌ها و در مواردی تا پایان عمر از خانه بیرون نیامدند.






زنان ایران، پیش از کشف حجاب آن قدرها هم خانه‌نشین نبودند که تبلیغ می‌شد
اما کشف حجاب همان حضور عادی و البته عفیفانه آنها را به خانه‌نشینی تبدیل کرد

* فاجعه مسجد گوهرشاد

ملت مسلمان، با آن‌که در برابر سرنیزه‌ی رضاخان و قداره‌بندهایش ناتوان و بی‌سلاح بودند اما از همان آغاز فریاد اعتراض خود را علیه کشف حجاب بلند کردند که پر طنین‌ترین آن‌ها در مسجد گوهرشاد و به رهبری روحانی جلیل‌القدر شیخ محمدتقی بافقی بود. واقعه ۱۳۰۶ﻫ . ش، در حرم حضرت معصومه(ع) در قم، از جمله وقایعی است که مستقیمآ موضعگیری رژیم پهلوی در برابر حجاب را نشان داد: در شب اول فروردین سال ۱۳۰۶ﻫ . ش همسر رضاشاه (ملکه تاج‌الملوک) به اتفاق دو دخترش (شمس و اشرف) و همراهان در حرم حضرت معصومه(ع) حضور یافتند که ظاهرآ حجاب معمول را رعایت نکرده و مورد اعتراض واعظی که مشغول وعظ بود، قرار گرفتند. حاج شیخ محمدتقی بافقی از علمای قم نیز به حمایت از واعظ برخاسته، به طرز حجاب ملکه و همراهانش اعتراض کرد و دستور اخراج آنها را از رواق داد.


جریان ماوقع را به رضاشاه اطلاع دادند. روز بعد، وی با نیروی نظامی وارد قم شده و ضمن اینکه شخص شاه، شیخ بافقی را با بی‌احترامی در حرم حضرت معصومه به باد کتک گرفت، دستور تبعید وی به تهران را نیز صادر کرد. شیخ تا آخر عمر در جوار حضرت عبدالعظیم می‌زیست.

* زنان رضاشاه

رضاشاه در جوانی با زنی به نام «مریم» که از خویشاوندانش بود ازدواج کرد ولی مریم به زودی به هنگام زایمان «فاطمه»، نخستین دختر رضاشاه درگذشت. با این همه سه همسر دیگر او توانستند زندگی در دربار شاهی را تجربه کنند. شاید بتوان گفت این زنان دربار رضاخانی، الگوها و نمونه‌های یک زن پیشرفته و مترقی در نظر و اندیشه تجددخواهانه رضاشاه بودند!


تاج الملوک، قدرتمندترین زن دربار رضاشاه بود





تاج‌المولک (ملکه مادر): رضاخان در سن چهل سالگی، هنگامی که در نیروی قزاق درجه یاوری یا سرگردی داشت، با دختر فرمانده خود که یک افسر مهاجر قفقازی به نام تیمورخان بود ازدواج کرد. تیمورخان هنگامی که دختر خود را به رضاخان داد در نیروی قزاق درجه میرپنجی یا سرتیپی داشت. دختر تیمورخان، تاج‌الملوک در آن تاریخ دختر ۲۴ ساله‌ای بوده و با توجه به این که در آن زمان دختران معمولاً در حدود سنین پانزده شانزده سالگی و حتی پایین‌تر به خانه شوهر می‌رفتند، تاج‌الملوک پیردختری بود که به ریش رضاخان بسته شد. اسدالله علم وزیر دربار محمدرضاشاه درباره تاج‌الملوک می‌گوید «ملکه مادر دارای کاراکتر فوق‌العاده‌ای است. او همواره شخصیت و مقام خود را در سطح هم‌شأن موقعیت رضاشاه حفظ کرده است. او تنها کسی است که رضاشاه نمی‌توانست حرف و خواست خود را بر او تحمیل کند. او از نظریات خود و از دوستان خود و از اصول خود جدانشدنی است. شخصیت بسیار جالب و مستقلی است.»


پس از کودتای ۱۳۳۲ ملکه زندگانی جدید خود را در رفاه کامل شروع کرد و این بار علاوه بر دخالت در امور زندگی فرزندان خویش، به معاملات و سرمایه‌گذاریهای داخلی و خارجی پرداخت و ظرف مدت کوتاهی یکی از سرمایه‌داران بزرگ ایران گشت. تاج، بالاخره در ناباوری اخراج و فوت فرزندش محمدرضاشاه در یکی از بیمارستانهای امریکا در حالی که در تنهایی کامل بسر می‌برد درگذشت.




قمرالملوک، بیشتر در اقتصاد بود و از سیاست دوری می‌کرد


قمرالملوک (توران): قمرالملوک امیرسلیمانی (توران) فرزند عیسی مجدالسلطنه امیرسلیمانی پسر مجدالدوله از رجال معروف عصر قاجار، دومین همسر رضاخان است. ثمره این ازدواج بسیار کوتاه و بدشگون برای رضاشاه پنجمین فرزندش غلامرضا بود که در سال ۱۳۰۲هـ . ش متولد شد. از همان ابتدای ازدواج، ملکه تاج ‌الملوک که با این وصلت مخالف بود به مبارزه با توران پرداخت و توران که یارای مقاومت در مقابل چنین زن حیله ‌گر و سیاستمداری را نداشت به تدریج کناره ‌گیری نمود به طوری که به دلیل اختلافات خانوادگی این ازدواج پس از یک سال به طلاق انجامید.
پس از ازدواج زندگی او دچار دگرگونی گشت. او در محافل اجتماعی شرکت نمود و صاحب ثروت کلانی شد و حتی در کنار فعالیتهای اقتصادی خانواده پهلوی و ساخته شدن مهرشهر توسط شمس پهلوی به فکر ساختن تورانشهر افتاد (۱۳۵۶ش) که اجرای طرح آن با همکاری آلمانیها پیش بینی شده بود، اما انقلاب اسلامی راه زیاده‌طلبی این خاندان را بست و او را به پاریس فراری داد.





عصمت الملوک، پس از انقلاب در ایران ماند و در تهران درگذشت


عصمت الملوک: عصمت‌الملوک دولتشاهی دختر غلامعلی میرزا مجلل‌الدوله دولتشاهی همسر سوم رضاخان است. او به هنگام تبعید رضاشاه، همراه وی به جزیره موریس رفت و پس از چند ماه به تهران بازگشت. وی از ابتدا وارد سیاست نشد اما از نفوذ خود در به کار گماردن اقوام خویش در پست‌های پر درآمد استفاده شایانی کرد. پس از مرگ رضاخان در ویلای شخصی خود در شمیران اقامت کرد. پس از انقلاب اسلامی در تهران ماند و در سال ۱۳۷۴ شمسی در سن ۹۰ سالگی درگذشت.

مشرق نیوز
۱۱ اسفند ۱۳۹۲

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.