نسخه آزمایشی

دانشجوی سیاسی ۱ ۱۳۸۶/۲/۱۶ - ۶۸۰۱ بازدید

دانشجوی سیاسی ۱


پیشگفتار


مشارکت‌ سیاسی‌ یکی از مهمترین‌ و اساسی ‌ترین‌ مطالبات دانشجویی
کشور  است؛ و مقام معظم رهبری همواره بر ضرورت فعالیت سیاسی دانشجویان و شرکت فعال
و مثبت آنان در مباحث سیاسی تاکید دارند. بر این اساس«تبیین دقیق سیاسی بودن
دانشجو، ضرورت و ویژگی ها و حدود آن در نظام اسلامی»، موضوع اصلی نوشتار حاضر می
باشد. که در این زمینه تلاش می شود از مباحثی پیرامون چیستی مشارکت سیاسی و عوامل و
سطوح مختلف آن، زندگی سیاسی دانشجویان و عوامل و زمینه های موثر بر آن، کارکردها و
نقش دانشگاه و دانشجو، آموزه های اسلامی پیرامون ضرورت و چگونگی مشارکت سیاسی و...
استفاده شود.


 


یکم. تبیین سیاسی بودن
دانشجو



دانشجوی سیاسی مطلوب در نظام اسلامی، به کسی اطلاق می شود که در
دانشگاه به درجه بالایی از بینش و درک سیاسی رسیده و در قبال سرنوشت خود، جامعه
و مسائل سیاسی حساسیت لازم را داشته باشد. سیاسى بودن دانشجو بدین معناست که یک
دانشجوی متعهد تنها نباید در محور مسائل فردى و شخصی خود متمرکز باشد. و از رویدادهای
جامعه و جهان غافل گردیده و نسبت به آن بی تفاوت باشد. بلکه باید با اصول و مبانى
منطقی و معقول به تحلیل حوادث و رویدادهاى جهانى و داخلى بپردازد و موضع مناسب و
قاطع اتخاذ نموده و حساسیت لازم را دارا باشد.
آنگونه که حضرت

امام (ره)، همواره از دانشجویان و دانشگاهیان انتظار داشتند که
همچون ناظرى بصیر و آگاه، هوشمندانه و متعهدانه عملکردها و تصمیم‏ گیرى ها را مد نظر
گیرند و با نقادى دلسوزانه خطا و لغزش احتمالى را گوشزد نمایند و همچون مشاوران و
کارشناسانى امین، مساعدت خویش را از دست‏ اندرکاران و مجریان امور دریغ نکنند.
همچنین در رخدادها و مراحل حساس و تعیین ‏کننده ‏اى همچون انتخابات، همراه با دیگر
بازوان فکرى جامعه، با ارائه ملاک ها و معیارهای صحیح، مردم را براى مشارکت و حضور
مؤثر در سرنوشت ‏خویش مدد رسانند و در جهت‏گیرى ها و خلق بسترهاى اجتماعى – فرهنگى
تسهیل کننده راه تحکیم مقاومت ملى و انقلابى در برابر جهان‏خواران، امت اسلام را
حامى و هادى باشند و به مدد قدرت فنى و دانش خویش در تشخیص و افشاى ترفندهاى
دشمنان، لحظه ای درنگ به خود راه ندهند.[۱]
حضرت آیه الله خامنه ای نیز تصریح می نمایند: «مسئولیت
‏بزرگ دانشجویان بسیجى تحلیل
درست، بررسى کارشناسانه و ریشه‏
یابى مسائل اساسى کشور و جهان
اسلام و حضور هوشیارانه، بانشاط و فعال در صحنه است.»



[۲]



مشارکت سیاسی



مهمترین‌ و اساسی‌ترین‌ خواست‌  دانشجوی سیاسی، مشارکت‌ سیاسی‌ است؛

مشارکت سیاسی (political
participation)، در اصطلاح
سیاسی، به معنای تلاش شهروندان،  برای انتخاب رهبران خویش، شرکت موثر در فعالیت ها
و امور اجتماعی و سیاسی و تاثیر گذاشتن بر صورتبندی و هدایت سیاست دولت، می باشد.



[۳]

در واقع مشارکت سیاسی، مجموعه ای از فعالیت ها و اعمالی است که شهروندان به وسیله
آن، در جست و جوی نفوذ یا حمایت از حکومت و سیاست خاصی هستند.[۴]
 افراد
یک جامعه به سه گونه مختلف با نظام سیاسی رابطه دارند؛


۱.
بعضى صرفا به سائغه حمایت و حفاظت از دولت عمل نموده رفتار خود را بر اساس نیازها و
تقاضاهاى حکومت تنظیم مى کنند
و در واقع مشارکت حمایتى (support
participation
) دارند؛


۲.
برخى در تلاش براى اصلاح یا تغییر نظام یا حداقل تصمیم و جهت نظام حکومتى هستند؛

۳.
و برخى دیگر نیز، بر خلاف دو گروه فوق، مواضع انفعالى(passive)و
یا بى طرفانه دارند. بعضى از نویسندگان سه نوع رفتار سیاسى فوق را به دو دسته عام
مشارکت فعال و مشارکت انفعالى تقسیم کرده اند.[۵]


سطوح
مشارکت سیاسی



مشارکت سیاسی شهروندان، مفهومی دارای سلسله مراتب است؛ از سطوح متعددی تشکیل شده

و تعیین کننده میزان شدت و ضعف مشارکت‏سیاسى افراد می باشد.[۶]
در یک جمع بندی مهمترین این سطوح عبارتند از:

۱. راى دادن و شرکت در گزینش و انتخاب مسؤولین سیاسى و اجتماعى؛ ۲
آزادى بیان و شرکت در تشکل هاى فعال سیاسى و نقد و ارزیابى عملکرد نهادها، مسؤولین
و ساختار حکومتى؛ ۳. نامزد شدن جهت پست ها و کرسى هاى سیاسى و فعالیت آزاد
انتخاباتى؛ ۴. دخالت و مشارکت در تغییرات و اصلاحات درون‏ساختارى؛ ۵. اقدام و عمل
براى تغییرات بنیادین نهادها و ساختارهاى نظام حکومتى.


از آن‏جا که میزان تحقق سطح پنجم مشارکت‏سیاسى در مقایسه با سطوح دیگر بسیار اندک
مى‏باشد و معمولا مشارکت‏سیاسى، دخالت ها، فعالیت ها و مشارکت هاى درون ساختار و
نظام سیاسى است، لذا واژه «مشارکت‏سیاسى‏» غالبا در یکى از چهار سطح نخست
مشارکت‏به‏کار مى‏رود.[۷]




عوامل مشارکت سیاسی


عوامل متفاوتى در میزان مشارکت‏سیاسى افراد و جوامع مختلف، تاثیر گذار می باشند.[۸]
بر اساس مدارک و شواهد فراوان، مشارکت سیاسی در تمام سطوح، بر طبق پایگاه اجتماعی-
اقتصادی، تحصیلات، شغل، جنسیت، سن، مذهب، قومیت، ناحیه و محل سکونت، شخصیت و محیط
سیاسی یا زمینه ای که در آن مشارکت صورت می گیرد، فرق می کند.[۹]
این عوامل معمولا در محورهایى نظیر وضعیت اقتصادى، سیستم سیاسى، فرهنگ سیاسى، آداب
و رسوم و باورهاى دینى و مذهبى جمع بندى مى‏گردد.[۱۰]



دانشجویان و سیاست


بررسی رابطه دانشجویان با سیاست و شناسایی عوامل و زمینه های موثر
بر آن، از ابعاد مختلف قابل تحلیل و ارزیابی است؛ از دیدگاه مارکوزه،‌ هابرماس.
فوکو، دانشجویان دارای سه ویژگی و خصیصه اصلی هستند که می‌توانند پتانسیل و ظرفیت
جنبش‌های اجتماعی جدید باشند:۱. خصیصة سنتی؛ دانشجویان جوان هستند و جوانی برای خود
ویژگی‌هایی دارد. عمده‌ترین ویژگی جوانی این است که جوانی سن هیجان‌ها و انرژی‌های
متراکم است که می‌خواهند این انرژی متراکم و هیجان انباشته را در جایی تخلیه کند و
لذا سن دانشجویی سن مقتضی تحرک و حرکت‌های انقلابی است.۲. ویژگی معرفتی؛ چون دانشجو
با معرفت‌ها و اطلاعات تازه سر و کار دارد و از لحاظ روشی نیز متُد انتقادی و
تحلیلی را دنبال می‌کند،‌ لذا به وضع موجود رضایت نمی‌دهد و با آن درگیر است.
پرسشگر و انتقادگر است و این ویژگی باعث می‌شود که دانشجو به عنوان محور اصلی
تحرکات اجتماعی شناخته شود. ۳. دانشجو محافظه‌کار نیست؛ کسانی مثل مارکوزه و دیگران
می‌گفتند که طبقات اجتماعی به علت وابستگی به کار، شغل و درآمد، محافظه‌کاراند اما
دانشجو چون کار و اشتغال ندارد، محافظه‌کار نیست؛ آرمان‌خواه است؛ و در راه آرمانش
هزینه می‌کند و به هزینه کردن،‌ راحت‌ رو می‌آورد.[۱۱]



از نظر اقتصادی و اجتماعی، دانشجویان در جوامع معاصر گروههای حاشیه نشینی هستند که
در طی دوران دانشجویی جایگاهی در درون شیوه تولید و متن روابط اقتصادی جامعه ندارند
و به عنوان نیروی کار فوق العاده آینده از منابع بخش عمومی یا بخش خصوصی ارتزاق می
کنند. از منظر اجتماعی ویژگی های زندگی دانشجویی عبارتند از: دور افتادگی از
خانواده، احساس گسیختگی و آزادی در انتخاب راه زندگی، زندگی دسته جمعی در
خوابگاهها، زندگی نامطلوب جنسی و تراکم انرژی جنسی- حیاتی، دور افتادگی از متن
واقعی زندگی اجتماعی[۱۲].
چنین شرایطی در کنار بهره مندی از سن جوانی توام با شور و هیجان و تحرک، وارد شدن
در جرگه روشنفکری به دلیل آغاز به تحصیلات عالی و آشنایی نزدیک و نسبتاً نظام مند
با مسائل اجتماعی و سیاسی، بهره مند بودن از فرصت تحلیل های دسته جمعی خوابگاهی
پیرامون شرایط اجتماعی و سیاسی داخلی و جهانی و...، جنبش های دانشجویی را در وضعیتی
قرار می دهد که اغلب خصلتی آرمانگرایانه پیدا می کنند.[۱۳]
اساساً نوع زیست دانشجویی به گونه ای است که زمینه ای مساعد برای پیدایش جنبش های
اجتماعی ضد سنتی، عدالت خواهانه و آرمانگرایانه، پدید می آورد.[۱۴]
در حقیقت تجمعِ بخشى از نیروهاى آگاه جامعه که از سطح تحصیلى نسبتا بالا و روحیه
کنکاش و بررسى علمى برخوردارند، وضعیت‏سیاسى، اقتصادى، فرهنگى و روند مناسبات
اجتماعى را در معرض نقادى دانشجو و دانشگاه قرار مى‏دهد. ذهن نقّاد و حسّاس دانشجو،
وى را به تفکر و تامّل نسبت‏به مشکلات جامعه مى‏کشاند؛ به این معنى که میزان مشکلات
موجود در جامعه بر میزان شدت و یا کاهش انتقادها و اعتراض ها و فعالیت‏سیاسى
دانشجویان تاثیر دارد. هر چه مشکلات اقتصادى، اجتماعى، سیاسى و فرهنگى بیشتر باشد،
میزان اعتراض ها و انتقادهاى دانشجویان نیز بیشتر و رادیکال‏تر خواهد بود و بر عکس،
چنانچه میزان مشکلات بزرگ در جامعه کمتر باشد، جنبش هاى دانشجویى نیز اصلاحات و
انتقادهاى محدودترى را خواهند داشت.[۱۵]


از منظر فرهنگی و سیاسی نیز در جوامعی که نظام ارزشی، اجتماعی و سیاسی آنان آمیختگی
تنگاتنگی با دین و آموزه های دینی داشته باشد، و دخالت در سیاست را از وظایف فردی و
اجتماعی بداند و نظام حاکم نیز بر مشارکت و حساسیت دانشجویان در امور سیاسی تاکید
داشته و زمینه های مناسب را فراهم آورد؛ دانشجویان انگیزه بیشتر و جدی تری در قبال
تحولات سیاسی داشته و بر ارتقای کمی و کیفی مشارکت سیاسی آنان به شدت تاثیر گذار می
باشد.
 

پی نوشت ها:







[۱]

-  ر.ک: جنبش دانشجویى، امیدها و بیم ها، عسگرى آملى،
پگاه حوزه شماره ۱۰۶.








[۲]

- خلاصه بیانات مقام معظم رهبرى در دیدار جمعى از اعضاى
بسیج دانشجویى دانشگاههاى سراسر کشور،  ۲۵/۱۱/۱۳۷۹.







[۳]

- ر.ک: فرهنگ علوم سیاسی، علی آقا بخشی، تهران: نشر
چاپار، ۱۳۸۳، ص ۵۲۲.





[۴]

-
lester w.milbrath. poltical participation،
rand mc. nally college publishing company،
۱۹۷۷،p.۲.؛
ر.ک: مفهوم مشارکت سیاسی، داود فیرحی، فصلنامه علوم سیاسی، ش ۱، ص ۴۴.





[۵]

-
حسین سیف زاده، تحول از
مشارکت منفعلانه به مشارکت فعالانه: تإمل نظرى، فصلنامه دانشکده حقوق و
علوم سیاسى، تیرماه ۱۳۷۳، شماره ۳۲، ص۱۹۳ـ۱۶۵.





[۶]

- ر. ک: مایکل رایش، جامعه و سیاست، ترجمه منوچهر
صبوری، تهران: سمت، ۱۳۸۳، صص ۱۲۴-۱۳۰.






[۷]

- تاثیر مشروعیت در مشارکت‏سیاسى، سید محمدناصر تقوى،
فصلنامه حکومت اسلامى، ش ۲۰.







[۸]

- ر.ک: مشارکت سیاسى: فرآیندها و برآیندها، مرتضى
شیرودى، رواق اندیشه، ش ۴۱.





[۹]

- جامعه و سیاست، پیشین، ص ۱۳۱.





[۱۰]

-
robert e.dows , political
sociology , london , ۱۹۸۶, p. ۲۹۶.





[۱۱]

-
جنبش
دانشجویی و تأثیر بر تحولات اجتماعی، سید عباس صالحی، باشگاه اندیشه،۱۶/۲/۱۳۸۲.





[۱۲]

- ر.ک: جامعه شناسی سیاسی، حسین بشیریه، تهران: نشر نی،
۱۳۷۸، ص ۲۶۰.





[۱۳]

- تاریخ جنبش دانشجویی ایران، دکتر محمد باقر خرمشاد
(مقدمه)، تهیه و تنظیم حسین قویدل معروفی، انتشارات نجم الهدی، ۱۳۸۵، ص ۳۷.





[۱۴]

- جامعه شناسی سیاسی، پیشین، ص ۲۶۱.





[۱۵]

- ر.ک: جنبش دانشجویى، امیدها و بیم ها، پیشین.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.